فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
سراج منیر سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۹
65 - 97
حوزههای تخصصی:
استناد به روایات یکی از منابع اصیل برای مفسر است، اما مفسران در شیوه بهره گیری از این منبع، دیدگاه و عملکرد متفاوتی داشته و هر کدام به نوعی از روایات استمداد کرده اند که البته بسیاری از آنان در این زمینه دچار لغزش شده اند. علامه طباطبایی با مطرح کردن «بحث های روایی» در تفسیر المیزان، درصدد سنجش اعتبار و تعیین صحت و سقم روایات تفسیری و همچنین نقد نظرات مفسران در استفاده از این میراث بوده و با به کارگیری مبانی و ملاک های نقد الحدیثی به طور مفصل به بررسی و نقد اجتهاد مفسران در زمینه به کارگیری روایات پرداخته و موارد فهم نادرست، اجتهاد نارسا و ضعف های موجود در روایات تفسیری را با دلایل مستند و مستدل بیان کرده است. البته نویسنده ارزیابی های علامه پیرامون نقد روایات و بررسی نظر مفسران را نیز مورد قضاوت و سنجش قرار داده و میزان اعتبار نظرات انتقادی ایشان را ذکر و موارد قوت و ضعف دیدگاهش را بیان کرده است.
بازشناسی ادراک وحیانی و اقسام آن ازنظر صدرالمتألّهین و علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۱
73 - 98
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألّهین در بحث تقسیم وحی، تعلیم را به سه نوع تعلیم بشری، تعلیم مَلَکی و تعلیم الهی تقسیم می کند. ازنظر علامه، «وحی الهی» به سه صورت مطرح است؛ «وحی»، «سخنی از پشت حجاب» و «گفتاری که به وسیله مَلکی رسانده می شود»؛ اما حقیقت آن یک معنا و مفهوم است و آن این که جبرئیل آن را احساس می کند، با خود به زمین می آورد و در جان پیغمبر قرار می دهد. از اهداف این نوشتار، بیان خصوصیات ادراک وحیانی ازنظر این دو حکیم متألّه است که با روش توصیفی - تحلیلی و در قالب تحقیق کتابخانه ای ارائه شده است. از نتایج این بحث در نظر صدرالمتألهین این که آنچه بر قلب نبی اکرم (ص) نازل شده، حقائق قرآن است؛ نه الفاظ یا نوشته آن؛ ازاین رو قلب نبی، نور عقلی قرار داده شده که به سبب آن نور، حقایق اشیا در آن مانند نوری آشکار و منورند. به اعتقاد او آنچه در مسئله وحی هست، درک شهودی یک واقعه یا یک حقیقت عرفانی است که این ادراک جز با صعود نفس به مصدر وحی محقق نمی شود. علامه طباطبائی نیز معتقد است که وحی، کلام خفی و تفهیم به طریق اشاره است. او آن را ادراکی بشری و شعوری مرموز می داند که فراتر از عقل و حس و با پشتوانه امر غیبی است؛ پس منشأ الهی دارد و با خرق عادت، به نبی داده شده است.
تحلیل تفاوت بین درخواست احیای مردگان در دو داستان حضرت عُزیر و ابراهیم(ع) از نظر علامه طباطبایی
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
187 - 177
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که مفسران در تفسیر آیات 259و260 سوره بقره (درخواست احیای مردگان توسط حضرت عزیر(ع) و ابراهیم(ع)) کمتر به آن پرداخته اند، تفاوت بین این دو جریان است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این تفاوت توجه نموده و آن را به صورتی بدیع و دلنشینی تبیین کرده اند. از نظر ایشان، این دو جریان هر یک مربوط به مرتبه ای از هدایت الهی هستند. علامه با بیان دلائل و شواهد متعددی اثبات می نمایند که درخواست حضرت عزیر(ع) مربوط به مشاهده اصل احیاء مردگان بوده است از این نظر که زمان طولانی از مرگ آنها گذشته و اجزای آنها از صورت انسانی خارج شده اندو درخواست حضرت ابراهیم(ع) مربوط به کیفیت احیاء مردگان و مشاهده علت و سبب احیاء و چگونگی افاضه حیات به آنها بوده است. علامه معتقد است که این نحوه هدایت، بسیار عالی تر از هدایت قبلی و در حقیقت، مشاهده باطن و ملکوت احیاء مردگان به وسیله کلمه «کُن» است.
ارزیابی رویکرد تأویلی نصرحامد ابوزید در فهم آیات الاحکام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
۲۱۵-۲۳۴
حوزههای تخصصی:
حامد ابوزید از نواندیشان معاصر معتقدست که راه زنده ماندن پیام قرآن، تأویل است. از دیدگاه وی، آیات الاحکام باید به صورت عصری تأویل شود؛ از سیر تکوین احکام در عصر نزول، پیامی حاصل می شود که با استفاده از آن می توان احکام عصری را به دست آورد. از آنجا که هر فهمی از قرآن باید ضابطه مند باشد، بررسی ضابطه مندی تأویل ابوزید ضروری می نماید. هدف پژوهش حاضر، پی گیری ضابطه مندی در مؤلفه های تأویل ابوزید؛ مبانی هرمنوتیکی، روش و معیار تأویل است. مطابق نتایج پژوهش، برخی عوامل موجب بی ضابطگی تأویل می شود: در مبانی، غفلت از قصد مولف، اعتقاد به تاریخمندی فهم و ...؛ در روش، خوانش پذیری پیام حاصل از سیر تکوین احکام و در معیارها، عصری بودن و مطابقت با پیام حاصل از سیر تکوین احکام. البته دو معیار پیوند معنا با فحوا و توجه به بافت های مختلف کلام، خوانش افراطی متن را مهار می کنند.
مطالعه انتقادی گفتمان کاوی متون دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش تحلیل گفتمان انتقادی از جمله روش های تحلیل کیفی متن محسوب می شود که در واکاوی و کنش اجتماعی متون نقش مهمی دارد. گرچه این روش در حوزه علوم سیاسی و اجتماعی شناخته شده است، اما اخیراً توانسته در مطالعات میان رشته ای علوم قرآن و حدیث نیز راه یابد. تبیین قدرت و ایدئولوژی از جمله مسائل پیچیده در تحلیل انتقادی گفتمان است از این رو، این پژوهش قصد دارد تا با مطالعه ای انتقادی پژوهش های صورت گرفته در گفتمان کاوی متون دینی، توان کاربست این دو مفهوم را در متون دینی بررسی نماید. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی، پس از نقد پژوهش های انجام شده در زمینه کاربست روش تحلیل گفتمان در متون دینی به تبیین مهمترین مبانی قدرت و ایدئولوژی می پردازد و در نهایت آسیب-های این روش در مواجهه با مطالعات میان رشته ای قرآن و حدیث را بیان می کند تا با آسیب شناسی این روش، جهت الگودهی و کاربست شایسته در مطالعات میان رشته ای قرآن و حدیث مورد اهتمام قرار گیرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مبانی قدرت و ایدئولوژی در روش تحلیل گفتمان انتقادی با وجود تمام قابلیت های روشی در تحلیل لایه های معناشناختی متون دارای آسیب های معرفت شناختی، روش شناختی و اصطلاح شناسی است و با این مفاهیم توان کاربست در بررسی متون دینی ندارد.
بازنمود رویداد حرکت فعل «ذَهَبَ» در قرآن کریم: رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت، مفهومی اولیه، جهانی و پیچیده است که در زبان های گوناگون، با عناصر روساخت متفاوتی بازنمایی می شود. مطالعات تالمی در واقع شروع مطالعات زبان شناسی شناختی در موضوع حرکت محسوب می شود؛ تالمی روابط نظام مند میان روساخت ها و ژرفﹾ ساخت های زبانی را تبیین نموده است. مقاله حاضر به بررسی مفهوم سازی فعل حرکتی ذَهَبَ در قرآن بر مبنای الگوی واژگانی شدگی تالمی پرداخته است.پیکره پژوهش حاضر56آیه مشتمل بر ماده«ذَهَبَ»است که از این تعداد، 48 روساخت فعل «ذَهَبَ» مشاهده شد و پس از تحلیل داده ها در بافت قرآنی، 28 نمونه استعاری و 20 مورد غیراستعاری و به معنای حرکت فیزیکیِ رفتن کشف شد. در مرحله بعد بسامد و نحوه کاربست مؤلفه های رویداد حرکت استخراج و نقش آن در بهبود و تدقیق تفسیر آیات قرآن مشخص شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تمامی چهار مؤلفه اصلی رویداد حرکت و دو مؤلفه فرعی در گزاره های مورد مطالعه وجود دارد و بالاترین بسامد در میان مؤلفه های اصلی، مربوط به مؤلفه مسیر وجزءحرکتی(20مورد)سپس مؤلفه پیکر/زمینه(19مورد)و در مؤلفه های فرعی، سبب(13مورد) است. یکی دیگر از نتایج مقاله حاضر، تبیین وقوع بسط معنایی در روساخت مشترک مفهوم «رفتن» در قالب مفاهیم«برطرف شدن»،«نابود شدن» و «مردن» است.
نقش ساحات احساسی و ارادیِ ایمان در پیوند دو سویه آن با فعل اخلاقی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایمان حقیقتی است که افزون بر شناخت، احساس و اراده انسان را نیز دربرمیگیرد و بهمین دلیل اندیشمندان با تأکید بر یکی از این ساحتها، دیدگاههای متفاوت شناخت گروانه، احساس گروانه و اراده گروانه ارائه نموده اند. نحوه پیوند ایمان با عمل نیز از مسائل کهن در باب ایمان است که معرکه یی از آراء گوناگون را در پی داشته است. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، برداشت ملاصدرا در این موضوع تبیین و تحلیل میگردد. غالباً دیدگاه ملاصدرا در باب ماهیت ایمان را یگانه انگاری ایمان و شناخت معرفی میکنند اما از دیدگاه وی ایمان معرفتی قلبی است که افزون بر شناخت، احساس و اراده آدمی را نیز دربرمیگیرد. تأکید ملاصدرا بر نقش عشق مؤمنانه در ساحت احساس و نیز اخلاص ایمانی در ساحت اراده، موجب گردیده تا بتوان تبیین قابل قبولی از نحوه پیوند ایمان و عمل در چارچوب اندیشه وی، ارائه نمود. بدینسان، ایمان از طریق گستره خود در ساحت احساس و اراده (عشق و اخلاص)، به عمل اخلاقی منجر میشود و متقابلاً از همین دریچه ها، از آن تأثیر میپذیرد. بنابرین با وساطتِ ساحت احساس و اراده، میان معرفت و فعل اخلاقی رابطه یی دو سویه برقرار میشود؛ از سویی ایمان انجام فعل اخلاقی را تضمین میکند و از سوی دیگر، انجام فعل اخلاقی باعث تقویت ایمان میشود.
سبک زبانی قرآن در گزاره های اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به ارزش های والای اخلاقی و نقش سازنده و تاثیر گذار آن ها در پرورش و تعالی روح انسان اهمیت داده و تاکید فراوان نموده است. این کتاب الهی که برای هدایت آحاد بشر در طول زمان نازل شده است،برای رساندن انسان به سر منزل مقصود که همان اتمام و اکمال اخلاق و مکارم آن و نهادینه کردن آن در جامعه است، از سبک های زبانی گوناگون بهره برده است؛ درپژوهش پیش رو برای نیل به فهم صحیح و کامل از گزاره های اخلاقی قرآن، بامطالعه ی کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل سبک زبان قرآن در گزاره های اخلاقی پرداخته ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که خداوند متعال، با توجه به تفاوت انسان ها در خلقیات و روحیات، برای هدایت حد اکثری و نهادینه کردن مکارم اخلاق در وجود انسان در گزاره های اخلاقی از سبک های متنوع زبانی مانند زبان تصویرگر، زبان تمثیل، زبان تشبیه، زبان تعلیم، زبان تربیت، زبان موعظه، زبان داستان وقصه گو و... در گزاره های اخلاقی بهره برده است .
بررسی اختلاف قرائات سبع در تفسیر سوره مومنون
حوزههای تخصصی:
روش شناسی تفسیر آیات عصمت انبیاء
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم دامن انبیاء را از ارتکاب به گناه مبری می داند. اما برخی از آیات قرآن ظاهرا بر ارتکاب گناه توسط برخی انبیاء الاهی دلالت دارد. از این رو حضرات معصومین (ع)، متکلمان و مفسران به پاسخ گویی به شبهات پیرامون این موضوع پرداخته اند به نظر می رسد معیارهای ارائه شده در توجیه شبهات عصمت انبیاء توسط برخی از اندیشمندان مسلمان جامع و دقیق نیست، و برآمده از نگاه محدود و وابسته به گرایش های کلامی آن ها است. هدف مقاله حاضر نقد و بررسی آراء دانشمندان مسلمان درخصوص اثبات عصمت انبیاء بوده است. پرسش پژوهش حاضر این است که: روش منطقی در تفسیر آیات عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات پیرامون آن چیست؟مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی تهیه شده است. داده های پژوهش از منابع تفسیری و کتاب های مرتبط با هدف مقاله، جمع آوری و مورد نقدو بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که ازجمله معیارها در اثبات عصمت انبیاء (ع) بر آمده از آیات قرآن عبارتند از: ادلّه عقلی در اثبات عصمت انبیاء، ادلّه نقلی، در نظر گرفتن فضای نزول آیه، تمییز تفسیر از تأویل، تطبیق اقوال تفسیری با مواردی چون وقایع قطعی تاریخی، سیره و صفات و شئون انبیاء، توجه به علم لغت، اصول لفظیه، و سرانجام فصاحت و بلاغت قرآن.
واکاوی واقعه میقات بنی اسرائیل با تأکید بر مفهوم و مصداق آیه 155 سوره اعراف
حوزههای تخصصی:
جریان «میقات بنی اسرائیل» در قرآن، مبحثی پر دامنه میان مفسران اسلامی است. از مسائل مهم در این زمینه، بررسی مفهوم و مصداق فراز «أ تهلکنا بما فعل السفهاء» (اعراف/ 155) است. بیش تر مفسران عبارت «أ تهلکنا» را به حضرت موسی (ع) نسبت داده، آن را به عذاب و عقاب تفسیر کرده اند؛ اما با توجه به موارد استعمال مشتقات «إهلاک» در قرآن و نیز با لحاظ سیاق و آیات همگون، به نظر مفهوم و مصداق دقیق تری می توان برای عبارت مورد بحث جست وجو کرد.جستار حاضر بر آن است، با روش توصیفی تحلیلی، ضمن نقد آرای مفسران، دلایل و شواهد تفسیر برگزیده را تبیین نماید. پژوهش پیش رو به این نتیجه می انجامد که «إهلاک الاهی» در عرف قرآن به معنای «عذاب و مرگ بدفرجام» است و این معنا با وضعیت حضرت موسی (ع) در جریان میقات بنی اسرائیل هماهنگ نیست؛ بلکه تطبیق عبارت «أ تهلکنا» بر گفت وگوی برگزیدگان بنی اسرائیل با خداوند پس از صاعقه مرگ، با «حقیقت قرآنی إهلاک» سازگارتر می نماید.از پیامدهای کلامی این بحث می توان به تأیید سخن گفتن خداوند با صاعقه زدگان بنی اسرائیل در عالم برزخ و دنیا، امکان احتجاج با بنی اسرائیل در پی این مکالمه و نیز زدودن ابهام از مسائلی چون امکان رجوع به دنیا در صورت «إماته» نه إهلاک اشاره کرد.
بررسی تاویلات ابن عربی در نظریه انقطاع عذاب باتوجه به مساله غایت شناسی انسان با تاکید بر آموزه های امام خمینی
حوزههای تخصصی:
از جمله نقدهای مهم منتقدان مکتب ابن عربی، تأویلات غریبی است که ابن عربی و برخی تابعان ایشان نسبت به برخی آیات قرآن ارائه داده اند و در شمار آنها، مسأله خلود در جهنم، عذاب دائم و جاودان خالدان در دوزخ است.این دسته که نظریه انقطاع عذاب اهل دوزخ را مطرح می کنند برای مدعای خویش ادله و مبانی را مطرح کرده اند که برخی خلاف ظاهر و نص است. از جمله این افراد ابن عربی است که در مواضع مختلف آثارخود به این موضوع پرداخته است. به باور ابن عربی و برخی شارحان، غایت خلقت برخی انسان ها، دوزخ است و براساس همین مبنا چنین استدلال کرده اند که مزاج و ساختار وجودی این دسته افراد ملایم با دوزخ و عذاب است، لذا از بودن در دوزخ در عذاب نیستند.. در این نوشتار برآنیم تا ضمن بیان مدعا، باتوجه به آموزه ها و اندیشه امام خمینی به بررسی آن بپردازیم. از منظری کلان، غایت انسان سعادت است که تحقق و نزدیک شدن به این غایت به نسبت درجات و کمالات وجودی است که آن دردوزخ نخواهد بود.
تحلیل محتوایی چکیده های مقالات پژوهشیِ علوم قرآن و حدیث از منظر روش شناسی تحقیق (مطالعه موردی 61 مقاله از پنج مجله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
287 - 315
حوزههای تخصصی:
چکیده یک پژوهش، فشرده ای از مطالب اساسی آن است که تأثیر زیادی در شناساندن و انتشار آن در جامعه علمی دارد. میزان رعایت معیارهای چکیده نویسی که بسته به حوزه پژوهش متفاوت است، می تواند شاخصی برای توسعه روشمند علم در آن حوزه به حساب آید. با توجه به رشد کمّی و کیفی نشریات علوم قرآن و حدیث در سال های اخیر و به منظور ارتقای سطح کیفی چکیده نویسی در این حوزه، نیاز به نوعی الگوسازیِ عملی برای محققان حس می شود. بر این اساس، پژوهش حاضر در صدد برآمد به روش توصیفی تحلیلی همراه با نقد، پس از تعیین مهم ترین معیارهای محتواییِ نگارش چکیده در مقالات حوزه علوم قرآن و حدیث، میزان رعایت این معیارها را در برخی مقالات این حوزه به صورت آماری همراه با نمونه های عینی تحلیل نماید. در نتیجه با نگاه به استانداردهایِ جهانیِ چکیده نویسی و بر اساس اهداف چکیده در حوزه نام برده، معیارها به صورت نکاتی که وجود یا عدم وجود آن ها ضروری یا ترجیحی است، تعیین شد؛ برای نمونه می توان از ضرورت وجود هدف، سؤالات، روش و اهم نتایج پژوهش، و عدم وجود مطالب خارج از متن، مطالب کهنه و عامیانه و واژه های مترادف در چکیده نام برد. در 61 مقاله مورد بررسیِ پنج مجله در این حوزه، از میان معیارهای ضروریِ چکیده نویسی، «روش پژوهش» و از میان معیارهای ترجیحی، «ضرورت و اهمیت پژوهش» کمترین درصد رعایت را داشته اند.
نظریه خودگروی اخلاقی از دیدگاه قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از پرسش های بنیادی در باب اخلاق، چرایی پیروی از الزامات اخلاقی است. در پاسخ به این پرسش، سه نظریه هنجاری با تقریرهای گوناگون شکل گرفته است: «فضیلت گرا»، «وظیفه محور» و «نتیجه گرا». نتیجه گرایان هدف اخلاقی زیستن را دستیابی به منفعت می دانند. آنان در پاسخ به این پرسش که چه کسی باید از نتیجه فعل اخلاقی برخوردار شود، دو رویکرد متفاوت را ارائه می دهند: خودگرا (منفعت فردی) و دیگرگرا (تأمینِ منافعِ دیگران). با مطالعه آیات قرآن درمی یابیم که دیدگاه قرآن با خودگرایی اخلاقی سازگار و با مبانیِ انسان شناختی، غایت شناختی و اسلوب های تربیتِ اخلاقی قرآن و نیز با داده های روان شناسی همساز است؛ البته بخش بزرگی از الزام های اخلاقی قرآن مانند انفاق، ایثار، اصلاحِ میان مؤمنان، شفقت، بخشش، صله رحم، حق الناس و ... در ساحت جامعه تبلور پیدا می کند که در نگاهی سطحی، نظریه دیگرگرایی را به ذهن خطور می دهد، ولی با تأمل و ژرفنگری به مجموعه آیات قرآن، آشکار می شود که مهم ترین نقطه اتکای آموزه های اخلاقی قرآن، بهره گیری از خودگراییِ انسان در جهت دیگرگرایی، جامعه نگری و نوع دوستی است و با تکیه بر این اصل طبیعی، بیشترین نیروی پیشران را در وجود مخاطبانش به سمت دیگرگرایی و نوع دوستی برانگیخته است.
تحلیلی بر ماهیت نسخ در دیدگاه سلفیان با تمرکز بر اندیشه ابن تیمیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله نسخ یکی از مسائل بسیار مهم در علوم قرآنی است که میان صاحب نظران در تعریف و مصادیق آن اختلافات فراوانی وجود دارد. قرآن مجید خود در چند آیه به وقوع نسخ در قرآن تصریح فرموده است(بقره: 106؛ نحل: 101؛ رعد: 39). نوع مواجهه با مسئله نسخ می تواند موجب پذیرش یا انکار حجیت ظاهریی آیات قرآن باشد. جریان سلفی- تکفیری فرقه ای منسوب به اهل سنت با گرایش و رویکردی خاص در تفسیر و علوم قرانی برداشتی متفاوت تر از سایر فرق اسلامی در موضوع نسخ دارد. به نظر، دیدگاه این فرقه در حوزه تفسیر و نسخ یکی از موجبات شکل گیری اختلافات است. پژوهش پیش روی با روش توصیفی- تحلیلی ورویکرد اسنادی ونیز با اگاهی از ضروت شناخت مبانی فکری جریان سلفی- تکفیری به مطالعه و تحلیل نسخ در دیدگاه آنان می پردازد؛ و در پایان به این نتیچه می رسد که سلفیان برداشتی عام تر از معنای نسخ دارند به طوری که نسخ در این فرقه شامل تخصیص، تقیید، مطلق، استثناو...هم می شود. عدم توجه به این نکته می تواند موجب خطا در قضاوت های ما باشد.
قلمرو حریم خصوصی خانواده از منظر قرآن کریم و حقوق بشر
حوزههای تخصصی:
یکی از حقوق اساسی و بنیادین بشر که در منابع اسلامی و قوانین کشورها و اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است حق برخورداری اشخاص از مصونیت و حرمت حریم خصوصی است. نیاز به حریم خصوصی، امری بسیار ریشه دار و فطری است که با کرامت انسانی ارتباط وثیق دارد و هدف از آن تکریم تمامیت مادی معنوی انسان و تعالی شخصیت او می باشد و رعایت این حق فضای لازم برای رشد و تکامل شخصی افراد را فر اهم ساخته و از تنزل انسان ها در حد یک ابزار جلوگیری می کند. نوشتار پیش رو با درک ضرورت تحلیل این موضوع، می کوشد به این سؤال پاسخ داده شود که قلمرو و مصادیق این حق برای افراد مخصوصا اعضای خانواده تا کجاست و چه بخش هایی را شامل می شود؟ تا افراد با شناخت حریم شخصی دیگران از هر دخالتی که موجب نقض آن حریم می شود اجتناب کنند. برآیند این تحقیق نشان می دهد که: از منظر قرآن کریم و نگاه های حقوقی، مرزها و محتوای آنچه به عنوان حریم خصوصی تلقی می گردد عبارتند از: محدوده ای از عقاید، احساسات، رفتارها و ویژگی های هر عضو خانواده که برای دیگر اعضاء آشکار نباشد یا علی رغم آشکار بودن، از افشای آن راضی نباشد و در مقابل ورود و نظارت دیگر اعضاء واکنش نشان دهد؛ مانند حریم خصوصی جسمانی و جنسی، داشتن خلوت و تنهایی در منزل خصوصی و اتاق شخصی، کنترل بر اطلاعات شخصی و ارتباطات خصوصی، حریم شخصیت، رهایی از نظارت های سمعی و بصری، حمایت در برابر تفتیش ها، تجسس ها و رهگیری ها و نهایتا حق تعیین سرنوشت برای خود.
قرآن خاستگاه عزت و مقاومت
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳)
64 - 89
حوزههای تخصصی:
«ناشناختگی خاستگاه خود قرآن در تولید و خلق عزت و مقاومت» مسئله ای اساسی در برنامه ریزی برای تعامل با قرآن است. پیشینه مطالعات قرآنی درباره ایستادگی و مقاوت نشان می دهد بیش از هر چیز به آموزه هایی از قرآن پرداخته شده که به طورمستقیم به مقاوت و استقامت دعوت می کنند؛ حال آنکه با قطع نظر از آموزه های مستقیم، این کتاب عزیز دارای ویژگی هایی عزّت آفرین است. مقاله حاضر به بیان ویژگی هایی می پردازد که قرآن را به مثابه خاستگاه عزّت و مقاومت تبیین می کند؛ با این فرضیه که ویژگی های جهان شمولی، والایی، پایان ناپذیری، مانایی و هیمنه قرآن کریم سبب عزیزبودن این کتاب و خاستگاه عزّت و مقاومت فرهنگی مؤمنان به قرآن در مقابل فرهنگ های رقیب است؛ البته این امر لابشرط نیست، بلکه ایمان همراه با التزام به قرآن عزیز است که سبب عزّت پیروان آن خواهد بود. برای اثبات این فرضیه ویژگی های یادشده و تأثیر آن در تولید و خلق عزت مؤمنان به قرآن، بررسی و تبیین می شود. روش پژوهش بر تحلیل داده های قرآن و قواعد استنباط از دلیل لفظی استوار است.
مسئله جنسیت در رویکرد معرفت شناسانه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فلسفه اسلامی بطور عام و حکمت متعالیه بطور خاص، مسئله جنسیت بصراحت مورد توجه قرار نگرفته است. اما بر اساس مبانی فلسفه اسلامی و از لابلای آثار فیلسوفان میتوان به آراء ایشان در اینباره و تفسیرهای گوناگونی از این موضوع دست پیدا کرد. هدف این مقاله، نشان دادن نسبت میان عقل و جنسیت بر اساس حکمت صدرایی است و اینکه آیا زن و مرد در ادراک عقلانی سهم یکسانی دارند یا بین این دو تفاوت وجود دارد؟ طبق نظر ملاصدرا بنیادیترین ویژگی انسان، عقلانیت، بخصوص عقل نظری است و زن و مرد از حیث داشتن قوه تعقل یکسان هستند؛ بدین معنا که بین زن و مرد ذاتاً و طبیعتاً در برخورداری از عقل تفاوتی وجود ندارد. ملاصدرا تصریح میکندکه رسیدن به مرتبه تعقل یعنی از قوه به فعلیت رساندن عقل بطور اکتسابی بدست می آید و تفاوتی که بین زن و مرد و حتی در میان خود زنان و مردان در فرایند کسب معرفت مشاهده میشود، امری عارضی و نتیجه غلبه شرایطی است که شخص در آن قرار گرفته است. او در تقسیمبندی عقل و مراتب تعقل از عقل هیولانی تا عقل مستفاد این امر را بخوبی نشان داده است.
مشاغل حکومتی در مدینه النبی بر پایه گزارش های رجالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۱
127 - 159
حوزههای تخصصی:
در منابعِ رجالی، تاریخی و حدیثی داده هایی درباره مشاغل مختلف صحابه همچون یکی از شیوه های تولید ثروت در عصر نزول قرآن نیز جای گرفته است. بازشناسی و تحلیل این داده ها می تواند ما را با ابعادی از نظام اقتصادی جامعه عرب صدر اسلام آشنا کند و به شناخت بستر نزول آیات قرآن و روایات نبوی هم فایده رساند. مطالعات متعددی را از دیرباز تا دوران معاصر می توان یافت که در هر یک به نحوی به این امر توجه و تحلیل هایی بر پایه آن از تاریخ صدر اسلام بازنموده شده است. موضوع مطالعه کنونی، بازشناسی مشاغل حکومتی در مدینه النبی است. می خواهیم با استخراج داده های مندرج در منابع تاریخی و رجالی، گزارش های مرتبط با مشاغل حکومتی رایج در جامعه مدینه عصر رسالت را گونه شناسی و دسته بندی و میزان اشتغال یاران پیامبر اکرم(ص) را به هر یک از این مناصب بازشناسی نماییم. اکنون بر همین پایه در مطالعه پیش رو بناست به این پرسش ها پاسخ دهیم که اولاً، آیا می توان با مرور منابع تاریخی، خاصه منابع رجالی و حدیثی، شواهد عینی و قابل اتکائی درباره مشاغل حکومتی صدر اسلام پیدا کرد؛ ثانیاً، پیوندهای موجود میان خود این گزارش ها چه اندازه می توانند ما را در طبقه بندی عینیت گرایانه مشاغل یاری برسانند؛ ثالثاً، حجم اطلاعات مربوط به هر یک از مشاغل چه اندازه می تواند گویای پیوندشان با همدیگر یا جایگاهشان در نظام حکومتی صدر اسلام باشد.
زیبایی شناسی بیانی و نحوی واژه «ناصیه» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ویژگی های مهم بیانی قرآن کریم، گزینش مفردات پُر معنا و چینش عبارت های پُر محتوایی است که هرکدام در پیام رسانی مقاصد ومراد وحی نقش برجسته ای دارند. از میان این واژه گان، واژه «ناصیه» به معنای پیشانی، که در یک دایره معنایی حقیقی ونیز مجازی، به صورت مفرد وجمع مکسر در چهار آیه از قرآن کریم برای مقاصد متعدد، ذکر شده است، که جنبه زیبایی شناسی نحوی وبیانی دارد. این واژه برای بیان حالت ها و رفتارهای بدفرجام با قید صفت «کاذبه» یعنی «ناصیه کاذبه» همراه است. همچنین برای بیان عظمت رخداد رستاخیز ومجازات بدکاران عبارت «یُؤخَذ بالنواصِی والأقدامِ» آمده است. هر یک از عبارت های مذکور دارای مصادیق متعددی است که مفسران به تبیین وتفسیر آن پرداخته اند. این واژه ها، ضمن تبیین به ذلت کشاندن افراد متکبر در دنیا وسرای آخرت و یا کنترل مخلوقات از سوی خداوند از وجوه بیانی: مجاز، استعاره وکنایه ونیز جایگاه متعدد اعرابی با توجه به عبارت های پیشین و پسین، برخودار هستند که محور این جستار به شیوه توصیفی تحلیلی، قرار گرفته اند. اینگونه بنظر می آید که واژه «ناصیه» وجمع آن «نواصی» می تواند در معنای کنایه ای به ذلت کشاندن، مقهوریت، وحتی نشانه عزت باشد. نیز در سیاق مجاز مفرد و نیز مجاز عقلی می تواند ذکر جزء (ناصیه) واراده کل (انسان) باشد.