فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها از خطرات طبیعی به شما می روند که خسارات جانی و مالی فراوانی را به همراه دارند. شناسایی مناطق حساس به خطر زمین لغزش یکی از اقدامات اساسی در مدیریت منابع طبیعی و کاهش این خطرات است. مدل های مختلفی جهت پهنه بندی خطر زمین لغزش بر اساس شرایط محیطی و اهداف ارایه شده است. حوزه آبخیز معلم کلایه با مساحت 723.4 کیلومتر مربع یکی از مناطق لغزه خیز ایران است. با تفسیر عکسهای هوایی و بازدیدهای صحرایی نقشه پراکنش زمین لغزشها در مقیاس 1:50000 در این آبخیز تهیه گردید. 448 مورد ناپایداری با 232.44 کیلومتر مربع مساحت که معادل 31.81 درصد سطح حوضه شناسایی گردید. 50 مورد حرکت توده ای بصورت تصادفی انتخاب و با بررسی آنها عوامل 9 گانه، زمین شناسی، شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از راه، فاصله از رودخانه و آبراهه، طبقات ارتفاعی، کاربری اراضی و طبقات بارش بعنوان عوامل موثر شناسایی و لایه های اطلاعاتی آنها تهیه گردید. بخشی از حوضه با خصوصیات مشابه کل حوزه آبخیز معلم کلایه بعنوان شاهد جدا گردید. لایه های اطلاعاتی عوامل 9گانه حوضه اصلی با نقشه پراکنش زمینلغزشهای حوضه اصلی در محیط نرم افزار Arc-GIS قطع داده شد و پس از محاسبه CF عوامل 9گانه نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش برای حوضه اصلی و شاهد تهیه شد. ارزیابی مدل با دو روش ضریب همبستگی و روند توزیع کلاسهای خطر انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد مدل فاکتور اطمینان برای حوزه آبخیز معلم کلایه مناسب می باشد.
تاثیر تغییر کاربری اراضی در افزایش میزان فرسایش و تولید رسوب و پیشنهاد کاربری مناسب در حوضه زارم رود مازندران با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه استفاده و نوع کاربری اراضی از عوامل تاثیرگذار بر افزایش میزان فرسایش خاک و کاهش درآمدهای حاصل از اراضی است و با تعیین کاربری مناسب برای اراضی می توان به توسعه پایدار دست یافت. تحقیق حاضر با هدف بهینه سازی کاربری اراضی حوضه زارم رود در مازندران و به منظور کاهش میزان فرسایش خاک صورت گرفته است. برای برآورد میزان فرسایش در سطح حوضه از مدل EPM در محیط GIS استفاده شده است. در این مدل با امتیازدهی به عوامل لیتولوژی، شیب زمین، کاربری اراضی و وضعیت فرسایش، شرایط حوضه شبیه سازی می شود. بنابراین، در صورت تغییر کاربری اراضی، تنها امتیاز عامل کاربری در مدل تغییر خواهد کرد و در نتیجه می توان تاثیر تغییر کاربری اراضی را در میزان فرسایش و رسوب بررسی نمود. سه مدل EPM برای حوضه زارم رود تنها با اختلاف در امتیاز کاربری اراضی برای مزارع و باغ ها (مکان های با امکان تغییر کاربری و نوع کشت) در محیط GIS تهیه و نحوه فرسایش به صورت کیفی و کمی برای این سه مدل مقایسه شد. نتایج حاصله بیانگر آن است که با تغییر کاربری اراضی، بخصوص دیمزارها و باغ ها می توان شدت فرسایش و میزان آن را به طور قابل ملاحظه ای کاهش داد. از طرفی، درآمدها و هزینه های هر یک از کاربری های موجود در سطح حوضه بررسی و کاربری با حداکثر درآمد و حداقل فرسایش، انتخاب گردید.
ویژگیهای بنیادین منظر فرهنگی در فضاهای روستایی کوهستانی در غرب ایران مطالعه موردی: روستای ورکانه و روستای شهرستانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تأکید بر ملاحظات محلی، به بررسی و کنکاش مهمترین ویژگیهای بنیادین «منظر فرهنگی» در مناطق روستایی غرب ایران میپردازد و روابط بین عناصر کالبدی منظر و عوامل فرهنگی مؤثر بر فضاهای روستایی را در قالب مبحث «منظر فرهنگی روستایی» بررسی میکند. یافتههای این مقاله نشان میدهند که فرهنگ ساکنان روستایی در طول زمان سبب شکلگیری نوع خاصی از منظر در هر منطقه از کوهستان زاگرس میگردد، که در این مقاله از آن با عنوان منظر فرهنگ یاد میشود. در حقیقت میتوان چنین بیان داشت که «بستر طبیعی زمین» تحت تأثیر «ملاحظات فرهنگی»، دستخوش تغییراتی میشود و این تغییرات به نوبه خود سبب بروز و ظهور «ویژگیهای بنیادین منظر فرهنگی» در روستاهای منطقه زاگرس میگردند. در پژوهش حاضر، نویسنده روش تحلیلی ـ توصیفی را به عنوان روش علمی این پژوهش برگزیده است. در بخش اول این مقاله، نگارنده با انجام مطالعات کتابخانهای چارچوب نظری پژوهش را تدوین کرده است؛ و در بخش دوم با استفاده از نقشههای هوایی و تصاویر ماهوارهای و همچنین با حضور در دو روستای مورد بررسی، با استفاده از روش مشاهده مستقیم به ارزیابی میزان تأثیرپذیری منظر روستایی از فرهنگ ساکنان و روند شکلگیری منظر فرهنگی در روستای ورکانه و شهرستانه در استان همدان در امتداد رشته کوه زاگرس پرداخته است.
تحلیلی بر دیدگاههای نظری آسیبپذیری جامعه نسبت به مخاطرات طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش خسارتهای جبرانناپذیر بحرانهای طبیعی در ایران نیازمند فهم صحیح علل و راهحلهای کاهش آنها میباشد. در این ارتباط، امروزه آسیبپذیری به عنوان تعیین¬کننده اصلی بحران معرفی میشود و سه دیدگاه زیستی- فیزیکی، ساخت اجتماعی و ترکیبی در مورد آن شکل گرفته است که دلالتها متفاوت آنها بر فهم، تحلیل و کاهش آسیبپذیری، بررسی کامل آنها را ضروری میسازد. بنابراین این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعه تطبیقی، پاسخ به این سؤال را دنبال می کند که کدام دیدگاه در فهم و تحلیل آسیبپذیری جامعه در برابر مخاطرات طبیعی تبیین کاملی را ارائه میدهد. نتایج نشان میدهد که برای فهم و تحلیل آسیبپذیری (در مقیاس جامعه) در جایگزینی کامل هر یک از دیدگاههای زیستی- فیزیکی و ساخت اجتماعی به جای یکدیگر امتیازی وجود ندارد. در مقابل، دیدگاه ترکیبی به عنوان سازشی از دو دیدگاه قبلی و شامل نقاط قوت هر دوی آنها و نیز حاوی پیشرفتهای نظری و روششناسی چشمگیر در فهم و تحلیل آسیبپذیری، تبیین کاملی را از آن ارائه میدهد.
ارزیابی کارایی مدل سلول های خودکار در شبیه سازی گسترش اراضی شهری در حومه جنوب غرب تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل سلول های خودکار یا به اختصار CA در سال های اخیر کارایی زیادی برای شبیه سازی توسعه اراضی شهری در مناطق مختلف جهان نشان داده است. در تحقیق حاضر گسترش اراضی مسکونی در حومه جنوب غرب تهران با استفاده از این مدل شبیه سازی شد. با استفاده از مدل وزن های شاهد ، همبستگی توسعه اراضی مسکونی با داده های مکانی مختلف بررسی و از نتایج آن در شبیه سازی استفاده شد. سال 71 به عنوان مبدأ شبیه سازی انتخاب شد و سه مدل Direct، WoE و Hybrid با پارامترهای مختلف در نرم افزار طراحی شده اجرا و نتایج حاصل از پیش بینیهای انجام شده برای سال های 75، 81 و 1400 مورد ارزیابی قرار گرفت. دقت این مدل با خطای حداکثر 60 متر برای سال 75 معادل 83 درصد و با تلرانس 5 سلول (خطای حداکثر 100 متر) برای سال 81 معادل 78 درصد است.
نتایج حاصل از این تحقیق قابلیت های مدل CA برای پیش بینی و مدل سازی تغییرات کاربری در شرایط منطقه مطالعه را نشان میدهد و ارزیابی و بررسیهای بیش تر برای بهینه سازی این مدل در شرایط مختلف توصیه میشود.
پهنه بندی حساسیت تشکیلات زمین شناسی در مقابل نیروهای زلزله در منطقه شیراز با استفاده از GIS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زاگرس یکی از فعال ترین مناطق لرزه خیز ایران است. از موضوعات اصلی برای پهنه بندی خطر زمین لرزه در این پهنة لرزه خیز، تحلیل عکس العمل واحدهای زمین شناسی در برابر نیروهای زلزله می باشد. در مطالعه حاضر که در منطقه شیراز صورت گرفته است، تحلیل رفتار سازندهای زمین شناسی در مقابل گسلش و وقوع زمین لرزه بوده است. به همین منظور از لایه های سازندهای زمین شناسی، کانون های زلزله های تاریخی و سده بیستم استفاده شده و با بهره گیری از توان سیستم اطلاعات جغرافیایی ارتباط سازندهای زمین شناسی با متغیّرهای فوق الذکر تحلیل گردیده است.نتایج این مطالعه نشان داد که سازند آهکی آسماری دارای حداکثر تراکم گسل خوردگی بوده و سنگ های آسماری تفکیک نشده دارای حداکثر طول گسل خوردگی هستند.فراوانی رخدادهای لرزه ای نیز در رسوبات کواترنر بیش از سازند آسماری و سنگ های آسماری جهرم بوده است. پس از تحلیل رفتار سازندها در برابر نیروهای لرزه ای به هر یک از آنها وزن مناسب داده شده و نقشه پهنه بندی خطر زمین لرزه در پنج گروه بر اساس مقاومت سازندها تهیه گردید. واژگان کلیدی: سازندهای زمین شناسی، پهنه بندی خطرزمین لرزه، شیراز، سیستم اطلاعات جغرافیایی
تنگناهای توسعه در استان های مرزی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید موقعیت ممتاز ژئو÷ولتیک و ژئواستراتژیک ایران بر کسی ÷وشیده نیست لیکن این امتیاز را زمانی می توان هر چند بیشتر به سود منافع ملی سوق داد که با نگاهی به درون تفاوتهای اجتماعی فضایی از نظر شاخص های اصلی توسعه در قلمرو ملی به حداقل ممکن رسانیده شود در این نوشتار به دلیل اهمیت موضوع به ویژه در مناطق مرزی ÷یرامونی وضعیت یازده استان شمال غربی اردبیل آذربایجان غربی و شرقی کردستان کرمانشاه و ایلام و جنوب غربی خوزستان و جنوبی هرمزگان و جنوب شرقی سیستان و بلوچستان و شرقی خراسان از نظر شاخص های متاثر و موثر بر سطح توسعه همانند امید به زندگی میزان با سوادی هزینهناخالص سرانه ومیزان موالید با استفاده از آزمونهای آ ماری u , t معیار z و ضریب همبستگی بررسی شده است یافته ها حاکی از آن است که تفاوتهای بنیادین میان آنها و بقیه کشور به ویژه در استان های سیستان وبلوچستان کردستان ایلام و کرمانشاه و آذربایجان غربی و هرمزگان وجود داردو برآیند آن را میتوان حداقل درمهاجر فرستی اغلب آنها ملاحظه نمود از سوی دیگر وابستگی اقتصادی آنها به کشورهای مجاور می تواند به واگرایی فرهنگی سیاسی و به تبع آن تضعیف هویت اقتدار و اممنین ملی منجر شود به ویژه اگر بدانیم که این استان ها 4/05 در صد از مساحت و 5/40 در صد از جمعیت کشور را شامل می شوند
تقسیمات کشوری و توسعه پایدار مطالعه موردی: ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه نظام تقسیمات کشوری در ارتباط با مؤلفه ها و شاخص های توسعه پایدار، موضوع اصلی پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. این پژوهش با استفاده از روش مطالعات اسنادی و کتابخانه ای درصدد پاسخگویی به این سوال است که آیا نظام تقسیمات کشوری کنونی در جهت دستیابی به توسعه پایدار (توسعه در جهت دستیابی به عدالت در همه ابعاد با محوریت انسان) موفق بوده است؟ ابتدا مفاهیم مرتبط با نظام تقسیمات کشوری و توسعه پایدار و پس از آن سیر تحولات نظام تقسیمات کشوری از ایران باستان تاکنون مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت مقایسه ویژگی های نظام تقسیماتی کنونی با شاخص های توسعه پایدار این نتیجه را بدست داد که این نظام تقسیماتی نه تنها در دستیابی به توسعه پایدار موفق نبوده که خود مانعی بر سر راه توسعه محسوب می گردد.
تحلیلی بر عوامل گسترش فیزیکی و رشد اسپرال شهر طبس پس از زلزله با استفاده از مدل آنتروپی هلدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر شهرهای ایران مانند بسیاری از شهرهای جهان سوم دچار تحولات چشمگیری شده اند، از جمله این تحولات افزایش سریع جمعیت و گسترش اسپرال شهری در اغلب شهرهای کشور ناشی از بی برنامگی در بهره برداری مناسب و با مبنای علمی از زمین شهری بوده است. شهر طبس نیز مانند بسیاری از شهرهای کشور از این تحولات مصون نمانده و جمعیت آن در سی سال اخیر نزدیک به سه برابر رشد داشته که این رشد فزاینده جمعیت، گسترش بی رویه شهر را نیز در پی داشته، بطوریکه این شهر با گسترش فیزیکی بیش از 6 برابری طی این دوره، مشکلاتی از قبیل افزایش قیمت زمین و مسکن، کمبود امکانات زیربنایی و تخریب زمین های کشاورزی اطراف شهر از ره آوردهای نامطلوب آن بوده است. اینک به منظور تعدیل این نارسایی های شهری، این مقاله فرآیند گسترش فیزیکی شهر طبس بعد از زلزله و عوامل موثر بر آن را تحلیل و راهکارهای احتمالی در رفع و تعدیل این فرآیند را پی جویی نموده است. روش به کار گرفته شده در این تحقیق، روش تحلیلی - توصیفی بوده، که به منظور تحلیل داده ها از مدل های هلدرن، ضریب مکانی و مدل فزآینده اشتغال و جمعیت استفاده شده است. نتایج حاصله نشان می دهد که 55 درصد از رشد فیزیکی شهر در فاصله سال های 1385-1355 مربوط به رشد جمعیت بوده و 45 درصد نیز مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر می باشد، این در حالی است که طبق محاسبات نگارندگان تا 19 سال آینده، محدوده فعلی شهر با گسترش درون بافتی جوابگوی نیازهای جمعیت شهر خواهد بود. در تحلیل عوامل موثر بر گسترش فیزیکی شهر، نتایج یافته های تحقیق مؤید آن است که عوامل طبیعی همچون توپوگرافی هموار، شیب مناسب اراضی در شمال شهر، عوامل اجتماعی رشد جمعیت و بخصوص مهاجرت های روستا - شهری، و عوامل اقتصادی بخصوص وجود معادن عظیم زغال سنگ، ادغام روستای بزرگ دیهشک به شهر طبس از مهمترین عوامل محسوب می شوند. از ره یافته هایی که به جلوگیری از گسترش فیزیکی بی رویه شهر کمک می نماید، می توان به گسترش درون بافتی شهر، گسترش فرهنگ عمودی سازی شهر و بالاخره فراهم کردن امکانات رفاهی در روستاها برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهر اشاره کرد
تعیین متغیرهای زمینه ای در طبقه بندی اقلیمی ایران: معرفی و کاربرد روش تحلیل عاملی و تجزیه مولفه های اصلی در تحلیل مطالعات جغرافیایی و اقلیم شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روشهای آماری چند متغیره، کاربردهای بی شماری در مطالعات جغرافیایی و به خصوص اقلیم شناسی دارند. طبقه بندی اقلیمی که در سال 1380 توسط مولفان این مقاله به استفاده از روش تحلیل خوشه ای انجام گردید، یکی از این کاربردها می باشد. از طرفی با توجه به تنوع زیاد متغیرهای مورد استفاده برای طبقه بندی مذکور، انجام مطالعه حاضرجهت معرفی متغیرهای اصلی که در مرزبندی نواحی اقلیمی نقش داشته اند، و تعیین میزان تاثیرهرکدام از آنها در این طبقه بندی ضرورت پیدا کرد. برای این منظور داده های ماهانه 41 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک (1995-1993) مورد استفاده قرارگرفت. روش تحلیل عاملی و تجزیه مولفه های اصلی که از کاربردی ترین روشهای چند متغیره آماری می باشند برای تجزیه و تحلیل داده ها انتخاب شد.نتایج نشان می دهند که مهمترین مولفه نم نسبی می باشد که بیش از 40% از کل واریانس را به خود اختصاص داده است .(Pct of Var = %40/90)دومین مولفه اصلی مربوط به دماهای حداقل و حداکثر است (Pct of Var = %23/37) که بیش از 23% از کل تغییرات را تبیین نموده اند. سایر متغیرها در مابقی مولفه ها قرار دارند. یافته ها گویای آن است که طبقه بندی ایجام شده دارای مبنای اصولی بوده و براساس قوانین علمی استوار گردیده است به نحوی که مرزهای نواحی اقلیمی به طور متعادل از کلیه متغیرها تاثیر پذیرفته اند. این مطالعه همچنین کاربرد روش تحلیل عاملی را به عنوان روشی کارآمد، برای انجام مطالعات تحلیلی و مفصلی که نیاز به کنکاش در خصوص روابط بین متغیرها دارند، دراین مطالعه همچنین سعی شده است تا چگونگی بارگذاری متغیرها در مولفه های اصلی و نحوه محاسبه مقداری های ویژه و بردارهای ویژه بصورت ساده شرح داده شود.
مروری بر جغرافیای تاریخی گیلان (قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت خاص جغرافیایی استان گیلان، با وجود اقلیم مناسب و شرایط مساعد جهت کشاورزی و همجواری با کشور پهناور روسیه و نامیده شدن به عنوان «دروازه ی اروپا»، زمینه های ایجاد ارتباط و تبادلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی با کشور روسیه را به وجود آورد. همچنین باعث شد تا جهانگردان زیادی از ملل مختلف، به ویژه روسیه، به سمت گیلان سرازیر شوند. آنها گزارش های مهمی در سفرنامه خود ثبت و ضبط کردند که امروزه موضوع جدی مطالعات تاریخی، سیاسی، فرهنگی و... به شمار می رود
دلایل و راهکارهای کاهش تمایل جوانان روستایی شهرستان کرمانشاه به مهاجرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق توصیفی ـ همبستگی با هدف کلی بررسی میزان تمایل جوانان روستایی شهرستان کرمانشاه به مهاجرت و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، جوانان روستایی پسر 28- 15 سال (برمبنای تعریف سازمان ملی جوانان) شهرستان کرمانشاه بودند (17544=N) که تعداد 291 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. بر اساس یافته ها، تحلیل عاملی چهار دلیل اساسی تمایل جوانان روستایی به مهاجرت را با نام های اقتصادی، زیرساختی، اجتماعی و فرهنگی شناسایی کرد. همچنین با استفاده از تحلیل عاملی چهار راهکار اصلی برای کاهش تمایل به مهاجرت جوانان روستایی استخراج شد. این راهکارها نیز اقتصادی، زیرساختی، اجتماعی و فرهنگی نامیده شدند. نتایج نشان داد که حدود 38 درصد از جوانان روستایی تمایل بالایی به مهاجرت از روستا به شهر دارند. بر اساس تحلیل رگرسیونی، متغیر های نگرش نسبت به شغل کشاورزی، سن، سطح تحصیلات، میزان رفت و آمد به شهر، روابط بین فردی، میزان اختلافات خانوادگی و ساختار خانواده از عوامل موثر بر میزان تمایل به مهاجرت جوانان روستایی به شهر هستند.
ژئومورفولوژی لس های منطقه یلی بدراق شمال شرق استان گلستان، شمال شهرستان کلاله
حوزههای تخصصی:
به علت فعالیت مداوم فرسایش، عوارض ناهمواری ها هیچ وقت ثابت نیستند، ازبین انواع فرسایش، رخداد فرسایش آبی از فرایندهای تاثیر گذار در تغییر چهره دامنه ها می باشد. از این رو در تحقیق حاضر با هدف شناسایی مهم ترین رخساره های فرسایشی و عوامل موثر در شکل گیری و تشدید انواع فرسایش جهت معرفی راهبرد های کنترل و مبارزه با فرسایش در منطقه که گستره وسیعی از نهشته های لسی را در استان گلستان شامل می شود اقدام شده است. بدین منظور با استفاده از نقشه ها و تصویر ماهواره ای لندستETM Plus مربوط به دوره زمانی 2002 و بهره گیری از تکنیک های سامانه اطلاعات جغرافیایی و بسته نرم افزاری ILWIS، خصوصیات ژئومورفولوژی و رخساره های فرسایشی در منطقه مورد مطالعه مشخص گردیده و رابطه بین آن ها از طریق تجزیه و تحلیل همبستگی و ایجاد روابط رگرسیونی مشخص شده است. به طوری که شکل، شیب، جهت اراضی، مقدار بارندگی، تیپ گیاهی و تراکم گیاهی و کاربری اراضی در مناطق لسی به عنوان متغیرهای مستقل و هر یک از رخساره های فرسایش آبی شامل فرسایش های ورقه ای، شیاری، خندقی، آبراهه ای و بالاخره بیرون زدگی سنگی به عنوان متغییرهای وابسته بوده اند. بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شده است که خصوصیات ژئومورفولوژی لس های منطقه در گذشته و هم چنین در آینده با توجه به تغییر کاربری غیر اصولی توسط عامل انسان از یک طرف و تغییرات کاهشی پوشش گیاهی به ویژه تراکم آن از سوی دیگر موجب تشدید فرسایش آبی و شکل گیری و گسترش انواع رخساره های فرسایش آبی به ویژه فرسایش خندقی و افزایش وسعت رخساره بیرون زدگی سنگی در منطقه می شود. به طوری که این امر موجب تغییرات کاملا بارز در وضعیت و به علت فعالیت مداوم فرسایش، عوارض ناهمواری ها هیچ وقت ثابت نیستند، ازبین انواع فرسایش، رخداد فرسایش آبی از فرایندهای تاثیر گذار در تغییر چهره دامنه ها می باشد. از این رو در تحقیق حاضر با هدف شناسایی مهم ترین رخساره های فرسایشی و عوامل موثر در شکل گیری و تشدید انواع فرسایش جهت معرفی راهبرد های کنترل و مبارزه با فرسایش در منطقه که گستره وسیعی از نهشته های لسی را در استان گلستان شامل می شود اقدام شده است. بدین منظور با استفاده از نقشه ها و تصویر ماهواره ای لندستETM Plus مربوط به دوره زمانی 2002 و بهره گیری از تکنیک های سامانه اطلاعات جغرافیایی و بسته نرم افزاری ILWIS، خصوصیات ژئومورفولوژی و رخساره های فرسایشی در منطقه مورد مطالعه مشخص گردیده و رابطه بین آن ها از طریق تجزیه و تحلیل همبستگی و ایجاد روابط رگرسیونی مشخص شده است. به طوری که شکل، شیب، جهت اراضی، مقدار بارندگی، تیپ گیاهی و تراکم گیاهی و کاربری اراضی در مناطق لسی به عنوان متغیرهای مستقل و هر یک از رخساره های فرسایش آبی شامل فرسایش های ورقه ای، شیاری، خندقی، آبراهه ای و بالاخره بیرون زدگی سنگی به عنوان متغییرهای وابسته بوده اند. بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شده است که خصوصیات ژئومورفولوژی لس های منطقه در گذشته و هم چنین در آینده با توجه به تغییر کاربری غیر اصولی توسط عامل انسان از یک طرف و تغییرات کاهشی پوشش گیاهی به ویژه تراکم آن از سوی دیگر موجب تشدید فرسایش آبی و شکل گیری و گسترش انواع رخساره های فرسایش آبی به ویژه فرسایش خندقی و افزایش وسعت رخساره بیرون زدگی سنگی در منطقه می شود. به طوری که این امر موجب تغییرات کاملا بارز در وضعیت و نظم دامنه ها در مناطق لسی قلمداد می گردد.
دامنه ها در مناطق لسی قلمداد می گردد
برآورد تابش کلی خورشید در سطح افقی زمین در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به کمک داده های تابش ایستگاه ازن سنجی اصفهان در دوره آماری بیست ساله (1365-1384) نسبت به یافتن مدل مناسب برآورد شدت تابش خورشیدی رسیده به سطح از روی آمار ساعات آفتابی اقدام شده است. برای کنترل نتایج و بررسی دقت مدل از آمار 1385 تا 1387 این ایستگاه استفاده شد. همچنین نتایج به دست آمده با مدل های رایج دیگر به کمک شاخص هایMBE و RMSE مقایسه شده است. نتایج نشان داد در حالی که مقدار ضریب رگرسیون مدل ساخته شده ما معادل 91/0 است، ضرایب رگرسیون برای مدل های، فرر و ام سی کلوچ 6/0 و 7/0 است. مدل تهیه شده به ویژه برای ماه های می و آگوست دقت بسیار بالایی دارد؛ به گونه ای که مقدار خطای آن کمتر از % 2- است
الگوی توزیع فضایی کاربری های شهری در شهرهای نفت خیز (مطالعه موردی شهر دوگنبدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی کاربری اراضی شهری، منعکس کننده تصویری گویا از چگونگی تخصیص فضای شهری به کاربری های مختلف مورد نیاز شهر در طی زمان و در جهت رسیدن به اهداف توسعه شهری است. در این راستا، تحقیق حاضر به بررسی چگونگی پراکنش کاربری های شهری و شناخت عوامل تاثیرگذار بر توزیع فضایی کاربری های مختلف در پهنه شهر دوگنبدان پرداخته است. این تحقیق دو هدف عمده را دنبال می کند: اول دستیابی به نظام مطلوب کاربری اراضی شهری، به منظور توسعه پایدار شهری و دوم تلاش برای ایجاد نظام یکپارچه کاربری اراضی شهر دوگنبدان و توسعه موزون شهر در جهت تحقق عدالت اجتماعی. روش تحقیق، تحلیلی- تطبیقی است. نتایج حاکی از آن است که میزان استفاده از کاربری ها در نواحی مختلف شهر تفاوت چشمگیری وجود دارد؛ به طوری که نواحی 6 و5 که وابسته به کارکنان و کارمندان شرکت نفت بوده، از حمایت های مالی شرکت نفت بهره می برند، از استاندارد های لازم در اکثر فعالیت ها و کاربری های شهری بهره مند هستند، در طرف مقابل، دیگر نواحی شهر که به تبع فعالیت های نفتی در کنار آنها به صورت ارگانیک به وجود آمدند، فاقد امکانات رفاهی و زیربنایی شهری لازم هستند و تاثیرات این شکل از توسعه و توزیع نامطلوب و نابرابر کاربری های شهری، باعث ایجاد نوعی دوگانگی فضایی در سطح شهر شده است.
فرایند تبدیل نقاط روستایی به شهر در مقیاس ملی و پیدایش پدیدة «خام شهرها»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی سلسله مراتب شهری و مطالعة شهرهای دارای سطوح مختلف جمعیتی در سرشماری های رسمی کشور، ما را با پدیده ای جدید مواجه می سازد. این پدیده، تبدیل و ارتقای روستاهای کوچک به شهر به رغم داشتن جمعیتی کمتر از آستانة تعریف شده برای شهرشدن است. این سکونتگاه ها که امروزه بیش از یک سوم از شهرهای کشور را تشکیل می دهند، کمترین امکانات، خدمات، تأسیسات و تجهیزات شهری را در خود جای داده اند. مقالة حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از آمارهای سرشماری های رسمی عمومی کشور و بهره گرفتن از نرم افزار ArcGIS برای نشان دادن توزیع فضایی این شهرها، در مقیاس ملی و منطقه ای انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که تبدیل روستاهای کوچک به شهر، در همة دوره ها در نظام شهری ایران وجود داشته است، اما بیشترین تعداد آن را در آخرین سرشماری کشور می توان مشاهده کرد، که از 1139 شهر کشور در آن سال، 370 نقطة شهری جمعیتی کمتر از 5000 نفر داشته اند. از دلایل انتخاب چنین سیاست و راهبردی از طرف وزارت کشور، می تواند وجود رابطة کاملاً مستقیم و معنی دار بین متغیرهای فاصله از پایتخت، فاصله از شهرهای مرکز استان و سال شکل گیری استان با تعداد این گونه شهرها باشد. بدین معنی که هرچه از تهران و از مراکز استان ها بیشتر فاصله بگیریم بر تعداد روستاهای کوچک تبدیل شده به شهر افزوده می گردد. از آنجا که تعداد این گونه شهرها در استان های تازه شکل گرفته مانند خراسان جنوبی بیشتر از استان های دیگر کشور است، می توان استنباط کرد که راهبرد تبدیل نقاط روستایی به شهر، راهبردی اداری-مدیریتی و سیاسی برای تقویت تمرکززدایی و توسعة منطقه ای در نواحی دوردست و مناطق محروم و همچنین سیاستی برای پرکردن شکاف سلسله مراتب شهری در استان ها، شهرستان ها و بخش های تازه شکل گرفته است.
سنجش درجه توسعه یافتگی استانهای کشور با استفاده از تحلیل تاکسونومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و تجزیه و تحلیل وضع مناطق در زمینه های محیطی ‘ اقتصادی ‘ اجتماعی و فرهنگی نخستین گام در فرایند برنامه ریزی توسعه منطقه ای است . با این کار تنگناها و محدودیت های مناطق مشخص شده و می توان برای رفع آنها اقدام کرد .در این راستا شاخص ها و معرفها می توانند وضع مناطق را در زمینه های نشان دهند . روشها و تکنیکهای مختلفی برای استفاده از شاخص ها و متغیرها در جهت شناخت وضع موجود مناطق وجود دارد که یکی از روشها تحلیل تاکسونومی است . با این روش می توان به درجه بندی و تعیین سطح توسعه اقدام کرد . در این پژوهش با استفاده از 24 شاخص در زمینه های آموزش ‘ ساختمان ‘ بهداشت و درمان و ارتباطات وضعیت استانهای کشور از لحاظ میزان و درجه توسعه یافتگی مشخص نشده است . نتایج این پژوهش نشان می دهد تفاوتهای زیادی بین مناطق از لحاظ درجه توسعه یافتگی وجود دارد . در بخش های چهارگانه فوق استانهای گیلان ‘ تهران ‘ سمنان و یزد به ترتیب بالاترین و استانهای سیستان و بلوچستان ( آموزش مسکن ) ‘ اردبیل (بهداشت و درمان ) و آذربایجان غربی ( ارتباطات ) کمترین میزان توسعه یافتگی را داشته اند .
تحلیل تطبیقی الگوی خودگردانی کردستان عراق با الگوهای خود مختاری و فدرالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشورها برای سازمان دهی سیاسی فضای جغرافیایی خود، یکی از انواع مختلف الگوهای تکساخت یا بسیط، فدرالی، خود مختاری و خودگردانی را به کار میگیرند. کشور عراق بعد از حمله آمریکا در سال2003 میلادی، با نگرش جدید حاکمان آن به واقعیت های جغرافیایی، فرهنگی، قومی و زبانی این کشور و در نظر داشتن تجربه دوازده ساله خودگردانی کردها در شمال این کشور در طول دهه90 میلادی، الگوی فدرالیسم را برای اداره کشور انتخاب کرد . در این راستا تاکنون کردهای عراق توانسته اند در سه استان کردنشین شمالی این کشور یک ایالت فدرال را تأسیس کنند.
براین اساس، مقاله حاضر با بررسی واقعیت های موجود فدرالیسم در عراق و مطالعه ویژگیهای ساختاری و کارکردی حکومت منطقه ای کردستان، درصدد پاسخ گویی به این سؤال اصلی تحقیق است که «وجوه تشابه و تمایز الگوی خودگردانی کردستان عراق با الگوهای خود مختاری و فدرالیسم چیست؟».
برای پاسخ به این مسأله از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. نتایج تحقیقی بیانگر آن است که الگوی کردستان عراق با وجود داشتن تشابهاتی با سایر الگوهای غیر متمرکز، از جهاتی نظیر برقراری روابط خارجی، داشتن نیروی دفاعی- نظامی موسوم به پیشمرگ یا حافظان اقلیم و... با آن ها متفاوت است، طوری که میتوان برای آن وجود مستقلی در چارچوب الگوی مدیریت سیاسی فضا قایل بود.
کاربرد مدل SWOT- QSPM در تدوین استراتژی توسعه گردشگری شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری به عنوان یکی از مهمترین راههای توسعه و رشد اقتصادی در جهان به شمار می رود، ولی در ایران به دلایل فراوان هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. در این میان، شهر کاشان علیرغم شرایط جغرافیایی و تاریخی مناسب و برخورداری از معماری اصیل ایرانی، خانه های تاریخی، مساجد، بازار، تپه های باستانی، صنایع دستی، آیین ها و مراسم خاص مانند: گلابگیری و قالی شویان و بسیاری جاذبه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی دیگر، نتوانسته است هماهنگ با این قابلیت های بسیار بالا، صنعت گردشگری خود را متحول سازد. هدف این مطالعه، بررسی مزیت ها و محدودیت های توسعه کانون های گردشگری شهرکاشان و انتخاب استراتژی مناسب در جهت توسعه صنعت گردشگری منطقه است. این پژوهش که بر اساس مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک SWOT و مدل برنامه ریزی استراتژیک QSPM است، به بررسی یافته های مطالعات کتابخانه ای و نتایج یک بررسی میدانی از طریق توزیع پرسشنامه بین گردشگران و همچنین مصاحبه با کارشناسان حوزه گردشگری پرداخته است. تحلیل های حاصل از مدل SWOT نشان می دهد که این شهر علی رغم برخورداری از ظرفیت تبدیل شدن به یک منطقه نمونه گردشگری در سطح ملی و بین المللی، تعدد تصمیم گیران، ضعف مدیریتی، فقدان ثبات در مدیریت گردشگری منطقه و همچنین نامناسب بودن زیرساخت های محیطی و کالبدی را به عنوان موانع اساسی در جهت رسیدن به این هدف در مقابل خود دارد. در عین حال، جدول اولویت بندی استراتژی های انتخاب شده QSPM بیانگر آن است که از میان پنج استراتژی برگزیده، استراتژی تأکید بر توسعه گردشگری فرهنگی- تاریخی به دلیل وجود مزیت های نسبی این نوع گردشگری در منطقه، نسبت به دیگر استراتژی ها از اولویت بالایی برخوردار است.
بررسی فضاهای بی دفاع شهری در سطح محله (مورد مطالعه: محله هرندی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین دلایل توزیع متفاوت جرایم در سطح محله های شهری تفاوت میزان فضاهای بی دفاع در سطح محله ها است. این فضاها به دلیل شرایط کالبدی و اجتماعی خود نقش بسزایی در افزایش جرایم و بزهکاری ها دارند. وجود چنین فضاهایی علاوه بر افزایش امکان وقوع جرم موجب کاهش احساس امنیت شهروندان می شوند. در همین راستا، بررسی فضاهای بی دفاع باتوجه به تأثیری منفی ای که بر امنیت و احساس امنیت شهروندان و همچنین کارکرد فضاهای اطراف خود دارند ضرورت دارد. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی و پهنه بندی فضاهای بی دفاع در سطح محله هرندی در منطقه12 تهران میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی–تحلیلی میباشد. روش گردآوری اطلاعات نیز اسنادی و میدانی است. شاخص های مورد استفاده در پژوهش حاضر به منظور بررسی پراکندگی فضاهای بی دفاع در سطح محله شامل تاریک فضاها، حضور(غیاب) مردم در فضاها، ضعف کالبدی، ضعف فعالیت و آلودگی محیط می باشند. برای پهنه بندی فضاهای بی دفاع در سطح محله، محله براساس معابر محلی اصلی به 20بلوک تقسیم شد. بعد از امتیاز دهی به بلوک ها در هر شاخص (امتیازی بین 0 و 3) شاخص های مورد بررسی با روش آنتروپی شانون وزن-دهی و درنهایت به کمک تکنیک ویکور بلوک های محله رتبه بندی شدند. نتیجه پژوهش نشان می دهد بین بلوکهای مختلف محله از نظر بی دفاع بودن فضاها تفاوت زیادی وجوددارد. همچنین، نتایج پهنه بندی محله هرندی از نظر فضاهای بی دفاع حاکی از منطبق بودن بی دفاع ترین بلوک محله پارک هرندی و فضاهای اطراف آن می باشد(بلوک 16). از دیگر بلوک هایی که در سطح محله هرندی امتیاز بالایی در بی دفاع بودن کسب نمودند میتوان به پارک حقانی(بلوک 13) و فضاهای اطراف آن و همچنین به بخش نزدیک به بازار تهران اشاره کرد(بلوک 20).