فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
132 - 147
حوزههای تخصصی:
از اصلی ترین عواملی که امروزه باعث تهدید توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی می شود، کمبود آب است یکی از دلایل اصلی کمبود آب، افزایش تقاضای آب برای فعالیت های خانگی به ویژه در اقتصادهای درحال توسعه است. چراکه افزایش آگاهی مردم و توجه بیشتر به سلامتی و مسائل بهداشتی باعث بالاتر رفتن مصرف آب در این زمینه شده است. بنابراین نیاز به شناخت عواملی که باعث افزایش تمایل خانوارها نسبت به حفاظت از آب می شود، مهم است و باید موردتوجه ویژه قرار گیرد. ازاین رو هدف این مقاله تبیین عوامل مؤثر بر تمایل خانوارهای روستایی جهت حفاظت از آب در بخش خانگی است. اطلاعات موردنیاز پژوهش با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخت گردآوری شدند. داده های گردآوری شده به وسیله نرم افزارهای SPSS و Amos و با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش را خانوارهای روستایی در چهار دهستان شهرستان باغملک استان خوزستان (3005=N) خانوار تشکیل می دهند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 340 سرپرست خانوار انتخاب شدند. افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب موردمطالعه قرار گرفت. نتایج به دست آمده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل مسیر نشان داد، سازه های اثربخشی واکنش درک شده، خودکارآمدی درک شده، هنجار اخلاقی، اطلاعات و آگاهی و عادت، تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر تمایل رفتاری خانوارهای روستایی جهت حفاظت از آب دارند و درنهایت نیز نظریه توسعه یافته انگیزش حفاظت می تواند 54 درصد از تغییرات متغیر تمایل رفتاری خانوارهای روستایی را نسبت به حفاظت از آب پیش بینی کند. در این راستا توصیه می گردد نهادهای محلی و سازمانهای دولتی حامی حفاظت از منابع طبیعی به ویژه آب با برگزاری کلاس های آموزشی، کارگاه ها و سمینارها در ذهن مخاطبان دغدغه حفاظت از آب و لزوم توجه به آن را به وجود آورده و همچنین مشارکت مردم و تمایل آنان را به حفاظت از آب افزایش دهند.
مرور نظام مند تحلیلی چهارچوب یکپارچه مدیریت محلی در روستاهای پیراشهری (سال های 2010- 2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
161 - 148
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیریت مطلوب مستلزم بهره مندی از ظرفیت های محلی و انطباق آن با نظام و سیاست های برنامه ریزی کلان است. بر این اساس رویکرد همه برنامه ریزان توجه به مدیریت محلی است، روستاهای پیراشهری و به ویژه روستایی حریم کلان شهرها به دلیل تأثیرپذیری از شهر باید از چهارچوب مدیریتی کارآمد برخوردار باشد و این امر زمانی میسر است که بتوان مدیریت محلی مطلوب و مؤلفه های مرتبط را شناسایی کرد. مرور پژوهش های پیشین نشان دهنده ضعف چهارچوب های موجود در تبیین چهارچوب یکپارچه مدیریت محلی در مناطق روستایی است. هدف این تحقیق، توسعه چهارچوبی جامع از فراینده های مؤثر مدیریت محلی در روستاهای پیراشهری با رویکرد مرور نظام مند است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، بنیادی است، و با رویکرد مرور نظام مند ادبیات مرتبط با مؤلفه های مدیریت محلی روستاهای پیراشهری را در بازه رمانی ده ساله (2010-2020)، با استفاده از 3 کلیدواژه مشخص و راهبرد شفاف و از پیش طراحی شده، از 15 پایگاه های اطلاعاتی، جمع آوری شد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی، تحلیل نهایی بر روی 20 مقاله انجام شد. با تحلیل مقاله ها شش مؤلفه و 60 زیرمؤلفه برای تبیین چهارچوب مدیریت محلی شناسایی شد. ارزیابی مطالعات حاصل از مرور نظام مند نشان داد در حوزه مدیریت محلی، یکپارچگی به عنوان یک اصل مهم شناخته می شود و در این راستا، یکپارچگی در حوزه های اجرایی، ساختاری، عمودی، قوانین و منابع مالی پایدار، سیاست گذاری، و شهروندمداری باید موردتوجه قرار گیرد.
بررسی تاثیر جریانات فضایی بر تحولات سکونتگاه های روستایی پیراشهری اراک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
118 - 137
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر تاثیر جریانات فضایی بر تحولات سکونتگاه های روستایی پیراشهری اراک مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده ها از طریق کارهای میدانی و پرسشنامه از دهیاران و اهالی روستاها تهیه شد. برای ارزیابی و رتبه بندی جریان های فضایی موثر بر تحولات سکونتگاه های روستایی از سه آزمون تحلیل واریانس یک طرفه، توکی و فریدمن استفاده شد. نتایج نشان می دهد که جریان های فضایی اثرات مثبت و منفی زیادی بر تحولات سکونتگاه های روستایی داشته اند. یکی از بارزترین اثرات مثبت در ارتباط با بهبود کیفیت مساکن روستاها بوده است. بالاترین میانگین رتبه کارشناسان مربوط به شاخص های مسکونی می باشد. توسعه سیستم حمل و نقل و شبکه ارتباطی را نیز می توان جزو مهم ترین مولفه های اثرگذار مثبت بر تحولات سکونتگاه های روستایی به حساب آورد. این امر باعث تقویت یا شکل گیری کارکردهای جدید مانند خدماتی، تفریحی، توریستی، کارگاهی، صنعتی و خوابگاهی در شمار زیادی از روستاهای پیراشهری گردیده است. ابعاد منفی جریان های فضایی عمدتا در بخش کشاورزی روستاها نمود یافته است. در طی سه دهه گذشته درصد زیادی از اراضی کشاورزی روستاها به دلیل توسعه فضایی کلان شهر اراک و روستاهای پیرامون تخریب شده و به کاربری های ساخته شده تبدیل گردیده اند. قانون ارث و تقسیم زمین و افزایش ویلاهای ساکنان غیربومی در رتبه های بعدی (از نظر شهروندان) قرار دارند. دو متغیر مذکور بیش از همه، بخش کشاورزی روستاها را تحت تاثیر قرار داده و باعث تضعیف مضاعف کارکردهای کشاورزی روستاها شده اند.
سنجش و ارزیابی تاب آوری کالبدی شهر مریوان در برابر زلزله با استفاده از مدل ترکیبی فازی (Fuzzy) و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
69 - 82
حوزههای تخصصی:
وقوع رخدادهای طبیعی به ویژه زلزله در شهرها آسیب های جبران ناپذیری را به دنبال دارد. به طوری که برنامه ریزی برای مقابله با این چالش گذار از مدیریت بحران به تاب آوری را تجویز می کند. ازاین رو هدف از این پژوهش سنجش و ارزیابی نقاط آسیب پذیر شهر مریوان در برابر زلزله با استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی می باشد که برای تحلیل داده ها از مدل فازی (Fuzzy) در نرم افزار ArcGIS و مدل فرایند تحلیل شبکه (ANP) در نرم افزار Super Decision استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان می دهد 170 هکتار از بخش های شمالی شهر (14 درصد از کل مساحت شهر) شامل محلات شماره 4،3،14،15،16،17 به دلیل شیب زیاد ، ریزدانگی بافت و عمر بالای ابنیه و 121 هکتار از بخش های شرقی شهر (10 درصد از کل مساحت شهر) شامل محلات شماره 24،25،26،27به دلیل فاصله از مراکز خدماتی و عدم تأمین دسترسی مناسب به این خدمات و نزدیکی به گسل، در کنار 181 هکتار از بافت مرکزی (16 درصد از مساحت کل شهر) شامل محلات شماره 1،2،12،13،22 با توجه به ریزدانگی و کیفیت پایین کالبدی ابنیه آن تاب آوری متوسط رو به پایینی در برابر زلزله داشته و در صورت وقوع آن به شدت آسیب پذیر خواهد بود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت وضعیت شاخص های کالبدی تاب آوری در سکونت گاه های خودانگیخته و بافت های ناکارآمد شمالی و مرکزی شهری ازلحاظ شاخص های کالبدی با 39/0 درصد و بخش های شرقی شهر شامل بافت های جدید شکل گرفته بدون برنامه ازلحاظ شاخص های فاصله و دسترسی به خدمات با 25/0 درصد به مراتب از سایر نقاط شهر تاب آوری پایین تری را در برابر زلزله دارند.
واکاویِ ابعاد شهروند بیوفیلیک و ارزیابی آن در جامعه شهری؛ پیش درآمدی بر برنامه ریزی شهری طبیعت محور، مطالعه موردی: شهر خواف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی شهری بیوفیلیک، یکی از راهبردهای مؤثر در بهبود کیفیت زندگی شهری است. اهمیت مشارکت شهروندان در تحقق پذیری طرح ها موجب شده است تا در انجام این پژوهش به بررسی نقش عوامل پنج گانه (ویژگی های جمعیتی، رفتار و فعالیت های بیوفیلیک، نگرش و آگاهی بیوفیلیک، زیرساخت ها و شرایط بیوفیلیک، سازمان ها، نهادها و مؤسسات بیوفیلیک) بر تبیین الگوی شهروند بیوفیلیک پرداخته شود. پژوهش حاضر به صورت توصیفی - تحلیلی است که اطلاعات موردنیاز از طریق مصاحبه و پرسش نامه جمع آوری و با استفاده از نرم افزار Amos Graphic و روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفته است. وجه تمایز این پژوهش با مطالعات گذشته، بررسی تأثیرات متقابل ویژگی های جمعیت، زیرساخت ها و نگرش شهروندان نسبت به مفهوم شهر بیوفیلیک است. محدوده موردمطالعه، شهر خواف و جامعه آماری تعداد 180 نفر از شهروندان آن شهر است. شهر خواف با دارابودن شرایط اقلیمی گرم و خشک، با مشکل کمبود آب و ازبین رفتن پوشش گیاهی روبرو است. تحلیل پرسش نامه ها بیانگر آن بود که شهروندان نسبت به معیارهای شهروند بیوفیلیک بازخورد مطلوبی داشته اند. توسعه زیرساخت های سبز شهری نظیر پارک ها و بوستان ها نیز می تواند موجب افزایش تمایل شهروندان به مشارکت در امور شهری شود. از سوی دیگر مشخص شد، مؤلفه «ویژگی های جمعیتی» نظیر سن، شرایط اقتصادی، میزان تحصیلات و جایگاه اجتماعی بر فعالیت های بیوفیلیکی و نگرش و آگاهی بیوفیلیکی اثرگذار است؛ مؤلفه های «زیرساخت های بیوفیلیک» و «نهادها و سازمان های بیوفیلیک» بر دو مؤلفه «فعالیت های بیوفیلیک» و «آگاهی و نگرش بیوفیلیک» اثرگذار است. در پایان می توان اذعان داشت که باتوجه به بازخورد مطلوب شهروندان نسبت به مفهوم شهر بیوفیلیک و ابعاد آن، به نظر می رسد که در صورت اجرایی شدن چنین برنامه ریزی طبیعت محوری در سطح شهر، می توان شاهد نمایان شدن اثرات مثبت و زدودن شهر از مشکلات و معضلات ناشی از نبود چنین ایده ای بود.
سنجش پایداری نظام های بهره برداری در روستاهای استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
241 - 262
حوزههای تخصصی:
الگوی نظام های بهره برداری یکی از مباحث اصلی در توسعه بخش کشاورزی است. نیاز به مواد غذایی با رشد روزافزون جمعیت بیشتر می شود و در این وضعیت برای تأمین غذا و خودکفایی کشاورزی باید به یکی از مسائل بنیادی کشاورزی یعنی نظام های بهره برداری، توجه خاصی مبذول شود. به همین منظور هدف از این پژوهش، سنجش پایداری نظام های بهره برداری در استان چهارمحال و بختیاری است. جامعه آماری پژوهش مورد نظر را بهره برداران خرد دهقانی و تعاونی تولید روستایی استان چهارمحال و بختیاری تشکیل داده اند. با توجه به گستردگی جامعه آماری، حجم نمونه تحقیق با استفاده از فرمول کوکران در مجموع، 750 بهره بردار بود. به منظور مقایسه دو نظام بهره برداری، حجم نمونه در نظام بهره برداری خرد دهقانی 380 و تعاونی تولید 370 بهره بردار تعیین شد. ابزار اصلی تحقیق، پرسش نامه محقق ساخته است که داده های آن با استفاده از مدل ویکور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد تعداد تعاونی های پایدار، نیمه پایدار و ناپایدار در نظام های بهره برداری تعاونی تولید به ترتیب هفت، ده و چهار تعاونی است. همچنین نظام بهره برداری خرد دهقانی در شهر فرخشهر و سامان، پایدار، در سودجان، شیخ شبان، بن، دستنا، بلداجی، فرادنبه، حیدری و آلونی، نیمه پایدار و در نافچ، شمس آباد، آورگان، گندمان، کنرک، امام قیس، دهنو، بهشت آباد، گهرو، تیشنیز و جونقان، کاملاً ناپایدار است.
تحلیل سکونتگاه های غیررسمی با تأکید بر امنیت (نمونه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
84 - 100
حوزههای تخصصی:
از زمینه های ناپایداری توسعه شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه، سکونتگاههای غیررسمی می باشد که به علت عدم توانایی سیاستهای شهری برای حل و فصل مشکلات مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه و کنترل مهاجرتها شکل گرفته است. سکونتگاههای غیررسمی با تجمعی از اقشار کم درآمد و غالباً با مشاغل غیررسمی و شیوهای از شهرنشینی ناپایدار همراه اند و به دلیل برخورداری از شرایط انزوا زمینه ساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی به شمار می روند. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی – توسعه ای و از نظر روش توصیفی - اکتشافی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز، از نوع تحقیقات میدانی و پیمایشی قلمداد می شود، همچنین برای گردآوری داده ها از پرسشنامه (با طیف لیکرت به صورت باز و بسته) استفاده شده است. در این پژوهش محلات 11 گانه اسکان غیر رسمی شهر خرم آباد با تاکید بر گسترش فقر توسط آزمون های آماری با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش بر اساس فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شد که اطلاعات از طریق پرسشنامه بدست آمد. نتایج حاکی از آن است که با توجه به بررسی های به عمل آمده و آزمون های آماری انجام شده (آماره آزمون T – TEST، آماره آزمون F و TUKEY) و نتایج به دست آمده، می توان گفت که تفاوت معناداری بین محله های مورد مطالعه به لحاظ وضعیت امنیت وجود داشته و محله های مورد مطالعه به لحاظ سطح امنیت در وضعیت مناسب و مطلوبی بسر نمی برند. محله فلک الدین و دره گرم شرقی دارای کمترین امنیت و گل سفید و اسدآبادی دارای بیشترین امنیت هستند.
طراحی الگوی عوامل جامعه شناختی صندوق های کارآفرینی امید با رویکرد تحلیل مضمون در روستاهای استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
111 - 128
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی با توجه به نگرش متفاوت نسبت به مقوله اقتصاد، کسب و کارها را بخش اصلی و مبنای اساسی ظرفیت اقتصادی و اجتماعی هر جامعه ای می داند. تحقیق حاضر یک تحقیق کیفی با هدف طراحی الگوی عوامل تأثیرگذار جامعه شناختی صندوق های کارآفرینی امید بر توسعه کسب و کارهای خرد است. بر این اساس با استفاده از روش تحلیل مضمون، مفاهیم و عوامل نهفته در مضامین بیان شده در مصاحبه با افراد با تجربه شناسایی شد. مشارکت کنندگان پژوهش، مدیران صندوق های کارآفرینی امید و مدیران کسب و کارهای خرد روستایی هستند. گردآوری اطلاعات از نوع مصاحبه های نیمه ساختاریافته است و حجم نمونه به روش نظری تعیین شد. بر همین اساس با 18 نفر در روستاهای استان گیلان در سال 1402 به روش اصل اشباع نظری مصاحبه انجام شد که 12 نفر مدیر کسب و کار و 6 نفر مدیر صندوق های کارآفرینی امید بودند. براساس یافته های تحقیق، شش عامل اصلی مؤثر بر توسعه کسب و کارهای کوچک به لحاظ جامعه شناختی وجود دارند که می توان به واسطه دریافت وام از صندوق های امید وضعیت آن ها را در جامعه بهبود بخشید و به عملکرد اقتصادی مطلوب تری دست یافت. تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه با استفاده از تحلیل مضمون به ایجاد مدل و شناسایی شش مؤلفه اصلی انجامید که عبارتند از رضایت اجتماعی، امنیت اجتماعی، عدالت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، همبستگی (انسجام) اجتماعی.
تأثیر فعالیت های بازاریابی شبکه های اجتماعی بر بازگشت مجدد گردشگران روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
217 - 245
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی آثار بازاریابی شبکه های اجتماعی بر تمایل گردشگران روستایی به بازدید مجدد از اقامتگاه های بوم گردی در استان گلستان انجام شد و نقش میانجی آگاهی از برند و آگاهی از ارزش اقامتگاه های بوم گردی را ارزیابی نمود. روش تحقیق ازنظر گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی و از نوع همبستگی است و از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگرانی است که به اقامتگاه های بوم گردی در شرق استان گلستان مراجعه کرده اند. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد که حجم نمونه مورد نیاز 384 نفر تعیین شد. در این راستا، با روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، 400 پرسش نامه توزیع شد که در نهایت 365 پرسش نامه قابل استفاده جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه استاندارد بوده که روایی و پایایی آن پیش از اجرا تأیید شده است. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری بهره گرفته شد. این روش امکان بررسی روابط علی میان متغیرهای پژوهش را فراهم کرده و نقش میانجی آگاهی از برند و آگاهی از ارزش اقامتگاه ها را در ارتباط میان بازاریابی شبکه های اجتماعی و تمایل به بازدید مجدد ارزیابی نموده است. یافته ها نشان داد که بازاریابی شبکه های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل گردشگران به بازدید مجدد دارد. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که آگاهی از برند و ارزش اقامتگاه های بوم گردی از طریق بازاریابی شبکه های اجتماعی تقویت شده و این دو متغیر میانجی نقش کلیدی در افزایش تمایل به بازدید مجدد ایفا می کنند. بر اساس نتایج، بازاریابی شبکه های اجتماعی باعث تقویت اعتماد و افزایش تجربه رضایتمندانه گردشگران شده که این عوامل به طور مستقیم تصمیم آن ها برای بازدید مجدد را تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش نشان داد که بازاریابی شبکه های اجتماعی نه تنها ابزاری مؤثر برای جذب اولیه گردشگران است، بلکه نقش قابل توجهی در حفظ و افزایش تمایل آنان به بازگشت دارد. در پایان، پیشنهاد می شود اقامتگاه های بوم گردی در استان گلستان از استراتژی های بازاریابی محتوایی، مدیریت برند و افزایش آگاهی از ارزش خدمات اقامتگاه ها در شبکه های اجتماعی بهره گیری کرده و این اقدامات را به عنوان بخشی از برنامه های توسعه پایدار گردشگری مورد توجه قرار دهند.
تحلیل توسعه SMEها در فرآیند تحول نوآوری روستایی: رهیافتی بر گذار از بحران اقتصادی (مورد مطالعه: شهرستان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با شکل گیری مفهوم عمیق فرآیند کارآفرینی در گذر زمان و تحول در فهم چگونگی گذار از بحران های اقتصادی در کشورهای در حال رشد، توجه به توسعه SMEها مورد توجه اندیشمندان توسعه قرار گرفت. بحران اقتصادی در فضاهای جغرافیایی کنش ها و واکنش هایی مختلفی را به همراه دارد. اگر قرار است اقتصاد در نواحی مختلف تصویری از موفقیت را تداعی کند توجه به اقتصاد اجتماعی و ایجاد محیط های رقابتی از طریق توسعه کسب و کارهای کوچک مکانی در جوامع محلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو، پژوهش حاضر به شیوه کمی و با هدف "تحلیل توسعه SMEها در ایران در فرآیند تحول نوآوری روستایی" بدنبال رهیافتی بر گذار از بحران اقتصادی و درک معنایی از واقعیت های موجود کسب و کار در جوامع محلی است که می تواند زمینه ساز نوآوری و کارآفرینی گردد. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را 52 نفر از صاحبان SMEها واقع در دهستان های میان دربند، پشت دربند و بالا دربند شهرستان کرمانشاه تشکیل می دهند که بیشترین میزان از بین رفتن شرکت های جدید را در 15 سال اخیر تجربه کرده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS20 و برای ترسیم نقشه ها از ArcGIS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میزان اثرات متغیرهای توسعه SMEها در فرآیند تحول نوآوری روستایی بر پذیرش یا رد کارآفرینی در شبکه پویای روستانشینی 371/72 درصد بوده که در عامل های تمایل های سیاسی فضا (321/19درصد)، نیروهای دانش بنیان سر ریز فن آوری (32/15درصد)، عامل رقابت پذیری و بهبودیاب اقتصادی (12/11درصد)، نیروی خواسته ها و تعامل های اجتماعی فضا (48/10درصد)، تحولات جمعیتی و تولیدی فضا (08/10درصد) و حمایت های نهادی و محیطی فضا (05/6 درصد)) نمود پیدا کرده است. نتیجه گیری: توسعه کسب و کارهای خرد، کوچک و متوسط منجر شده است که دو دهستان بالادربند و میان دربند به مکان مرکزی تبدیل شده است. به طوری که پیامدهای فضایی کارآفرینی در بیشتر نقاط آن قابل رؤیت است. این دو دهستان می توانند قابلیت انتشار نوآوری و سر ریز دانش به دیگر دهستان های پیرامون دورتر از مرکز شهرستان را دارا باشند.
ارزیابی محیطی برنامه های توسعه روستایی سازمان بسیج سازندگی جهت تدوین ماتریس راهبردی برتر: کاربرد روش ترکیبی ANP-TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی محیطی برنامه های توسعه روستایی سازمان بسیج سازندگی جهت تدوین ماتریس راهبردی برتر اجرا شد. روش پژوهش: پژوهش از روش ترکیبی (کیفی-کمی) بهره برده و برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه در بخش کیفی و پرسشنامه در بخش کمی استفاده شد. با توجه به هدف پژوهش، جامعه آماری متشکل از دوگروه کارشناسان بود. جهت ارزیابی محیطی برنامه های توسعه روستایی از سه گروه کارشناسان سازمان های توسعه روستایی، کارشناسان سازمان بسیج سازندگی و مطلعان روستایی (شوراها و دهیاران)، هر گروه 30 تَن و برای تدوین ماتریس راهبردی برتر، از 8 خبره توسعه روستایی نظرخواهی شد. برای ارزیابی محیطی از تکنیک سوات (SWOT) و برای تدوین ماتریس راهبردی برتر از روش ترکیبی TOPSIS-ANP در محیط نرم افزار Super Decision استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که نقاط قوت برنامه های توسعه روستایی بسیج بر نقاط ضعف برتری داشته اما با تهدیدهایی نیز روبروست. ماتریس راهبردی برتر نیز نشان داد که از بین 10 راهبرد استخراج شده از تحلیل محیطی، "هماهنگی بسیج سازندگی با سایر متولیان توسعه روستایی در تدوین برنامه ها و کاهش دوباره کاریها" به عنوان راهبرد برتر مشخص شد. راهبردهای "همفکری و برگزاری نشست های منظم با رهبران محلی جهت اجرا و ارزیابی برنامه های توسعه روستایی" و "همکاری با سمن ها و نهادهای مذهبی جهت بسیج نیروهای مردمی و منابع مالی به سمت پروژه های اشتغال زایی" نیز در دو رتبه بعدی اهمیت قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، ضرورت گسترش شبکه همکاری و همفکری با سایر متولیان توسعه روستایی و پیروی از یک الگوی توسعه روستایی جامع و هدفمند، به منظور بهبود برنامه های توسعه روستایی بسیج سازندگی پیشنهاد می شود.
مقایسه و تحلیل شاخص های فقر مسکن شهری با توجه به توزیع جغرافیایی (مطالعه موردی: شهر بیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۶)
131 - 153
حوزههای تخصصی:
مسکن به عنوان یک عنصر تعیین کننده در سازمان اجتماعی فضا، در شکل گیری هویت فردی، روابط اجتماعی و اهداف جمعی افراد نقش موثری دارد. امروزه شهرهای ایران با فقر مسکن درابعاد اقتصادی، کالبدی و اجتماعی روبرو هستند که هریک از این ابعاد نیز دارای شاخص های متفاوتی با هم می باشند. در مناطقی که گروه های کم درآمد و اقشار آسیب پذیر جامعه ساکن هستند وضعیت نامناسب است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی می باشد. جهت تنظیم مبانی نظری منابع اسنادی مورد مطالعه قرار گرفت و داده های خام پژوهش از بلوک های آماری شهر بیجار در دو سال 1385 و 1395 مرکز آمار ایران استخراج شده است. با روش تحلیل عاملی در محیط نرم افزار SPSS برای دوره 1385، ده شاخص به 2 عامل و برای دوره 1395، شش شاخص به دو عامل تقسیم شده اند. همچنین با تولید نقشه پهنه بندی از طریق GIS مشخص شد که که پهنه های فقر مسکن در دوره 1385 در قسمت های مرکزی محله بلوار، قسمت جنوب غربی محله بادامستان و فرحی و قسمت جنوبی شهر محله سراب را شامل می شود و در دوره 1395 در بیشتر نواحی شهر از جمله: محله الماسیه، قسمت شرقی محله یارمجه و جنوب شرقی ریگ سیاه را شامل می شود. در مقابل پهنه های رفاه مسکن در سال 1385 قسمت های شرقی محله یارمجه، شمال شرقی محله تخت سفلی و تخت علیا، قسمت غربی محله مهدیه و شمال غربی محله حلوایی را شامل می شود و در سال 1395 که در قسمت های شمال شرقی محله تخت سفلی و تخت علیا و شمال غربی محله حلوایی مشاهده می شود. با توجه به درصد تغییرات طی 10 سال می توان نتیجه گرفت که وضعیت مسکن بهبود نیافته است.
تحلیل پیچیدگی ها و ابهامات چیستی مفهوم شهر هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، مفهوم شهر هوشمند در پاسخ به مسائل و چالش های شهری در گفتمان شهرسازی بسیار رایج و پرطرفدار گردیده است. بااین حال ابهامات و پیچیدگی هایی درباره تعریف مفهوم شهر هوشمند وجود داشته و شهر هوشمند حاوی مفاهیم و معناهای مختلفی برای فعالین حوزه شهری ازجمله متخصصین، سیاست گذاران و سایر کنشگران مؤثر در هدایت و کنترل شهر است. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال روشنگری و کاهش ابهامات و پیچیدگی های مفهوم شهر هوشمند بوده است. به نحوی که سعی نموده معناها و مفاهیم اصلی رایج برای مفهوم شهر هوشمند را استخراج و تحلیل نماید. پاسخگویی به هدف پژوهش با تکیه بر روش کیفی و فراترکیب (فرا تحلیل) پژوهش های معتبر نگاشته شده در موضوع شهر هوشمند (68 مقاله منتخب) که عمدتاً در یک دهه اخیر انجام شدند، صورت پذیرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که اصلیترین مفاهیم شهر هوشمند که نیروی محرکه اصلی شهر هوشمند نیز به حساب می آیند، استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در کنار سرمایه انسانی و اجتماعی است که وظیفه جلو بردن برنامه های یک شهر هوشمند را بر عهده دارند. علاوه بر آن، اینگونه نیروی های محرکه هستند که موجب ایجاد سایر مفاهیم اصلی شهر هوشمند مثل نوآوری و خلاقیت، افزایش کارآیی و کارآمدی نظام شهری می شوند. وضعیت کنونی مفهومی شهر هوشمند که با افزایش نگاه انسان محورانه و پیوند بیش تر آن با مفاهیمی همچون کل نگری، پایداری و انعطاف پذیری همراه است، ضمن کلان تر و جامع تر نمودن این مفهوم، قابلیت سنجش هوشمند بودن یک شهر را سخت تر و پیچیده تر نموده است.
شناسایی شبکه مضامین اشتغال زنان در صنایع دستی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
139 - 153
حوزههای تخصصی:
ظرفیت های متنوع صنایع دستی در روستاهای مختلف کشور زمینه ای را برای اشتغال آسان تر و در دسترس تر زنان فراهم آورده است. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر شناسایی موانع و ظرفیت های این حوزه از نگاه زنان فعال در صنایع دستی روستایی کشور بود. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع کیفی است. نمونه گیری (16 نفر) از میان جامعه هدف زنان کارآفرین شاغل در زمینه صنایع دستی کشور به صورت هدفمند- در دسترس شروع و با استفاده از روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. متن مصاحبه با روش تحلیل مضمون به سبک آتراید و استرلینگ و توسط نرم افزار Maxqda2020 کدگذاری گردید. درمجموع 71 کد، 31 مضمون پایه، 12 مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر شناسایی شدند. مضامین فراگیر شناسایی شده شامل ظرفیت های اشتغال در صنایع دستی برای زنان (شامل مضامین سازمان دهنده ظرفیت های خاص صنایع دستی، آثار اشتغال در صنایع دستی و حمایت دیگران از اشتغال زنان)، موانع اشتغال زنان در صنایع دستی (شامل مضامین سازمان دهنده موانع اجتماعی، موانع خانوادگی، موانع دولتی، موانع محصول و بازار گردشگری، موانع مالی و موانع مهارتی) و پیشنهادهای برای اشتغال زنان در صنایع دستی (شامل مضامین سازمان دهنده پیشنهادهای سطح کلان، پیشنهادهای سطح کسب وکار و پیشنهادهای سطح فردی) هستند. یافته ها می تواند برای سیاست گذاری بهتر اشتغال زنان در زمینه صنایع دستی روستایی و همچنین بهبود عملکرد زنان به کار گرفته شود.
شکارهای ناصرالدین شاه قاجار و پیامدهای آن بر حیات وحش ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
366 - 378
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار شکار و شکارگری به عنوان یکی از تفریحات و سرگرمی های پادشاهان این سلسله به حساب می آمد؛ در این میان ناصرالدین شاه قاجار بیش از همه شیفته شکار بود و بخش بزرگی از اوقات فراغت و حتی زندگی خود را به آن اختصاص داده بود. او مهارت زیادی در شکار داشت و به صورت گسترده به شکار حیوانات حیات وحش ایران می پرداخت. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستیم که شکار چه جایگاهی در نزد ناصرالدین شاه قاجار داشت و پدیده شکار گسترده چه تبعاتی برای حیات وحش ایران داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد ناصرالدین شاه قاجار در ادامه سنت شکارگری سلاطین ایرانی، علاقه وافری به شکار داشت و در فنون و شاخه های مختلف شکار مهارت فوق العاده ای داشت و بخش بزرگی از ایام سلطنت خود را به شکار پرداخت. شاه و اطرافیانش هیچ محدودیتی در شکار گونه های مختلف جانوری برای خود قائل نبودند و این مسئله سبب کاهش جمعیت گونه های ارزشمند جانوری ایران در این دوره شد.
تحلیل ساختار و محتوای پژوهش های بیوفیلیک شهری از نگاه پژوهش های داخلی و بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای برنامه ریزی شهری دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
135 - 155
حوزههای تخصصی:
رویکرد نوظهور برنامه ریزی شهری بیوفیلیک با در نظر گرفتن همبستگی شهر و شهروندان با طبیعت به عنوان اصل اساسی و بسیار مهم در برنامه ریزی، در جهت رفع معضلاتی همچون آلودگی هوا، کاهش پویایی اجتماعی در ارتباط با طبیعت، عدم همخوانی طبیعت با کالبد شهر، هدر رفت منابع طبیعی و ... ارائه گردیده است. در این پژوهش سعی شده است با شناسایی و دسته بندی مقالات پژوهشی نوشته شده در حوزه برنامه ریزی شهری بیوفیلیک اعم از داخلی و بین المللی به فهم رویکردها و ماهیت مقالات، بررسی ساختار شامل روش شناسی، شاخص ها، روش جمع آوری و تحلیل داده ها و نتایج به دست آمده پرداخته شود تا جنبه های مثبت و خلأهای پژوهشی مورد واکاوی قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که در پژوهش های بین المللی در حوزه برنامه ریزی شهری بیوفیلیک بیشتر تأکید بر ابعاد زیست محیطی و اجتماعی است؛ این در حالی است که در پژوهش های داخلی بیشتر تمرکز بر بعد کالبدی، بافت شهر و طراحی شهری در برنامه ریزی شهری بیوفیلیک می باشد. همچنین یافته های دیگر پژوهش حاضر نشانگر آن است که به طور میانگین بیش از 64% از محتوای پژوهش های داخلی و خارجی انجام شده به لحاظ ماهیت در حوزه برنامه ریزی شهری بیوفیلک، کاربردی هستند. نتیجه پژوهش ها حاکی از آن است که همه مقالات به بررسی ابعاد مشخصی از حوزه برنامه ریزی شهری بیوفیلیک پرداخته اند و خلأ ارائه مدلی جامع برای تحلیل و ارزیابی برنامه ریزی شهری بیوفیلیک کاملاً مشهود است.
واکاوی وضعیت شاخص های توسعه کارآفرینی روستایی و تبیین عوامل تاثیر گذار بر آن؛ مطالعه موردی: شهرستان الشتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۹)
169 - 187
حوزههای تخصصی:
سنجش وضعیت و میزان توسعه کارآفرینی روستایی و تلاش برای توسعه و تقویت آن در فرآیند توسعه روستایی از طریق فراهم کردن زمینه های اولیه آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا، هدف پژوهش حاضر نیز بررسی وضع موجود شاخص های توسعه کارآفرینی و تبیین عوامل تأثیرگذار و پیش برنده آن در روستاهای شهرستان الشتر می باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی_تحلیلی و اکتشافی بوده و به منظور گردآوری داده ها از مطالعات اسنادی و میدانی و ابزار پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه کارآفرینان روستایی شهرستان الشتر شامل تعداد 100 نفر می باشد که بر اساس فرمول کوکران تعداد 78 نفر محاسبه و انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل عاملی انجام پذیرفته است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که شاخص های توسعه کارآفرینی مناطق روستایی شهرستان الشتر (با سطح معناداری 296/0) در سطح مطلوبی نیستند. نتایج تحلیل عاملی نیز بیانگر این امر است که از بین 50 گویه ارزیابی شده، تعداد 12 عامل تأثیرگذار و پیش برنده توسعه کارآفرینی در روستاهای شهرستان الشتر می باشند که حدود 75 درصد از توسعه کارآفرینی روستایی را پیش بینی می کنند. درنتیجه می توان گفت که کارآفرینی روستایی پدیده ای چندبعدی شامل ابعاد مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی، فردی و البته جغرافیایی که لازم است با نگاه جامع و یکپارچه همه آن ها در ارتباط با هم در نظر گرفته شوند تا از طریق برنامه ریزی علمی توسعه پایدار کارآفرینی روستایی در نواحی روستایی شهرستان الشتر تحقق یابد.
ارزیابی تطبیقی کیفیت محیطی از بعد مؤلفه ریخت شناسی – کالبدی در محلات سنتی و جدید، مطالعه موردی: محلات منجم- باغمیشه کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۵)
187 - 204
حوزههای تخصصی:
کیفیت محیطی از اساسی ترین بخش های کیفیت زندگی در جامعه شهری محسوب می شود. یکی از عواملی که در کیفیت شرایط زیست شهری نقش مهمی دارد، بحث مؤلفه ریخت شناسی و کالبدی محلات شهری هست که مسلماً شدت و ضعف این مؤلفه نشان از کیفیت محیطی در هر محله شهر دارد. لذا هدف اصلی این تحقیق بررسی تطبیقی کیفیت محیطی از جنبه مؤلفه ریخت شناسی- کالبدی محله سنتی منجم و محله برنامه ریزی شده باغمیشه کلان شهر تبریز ازلحاظ شاخص های کیفیت بافت و مسکن می باشد.پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی است. جمع آوری داده ها از روش مشاهدات میدانی و روش پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه اقدام گردید. با استفاده از مدل تحلیلی آلفا کرونباخ میزان اعتبار و روایی سنجی پرسشنامه برآورد شده است. برای مقایسه وضعیت رضایت شهروندان با استفاده از آزمون تی دو نمونه ای و آزمون لون دو محله با هم قیاس گردیده است. درنهایت با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره سهم نسبی مؤلفه ریخت شناسی و کالبدی در دو محله مشخص گردید.نتایج پژوهش بیانگر آن است که معیارهای کالبدی- ریخت شناسی محله باغمیشه نسبت به محله منجم از شرایط مناسبی برخوردار می باشد و این نشان از تفاوت در نحوه فرآیند شکل گیری این دو محله در دوره زمانی می باشد.
Identifying and Analyzing the Obstacles of Developing Tourism Entrepreneurship among Rural Women (Case Study: Oraman District of Sarvabad County)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
45 - 67
حوزههای تخصصی:
Purpose- The purpose of this research is to identify and analyze the obstacles of developing tourism entrepreneurship among rural women in Oraman District of Sarvabad County, considered as one of the important poles of rural tourism in the country.Design/Method/Approach- This study is applied in terms of purpose; descriptive-analytical in terms of method, and mixed in terms of data gathering as a combination of two methods namely documentary (library) and survey based on observation, interview and questionnaire. The statistical population of this research includes rural women of Oraman District, and key informative and experts in rural development. The sample size was 97 samples among rural women occupying in the field of rural tourism in Oraman District and 50 ones of key informative and experts in rural development selected by snowball sampling method.Findings- The data analysis employing inferential statistics (chi-square, one-sample t-test and correlation) showed that, legal obstacles and weakness in policy making and planning with a mean score of 4.96, weakness in tourism infrastructure, services and facilities with a mean score of 4.53 and social and cultural obstacles with a mean score of 4.48 have higher priority, respectively whereas financial obstacles have the lowest calculated mean score (3.78) among the studied indicators. Also, the results of the correlation test revealed that rural women with a better and more favorable situation in terms of personality and background, i.e. with a higher education level and occupying in the field of rural tourism and more purposeful in life, have more tendency to enter the field of rural tourism and entrepreneurship. In addition, there is a negative relationship between the desirability of personality and background variables with the effect of identified obstacles on women entrepreneurship, which means that the better the personality and background variables are, the less the effect of the identified obstacles on women's entry into the field of tourism and entrepreneurship and innovation.Practical implications- The government as well as government institutions responsible for development in the area should first improve the tourism development environment in the studied rural areas and provide the conditions for the development of rural tourism in the area and prevent the region from moving towards stagnation in tourism, and then in the next stage entering more women into the field of tourism, make an attempt to direct them towards entrepreneurial activities.Original/value- There are many obstacles in front of rural women in the direction of turning to entrepreneurial activities in the field of rural tourism. Obviating these obstacles, firstly, requires identifying them and then applicable planning pertinent to each obstacle.
ارزیابی نقش بهبود فضای کسب وکار با تأکید بر رویکرد آینده پژوهی: مورد مطالعه منطقه 6 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
18 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه از مهم ترین پیامدهای تخلیه مراکز شهری می توان به رکود اقتصادی، تخلیه جمعیتی، حکمروایی نامطلوب شهری، کاهش تقاضای خرید و کمبود سرمایه گذاری های زیربنایی اشاره کرد؛ بنابراین احیا و باززنده سازی مراکز شهری، به عنوان قلب تپنده شهرها در بهبود کیفیت زندگی ساکنان نقش بسزایی دارد. بهبود فضای کسب وکار ((BID یکی از روش های موفق با رویکرد اقتصادی به مراکز شهری محسوب می شود. هدف تحقیق حاضر، سنجش و استخراج پیشران های بهبود نواحی کسب وکار در منطقه 6 شهر تهران با رویکرد آینده پژوهی است. در استفاده از روش بهبود فضای کسب وکار در احیای مراکز شهری، داشتن نگاه آینده پژوهی برای برنامه ریزی و سیاست گذاری امری منطقی و ضروری است. منطقه ۶ شهر تهران به علت قرارگیری در مرکز ثقل ارتباطی شهر تهران و رواج مشاغل اقتصادی غیررسمی، خصوصیات خاص ترافیکی را در این منطقه سبب شده است. با توجه به الگوی سفرهای روزانه شهر تهران، منطقه ۶ ضمن آنکه از بیشترین میزان جذب سفرهای روزانه برخوردار است. روش تحقیق این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش کمی و از نظر ماهیت، بر اساس روش جدید علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی بوده که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش برای آینده پژوهی بهبود نواحی کسب وکار در منطقه 6 شهر تهران، تعداد 15 نفر از مدیران و کارشناسان متخصص در حوزه شهری بوده است. در پردازش اطلاعات از روش تحلیل اثرات متقابل به متغیرها، بر مبنای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم هر یک از عناصر در نرم افزار MICMAC استفاده شده است. با استفاده از روش دلفی تعداد 31 پیشران اولیه شناسایی شده است. یافته ها نتایج تحقیق بیانگر آن است که پیشران کلیدی تأثیرگذار بر ایجاد فضای کسب وکار در منطقه 6 تهران شناسایی نشده است. همچنین، عوامل دووجهی نظیر حکمروایی خوب شهری، عملکرد شهرداری در ارائه خدمات و تسهیلات، وضعیت سرمایه گذاری بخش خصوصی و دولتی، کیفیت ابنیه و مصالح بخش مسکن و ساختمان و غیره ظرفیت بسیار زیادی برای تبدیل شدن به بازیگران کلیدی سیستم را دار ند. متغیرهایی همچون بهره وری مناسب از ظرفیت های فرهنگی و تفریحی، میزان جذب سفر منطقه، میزان جذب مشتری منطقه، روند توسعه ساخت وسازهای تجاری منطقه و امنیت کل منطقه تحت عنوان «متغیرهای هدف» استخراج شده اند که نشان دهنده این است که می توان به تکامل سیستم مطابق برنامه و هدف خود دست یافت. سایر متغیرها تحت زیرمجموعه عوامل تنظیمی، مستقل و تأثیرپذیر استخراج شده اند که جایگاه تأثیرپذیر و منفعل دارند و نمی توانند در پویایی فضای کسب وکار منطقه نقش حیاتی داشته باشند. از این رو، ایجاد فضای کسب وکار در منطقه 6 شهر تهران تابع توجه ویژه به پیشران های کلیدی هستند که در مجموع روابط مستقیم بالقوه و روابط غیرمستقیم بالقوه بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند. از این رو، پیشران «نیروی انسانی ماهر و آموزش دیده» دارای بیشترین میزان تأثیرگذاری مستقیم بالقوه بر دیگر متغیرهای پژوهش است. در جایگاه دوم پیشران «میزان مشارکت اجتماعی» و «پیشران وضعیت ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی» در مرتبه سوم اثرگذاری قرار دارد. از این رو، می توان گفت که در جهت مدیریت شهری بهتر و دیدگاه آینده پژوهی بر رویکرد فضای کسب وکار در منطقه 6 شهر تهران منطقی و عقلانی است که این سه شاخص به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر پویایی و کسب وکار این منطقه در نظر گرفته شود. نتیجه گیری با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با مد نظر قرار دادن پیشران های کلیدی به دست آمده در پژوهش حاضر، تصمیمات و برنامه ریزی های مدیریت شهری در راستای بهبود نواحی کسب وکار منطقه 6 شهر تهران جهت دار شده و در مسیر هدفمند قرار خواهد گرفت. در این راستا با گرفتن تصمیمات و انجام اقداماتی ازجمله تربیت و آموزش سرمایه انسانی متخصص، افزایش انگیزه، رقابت پذیری، مشارکت اجتماعی و کاستن ناهنجاری های اجتماعی در سطح منطقه می توان زمینه های پویایی و بهبود نواحی کسب وکار در محدوده مطالعاتی را فراهم آورد. این پژوهش می تواند آغازی برای پژوهشگران بعدی در زمینه بهبود نواحی کسب وکار باشد. ارزیابی وضعیت موجود پیشران های کلیدی استخراج شده در منطقه مطالعاتی و ارائه برنامه راهبردی به منظور پیاده سازی رویکرد بهبود نواحی کسب وکار در منطقه 6 شهر تهران می تواند به عنوان سرفصلی برای پژوهشگران در سال های آتی باشد.