فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
تحقیق توصیفی- تحلیلی حاضر با هدف بررسی نقش اعتبارات اعطایی بانک کشاورزی در توسعه روستایی و با استفاده از روش پیمایشی انجام گرفت. کشاورزانی که در فاصله سال های 1392 تا 1393 حداقل یک بار از تسهیلات کشاورزی بانک کشاورزی استفاده کرده بودند، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دادند. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن با کسب نظرات اساتید توسعه روستایی تأییدو پایایی آن از طریق آزمون مقدماتی 79/0 تعیین شد. ﺑﺮای ﺗﺤﻠ ﯿ ﻞ دادهﻫﺎ، از تحلیل عاملی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی مرتبه دوم، بار عاملی تأثیر اعتبارات کشاورزی بر سازه های توسعه اقتصادی، توسعه زیست محیطی، توسعه اجتماعی- فرهنگی و توسعه زیرساختی به ترتیب 75/0، 72/0، 61/0 و 58/0 ارزیابی شد؛ همچنین، اعتبارات کشاورزی بر توسعه کالبدی تأثیر معنی دار نداشت.
تحلیل توزیع فضایی هزینه و درآمد خانوارهای روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مقاله، بررسی نحوة توزیع هزینه و درآمد خانوارهای روستایی در استان های کشور و تحلیل توزیع فضایی است.
روش: روش تحقیق حاضر برحسب هدف از نوع مطالعات کاربردی و برحسب روش گردآوری اطلاعات از نوع اسنادی است که از داده های مرکز آمار ایران استفاده شده است. به منظور بررسی توزیع فضایی هزینه و درآمد خانوار روستایی از نرم افزار ArcGis۱۰.۲ استفاده شد. در مطالعة حاضر با استفاده از روش فراتحلیلی و بهره گیری از داده های آماری مرکز آمار ایران به بررسی نابرابری های درآمدی خانوارهای روستایی در دورة زمانی ۱۳۹۱-۱۳۷۵ در سطح استان های کشور پرداخته شده است.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مقدار هزینة خانوار روستایی از ۱/۵۶ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۱/۴۱ درصد در سال ۱۳۸۰ و ۲/۳۱ درصد در سال ۱۳۹۰ در جهت مثبت کاهش یافته است و از طرفی روستاییان با تغییر در الگوی مصرف خود (از هزینة خوراکی به غیرخوراکی و دخانی) از سطح زندگی بهتر و مطلوب تری برخوردار شده اند؛ به طوری که رشد هزینة غیرخوراکی و دخانی به خوراکی و دخانی در سال ۹۱ نسبت به سال ۹۰ حدود ۳۹ درصد بوده است، در حالی که در همین بازة زمانی هزینة خوراکی و دخانی تنها ۳/۲۲ افزایش رشد داشته است. همچنین، طی این دورة زمانی از سهم مشاغل کشاورزی در تأمین منابع درآمدی خانوارهای روستایی کاسته شده و بیشتر به سهم مشاغل غیرکشاورزی و متفرقه افزوده شده است.
راهبردها: براساس یافته های تحقیق می توان گفت بهترین راهبرد برای توزیع فضایی مناسب درآمدها نگرش فضایی به ساختار سکونت گاه های روستایی در حدود و ثغور منطقه ای و یا ناحیه ای، توان مندسازی روستاها و روستاییان، تغییر در نقش دولت (دولت برنامه ریز به دولت تسهیلگر)، ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی و برنامه ریزی یک پارچه با توجه به توان های مناطق مذکور است.
راهکارهای عملی: می توان به صورت خلاصه به برخی از مهم ترین عوامل مؤثر در بهبود وضع اقتصادی روستاییان اشاره کرد. درگیرکردن روستاییان در بهبودبخشیدن به اوضاع اقتصادی با کمک ها و تسهیلگری های حکومت مرکزی، ایجاد نواحی صنعتی در روستاها با توجه به توان و سطح دانش بومیان، ایجاد مناطق آزاد تجاری در نواحی روستایی مرزی کشور و دادن تعرفه هایی برای تجارت روستاییان مرزنشین و غیره.
اصالت و ارزش:. یافته های این تحقیق با توجه به عوامل دارای اولویت می تواند مورد استفاده و توجه دست اندرکاران و کنشگران این عرصه قرار گیرد.
شناسایی مکان های بهینه دفن بهداشتی پسماند روستایی با تلفیق روش هایAHP و DRASTIC در محیط GIS (مطالعه موردی: بخش شاوور، شهرستان شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه با افزایش شدید جمعیت و در نتیجه آن، تولید انبوه زباله و افزایش آلودگی زیست محیطی، تحت تأثیر فعالیت های انسان، انتخاب مناطق مناسب جهت دفن بهداشتی زباله امری الزامی است. از این رو، مسأله ای که شاکله اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد، شناسایی و تعیین نقاط بهینه جهت دفن بهداشتی پسماند روستایی در بخش شاوور شهرستان شوش است.
روش: رویکرد حاکم بر پژوهش از حیث هدف، از نوع تحقیقات نظری، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، از نوع تحلیلی و توصیفی است. گردآوری اطلاعات به دو صورت تکمیل پرسش نامه از ۳۰ کارشناس خبره و آگاه به مسائل روستا و داده های مطالعاتی بیلان هیدروکلیماتولوژی محدوده آهودشت شهرستان شوش انجام گرفت. همچنین، از دو مدل AHP و DRASTIC جهت دست یابی به اهداف پژوهش استفاده شد. آنالیز داده ها به ترتیب در محیط ArcGIS ۱۰.۴ و نرم افزار Expert Choice و Excel انجام گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از یافته های پژوهش گویای آن است که از مجموع کل مساحت بخش، حدود ۳۹/۳۸ درصد آن در سطح بسیار نامناسب قرار گرفته است؛ به عبارتی، این مناطق برای انجام عملیات دفن پسماند مناسب نیستند. بعد از آن به ترتیب سطوح، کاملاً مناسب با ۱/۲۰ درصد، مناسب حدود ۲۱ درصد و به نسبت مناسب ۴/۲۰ درصد مساحت بخش را شامل می شوند. آن چه از نقشه نهایی استنتاج می شود، این است که از مجموع کل محدوده کاملاً مناسب، سه سایت با عناوین؛ لندفیل شماره ۱ تا ۳، بهترین مکان-ها برای اجرای پروژه مورد نظر معرفی شده و همچنین، ارجحیت کامل نسبت به دیگر نواحی این محدوده داشته است.
اصالت و ارزش: به کارگیری هم زمان روش تحلیل سلسله مراتبی و دراستیک در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی می تواند به کشف و تعیین مناطق مستعد دفن پسماند روستایی کمک کند؛ همچنین، برنامه ریزان روستایی را در زمینه یافتن بهینه ترین و سریع ترین راه جهت کاهش و کنترل آلودگی های زیست محیطی یاری می کند.
ارزیابی عوامل مؤثر بر کارایی اقتصادی تعاونی های تولید روستایی ناحیه الموت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاونی های روستایی یکی از مهم ترین نهاد های تولید محصولات کشاورزی محسوب می شود. تعیین میزان کارایی یا عملکرد این نهادها می تواند نقش بسزایی در تصمیم گیری های مدیران و برنامه ریزان مناطق روستایی داشته باشد. به همین منظور، در این مطالعه جهت برآورد کارایی اقتصادی تعاونی های تولید روستایی ناحیه الموت از روش تحلیل پوششی داده های تصادفی (SDEA) استفاده شده است. سپس، به منظور بررسی عوامل مؤثر بر کارایی تعاونی ها، از مدل رگرسیونی بوت استرپ استفاده گردید. داده های موردنیاز مربوط به سال 94-1393 بوده است که با تکمیل پرسشنامه توسط 43 نفر از اعضای تعاونی های نمونه جمع آوری شد. برای تعیین روایی پرسشنامه از روش پانل متخصصان و برای تعیین پایایی آن از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. تحلیل داده های استخراجی از پرسشنامه ها به کمک نرم افزار Excel و حل مدل های ارائه شده به کمک نرم افزار GAMS نسخه 1/24 صورت گرفته است. نتایج نشان داد کارایی تصادفی تعاونی های روستایی ناحیه الموت در سطح نسبتاً متوسطی (79 درصد) قرار دارد. همچنین، سطح تحصیلات مدیرعامل، برگزاری کلاس های آموزشی و بازدید از مراکز علمی و میزان سرمایه گذاری در تعاونی تأثیر معنی دار بر کارایی و عامل مسافت تعاونی تا مرکز شهر، اثر معکوس بر کارایی تعاونی های کشاورزی موردمطالعه داشته است.
الگوسازی تغییرات کاربری اراضی دهستان های استان اصفهان با استفاده از مدل GWT-test(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت و برنامه ریزی منطقه ای نیازمند اطلاعات فضایی دقیق و به هنگام کاربری اراضی و الگوی تغییرات آن است. رصد و کشف این الگوها اطلاعات مورد نیاز درمورد وضعیت فعلی توسعه و ماهیت تغییرات را به منظور برنامه ریزی درست و دقیق در اختیار برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان قرار می دهد. از این رو، تحقیق حاضر در پی کشف الگوی فضایی تغییرات مکانی-زمانی کاربری اراضی طی یک دوره 10 ساله در سطح دهستان های استان اصفهان است. ﺑﺮﺍی ﺍﻧﺠﺎﻡ دادن ﺗﺤﻘیﻖ، ﻧﻘﺸه ﭘﻮﺷﺶ اراﺿی استان اصفهان با ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی تصاویر ماهواره ای لندستETM + و لندست 8 مربوط به سال های 1381 و 1393 به روش ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی ﻧﻈﺎرت ﺷﺪه ﺑﺎ اﻟﮕﻮریﺘﻢ ﺣﺪاکﺜﺮ اﺣﺘﻤﺎل در چهار طبقه پوشش گیاهی، آب، اراضی بایر و سکونتگاه تهیه شد. سپس به منظور آزمون ﺗﻐییﺮﺍﺕ ﻓﻀﺎیی-زمانی ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﻣﺤﻠی ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﺁﺯﻣﻮنGWt-test ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﺗﺤﻘیﻖ بیانگر تغییرات ﻓﻀﺎیی عمده کاربری اراضی ﺩﺭ دهستان های استان اصفهان است. همچنین، ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ این تغییرات ﺗﻔﺎﻭﺕﻫﺎی ﻓﻀﺎیی دارد؛ به گونه ای که در زمینه اراضی آبی به جز دهستان جرقویه وسطی تمام دهستان های استان با سطح اطمینان 99/0 درصد تغییرات داشته اند و فرضیه تغییرات درمورد اراضی بایر در 124 دهستان، اراضی سکونتگاهی در 118 دهستان و اراضی پوشش گیاهی در بیش از نیمی از دهستان های استان تأیید شده است. به طور کلی، دهستان های استان به ترتیب در طبقات مربوط به آب، سکونتگاه، اراضی بایر و پوشش گیاهی بیشترین تغییر اراضی را داشته اند. این تحقیق بیشتر به دنبال کشف الگو و تغییرات فضایی اراضی در سطح دهستان های استان اصفهان است. تحقیق در این زمینه و همچنین بررسی علل پیدایش این تغییرات به تحقیقات عمیق تر با رویکرد آمایش سرزمین نیاز دارد.
نقش آموزش بر به کارگیری عملیات حفاظت خاک در راستای پایداری شالیکاری شهرستان ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی نقش آموزش بر به کارگیری عملیات حفاظت خاک در راستای پایداری شالیکاری شهرستان ساری انجام گرفته است. از لحاظ هدف تحقیق حاضر کاربردی است و از بعد جمع آ وری اطلاعات، روش تحقیق توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 24339 نفر، از شالیکاران شهرستان ساری می باشد. به منظور انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب، استفاده گردید. تعداد 283 نفر از آنها بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آ وری داده ها پرسشنامه بود. روایی پرسشنامه توسط اساتید فن و صاحب نظران تأیید شد. کرونباخ آلفا 93/0 محاسبه گردید. میانگین میزان به کار گیری عملیات حفاظت خاک در حد متوسط، میانگین میزان آگاهی از عملیات حفاظت خاک در حد زیاد و میانگین استفاده از روش های آموزشی نیز در حد کم است. نتایج رگرسیون چندگانه گام به گام نشان داد که 65 درصد از تغییرات به کارگیری عملیات حفاظت خاک در راستای پایداری شالیکاری ناشی از استفاده روش های آموزشی، سن، آگاهی از عملیات حفاظت خاک و تحصیلات می باشد.
تحلیل عوامل زمینه ساز ایجاد و رشد کارآفرینی روستایی مورد: بخش دهدز در شهرستان ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی با توجه به شرایط موجود از اهمیت بسیاری زیادی برخوردار است. بر این اساس بررسی زمینه ها و عوامل تأثیرگذار سکونتگاه های روستایی در راستای توسعه این نوع نگرش اقتصادی در روستاها از ضرورت های اولیه محسوب می شود. هدف این مقاله تحلیل عوامل اقتصادی-اجتماعی و ویژگی های کارآفرینی موجود در سکونتگاه های روستایی بخش دهدز شهرستان ایذه در راستای کمک به ایجاد کارآفرینی بوده است. روش تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و ازنظر هدف کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی بوده و برای جمع آوری داده های میدانی از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش تعداد 13161 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران 315 نفر به صورت تصادفی در سن فعالیت (20 تا 65 سال) با حداقل سواد پنج ابتدایی بررسی شده اند. نتایج نشان داد که عوامل اقتصادی در سکونتگاه های روستایی برای ایجاد انواع کارآفرینی از جنبه های مختلف نسبت به عوامل اجتماعی وضعیت بهتری داشته است. معادلات ساختاری نیز از معناداری بین عوامل اقتصادی-اجتماعی با ویژگی های کارآفرینی براساس ضرایب همبستگی (به ترتیب برابر با 44/0 و 37/0 ) اشاره دارد. همچنین بررسی خصوصیات مردم از نظر کارآفرینی نشان می دهد که سه شاخص خلاقیت، ریسک پذیری و استقلال در بین مردم از وضعیت خوبی برخوردار بوده و سه شاخص انگیزه پیشرفت، تولید محصولات جدید و تبدیل ایده خلاق به ثروت در سطح متوسطی هستند. بستر اقتصادی-اجتماعی و همچنین ویژگی های مردم برای ایجاد انواع کارآفرینی روستایی مهیا است و به یک برنامه ریزی مطلوب برای این هدف نیاز است.
تحلیل آثار بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر بر امنیت اجتماعی و احساس تعلق جامعه روستایی ( مورد مطالعه: روستاهای شهرستان بدره- استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت همواره از نیازهای اساسی جوامع بشری بوده است که بدون آن زندگی انسان ها به مخاطره می افتد. بی شک، هیچ عنصری برای پیشرفت، توسعة جامعه و شکوفایی استعدادها مهم تر از عنصر امنیت و تأمین آرامش نیست. درواقع، امنیت پیش زمینة یک اجتماع سالم و احساس امنیت بسترساز توسعة جوامع انسانی است. از این رو، بیمه از راهکارهای اساسی و ارزشمند بشری در ایجاد امنیت، به ویژه امنیت اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل آثار بیمة اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر بر امنیت اجتماعی و احساس تعلق جامعة روستایی در روستاهای شهرستان بدره، استان ایلام انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی بوده و داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعة میدانی (پرسشنامه) گردآوری شده است. جامعة آماری شامل افراد تحت پوشش بیمة اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر (448 نفر) است که با استفاده از روش کوکران حجم نمونه 207 نفر محاسبه شده و نمونه ها با استفاده از روش تصادفی انتخاب شده است و درنهایت با استفاده از نرم افزار SPSS و استفاده از آزمون تی تک نمونه ای تجزیه و تحلیل شده است. با توجه به نتایج تحقیق، وجود بیمة اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر در منطقة مورد مطالعه برای حمایت از روستاییان ضروری بوده و صندوق بیمه توانسته است اعتماد روستاییان را به خود جلب کند. همچنین، بیمه در ارتقای امنیت اجتماعی و احساس تعلق روستاییان تأثیرگذار بوده است، ولی در شاخص ارتقای امنیت اجتماعی اثر بیشتری داشته است.
توزیع فضایی کیفیت زندگی و شناسایی تعیین کننده های آن در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: شهرستان روانسر، استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش کمّی حاضر، به لحاظ هدف از نوع پژوهش های توسعه ای کاربردی و به لحاظ روش، از نوع پژوهش های توصیفی تحلیلی است. بررسی وضعیت کیفیت زندگی، توزیع فضایی آن و شناسایی تعیین کننده های کیفیت زندگی در سکونتگاه های روستایی شهرستان روانسر، از اهداف اصلی این پژوهش است. جامعه آماری پژوهش را، همه سرپرستان خانوار 95 روستای دارای بیش از 20 خانوار شهرستان روانسر تشکیل می دهد. برای دستیابی به اهداف، 379 پرسشنامه، با روایی و پایایی مطابق با روش های علمی در بین 95 روستای هدف توزیع و داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و GIS تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد وضعیت کیفیت زندگی در بین روستاهای بررسی شده به ترتیب با میانگین و انحراف معیار 14/2 و 840/0، کمتر از حد متوسط است و در وضعیت نامناسبی قرار دارد. براساس نتایج تحلیل واریانس در بین 95 روستای هدف، از نظر کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج بررسی شکاف و نابرابری موجود در بین روستاهای بررسی شده با بهره گیری از تحلیل خوشه ای نشان داد حدود 6 درصد روستاها در خوشه اول (با میانگین کیفیت زندگی 48/3)، 15 درصد در خوشه دوم (با میانگین کیفیت زندگی 63/2) و 79 درصد در خوشه سوم (با میانگین کیفیت زندگی 95/1) قرار گرفته اند. نمایش فضایی کیفیت زندگی در محدوده مطالعاتی، بیانگر حاکمیت کیفیت زندگی ضعیف بر روستاهای محدوده جغرافیایی شهرستان روانسر است. نتایج شناسایی تعیین کننده های کیفیت زندگی با بهره گیری از رگرسیون چندمتغیره، حاکی است هفت متغیر مستقل پژوهش توانسته اند 6/75 درصد از واریانس متغیر وابسته پژوهش را تبیین کنند که به ترتیب اهمیت عبارت اند از: پایگاه اقتصادی اجتماعی، مالکیت منابع سرمایه ای، بُعد خانوار، دسترسی به خدمات و امکانات، دسترسی به اعتبارات، سیاست های حمایتی و عوامل مدیریتی.
تعیین کننده های عملکرد تعاونی های تولید روستایی در جنوب استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیمایش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر عملکرد تعاونی های تولید روستایی در جنوب کرمان انجام شد. جامعه آماری پژوهش 13 تعاونی تولید روستایی فعال بود که بر اساس روش نمونه گیری بحرانی یک تعاونی موفق انتخاب شدند و بر 50 عضو آن مطالعه شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه ای محقق ساخته بود که روایی ظاهری و محتوایی آن را صاحب نظران تأیید کردند. پایایی پرسش نامه نیز با انجام مطالعه ای پیش آهنگ و محاسبه آلفای کرونباخ (819/0- 746/0) به دست آمد. داده ها با نرم افزار آماری SPSS19 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد عملکرد کل تعاونی تولید روستایی مطالعه شده در سطح نسبتاً مطلوبی (40/3) است. یافته های حاصل از واکاوی مقایسه ای عملکرد تعاونی تولید روستایی و نیازهای خدماتی کشاورزان نیز از سازگاری و تطابق نسبی فعالیت های خدماتی تعاونی با نیاز کشاورزان عضو حکایت داشت. علاوه بر این، یافته های رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که مؤلفه های اعطای رایگان ماشین آلات کشاورزی، نحوه برخورد با اعضا، میزان تحصیلات اعضا و هیئت مدیره، تخصیص اعتبارات و وام به تعاونی، و رضایت شغلی مدیرعامل به عنوان تعیین کننده های مهم و معنادار در پیش بینی عملکرد تعاونی تولید روستایی شناسایی شدند. مدل رگرسیونی می تواند 5/74 درصد از واریانس عملکرد تعاونی را تبیین کند.
نقش راه در توسعه مناطق روستایی با تأکید بر تنوع فعالیت های اقتصادی (مطالعه موردی: دهستان چورزق در شهرستان طارم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق به بررسی نقش راه زنجان- تهم- چورزق در توسعه روستایی از طریق تنوع به فعالیت های اقتصادی در روستاهای دهستان چورزق شهرستان طارم می پردازد.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع تحلیلی- توصیفی و روش گردآوری داده ها میدانی و اسنادی است. در این بین، از تعداد ۲۷۴۲ خانوار ساکن در دهستان چورزق، با روش نمونه گیری کوکران ۲۵۰ مورد انتخاب شده و برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری از قبیل ویلکاکسون، t تک نمونه ای و t دو نمونه ای استفاده شده است.
یافته ها: نتایج مطالعه بیان گر وجود تفاوت معناداری در دو دوره زمانی قبل و بعد از ایجاد جاده زنجان- تهم- چورزق در مؤلفه های تنوع به فعالیت های اقتصادی روستایی است؛ به طوری که مؤلفه های تنوع بخشی به منابع درآمدی در روستا، بهبود زیرساخت های تولیدی و خدماتی به ترتیب بیشترین و سرمایه گذاری خارج از روستا کمترین میزان را نشان می دهد. نتیجه آزمون t تک نمونه ای نیز برای تمامی ابعاد در سطح آلفا ۰.۰۱ معنادار است؛ افزون بر این نتیجه آزمون t دونمونه ای نیز در بین دو گروه از روستاهای تا فاصله ۵ کیلومتری از جاده و روستاهای بیشتر از این فاصله از جاده مبیّن تفاوت معناداری در سطح ۹۹ است که نشان دهنده مثبت بودن جهت تفاوت ها است.
محدودیت ها: هم کاری اندک برخی از مسؤولان محلی، کمبود اطلاعات، مشارکت اندک برخی از افراد محلی به دلیل اعتماد کم به محققان.
راه کارهای عملی: با توجه به یافته های تحقیق، می توان از آن به عنوان ابزاری در راستای نیل به توسعه پایدار روستایی در مناطق روستایی و به ویژه روستاهای در معرض تخلیه استفاده کرد.
اصالت/ ارزش: اهمیت پژوهش حاضر در این است که تأثیرات جاده زنجان- تهم- چورزق را در تنوع بخشی به اقتصاد روستایی در منطقه مورد مطالعه را بررسی می کند. بنابراین، از یافته های تحقیق می تواند در تشریح نقش تنوع فعالیت های اقتصادی و نگه داشت جمعیت در مناطق روستایی مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی عملکرد مدیریت نوین روستایی با رویکرد حکمروایی خوب و ارائه راهکارهای بهبود آن در نواحی روستایی (مطالعه موردی: بخش شاهو، شهرستان روانسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی عملکرد مدیران نوین روستایی با رویکرد حکمروایی خوب روستایی و ارائه راهکارهای بهبود آن در میان جوامع روستایی است که به صورت موردی در روستاهای بخش شاهو، واقع در شهرستان روانسر انجام گرفته است.
روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه سرپرستان خانوار روستایی بخش شاهو (۱۰۹۴=N) تشکیل می دهد و با استفاده از فرمول کوکران، ۲۸۵ نفر از سرپرستان خانوار را به عنوان نمونه آماری برآورد شد. ابزار اصلی پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته است که روایی آن با کسب نظرات کارشناسان و استادان دانشگاهی، پس انجام اصلاحات لازم در چند مرحله تأیید شد. جهت بررسی پایایی ابزار مورد استفاده یک مطالعه راهنما در یکی از روستاهای خارج از محدوده مورد مطالعه انجام گرفت و ضریب آلفای کرونباخ حاصل شده (۹۰۱/۰)، نشان دهنده پایابودن ابزار بود.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد میزان رضایت مندی روستاییان بخش شاهو از عملکرد مدیران روستایی با تأکید بر شاخص های حکمروایی خوب روستایی، با میانگین ۸/۲، پایین تر از حد متوسط بوده است و بیشترین میزان رضایت مندی روستاییان از مدیران نوین روستایی به شاخص توافق جمعی با میانگین ۶۱/۳ و انحراف معیار ۰۳/۱ و کمترین میزان رضایت مندی به شاخص مسؤولیت پذیری با میانگین ۰۴/۳ و انحراف معیار ۵۲/۱، تعلق دارد.
محدودیت ها: هزینه بالای تکمیل پرسش نامه ها و عدم همکاری سازمان های مربوطه با محققان از مهم ترین محدودیت های پژوهش حاضر بوده اند.
راهکارهای عملی: یافته های پژوهش نشان داد سه راهکار «نظرخواهی مدیران روستایی از روستاییان در مراحل مختلف برنامه های اجرایی (قبل، حین و بعد از اجرای برنامه ها)»؛ «همکاری و فعالیت بیشتر و دلسوزانه مدیران روستایی در محیط روستا» و «شفاف سازی برنامه ها و امور اجرایی روستا با روستاییان» به ترتیب با ۱۵۴، ۱۳۲ و ۱۲۶ بار تکرار، مهم ترین راهکارهای بهبود وضعیت شاخص های حکمروایی خوب در محدوده مورد مطالعه هستند.
اصالت و ارزش: مدیران نوین روستایی در محدوده مورد مطالعه براساس شاخص های حکمروایی خوب دارای عملکرد مناسبی نبوده و برای اولین بار در کشور، از سوی روستاییان بخش شاهو، بر غلبه بر مشکلات حکمروایی خوب، راهکارهای عملیاتی از سوی روستاییان ارائه شده است.
چالش های بیمه بافندگان فرش دستباف روستایی در شهرستان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت فرش دستباف یکی از فعالیت های مهم خارج از مزرعه و منبع معیشت خانوارهای روستایی ایران به شمار می رود. دولت به منظور حمایت از قالی بافان بدون کارفرما و اعضای خانوار آن ها، همچنین تأمین آتیه قالی بافان در قبال فوت، حوادث ناشی از کار، ازکارافتادگی و بازنشستگی، قالی بافان خانگی را بیمه کرده است. با وجود این، بخش قابل توجهی از بافندگان تحت پوشش بیمه قرار نگرفته اند. هدف این مقاله تحلیل چالش ها و مشکلات پیش روی بافندگان در پذیرش بیمه قالی بافی و استفاده از آن است. پژوهش از طریق روش شناسی مطالعه موردی و پیمایش در 23 روستای شهرستان زنجان انجام شد. در مطالعه موردی از فنون کیفی گردآوری داده ها از قبیل تحلیل اسناد، گروه های متمرکز و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد و 90 خانوار روستایی بافنده فرش ابریشم و کنشگران بازار فرش ابریشم در آن مشارکت کردند. در پیمایش، از 265 خانوار فرش باف ابریشمی به تصادف مصاحبه ساختارمند شد. نتایج نشان داد که در 23 روستای مورد مطالعه، 3/85 درصد خانوارهای فرش باف ابریشمی بیمه نشده و فقط 7/14 درصد بیمه شده بودند. نسبت بافندگان بیمه شده در بخش های مختلف شهرستان زنجان متفاوت بود و فاصله روستا تا شهر تأثیر منفی بر معرفی و پذیرش بیمه داشت. در مناطق روستایی دورافتاده، وابستگی معیشت خانوارها به بافت فرش بیشتر بود، ولی این دور افتادگی موجب کاهش پوشش بیمه برای این بافندگان شده بود. بافندگان روستایی با سه نوع چالش مهم در بیمه شدن روبه رو بودند: 1)ناتوانی مالی بافندگان، 2)شفافیت نداشتن اتحادیه فرش دستباف روستایی، 3)مشکلات قوانین بیمه.
تعیین سبد بهینه غذایی گروه های مختلف درآمدی در مناطق روستایی با استفاده از مدل برنامه ریزی آرمانی وزنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات امنیت غذایی، بنا به تعریف، الگوی بهینه مصرف عبارت است از یک رژیم غذایی که بتواند مقدار کافی انرژی، پروتئین، چربی، مواد معدنی و سایر ریزمغذی ها را تأمین کند. در مطالعه حاضر، با استفاده از داده های هزینه غذایی مرکز آمار ایران و همچنین، با به کارگیری روش برنامه ریزی ریاضی آرمانی وزنی، الگوی بهینه مصرف مواد غذایی برای همه دهک های هزینه ای در نواحی روستایی ایران تعریف شد. در تعیین سبد بهینه غذایی خانوارهای روستایی، ده گروه از مواد غذایی، ده ماده مغذی و 23 قید بر اساس توصیه های متخصصان تغذیه به کار برده شد. یافته های مطالعه نشان داد که با سطح هزینه فعلی مواد غذایی، امکان پیشنهاد سبد غذایی بهینه و رسیدن به وضعیت امنیت غذایی برای خانوارهای روستایی تا دهک ششم وجود نخواهد داشت؛ همچنین، از آنجا که دهک های اول تا چهارم نیاز به افزایش هزینه بیشتری نسبت به سایر دهک-های درآمدی دارند، نیاز است که از کمک های حمایتی دولت استفاده کنند و دهک پنجم و ششم با تلاش جزئی و مدیریت بهتر نظیر کم کردن هزینه های غیرخوراکی می توانند این کمبود هزینه را جبران کنند.
تحلیل سطوح توسعه روستایی و میزان برخورداری دهستان های استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ارکان توسعه، جامعیت و یکپارچه بودن آن در رفع عدم تعادل های اقتصادی و اجتماعی مناطق است. وجود نابرابری و ابعاد مختلف آن از نشانه های مهم توسعه نیافتگی است که رفع چنین کمبودهایی مستلزم نگرش و توجه جدی به نحوه پراکندگی شاخص های توسعه در سطوح مختلف است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، سنجش توسعه یافتگی دهستان های استان آذربایجان غربی از لحاظ برخورداری در زمینه های مختلف توسعه است. جامعه آماری مورد مطالعه، 113 دهستان (با 3266 آبادی) استان آذربایجان غربی با توجه به تقسیمات سیاسی اداری سال 1390 است. نوع تحقیق کاربردی بوده و روش بررسی آن توصیفی تحلیلی است. بدین منظور 36 شاخص نرم سازی شده با به کارگیری تکنیک تحلیل عاملی به 5 عامل معنی دار تقلیل یافته، که در این میان عامل اول با 3/17 درصد از واریانس بیشترین تأثیر را داشته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که از لحاظ سطح توسعه یافتگی بین دهستان های استان تفاوت و نابرابری وجود دارد به طوری که سطح بندی صورت گرفته با استفاده از تکنیک تاپسیس نشان می دهد که 5/3 درصد (4 دهستان) دهستان های استان درسطح توسعه بسیار برخوردار، 3/5 درصد (6 دهستان) در سطح برخوردار و 6/18 درصد (21 دهستان) در سطح نیمه برخوردار قرار گرفته اند این در حالی است که بیش از 70 درصد (82 دهستان) از دهستان های استان از لحاظ توسعه یافتگی در سطح توسعه محروم و بسیار محروم قرار گرفته اند. بنابراین این تفاوت ها لزوم تهیه و اجرای برنامه ها و طرح های هدفمند را برای توسعه یکپارچه و متوازن استان آذربایجان غربی ایجاب می کند.
ارزیابی تأثیرات سدّ ژاوه بر مناطق روستایی هم جوار؛ شهرستان سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: مطالعه حاضر به ارزیابی تأثیرات محیطی، اقتصادی و اجتماعی سدّ ژاوه در استان کردستان تا سال ۱۳۹۳ و آبگیری آن در آینده پرداخته است. روش: ارزیابی نگرش ساکنین مناطق روستایی واقع در حوضه سد، نسبت به تأثیرات احداث آن تا زمان مطالعه و آبگیری آن در آینده، جداگانه صورت گرفته و داده ها با تکمیل پرسش نامه و مصاحبه با ۲۵۰ سرپرست خانوار از ۱۳ روستای نمونه، گردآوری شده است. یافته ها/نتایج: آسیب پذیری های ادراک شده اقتصادی و محیطی احداث سد، متوجّه وضعیت معیشتی و دارایی ها و منابع محیطی تولید کشاورزی روستاها بوده و با افزایش فاصله از سد، افزایش جمعیت و افزایش مقدار زمین، بیشتر ارزیابی شده است. به عبارتی، ساکنین برخوردارتر از مواهب و منابع محیطی، احداث سدّ ژاوه را مخاطره ای برای دیرپایی سکونت پذیری اکوسیستم سکونتگاهی و پایداری نظام معیشتی خود ارزیابی کرده و بیش از منافع آب سد، آسیب های آن را متوجّه خود دانسته اند. باوجوداین، همچنان حسّ تعلّق و انگیزه ماندگاری ساکنین آسیب ناپذیر باقی مانده است. نتیجه گیری: مدیریت پایدار منابع محدود آب کشاورزی، با توجّه به فزایندگی تقاضا و رخداد کم آبی های گسترده، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای کشور به حساب می آید. سدسازی برای ذخیره منابع محدود آب، بالقوّه می تواند امکان استفاده کارآمدتر از آنها را فراهم نماید. امّا اجرای غیراصولی و بدون ارزیابی های همه جانبه از پیامدهای آن به ویژه برای جوامع هدف، اکوسیستم های محیطی و انسانی را از فواید آب های سطحی محروم کرده و پیامدهای ناگواری برای آنها خواهد داشت.
تعیین الگوی کشت بهینه محصولات کشاورزی با هدف افزایش درآمد روستاییان (مطالعة موردی: روستاهای شهرستان چناران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر با هدف انتخاب بهترین الگوی کشت برای روستاییان شهرستان چناران با محوریت افزایش درآمد کشاورزان انجام شده است.
روش تحقیق: آمار و اطلاعات مورد نیاز این مطالعه، از سازمان جهاد کشاورزی و همچنین، از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه به روش نمونه گیری ساده از ۲۰ نفر از کارشناسان خبره و ۲۰ کشاورز نماینده از تعداد ۸ روستای نمونه شهرستان شامل (روستاهای اخلمد علیا، بازه، حکیم آباد، حیطه طلا، کمال آباد، دولت آباد، ملی و موچنان) گردآوری شده است. سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) نسبت به الگوی کشت بهینه در روستاهای نمونه (۸ روستا) شهرستان چناران تعیین شد. ضمن این که برای اثبات صحت آن از مدل تاپسیس بهره گرفته شده است.
یافته ها: نتایج تحقیق که با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی و مدل تاپسیس به دست آمد، نشان می دهد که با تعیین معیارهایی ازجمله میزان آب مصرفی در هر هکتار، عملکرد آب در تولید محصول، میزان دفعات آبیاری و شاخص پرت اب، درآمد و هزینه تولید محصول و همچنین، معیار تضمین فروش، می توان نسبت به انتخاب گزینه های برتر جهت تعیین الگوی کشت اقدام کرد. پس از انجام فرآیند تحلیل و پایش گزینه های مختلف کشت، درنهایت، مشخص شد که با لحاظ معیارهای فوق، بهترین الگوی کشت در منطقه مذکور، کاشت ذرت علوفه ای از گروه نباتات علوفه ای، گندم و جو از گروه غلات و کلزا از گروه محصولات صنعتی است و بهتر است با توجه به پایش صورت گرفته کاشت چغندر قند از گروه محصولات صنعتی و یونجه از گروه محصولات علوفه ای به حداقل ممکن کاهش یابد.
راهکارهای عملی: بدیهی است در تعیین الگوی کشت توجه به عوامل ذکرشده با توجه به محدودیت جدی منابع آب و لزوم توسعه اقتصادی روستاها ضروری است.
اصالت و ارزش: انتخاب الگوی کشت مبتنی بر معیارهایی که درجهت تقویت و توسعه اقتصادی روستا انتخاب شده و تحلیل سلسه مراتبی آن ها و اثبات صحت با استفاده از مدل های ریاضی، قطعاً می تواند نتایج مقرون به واقعیت را حاصل کند.
تحلیل خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی در استقرار مدیریت اجتماع محور روستایی (مورد مطالعه: شهرستان ریگان، استان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت اجتماع محور جوامع روستایی یکی از موضوعات مهم و در اولویت کشور است که باعث تسهیل و کاهش هزینه دوره گذار توسعه در یک منطقه می شود. بر همین اساس ضروری است تمامی مسئولان مربوطه برای دستیابی به این مهم در تعامل باشند. در این میان تقویت سرمایه اجتماعی و به ویژه خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی که شامل جنبه های قابل لمس تر مفهوم سرمایه اجتماعی است، کنشگران را قادر به ارتباط مؤثر با یکدیگر می کند. در این مقاله، ارزیابی خصوصیت ساختاری سرمایه اجتماعی در دو بعد درون و برون گروهی در میان اعضای کمیته های خرد روستایی، برای استقرار مدیریت اجتماع محور روستایی در روستای علی آباد هشتصدمتری که تحت پوشش پروژه توانمندسازی جوامع محلی است، صورت گرفته است. در این تحقیق با استفاده از پرسش نامه تحلیل شبکه و مصاحبه مستقیم، پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو بازه زمانی قبل و بعد از اجرای پروژه بررسی شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میزان بسته بودن شبکه و در نیتجه آن سرمایه اجتماعی طی دو مرحله پایش، در دو بعد بررسی شده با افزایش همراه بود. همچنین نتایج حاکی از افزایش میزان نهادینه شدن، پایداری و سرعت انتقال اعتماد و مشارکت در شبکه بعد از اجرای پروژه بود. بر این اساس می توان بیان کرد که اجرای این پروژه با تقویت هرچه بیشتر سرمایه اجتماعی ضمن اعتمادسازی در شبکه و ایجاد تمایل در بهره برداران به منظور مشارکت، زمینه های لازم برای توفیق هرگونه فعالیت مدیریتی جامعه محور را فراهم کرده است.
ارزیابی عوامل اثرگذار در بهبود عملکرد شرکت های تعاونی تولید روستایی در شهرستان سوادکوه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره هشتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۳۲)
577 - 590
حوزههای تخصصی:
توجه به تعاونی های تولید روستایی می تواند نقش بسیار مؤثری در اقتصاد هر روستا و پیرو آن اقتصاد بخش کشاورزی در کشور داشته باشد. برپایی چنین تشکل هایی در دنیای امروز جایگاه ویژه ای در اقتصاد جهانی دارد. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی عوامل مؤثر در افزایش عملکرد شرکت های تعاونی روستایی شهرستان سوادکوه در استان مازندران است. روش تحقیق حاضر پیمایشی است که برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه محقق ساخت استفاده شد. متخصصان، روایی سؤالات آن را تأیید کرده اند و پایایی پرسش نامه با ضریب آلفای کرونباخ برای بخش های مختلف محاسبه شد که میزان آن به طور متوسط 87/0 به دست آمد. جامعه آماری تحقیق دو گروه شامل اعضا و ارکان مدیریتی شرکت های تعاونی روستایی به ترتیب 10257 و 65 نفر بوده اند. از بین آن ها ابتدا با استفاده از جدول کرجسی مورگان حجم نمونه ها به ترتیب 373 و 56 تن تعیین شد. با استفاده از روش نمونه گیری انتساب متناسب و تصادفی نمونه های مدنظر انتخاب شدند. در تجزیه وتحلیل داده ها از ضرایب همبستگی اسپیرمن و پیرسون همچنین از روش رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام استفاده شده است. بر اساس یافته ها، شناخت وظایف و اهداف های تعاونی، همدلی بین اعضا و ارکان مدیریتی تعاونی روستایی، حمایت ها و مساعدت های اداره تعاون استان، ارتباط تعاونی روستایی با سازمان های مرتبط، اتحادیه های قوی تعاونی روستایی در منطقه، مشارکت پذیری بین اعضا و حمایت های قانونی دولت، اثر مثبتی بر عملکرد تعاونی های روستایی شهرستان سوادکوه دارند.
پیش بینی استفاده از کلاه ایمنی در بین کشاورزان موتورسوار با استفاده از مدل های روان شناسی در شهرستان شوشتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره هشتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۳۲)
675 - 688
حوزههای تخصصی:
در بین کاربران جاده ای، موتورسواران همواره به دلیل محتمل شدن بیشترین خسارت ها، به عنوان کاربران پرخطر راه ها خوانده می شوند. در ایران تعداد موتورسواران کشته شده 8/23 درصد از کل کشته شدگان ترافیکی را تشکیل می دهد. از این رو، هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر نیت استفاده از کلاه ایمنی در بین کشاورزان موتورسوار است. این مطالعه از مدل اعتقاد سلامت و نظریه اصلاح شده رفتار برنامه ریزی شده با دو متغیر جدید هویت و عادت به عنوان تعیین کننده های نیت استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها پیمایش در شهرستان شوشتر در جنوب غربی ایران انجام شد (N=220). پایایی و روایی ابزار پژوهش بررسی و تأیید شد. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شدند. خودکارآمدی در مدل اعتقاد سلامت و هویت خود، کنترل رفتار درک و عادت در نظریه رفتار برنامه ریزی شده پیش بینی کننده های معنی دار از نیت افراد بودند، درحالی که نگرش و هنجارهای ذهنی تأثیر معناداری بر نیت نداشتند. یافته های این مطالعه از مدل اعتقاد سلامت حمایت اولیه ای ارائه داده است و مدل توسعه یافته به عنوان چارچوبی کارآمد برای بررسی استفاده از کلاه در میان کشاورزان ایران تأیید شد.