فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۶۱ تا ۳٬۰۸۰ مورد از کل ۶٬۱۲۱ مورد.
سهروردی و نبوت
مفاهیم وجودى در نگاه علّامه طباطبائى(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۸ شماره ۱۴۰
حوزههای تخصصی:
یافته حضورى با دو نوع مفهوم حکایت مىشود: مفهوم ماهوى و مفهوم وجودى. مفاهیم ماهوى، حاکى از چیستى شىء است و مفاهیم وجودى حاکى از چگونگىِ هستى آن. واقعنمایى مفاهیم ماهوى، ملاکى براى واقعنمایى مفاهیم وجودى نیست. ظرفیت واقعنمایى مفاهیم وجودى، با نحوه انتزاع آنها نسبت دارد. اگر مفاهیم فلسفى، از صورتبندى حکم یا امور وجدانى معنایابى شوند، سرایت آنها به امور خارج از قلمرو انتزاع، علمى تشبیه یا تنزیهى پدید مىآورد.
این مقاله با رویکرد نظرى و بررسى در آثار علّامه طباطبائى، با هدف بررسى مفاهیم وجودى از نگاه علّامه طباطبائى مىپردازد.
نامه: پی افزود بابارتن هندی و مأثورات اخلاقی ما
حوزههای تخصصی:
فیلسوف شیرازی و منتقدانش
فارابی و سنت منطقی
یادنامه ی علامه طباطبایی: یادی از علامه طباطبایی (به بهانه ی 24 آبان سالروز درگذشت علامه سید محمد حسین طباطبایی)
حوزههای تخصصی:
زندیگ و آثار ابن کمونه
جهانی شدن و ظرفیتهای معرفی حکمت متعالیه صدرایی
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن از مفاهیمی است که در سه دهه اخیر مطرح گردیده و علاوه بر اینکه موضوع مراکز علمی و تحقیقاتی قرار گرفته، اذهان بسیاری از جهانیان را به خود معطوف نموده است. وجه مشترک برداشتهای گوناگون از جهانی شدن،توجه به بعد جهانی این موضوع است. سوال اساسی این است که آیا جهانی شدن،فرهنگ و تمدن اسلامی را هم دچار حادثه می کند یا نه؟ در این مقاله با تأکید بر بنیانهای معرفتی اسلام با توجه به رویکرد حکمت متعالیه صدرایی، به ویژه محور انسان شناختی آن ، به این واقعیت اشاره رفته است که جهانی شدن با توجه به حقایق معرفتی موجود در درون خود ، همه فرهنگها ، آیینها و ملتها را مورد توجه و مخاطب خود قرار داده، لکن به دلیل وجود قابلیتها و ظرفیتهای معرفتی حکمت متعالیه صدرایی، امکان متأثر شدن لایه های عمیق و زیرین فرهنگی آن، از جهانی شدن وجود ندارد؛ گرچه برای لایه های بالایی و رویین هر فرهنگ امکان دست خوش هجمه و حادثه واقع شدن را می توان تصور نمود.
روش شناسی حکمت اشراق
یقین از منظر علوم عقلی و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدتی است در برخی از جراید و محافل روشنفکری، تحت تاثیر برخی تفکرات غربی، چنین القا می شود که یقین و یقین گرایی، همان دُگماتیسم و امری نامطلوب است؛ اما در نقطه مقابل، شک و شکاکیت حتی در امور متعالی، امری مطلوب و ارزشمند است. در این نوشتار به نقد بخش نخست این ادعا یعنی جایگاه یقین پرداخته می شود. در این راستا به لغت شناسی یقین، ماهیت و جایگاه آن از منظر علوم عقلی (منطق، معرفت شناسی، فلسفه) و قرآن کریم و روایات پرداخته شده است. هم چنین قابل تحصیل بودن یقین، ارزشمند بودن آن در وادی باورهای متعالی، تشکیکی و ذومراتب بودن آن، کمیاب بودن مراتب شهودی و بالای یقین و آثار روان شناختی آن ازجمله مباحثی هستند که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.