فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه اشتغال یکی از مهمترین مؤلفه هایی است که بر تمام ابعاد زندگی انسان تأثیر می گذارد و به عنوان یکی از معیارهای سنجش توسعه کشورها به شمار می رود. توزیع عادلانه فرصت های شغلی در بین مناطق یک کشور از الزمات اساسی برای توسعه متوازن و یکپارچه است. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی- تحلیلی است، با هدف تحلیل فضایی و تعیین جایگاه مناطق روستایی اورمانات (شهرستان های پاوه، جوانرود، روانسر و ثلاث باباجانی) به لحاظ برخورداری از شاخص های اشتغال انجام گرفته است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، اطلاعات مربوط به 11 شاخص در زمینه اشتغال، از مستندات مرکز آمار کشور (سالنامه آماری استان کرمانشاه، سال 1388) تهیه گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و مدل TOPSIS، سطح بندی دهستان ها بر اساس تحلیل خوشه ای و نمایش توزیع آنها با استفاده از نرم افزار ArcGISانجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین مناطق روستایی اورامانات به لحاظ برخورداری از شاخص های اشتغال نابرابری و شکاف زیادی وجود دارد. همچنین، دهستان دشت حر با امتیاز 7258/0 به عنوان برخوردارترین و دهستان بازان با امتیاز 1069/0 به عنوان محروم ترین دهستان منطقه شناخته شده اند که نمایانگر اختلاف بسیار زیاد (حدود 7 برابری) بین برخوردارترین و محروم ترین دهستان منطقه به لحاظ برخورداری از شاخص های اشتغال است. نتایج تحلیل خوشه ای نیز نشان داد که در مجموع حدود 14 درصد دهستان های منطقه در سطح برخوردار، 24 درصد در سطح نسبتاً محروم و حدود 62 درصد دهستان ها در سطوح محروم و بسیار محروم واقع شده اند.
ارزیابی گردشگری پایدار روستایی مورد شناسی: بخش سامان- شهرستان شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضرگردشگری به طور اعم و پایداری گردشگری به طور اخص در مناطق توریستی شهری و روستایی، به یکی از مهمترین مباحث در محافل علمی و آکادمیک جهان تبدیل شده است. ارزیابی وضعیت حاضر و نحوه پیشرفت به سوی پایداری گردشگری بخصوص در نواحی روستایی، باعث توسعه روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، کالبدی- محیطی و نهادی میگردد. از طرفی رسیدن به پایداری در ابعاد مختلف آن مستلزم وجود سنجهها، شاخصها و الگوهای صحیح جهانی گردشگری در جهت ارزیابی و تبیین وضعیت پایداری گردشگری است. بنابراین استفاده بهینه از شاخصها در زمینه توسعه گردشگری روستایی میتواند نقش مهمی در متنوع سازی اشتغال،کاهش تفاوتهای درآمدی بین روستاییان و شهرنشینان، کاهش مهاجرت و توسعه زیرساختها و رضایت ساکنان محلی و افزایش سطح زندگی بشود. از این رو در تحقیق حاضر نیز پرسش اصلی این است که شاخصهای پایدار گردشگری در نواحی روستایی بخش سامان، به لحاظ اقتصادی،اجتماعی- فرهنگی، محیطی- کالبدی و نهادی که منجر به ایجاد پایداری گردشگری در محیط روستایی میشوند، کدامند؟ بدین منظور پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است و با تهیه پرسشنامه از دیدگاه دو گروه خانوار روستایی و مسوولان استفاده شده است. جامعه آماری بخش سامان دارای 23 روستا است که 8 روستا با 2848 خانوار با توجه به پتانسیلها و جاذبهها و موقعیت جغرافیایی آنها، 150خانوار (حدود 5 درصد از مجموع کل خانوارهای هر روستا به شرطی که تعداد نمونهها کمتر از 15 مورد نباشد) به عنوان نمونه آماری جامعه محلی و تعداد 20 نفر از مسوولان انتخاب شدهاند. در این پژوهش پس از تکمیل پرسشنامه و سنجش اعتبار سازهای با روش تحلیل عاملی و آزمونKMOو در نهایت پایایی پرسشنامه با آزمون آلفای کرونباخ، از حدود 124 شاخص به شیوه دلفی در قالب چهار فرضیه اصلی انتخاب شد و با استفاده از روشهای آماری همبستگی، کندال b,c، گاما، اسپیرمن در بسته آماری SPSSو نرمافزار EXCELمورد بررسی قرار گرفت. بر اساس یافتههای تحقیق، از مجموع 42 شاخص اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، محیطی- کالبدی و نهادی مورد مطالعه گردشگری پایدار روستایی، 8 شاخص از دیدگاه مردم و 15 شاخص از دیدگاه مسوولان تأیید شدند. در عین حال، با تحلیل نظرات دو دیدگاه، همگرایی (همسانی) در 25 شاخص و واگریی (ناهمسانی) در 17 شاخص مشاهده شده است.
راهبردهای مناسب برای توسعه ژئوتوریسم غار آبی سهولان
حوزههای تخصصی:
امروزه گردشگری یکی از بزرگترین و سودآورترین صنایع دنیا به حساب می آید و بخاطر اهمیت و نقش این صنعت، بسیاری از کشورها آن را در استراتژی ها و برنامه های توسعه گنجانده اند. یکی از جدیدترین شاخه های گردشگری، ژئوتوریسم یا گردشگری جغرافیایی است. این نوع گردشگری که شاخه ای از گردشگری مناطق طبیعی و شکلی از گردشگری پایدار به شمار می رود، روی ژئوسایت ها و چشم اندازهای ژئومورفولوژیکی تأکید دارد. این شکل گردشگری به واسطه برنامه ریزی مناسب و شناخت مزیت ها و محدودیت ها، می تواند نقش مهمی در توسعه ملی و تنوع بخشیدن به اقتصاد منطقه داشته باشد. غار سهولان به عنوان یکی از منابع ژئوتوریسمی در شمال غرب کشور، با وجود توانمندی بسیار زیاد در زمینه توسعه ژئوتوریسم هنوز نتوانسته است به جایگاه واقعی خود در این زمینه دست پیدا کند بنابراین، این سؤال مطرح می شود که پتانسیل ها و محدودیت های توسعه ژئوتوریسم این منطقه کدامند؟ و چه خط مشی ها و سیاست های راهبردی می تواند، توانمندی های ژئوتوریسم غار آبی سهولان را به فرصتی برای توسعه منطقه ای و ملی تبدیل نماید؟ هدف این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق از نوع تحلیلی، توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارشناسان مرتبط با صنعت گردشگری در شهرستان مهاباد و ارومیه بودند که با روش تمام شماری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و تعیین استراتژی های توسعه ژئوتوریسم منطقه از تکنیک SWOT استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که منطقه مورد مطالعه با 17 نقطه قوت و امتیاز وزنی 16/4 و 18 فرصت و امتیاز وزنی 22/4 در برابر 17 نقطه ضعف و امتیاز وزنی 54/1 و 11 تهدید و امتیاز وزنی 92/2 توانمندی های بسیار زیادی برای توسعه ژئوتوریسم در منطقه شمال غرب کشور دارد ولی ضعف ها و تهدیدهای موجود مانع از بالفعل شدن این توانمندی ها گردیده است؛ بنابراین، چنانچه نقاط ضعف و تهدیدهای داخلی توسعه ژئوتوریسم غار آبی سهولان کاهش یابد و با سیاست های مناسب و مدیریت واحد از مزایا و نقاط قوت موجود استفاده شود، می توان این منطقه را به یکی از قطب های ژئوتوریسم کشور تبدیل نمود.
کاربرد فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) در برنامه ریزی توریسم مطالعة موردی: ناحیة کوهستانی غرب گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دسترسی به جاذبه ها و رتبه بندی مقاصد گردشگری از ابعاد مهم برنامه ریزی توسعة توریسم به شمار می آید. در مقالة حاضر با استفاده از روش RDS از طریق منابع کتابخانه ای و با نظرسنجی از نمونة آماری مبتنی بر روش کوکران و روش نمونه گیری ساده، کاربرد فرایند تحلیل شبکه ای ANP در برنامه ریزی توریسم غرب گیلان بررسی شده است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش ANP به کمک نرم افزارSuper Decisions ضمن مطالعة جاذبه های توریستی ناحیة کوهستانی غرب گیلان، جاذبه ها و مقاصد توریستی این منطقه نیز رتبه بندی شده است. برای این منظور، مؤلفه های اکوتوریستی، آثار تاریخی، سبک معیشت نیمه نومادیزم و وضعیت زیرساخت ها از مهم ترین شاخص های رتبه بندی مقاصد گردشگری انتخاب شدند. سپس با تحلیل و ارزیابی معیارها در مدل فرایند تحلیل شبکه ای، هفت گزینه از میان نواحی کوهستانی غرب گیلان پیشنهاد شدند، که به ترتیب عبارت اند از روستاهای آق اولر با 23/38 درصد، سراگاه با 23/34 درصد، سوباتان با 16/8 درصد، رندانه با 05/6 درصد، لومه دشت با 54/5 درصد، دشت دامان با 97/4 درصد و حیران با 80/2 درصد از درجة اهمیت.
برآورد میزان آگاهی های زیست محیطی دانش آموزان روستایی و رابطه آن با آگاهی والدین و مربیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرورت برآورد دیدگاه و دانش عمومی افراد جامعه از مسائل مربوط به محیط زیست از آنجایی مشخص میشود که در بسیاری از موارد دانش و نگرش افراد بر روی رفتار و عملکرد آنها موثر است. به منظور دستیابی به این آگاهی و تعیین سطح حساسیت در مورد مسائل محیط زیستی و نیز امکان سنجی افزایش نقش روستائیان در زمینه مشارکت در برنامه ریزی های محیط زیستی، مطالعه حاضر در قالب روش توصیفی- تحلیلی و همبستگی طراحی شد. جامعه آماری در این تحقیق دانش آموزان دوره راهنمایی در مناطقه جی شهر اصفهان بود. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه در حجم نمونه 400 نفر بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انجام شد. نتایج نشان داد که دانش آموزان، والدین و معلمان در روستاهای مورد مطالعه از سطح مناسبی از دانش زیستمحیطی برخوردار بوده و این دانش تحت تاثیر جنسیت آنهاست (05/0 > P). تفاوت سنی دانش آموزان در مقطع راهنمایی تاثیری بر میزان آگاهی آنها نسبت به محیط زیست ندارد (05/0 < P). همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین آگاهی دانش آموزان و دانش معلمان آنها از محیط زیست وجود دارد (05/0> P).
بررسی اثرات توسعه گردشگری در ارتقاء شاخص های اقتصادی – اجتماعی نواحی روستایی (مورد: منطقه گردشگری ریجاب در استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر بسیاری از برنامه ریزان، گردشگری روستایی را فعالیتی بسیار مهم برای توسعه روستاها معرفی کرده اند و هموارهآن را از دیدگاه های گوناگون مورد توجه قرار داده اند؛ به طوری که اقتصاددانان صنعت گردشگری را صادرات نامرئی نامیده اند. این صنعت، فعالیتی گسترده است که تأثیرات اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و زیست محیطی مهمی را با خود به همراه دارد. لذا برنامه ریزی در جهت توسعه گردشگری روستایی، نیازمند شناخت آثار و پیامدهای آن از دیدگاه جامعه میزبان می باشد که در نهایت همین امر منجر به توسعه پایدار منطقه می گردد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثرات گردشگری بر جامعه میزبان در منطقه ریجاب واقع در استان کرمانشاه است. حجم نمونه 270 نفر برآورد شد که از این میان، 200 پرسشنامه به روش تصادفی ساده جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی این تحقیق نشان داد که توسعه گردشگری در منطقه مورد مطالعه دارای چهار پیامد عمده می باشد. این پیامدها عبارتند از: درآمدزایی، ایجاد مشکلات زیست محیطی، توسعه فرهنگی و کاهش سرمایه اجتماعی. نتایج این مطالعه می تواند دستاوردهایی برای سازمان جهانگردی و گردشگری به همراه داشته باشد. بدین معنا که با بکارگیری نتایج این مطالعه می توان اثرات مثبت گردشگری را تقویت و پیامدهای منفی آن را کاهش داد.
آثار اجتماعی و اقتصادی اجرای طرح های هادی در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان دنا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گذشت بیش از سه دهه از تهیه و اجرای طرح های هادی روستایی در کشور و اندوختن تجربه، لازم است بدانیم که اجرای این گونه طرح ها چه نتایجی به بار آورده و چه پیامد هایی را برای جامعه روستایی ایران در پی داشته است. هدف از تحقیق حاضر این است که اجرای طرح هادی روستایی چه پیامدهایی را در ابعاد اجتماعی و اقتصادی در سکونتگاه های روستایی شهرستان دنا به دنبال داشته است؟ روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تجربی است. برای گردآوری اطلاعات از روش های میدانی و اسنادی کمک گرفته شده و بر اساس آن با توجه به حجم جامعه آماری (975 خانوار)، حجم نمونه خانوار های مورد پرسشگری بر پایه ی فرمول کوکران برابر 232 خانوار بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که: ضریب همبستگی بین متغیر اثرات اجرای طرح هادی و ایجاد تغییرات اجتماعی در ابعاد زندگی روستاییان با رقم 37/0 و احتمال آزمون برابر 000/0 برقرار است و در بین شاخص های چهارگانه ی اجرای طرح هادی، توزیع خدمات روستایی با ضریب تأثیر 53 درصد بیشترین اثر را بر تغییرات اجتماعی در روستاها داشته است. بین متغیر اثرات اجرای طرح هادی و ایجاد تغییرات اقتصادی در ابعاد زندگی روستاییان همبستگی معناداری مشاهده نشده است. با توجه به یافته های پژوهش راهکارهای اجرایی مانند ظرفیت سازی نهادی و قانونی در جهت تسهیل و افزایش مشارکت عمومی روستاییان، توجه به توانمندی ها و توان های طبیعی و انسانی در روستاها، تخصیص اعتبارات کافی و برنامه ی مدون مالی به منظور اجرای کامل طرح ها، بهره گیری از نهادهای محلی، داشتن جدیت و قاطعیت در اجرای طرح و .... پیشنهاد می شود .
بررسی رابطه عوامل مؤثر اقلیمی بر شیوع بیماری سالک در شهرستان قصرشیرین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیماری سالک از جمله بیماری هایی است که در مناطق گرمسیر ی استان کرمانشاه گزارش شده است. شهرستان قصرشیرین از جمله این مناطق گرمسیری می باشد که در سال های اخیر با گسترش بیماری سالک جلدی (لیشمانیوز پوستی) مواجه است. این شهرستان از کانون های مهم آلودگی بیماری سالک استان کرمانشاه بر اساس شرایط آب و هوایی و شرایط اکولوژیکی می باشد. این بیماری به عنوان یک مشکل بهداشتی مهم مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت از نوع توصیفی همبستگی و با هدف بررسی عوامل موثر اقلیمی بر شیوع بیماری سالک در شهرستان قصر-شیرین صورت گرفته است. جهت جمع آوری داده های پژوهش، از آمارهای مربوط به بیماری سالک گزارش شده در طی دوره آماری 1382- 1390 که از مرکز بهداشت استان کرمانشاه استخراج شده است و هم چنین داده های هواشناسی دما، بارش و رطوبت نسبی استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که رابطه معنی دار منفی بین شیوع بیماری سالک در شهرستان قصر شیرین با دما وجود دارد. یعنی همزمان با کاهش متوسط دما احتمال بروز بیماری افزایش می یابد. در حالی که هیچ گونه رابطه معنی داری بین بروز بیماری سالک و متغیرهای متوسط رطوبت نسبی و بارش در شهرستان مذکور مشاهده نشد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که احتمال بروز بیماری در مردان بیشتر از زنان بوده، و در طبقه بندی شغلی، اکثریت افراد مبتلا خانه دار بوده اند. همچنین، اکثریت افراد مبتلا در گروه سنی زیر25 سال قرار داشته که اکثرا در روستاهای شهرستان مربوطه ساکن بوده اند. همچنین در این شهرستان مسافرت به مناطق آندمیک بسیار کم صورت گرفته است.
ارزیابی عملکرد دهیاری ها با استفاده از مدل چارچوب عمومی ارزیابی (CAF) (مطالعه ی موردی: شهرستان دهلران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، شرایط به گونه ای است که هرسازمانی برای کارایی و اثربخشی بیشتر فعّالیّت های خود و به ویژه رضایتمندی مردم، نیازمند ارزیابی دقیق عملکرد است. در مناطق روستایی نیز سازمان هایی وجود دارد که از این امر مستثنی نیستند. هدف مقاله ی پیش رو، ارزیابی عملکرد دهیاری های شهرستان دهلران است. جامعه ی آماری پژوهش تعداد نُه دهیاری این شهرستان است که سابقه ی آنها بیش از چهار سال است و در سه گروه دهیاران، اعضای شوراهای اسلامی روستایی و مردم محلّی دسته بندی شده اند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه است. مدل مورد استفاده برای ارزیابی، چارچوب عمومی ارزیابی (CAF) است که چارچوب قدرتمند و مفیدی برای بهبود عملکرد سازمان ها فراهم می کند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آماری آزمون های پارامتریک شامل آزمون کلموگرف- اسمیرنف، آزمون تی تک متغیّره، آزمون F تحلیل واریانس، آزمون های تعقیبی شفه استفاده شد، نتایج پژوهش نشان می دهد، عملکرد دهیاری ها بر اساس مدل چارچوب عمومی ارزیابی و شاخص های استفاده شده برای ارزیابی عملکرد، نامطلوب بوده است، عواملی مانند تحصیلات پایین دهیاران، آشنا نبودن آنها با مبانی ارزیابی عملکرد، نبود برنامه مصوّب پنج ساله در دهیاری ها، عدم مشارکت مردم در طرح های عمرانی و مشکلات مالی و اعتباری دهیاری ها، در ناکارایی عملکرد آنها تأثیرگذار بوده است. در این راستا، آموزش همه جانبه ی دهیاران، دقّت در انتخاب و گزینش دهیاران، تقویّت مشارکت مردم در مدیریت امور روستاها، توسعه ی منابع مالی دهیاری ها و درنهایت، اجرای سامانه ی نظارت و ارزیابی عملکرد، می تواند در تقویّت عملکرد دهیاری ها اثربخش باشد.
امکان سنجی توسعه اکوتوریسم در سکونتگاه های روستایی شهرستان دره شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران به دلیل دارا بودن پتانسیل های متنوع و گسترده همواره به عنوان یکی از کانون های گردشگری در قلمرو سرزمینی مطرح بوده است. بدین سان، از میان فرصت های گردشگری موجود در کشور، جاذبه های طبیعی و چشم اندازهای بکر و آب و هوای مناسب، زمینه را برای توسعه اکوتوریسم، بیش از دیگر جنبه های گردشگری تقویت می کند. در این میان شهرستان دره شهر واقع در استان ایلام به دلیل موقعیت جغرافیایی، دارای پتانسیل های فراوان اکوتوریسم است که تا کنون به دلایل متعدد، استفاده بهینه و پایدار از این فرصت ها نشده است. هدف این مقاله جلب توجه برنامه ریزان و سیاست گذاران در زمینه توسعه صنعت گردشگری در شهرستان دره شهر جهت مدیریت صحیح این صنعت می باشد. سوال اصلی این پژوهش نیز بررسی مهم ترین نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت برای نیل به ناحیه ویژه اکوتوریستی است. این مطالعه بر اساس رویکرد برنامه ریزی از نوع راهبردی و مشارکتی اشت که با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از مدل SWOT انجام شده است. هم چنین جهت اولویت بندی راهبرد اصلی به دست آمده، از روش مکمل برنامه ریزی کاربردی کمی QSPM بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که علی رغم وجود پتانسیل های بالقوه گردشگری در منطقه، کمبود امکانات اقامتی و رفاهی مورد نیاز گردشگران، موجب نارضایتی آنان شده و برای حل این موضوع راهکارهایی نیز ارائه گردیده است که مهم ترین آن ایجاد زیرساخت های جدید برای ورود گردشگران به منطقه می باشد.
ارزیابی عملکرد دهیاریها درتوسعه کالبدی - فضایی سکونتگاههای روستایی (مطالعه موردی: بخش کردیان - شهرستان جهرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از سال 1377 که نخستین اقدامات برای ایجاد مدیریت روستایی در کشور انجام شد تاکنون فعالیت های گسترده ای از سوی دهیاری ها در روستاهای کشور صورت گرفت. تا حدی که در سال های اخیر دهیاری ها محرک و زمینه ساز توسعه کالبدی- فضایی روستاها شناخته می شوند. هدف اصلی این پژوهش بررسی عملکرد دهیاری ها در توسعه کالبدی- فضایی سکونتگاه های روستایی در بخش کردیان شهرستان جهرم است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای گرداوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه مربوط به دهیاران و سرپرست خانوار است که قبل و بعد از تشکیل دهیاری آن را مطالعه کرده است. جامعه آماری ساکنان روستاهای بخش کردیان و جامعه نمونه از 6 روستای منتخب با 1672 خانوار تعیین شده و بر اساس روش نمونه گیری کوکران حجم نمونه برابر 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل داده های از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد از دیدگاه دهیاران، تغییرات چشمگیری در روستاها در شاخص های کیفیت ساخت و ساز و تثبیت و سند دار شدن املاک در روستا صورت گرفته و در زمینه شاخص های اداری- انتظامی و خدمات آموزشی تغییرات اندکی مشاهده می شود. از دیدگاه خانوارهای ساکن روستا، در بررسی عملکرد دهیاران، بهسازی و مقاوم سازی مساکن و کیفیت خدمات عمومی روستا مثبت و مکانیابی خدمات و تأسیسات منفی بوده است.
نقش مدرنیته (نوگرایی) در تغییرات فرهنگی مناطق روستایی با استفاده از مدل تشابه به حل ایدئال (TOPSIS) نمونة موردی: دهستان شهدا بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گذشته، سیر تحول فرهنگ و تمدن جوامع با شتاب یکنواختی همراه بوده که گاهی رویدادهای طبیعی یا غیرطبیعی آن ها را دستخوش تغییر می کرده است. با گسترش جوامع و پیشرفت های تکنولوژیکی، ارتباط ها نیز گسترده تر شد. اکنون، انسان ها جهانی را پیش رو دارند که در آن معنای جدیدی از فرهنگ وجود دارد. امروزه، انسان ها با دهکدة جهانی روبه رویند؛ جهانی که به واسطة رشد و پیشرفت به جهانی کوچک تبدیل شده است. اما در این دهکدة وسیع جهانی افراد با یکدیگر مانند گذشته پیوندهای عمیق و آشنایی های دیرین ندارند. انقلاب صنعتی و نظام سرمایه داری به رشد سریع شهرها، حاکمیت بوروکراسی ، گسترش فناوری های مدرن و تشکیل دولت- ملت های وسیع منجر شده و با گام نهادن در مسیر نوسازی، نگرش ها و ارزش ها متناسب با احراز فرایند توسعه تحول یافته است. جریان نوگرایی از بطن جوامع غربی برخاسته و از شرایط ویژة اقتصادی این جوامع است. این مقوله در آغاز چندان به صورت شفاف و برجسته مورد توجه قرار نگرفت؛ ولی به مرور اهمیت و اولویت آن اثبات شد. هدف این پژوهش، بررسی نقش نوگرایی در تغییرات فرهنگی مناطق روستایی است. محدودة مورد مطالعه ده روستا از روستاهای دهستان شهدا بهشهر است. روش تحقیق پیمایشی و توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات نیز اسنادی و میدانی از طریق پرسش نامه در قالب طیف لیکرت است و سؤال تحقیق با نرم افزار SPSS تحلیل شده است. با توجه به نتایج تحقیق و مقدار SIG به دست آمده از متغیرها که پایین تر از سطح آلفا /05 بوده، درمی یابیم که بین نوگرایی و تغییرات فرهنگی در سطح جامعة نمونه رابطة معناداری وجود دارد و بیشترین تغییرات آن در روستاهای کلیا، گت چشمه و کمترین آن در روستاهای پیته نو و سرخ گریوه مشاهده شده است.
راهبرد توسعه روستایی درایران,تحلیل دیدگاهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران نزدیک به چهار دهه است که بحث توسعة روستایی به طور عام و راهبردهای توسعه روستایی به طور خاص، موضوع بحث اندیشمندان، کارشناسان و برنامه ریزان بوده است. پژوهش حاضر با کاوش در دیدگاه های منتشرشدة صاحب نظران در چارچوب مفاهیم و دورة زمانی تعریف شدة موردتحلیل، قرارگرفته است. به نظر می رسد این دیدگاه-ها به عنوان مهم ترین مراجع تعیین راهبرد توسعة روستایی، در زمانی که همچنان و شاید بیشتر از همیشه به تدوین و اجرای راهبرد منسجم و کارآمد روستایی نیاز است، می توانند راهنمای کار و راهگشای مسائلی باشند که روزانه پیچیده تر و پراهمیت تر می شوند. رویکرد پژوهش حاضر تحلیل محتوا است. این مطالعه با بررسی مجموعة منابع توسعة روستایی تعریف شده، درمجموع 613 مورد از نظرهای مطرح شده درزمینة راهبرد توسعة روستایی ایران را بررسی کرده است. براساس تحلیل محتوایی این نظرها که نخست در 5 رویکرد مدیریتی – نهادی، اقتصادی، اجتماعی– فرهنگی، محیطی و فضایی– کالبدی تقسیم شده اند، 18 راهبرد کلان و 76 مقولة راهبردی برای توسعة روستایی در ایران را مطرح می کنند؛ براین مبنا، درزمینة مسائل راهبردی توسعة روستایی، ازمیان رویکرد ها، رویکرد مدیریتی- نهادی، ازمیان راهبردها، راهبرد ظرفیت سازی برای پیشبرد اقتصاد روستایی و ازمیان مقوله ها، موضوع رفع فقر و محرومیت و تعدیل الگوی توزیع ثروت بیشترین میزان توجه را دربین صاحب نظران توسعة روستایی کشور به خود اختصاص داده اند.
پیامدهای کالبدی – فضایی مشارکت روستاییان در اجرای طرح های توسعة روستایی، با تأکید بر طرح های عمرانی دولت (مطالعة موردی: دهستان کوهدشت جنوبی شهرستان کوهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ی یکی از مهم ترین مؤلفه هایی که بر بعد کالبدی– فضایی سکونتگاه های روستایی کشور اثر می گذارد، اجرای طرح های عمرانی است که توسط بخش دولتی در سکونتگاه های روستایی اجرا شده است. اثربخشی مطلوب این طرح ها، همواره یکی از مهم ترین دغدغه های مجریان آن ها بوده است. ارزشیابی ها نشان داده اند که نقش مشارکت مردمی در تهیه، تصویب و به ویژه اجرای طرح ها اهمیت زیادی دارد. در طرح های عمرانی که مجریان بر نقش پذیری مردم تأکید داشتند، اثرات این طرح ها در ابعاد مختلف به ویژه بعد کالبدی – فضایی پایدارتر و درجة رضایتمندی روستاییان بیشتر بوده است؛ ولی در جاهایی که بی توجهی به نقش مردم شده، اثرات طرح ها ناپایدارتر بوده و حتی گاهی زمینه ساز بروز مشکلات دیگری برای روستاییان شده است؛ براین اساس، این تحقیق با هدف سنجش نقش مشارکت روستاییان در اثربخشی کالبدی- فضایی طرح های عمرانی (فیزیکی) بخش دولتی در روستاها انجام شده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. روش جمع آوری اطلاعات آن نیز، کتابخانه ای - پیمایشی است. محدودة جغرافیایی این تحقیق، دهستان کوهدشت جنوبی و جامعة آماری آن 47 نقطة روستایی است. تعداد نمونة موردمطالعه، شامل 10 روستا و 324 خانوار است. گروه تحقیق برای تعیین حجم نمونة روستاها و خانوارها، از فرمول کوکران استفاده نموده است. با توجه به مسئله، روش نمونه گیری روش های طبقه ای و تصادفی است. همچنین، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون آماری (T-TEST) و مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. نتیجة تحلیل انجام شده نشان داده است که طرح های عمرانی از نگاه روستاییان در برخی از روستاها از اثرات مطلوبی برخوردار بوده است. با توجه به فرضیة تحقیق، سنجش تأثیر عوامل، علت اثربخشی مطلوب را مشارکت روستاییان تعیین کرده است.
فرایند تبدیل نقاط روستایی به شهر در مقیاس ملی و پیدایش پدیدة «خام شهرها»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی سلسله مراتب شهری و مطالعة شهرهای دارای سطوح مختلف جمعیتی در سرشماری های رسمی کشور، ما را با پدیده ای جدید مواجه می سازد. این پدیده، تبدیل و ارتقای روستاهای کوچک به شهر به رغم داشتن جمعیتی کمتر از آستانة تعریف شده برای شهرشدن است. این سکونتگاه ها که امروزه بیش از یک سوم از شهرهای کشور را تشکیل می دهند، کمترین امکانات، خدمات، تأسیسات و تجهیزات شهری را در خود جای داده اند. مقالة حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از آمارهای سرشماری های رسمی عمومی کشور و بهره گرفتن از نرم افزار ArcGIS برای نشان دادن توزیع فضایی این شهرها، در مقیاس ملی و منطقه ای انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که تبدیل روستاهای کوچک به شهر، در همة دوره ها در نظام شهری ایران وجود داشته است، اما بیشترین تعداد آن را در آخرین سرشماری کشور می توان مشاهده کرد، که از 1139 شهر کشور در آن سال، 370 نقطة شهری جمعیتی کمتر از 5000 نفر داشته اند. از دلایل انتخاب چنین سیاست و راهبردی از طرف وزارت کشور، می تواند وجود رابطة کاملاً مستقیم و معنی دار بین متغیرهای فاصله از پایتخت، فاصله از شهرهای مرکز استان و سال شکل گیری استان با تعداد این گونه شهرها باشد. بدین معنی که هرچه از تهران و از مراکز استان ها بیشتر فاصله بگیریم بر تعداد روستاهای کوچک تبدیل شده به شهر افزوده می گردد. از آنجا که تعداد این گونه شهرها در استان های تازه شکل گرفته مانند خراسان جنوبی بیشتر از استان های دیگر کشور است، می توان استنباط کرد که راهبرد تبدیل نقاط روستایی به شهر، راهبردی اداری-مدیریتی و سیاسی برای تقویت تمرکززدایی و توسعة منطقه ای در نواحی دوردست و مناطق محروم و همچنین سیاستی برای پرکردن شکاف سلسله مراتب شهری در استان ها، شهرستان ها و بخش های تازه شکل گرفته است.
مطالعه تطبیقی تاثیر سرمایه اجتماعی بر ارتقای توسعه روستایی (نمونه موردی: دهستان گودین، شهرستان کنگاور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی امروزه به عنوان یکی از شاخصه های بنیادین رشد و توسعه در هر جامعه ای مطرح است و حوزه های متفاوتی از جمله توسعه روستایی را در بر می گیرد. به طور کلی سرمایه اجتماعی در بردارنده مفاهیمی چون اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضاء یک گروه است به شیوه ای که گروه را به سمت دستیابی به هدفی که بر مبنای ارزشها و معیارهای رایج در جامعه مثبت تلقی می شوند، هدایت کند. در همین راستا اهمیت نقش سرمایه اجتماعی مساله ای است که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش پاسخ به این سوال بود که آیا اختلاف بین روستاها ریشه در برخورداری از سرمایه اجتماعی در روستاهای توسعه یافته تر دارد؟ در این راستا دهستان گودین را براساس خوشه بندی به سه سطح(توسعه یافته، روبه توسعه و کمتر توسعه نیافته) طبقه بندی نمودیم و حجم نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران 292 خانوار برآورد شد. روش پژوهش در این تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد و داده ها از روش اسنادی(کتابخانه ، سازمان ها و نهادهای مربوطه) و روش میدانی جمع آوری شد، در نهایت برای تحلیل از دو دسته آزمون های توصیفی(میانگین) و استنباطی آزمون آماریT استفاده شد و یافته ها نشان می دهد که روستاهای برخوردار از سرمایه اجتماعی بیشتر از سطح توسعه بهتری برخوردار می باشند.
شناخت و تحلیل تفاوت زیست پذیری روستاهای پیرامون شهری در شهرستان ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستاهای پیرامون شهری در زمره سکونتگاه هایی قرار دارند که همزمان صحنه شکل گیری، رشد و تداوم فرصت ها و تهدیدهایی هستند که کیفیت زیست و نحوه تامین نیازهای ساکنان را تحت تاثیر قرار می دهد. از یک سو دسترسی به خدمات موجود در شهرها و از سوی دیگر تهدیدهای بوم شناختی از سوی شهر و جذب جمعیت مهاجر و عوارض ناشی از آن، شرایط پیچیده ای را در این روستاها به وجود آورده که یاعث می شود بررسی زیست پذیری این روستاها از اهمیت خاصی برخوردار باشد. سکونتگاه زیست پذیر را به طور خلاصه، به عنوان مکان مناسب برای کار و زندگی تعریف نموده اند. هدف از این تحقیق، شناخت تفاوت بین روستاهای پیرامون شهری در شهرستان ورامین از نظر سطح زیست پذیری بوده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از داده های آماری و یافته های میدانی صورت پذیرفته است. نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه موید وجود تفاوت معنی دار بین روستاهای مورد مطالعه است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که افزایش آگاهی مدیران محلی نسبت به وضعیت زیست پذیری روستاهای پیرامون شهری و عوامل موثر بر آن، حرکت در جهت برنامه ریزی و مدیریت محلی در جهت حل یکپارچه مشکلات و مسائل شکل گرفته در طیف شهری- روستایی، و نهایتا کاهش شکاف زیست پذیری سکونتگاه های شهری و روستایی، مهم ترین نتایج الگوی مناسب برای پژوهش در ارتباط با زیست پذیری روستاهای پیرامون شهری هستند.
مکان یابی با هدف توسعة مناسب بافت فیزیکی در سکونتگاه های روستایی (مطالعة موردی: روستاهای شهرستان خواف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعة فیزیکی روستاها زمانی می تواند مؤثر واقع شود که به صورت کنترل و هدایت شده صورت گیرد و قبل از مکان گزینی آن ها، گزینه های مناسب بررسی و ارزیابی شوند. در پژوهش حاضر با انتخاب ده روستا از شهرستان خواف به عنوان محدودة مطالعاتی، با شناسایی وضع موجود، ابتدا معیارهای محدودکننده و دخیل در توسعة فیزیکی این روستاها شناسایی شده اند و سپس، با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی، به گزینش آن ها با هدف تعیین بهترین مکان مناسب برای توسعة فیزیکی نقاط روستایی موردمطالعه پرداخته شده است. به این ترتیب، معیارهای دخیل در گسترش کالبدی این نقاط روستایی، هرکدام به صورت لایه هایی از نقشه درآمد و با استفاده از روش مقایسة دو به دو (AHP)، وزن مربوط به هریک تعیین شد. مراحل یادشده با استفاده از نرم افزار Expert Choice اصلاح شده، انجام شد. نتایج به دست آمده، نشان داد معیارهای شیب زمین، فاصله از مسیل و فاصله از گسل به ترتیب با وزن های 315/0، 179/0 و 108/0 بیشترین تأثیر را در مکان یابی سمت توسعة روستاها داشته اند. سپس، با استفاده از وزن هر لایه در محیط GIS و با مدل هم پوشانی وزنی، این لایه ها با هم ترکیب شده اند و درنتیجه، خروجی حاصل نمایانگر سرجمع معیارهای موردنظر با هدف انتخاب مکان بهینه برای توسعة آتی روستاها بود. نتایج حاصل از پژوهش حاضر گویای این هستند که از بین روستاهای نمونه، فقط 4 روستای مهرآباد، برآباد، سده وسیجاوند سمت توسعة پیشنهادی طرح هادی منطبق با پهنة کاملاً مناسب و مناسب برای توسعة آتی روستاها هستند.
ارزیابی گردشگری روستایی با استفاده از مدلSWOT مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان مراغه که در جنوبشرقی استان آذربایجانشرقی قرار دارد از پتانسیلهای بالایی در زمینه گردشگری روستایی برخوردار است. توسعه گردشگری روستایی میتواند زمینه مناسبی برای کاهش مهاجرت، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، بهبود زیرساختها و حفظ محیط زیست روستاهای منطقه مورد مطالعه (بخش مرکزی) ایجاد کند. از اینرو پژوهش حاضر سعی دارد ضمن معرفی کوتاه جاذبههای گردشگری روستایی، موانع و چالشهای گردشگری روستایی در بخش مرکزی شهرستان مراغه را با استفاده از مدل SWOT مشخص نموده و استراتژیهای مناسب را در زمینه توسعه گردشگری روستایی ارائه کند. این پژوهش از نظر روش تحقیق، میدانی، توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد و حجم نمونه هم با استفاده از روش کوکران تعیین شد. تحلیل دادههای جمعآوری شده با استفاده از روشهای آماری چند متغیره و با بهرهگیری از نرمافزار SPSS و Maple صورت گرفت و تهیه نقشههای پایه مورد نیاز در محیط GIS انجام شدند. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که مهمترین نقطه قوت جاذبههای گردشگری روستاهای بخش مرکزی مراغه، وجود جاذبههای طبیعی با مجموع وزن 1105 و میانگین 42/4 میباشد و عدم وجود امکانات اقامتی، رفاهی، بهداشتی و ورزشی در مناطق گردشگری روستایی با مجموع وزن 1103 و میانگین 41/4 مهمترین نقطه ضعف جاذبههای گردشگری روستاهای این منطقه است که نیازمند برنامهریزی مناسب و افزایش امکانات و خدمات رفاهی و تفریحی میباشد. حمایت مسئولان دولتی از توسعه گردشگری روستایی با رویکرد اشتغالزایی از جمله فرصتها و افزایش تخلفات اجتماعی و بزهکاری با ورود گردشگران به نواحی گردشگری روستایی از مهمترین تهدیدهای جاذبههای گردشگری روستایی در بخش مرکزی شهرستان مراغه هستند.
تحلیل تطبیقی فازی سرمایه اجتماعی و توسعه روستایی مورد شناسی: روستاهای شهرستان میاندوآب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود و تحول کیفیت زندگی ساکنان روستایی نیازمند وجود برخی زیرساختهای اجتماعی است که امر توسعه و فرایند آن را امکان پذیر و روند آن را تسهیل کند. مهمترین مکانیسم بعد اجتماعی مترتب بر توسعه روستایی که زمینه ساز تحولات کالبدی، گسترش امکانات و تسهیلات رفاهی و غیره، سرمایه اجتماعی است. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی تطبیقی رابطه سرمایه اجتماعی و توسعه روستایی در روستاهای بالای1000 نفر جمعیت شهرستان میاندوآب است. روشپژوهشاینتحقیقمبتنیبررویکردفازیاست. توسعه یافتگی روستاها ازطریق 79 شاخص به وسیله مدل تاپسیس رتبه بندی شدهاند. برای تعیین سرمایه اجتماعی روستاها از پرسشنامه با حجم نمونه 537 به صورت نمونه گیری سهمیهای استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که دادههای تجربی، ناظر بر رابطة فازی دومجموعة سرمایه اجتماعی و توسعه روستایی است. شاخص سازگاری بین این دو مجموعه برابر 816/0 است. اینارزشنشانمیدهدکهفقط 82درصد روستاهای مورد مطالعه این ادعا را تأیید میکنند که سرمایه اجتماعی شرط لازم برای توسعه روستایی است. براین اساس، با95 درصد اطمینان میتوان گفت که سرمایه اجتماعی شرطی ""همیشه لازم"" برای توسعه روستایی است. شاخص پوشش بین دو مجموعه برابربا 75/0 است. این مقدار بیانگر اهمیت تجربی سرمایه اجتماعی برای توسعه روستایی است. شواهدموجوددلالتبرآنداردکه75 درصدازفضای توسعه روستاییتوسطسرمایةاجتماعیپوششدادهشدهاست.