نظریه های آسیب شناسانه به پیروی از فلسفه آگاهی برآنند که کجروی افراد؛ یعنی سوژه های انسانی را متأثر از تعیّنات اجتماعی بیرونی و انگیزه های درونی تبیین و تفسیر کنند. این نظریه ها عموماً سوژه آگاه را به عنوان پیش انگاشت در تحلیل خود قرار می دهند. هدف مقاله حاضر آن است که با پیش فرض قرار دادن بُعد ناآگاهِ هستی وجودی سوژه ها و یکی از مصادیق آن؛ یعنی امرخیالی، وقوع طلاق را تفسیر کند. بدین منظور، مفهوم فانتزی در نظریات ژاک لکان به عنوان ابزار مفهومی استفاده شده است تا وجه ناخودآگاه وقوع طلاق را در بین هفت زوج طلاق گرفته تحلیل کند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده است و پژوهش تفسیری راهبر این مقاله خواهد بود. نتایج نشان می دهد که سه نوع آسیب در وقوع طلاق قابل دسته بندی هستند: 1- آسیب های ناشی از فانتزی تحقق نیافته که در بردارنده این موضوع هستند که سوژه ها فانتزی ای برای خود برساخته اند که در آن فرد مقابل قرار نداشته است؛ یعنی فرد مقابل در چارچوب فانتزی دیگری جایی از پیش موجود نداشته است؛ 2- آسیب های مرتبط با تخریب فانتزی توسط فرد مقابل که مشخص می کند یکی از زوجین عناصری از فانتزی طرف مقابل را نادیده گرفته و آن را ویران کرده است؛ به معنای دیگر، فرد مقابل با نگاه خیره غیرممکن فانتزی همسو نشده است؛ 3- آسیب های متأثر از فانتزی هیستریک که طی آن یکی از زوجین با گرفتن میل دیگری بزرگ یا دیگری کوچکی بیرون از رابطه به صورت ناخودآگاه به تخریب رابطه پرداخته است.
با توجه به نقش و کارکرد زنان در عرصه های گوناگون نظام اجتماعی، هدف این تحقیق، بررسی سرمایه اجتماعی زنان، عوامل آن و هم چنین بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن خواهد بود. روش این پژوهش، پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن (2000 و 2012) است که این ابزار دو جنبه اصلی ساختاری و شناختی و هم چنین هشت عامل فرعی سرمایه اجتماعی را مورد سنجش قرار داده است. جامعه آماری تمام دانشجویان دختر یکی از واحدهای دانشگاه پیام نور استان اصفهان و نمونه آماری شامل 200 دانشجو در نظر گرفته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که سرمایه اجتماعی زنان در حد کمتر از متوسط ارزیابی شده است. اگرچه بیشترین عوامل سرمایه اجتماعی زنان نمره بیش از متوسط دارد (به ترتیب سه عامل روابط اجتماعی با بستگان و دوستان، فعال بودن در متن و محتوای اجتماعی و مدارای فرهنگی) بقیه پنج عامل سرمایه اجتماعی (احساس اعتماد و امنیت، ارزشمندی زندگی، زمینه های کاری، روابط همسایگی و مشارکت در اجتماع محلی) در بردارنده نمره های میانگین کمتر از سه گزارش شده است. نتایج آزمون فرضیات تحقیق بیانگر این است که تفاوت معناداری در سرمایه اجتماعی زنان بر حسب پنج متغیر اجتماعی و آموزشی وضع تأهل، نوع رشته تحصیلی ، سال تحصیلی آموزشی، گروه های سنی و هم چنین شهر محل اقامت و سکونت وجود ندارد و در سرمایه اجتماعی زنان نوعی همگونی (تجانس) اجتماعی مشاهده شده است.
زمینه و هدف: تهدید نرم از مقوله هایی است که میزان شناخت و عمق درک نهادهای انتظامی و امنیتی از چیستی و ماهیت آن، میزان موفقیت آنها را در اجرای مطلوب مأموریتها و وظایفشان، تا حدزیادی متأثر می کند؛ بنابراین تحقیق حاضر باهدف شناخت چیستی و ماهیت تهدید نرم با رویکرد انتظامی و با نگاهی به ارتقای امنیت عمومی انجام شده است. روش: روش تحقیق پژوهش حاضر از نظر داده ها، کیفی از نوع تحلیل محتوا و از نظر اهداف، کاربردی است. جامعة آماری پژوهش حاضر استادان صاحب نظر در حوزة امنیت ملی و انتظامی هستند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند از میان آنها، ده نفر انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبة عمیق استفاده شد. داده های تحقیق متکی به نقل قولهای پرسش شوندگان است. یافته ها و نتایج: در پاسخ به سؤالات تحقیق، ابعاد اجتماعی- فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، سطوح راهبردی، میانی و تاکتیکی، مؤلفه های هویت ملی، انسجام اجتماعی، سرمایه اجتماعی، الگوهای رفتاری، دلبستگی ملی، آمادگی ملی، اندیشه های حاکم، آداب و رسوم، سبک زندگی، نگرش به حاکمیت، منش و رفتار اجتماعی و هشت راهکار پیشگیری و مقابله به دست آمدند. نتیجه اینکه آمادگی پلیس برای پیشگیری و مقابله با تهدیدات نرم، نیازمند پیش بینی و شناسایی شرایط وقوع این تهدیدات، ایجاد فضای مشترک ذهنی بین متصدیان در سایر نهادها و اعلام هشدار به آنها و درنتیجه تلاش برای ایجاد هماهنگی به منظور اقدام مؤثر است.
پژوهش حاضر بر اساس پرسشنامه های تکمیل شده توسط افرادی که دارای شرایط اقدام برای مهاجرت از طریق دفاتر مشاوره شغلی و کاریابی بین المللی دارای مجوز از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بوده اند، انجام شده است و به همین دلیل اطلاعات استخراج شده از آن بسیار دقیق و صحیح است و این موضوع نقطه قوت و ویژگی این پژوهش است. بنابراین یافته های این پژوهش بر اساس تحلیل ثانویه اطلاعات دفاتر مشاوره شغلی و کاریابی بین المللی است که مبنای تحلیل قرار گرفته است. در پژوهش حاضر تلاش شده است با بهره گیری از روش های کتابخانه ای و پرسشنامه ای، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری و پس از ورود داده ها توسط نرم افزار SPSS، اطلاعات به دست آمده مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی و همچنین تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج و یافته های پژوهش نشان می دهد که مهمترین عامل مهاجرت افراد به کانادا، یافتن شغل و درآمد بیشتر بوده است و نیافتن و کمبود شغل مناسب در کنار مسایلی چون امنیت شغلی و محدودیت های اجتماعی از عوامل دافعه در ایران بوده است.
یکی از رهیافت های جوان و بدیع در حوزه روش شناسی های جدید، رهیافت سازه انگاری است. طی پنجاه سال گذشته سه رهیافت بر رشته روابط بین الملل غالب بوده است؛ نخست، رهیافت لیبرالیسم و رئالیسم (که در منازعه نئولیبرالیسم و نئورئالیست ها بررسی می شود) و با عنوان نظریه های عقلانیت گرا معروف هستند؛ دوم، نظریه های هنجاری، فمنیستی، جامعه شناختی که به نظریه های بازتابی یا بازتابی معروف می باشند؛ سوم، سازه انگاری اجتماعی که تلاشی برای پر کردن شکاف میان دو رهیافت قبلی است؛ رویکردی که درصدد اخذ مفروضات خود از بین عقلانیت گرایی و انعکاس گرایی است. این رهیافت به عنوان یک روش فراپوزیتیویستی به مثابه تلاشی عمیق در حوزه فرانظری (هستی شناسی و معرفت شناسی) محسوب می شود، زیرا از حیث هستی شناسی، از ایدئالیسم درمقابل ماتریالیسم و از ذهنیت گرایی در مقابل عینیت گرایی دفاع می کند.
مقاله حاضر تلاش می کند تا به این پرسش ها پاسخ دهد: 1) چه روابطی بین یک جامعه یا ساختار اجتماعی و شناخت وجود دارد؟ 2) آیا جامعه بر علم تأثیر می گذارد یا کم وبیش تأثیر دانش بر دانش فرهنگ بیشتر است؟ 3) کدام نیروی اجتماعی، دانش را تولید و بازتولید می کند و چه نوع از تجزیه و تحلیل اجتماعی این نیروهای اجتماعی را آشکار می کند؟ و 4) تأثیر رهیافت سازه انگاری در روابط بین الملل چگونه و در چه ابعادی است؟
وضعیت آریستوکراسی زمیندار در ایران همواره مورد بحث جامعه شناسان تاریخی بوده و معتقدند آریستوکراسی ارضی در ایران وجود نداشته است. این تحقیق که با رویکرد نقادانه و تکینه نگری و روش نظریه مبنایی در محدوده تاریخی منطقه گله دار از ایالت فارس صورت گرفت، به کشف و مفهوم سازی از پدیده های تابحال مورد غفلت واقع شده آریستوکراسی منطقه ای و کلان مالکی خانی در پژوهش های جامعه شناسی تاریخی ایران و برساختن نظریه تداوم آریستوکراسی و کلان مالکی خانی در ایران پیشادولت مدرن انجامید؛ و نشان می دهد، برخلاف نظریات تاکنون ارائه شده، با وجود آمد و رفت حکومت ها، این آریستوکراتها از تداوم تاریخی برخوردار بوده اند. این تداوم مبتنی بوده است بر وجود ارتباطات حمایتی متقابل محلی (درون منطقه ای، میان گروه آریستوکرات با گروه های درون منطقه و فرامنطقه ای، میان آن ها با حکام مناطق مجاورشان).
مقدمه: مقاله حاضر با استفاده از طبقه بندی آندرسن برای نظامهای رفاهی در کشورهای توسعه یافته و طبقه بندی وود و گاف برای کشورهای درحال توسعه، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا نظامهای رفاهی مختلف به رفاه ذهنی متفاوت در بین افراد می انجامد یا نه؟ روش: این تحقیق با روش تحلیل ثانویه روی داده های موج پنجم پروژه بررسی ارزشهای جهانی (WVS) انجام شده است. هم چنین با اتخاذ روش تطبیقی، علاوه بر مقایسه رفاه ذهنی در نظامهای رفاهی دنیا، به بررسی رفاه ذهنی ایران در سطح خرد و مقایسه آن با سایر کشورها در سطح کلان پرداخته شده است. یافته ها: وضعیت رفاه ذهنی در نظامهای رفاهی سوسیال دموکرات بهتر از سایر نظامهای رفاهی است و در نظامهای رفاهی، ناامنی در پائین ترین سطح قرار دارند. میزان شادکامی ایرانیان بیشتر از سلامت ذهنی آنها و میزان سلامت ذهنی نیز بیشتر از رضایت از زندگی در بین آنهاست. هم چنین ایران از نظر رفاه ذهنی با کشورهایی که دارای دولت رفاهی بالقوه هستند (کشورهای آسیای جنوب شرقی) تقریبا برابر است که به نظر می رسد به علت حمایت و نقش خانواده در تأمین رفاه افراد در این کشورها باشد. سایر نظامهای رفاهی بررسی شده از نظر رفاه ذهنی، به جز نظام رفاهی ناامنی، در جایگاه بالاتری نسبت به ایران قرار دارند. بحث: نظامهای رفاهی متفاوت به رفاه ذهنی متفاوت می انجامد. البته این نتیجه لزوماً به این معنی نیست که کشوری که دارای نظام رفاهی حداکثری است از رفاه ذهنی بالاتری نیز برخوردار باشد. چرا که در این تحقیق میزان رفاه ذهنی در بریتانیا با نظام رفاهی لیبرال و ترکیه، به نمایندگی از کشورهای مسلمان، از کشور آلمان با نظام رفاهی مشارکتی بیشتر است.
زمینه و هدف: آگاهی از وضعیت سرمایه اجتماعی ناجا از دیدگاه قشرهای مختلف جامعه یکی از الزامات طراحی سند چشم انداز است، این پژوهش با هدف اصلی بررسی سرمایه اجتماعی ناجا از دیدگاه اقوام، اقشار و پیروان مذاهب در شهر تهران انجام شده است.
روش شناسی: نوع پژوهش توصیفی پیمایشی، از نظر هدف کاربردی، از نظر زمانی مقطعی و پهنان گر بوده است. داده های پژوهش توسط پرسش نامه جمع آوری شده، اعتبار صوری توسط اساتید مجرب و میزان پایایی، توسط آزمون آلفاء کرونباخ به میزان (889/0) تأیید شده است. جامعه آماری تمامی شهروندان 18 سال به بالا شهر تهران و نمونه آماری با حجم تعداد 1536 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم به دست آمده است. سرمایه اجتماعی بر اساس 4 بعد (اعتماد، بهره مندی از خدمات، ارتباط و همکاری و همیاری) سنجش شده است.
یافته ها: بُعد اعتماد به ناجا در حد بالاتر از متوسط و ابعاد بهره مندی، ارتباط و همکاری کمتر از حد متوسط به دست آمده است. سرمایه اجتماعی ناجا در میان اقوام، اقشار و پیروان مذاهب تفاوت معناداری ندارد، ولی سرمایه اجتماعی ناجا تحت تأثیر معنادار متغیرهای تأهل و وضعیت اشتغال است.
نتیجه گیری: ناجا در تمامی ابعاد سرمایه اجتماعی بدون هیچ گونه تفاوتی درمیان قشرهای اجتماعی به انجام وظایف می پردازد. سرمایه اجتماعی مجردین از متأهلین کمتر بوده است، ناجا باید سعی کند با اصلاح فرآیندها و رفتار اجتماعی خود ارتباط، اعتماد و همکاری درستی برای بهرمندی افراد مجرد از خدمات پلیسی را فراهم کند. سرمایه اجتماعی شاغلین دولتی از غیر دولتی بیشتر است، به این معناست که ناجا با سازمان ها و نهادهای دولتی و رسمی ارتباط بیشتری دارد.
زمینه و هدف: خشونت خانوادگی شایع ترین شکل خشونت علیه زنان با بیشترین عوارض اجتماعی، روانی و اقتصادی است. خشونت شوهران مسئله ای است که حیات خانواده و جامعه را تهدید می کند؛ لذا هدف تحقیق حاضر، بررسی وضعیت خشونت خانگی در زنان مراجعه کننده به مراکز قضایی شهر پاوه، شناخت نقش پلیس در پیشگیری از بروز این پدیده و شناخت موانع پیشرو در ممانعت از بروز این مشکل می باشد. روش شناسی: این مطالعه به صورت مقطعی، توصیفی، تحلیلی و بر اساس تحلیل داده های ثانویه است که اطلاعات آن به صورت گذشته نگر جمع آوری شده است. جمعیت نمونه مورد مطالعه این پژوهش شامل 82 نفر (زن) است که به دلیل خشونت به مراجع قضایی شهر پاوه شکایت کرده و در آنجا پرونده تشکیل داده اند، هم چنین جهت نقش پلیس در پیشگیری از بروز این پدیده اجتماعی با 20 نفر از نیروهای پلیس واقع در کلانتری های شهر پاوه مصاحبه باز صورت گرفت. یافته ها و نتایج: نتایج نشان می دهد که بالاترین میزان خشونت در بین زنان 25 تا 28 سال می باشد؛ بنابراین با افزایش سن، میزان خشونت کاهش پیدا می کند. یافته ها نشان می دهد که بیشترین خشونت از نوع خشونت های روانی است و بالاترین میزان خشونت مربوط به زنان دارای تحصیلات دبیرستان و دیپلم و کمترین میزان مربوط به زنان بی سواد است. نتایج نشان می دهد که پلیس های مصاحبه شده معتقد بودند که اقدامات پلیس با رویکرد جامع نگر، نقش مؤثری در پیشگیری از وقوع و بروز همسر آزاری دارد و جهت تحقق این امر، استخدام پلیس زن، گزینش صحیح، آموزش کافی، تخصصی کردن پلیس و به کارگیری واحدهای مددکار پلیس و پزشکان پلیس را در جامعه مورد نظر ضروری می دانستند تا بتوان زنان آسیب پذیر را به جامعه بازگردانده و دوباره در آنها تعادل ایجاد کرد.
این مقاله با مرور بر تکثر موجود در صورت بندی های دینداری و سفرهای زیارتی و با فرض اینکه زیارت و آداب آن بخشی از دینداری افراد است، از طریق تنقیح و تشریح تیپ های مختلف زائران امام رضا (ع) به این پرسش پاسخ می دهد: کدام صورت بندی (تلفیقی)، بیشترین انطباق و تناسب را با زائران مرقد امام رضا (ع) داراست. جهت پاسخگویی از تیپولوژی بهره برده شده است. اکتشاف مؤلفه ها و فاکتورها، منجر به ساخت ابزارهای تحلیلی یا همان تیپ ها شده است. روش تحقیق، پدیدارشناسی و تکنیک جمع آوری اطلاعات، مبتنی بر مصاحبه های عمیق بوده است. مشارکت کنندگان را می توان در چهار سنخ کلی خوش گذران، در حال گذار، مناسک گرا و وجودی جای داد. هر کدام از رویکردهای مدیریتی فعلی، حاکی از ذهنیتی و دارای بدنه اجتماعی در میان زائران است. فارغ از فراوانی هرکدام و اینکه کدام به لحاظ فرهنگی غلبه دارد، در نظر داشتن گونه های مختلف زائر در سیاست گذاری و برنامه ریزی، غیر قابل انکار به نظر می رسد.
این مقاله به دنبال بررسی دیدگاه کارل مارکس، به عنوان جامعه شناس و فیلسوف سیاسی در ارتباط با برساخت عینی شرایط وقوع انقلاب با توجه به مفهوم کلیدی رنج انسانی است. مارکس در بررسی شرایط و زمینه های وقوع انقلاب، بر مفهوم رنج (که آن را در قالب الیناسیون و شرایط عینی و ذهنی منتهی به وقوع آن تعریف می کند) تمرکز کرده و از وجه پارادوکسیکال رنج سخن می گوید که مبتنی بر توأمانی وجوه مثبت و منفی رنج اجتماعی پرولتاریا است. از دید او، پیش شرط تحقق پراکسیس و کنش انقلابی، وابسته به وجود عینی و ذهنی رنجی اجتماعی است که با تحقق آگاهی (عینی و ذهنی) پرولتاریا نسبت به آن و خروج از وضعیت الیناسیون، می تواند او را از ابژه منفعل به سوژه فعال امر اجتماعی در جهت برساخت کنش انقلابی تبدیل کند. در این راستا او به عنوان فیلسوف سیاسی و جامعه شناس از نقش دین (که به زعم او برساخت عامدانه طبقه سرمایه دار برای آگاهی بخشی کاذب و خنثی کردن اثر رنج اجتماعی موجود است) غافل نیست و آن را به مثابه مانعی در جهت به اوج رسیدن رنج اجتماعی پرولتاریا و تبدیل آن به محرکه عینی لازم برای انقلاب نکوهش می کند. بنابراین مارکس با اذعان به وجه ایجابی رنج (علی رغم تعینات سلبی اجتماعی آن)، آن را در فرایند برساخت کنش سیاسی پرولتاریا (انقلاب) به مثابه یک نیروی حیاتی، پیش برنده و حتی ضروری در پروسه دیالکتیک تحول اجتماعی و سیاسی مورد توجه قرار می دهد.
تنوع ویژگی های مکانی- فضایی روستاهای کشور گویای تفاوت نیازها و الزامات جوامع روستایی است که ضرورت برنامه ریزی محلی را مطرح می سازد. مقاله حاضر، با بهره گیری از رویکرد برنامه ریزی راهبردی و مشارکتی، با استفاده از روش های پیمایشی، روش ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) و مدل سوات (SWOT)، به ارائه راهبردهای مؤثر و تدوین کلیات «برنامه اجرایی توسعه روستایی» روستای صدرآباد از توابع دهستان رستاق استان یزد می پردازد. نتایج تحقیق نشان داد که از میان نقاط ضعف روستا، «کمبود آب» و از میان نقاط قوت آن، «امکان یکپارچه سازی اراضی»، و نیز از میان فرصت ها، «وجود بازارهای مناسب بیرونی برای عرضه محصولات گلخانه ای» و از میان تهدیدها، «آلودگی محیط زیست روستا» از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در توسعه روستایی به شمار می روند. همچنین، راهبرد تهاجمی، با تمرکز روی نقاط قوت داخلی و فرصت های خارجی، مناسب ترین الگو برای توسعه این روستاست.
هدف: هدف اصلی این بررسی، آزمون نقش سلسله مراتب نیازهای انسانی ابراهام مزلو در در رفتار توسعه ای جامعه روستایی است. از این رو، در این پژوهش، این پرسش مطرح می شود که روستاییان کشور از نظر دستیابی به نیازهای خود در چه مرحله ای قرار دارند و وضعیت موجود چه نقشی در رفتار توسعه ای آنان ایفا می کند.
روش: ناحیه مورد مطالعه تحقیق حاضر را نواحی روستایی بخش سردار جنگل شهرستان فومن تشکیل می دهد. ابتدا، روستاها به سه گروه جلگه ای، پایکوهی و کوهستانی تقسیم شده و سپس به تناسب تعداد آبادی های هر تیپ، روستاهای نمونه مشخص و با استفاده از روش کوچران ، 300 خانوار به عنوان جامعه نمونه تحقیق، به طور تصادفی انتخاب و پرسشنامه ای متشکل از 16 پرسش، از طریق مصاحبه با سرپرست خانوارهای نمونه تکمیل شده است. روایی پرسشنامه از طریق اعتبار محتوا و پایایی پرسشنامه، به واسطه روش تنصیف، مورد بررسی قرار گرفته است. داده های جمع آوری شده بر اساس توزیع فراوانی، آزمون های من-ویتنی و کروسکال والیس تحلیل شده است.
یافته ها: آزمون ناپارامتری من– ویتنی (U) با پی والیوی کمتر از 0.05 نشان داد، بخش اعظم جمعیت، یعنی حدود 74 درصد به اصطلاح در تفکر تأمین غذای روزانه خود هستند و مسائلی همچون پایداری توسعه، خودشکوفایی و عزت نفس در تفکر آنان خیالی بیش نیست. آزمون من- ویتنی در رابطه با آمادگی مردم جهت پرداخت هزینه برای آینده بهتر مملکت و روستا و آمادگی آنان برای گذراندن دوره آموزشی برای بهبود و کارایی شغل انجام شد. در هر دو مورد (به ترتیب با پی والوی 0.012 و 0.032) مشخص شد که گروه های درآمدی پایین در اغلب موارد به دنبال نیازهای اولیه خود هستند. آن ها در طرح های توسعه ای روستا مشارکت نمی کنند و انگیزه ای برای ارتقاء سطح توان حرفه ای خود ندارند.
محدودیت ها/ راهبردها: یکی از محدودیت های موجود در ارتباط با تحقیق حاضر، درک واقعیت های ناحیه، آن است که مردم از ابراز عقاید واقعی خود در جامعه امتناع دارند و بر حسب شرایط خاص صحبت می کنند. از این رو، لازم است اینگونه تحقیقات در سطح گسترده تری در روستاهای کشور توسط محققانی انجام شوند که در منطقه مورد مطالعه، مورد وثوق مردم هستند.
راهکارهای عملی: باید کوشید تا ابتدا نیازهای اولیه فیزیولوژیک و امنیتی مورد نیاز جمعیت روستایی تأمین شود، سپس جمعیت را فراخواند تا اهداف توسعه پایدار را پیگیری و آن را در جامعه نهادینه کرد. در این صورت، نیروهای پویای جامعه تقویت می شوند و نیروهای مقاوم به تحولات توسعه ای تعدیل خواهند شد.
اصالت و ارزش:در این تحقیق نظریه مزلو در ارتباط با نقش سلسله مراتب نیازهای انسانی در رفتار توسعه ای روستاییان مورد تأیید قرار گرفت و نشان داده شد که رفتارهای کنونی روستاییان در شرایط تحمیل شده به آن ها منطقی است.
اوقات فراغت اشاره به زمانی فارغ از کار و اشتغال دارد که افراد می توانند به دور از مشغله های کاری و بنا بر میل خود از آن استفاده کنند. نحوه گذران اوقات فراغت تأثیر فراوانی بر ابعاد مختلف زندگی فردی دارد که پیامدهای اجتماعی مهمی به بار می آورد، ازجمله نشاط اجتماعی که میزان آن بسته به نحوه گذران اوقات فراغت می تواند کم یا زیاد شود. مقاله حاضر به بررسی رابطه بین اوقات فراغت و نشاط در شهر اصفهان می پردازد. در اینجا اوقات فراغت در ابعاد فردی فعال، فردی غیرفعال، جمعی فعال و جمعی غیرفعال و نشاط نیز با استفاده از پرسشنامه استاندارد نشاط آکسفورد مورد سنجش قرار گرفته است. در مبنای نظری – تحلیلی بررسی از بحث های ساکتیول، لو و آرگایل، و کانمان و همکارانش استفاده شده است. بر اساس بحث های ساکتیول (2012) اوقات فراغت دارای چهار بعد جمعی/فردی و فعال/غیرفعال است و مطابق با نظر کانمان و همکارانش (2006) و لو و آرگایل (1993) اوقات فراغت جمعی و فعال اثرات بیشتری بر نشاط دارد. روش انجام پژوهش، پیمایش است و جامعه آماری آن را ساکنان شهر اصفهان تشکیل می دهند. بر مبنای فرمول نمونه گیری کوکران 1200 نفر به عنوان نمونه تعیین و به شیوه تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که بین اوقات فراغت و نشاط و نیز رضایت از گذران اوقات فراغت بانشاط رابطه معناداری وجود دارد؛ با افزایش رضایت از اوقات فراغت بر میزان نشاط نیز افزوده می شود. همچنین شیوه فعال گذران اوقات فراغت نسبت به شیوه غیرفعال آن، همبستگی قوی تری بانشاط دارد و در شیوه غیرفعال، شکل جمعی آن رابطه قوی تری بانشاط دارد.
نوجوان همسری به ازدواج افراد زیر 18 سال اطلاق می شود. یافته های تحقیق از مصاحبه های عمیق با 35 زن در شهر آران بیدگل به دست آمده و با استفاده از تحلیل تماتیک مراحل کار تدوین و نتایج به دست آمده است. از آن جا که این زنان در فرایند انتخاب همسرشان دخیل نبوده اند و به رشد کافی عقلی نرسیده بودند، ازدواجشان در حقیقت توافقی میان والدین دختر و پسر بوده است؛ بنابراین این دختران حتی تصور و شناخت درستی از ازدواج و مسئولیت های مربوط به آن نداشته اند و از نظر روابط اجتماعی و فرهنگی در جامعه و هم چنین روابط شخصی، نظیر برقراری ارتباط مناسب با همسر، فرزندان و اطرافیانشان دچار مشکلات فراوانی شده اند. از سوی دیگر، به دلیل آموزش ندیدن در زمینة مسائل جنسی، بارداری در سنین پایین زمینه ساز مشکلات جسمی و روانی برای این افراد بوده است.
تعامل انسان با محیط زیست، همواره مورد توجه دانشمندان و متخصصان حیطه های گوناگون علمی بوده است. دهه های متمادی است که اثبات شده است بهبود رابطه انسان با محیط زیست در وجوه گوناگون، لزوماً متأثر از نگرش ها، احساسات و دیدگاه های آن ها به محیط زیست است، درحالی که بررسی احساسات زیست محیطی به صورت مجزا در ایران، سابقه ای نداشته است. احساسات زیست محیطی که دارای دلالت های وظیفه گرایی و تعلق مندی هستند، تأثیری مهم بر انواع رفتارها در قبال محیط زیست دارند. این پژوهش به روش پیمایش و نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای تصادفی از ساکنان بالغ شهر تهران و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساسات زیست محیطی و سازوکارهای (مکانیسم های) مربوط پرداخته است. نتایج نشان می دهد میانگین احساسات زیست محیطی شهروندان تهرانی در مقیاس صفر تا صد، بین 1/62 تا 1/65 است که متوسط به بالا تلقی می شود. روابط دومتغیره بین جنس، ارزش های زیست محیطی، تجربه ارتباط با طبیعت، جامعه پذیری زیست محیطی و دینداری، با متغیر وابسته معنادار است. در تحلیل رگرسیون چندگانه، مدل نظری، بیش از 64 درصد از تغییرهای متغیر وابسته را تبیین کرده است. نتایج تحلیل مسیر نیز از طریق تأثیرگذاری بر تجربه ارتباط با طبیعت، بیشترین تأثیرگذاری را درمورد متغیر ارزش های زیست محیطی و درنهایت، تأثیرگذاری بر متغیر وابسته با میزان اثر کل 578/0 به دست داده است.