فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
نحو قرآنی به نحو «تعلیمی»، «علمی» و «نصی»؛ و نحو رایج و معروف به نحو «علمی»، «تعلیمی» و «تعلیمی علمی» تقسیم می شود. تاکنون درباره نقش نحو رایج (نحو تعلیمی علمی) در تفسیر قرآن، پژوهش هایی انجام شده است. اما «نحو نص قرآنی» دارای ویژگی ها و نیز تفاوت هایی با علم نحو (نحو تعلیمی علمی) است و به نقش آن در تفسیر قرآن کمتر توجه شده است. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی، ویژگی های نحو نص قرآنی و تفاوت های آن با نحو تعلیمی علمی را بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که نحو نص قرآنی در مقایسه با نحو تعلیمی علمی، معنامحور بوده و قواعد آن متکی به قرآن و مؤید به نظم و نثر عربی است و در تفسیر قرآن از آن استفاده می گردد. در این نحو، اختلافات مفسران، مکاتب نحوی و نحویان در توجیه اعرابی آیات بر پایه قواعد نحوی موجود در آیات با لحاظ معنا و تفسیر آیات، تحلیل و حل و فصل می شود.
تحلیل و نقد دیدگاه فاطمه مرنیسی درمورد حجاب با تأکید بر آیه 53 سوره احزاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر، حجاب از جمله مهمترین احکامی بوده که در حوزه زنان مورد توجه جریانهایی موسوم به نواندیشان دینی و فمینیسم اسالمی قرارگرفته است و آنها با نگرشی عرفی سعی در قرائتی نو از آیات حجاب بر مبنای رعایت حقوق زنان داشتهاند. فاطمه مرنیسی از جمله این افراد است که در یکی از آثار خود به نام »زنان پردهنشین، نخبگان جوشنپوش« با بررسی آیه 35 سوره احزاب، برخالف نظر مفسران و فقها قائل است مفهوم حجاب در آیه مورد نظر به معنای حائل بین دو مرد است. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع معتبر تفسیری و دینی، به تحلیل و نقد دیدگاه و ادله این محقق درمورد مسئله حجاب میپردازد. براساس بررسیهای انجام شده، دیدگاه مرنیسی به دلیل محدودیت و عدم اتقان منابع و استفاده گزینشی از آنها، خَلط بین پردهنشینی و پوشش زنان، عدول از ظاهر آیه 35 سوره احزاب و سیاق آیات مجاور، عدم توجه به نسبیت معنایی و عدم توجه به آیاتی که به صراحت حکم حجاب را برای زنان مسلمان تشریع کردهاند و به حاشیه راندن اصل فرازمانی و فرامکانی بودن قرآن، نادرست است.
ارزیابی مؤلفه های فرهنگی شهر طیّب از منظر قرآن (مطالعه موردی: شهر مراغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شناخت و معرفی شهر مطلوب اسلامی از مهم ترین چالش های محققان و متولیان مسائل شهری است. به جهت هجوم همه جانبه فرهنگ غرب و تقلید از الگوهای مدرنیته غربی، ترسیم مختصات و مبانی شهر طیب با رویکرد فرهنگی براساس آیات قرآن، استراتژی آگاهانه جهت رفع معضلات شهری است. از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا با استفاده از نرم افزار SPSS، وضعیت فرهنگی شهر مراغه را با مؤلفه های فرهنگی شهر طیب از منظر قرآن در قالب 12 شاخص اصلی و 36 گویه ارزیابی نماید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- تحلیلی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از دو روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که وضعیت فرهنگی شهر مراغه در مؤلفه های فرهنگی تجلّی توحید در فضاى شهر، رونق عبادت در شهر، اخلاص و پرهیز از ظاهرگرایی و مقدس مآبی، برقراری عدالت، گسترش ذکر و تذکر در شهر، رعایت عفت عمومی و هویت و عدم خودباختگی، با مؤلفه های فرهنگی شهر طیب از منظر قرآن تفاوت معناداری دارد به طوری که شهر مراغه به لحاظ مؤلفه فرهنگی ذکر شده، فاصله زیادی با معیارهای شهر طیب از منظر قرآن کریم دارد. اما در مؤلفه های فرهنگی گسترش تقوا و معنویت در شهر، شهر توکّل کنندگان، تأمین امنیت و آرامش، ضرورت وحدت در شهر و شهر اخلاق مدار، تفاوت معناداری با معیارهای شهر طیب اسلامی ندارد. در این پنج مؤلفه ذکر شده وضعیت فرهنگی شهر مراغه در مقایسه با معیارهای شهر طیب اسلامی در سطح قابل قبولی قرار دارد.
تبيين ربوبیت عامه الاهي در سوره مُلك بر پایه تفسير ساختاري با تأکید بر تفسیر المیزان
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
35 - 56
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار هندسی آیات قرآن کریم بر پایه اهداف سور، روی آورد جدید دوران معاصر است که از آن، با عنوانِ تفسیر ساختاری یاد می شود. در این روش، روابط بین آیات در پرتو غرض سوره کشف شده و با توجه به ساختار سوره و سیاق آیات، می توان به معنای روشن و منطقی آیات دست یافت. هدف مقاله حاضر، بررسی ساختاری سوره مبارکه مُلک است که با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر برخی از تفاسیر شیعه و اهل سنّت و با تأکید بر تفسیر شریف المیزان، سامان یافته است. بررسی ها، نشان می دهد که هدف اصلی این سوره، ناظر به تبیین و توصیفِ فرمان روایی و ربوبیت عامه الاهی بر جهان هستی و زندگی انسان هاست و مواردی هم چون دلایلِ این ربوبیت و فرمان روایی، تأثیر اعتقاد به ربوبیت خدا در سرنوشت اخروی انسان ها و نشانه های تدبیر و ربوبیت الاهی در زندگی انسان ها، به عنوان اهداف فرعی و ثانوی، مورد توجه بوده اند.
بازکاوی تحلیلی موضع مشرکان قریش در قبال وصف شریف «الرحمن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
217 - 242
حوزههای تخصصی:
در آیه شریفه 60 سوره فرقان، اجمالاً به اظهار جهل و ازدیاد نفورِ مشرکان قریش در قبال وصف شریف «الرحمن» اشاره شده است. در این راستا، شواهد دیگری نیز در آیات و روایات موجود است. حال مسئله اینجاست که علت این واکنش ویژه چیست؟ مقاله حاضر بر آن است که به روش توصیفی تحلیلی، پاسخ سٶال مزبور را از لابه لای متون دینی و تاریخی استخراج نماید. به نظر می رسد اولاً اظهار جهل مشرکان قریش صادقانه نبود و بیشتر جنبه تجاهل داشت؛ ثانیاً تجاهل ایشان در قبال «الرحمن»، بهانه تراشی برای توجیه و تثبیت گریز از آن بود و ثالثاً انگیزه اصلیِ حساسیت و نفور ویژه مشرکان قریش در قبال «الرحمن» به سه عامل بر می گشت: اول آنکه «الرحمن» در فضای آن روز، نماد معبودِ بی شریک بود و دوم آنکه «الرحمن» به فرهنگ عقیدتیِ قبایل رقیب تعلق داشت و سوم آنکه «الرحمن» در لسان مٶمنان، پرتکرار و شعارگون بود.
واکاوی زمان ولوج روح در جنین با تأکید بر آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
129 - 146
حوزههای تخصصی:
حکم تکلیفی مورد اتفاق نظر فقها برای سقط جنین با نظر به دلایل متقنی که در منابع اسلامیوجود دارد در دو فرض قبل و بعد از ولوج روح، حرمت است، و هرکسی که سبب سقط شده، مجرم محسوب گردیده و در نهایت، با نظر به مدتی که نطفه وارد رحم مادر گشته و مراحلی را طی کرده، دیه باید بدهد؛ اما فقها با بروز عناوین ثانویه موارد خاصی را قبل از ولوج روح از حکم حرمت استثنا نموده اند لذا تشخیص این زمان از اهمیت وافری برخوردار است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای اعم از حقیقی و سایبری، بدین ترتیب به نگارش درآمده، که ابتدا مفهوم حق حیات با توجه به آیات قرآن مورد مداقه قرار گرفته و آنگاه به روش تحلیلی سعی شده تا با استفاده از احادیث تفسیری و با بررسی واژه جنین در آن ها و همچنین طریقیت یا موضوعیت داشتن نحوه شکل گیری آن، زمان ولوج روح سنجیده شود. بررسی های صورت گرفته بیانگر آن است که عدم تفکیک میان روح حیوانی و روح انسانی در برخی روایات و احاله معنای روح به فهم عرفی، اقتضا می کند که از ولوج روح، معنای عرفی حیات و زنده شدن جنین برداشت شده، لذا به همین جهت در صورت شک و عدم حصول اطمینان به تحقق پدیده ولوج روح، قاعده احتیاط در دم اقتضاء می کند که در موارد مشکوک حکم به عدم جواز سقط بدهیم.
نقدپذیری معیارهای علامه شوشتری در ساختگی بودن روایات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
67 - 46
حوزههای تخصصی:
حدیث به عنوان دومین منبع از ادله استنباط احکام همواره مورد توجه فقها بوده است و با توجه به لزوم اثبات صحت روایات و اهمیت بالای آن در مباحث فقهی، دانشمندان اسلامی و فقیهان برای مقابله با عارضه وضع و تحریف روایات در دوره های مختلف آثاری را از خود برجای نهاده اند. یکی از کتب مهم معاصر و از جدی ترین کتابها در این باره، کتاب الأخبارالدخیله محمدتقی شوشتری (1281 1374ش) دانشمند معاصر ایرانی است. هدف از این پژوهش بررسی معیارهای شوشتری در ساختگی دانستن روایات است. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته ضمن بازشناسی مهم ترین معیارها و ذکر نمونه هایی از روایات کتاب، نشان می دهد که نگارنده، روایات را از زوایای مختلف بررسی کرده است. او هم به نقد متنی مانند ناسازگاری با قرآن، سنت قطعی، عقل، تاریخ، علم، حکم مشهور فقهی و اعتقادات کلامی پرداخته و هم به نقد سندی روایات نظیر واکاوی طبقه راوی، ضعف سند و سایر موارد رجالی توجه داشته و در این فرایند با وسواس و دقت نظر کوشش کرده روایات موضوعه یا محرفه را بازشناسی و معرفی کند. با این وصف مواردی همچون عدم تبویب دقیق، فقدان وحدت رویه، قطعی پنداشتن دیدگاه نویسنده در مواردی که فقط یک احتمال را می توان از کلامش دریافت کرد، را به عنوان کاستی های کتاب برشمرد.
ریخت شناسی داستان حضرت یوسف «ع» براساس الگوی پراپ در تفاسیر البرهان و الدر المنثور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی ازجمله رویکردهای نوین زبانشناسی و شیوه ای در نقد متون و ادبیات داستانی و روایی است که با تحلیل ساختار روایت، ضمن توصیف لایه های پنهان داستان، درصدد معرفی الگوهای حاکم بر روایت و اغراض نهفته در آن است. یکی از الگوهای شایان توجه در تحلیل ساختار داستان، الگوی پراپ است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار روایت داستان حضرت یوسف(ع) براساس الگوی پراپ انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. یافته های تحقیق نشان دادند کنش ها و گزاره های داستان حضرت یوسف(ع) در این متون به جز دو مورد که مربوط به زمان شرارت دوم داستان و بخشیده شدن هر دو شریر است، با الگوی پراپ تطابق دارد. همچنین، مشخص شد خویش کاری های اصلی استخراج شده، مطابق با آیات قرآن است و خداوند مسیر اصلی حرکت حضرت یوسف(ع) را از کودکی تا رسیدن به وزارت مصر و تعبیر خواب او را در قرآن کریم ترسیم کرده است. به عبارت دیگر، خداوند تمام وقایع لازم برای شکل گیری ساختار یک متن روایی را درباره این داستان در قرآن بیان کرده است. همچنین، این انطباق نشان می دهد رسیدن به کمال انسانی با گذشتن از مسیر سختی ها میسر می شود و هر حرکت و قدمی که به سوی کمال شکل گرفته، نقطه آغاز آن با سختی یا شرارتی است که بر حضرت یوسف(ع) وارد آمده است.
مطالعه تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و علامه جوادی آملی در جایگاه و کارکرد و شیوه نقد روایات در تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تطبیقی قرآن پژوهی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
86 - 109
حوزههای تخصصی:
در قلمرو تفسیر و فهم قرآن کریم، رجوع به روایات دارای اهمیت است. به استناد حدیث ثقلین پیوندی عمیق و ارزشمند میان اهل بیت و قرآن کریم وجود دارد. بنابراین بهره گیری از بیانات ایشان همواره مورد توجه و تاکید مفسران قرآن بوده است. در شیوه تفسیری قرآن به قرآن آن گونه که از ظاهر سخنان و سیره تفسیری علامه طباطبایی بر داشت می شود ایشان قرآن را مستقل از روایات، تفسیر می نماید. ایشان برای تفسیر آیات از خود آیات قرآن استفاده می نماید.آیت الله جوادی نیز این سیره تفسیری را مورد توجه قرار داده است. لکن بررسی سیره تفسیری هر دو مفسر ، این مطلب را واضح می نماید که ایشان از سنت برای فهم و تفسیر هر چه دقیق تر آیات بهره گرفته اند. از منظر ایشان روایات به طور مستقیم دخالتی در تفسیر ندارند. اما در اموری همچون بیان مصداق و شرح آیهُ، تعمیم معنای آیه، تعیین و تبیین جزییات و تفاصیل آیات و... روایات قابل استفاده است. همچنین روایات صحیح می تواند برداشت های تفسیری را تقویت یا تضعیف نماید و این موضوع خللی بر خود بسندگی قرآن برای تبیین معنای خویش وارد نمی نماید. دو مفسر عالیقدر در زمینه نقد وبررسی احادیث نیز تنها به نقد سندی اکتفا نکرده بلکه به بررسی محتوایی رویات نیز می پردازند و معیارهایی را برای فهم حدیث و شناخت سره از ناسره ارائه می نمایند.
قوّامیت مردان و تأثیر آن بر فعالیت اجتماعی زنان از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱شماره ۴۸
159 - 186
حوزههای تخصصی:
فعالیت اجتماعی زنان از جمله مسائلی است که امروزه با پیشرفت بشر و گسترش روابط انسانی، اهمیت بسیاری یافته است. زیرا زنان به عنوان نیمی از جامعه می توانند نقش های مؤثری در اجتماع داشته باشند. از سوی دیگر خانواده از منظر قرآن کریم، دارای جایگاه ویژه ای است به گونه ای که برای رعایت مصالح خانوادگی و اجتماعی، دستورات خاصی را جهت تنظیم روابط همسران وضع کرده است. قوامیت مردان بر زنان که در آیه شریفه « الرجال قوامون علی النساء» بیان شده به عنوان یکی از این دستورات است که به نظر برخی صاحبنظران با فعالیت اجتماعی زنان در تعارض است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی وبا هدف تحلیل و بررسی مفهوم قوامیت و تأثیر آن بر فعالیت اجتماعی زنان، این موضوع را مورد بررسی قرارداده و با توجه به معنای لغوی و تفسیر صحیح از آن، قوامیت را نه به معنای رئیس بودن بر زن بلکه به عنوان ابزاری در اختیار مردان می داند که بتوانند به وسیله آن، امور خانواده را اداره کنند بنابراین قوامیت نمی تواند مانعی برای فعالیت اجتماعی زنان محسوب شود. زیرا قوامیت براساس قرائن موجود در آیه آیات دیگر اختصاص به خانواده دارد و تا زنان می توانند در هر نوع فعالیت سیاسی، اقتصادی و علم آموزی مشارکت داشته باشند تا زمانی که فعالیت اجتماعی آنان به نقش خانوادگی آنها آسیب نزند.
تحلیل نظام گفتمانی سوره منافقون بر اساس نشانه-معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گذر از ساختار گرایی و ورود به مرحله نشانه - معنایی بیانگر این مطلب است که معنا امری متکثر و تعدد پذیر، از پیش تعیین نشده و حصار نا پذیراست که فرصت خوانش های متعدد و پویا را در گفتمان ها فراهم می سازد. همچنین، به دلیل اینکه نشانه - معناشناسی، منحصراً از طریق تبیین وجوه نشانه ای موجود درون متن صورت می گیرد، می تواند ابزاری مناسب برای مطالعه گفتمان های دینی باشد. ازاین رو در این پژوهش، یکی از گفتمان های چالشی در قرآن کریم، تحت عنوان سوره منافقون انتخاب گردید، تا ساختارهای شکل گیری، تولید و دریافت معنا، شگرد ها، ابزارهایی که منافقان سعی در پنهان کردن چهره حقیقی شان دارند و استراتژی های قرآن کریم برای آشکار-ساختن حقیقت آنان، بررسی گردد. روش تحقیق، روش توصیفی - تحلیلی با اتکا بر ابزار نشانه - معناشناسی است. نتایج بررسی روابط بین نشانه های سوره منافقون نشان می دهد که منافقان برای کنش نفاق، استراتژی و شگردهای مختلفی را پایه ریزی می کردند که مهم ترین آن عاطفی سازی فضای گفتمان است. از دیگر نتایج تحقیق، اشاره به استراتژی قرآن کریم است که همواره، در مقابل نشانه های منافقان، نشانه های چالشی ، تناقضی، تقابلی، دگرسویی را انتخاب می کند تا جریان عاطفی را که به راه انداخته اند به سمت شناخت و شناساندن چهره حقیقی آنان، هدایت کند.
بررسی تطبیقی دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی دربارۀ متشابهات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر صدرالمتألهین و علامه طباطبایی، آیات قرآن ظاهری دارند و باطنی، که هنگام مواجهه با آیات متشابه باید به ظواهر آیات اصالت داد و از آن غافل نشد. از نظر هر دو اندیشمند، فهم متشابهات به افراد و ظرفیت و شایستگیشان بستگی دارد؛ بعبارت دیگر، فهم متشابهات امری نسبی است. بعقیده آنها، راسخان در علم، تمام معنای متشابهات را میدانند و در واقع برایشان متشابهی وجود ندارد. البته ملاصدرا بر اساس نظریه توحید خاصی، معتقد است مراتب هستی از عالی تا دانی، همه بر یکدیگر ترتب وجودی دارند. بر همین اساس، او بر این باور است که بدون آنکه نیازی به تأویل آیات متشابه یا قول به تجسیم در باب ذات باریتعالی باشد، میتوان بر مبنای اصول فلسفی عرفانی دیدگاه توحید خاصی، ظواهر الفاظ آیات را حفظ نموده و همه آیات متشابه را بر ظاهر معنای آنها حمل کرد و لفظ متشابه را توسعه معنایی داد. اما علامه طباطبایی، قائل به ارجاع متشابهات به محکمات است و متشابهات را بر اساس محکمات تفسیر میکند. او به امکان و وجود تأویل برای تمام آیات قرآن، اعم از محکمات و متشابهات، معتقد است؛ متشابهات پس از ارجاع به محکمات، از تشابه خارج شده و محکم میشوند. در این پژوهش، دیدگاه ملاصدرا بدلیل آنکه دارای مبنا بوده، نسبت به نظر علامه ترجیح داده شده است.
مبانی اخلاق جنسی در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در صورتی که کنشگر اخلاقی با مبانی اخلاق در هر یک از حوزه های زندگی ارتباط مناسب داشته باشد، التزام به اصول اخلاقی و احترام به هنجارهای ارزشی برای او سهل می شود. حوزه رفتارهای جنسی از مهم ترین و مسأله خیزترین حوزه های زندگی انسان است. حضور نیروی جنسی در وجود آدمی به گونه ای است که بدون ارتباط وثیق با زیرساخت های اعتقادی، التزام به هنجارهای اخلاقی در این حوزه بسیار مشکل و بسا که غیرممکن است. به همین دلیل قرآن کریم اصول زیرساختی فعالیت جنسی را برای مخاطبان خود تبیین کرده است. بر این اساس، کشف و تبیین مبانی اخلاق جنسی از منظر قرآن کریم، کنشگران مسلمان را در التزام به اخلاق در این حوزه مهم کمک می کند. این مقاله برای پاسخ به چیستی، چونی و چندی مبانی اخلاق جنسی در قرآن کریم فراهم آمده و با روش توصیفی- تحلیلی، به تبیین اصول زیرساختی اخلاق جنسی در قرآن کریم پرداخته است. حاصل این تحقیق، کشف دو دسته اصل مبنایی شامل شش اصل در حوزه اخلاق جنسی از آیات مربوط به فعالیت جنسی در قرآن کریم است؛ اصولی که پیش از این با این سِمَت و نسبت مورد توجه قرار نگرفته است.
تحلیل انتقادی نظریه «وحدت موضوعی» در الأساس فی التفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از تناسب میان آیات قرآن از دیرباز در بین قرآن پژوهان و مفسران مطرح بوده و آثار متعددی نیز در این راستا عرضه شده است. دیدگاه وحدت موضوعی سعید حوّی در الأساس فی التفسیر در بیان ارتباط و تناسب آیات قرآن، شایسته ارزیابی و نقد است. دو رکن اساسی نظریه وحدت موضوعی وی، یکی توقیفی بودن ترتیب و چینش کنونی سوره ها در مصحف و دیگری اعتماد به روایات ناظر به تقسیم چهارگانه سُوَر قرآن کریم به اقسام «سبع طوال»، «مئین»، «مثانی» و «مفصل» است. در این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی سامان یافته است، به دست آمد که هیچ یک از دو رکن فوق قابل اعتماد نیست؛ نه توقیفی بودن ترتیب و چینش سوره ها در مصحف کنونی، قطعی است و نه روایات تقسیم رباعی سور قرآن در راستای مقصود او، کارآمد است. از نظر روش نیز نظریه وی که متکی به تقسیم بندی های متعدد بر آیات قرآن با محوریت سوره بقره است، با چالش های متعددی رو به رو است! به علاوه تفسیر او نیز نتوانسته است با اتکا به این نظریه، آراء تفسیری ناب و منحصر به فردی ارائه کند؛ به گونه ای که کاربست این نظریه در الأساس فی التفسیر، تفسیری متمایز از تفاسیر پیشین خلق نکرده است.
نماد و نقش آن در تبیین لایه های معنایی صفات خبریه خداوند در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان متنی الهی از لایه های معنایی به هم پیوسته تشکیل شده است. این لایه ها در عین یکپارچگی معنایی در چینش واژگان «تفصیل» یافته است؛ که دریافت دقیق این لایه ها، نیازمند به ابزار زبان شناسی است تا ضمن همراه ساختن مخاطب با مسیر معنایی خود، او را تا عمیق ترین لایه ها رهنمون و به یکپارچگی معنایی نزدیک نماید. نماد، نشانه ای امری قدسی و فرود آمده از عوالمی فراتر از انسان است که خود را در بستر واژگان به ظهور می رساند تا بتواند میان انسان و این معانی ماورایی، پیوند معنا و فهم برقرار سازد. در این پژوهش تلاش شده است به کمک نماد، میان آیات صفات خبریه خداوند و مفهوم عمیق آن ها با مخاطبان و مفسران پیوند عمیق ایجاد شود تا از تشتت آراء آن ها و نسبت شخص وارگی به خداوند در ذیل این آیات جلوگیری به عمل آید. نتیجه اینکه قرآن کریم به عنوان کتابی که از عالم ملکوت و جانِ نفس نزول پیدا کرده، در قالب الفاظ بشری و به تناسب افکار او در ظرف بشری مظروف گردید. مبتنی بر این مقوله، بعضی از آیات که ذیل صفات خبریه خداوند «وجه – عین – ید – استواء بر عرش – نفس – فوق – سمع – بصر)، نازل گردید؛ چون از همین ترکیب بهره مند است، مفسران و فلاسفه را در ذیل خود، به آراء متفاوت تفسیری گرایش داده است.
بررسی تحلیلی و مقایسه ای تفسیر عرفانی ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
279 - 297
حوزههای تخصصی:
با نگاهی گذرا به تفاسیر عرفانی در می یابیم که مهم ترین عنصر شالوده این تفاسیر، استنباط مفسر می باشد. از این حیث می توان تفسیرهایی متفاوت و در عین حال مشابه را مشاهده نمود. در میان تفاسیر موجود، تفسیر ابن عربی یک تفسیر عرفانی است که بیشتر صبغه فلسفی دارد. این مسأله از آن رو است که عارف در مرحله سیر دریافت های درونی خود، شیفته درک حقایق عالم ملک و ملکوت است و نیازی به اثبات حقانیت مطالب، دریافت ها و داشته های خود ندارد؛ لکن بعد از دریافت های قلبی باید با استعانت از اصول فلسفه به اثبات عقلانی گفته های خویش برای مخاطب بپردازد. از این رو تفسیر ابن عربی بیشتر گرایش به تأویل آیات بر اساس ذوق شخصی دارد که این امر می تواند از مصادیق تفسیر به رأی تلقی گردد. اما تفسیر خواجه عبدالله انصاری سعی دارد با شیوه درون بینشی و با ریاضت و مجاهدت، مطابق با سبک عرفان عملی به درک حقایق هستی بپردازد و از این رو کوشیده است با دوری از عقل و استدلال و با استعانت از جلا دادن قلب که محل دریافت های باطنی است، به فهم معانی قرآن دست یابد.
تفسیر تطبیقی آیه 54 سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۱۸۸-۱۶۵
حوزههای تخصصی:
آیه پنجاه و چهارم سوره مائده که به آیه ارتداد نامبردار است، از مهم ترین و چالش برانگیزترین آیات میان مفسران فریقین است. درباره تفسیر و تعیین مصداق «قوم» در آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَه ...»، مفسران اهل سنت غالباً ابوبکر، ابوموسی اشعری و انصار را معرفی کرده و مفسران شیعه، علی×، سلمان فارسی و یارانش و حضرت مهدی# و پیروانش را مصداق آیه شریفه دانسته اند. در مقاله پیش روی، دلایل هر یک از مفسران مذکور با روش توصیفی تحلیلی مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در پایان، حضرت مهدی# و یارانش به عنوان مصداق أتمّ و أکمل آیه، قول مختار و نظریه برتر شناخته شده است. البته از آنجا که این قول از باب تطبیق است، شامل تمام مؤمنان و رزمندگانی که تا زمان ظهور آن حضرت، پدید آیند و واجد اوصاف مذکور در آیه باشند، نیز می شود. واژگان کلیدی
بررسی نمونه های تفسیری مفسران دیوبندیه درآیات اولی الامر، اکمال،تطهیر و مباهله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۱۳۰-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
هرکدام از فرق و گروهای مسلمان برای فهم و تبیین قرآن مبانی و روش های متفاوتی را انتخاب کرده اند. یکی از این فرقه ها دیوبندیه است که تاحدودی روش متفاوت از دیگر فرقه های اهل سنت را در تفسیر قرآن اتخاذ نموده اند. دیوبندیه ازنظر فکری به حیاتی و مماتی تقسیم شده لذا در مبانی و روش تفسیرقرآن و دیگر مسائل دینی ازهم متمایز می گردند؛ لذا ضرورت دارد که باتمرکز به مبانی و روش این فرقه نمونه های تفسیری دیوبندیه بیان شود. سؤال اصلی پژوهش حاضرتحلیل و بررسی نمونه های تفسیری دیوبندیه است. برای رسیدن به پاسخ از منابع معتبردیوبندیه استفاده شده و نتیجه اینکه عمدتا روش تفسیری دیوبندیه نص و نقل گرایی است. در تفسیر آیات ولایت براساس مبانی و پیش فرض اهل سنت به تفسیر پرداخته و برخی جاها در ضمن پذیرش روایات سبب نزول درباره امام علی و اهل بیت(ع)به توجیه روایات پرداخته اند تا دیدگاه شیعه را رد کنند. هرکدام از فرق و گروهای مسلمان برای فهم و تبیین قرآن مبانی و روش های متفاوتی را انتخاب کرده اند. یکی از این فرقه ها دیوبندیه است که تاحدودی روش متفاوت از دیگر فرقه های اهل سنت را در تفسیر قرآن اتخاذ نموده اند. دیوبندیه ازنظر فکری به حیاتی و مماتی تقسیم شده لذا در مبانی و روش تفسیرقرآن و دیگر مسائل دینی ازهم متمایز می گردند؛ لذا ضرورت دارد که باتمرکز به مبانی و روش این فرقه نمونه های تفسیری دیوبندیه بیان شود. سؤال اصلی پژوهش حاضرتحلیل و بررسی نمونه های تفسیری دیوبندیه است. برای رسیدن به پاسخ از منابع معتبردیوبندیه استفاده شده و نتیجه اینکه عمدتا روش تفسیری دیوبندیه نص و نقل گرایی است. در تفسیر آیات ولایت براساس مبانی و پیش فرض اهل سنت به تفسیر پرداخته و برخی جاها در ضمن پذیرش روایات سبب نزول درباره امام علی و اهل بیت(ع)به توجیه روایات پرداخته اند تا دیدگاه شیعه را رد کنند.
رابطه تشریع نمازبا حدیث "لا صَلاهَ الّا بِفاتِحَهِ الکِتابِ" در شناخت نخستین سوره نازله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
مسأله اولین سوره نازله توسط قرآن پژوهان مورد تحقیق قرار گرفته است و نهایتاً با عنایت به ادلّه و قرائن مربوطه، یکی از سوره های مدثر، علق، حمد به عنوان نخستین سوره نازله برگزیده شده است. قائلان به تقدم نزولی سوره حمد به شواهد و ادله متعددی تمسک کرده اند؛ مانند برپایی نماز توسط پیامبر(ص) و یاران وی و حدیث "لا صَلاهَ الّا بِفاتِحَهِ الکِتابِ" . هدف از این پژوهش، تبیین رابطه تشریع نماز و حدیث " لا صَلاهَ الّا بِفاتِحَهِ الکِتابِ" با نخستین آیات و سُوَر نازله، در راستای اعتبار بخشی به ظنّ حاصل از تاریخگذاری نخستین آیات یا سُوَر نازله است. با بررسی رابطه این دو دلیل به روش توصیفی- تحلیلی در تعیین اولین سوره نازله و تأمّل در توجیه های ذکر شده ی مقابل آن دو، دانسته می شود که نیازی نیست نخستین بودن نزول سوره حمد را بر اساس آن دو دلیل اثبات کرد. با التفات به روش رایج در جمع بین روایات دال بر نخستین آیات و سُوَر نازله می توان گفت که پنج آیه ابتدایی سوره علق در ابتدای بعثت و سپس آیاتی از اول سوره مدّثر نازل شده است. سوره حمد اولین سوره نازله کامل محسوب می شود.
تحلیل انتقادی نظریه مشهور امامیه در اشتراط ولوغ برای وجوب تعفیر ظروف آلوده به بزاق دهان سگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
210 - 186
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظر مشهور فقهای امامیه، برای تطهیر ظروفی که از طریق تماس مستقیم با دهان سگ نجس شده باشد لازم است آن را (تعفیر) نمود؛ تنها مدرک برای اثبات این مطلب روایات است و در آیات قرآن کریم یا ادله عقلی و حتی اجماع، نمی-توان دلیل معتبری برای آن یافت؛ در روایات مربوط به حکم تعفیر از سه عنوان ( ولوغ الکلب، شرب الکلب، فضل الکلب) به صراحت نام برده شده است؛ در کنار این عناوین منصوصه عنوان غیر منصوص (لطع الکلب) نیز مورد نظر فقها بوده است؛ در مقاله حاضر مشخص خواهد شد هر یک از عناوین چهار گانه مذکور گستره معنایی خاصی دارد و حکم تعفیر برای همه آن موارد قابل تطبیق نمی باشد؛ همچنین نظر مشهور امامیه در مورد موضوعیت داشتن عنوان (ولوغ) برای حکم تعفیر ، مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت؛ با توجه به بررسی های انجام شده، عنوان (ولوغ الکلب) علی رغم اینکه در برخی روایات مورد اشاره قرار گرفته لکن از اعتبار لازم برای استناد برخوردار نمی باشد؛ در این پژوهش با مقایسه و بررسی ادله این چهار عنوان مشخص خواهد شد تنها موضوع (فضل الکلب) از پشتوانه علمی قابل قبولی برخوردار است و عنوان (لطع) نیز که از موضوعات منصوص در حکم تعفیر نمی باشد تنها در صورتی ملحق به حکم تعفیر خواهد بود که منجر به تحقق مصداق (فضل الکلب) باشد.