فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است تا با استفاده از نظریه گفتمان لاکلا و موف که چارچوبی برای تحلیل نظام گفتمانی سیاسی - اجتماعی است نشان دهد که چگونه نظام گفتمانی حاکم بر یک جامعه محصولات فرهنگی ای مانند فیلمهای سینمایی را تولید می کند و بدان واسطه در واقع به باز تولید خود در جامعه می پردازد. در این راستا، بخشهایی از فیلم سینمایی «پارتی» ساخته سامان مقدم به عنوان نمونه مد نظر قرار گرفته است و این سوالات مطرح شده است که این فیلم در چه گفتمان اجتماعی ای تولید شده و چگونه این فضای گفتمانی در فیلم بازنمایی شده است. در نهایت، با استفاده از نظریه گفتمان لاکلا و موف فضای گفتمانی حاکمی که فیلم را تولید کرده است و چگونگی بازنمایی این فضا در فیلم مورد بررسی قرار گرفته است. به طور کلی هدف از مقاله این است که نشان دهد چگونه نظریه گفتمان می تواند برای تحلیل پدیده های اجتماعی و محصولات فرهنگی به کار گرفته شود.
بررسی میزان تأثیر استفاده از فضای مجازی برارزش های خانواده (مطالعه ی موردی: معلمان مقطع متوسطه سازمان آموزش و پرورش استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در فن آوری اطلاعات ارتباطات انقلاب شگرفی به وجود آمده که زندگی همه ی انسان ها ی روی کره ی زمین را تحت تأثیر قرارداده است. با ورود رایانه و اینترنت در میان خانواده ها، ارزش های اجتماعی، تحت تأثیرقرار گرفته وتغییراتی در رفتار و گفتمان نسل جوان به وجود آمده است. با توّجه به نقش فضای مجازی در توسعه ی جوامع، در جامعه ی ما نیز به فن آوری اطلاعات و ارتباطات اهمیت داده شده است. یکی ازعوامل اجتماعی شدن، استفاده جوانان از فضای مجازی است. قرار گرفتن در فضای مجازی، وسایل مؤثری در فرآیند جامعه پذیری کودکان و نوجوانان و سمت وسو دادن به نگرش ها وگرایش های ارزشی آنان دادند . هدف پژوهش حاضر، «بررسی میزان تأثیر استفاده از فضای مجازی بر ارزش های خانواده» است. این پژوهش، توصیفی و ازنوع همبستگی است. جامعه ی آماری آن،320 نفر از دبیران مدارس متوسطه ی استان ایلام می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، 170 نفر به عنوان نمونه، انتخاب شدند. ابزارگردآوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود. و پایایی و قابلیت اعتماد آن، با استفاده از آلفای کرونباخ87/0 مورد تأیید قرار گرفت. نتایج استخراج نشان می دهد که: 1)ارزش های خانوادگی در میان افرادی که از فضای مجازی استفاده می کنند و افرادی که استفاده نمی کنند، متفاوت است؛ 2) این ارزش ها در میان استفاده کنندگان از فضای مجازی، متناسب با طول زمان استفاده (روزانه، هفتگی، ماهانه) استفاده از فضای مجازی متفاوت است؛ 3) ارزش های خانوادگی افرادی که فضای مجازی استفاده می کنند، با توجه به نوع استفاده ازفضای مجازی متفاوت است.
صرفه جویی آب در کتابهای درسی مدارس
منبع:
رسانه جهانی ۱۳۸۷ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
این مقاله نتایج تحلیل محتوای انجام شده بر روی 82 عنوان کتاب درسی را در سه مقطع تحصیلی مدارس کشور ارائه می کند. هدف از این مطالعه، شناخت مکانیسم های آموزشی-ارتباطی نهفته در کتب درسی و میزان اثربخشی آنها در جامعه پذیری کودکان در حوزه صرفه جویی در مصرف آب است.
توضیح آنکه، کتابهای درسی منبع آموزشی امروز و الهام بخش اندیشه، نگرش و رفتار حال و آینده کودکان و جوانان کشور است. کودکانی که دانش آموزان مدارس و فرزندان امروز، شهروندان فردا، مهندسان، مدیران، مجریان و قانونگذاران آینده جامعه محسوب می شوند. آب مایة حیات است و به رغم فراوانی، کمبود آب سالم یکی از معضلات دنیای امروز بشمار می رود. بطوریکه عدم توجه به این مشکل ادامه حیات را برای بسیاری از ساکنان کرة زمین ناممکن می سازد. افزایش سطح دانش و آگاهی دانش آموزان نسبت به ارزش و اهمیت آب و مسائل آن می تواند بر رفتارشان به عنوان مصرف کننده و یا به عنوان حاملان پیام در تعامل با اعضای خانواده شان در حفظ منابع آبی و کاربرد بهینة آن در خانواده ها مؤثر واقع شود. کتابهای درسی منبع مؤثری در فرایند جامعه پذیری و تربیت شهروندانی مسئول در یک جامعه است. بنابر این، شناخت محتوای کتابهای درسی مدارس با هدف آشنایی از سهم مطالب مربوط به آب به صورت کمی و کیفی و ارائة راهکارهای مناسب در این زمینه انجام شد.
یافته های این مطالعه حاکی از آن است که سهم مطالب مربوط به موضوع آب که در 20 مقولة اجتماعی و فنی مورد ارزیابی قرار گرفت، نزدیک به دو درصد از مطالب کتابها را داراست. ایماژ ارائه شده در کتابها بسیار خوشبینانه است و سهم عمده ای از مطالب از فراوانی آب در طبیعت سخن می گوید. در مقابل سهم مطالب مربوط به کمیابی، دشواری تأمین آب سالم و روشهای مصرف بهینه آن در کمتر کتاب درسی به آنها اشاره شده است. از مجموع نزدیک به یازده هزار صفحه مطالب مورد ارزیابی کمتر از نیم صفحه و تنها در دو کتاب درسی بر لزوم صرفه جویی و مصرف بهینه آب اشاره شده است.
بررسی رابطه گونه های هویت جمعی با مصرف گونه های موسیقیایی نمونه مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از دهه 1970 نوعی چرخش مطالعاتی از تمرکز صرف بر وجوه تولید به وجوه مصرف به ویژه مصرف فرهنگی و نوعی چرخش تبیینی از تأکید بر متغیرهای به اصطلاح «سخت» مانند طبقه، به تأکید و توجه به متغیرهای به اصطلاح «نرم» مانند هویت اتفاق افتاد. بر اساس این، پژوهشگران به مصرف موسیقیایی که یکی از مهم ترین گونه های مصرف فرهنگی است و تبیین آن بر اساس هویت جمعی توجه کردند. با وجود این، جامعه شناسان جامعه ما به هر دو واقعیت بررسی مصرف گونه های موسیقیایی و تبیین آن بر اساس عوامل فرهنگی، کمتر توجه کرده اند. با درنظرگرفتن محدودیت های بالا، مقاله حاضر نتیجه پژوهشی کمّی - پیمایشی است که درباره رابطه مصرف گونه های موسیقیایی با هویت جمعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان لر دانشگاه یاسوج بوده اند که برای دسترسی به آنان از شیوه نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای متناسب با حجم استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش، مصرف موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک غربی به ترتیب پرمصرف ترین و کم مصرف رین گونه های موسیقیایی دانشجویان بوده اند. رابطه هویت قومی با مصرف گونه های موسیقیایی محلی، پاپ و مذهبی، مثبت و معنادار و با موسیقی سنتی و غربی، غیرمعنادار بود. رابطه هویت ملی با مصرف گونه های موسیقیایی غربی و پاپ، منفی و معنادار، با موسیقی مذهبی، مثبت و معنادار و با سایر گونه های موسیقی غیرمعنا دار بود. رابطه هویت جهانی با مصرف گونه های موسیقیایی غربی و پاپ، مثبت و با موسیقی های سنتی، محلی و مذهبی، منفی و معنادار بوده است. درنهایت می توان گفت میزان برجستگی، تعهد و تعلق به هر یک از گونه های هویت جمعی، ذائقه مصرف موسیقیایی فرد را به سمت و سوی مصرف یک نوع موسیقی خاص سوق می دهد؛ به عبارتی افراد منفعلانه موسیقی مصرف نمی کنند، بلکه فعالانه متناسب با سرمایه های هویتی خود موسیقی های خاصی را انتخاب و مصرف می کنند.
تأثیر رسانه بر شبکه های اجتماعی و کنش اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، با توسعه ارتباطات جمعی، به خصوص ارتباطات رسانه ای، تأثیر و توسعه هویت شخصی و نظام اجتماعی، تا حد موازین و معیارهای جهانی و عام صورت گرفته است. بنابراین، هم بر اولویت های ارزشی جامعه و هم بر درجه وفاق ارزشی جامعه در سامان دهی نظام رفتاری جامعه مؤثر خواهدبود. به تعبیر دیگر، شکل گیری فرآیند «خاصیت زدایی» و «معنازدایی» از نظام ارزشی و بسترهای مولّد آن، هم در کانون های رسمی نهادی سیستمی و هم کانون های غیررسمی مانند زیست بوم فرهنگی، محلّی شده است.
در این پژوهش، با استفاده از شیوه مطالعه اسنادی و کتابخانه ای به بررسی نظری رابطه رسانه و شبکه های اجتماعی از یک طرف و فرآیند تعاملی و تحوّلی آن بر نظام کنش اجتماعی و هویتی در سطح خرد و کلان می پردازیم و با رویکرد تحلیلی، تأثیرات عینی و ذهنی ظهور رسانه های نوین را به عنوان مرکز قدرت خودگردان نظام ارزشی، که موجب تقویت شخصی سازی امر اجتماعی در چارچوب فضای رسانه ای جهانی شده است، بررسی می کنیم.
گفتگو با حجت الاسلام دکتر حسام الدین آشنا
منبع:
رادیو ۱۳۸۱ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی فرهنگی ایران در خاورمیانه؛ تحول ارتباطات و لزوم کاربرد ابزارهای نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران با وجود داشتن ارزش ها و انگاره های فرهنگی مشترک با دیگر کشورهای خاورمیانه، در دیپلماسی فرهنگی در این منطقه ضعف ها و چالش هایی دارد. ایران هراسی و شیعه هراسی تبلیغ شده در کشورهای خاورمیانه، دو چالش مهم کارآمدی دیپلماسی ایران در این منطقه هستند. این مقاله با توجه به گسترش ابزارهای ارتباطی بین مردم و جوامع، همچنین تحول معنا و مفهوم دیپلماسی استدلال می کند که دیپلماسی فرهنگی نیازمند ابزارهای نوین غیررسمی ، عمومی و فراگیر است که مخاطب آنها بیشتر، مردم کشورهای خاورمیانه (و نه دولت های آنها) باشند. استفاده از رسانه های جمعی و دیپلماسی عمومی، سایبر دیپلماسی، زبان فارسی، شیوه های نمادسازی و تصویرسازی مشترک مهم ترین روش ها و ابزارهای نوینی هستند که برای افزایش کارآمدی دیپلماسی فرهنگی ایران پیشنهاد شده اند.
سبک زندگی تلویزیونی و مصرف
حوزههای تخصصی:
امروز استفاده از رسانه یک امر طبیعی است چرا که رسانه ها بخش مهمی از زمان و مکان را در زندگی روزمره ما اشغال کرده اند. تأثیر رسانه در زندگی را در نقش فرآیند هویت سازی، لذت بخشی و ساختمند شدن زندگی روزمره میتوان دید. رسانه ها در کنار آن واقعیتی که وجود دارد یک واقعیت نمادین برای ما می سازند. رسانه ها برای تسهیل در دسترسی به مخاطب، مخاطبان خود را بر مبنای سبک زندگی طبقه بندی میکنند. رسانه ها موجب تغییر سلیقه و در نهایت تغییر الگوی مصرف شوند. رسانه ها از جمله تلویزیون می توانند برداشت ها و تصاویری از زندگی و سبک آن ترسیم و ترویج کنند و بر ارزش و نگرش هایی که منجر به شکل گیری یک نوع رفتارو سبک زندگی مصرف می شود تأثیر بگذارند. بر اساس نظریه بوردیو افراد به واسطه برخورداری از انواع مختلف سرمایه (فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی) دست به مصرف فرهنگی، مادی میزنند. اغلب افراد تلاش میکنند با مصرف نوع خاصی از کالاها یا نوع خاصی از پوشاک، تغییر طبقاتی خود را اعلام کنند و یک هویت طبقاتی و سبک زندگی جدیدی را به دست آورند. در سریال های نمایشی تلویزیون طبقه بالا بیش از طبقات متوسط وپایین نمایش داده میشود. انعکاس بیشتر زندگی قشر مرفه موجب تمایل افراد به سبک زندگی مرفه ومصرف گرایی میشود.
ارائه مدلی برای تحلیل گفتمان انتقادی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با سیطره روزافزون تصاویر در دوران معاصر و غلبه «فرهنگ دیداری»، توجه به روش های تحلیل تصاویر و متون دیداری نیز افزایش یافته است. در این مقاله تلاش می کنیم تا ضمن اشاره به پیچیدگی های نظری تحلیل تصاویر به مدلی برای تحلیل گفتمان انتقادی فیلم دست یابیم. با توجه به نظام مند بودن رهیافت «فرکلاف» به تحلیل گفتمان انتقادی، مدل سه بُعدی وی را مبنای کار قرار دادیم. با این حال، ابزارهایی که فرکلاف برای تحلیل معرفی می کند، بیشتر مناسب متون نوشتاری است تا تصاویر. از این رو، این مقاله می کوشد تا با استفاده از نشانه شناسی اجتماعی و به کار گرفتن رهیافت های «ایدما» ، «رُز» و نیز «کرس» و «ون لیون» و ادغام این رهیافت ها در مدل سه بُعدی فرکلاف، مدل مناسبی را برای تحلیل فیلم به دست دهد.
فرآیند تغییرات فرهنگی ایرانیان (تحلیل روایت تغییرات در چند دهه اخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات اساسی همبسته با توسعه و نوسازی، تغییرات فرهنگی است. پژوهش ها نشان می دهند در چند دهه اخیر باورها، ارزش ها و نگرش های ایرانیان در حال تغییر بوده است. همچنین سمت و سوی این تغییر از سنتی و مذهبی به سمت عرفی و مدرن شدن و شدت آن نیز در میان طبقه تحصیلکرده جامعه بیشتر بوده است. عمده تحقیقات انجام شده تا کنون ناظر به میزان، گستره و عوامل موثر بر این تغییرات بوده اند. این پژوهش با رویکرد فردگرایی روش شناختی در پی شناخت فرآیند این تغییرات است و می خواهد دریابد تغییرات فرهنگی در یک فرد به چه صورت، چگونه و چرا اتفاق می افتند و مکانیزم این تغییر چیست. برای این منظور با استفاده از روش کیفی روایت پژوهی به بررسی و تحلیل روایت زندگی ۸ فرد پرداخته شده است. اگرچه شناخت دقیق فرآیند تغییر، مستلزم مطالعه کامل روایت ها و تحلیل آن هاست؛ اما اجمالا نتایج پژوهش نشان می دهند که تفاوت میان پرورش اجتماعی اولیه و ثانویه و ایجاد ناهماهنگی شناختی، تغییر منابع شناختی و دیگری های مهم زندگی فرد، منجر به تغییرات فرهنگی او در طول زمان می شوند. همچنین الگوهای تغییر در مردان عمدتا متاثر از وقایع کلان سیاسی و اجتماعی و در مورد زنان مبتنی بر تجارب زیسته و احوالات شخصی است.
رابطة بین مؤلفه های هوش هیجانی و اعتیاد به اینترنت در بین دانش آموزان دبیرستان های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطة بین اعتیاد به اینترنت و هوش هیجانی در بین دانش آموزان دبیرستان های تهران است. جامعة آماری این تحقیق شامل همة دانش آموزان دبیرستانی تهران در سال تحصیلی 1391 - 1392 و شامل 972 نفر است که به ترتیب زیر انتخاب شده اند.
نخست، از بین مناطق 22 گانة شهر تهران (مناطق شهرداری تهران) از هر منطقه 4 دبیرستان (2 غیر دولتی (یک دخترانه و یک پسرانه) و 2 دولتی (یک دخترانه و یک پسرانه)) به تصادف انتخاب شدند و در هر یک از مدارس انتخابی نیز از هر مقطع یک کلاس (کلاً 4 کلاس از هر دبیرستان) انتخاب شد. سپس، از دانش آموزان این کلاس ها خواسته شد که پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، پرسش نامة اطلاعات دموگرافیک و نیز پرسش نامة هوش هیجانی بار ـ آن را تکمیل کنند (تکمیل پرسش نامه ها از طریق سایت محقق به آدرس www.beheshtiyan.ir انجام می شد). تعداد دانش آموزانی که پرسش نامة اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کردند 8342 نفر بودند که از بین آن ها 4967 نفر پرسش نامة هوش هیجانی را نیز تکمیل کردند. از کل دانش آموزان 573 نفر معتاد به اینترنت تشخیص داده شدند که از بین آن ها 486 نفرشان پرسش نامة هوش هیجانی را تکمیل کرده بودند. بر همین اساس، از بین افراد غیر معتاد نیز به تصادف 486 نفر انتخاب شدند که پرسش نامة هوش هیجانی را تکمیل کرده بودند. پس از اجرای پرسش نامه ها، نتایج با آزمون t مستقل تحلیل شد. تحلیل نتایج نشان داد که رابطة مثبت و معنی داری بین مؤلفه های هوش هیجانی و اعتیاد به اینترنت برقرار است. بر اساس نتایج این تحقیق، می توان گفت که با افزایش هوش هیجانی در دانش آموزان می توان از ابتلای آن ها به اعتیاد اینترنتی جلوگیری کرد.
بازنمایی زن در جوک های جنسیتی؛ تحلیل گفتمان انتقادی جوک های جنسیتی در مورد زنان در شبکه های موبایلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با هدف بررسی چگونگی بازنمایی زنان در جوک هایی که در مورد آنها ساخته شده اند، انجام شده است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که جوک های جنسیتی برآمده از چه گفتمانی بوده و نحوه بازنمایی زنان در آنها تا چه اندازه نتیجه چنین گفتمانی است. به دلیل برخورداری موضوع از وجوه کیفی بالا، از روش تحلیل گفتمان استفاده شده است. به این منظور با استفاده از الگوی سه بعدی نورمن فرکلاف، تعداد بیست مورد از میان بیش از یک صد مورد جوک جنسیتی انتخاب و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که جوک های جنسیتی، بازنمایی منفی و فرودست از زنان و دختران در مقابل مردان و حتی پسران داشته اند. در این جوک ها بازنمایی دختران متفاوت از زنان صورت گرفته است. بازنمایی زنان تحت تأثیر باورهای کلیشه ای، سنتی، مردسالارانه و تاحدودی کلیشه های رسانه ای صورت گرفته است؛ اما بازنمایی دختران به صورت عمده تحت تأثیر کلیشه های رسانه ای بوده است. همچنین نتایج نشان داد که جوک های جنسیتی از درون گفتمان مردسالاری برآمده و در نهایت به تأیید و تقویت این گفتمان منجر می شود.
نشانه شناسی تبلیغات شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف دست یابی و شناسایی نشانه ها و اسطوره های حاکم بر تبلیغات محیطی شهر تهران و نظام نشانه شناسانه آن انجام شده است. بدین منظور نمونه هایی از بیلبوردهای سطح شهر تهران به عنوان کلان شهر ایران در فاصله زمانی بهار و تابستان 1382 بررسی شده است.
چارچوب نظری این تحقیق بر گرفته از دیدگاه نشانه شناسانه «فردینان دوسوسور» به عنوان مرجع و با استفاده از نظریات «رولان بارت» پیرامون تحلیل اسطوره زدایی از متون تبلیغاتی است. یافته های پژوهش معرف نظام «اسطوره ساز» در تبلیغات ایران است. بخشی از این اسطوره ها مختص فرهنگ و جامعه ایرانی و ویژگی های مربوط به این بافت را دارا است و بخشی دیگر متاثر از اسطوره های فراملی و منطقه ای است و به گونه ای جهان شمول محسوب می شوند.
گذار از مدیریت سازمانی به راهبرد فرهنگ ارتباطی
منبع:
رسانه جهانی ۱۳۸۹ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
ادبیات رشته مدیریت رسانه در سالهای گذشته، تمرکز بر مدیریت سازمانی بوده است و وجه رسانهای آن، در پردازش و هدایت پیام در محیط ارتباطی، مغفول مانده است. در عمل هم، ناکارآمدی طیف گسترده سازمانهای رسانهای با تغییرات گسترده اجتماعی ما را به بازتعریف ساختار و کارکرد نوین برای این سازمانها وا میدارد. از سویی کارکردهای نامطلوب رسانههای موجود، منجر به شکلگیری روندهایی نامطلوب شده است که نویسندگان مقاله با بهرهگیری از نظریهها و مستندات موجود و تحلیل ادبیات حوزه رسانه به مستندسازی این روندها اهتمام داشتهاند تا بتوانند گفتمان حوزه رسانه را صورتبندی کنند و با طراحی یک راهبرد ارتباطی منسجم، بهمنزله یک نقشه جامع راه، شرایط جایگزینی ساختار فعلی را درگفتمانی تازه تدارک ببینند. با این راهبرد، در این مقاله یک نگرش مدیریتی کلان در حوزه رسانه بازتعریف میکنیم و در قالب یک پژوهش گفتمانی با استفاده از روش تحلیل گفتمان و با مستندسازی پارادایمهای گفتمان حاکم بر رسانهها، فراروند های موجود، استخراج و یک راهبرد فرهنگ ارتباطات رسانهای برای گذار از شرایط موجود و نقشآفرینی موثر و متوازن رسانهها در تغییرات فرهنگی و اجتماعی، معرفی میکنیم. بر اساس عناصر این فضای گفتمانی، نقشهایی را در سه حوزه فرهنگی، اجتماعی و زبانی برای رسانهها رصد کرده و با تفکیک حوزه سیاستگذاری و مدیریت اجرایی رسانهها، ملاحظات مدیریتی را برای استمرار این نقشآفرینی پیشنهاد میکنیم.
تأثیر مدل های بازیابی اطلاعات بر میزان ربط
منبع:
اطلاع شناسی ۱۳۸۳ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
ربط یکی از مباحث مهم نظامهای ذخیره و بازیابی است . هر چند که ربط امری نسبی به نظر میرسد ، تلاش برای افزایش ربط یعنی تطابق بین پرسش کاربر و پاسخ نظامهای بازیابی همچنان ادامه دارد . متخصصان این حوزه برای ارتقای میزان ربط پاسخ نظامهای ذخیره و بازیابی ، مدلهایی را طراحی و ارائه دادهاند . این مدلها به دو گروه عمده سنتی و مدرن تقسیم میشوند که هر گروه خود چندین مدل را در بر دارد . پیروی از هرکدام از مدلها مزایا و محدودیتهایی را به دنبال دارد . ...
نقش وسایل نوین ارتباط جمعی در توسعه فرهنگی، موانع و راهکارها
حوزههای تخصصی:
در نظام نوین جهانی ، ما در عصر رسانه ها زندگی می کنیم؛ عصری که در آن رسانه های گروهی جزو جدایی ناپذیر زندگی ما هستند. رسانه ها با اتخاذ سیاست های متفاوت ارتباطی، توسعه فرهنگی کشورها را تسهیل و تسریع می کنند. کارکرد رسانه ها در عصر ارتباطات، بی شک در همه ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری انکارناپذیر است. امروزه جامعه ای توسعه یافته تلقی می شود که بتواند در کنار توسعه شاخص های اجتماعی واقتصادی مانند درآمد سرانه، توزیع ناخالص ملی و نرخ مرگ و میر، بر معیار آموزش و اطلاعات و در حقیقت عنصر دانایی اجتماعی تأکید کند.
در چنین جامعه ای، وسایل نوین ارتباط جمعی با تولید و توزیع مطلوب اطلاعات، نقش زیادی در بالا بردن آگاهی های گوناگون و ضروری به عهده می گیرند و جامعه را در نیل به تعالی و ترقی همه جانبه یاری می کنند. حال این رسانه ها هستند که با اتخاذ سیاست های پویای اجتماعی و ترکیب آن با سیاست های فرهنگ گرا می توانند عامل آمیختگی، توازن و پیوند دادن باورهای اصیل اعتقادی و سنت های بارور جامعه باشند و با گسترش آفرینندگی و افزایش رشد فرهنگی به توسعه همه جانبه کشورمان کمک کرده و باعث پویایی افکار شوند.
در این میان به نظر می رسد، برای یکپارچگی توسعه فرهنگی جهت تقویت هویت و وحدت ملی، در دستور کار قراردادن برنامه ریزی آینده توسعه فرهنگی کشور، متناسب با سیاست فرهنگی، در کنار اجرای افق سیاست رسانه ای براساس چشم انداز توسعه در جامعه اطلاعاتی عصر حاضر، ضروری به نظر می رسد.
جامعه شناسی سیاسی سینمای ایران (بایدها و نبایدهای (سیاست گذاران سینمای ایران در دهه های 1370 و 1380)
حوزههای تخصصی:
سینما در ایران در مواجهة سیاسی جناح های مختلف، یکی از محل های اختلاف و بلکه نزاع بوده و هر جناحی، موقعیت سینما در زمان رقیب را نقد کرده است.
این مقاله حاصل پژوهشی است در حوزة جامعه شناسی سیاسی سینمای ایران در دهة 1370 که در آن با روش «تحلیل محتوا» و «تحلیل متن» فیلم های منتخب دولت در جشنواره های فیلم فجر از یک سو و فیلم های مورد اقبال مخاطبان سینمای ایران از سوی دیگر، به تبیین سیاست های فرهنگی ـ هنری دولت در عرصة سینما در دو دهة 1370 و 1380 پرداخته می شود و به نقش سیاست گذاران فرهنگی و مدیران هنری نظام در اجرای این سیاست ها اشاره می شود.
این تحقیق نشان می دهد که سیاست گذاران و مدیران هنری دو گفتمان با عنوان «گفتمان اصولگرا» و «گفتمان اصلاح طلب» در حوزة سیاست گذاری در بخش سینما، بایدها و نبایدهای خود را بایدها و نبایدهای مردم تلقی کرده اند و هرگاه از سیاست های یکدیگر انتقاد داشته اند، با این استدلال که سینما با ارزش ها و باورهای «مردم» هماهنگ نشده است، به سیاست های فرهنگی و سینمایی یکدیگر تاخته اند. درحالی که آنچه مردم و مخاطبان سینمای ایران همواره از آن در فیلم ها استقبال کرده اند ترکیبی از ارزش های دینی به همراه ارزش های سیاسی ـ اجتماعی بوده است.
نیاز مخاطبان به سواد رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های مربوط به مخاطب را می توان در دو گروه بزرگ نظریه های مبتنی بر تاثیرات پرشدت و نظریه های مبتنی بر تاثیرات کم شدت طبقه بندی کرد. روانشناسان بر فرستنده و تاثیرات قومی و جامعه شناسان بر مخاطب و نقش ضعیف رسانه ها اشاره دارند . در این مقاله برخی از نظریه گلوله های جادویی نظریه استفاده و رضامندی نظریه انتقادی مارپیج سکوت نظریه کشت نظریه امپریالیسم فرهنگی نظریه توطئه و نظریه قوانین از این جمله اند. سواد رسانه ای قدرت درک نحوه کار رسانه و معنی سازی در آنها است. سواد رسانه ای را می توان دسترسی تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شکل های گوناگون رسانه ای و مصرف انتقادی محتوا دانست . سه جنبه مواد رسانه ای عبارت است از : الف)ارتقای آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان مصرف غذای رسانه ای در یک قالب بهداشتی و دقیق ب) آموزش مهارت های مطالعه یا تماشای انتقادی و سرانجام ج)تجزیه و تحلیل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی که در واقع در پشت کادر قرار گرفته و قابل مشاهده نیست . سواد رسانه ای کودکان و دلایل فراگیری آن نیز از مباحث دیگری است که در پایان مقاله به آن پرداخته شده است.