در این مقاله ابتدا در قالب یک بحث نظری به بررسی دیدگاههای اثبات گرایی و مابعد اثبات گرایی در مورد امکان تاثیر گذاری ارزشهای دینی در علوم به خصوص علوم انسانی پرداخته شده است و با توجه به پذیرش نظری تاثیر ارزشها در علوم انسانی در دیدگاههای مابعد اثبات گرایی، تلاش گردیده تا ضمن بررسی گفتمانهای مختلف در مورد نحوه تاثیرگذاری ارزشهای دینی در علوم انسانی در دوران بعد از انقلاب اسلامی، ویژگیهای گفتمان و راهبرد مسلط در این دوران تبیین گردد.
"یکی از اتهامات منجر به محکومیت سقراط، بی دینی بود. از آنجا که آتن نیز مانند دیگر دولت شهرهای یونان عصر سقراط، مذهبی مدنی داشت یا به عبارتی مذهب و سیاست درهم تنیده بودند، بی دینی به منزله عامل تهدید دولت شهر و جرمی مدنی محسوب میشد. بنابراین اتهامات مذهبی میتوانست همچون یک اقدام سیاسی خرابکارانه، سقراط را به مرگ محکوم کند. از طرفی در آپولوژی شواهدی دال بر دینداری سقراط وجود دارد که به صورت سوگند به خدایان دولت شهر یا یادآوری خدمت به آنها، در اتهام بیدینی شبهه ایجاد می کند و این پرسش را دامن می زند که چرا سقراط به رغم وجود شواهدی مبنیبر دینداری اش به اعدام محکوم می شود؟ این مقاله، ضمن نشان دادن ماهیت دینداری سقراط، تفسیری از نزاع خاموش سقراط و آتن که در صحنه دادگاه و اظهار دفاعیاتش آشکار می شود، به دست می دهد. بر این اساس، ضمن اشاره مقدماتی به جایگاه دین در دولت شهر آتن، توضیح داده می شود که سقراط در پیام و ارتباط الهی غرق نمی شود بلکه با وارد کردن توجیهات شخصی مبتنی بر سلبیت، به تجربه شخصی ایمان دینی می پردازد و دین رسمی را به چالش می گیرد بدون آنکه دین جدیدی را جایگزین کند.
"
"تجربه دینی به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه دین پژوهان، پیشینه کلامی و زمینه های اجتماعی روشنی در غرب و مسیحیت دارد و روند فزونی گرفتنِ توجهات به آن نیز کاملاً قابل درک و ردیابی است. اما نضج و نمو آن در ایران همچون بسیاری مفاهیم و مقولات دیگر، از روند طبیعی برخوردار نبوده، بلکه از طریق تاملات صِرف آکادمیک و تبادلات روشنفکرانه به وقوع پیوسته است. این مقاله بی آنکه قصد ارزشیابیِ کلامی این مفهوم با نظر به آموزه های اسلامی را داشته باشد، تلاش دارد با اشاره به برخی ریشه های الهیاتی و عقبه های تاریخی ـ اجتماعی آن در غرب، توجه متالهین و فلاسفه دین از یک سو و روان شناسان و جامعه شناسان دین را از سوی دیگر، به لزوم بذل احتیاط و دقت نظر هر چه بیشتر در تشخیص و تدقیق مفهومی و تعیین جایگاه و مرتبت حقیقی آن در دین و نسبتش با دین داری جلب کند.
"
در این مقاله نویسنده بر آن است تا مباحث مذهب، ارزشها و ایدئولوژی را در بستر جهان مدرن به تصویر بکشد. در اینجا به شکلی دقیق آنچه که در رویارویی با مدرنیته و جهان مدرن بر سر مذهب و ارزشهای سنتی آمده است مورد بررسی قرار میگیرد و در این مسیر فرایند عرفی یا دنیوی شدن را در جهان مدرن به تصویر میکشد. در این راستا از رویکردها و افکار متفکران برجستهی جامعه شناسی همچون دورکیم و ماکس وبر و مارکس و بندیکت آندرسون و مکاینتایر بهره گرفته است و نشان داده که آنان مذهب را در دنیای مدرن چگونه میدیدند و راههای بازتولید دین و بقای آن در عین عرفی شدن را در این دوره چگونه ارزیابی میکنند.
در حوزه جامعه شناختی، اعتماد به عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم سازی میشود. مناسبات گوناگونی که افراد در روابط متقابل خود با یکدیگر ایجاد میکنند نیازمند اعتماد متقابل میان کنشگرانی است که میخواهند با یکدیگر به تعامل بپردازند. شرط اساسی برای جامعه سالم اعتماد اجتماعی متقابل بین اعضا و بین مردم و مسئولین جامعه است. در بررسی مفهوم اعتماد، اتخاذ یک دیدگاه ترکیبی میتواند ثمربخش و کارآمدتر باشد. به اعتقاد گیدنز، منابع اصلی اعتماد و امنیت هستی شناختی در جوامع صنعتی و جوامع پیش از مدرن متفاوت هستند. شیوه هایی که هنجارهای اعتماد مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: اعتماد به آشنایان،اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی / مدنی.
یکی از کارکردهای مهم دین، ایجاد اعتماد و اطمینان اجتماعی است که در دوران گذار تضعیف می شود و این تضعیف پیش از اینکه ارزش های مدرن جایگزین شود صورت می گیرد. سوال اصلی مقاله این است که:""آیا دینداری شهروندان تهرانی می تواند بر اعتماد اجتماعی آنان موثر باشد؟ از چه مسیری؟ و به چه میزان؟"" این مقاله از نوع توصیفی- علی است که به دنبال شناسایی تاثیر دینداری بر اعتماد اجتماعی است و از سویی دیگر از لحاظ روش ، یک تحقیق پیمایشی به حساب میآید و واحد تحلیل آن شهروندان تهرانی می باشند . پرسشنامه محقق ساخته، پس از بررسی اعتماد و اعتبار آن با نمونه گیری خوشه ای – طبقه بندی نامتناسب در پنج منطقه شهر تهران و در بین 391 خانوار تهرانی اجرا شد.
یافته های تحقیق حاکی از آن است که متغیردینداری به طور مستقیم بر اعتماد اجتماعی موثر است و علاوه بر آن به طور غیرمستقیم با متغیرهای مستقل ثانویه، تیپ شخصیتی معاشرتی و مشارکت های داوطلبانه نیز بر آن اثر می گذارد.
دین، واقعیتی اجتماعی است؛ وقتی شخصی به دین عمل میکند در واقع حس همبستگی و خود اتکایی به گروه و خلاصه حس بودن در جامعه را نشان میدهد. تجلی ارزش ها و نشانه های دینی بودن فرد را در نگرش، گرایش و کنش های آشکار و پنهان او میتوان جست و شناسایی کرد. این بررسی معیارهای ذهنی دینداری 700 نفر از دانش آموزان پیش دانشگاهی (پیش دانشجویان بعنوان خروجی و ماحصل نهاد آموزش و پرورش) را مورد هدف قرار می دهد. در این بررسی با عنایت به آثار پژوهشی انجام شده در کشور از روش پیمایشSurvey و نمونه گیری خوشه ای طبقه ای با استفاده از پرسشنامه حضوری بهره جسته ایم. میزان روایی پرسشنامه محاسبه 8970% و تمامی آزمون های تحقیق در سطح 99% قابلیت اطمینان مورد سنجش واقع شده اند. نتایج نشان داد که : میزان تعیین معیار دینداری از شاخص آگاهی و دانش دینی26% ، باورهای دینی21% ، مناسک دینی31%، عواطف دینی32% است. همچنین معادله رگرسیونی گویای این مطلب است که 46 درصد واریانس معیارهای دینداری مورد نظر دانش آموزان پیش دانشگاهی در این پژوهش قابل تبیین است. نتایج حاکی از آن است که شعائر مذهبی رشد بیشتری از محتوای معنوی دین دارد.
The aim of my argument (1) is to reconceptualise what is now called religious studies as the study of institutionalised values, and the relation between values and the legitimation of power in a specific society. Though I do not talk much about power here, it is always a fundamental issue in the study of specific social groups.The first assumption which I make in this paper is that the way analytical concepts are or are not used is important. Nothing is ever perfect but fuzzy, ambiguous and contradictory concepts can create false problems and false understanding. We work with guiding notions the whole time: if they are left unclarified they are dangerous. If they are made explicit, we can see where we stand in relation to a particular writer. We can see how s/he is using a key word and we can agree or disagree.