فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی اعتبارات بر توسعه کسب و کارهای دامپروری در نواحی روستایی بخش جعفرآباد استان قم بوده است. به این منظور از روش تحقیق توصیفی مبتنی بر پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 83 نفر از دامداران (پروش دهندگان گوساله پرواری) شاغل در شهرک دام جعفریه واقع در بخش جعفرآباد استان قم است که از سال 1389 از بانک کشاورزی گازران قم جهت توسعه دامداری وام دریافت کرده اند. اطلاعات لازم به صورت تمام شماری از صاحبان واحدهای دامداری گردآوری شده است. روایی پرسشنامه بر اساس نظرات گروهی از متخصصان شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه و کارشناسان بانک کشاورزی ارزیابی و پس اصلاحاتی مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی ابزار تحقیق با انجام یک طرح مطالعه راهنما بر روی 20 نمونه خارج از جامعه آماری (دامداران خارج از شهرک دام جعفریه) و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 83/0 برای گویه های اثربخشی تأیید شده است. نتایج نشان داد که مؤلفه های اثربخشی اعتبارات پرداختی توسعه کسب و کارهای دامپروری را می توان در پنج مؤلفه با عنوان «افزایش درآمد و تولید»، «مدیریت بهتر ضایعات و بهداشت دام»، «ارتقاء کیفیت زندگی فردی و روستایی»، «بهبود انگیزش و رضایت شغلی دامداران» و «توسعه فیزیکی دامداری» دسته بندی کرد. همچنین اینکه در مؤلفه اول «افزایش میزان فروش و درآمد حاصل از دامداری»، در مؤلفه دوم «مدیریت بهتر بهداشت دام و پیشگیری بیماری های دام»، در مؤلفه سوم «از بین رفتن ضایعات، زباله و آشغال در محیط روستا»، در مؤلفه چهارم «بهبود رضایت از وضعیت شغل و حرفه» و در مؤلفه پنجم «افزایش ارزش اموال و دارائی های دامداران» دارای اهمیت بیشتری بوده است. نتایج بررسی میزان اثربخشی اعتبارات نشان داد که در دو مؤلفه اول یعنی «افزایش درآمد و تولید» و «مدیریت بهتر ضایعات و بهداشت دام» اثربخشی مطلوب نبوده است. اما در سه مؤلفه بعدی یعنی «ارتقاء کیفیت زندگی فردی و روستایی»، «بهبود انگیزش و رضایت شغلی دامداران» و «توسعه فیزیکی دامداری» و همچنین کلیت شاخص اثربخشی وضعیت مطلوب بوده است.
سنجش پایداری اجتماعی و توزیع فضایی آن در مناطق روستایی (مورد مطالعه: بخش برزک-شهرستان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف سنجش پایداری اجتماعی و شناسایی متغیرهای مرتبط با توزیع فضایی پایداری اجتماعی در نواحی روستایی بخش برزک شهرستان کاشان تدوین شده است.
روش : این پژوهش کاربردی و از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی می باشد، جامعه آماری پژوهش را ۲۴۵۲ سرپرست خانوار ساکن در ۱۱ روستای بخش برزک کاشان تشکیل می دهد. با استفاده از فرمول کوکران ۲۴۲ نفر از سرپرستان خانوار به عنوان نمونه محاسبه و براساس اصل تسهیم، به نسبت جمعیت هر روستا، پرسش نامه ها در بین سرپرستان خانوار توزیع شد. ابزار اصلی پژوهش پرسش نامه بوده که روایی آن با بهره گرفتن از نظرات کارشناسان به تأیید نهایی رسید. جهت بررسی پایایی تعداد ۳۰ پرسش نامه تکمیل شد که ضریب آلفای کرونباخ (۷۹۳/۰) محاسبه شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد پایداری اجتماعی در محدوده مورد مطالعه با میانگین ۲۴/۳ در وضعیت بالاتر از متوسط می باشد. همچنین، در بین ۱۵ شاخص پایداری اجتماعی سه شاخص تعامل اجتماعی، امید به آینده و مسؤولیت پذیری به ترتیب با ضریب تغییرات ۲۰۲/۰، ۲۱۵/۰، ۲۱۶/۰، مهم ترین شاخص های پایداری اجتماعی در بین روستاییان بخش برزک هستند. در بین روستاهای مورد مطالعه به لحاظ پایداری اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد و نتایج تست دانکن، روستاهای منطقه را در سه گروه طبقه بندی کرد که روستای ویدوجا با میانگین رتبه ای ۲۶/۲ در پایین ترین رتبه و روستای ازران با میانگین رتبه ای ۰۹/۴ در بالاترین جایگاه قرار گرفته است.
محدودیت ها: چندبعدی بودن موضوع پایداری اجتماعی و وجود تعاریف و نظرات متنوع در این زمینه. همچنین، محدودبودن نگرش جامعه روستایی در این زمینه. نمایش فضایی توزیع پایداری اجتماعی نیز نشان داد در قسمت شمالی و جنوبی بخش، وضعیت پایداری اجتماعی در سطح قابل قبولی می باشد.
اصالت وارزش: ارزش این تحقیق داشتن نگاه متفاوت به دو موضوع پایداری اجتماعی و توزیع فضایی می باشد؛ ضمن آن که موضوع تحقیق برای اولین بار در منطقه مورد نظر انجام شده است.
شیوه های جلب مشارکت های مردمی در فرایند مدیریت پسماند روستایی(مطالعه موردی: مناطق روستایی شهرستان گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف دستیابی به شیوه های جلب مشارکت روستایی در فرایند مدیریت پسماند روستایی در زمره تحقیقات کاربردی- غیرآزمایشی و به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای روستایی ساکن می شد و روش نمونه گیری به تناسب اطلاعات به دست آمده به صورت نمونه گیری تصادفی و چند مرحله ای بود. که با استفاده از فرمول کوکران 181 نمونه برای خانوار انتخاب شد. ابزار اصلی این تحقیق، استفاده از پرسشنامه طراحی شده منطبق با مدل نظری تحقیق و پیشینه پژوهش بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های ضریب تغییرات، تحلیل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد بین برگزاری دوره های آموزشی و میزان زباله تولیدی در سطح 01/0 رابطه وجود داشته و افرادی که از مزیت های تفکیک اطلاع داشتند بیشتر مایل به همکاری بودند. نتایج اولویت بندی و تحلیل عاملی هم بیانگر این مطلب بود که برگزاری دوره های آموزشی، خرید زباله، شفافیت در هزینه ها از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در جلب مشارکت مردمی می باشد.
نگرش عشایر به پیامدهای اجتماعی خشکسالی و عوامل مؤثر بر آن: مورد مطالعه عشایر منطقه دریلا در شهرستان گچساران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرور مطالعات خشکسالی در جامعه عشایری نشان می دهد رفتار عشایر در مواجهه با خشکسالی تحت تأثیر نگرش آنها به این پدیده است. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال بررسی نگرش عشایر به پیامدهای اجتماعی خشکسالی و شناسایی سازه های مؤثر بر آن بود که از روش کمّی پیمایش استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای محقق ساخته بود که جامعه آماری آن را عشایر منطقه دریلا (200 خانوار) در شهرستان گچساران تشکیل دادند. حجم نمونه مورد پژوهش بر اساس جدول بارتلت و همکاران، 132 خانوار تعیین و به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده با انتساب متناسب توزیع شد. روایی پرسش نامه با به کارگیری پانلی از متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با انجام مطالعه ای راهنما در خارج از جامعه آماری و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (73/0- 61/0) تأیید شد. یافته ها نشان داد، نگرش عشایر نسبت به خشکسالی منفی است. آنها خشکسالی را پدیده ای ویرانگر، لیکن قابل کنترل ارزیابی نموده اند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد، متغیر آگاهی نسبت به خشکسالی، بیشترین اثر مستقیم معنی دار و مثبت را بر نگرش عشایر نسبت به خشکسالی داشت. وضعیت مشابهی نیز برای متغیرهای تعداد دام و تعداد افراد خانوار مشاهده شد. این در حالی است که متغیرهای ظرفیت پروانه چرا و هنجار ذهنی هر دو اثر معنادار مستقیم لیکن منفی بر نگرش نسبت به خشکسالی داشتند. در پایان بر اساس یافته های پژوهش، سرمایه گذاری های حمایتی دولت با هدف گسترش فعالیت های مزرعه محور توصیه می گردد.
سنجش آثار فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه ی برخی شاخص های اقتصادی و اجتماعی روستاهای بخش مرکزی شهرستان بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه ی حاضر سنجش آثار فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه برخی شاخص های اقتصادی و اجتماعی روستاهای بخش مرکزی شهرستان بهار بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر شیوه ی جمع آوری داده ها پیمایشی و از نظر تحلیل داده ها از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15933 نفر از ساکنین 13 روستای دارای دفاتر خدمات فاوا در بخش مرکزی شهرستان بهار بودند که از بین آن ها تعداد 375 تن بر اساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب و به صورت انتساب متناسب پرسشنامه ها توزیع و تکمیل گردید. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسش نامه بود که روایی سؤالات آن توسط صاحب نظران و اساتید مربوطه تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه شد که میزان پایایی بین 863/0 و 872/0 به دست آمد. به منظور سنجش متغیّرهای مربوط به شاخص های اقتصادی و اجتماعی همچنین میزان استفاده از خدمات فاوا از طیف پنج قسمتی لیکرت استفاده شد. پردازش داده ها از طریق نرم افزار SPSS و به دو صورت توصیفی و تحلیل انجام شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که میزان استفاده از فاوا بین روستاییان مورد مطالعه در همه شاخص های اقتصادی مورد مطالعه از قبیل افزایش تولید محصول، افزایش درآمد، اشتغال زایی، کاهش هزینه حمل و نقل و بازاریابی تأثیر مثبت و معنی دار داشته است. نتایج همچنین نشان داد میزان استفاده از فاوا در برخی شاخص های اجتماعی نظیر مشارکت پذیری، اعتماد اجتماعی، آموزش و ارتباطات و رفاه اجتماعی تأثیر مثبت و معنی داری داشته ولی بر میزان مهاجرت روستاییان تأثیر منفی و معنی دار داشته است. با توجه به نقش مثبت دفاتر فاوا در روستاهای مورد مطالعه پیشنهاد می شود حمایت های لازم از این مراکز چه توسط سازمان های دولتی و چه غیر دولتی به نحو مقتضی اعمال گردد. برای این منظور پیشنهاد می شود دولت از طریق یک نظام آموزشی و مشاوره های قوی بسترهای لازم برای تقویت این مراکز را در روستاها فراهم نماید.
بررسی قابلیت های گردشگری روستایی در استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی پیامدهایی در محیط روستا دارد که هر کدام از آنها تأثیراتی مستقیم و غیرمستقیم را بر جوامع روستایی و ساکنان محلی برجای می نهد. عمده پیامدهای گردشگری روستایی مرتبط با اقتصاد روستایی است که در کنار کارکرد اصلی روستا برآمده از اقتصاد وابسته به زمین نمایان می شود. در این بین، استان خراسان رضوی با برخورداری از گونه های مختلف روستاهای دارای سکنه با توجه به عوامل محیطی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی، قابلیت بالایی را در زمینه گردشگری داراست که در بررسی های میدانی، 59 روستای دارای قابلیت های گوناگون شناسایی شدند. در مطالعه حاضر، این روستاها در قالب محصول گردشگری و بازار تقاضای گردشگری روستایی مورد بررسی قرار گرفتند و گونه شناسی جاذبه های گردشگری روستایی مشخص شدند همچنین، با توجه به شاخص ها ، قابلیت های گردشگری روستایی در این منطقه در چارچوب مدل SWOT - MS بررسی شد. بر پایه نتایج پژوهش حاضر، محدوده مطالعاتی دارای حداکثر قوت (جذابیت منطقه) و حداکثر ضعف (وضعیت ساختاری منطقه) بود؛ و با این همه، در چارچوب تهدیدها، عوامل خارجی چندان تأثیرگذار نبودند. از این رو، باید در قالب راهبرد تهاجمی، با استفاده از نقاط قوت گردشگری روستایی در محدوده مورد مطالعه، در راستای گسترش بازار تقاضای گردشگری اقدام شود.
ارزیابی تأثیر خشکسالی بر وضعیت اقتصادی و معیشت خانوارهای روستایی در واحدهای بهره برداری مشاع: مطالعه موردی شهرستان فسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر خشکسالی بر وضعیت اقتصادی و معیشت خانوارهای روستایی در تعاونی های مشاع بود و بدین منظور، آزمون تأثیر خشکسالی بر وضعیت اشتغال، عملکرد تولید، هزینه های تولید و رضایت از درآمد در قالب چهار فرضیه صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و جامعه آماری آن شامل 248 تعاونی مشاع شهرستان فسا بود که به صورت تمام شماری، همه سرمشاع ها مورد پرسشگری قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. برای آزمون فرضیات، از آماره ویلکاکسون استفاده شد. نتایج نشان داد که خشکسالی تأثیرات منفی بر وضعیت معیشت خانوارهای عضو تعاونی های مشاع داشته، به گونه ای که مقدار آماره ویلکاکسون برای هر چهار بعد در سطح خطای کمتر از 05/0 حاکی از تفاوت معنی دار وضعیت معیشت بعد از خشکسالی نسبت به قبل از آن است.
ارزیابی و مقایسه سطح توسعه یافتگی سکونتگاه های روستایی و شهری از دیدگاه ساکنان محلی: مطالعه موردی شهرستان مینودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت وضعیت توسعه یافتگی، قابلیت ها و تنگناهای سکونتگاه ها در برنامه ریزی ناحیه ای بسیار اهمیت دارد. از این رو، تحقیق حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و میدانی، به ارزیابی و مقایسه سطح توسعه یافتگی سکونتگاه های روستایی و شهری از دیدگاه ساکنان محلی پرداخته است. بدین منظور، شهر مینودشت و چهارده روستای اطراف آن به عنوان سکونتگاه های نمونه انتخاب و بررسی شدند. در راستای سنجش سطح توسعه یافتگی سکونتگاه های مورد مطالعه، با استفاده از روش دلفی و با مشارکت دوازده کارشناس، 46 شاخص استخراج شد. نتایج تحقیق نشان داد که در اکثر شاخص های مورد مطالعه، وضعیت توسعه یافتگی مینودشت نسبت به روستاهای مورد مطالعه بهتر است و در این زمینه، به لحاظ آماری، تفاوت معنی دار وجود دارد؛ همچنین، بر مبنای شیوه تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی، سکونتگاه های مورد مطالعه به پنج خوشه تقسیم می شوند.
ارزیابی تأثیر حمل ونقل بر ابعاد مختلف توسعه روستایی (مطالعة موردی: بخش مرکزی شهرستان تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود یا عدم وجود قابلیت دسترسی به سیستم حمل ونقل به عنوان یکی از شاخص های توسعه پایدار می تواند اثرات مختلفی بر تغییرات ارگانیکی و غیرارگانیکی مناطق روستایی داشته باشد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی و ارزیابی تأثیر حمل و نقل بر تغییرات اندام وار در روستاهای بخش مرکزی شهرستان تبریز، به عنوان رهیافتی برای برنامه های آینده، کمک در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها در جهت توسعه ابعاد روستایی خواهد بوده و نیز راهکارهایی جهت ارتقای شبکه حمل ونقل در نواحی روستاهای مورد مطالعه ارائه می دهد.
روش: مطالعه حاضر با توجه به ماهیت موضوع توصیفی– تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی بوده و برای گردآوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. در این پژوهش، ۱۹ روستا که نزدیک ترین فاصله را به شهر تبریز دارند، به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند و با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۳۱ نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده است. آن گاه برای هر روستا نسبت یا سهم جامعه نمونه با توجه به نسبت هر روستا به کل جامعه از نظر تعداد جمعیت محاسبه شده است. ابزار مورد استفاده، پرسش نامه می باشد که روایی آن از سوی متخصصان و کارشناسان امر مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر (۸۳/۰) به تأیید رسیده است.
یافته ها: در این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS، تأثیر حمل ونقل بر توسعه ابعاد روستایی (اقتصادی، آموزشی، سلامت و رفاه اجتماعی) مورد سنجش قرار گرفت. در ابتدا جهت روشن شدن تفاوت بین روستاهای مورد مطالعه از لحاظ وضعیت حمل ونقل و تغییرات اندام وار از آزمون دانکن استفاده شد. براساس نتایج حاصل از این آزمون، روستاهای مایان سفلی و کندرود در جایگاه نخست و روستاهای کرجان و اسکندر در جایگاه آخر قرار گرفته اند. شایان ذکر است که بین توسعه حمل ونقل روستاها و جمعیت رابطه قوی و معناداری وجود دارد. درباره ارتباط بین وضعیت حمل ونقل و توسعه روستایی در ابعاد مختلف، ضریب هم بستگی پیرسون نشان داد که بین وضعیت حمل ونقل و تغییرات اندام وار روستاها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در ادامه مدل رگرسیونی گویای آن است که قابلیت دسترسی به حمل ونقل روستایی موجب تغییرات اندام وار (اشتغال و رونق اقتصادی، آموزش، سلامت و رفاه اجتماعی) در نواحی روستایی مورد مطالعه شده است؛ به طوری که حمل ونقل در تغییرات اندام وار روستاهای بخش مرکزی شهرستان تبریز ۴۸ درصد تأثیر مثبت داشته است.
اصالت و ارزش: با توجه به اهمیت و نقش سیستم حمل ونقل در توسعه و تغییرات اندام وار روستایی، این مبحث نسبت به دیگر مباحت روستایی کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. بنابراین در محدوده مورد مطالعه اولین تحقیقی است که صورت گرفته است. با توجه به پتانسیل و ظرفیت ها فراوانی که استان آذربایجان شرقی به خصوص روستاهای شهرستان تبریز دارند، نتایج این تحقیق می تواند مؤثر واقع شود و راه گشای بسیاری از مشکلات روستاییان باشد.
مقایسه تطبیقی ارکان فلسفی ترویج با نظریه های محیط زیستی: راهبردی برای مدیریت محیط زیست روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه تطبیقی– توصیفی حاضر، مقایسه فلسفه ترویج با نظریه های اخلاقی و دیدگاه های محیط زیستی به منظور یافتن راهبردی در جهت مدیریت محیط زیست روستایی است. تحلیلی بر دیدگاه های محیط زیستی و مقایسه این نظریه ها نشان می دهد با توجه به اینکه بعضی از اصول فلسفی ترویج در جهت نظریه های محیط زیستی است، اما ترویج از این اصول برای حفاظت محیط زیست روستایی بهره نبرده و حفظ محیط زیست را به نفع افزایش تولید، کمتر مورد توجه قرار می دهد. با توجه به معضلات محیط زیست روستایی، اهداف و وظایف ترویج برای حل این معضلات، نیازمند به روز رسانی و تغییر هستند، لذا فلسفه اسلام و دیدگاه های محیط زیست گرایی مانند بوم شناسی عمیق، سبزها، بوم شناسی اجتماعی و منطقه گرایی زیستی می تواند راهنمای ترویج در حل مسائل محیط زیست باشد. تحلیلی ژرف نگرانه بر مستندات نشان داد که ترویج باید اعتدال، تنوع، توسعه متوازن، توسعه ظرفیت های انسانی، ارتقاء بهره وری در تولید، ترویج ارزش های اخلاقی- دینی محیط زیستی و احترام به طبیعت را در کنار تکیه بر دانش بومی، رهبری رهبران محلی، مشارکت مردم، حمایت از تشکیل سازمان های مردمی، آینده نگری و تفکر سیستمی مورد تأکید قرار دهد تا دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی و نهایتاً توسعه متوازن جوامع محلی امکان پذیر گردد.
بررسی آثار نوسازی بر تغییر و تحولات سبک زندگی خانوارهای روستایی بخش مرکزی شهرستان پلدختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند نوسازی آثار مختلفی بر زندگی انسانی داشته و این آثار در جوامع روستایی ملموس تر از شهرها بوده است. هدف این مقاله نیز بررسی آثار نوسازی در تغییر و تحولات سبک زندگی خانوارهای روستایی در بخش مرکزی شهرستان پلدختر می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده، شیوه و ابزار جمع آوری داده ها در مطالعات نظری به صورت کتابخانه ای و در مطالعه ی میدانی از طریق پرسش نامه می باشد. جامعه ی آماری تحقیق شامل سرپرستان خانوارهای روستاهای بخش مرکزی شهرستان پلدختر می باشد (6874N=). 360 سرپرست خانوار از طریق فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کای دو، برازش رگرسیونی و رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج یافته های تحقیق در مورد نگرش خانوارهای روستایی نسبت به مؤلفه های نوسازی از طریق آزمون خی دو نشان می دهد که آثار مدرنیته و نوسازی در مورد همه گویه های مورد بررسی از دیدگاه پاسخگویان مورد تأیید می باشد. همچنین بررسی تأثیرات نوسازی بر سبک زندگی روستاییان از طریق رگرسیون نشان می دهد که نوسازی تغییرات زیادی در سبک زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خانوارهای روستایی و گرایش آنها به سبک و زندگی شهری داشته است. در بین مؤلفه های سبک زندگی، نوسازی بیشترین تأثیر را در تغییر سبک زندگی فرهنگی داشته است؛ بطوری که باعث تغییر الگوهای فرهنگی و زبانی، الگوهای رفتاری، نوع پوشش و لباس محلی مخصوصا در بین قشر جوان شده است. لذا می توان گفت که بهترین راه برای رسیدن به توسعه ی روستایی توجه کافی به فرهنگ محلی می باشد که مناسب ترین سازگاری با اوضاع هر منطقه را دارد و به دلیل انطباق آن با جوامع محلی، برای رسیدن به توسعه ی پایدار بسیار ساده تر از کاربرد فناوری و تکنولوژی مدرن و پیشرفته می باشد.
ارائه راهبرد توسعه گردشگری در مناطق روستایی با استفاده از مدل تلفیقی SWOT- ANP (مطالعه موردی: روستای صور شهرستان بناب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: برخی از روستاها به دلیل داشتن پتانسیل ها و امکانات موجود خود از توان های بسیار بالایی برای توسعه برخوردار هستند و اولین قدم برای توسعه روستاها شناخت این قابلیت ها و برنامه ریزی دقیق و اصولی است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، ارائه راهبردهای توسعه گردشگری در روستای توریستی صور می باشد.
روش: نوع تحقق کاربردی بوده، روش بررسی آن توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش را ساکنان روستای صور، گردشگران و مدیران و برنامه ریزان تشکیل داده اند. بر این اساس، جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه بوده و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تلفیق مدل SWOT و ANP صورت گرفته است. روایی صوری پرسش نامه توسط پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت؛ با استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا در نرم افزار SPSS، پایایی بخش های مختلف پرسش نامه تحقیق ۸۸/۰ برای پرسش نامه جامعه محلی، ۹۱/۰ برای مسؤولان ادارات مختلف و ۸۹/۰ برای پرسش نامه گردشگران به دست آمده است.
یافته ها/ نتایج: نتایج حاصل از تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد که وجود جاذبه های متعدد گردشگری (۴۸۵/۰)، نبود امکانات رفاهی و خدماتی (۴۰۹/۰) و نامناسب بودن راه های ارتباطی (۲۰۱/۰)، نزدیکی به قطب های جمعیتی مانند تبریز و ارومیه (۴۳۰/۰) و سودهی سریع سرمایه گذاری دولتی و خصوصی (۲۴۱/۰)، عدم اختصاص بودجه برای تبلیغات روستا (۴۷۵/۰) و ناهماهنگی در بین ادارات مسؤول (۲۸۸/۰) به ترتیب از مهم ترین نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید است.
نتیجه گیری: در نهایت، نتایج اولویت سنجی راهبردها با استفاده از مدل ANP پایدار نشان می دهد که توجه به راهبردهای تدافعی با وزن ۲۱۴/۰ در فرآیند مدیریت توسعه گردشگری روستای صور با توجه جدی به توسعه زیرساخت های اقامتی و رفاهی، انجام تبلیغات منسجم و ایجاد ابزارهای اطلاع رسانی، رفع موانع سرمایه گذاری، ایجاد تغییرات مثبت و سازنده در سطح مدیریت توسعه گردشگری روستای صور، ارائه آموزش های تخصصی به جامعه محلی و غیره از اولویت برتر برخوردار است.
واکاوی وضعیت کارآفرینی پایداردر سیاستهای کلان و بخشی کشاورزی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر با توجه به چالش های مختلف توسعه پایدار کشاورزی، مانند رقابتی شدن بازار، توسعه فناوری های جدید و حفظ محیط زیست، توسعه پایدار کارآفرینی در بخش کشاورزی، به عنوان راهبردی اثربخش برای دستیابی به توسعه پایدار کشاورزی مطرح شده است. بدین منظور، اتخاذ سیاست های مناسب در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ضروری است. هدف مقاله حاضر واکاوی وضعیت ابعاد و مؤلفه های پشتیبان کارآفرینی پایدار در سیاست های کلان و بخشی کشاورزی جمهوری اسلامی ایران است. واکاوی سیاست ها با روش تحلیل محتوا و اولویت بندی برنامه های توسعه با مدل تصمیم گیری مجموع وزنی سلسله مراتبی (HAW) و روش وزن دهی آنتروپی شانون انجام شد. نتایج نشان می دهد اصطلاح کارآفرینی، از برنامه دوم توسعه در اسناد سیاستی کشور استفاده شده است؛ ولی اصطلاح کارآفرینی پایدار هنوز به کار نرفته است و یک رویکرد جامع و یکپارچه در راستای کارآفرینی پایدار در اسناد وجود ندارد؛ چنانکه بعد زیست محیطی در بیشتر اسناد اهمیت بسیار کمی داشته است. لذا شایسته است در راستای وارد نمودن اندیشه کارآفرینی پایدار به نظام سیاستگذاری کشور اقدام شود. به لحاظ امکان ورود اندیشه پایداری و کارآفرینی در اسناد سیاستی کشور و همچنین وجود واحدهای ثبت مبین کارآفرینی پایدار متأثر از این امر، سیاست های کلان ملی شامل قانون اساسی، سند چشم انداز و سیاست های آن و سیاست های برنامه های توسعه، ممانعتی برای ورود اندیشه کارآفرینی پایدار ندارند. از نظر اهمیت مقوله های عام مبین کارآفرینی پایدار و وزن آنها در سیاست های کشاورزی برنامه های توسعه پنج ساله، برنامه دوم در اولویت و سپس برنامه های اول، پنجم، چهارم و سوم قرار در اولویت داشتند.
تحلیل رویکرد پدافند غیرعامل در مکان گزینی روستاها با تأکید بر مؤلفه های طبیعی(موردمطالعه: بخش مرکزی شهرستان لارستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدافند غیرعامل شامل اقداماتی است که بدون استفاده از تسلیحات میزان خسارات مالی و انسانی ناشی از حملات نظامی را کاهش دهد. بر این مبنا، بررسی و ارزیابی مکان گزینی مراکز جمعیتی بر اساس اصول و معیارهای پدافند غیرعامل از ضرورت های برنامه ریزی و طراحی های مسکونی است. در این پژوهش، بر مبنای معیارهای پدافند غیرعامل به بررسی مکان گزینی روستاهای بخش مرکزی شهرستان لارستان پرداخته شده است. جامعه آماری تعداد (9) روستای اصلی واقع در بخش مرکزی شهرستان لارستان است. به منظور تحلیل داده ها و رده بندی روستاها بر اساس اصول پدافند غیرعامل، از مدل AHP استفاده و برای اجرای این مدل نرم افزار Expert Choice به کار گرفته شد. در انتخاب شاخص ها بنا بر هدف پژوهش، بر معیارهای طبیعی تأکید شده، بررسی ها بر محور هفت معیار انجام گرفته و سرانجام به رده بندی روستاها بر مبنای اصول پدافند غیرعامل اقدام شده است. نتیجه پژوهش نشان داد که روستای کرمستج در جنوب شرقی لار، بهترین وضعیت را ازلحاظ رعایت معیارهای پدافند غیرعامل دارد. در مرتبه بعدی، روستای درز در شرق بخش مرکزی لارستان است و در آخرین رتبه، روستای شاه غیب قرار می گیرد.
تحلیل آسیب پذیری خانوارهای روستایی بخش مرکزی شهرستان دنا: کاربرد چارچوب معیشت پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری یکی از مفاهیم اساسی در رویکرد معیشت پایدار است که بر اساس وجود زمینه های آسیب رسان (تکانه ها، روند ها و فصلی بودن) به دنبال کاهش فقر در جامعه روستایی است. هدف اصلی تحقیق حاضر، شناسایی وضعیت آسیب پذیری خانوارهای روستاهای بخش مرکزی شهرستان دنا بوده است. جامعه آماری تحقیق 2500 سرپرست خانوارهای روستایی ساکن در 38 روستا بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 300 خانوار از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه ساختارمند و محقق ساخته بود. روایی ابزار تحقیق با استفاده از پانل متخصصان تایید شد. همچنین پایایی ابزار تحقیق با انجام پیش آزمون در خارج از منطقه مورد مطالعه و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (903/0-914/0) مورد تأیید قرار گرفت. در تحلیل یافته ها از فاصله انحراف معیار از میانگین بهره گرفته شد. نتایج نشان داد به طور کلی آسیب پذیری بیش از 40 درصد پاسخگویان در حد متوسط، آسیب پذیری حدود 25 درصد پاسخگویان در حد زیاد، آسیب پذیری حدود 15 درصد پاسخگویان در حد بسیار زیاد و در نهایت آسیب پذیری حدود 10 درصد پاسخگویان در حد بسیار کم بوده است. به منظور کاهش آسیب پذیری خانوارهای روستایی، تعیین قیمت تضمینی برای محصولات کشاورزی توسط سازمان جهاد کشاورزی و نیز تدوین الگوی کشت در منطقه توسط کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی پیشنهاد می گردد.
تحلیل اثرات فضایی بازار زمین بر ناپایداری اقتصاد کشاورزی زمین مطالعه موردی: بخش خاو و میرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار زمین یکی از اصلی ترین مکانیسم های تأثیرگذار بر چگونگی تخصیص زمین بین کاربردها و کاربران مختلف است. مطالعات بسیاری مبتنی بر نقش بازار در ارتقاء کیفیت تخصیص زمین صورت گرفته است. پیش شرط بازار زمین را چون سایر کالاهای معمول در نظر می گیرد، ولی با بررسی ماهیت زمین می توان به ویژگی هایی اشاره کرد که بر عملکرد بازار در حوزه زمین تأثیرگذار است. از سوی دیگر در تحلیل عملکرد بازار زمین باید ویژگی ها و شرایط خاص اقتصادی منطقه را نیز مورد توجه قرار داد. از این رو مقاله حاضر در صدد تحلیل اثرات فضایی بازار زمین بر ناپایداری اقتصاد کشاورزی است. داده های حاصل از پرسش نامه گویایی این واقعیت است که منبع سرمایه موجود در بازار زمین منطقه در سطح ملی ناشی از درآمدهای نفتی تزریق شده به واسطه دولت و در سطح محلی مربوط به مبادلات مرزی است. این ویژگی اصلی ترین تفاوت اقتصاد منابع محور منطقه با یک اقتصاد سرمایه داری پیشرفته است، همچنین از طریق تصاویر ماهواره ای به روزترین ورژن ArcBruTile.07 و مشاهدات دقیق میدانی نسبت به پهنه بندی معاملات صورت گرفته با در نظر گرفتن سه متغیر تقطیع زمین، تغییر کاربری کشاورزی و احداث خانه های دوم غیرقانونی در یک دوره 15 ساله 1380-1395 اقدام شده است. نتایج حاصل از این مقاله حاکی از آن است که بازار زمین بر ناپایداری اقتصاد کشاورزی مؤثر بوده است.
شناخت و ارزیابی میزان پراکنده رویی شهری براساس مدل تحلیل عاملی (مطالعه موردی: محلات شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش کالبدی شهر فرآیندی است که بر تمام نظامات و ساختارهای شهر به طور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیر می گذارد. به همین دلیل چنانچه این فرآیند جریان درستی را طی نکند، اثرات نامطلوب بسیاری بر شهر و اجزای آن بر جای می گذارد. رشد و گسترش پراکنده یکی از اَشکال رشد شهر است، که بر اثر عوامل متعددی چون کمبود برنامه های مدیریت رشد شهری و فقدان قوانین واحد و جامع در مورد نظارت و کنترل رشد شهری، موجب دست اندازی به فضاهای باز پیرامون و زمین های کشاورزی و روستایی به بدنه کالبدی شهر می گردد و زمینه پراکنده رویی را ایجاد می نماید. از جمله پیامدهای منفی پراکنده رویی، نابودی اراضی حاصلخیز، تبدیل زمین های کشاورزی و منابع طبیعی به زمین های شهری، تهدید و کاهش انسجام اجتماعی، جدایی گزینی فضایی، حذف فضاهای باز، وابستگی روزافزون به خودرو و افزایش مصرف سوخت و انرژی است. از این رو هدف از این مقاله تحلیل و شناسایی پدیده پراکنده رویی و اندازه گیری شاخص های تأثیر گذار بر این پدیده در شهر شیراز است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از20 شاخص در هفت گروه (تراکم، قطعات ساختمانی، دسترسی، مرکزیت، اختلاط کاربری ها، بی قاعدگی نواحی ساخته شده و فضای فعالیت)، میزان پراکنده رویی بررسی و بر اساس وزن دهی به عامل ها، شدت و ضعف پراکنده رویی در 111 محله شهر بر اساس روش تحلیل عاملی مشخص گردید. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد روند گسترش کالبدی شهر شیراز طی چند دهه اخیر به صورت پراکنده رویی و بیشترین میزان در محور شمال غرب و جنوب شرق شیراز است.
سنجش سطح توسعه یافتگی دهستان های شهرستان بروجرد با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره (MADM) و GIS
حوزههای تخصصی:
امروزه آگاهی از روند توسعه روستایی و درجه توسعه یافتگی این نواحی پیش نیاز طرح ها و برنامه های توسعه روستایی محسوب می شود. از این رو، اهمیت سطح بندی با توجه به وضع موجود و مطلوب، آن است که با شناخت تنگناها و قابلیت ها و سطوح توسعه نواحی می توان سطح زندگی مردم یک ناحیه را به خوبی نشان داد و به ارایه برنامه هایی جهت کاهش محرومیت آن نواحی پرداخت و شرایط مناسب برای توسعه یافتگی را مهیا نمود. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و سنجش سطح توسعه یافتگی دهستان های شهرستان بروجرد و با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره MADM و مدل SAW صورت گرفته است. روش تحقیق در پژوهش حاضر ترکیبی از روش های تحلیلی و اکتشافی و مطالعات میدانی و پیمایشی است که ابتدا با استفاده از 10 شاخص در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی- زیست-محیطی به بررسی پخشایش و ضریب پراکندگی (CV) این معیارها در سطح دهستان های شهرستان های بروجرد (شامل هفت دهستان) پرداخته، سپس با استفاده از روش های تصمیم گیری چندشاخصه (MODM) به رتبه بندی دهستان ها با استفاده از میزان برخورداری هر یک از این دهستان ها از شاخص-های توسعه پایدار پرداخته شده است. در مدل SAW (از روش های تصمیم گیری چندمعیاره) هرچه مجموع به دست آمده کمتر باشد دهستان دارای سطح توسعه بالاتری نسبت به سایر دهستان های شهرستان بروجرد می باشد. در این پژوهش دهستان گودرزی با ضریب 20/15 دارای سطح توسعه بالاتر و دهستان دره حیدری با ضریب 42/25 دارای سطح توسعه پایین تری می باشند.
تحلیل ریسک آسیب پذیری سکونتگاههای انسانی در برابر زلزله (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان لامرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مراحل برنامه ریزی فضایی، شناسایی و رتبه بندی مخاطرات طبیعی و پیامدهای آن در مناطق مختلف جغرافیایی است. ضروری است که در این زمینه با اتخاذ رویکرد توسعه پایدار مبتنی بر مدیریت ریسک، به کاهش آثار نامطلوب مخاطرات طبیعی در مناطق روستایی نیز اقدام شود. بر این مبنا در سال های اخیر استفاده از روش های تصمیم گیری چند شاخصه در مطالعات محیطی، گستره زیادی داشته است؛ بطوری که در دهه های اخیر، کشورهای توسعه یافته با بهره گیری از مدل های بسط یافته تصمیم گیری در شاخه های مختلف مطالعات محیطی، این مدل ها را معرفی کرده اند. امروزه شهرستان لامرد در استان فارس با دارا بودن موقعیت خاص جغرافیایی، همواره در برابر این نوع از آسیب های محیطی (زلزله) آسیب پذیر می باشد. با توجه به اهمیتی که روستا و روستانشینی در سطح این شهرستان دارد، لازم است که سکونتگاه های روستایی این شهرستان از نظر درجه ریسک آسیب پذیری در برابر زلزله مورد ارزیابی قرار گیرند. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی– تحلیلی است که در آن با استفاده از مستندات آماری به تحلیل موضوع پرداخته می شود. پس از جمع آوری داده های مورد نظر از سطح روستاهای این شهرستان، با استفاده از مدل TOPSIS نسبت به رتبه بندی و سطح بندی دهستان های این شهرستان براساس 22 شاخص مورد مطالعه، اقدام گردید. نتایج حاصل از این پژوهش در سطح شهرستان لامرد نشان داده است که از نظر سطح آسیب پذیری لرزه ای با استفاده از مدل TOPSIS، دهستان کال با امتیاز 5284/0، دهستان سیگار با امتیاز 5221/0 و دهستان اشکنان با امتیاز 4754/0 دارای رتبه های اول تا سوم می باشند. همچنین درسطح شهرستان لامرد، 2 دهستان با ریسک بالا، 1 دهستان با ریسک متوسط و 4 دهستان با ریسک پایین از نظر آسیب پذیری در برابر خطر زلزله قرار دارند.
عوامل محیطی مؤثر در تحلیل جنسیتی سبک زندگی مورد مطالعه: روستاییان شهرستان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش کاربرد رسانه در زندگی روزمره شاهد شکل گیری نسل جدیدی با سبک های جدید زندگی هستیم. در این دنیای مدرن، سبک های زندگی متفاوتی وجود دارد که مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است زیرا توجه به این مسأله برخاسته از تحولات اجتماعی و فرهنگی است که سهم هر یک از زنان و مردان را در عرصه های مختلف نمایان می کند. سبک زندگی زنان و مردان نیز در بستر دنیای مدرن دچار تغییر و تحولات زیادی شده است. لذا هدف از تحقیق حاضر تحلیل جنسیتی سبک زندگی و عوامل مؤثر بر آن در میان روستاییان شهرستان زنجان بود که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری تحقیق شامل روستاییان شهرستان زنجان (جمعیّت فعال 10 سال و بالاتر) می باشد که با استفاده از جدول بارتلت و همکاران (2001)، 250 نفر انتخاب و اطلاعات با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله ی نرم افزار SPSS 20 و AMOS 20 انجام شد. یافته های تحقیق نشان داد: رابطه بین محیط رسانه ای با سبک زندگی برای مردان غیر معنی دار (827/0= ρ ، 020/0= β ) و برای گروه زنان منفی و معنی دار (008/0= ρ ، 405/0-= β ) می باشد. بنابراین نقش تعدیل گری جنسیت در رابطه، محیط رسانه ای با سبک زندگی مورد تأیید قرار می گیرد. هم چنین نتایج نشان داد محیط اجتماعی دارای اثر مثبت و معنی داری بر سبک زندگی برای هر دو گروه مردان (006/0= ρ ، 331/0= β ) و زنان(030/0= ρ ، 335/0= β ) است که با توجه به هم جهت بودن رابطه و معنی داری روابط برای دو گروه فرض تعدیل گری جنسیت در این روابط مورد تأیید قرار نمی گیرد. علاوه بر این نتایج در رابطه با اثر محیط اقتصادی بر سبک زندگی برای دو گروه زنان و مردان نشان داد که اثر محیط اقتصادی بر سبک زندگی برای مردان مثبت و معنی دار (000/0= ρ ، 365/0= β ) ولی برای زنان غیر معنی دار (361/0= ρ ، 127/0= β ) بود، که در این رابطه هم با توجه به معنی داری آن برای یک گروه اما غیرمعنی داری برای گروه دیگر فرض تعدیل کننده متغیّر جنسیت در رابطه بین این دو متغیّر مورد تأیید قرار می گیرد. [1] [1] - مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشد سهیلا فتحی در رشته توسعه ی روستایی با عنوان ""تحلیل تحولات سبک زندگی و عوامل مؤثر بر آن در میان روستاییان شهرستان زنجان"" به راهنمایی دکتر محمد بادسار و مشاوره دکتر روح اله رضایی و دکتر حسین شعبانعلی فمی است.