فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۲۱ تا ۶٬۷۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
مفهوم پردازی اندیشه حق به شهر؛ در جستجوی مدلی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حق به شهر از مفاهیم جنجالی مطرح شده در دهة ۱۹۷۰ میلادی توسط فیلسوف فرانسوی، هنری لوفور است. این مفهوم در چند دهة گذشته توجه بسیاری از نظریه پردازان شهری را در جهان به خود جلب کرده و در عرصة عمل نیز منجر به شکل گیری جنبش های اجتماعی متعدد و صدور منشورهای قانونی شده است. لوفور شهر را به عنوان یک ساختار اجتماعی می دانست و اعتقاد داشت که تمام شهروندان نسبت به شهر دارای حق می باشند. هدف نوشتار حاضر درک صحیح مفهوم حق به شهر، انتقال آن به متخصصان حوزه مطالعات شهری و کوشش در جهت عملی نمودن این ایده است. این نوشتار سعی دارد تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط هنری لوفور و خوانش مصداق های عینی این مفهوم در قالب جنبش های شهری متعدد و منشورهای صادرشده، به بازشناخت و تحلیل مفهوم حق به شهر بپردازد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش شناسی کیفی است. شیوه های مورد استفاده در گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز، سند گزینی و تحلیل تماتیک اسناد و دیدگاه های صاحب نظران انتخاب شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مفهوم حق به شهر، شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است. از این رو مهم ترین مقولات پیش روی این مفهوم در خلق فضای شهری باکیفیت شامل حکمرانی شهری؛ شمول اجتماعی؛ تنوع فرهنگی در شهر و آزادی های اجتماعی و حق دسترسی به خدمات شهری برای تمامی ساکنان شهر است.
معضلة پیشرفتِ جامعه شناسی (مورد مطالعات انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر حول محور پرسشی شکل گرفته که از دیرباز برای علوم اجتماعی و بویژه جامعه شناسی مسأله زا بوده است، یعنی سوال در خصوص ماهیت انباشتگی دانش جامعه شناسی. آیا در انبوه مطالب نظری و تجربی تولید شده توسط جامعه شناسان در طول بیش از یک قرن فعالیت آکادمیک، می توان الگوهایی از تغییر را نشان داد که حاکی از پیشرفت باشد؟ در این راستا، مجموعه ای از دیدگاه های متفاوت و حتی متعارضِ جامعه شناسان مورد واکاوی تحلیلی قرار گرفته است. سپس، دو رویکرد اصلی در بررسی پیشرفت علمی یعنی، مبناگرایی در برابر برساخت گرایی مورد بحث و تجزیه تحلیل قرار گرفته و دلالت های هر یک از این دو رویکرد برای وارسی پیشرفت در جامعه شناسی تشریح گردیده است. در پایان، استدلال گردید که با توجه به ماهیت چندپارادایمی جامعه شناسی، درست نیست که متعلَقِ پیشرفت را کلِ جامعه شناسی قرار دهیم؛ بلکه مسألة ارزیابی پیشرفت در جامعه شناسی را بایستی معطوف به زیررشته ها و حوزه های خاص مطالعاتی در درون رشتة جامعه شناسی نماییم. بر همین اساس، استدلال های معطوف به ارزیابی پیشرفت علمی در جامعه شناسی بر پایة حوزة خاص «مطالعة انقلاب ها» استوار گردید؛ و بر اساس دو دیدگاه مبناگرایی و برساخت گرایی نشان داده شد که مطالعة جامعه شناختی در خصوص انقلاب ها منجر به پیشرفت منظم و انباشت دانش در این حوزة مضمونی شده است.
مقایسه ارتباط با خانواده همسر در زنان و مردان متأهل ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۴ شماره ۴۱
7-32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارتباط با خانواده همسر در زنان و مردان انجام گردید. بدین منظور یک پرسشنامه اولیه طراحی و برروی یک نمونه 735 نفری (385 زن و350 مرد) که به شکل نمونه گیری در دسترس از شش شهر بزرگ ایران انتخاب شده بودند اجرا شد. تحلیل داده ها نشان داد که بین زنان و مردان در ابعاد مختلف رابطه با خانواده همسر تفاوت های معناداری موجود است. بین زنان و مردان در برآورد سهم خانواده همسر در تعارضات زناشویی (03/2=Z، 001/0>P)، میزان توهین به خانواده همسر در جریان مشاجره با همسر (70/1=Z، 006/0>P) و اطلاع رسانی به خانواده همسر درباره اختلافات زناشویی (256/18=، 003/0>P) تفاوت معناداری مشاهده شد. زنان نسبت به مردان رابطه خود را با خانواده همسر بی ثبات تر (927/21=، 001/0>P) و کیفیت آن را پایین تر (76/1=Z، 004/0>P) و رضایت کمتری نسبت به آن گزارش کردند (46/5- =t، 001/0>P). زنان بیش از مردان اعتقاد داشتند که خانواده همس رش ان از آن ها انتظ ارات غی رمع ق ول دارن د (04/5=، 02/0>P) و در حوزه های بیشتری با آنها تعارض پیدا می کردند. در مورد شیوه های حل تعارض با خانواده همسر، روش های مورد ترجیح در هر دو جنس، نشان ندادن واکنش علی رغم ناراحتی بود. اما زنان بیشتر از مردان شیوه های کاهش تماس و رفت و آمد، درخواست مداخله از همسر و عدم ابراز واکنش را مورد استفاده قرار می دادند. در حالی که مردان از روش های نادیده گرفتن تعارض و یا گفتگوی مستقیم بیشتر از زنان استفاده می کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که در هر دوجنس، افراد با مادر و خواهر همسر خود بیشتر رابطه مطلوب برقرار می کنند. همچنین در هر دو جنس، بیشترین احتمال برقراری رابطه نامطلوب با مادر همسر و پس از آن همشیر غیرهمجنس با همسر وجود داشت. پدر همسر پایین ترین رتبه را در برقراری رابطه مطلوب یا نامطلوب دارا بود. جمع بندی نتایج تحقیق نشان می دهد که زنان روابط نامطلوبتری را به نسبت مردان با خانواده همسرشان تجربه می کنند. محققان این یافته را از جنبه های روانشناختی، جامعه شناختی و فرهنگی مورد بحث قرار داده اند و تاکید داشته اند که با توجه به نقش مهم کیفیت رابطه با خانواده همسر در موفقیت یا شکست ازدواج زوجین ایرانی، نیاز به طراحی مداخلات خاص درمانی یا پیشگیرانه و حساس به جنسیت و فرهنگ در این حوزه کاملا محسوس است.
رابطه استفاده از رسانه های جهانی و بازاندیشی مدرن با گرایش به روابط فرازناشویی در بین زوجین شهر قروه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۴۳
309-323
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه استفاده از رسانه های جهانی، بازاندیشی مدرن و رضایت زناشویی با گرایش زوجین به روابط فرازناشویی می پردازد. چارچوب نظری این پژوهش تلفیقی از نظریه جهانی شدن فرهنگی، بازاندیشی و تغییر شکل صمیمیت گیدنز، رویکرد استفاده و رضایت مندی و نظریات روان شناسی اجتماعی از کمپ و یابلونسکی می باشد. مدل در نظر گرفته شده شامل متغیرهای: مصرف رس ان ه های جهان ی، ب ازان دیشی م درن و رض ایتزناشویی است که به عنوان متغیرهای تأثیرگذار بر گرایش به روابط فرازناشویی دخالت داده شده اند. این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، در بین 260 نفر از زوجین شهر قروه انجام شده است. نتیجه کلی پژوهش نشان داد مصرف رسانه های جهانی می تواند زمینه ای را فراهم کند که دیدگاه مخاطبان را در خصوص گرایش به روابط فرازناشویی شکل دهد اما مخاطبان در مواجهه با این پیام ها، متناسب با ویژگی های روانی و اجتماعی خود واکنش های متفاوتی نشان می دهند و به این ترتیب، تأثیرات متفاوتی را دریافت می کنند. از میان عوامل مؤثر بر گرایش به روابط فرازناشویی، مصرف رسانه های جهانی، بازاندیشی مدرن، رضایت زناشویی، جنسیت، نحوه ازدواج رابطه معناداری با گرایش به روابط فرازناشویی داشته اند.
برساخت اجتماعی جهت گیری ارزشی میانسالان ارائه یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناخت جهت گیری ارزش های میانسالان با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی در بین ساکنان شهرستان رودبار جنوب است. روش شناسی پژوهش، کیفی است و از روش نظریه زمینه ای به عنوان روش اجرای عملیات پژوهش استفاده شده است. داده های کیفی در این مطالعه با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری و جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از استراتژی نظریه زمینه ای استفاده گردیده است. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز معیار اشباع نظری، 12 نفر از جامعه مورد مطالعه در این پژوهش مشارکت داشتند که فهم و درک آن ها نسبت به ارزش های شخصی مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار گرفت؛ یافته های به دست آمده با استفاده از روش «نظریه زمینه ای» شامل شش مقوله عمده به شرح زیر می باشد: واقع گرایی، نارضایتی از شیوه زندگی، استفاده از رسانه های ارتباط جمعی جدید، نوع دوستی، همگرایی با ارزش های دینی و خویشاوند گرایی. مقوله «هسته» این بررسی «بازاندیشی معطوف به گذشته» است که سایر مقولات عمده را در برمی گیرد. نظریه زمینه ای به دست آمده در قالب یک مدل پارادایمی شامل سه بُعد شرایط، تعاملات/فرایندها و پیامدها ارائه شده است.
بررسی تأثیر میزان و انواع دینداری بر همبستگی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطه میزان و انواع دینداری با همبستگی اجتماعی است. روش این تحقیق پیمایشی بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان دوره کارشناسی واحد حصارک دانشگاه خوارزمی تشکیل می دهند. از میان این دانشجویان تعداد 409 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله با این دانشجویان مصاحبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t استیودنت، تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون استفاده شده است. نظریه دورکیم در رابطه با تأثیر دینداری بر همبستگی اجتماعی الگوی نظری این تحقیق است. نوع دینداری نیز با توجه به انتقادی که بر نظریه دورکیم در رابطه با کارکرد انسجامی دین وارد شده و عدم توجه دورکیم به انواع دینداری در دستگاه نظری خود مطرح می شود. بر این اساس، دسته بندی هیک از انواع دینداری (انحصارگرا، شمول گرا و تکثرگرا) مورد توجه قرار گرفته است. بر مبنای دستگاه نظری تحقیق، دینداری و انواع دینداری متغیرهای مستقل تحقیق و همبستگی اجتماعی متغیر وابسته تحقیق به شمار می آیند. همچنین این تحقیق دارای یک فرضیه اصلی و دو فرضیه فرعی می باشد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین دینداری با همبستگی اجتماعی ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. در بررسی نوع دینداری سه روش به طور همزمان به کار گرفته شد: 1- نوع دینداری بر مبنای شاخص نوع دینداری، 2- نوع دینداری بر مبنای عامل انحصارگرایی دینی و 3- نوع دینداری بر مبنای عامل تکثرگرایی دینی. با توجه به این طبقه بندی ها، بین نوع دینداری با همبستگی اجتماعی ارتباط معناداری وجود ندارد.
دانش بومی پدافند (دفاع) غیرعامل در معماری و شهرسازی دوره های تاریخی ایران و نمونه های تکامل یافته این تجربه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دفاع شامل دو وجه عامل و غیرعامل بوده که نوع اول مرتبط با سلاح های جنگی و نوع دوم، مجموعه تمهیداتی است که آسیب پذیری مجتمع های زیستی را در مقابل تهاجم به حداقل می رساند. محدوده این پژوهش بررسی پدافندغیرعامل در گذشته تاریخی ایران را در برگرفته و هدف از این نوشتار، نشان دادن چگونگی اجرای این تمهیدات در گذشته تاریخی ایران و در برخی موارد، چگونگی بهره گیری روش های نوین جنگی از این ایده هاست. دانش بومی در هر حیطه، به راه حل های تجربی انسان برای حل مسائل بر پایه آموزه هایی از گذشتگان گفته می شود که در هر محیطی با توجه به شرایط ویژه آن، می تواند متفاوت باشد. در حوزه دفاع نیز با وجود بهره گیری جنگ های امروزی از سلاح های مدرن، بسیاری از ایده های گذشتگان قابل ارتقا و استفاده است.
برای نیل به هدف مذکور الزامات معماری پدافندغیرعامل تبیین شده و ریشه های آن در گذشته ایران بررسی می گردد و در مواردی نوع الگو برداری کشورهای دیگر از روش ها و ریشه های گذشته بررسی شده است که این مورد در واقع کاربرد عملی این پژوهش است. ماحصل این ریشه یابی کمک به بومی نمودن مبحث دفاع غیرعامل و استفاده از تجربیات پیشین در طرح-های آمایش دفاعی کلان است.
فلسفه مددکاری اجتماعی و ارتباط آن با رویکردها، نظریه ها و مدل های مددکاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله مزبور به ارتباط فلسفه با رویکردها، مدل ها، و نظریه های مددکاری اجتماعی می پردازد. هدف مطالعه مزبور شناخت ارتباط فلسفه با رویکردها، مدل ها و نظریه های مددکاری اجتماعی است که با روش ""روایتی"" صورت گرفته است. مواد و منابع مورد مطالعه، افزون بر جستارهای فلسفه علم، مقاله های خارجی ""فلسفه شما از مددکاری اجتماعی"" و همچنین ""مقدمه ای بر حرفه مددکاری اجتماعی و پایه های فلسفی آن"" بوده است. فلسفه به عنوان راهنمای اصلی در حرفه مددکاری اجتماعی است که مقدم بر رویکرد، مدل و نظریه هاست، زیرا مجموعه مفاهیمی را در بر می گیرد که ذهن مددکار اجتماعی را درباره انسان و محیط پیرامونش به خود مشغول داشته و مشکلات ناشی از ارتباط بین آدمی و محیط بیرون، دغدغه اوست. همچنین مفاهیم است که شیوه های مداخله او را در سازگاری مردمان با طبیعت بیرونی هدایت می کند. نتیجه این که مفاهیم فلسفی، نگاه مددکاری اجتماعی به آدمی و جهان پیرامونش را شکل بخشیده، از نظریه ها بهره برده و با در نظر گرفتن تفکر نقدی به مداخله های گوناگون می پردازد. واژه های کلیدی : فلسفه، دیدگاه، نظریه، مدل، مددکاری اجتماعی
مقایسه روش های اقتصادی در برآورد ارزش تفریحی مناطق ییلاقی روستایی: مطالعه موردی روستای اخلمد، خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با استفاده از داده های مقطع زمانی 120 خانوار مشهد، به تعیین ارزش تفریحی منطقه گردشگری اخلمد در استان خراسان رضوی پرداخته است. برای ارزش گذاری، با بهره گیری از روش های ارزش گذاری مشروط و روش هزینه سفر، از ایجاد بازاری فرضی استفاده شد. نتایج نشان داد که متوسط تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان برای ارزش تفریحی این منطقه 27/15400 ریال برای هر بازدید است. ارزش تفریحی از طریق هزینه سفر و با استفاده از روش حداقل مربعات غیرخطی 54640 ریال برای هر نفر و از روش پواسن 181810 ریال برآورد شد. با در نظر گرفتن 8/2 میلیون نفر جمعیت شهرستان مشهد به عنوان استفاده کنندگان از این منبع طبیعی ارزش کل تفریحی این مکان به دو روش حداقل مربعات غیر خطی و توزیع پواسن، به ترتیب، 136600 و 454540 میلیون ریال می رسد. ارزش تفریحی قابل توجه این منطقه ییلاقی برای سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان بخش گردشگری توجیهی مستدل را فراهم می آورد تا از کیفیت مناطق ییلاقی و سرمایه گذاری در آن حمایت و از تخریب آن جلوگیری کنند.
پایش همایش ها و منابع سبک زندگی
حوزههای تخصصی:
بخش اول: همایشها
بخش دوم: منابع فارسی
بخش سوم: منابع انگلیسی
پرونده ویژه: دانشگاه و سبک زندگی
حوزههای تخصصی:
چیستی، تاریخچه، رسالت و اهداف
وحدت حوزه و دانشگاه
نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری
پژوهش و دانشگاه؛ موانع و راهکارها
ازدواج دانشجویی؛ آسیب ها و راهکارها
اشتغال و بیکاری فارغ التحصیلان
آسیب شناسی روابط دختر و پسر در دانشگاه
دانشگاه در کلام امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
ارزیابی وضعیّت اشتغال دانش آموختگان رشته های علوم انسانی و عوامل موثر بر آن (مورد مطالعه: دانشگاه یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل اجتماعی جامعه ایران، افزایش بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی است که در همه رشته ها به ویژه علوم انسانی، وجود دارد. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت اشتغال دانش آموختگان دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج و برخی عوامل اجتماعی جمعیّتی مرتبط با آن است. روش پژوهش، پیمایش پیگیری است. جامعه آماری، دانش آموختگان رشته های جامعه شناسی، ادبیّات فارسی، زبان انگلیسی و علوم سیاسی طی سال های92-1389 است که 239 نفرشان به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر با استفاده از تماس تلفنی با دانش آموختگان و بررسی کارنامه تحصیلی آنها در دانشگاه بدست آمد. براساس یافته های توصیفی تحقیق، 7/37% دانش آموختگان شاغل و 3/62% بیکار بودند. یافته های تحلیلی تحقیق نشان داد، معدّل تحصیلی، محلّ زندگی، جنسیت، دوره های آموزشی پس از دانش آموختگی، کار دانشجویی و نوع گزینش، ارتباط معناداری با اشتغال ندارند. تبیین وضعیت اشتغال براساس مجموع متغیّرهای مستقل به روش رگرسیون لجستیک نشان داد، متغیّرهای رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی، انجام کار پژوهشی، علاقمندی به رشته تحصیلی و وضعیّت تحصیلی، بر احتمال اشتغال دانش آموختگان تاثیر معناداری دارند و قادرند 323/0 واریانس آن را تبیین کنند.
معلولیت؛ نیمه پنهان جامعه: رویکرد اجتماعی به وضعیت معلولین در سطح جهان و ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۵۸
۱۹۴-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معلولیت یا ناتوانی یکی از پدیده های پیدا و پنهان زندگی امروزه بشر است. پیدا از آن جهت که نرخ افراد دارای معلولیت بسیار بالا و در حال رشد است و پنهان از آن جهت که چندان مورد توجه جریان اصلی جامعه و سیاست گذاران اجتماعی نبوده است. در طول تاریخ بشر برخورد با معلولیت شکلهای متفاوتی به خود گرفته و از برخی جهات انسانی تر و از برخی جهات تبعیض گرایانه بوده است. این مقاله در نظر دارد با رویکرد جامعه شناختی به داده های موجود در دو سطح جهانی و ملی، پدیده معلولیت را مورد بررسی قرار دهد و به نوعی آن را به عنوان یک مسئله اجتماعی معرفی کند. مرور انتقادی منابع: آنچه که امروزه در تحقیقات مختلف مشاهده می شود به ویژه در داخل کشور نوعی رویکرد پزشکی و مدیریتی است که دارای نوعی التقاط گرایی است و به پدیده معلولیت به عنوان یک مسئله اجتماعی نظر ندارند. اگرچه اغلب آنها خواهان حل یک یا چند مشکل معلولین هستند اما نتوانسته اند وضعیت معلولین و آثار و پیامدهای مترتب بر آن را در درون نظام اجتماعی ترسیم نمایند. بحث: جمعیت معلولان در سرتاسر جهان رو به افزایش است و بر نیازها و مسائل آنها نیز روز به روز افزوده می شود. جامعه معلولین از حیث دسترسی به فضاهای اجتماعی، آموزش، اشتغال، برابری فرصتها، منابع اقتصادی و بسیاری موارد دیگر در رنج هستند و به کمک و توجه بیشتر مسئولان و سیاست گذاران اجتماعی نیازمندند. این افراد با وجود محدودیتهای مضاعف و متراکم نسبت به دیگر گروهها و اقلیتهای جامعه، در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی کمتر لحاظ شده اند و مسائل آنها به خوبی شناسایی نشده است
ارتقای کیفیت زندگی با رویکرد دانشجومحور: معرفی مدلی برای پیشگیری از اختلال مصرف مواد در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۵۹
۱۶۹-۱۸۶
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نظیر اعتیاد در دانشجویان که گروه سرآمد، مطالبه گر، و مطلعی هستند، روشهای متفاوتی را باید در پیش باید گرفت. این تفاوت، به ویژه در دانشجویان رشته های پزشکی که آشنایی بیشتری با مواد و آثار آنها دارند، برجسته تر می شود. تجربه اجرای برنامه های مشابه قبلی نیز در طراحی این روش باید مدنظر قرار گیرد. این مطالعه در جستجوی راهی برای دستیابی به این هدف انجام شده است. روش: هدف و سابقه اقدامات قبلی همراه با مروری بر وضعیت اعتیاد در دانشجویان و نیز مطالعات انجام شده در مورد عوامل سبب شناختی اعتیاد در این گروه، با 30 نفر از صاحبنظران حوزه آسیبهای اجتماعی و سلامت روان که در اجتماعات دانشجویی سابقه فعالیت پیشگیرانه یا تحقیق در این زمینه را داشتند، درمیان نهاده شد و نظرات آنها با پست الکترونیک از اردیبهشت 1393 تا شهریور 1394 طی 3 دور مطالعه دلفی جمع آوری و در قالب یک مدل تدوین شد. یافته ها: برای پیشگیری از اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی در دانشجویان، 9 اصل را مبنا باید قرار داد. از مهم ترین اصول این مدل، تأکید بر کیفیت زندگی به جای اعتیاد و آسیب اجتماعی، طراحی مداخلات با مشارکت دانشجویان و همکاری بین بخشی، و توجه به تفاوتهای منطقه ای است. همچنین ده گام برای اجرای مدل دانشجومحور استخراج شد که از جمله آنها می توان به تشکیل تیم و یا تیمهایی متشکل از افراد کلیدی دانشگاه، ارائه آموزشهای لازم، بررسی کاستیها و داشته ها، طراحی و تدوین طرحهای مداخله ای اشاره کرد. تحلیل وضعیت، طراحی مداخله، پایش و ارزشیابی با روش مشارکتی نیز از مهم ترین گامهای اجرای این مدل است. بحث: استفاده از طیف وسیعی از متخصصان حوزه پیشگیری از اعتیاد در دانشجویان، استفاده از رویکردهای مشارکتی و پوشش نقاط ضعف مدلهای قبلی پیشگیری، می تواند این مدل را به مدل مناسبی برای ارتقاء کیفیت زندگی دانشجویان تبدیل کند.
تجربه انواع آزار جنسی زنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۷
30-7
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آزار جنسی یکی از انواع خشونت علیه زنان می باشد که شامل طیفی از حرکات، رفتار و اعمال جنسی نامطلوب، مانند نگاه های هیز تا تجاوز جنسی، است. در تحقیق حاضر میزان تجربه انواع آزار جنسی (کلامی، غیرکلامی و جسمی) و عوامل زمینه ای (اجتماعی و اقتصادی) مؤثر بر آن در میان زنان بررسی شده است. روش: روش تحقیق پیمایشی و ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. نمونه آماری تحقیق 350 نفر از زنان 50- 25 ساله ساکن شهر ساری مرکز استان مازندران بوده اند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب گردیدند. یافته ها: آزار غیرکلامی توسط تمامی زنان، آزار جسمی توسط بیش از 95% زنان و آزار کلامی توسط حدود 90% زنان تجربه شده است. آزمون فرضیات نیز نشان داد که میزان آزار جنسی از نوع کلامی و غیرکلامی در بین زنان دارای مدارک تحصیلی و وضعیت تاهل مختلف، و نیز تجربه آزار کلامی بین زنان شاغل و غیرشاغل تفاوت معنی دار مشاهده شده است. در ضمن، با کاهش سن و تعداد فرزندان زنان (یعنی جوانتر بودن زنان) میزان تجربه آزار جنسی در هر سه شکل (کلامی، غیرکلامی و جسمی) بیشتر است. بحث: ویژگیهای قربانیان به خصوص جوانی آنها و حضور بیشتر آنها در اماکن عمومی (با توجه به متغیر تحصیلات و وضعیت اشتغال) می تواند احتمال تجربه آزار جنسی را از سوی زنان افزایش دهد. بنابراین، زنان با هر ویژگی اجتماعی و اقتصادی در معرض آزار جنسی قرار دارند، لذا تجربه این ناهنجاری اجتماعی برای این گروه متاثر از متغیر جنسیت است که ریشه در نابرابریهای جنسیتی دارد واین پدیده خودناشی ازنابرابریهای اجتماعی است که ساختارهای فرهنگی و اجتماعی در هرجامعه در ایجاد، تداوم و بقای آن نقش اساسی دارند.
بررسی احساس امنیت زنان در فضاهای عمومی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هفتم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲
1 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی میزان احساس امنیت (جنبه ذهنی امنیت) به تفکیک سه بعد مالی، جانی و اخلاقی در میان زنان 15 ساله و بالاتر در شهر مشهد است. روش شناسی: از نوع پیمایش است و برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری زنان 15 سال و بالاتر ساکن شهر مشهد بودند که از میان آنها 1000 نفر به روش نمونه گیری دو مرحله ای انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون های مرتبط صورت گرفته است. یافته ها: میزان احساس امنیت در شهر مشهد برای زنان با وضع مطلوب، فاصله ای چشم گیر و محسوس دارد. نکته حائز اهمیت در این میان سطح پایین احساس امنیت اخلاقی در جامعه مورد بررسی است. به لحاظ وضعیت احساس امنیت زنان در فضاهای عمومی نیز زیرگذرها و مسافربران شخصی، ناامن ترین موقعیت ها از نظر پاسخ گویان بوده اند. پارک ها و محدوده اطراف محل زندگی با میانگین نزدیک به هم در رده بعدی قرار می گیرند و اتوبوس، پل های عابر پیاده و تاکسی در مقایسه با فضاهای عمومی دیگر از نظر پاسخ گویان از امنیت بیشتری برخوردار هستند. نتیجه گیری: با توجه به حساسیت موضوع و اهمیت حیثیت و حرمت زنان و خانواده در ادراک و احساس مردم ما به عنوان یک جامعه مذهبی، نتایج این تحقیق می تواند نگران کننده ارزیابی شود.
بازتاب عناصر، مجریان و ابزارهای (اماکن) نظم و امنیت اجتماعی در متون ادب فارسی تا سده هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هفتم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
161 - 182
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش پیش رو دربرگیرنده مسائل مربوط به نظم و امنیت اجتماعی و بازتاب آن در مهم ترین متون نثر ادب فارسی، از ابتدا تا سده هشتم هجری است. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر در این است که جای آن در مطالعات و پژوهش های ادبی موجود تاکنون خالی بوده است. هدف از این تحقیق آن است که روشن شود، عناصر، مجریان و ابزارهای (اماکن) نظم و امنیت اجتماعی در سیر فرایند ایجاد، اعمال، چگونگی برقراری نظم و امنیت در این دوران، چگونه بازتابی داشته اند.
روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی بوده که با استفاده از روش آمیخته (کیفی- کمی) انجام و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فن تحلیل محتوا استفاده شده است. از میان جامعه آماری این دوره، با مطالعه و بررسی مهم ترین متون نثر به تعداد 59 عنوان؛ عناصر، عُمّال، مجریان و ابزارهای (اماکن) نظم و امنیت اجتماعی با ذکر مصادیق مربوط به هر کدام احصاء و تبیین شده است.
یافته ها: بر حسب نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها، فرضیه پژوهش مبنی بر بازتاب کارکرد عناصر، عمال، مجریان و ابزارهای (اماکن) نظم و امنیت اجتماعی از قبیل محتسب، شحنه، بدرقه، دربان، سرهنگ، جاندار، منهی، پاسبان، عسس، مرزبان، عامل، دریابان، روزبان، جاسوس، مشرف، استوار، دژدار، ناطور، قلعه، برج، حصار، کوتوال و... در متون نثر فارسی دوره مورد بحث، به اثبات رسیده است.
نتیجه گیری: کارکرد عناصر، مجریان و ابزارهای پیش گفته در سیر فرایند ایجاد، حفظ و ارتقای نظم و امنیت اجتماعی و یا نتیجه خلاف آن، دارای نقش و تأثیری اساسی بوده است.
رفتارهای پُرخطر در بین دانش آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۷
55-31
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد سریع جسمانی در دوره نوجوانی که البته با رشد شناختی و اجتماعی مناسب همراه نیست و نیز بالاتر بودن ویژگیهایی همانند خطرپذیری و هیجان خواهی در این دوره نسبت به دوره های دیگر عمر، می تواند زمینه های درگیرشدن نوجوانان در رفتارهای پُرخطر گوناگون را فراهم نماید. به دلیل ضرورت شناخت شیوع این رفتارها در نوجوانان جهت برنامه ریزی، این پژوهش با هدف همه گیرشناسی رفتارهای پُرخطر در میان دانش آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران در سال 1391 انجام شد. روش: روش تحقیق حاضر، پیمایش بوده که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و اقتباس شده از نمونه آمریکایی، در بین 1280 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه های گوناگون مقطع متوسطه شهر تهران انجام شد. یافته ها: تجربه کشیدن قلیان، کشیدن سیگار، رابطه جنسی، کتک کاری در بیرون از خانه، و تجربه مصرف الکل به ترتیب همه گیرترین رفتارهای پُرخطر در میان نوجوانان بودند. ضمن اینکه، میانگین رفتارهای پُرخطر در پسران بیشتر از دختران بود و تفاوت معناداری میان میزان رفتارهای پُرخطر دانش آموزان پایه های گوناگون در قومیتهای گوناگون وجود ندارد. بحث: عوامل گوناگون فردی و اجتماعی در پدیدآمدن و گسترش رفتارهای پُرخطر در دختران و پسران نوجوان نقش دارند و کاهش هر یک از این رفتارها، نیازمند برنامه ریزیهای کوتاه مدت و درازمدت و اجرای برنامه های گوناگون آموزشی در سطح خرد و کلان و در رده های گوناگون سنی است. رشد سریع جسمانی در دوره نوجوانی که البته با رشد شناختی و اجتماعی مناسب همراه نیست و نیز بالاتربودن ویژگی هایی همانند ریسک پذیری و هیجان خواهی در این دوره نسبت به دوره های دیگر عمر، می تواند زمینه های درگیرشدن نوجوانان در رفتارهای پُرخطر گوناگون را فراهم نماید. به دلیل ضرورت شناخت شیوع این رفتارها در نوجوانان جهت برنامه ریزی، این پژوهش با هدف همه گیرشناسی رفتارهای پُرخطر در میان دانش آموزان نوجوان دختر و پسر شهر تهران در سال 1391 انجام شد. روش تحقیق حاضر، پیمایش بوده که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و اقتباس شده از نمونه آمریکایی، در بین 1280 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه های گوناگون مقطع متوسطه شهر تهران انجام شد. تجربه کشیدن قلیان، کشیدن سیگار، رابطه جنسی، کتک کاری در بیرون از خانه، و تجربه مصرف الکل به ترتیب همه گیرترین رفتارهای پُرخطر در میان نوجوانان بودند. ضمن اینکه، میانگین رفتارهای پُرخطر در پسران بیشتر از دختران بود و تفاوت معناداری میان میزان رفتارهای پُرخطر دانش آموزان پایه های گوناگون در قومیت های گوناگون وجود ندارد. عوامل گوناگون فردی و اجتماعی در پدیدآمدن و گسترش رفتارهای پُرخطر در دختران و پسران نوجوان نقش دارند و کاهش هر یک از این رفتارها، نیازمند برنامه ریزی های کوتاه مدت و درازمدت و اجرای برنامه های گوناگون آموزشی در سطح خرد و کلان و در رده های گوناگون سنی است. رفتار پُرخطر، سوء مصرف مواد، رابطه جنسی، خشونت !supportFootnotes]--> !supportFootnotes]-->[1] . این پژوهش با پشتیبانی مالی صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران وابسته به نهاد ریاست جمهوری انجام شده است. !supportFootnotes]-->[2] . دکترای روان شناسی، دانشگاه بوعلی سینا همدان/khosrorashid@yahoo.com (نویسنده مسئول)
بسط مفهومی سرمایه اجتماعی با رویکرد سلامت اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۷
۱۴۸-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرمایه اجتماعی از مهم ترین مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. در این راستا، محققان حوزه سلامت توجه ویژه ای به مفهوم سرمایه اجتماعی داشته اند. این مطالعه بر آن است با تحلیل نظری، مطالعات و پژوهشهای صورت گرفته درخصوص رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت به چارچوب مفهومی دست یابد. به طورکلی دو رویکرد در زمینه ارتباط بین این دو متغیر وجود دارد: رویکرد اول، استقلال مفهومی دو متغیر را مطرح می کند که معمولاً سرمایه اجتماعی به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته فرض شده است. و دیگری رویکرد تلفیق مفهومی که قائل به فضای مفهومی مشترکی برای این دو است. مرور انتقادی: سه رویکرد متفاوت به سلامت اجتماعی وجود دارد. رویکرد تعیین کننده های سلامت، سلامت اجتماعی جامعه و سلامت اجتماعی فردی. تعیین کننده های سلامت در پی شناسایی و تعیین متغیرهایی است که شرایط و زمینه های اثرگذار بر سلامت اجتماعی را فراهم می کند. سلامت اجتماعی در سطح فردی فرایند درگیر شدن شهروندان در امور اجتماعی است. در واقع هر چه سطح درگیری و مشارکت اجتماعی شهروندان در جامعه بالاتر برود نه تنها سلامت اجتماعی فرد افزایش پیدا می کند بلکه این فرآیند، پیامدهایی دارد که شاخص های سلامت اجتماعی جامعه را تقویت می کند. به عبارت دیگر می توان گفت این سه رویکرد یک الگوی کامل سلامت اجتماعی است که از سطح راهبردی، سیاستگذاری، برنامه ریزی، اجرا و حصول و ارزیابی نتیجه را در خود دارا می باشد. بنابراین به نظر می رسد برای ارزیابی دقیق و منصفانه از وضعیت سلامت اجتماعی یک کشور بهتر است به هر سه رویکرد بطور همزمان توجه شود. بحث: افراد دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی یکسان ممکن است از سطح سرمایه اجتماعی متفاوتی برخوردار باشند. لذا ویژگی های فردی و روان شناختی یکی از عوامل توضیح دهنده این تفاوت است. به عبارت دیگر سلامت اجتماعی با توجه به ذهنی بودن آن به عنوان بعدی از سرمایه اجتماعی معرفی شده است که بیانگر پتانسیلهای شخصیتی فرد برای توسعه روابط است. دیدگاه تلفیقی در خصوص دو مفهوم سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی دارای ابعاد روان شناختی است که در واقع همان ظرفیت شخصی افراد برای درگیر شدن در جامعه است