فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از ارائه این مقاله، بررسی رابطه میان تغییرات پوشش اراضی با احداث و آبگیری سد مخزنی طالقان به کمک تکنیکهای سنجش از دور می باشد. بدین منظور، ابتدا نقشه پوشش اراضی حاصل از طبقه بندی سه تصویر ماهواره ای به روش هیبرید در یک دوره 20 ساله با سه مقطع زمانی قبل، همزمان و بعد از احداث سد به ترتیب در سالهای 1366، 1381 و 1386 استخراج گردید. سپس بررسی تغییرات 3 نقشه استخراج شده به روش مقایسه پس از طبقه بندی بر مبنای تفاضل، صورت پذیرفت و به منظور بررسی تغییرات مکانی انواع کلاس های مورد نظر از شاخص آماریLQ کمک گرفته شد. نتایج این مطالعه نشان داد که در بازه زمانی مذکور سطح مراتع تقریباً ثابت بوده اما کیفیت آنها تا حدودی افت داشته است که علت آن تبدیل مراتع به اراضی زراعی و چرای دام می باشد. همچنین، سطح اراضی کشاورزی آبی و دیم به علت مهاجرت و بازگشت مجدد مردم به منطقه در این فاصله دارای نوسان بوده است. در این بازه زمانی،سطح اراضی مسکونی نیز افزایش قابل توجهی داشته که دلیل اصلی آن ویلاسازی و ساخت تفرجگاه توسط افراد بومی و غیر بومی در حوالی دریاچه سد می باشد. بررسی تغییرات الگوی مکانی پوشش های مختلف نیز نشانگر آن است که بیشترین تغییرات در زیرحوضه های اطراف دریاچه سد و حواشی رودخانه اصلی رخ داده است.
نقش رویکرد مدیریت ریسک خشکسالی در کاهش آسیب پذیری اقتصادی- اجتماعی کشاورزان روستایی (از دیدگاه مسئولان و کارشناسان) مطالعه موردی: دهستان سولدوز، آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بروز خشکسالی در مناطق مختلف جهان نشان از آسیب پذیری همه ملت ها از رویدادهای آب وهوایی دارد. در این بین معیشت در جوامع روستایی به شدت از شرایط آب و هوایی تأثیر می پذیرد و وقوع خشکسالی در این جوامع به خسارت های متعدد اقتصادی و اجتماعی به ویژه برای کشاورزان می انجامد. افزایش آگاهی از هزینه های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی خشکسالی، منجر به رشد دیدگاه های فعال در خصوص مدیریت ریسک خشکسالی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه گردیده است. پژوهش حاضر با هدف کاهش آسیب پذیری کشاورزان روستایی در برابر پیامدهای خشکسالی با تأکید بر مدیریت ریسک صورت گرفته است. بدین منظور در آغاز به بررسی سطوح آسیب پذیری پرداخته شده و با تکمیل پرسشنامه مهم ترین ابعاد آسیب پذیری در مناطق روستایی مشخص گردیده است. نتایج این بخش حاکی از آن اند که عوامل اقتصادی و اجتماعی مهم ترین ابعاد آسیب پذیری به شمار می آیند. مقاله حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با تکمیل پرسشنامه در بین روستاییان و مسئولان روستاهای نمونه- که با ریسک بیشتری در برابر خشکسالی مواجه اند- نگاشته شده است. داده های برداشت شده در محیط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهند که مدیریت ریسک خشکسالی رویکردی مناسب برای کاهش آسیب پذیری اقتصادی و اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه است و می توان در فرایند کاهش پیامدها و آسیب های ناشی از خشکسالی، بر مدیریت ریسک تأکید داشت.
شبیه سازی بارش- رواناب با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی(مورد: حوضه آبخیز فریدن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیل، یکی از پدیده های ویرانگر طبیعی است که پیش بینی آن از اهمیت بالایی برخوردار است و در این میان برآورد بارش- رواناب به دلیل تأثیرگذاری عوامل مختلف، دشوار است. در این پژوهش با استفاده از شبکه پرسپترون چند لایه(MLP)، قانون یادگیری پس انتشار خطا(BP)، الگوریتم لونبرگ- مارکوارت(LM) و معیارهای RMSE و R2 جهت کارایی مدل، 6 سناریو تعریف گردید. بررسی حالات مختلف نشان داد که بهترین مدل شبکه عصبی جهت شبیه سازی بارش- رواناب، مدلی است با ساختار1-32-6 نرون در لایه های ورودی، پنهان و خروجی که مقادیر میانگین مربعات خطای مدل در مراحل مختلف آزمایش، صحت سنجی و آزمون به ترتیب؛ 23/0، 19/0 و 21/0 و ضریب همبستگی در بهترین سناریو به ترتیب؛ 98%، 97% و 96% می باشد که حاکی از همبستگی بالا و معنی داری بین مقادیر مشاهداتی و مقادیر پیش بینی شده دارد. نتایج حاصل، توانایی بالای شبکه عصبی مصنوعی در مدله نمودن بارش- رواناب را به هنگام استفاده از پارامترهای ؤئومورفولوژیکی در حوضه فریدن به خوبی نشان می دهد.
نقطه داغ چیست
حوزههای تخصصی:
تکامل ژئومرفولوژی دلتای رود سپیدرود درکواترنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دلتای سپیدرود بزرگترین دلتای ایرانی در ساحل جنوبی دریای خزرکه طی دو میلیون سال گذشته شکل گرفته، دارای تاریخ تکامل پیچیدهای است و به دلیل بسته بودن دریای خزر، روند دلتا سازی آن با دریا های آزاد تفاوت دارد. جابجایی مکرر دهانه نقش مؤثری در روند تکامل دلتا داشته، اما به تدریج میزان جابجایی کمترشده است. تاکنون در مورد نقش جریان های دریایی شرقی- غربی در انتقال رسوب، در خصوص انحراف دهانه سپیدرود اغراق شده و به نقش جابجایی دهانهها در مرفولوژی دلتا توجه ای نشده است. افزایش سطح آب دریا به میزان کم به تنهایی نمیتواند مانع گسترش دلتا شود. شکل گیری زبانه های ماسه ای، جزایر سدی و تپههای زیر آبی در روند تکامل دلتای اهمیت بسزایی دارد. در این مقاله سعی شده با استفاده از منابع تاریخی، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، عکس های هوایی وتصاویر ماهواره ای لندست و در نهایت بررسی های میدانی، فرایند تکامل دلتای سپیدرود مورد بررسی قرار گیرد. واژگان کلیدی: ژئومرفولوژی، دلتا، سپیدرود، کواترنر، دریای خزر.
بررسی نقش سرمایه اجتماعی در نوسازی بافت های فرسوده شهری مورد شناسی: شهر جویبار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوسازی شهری به عنوان یکی از راهکارهای تدبیری در مواجه با فرسودگی پهنه بافتهای فرسوده میباشد که در پی نگاه صرفاً کالبدی نتایج کمابیش مشابه با سایر طرحهای توسعه شهری را حاصل مینماید. بر این اساس سرمایه اجتماعی با شامل شدن ارزشهایی چون اعتماد و مشارکت و همبستگی در پهنه سکونتی، مفهومی است که در فرآیند نوسازی شهری در دهههای اخیر اهمیتی ویژه یافته است. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی با الگوی مداخلات کالبدی و انگیزه تداوم سکونت از یک سو و نوع و میزان رابطه میان سرمایه اجتماعی با افزایش مشارکت و سرعت در اجرای طرحهای نوسازی شهری میباشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بر مبنای راهبرد پیمایشی میباشد. اطلاعات حاصله از طریق پرسشنامه در بین 143 خانوار ساکن در کردمحله شهر جویبار گردآوری و با آزمونهای آماری کای اسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون و کای دو (دو طرفه) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که مداخلات کالبدی در محیطهای زندگی عاملی در جهت ارتقای سرمایه اجتماعی ساکنان است که با مقدار کای اسکوئر 056/63 در سطح معناداری 99 درصد رابطه مورد تأیید قرار گرفته و همچنین انگیزه تداوم سکونت نیز موجب افزایش سرمایه اجتماعی در بافت خواهد گردید که این رابطه با مقدار کای اسکوئر 083/67 در سطح معناداری 99 درصد به اثبات رسیده است. در این راستا پیشنهاد میگردد که متناسب با پتانسیلها و نیازهای محله، الگوهای مداخلات کالبدی اولیه و تقویت انگیزه تداوم سکونت صورت گیرد و در پی آن ارتقاء سرمایه اجتماعی که منجر به افزایش مشارکت و سرعت عمل در طرحهای نوسازی شهری میگردد، استفاده نمود.
پهنه بندی آگروکلیمایی مرکبات در استان لرستان با استفاده از مدل همپوشانی شاخص و منطق فازی و مقایسه مدل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بین عوامل مختلف تاثیرگذار در تولید محصولات کشاورزی، شرایط جوی و اقلیمی از مهم ترین متغیرهای محیط طبیعی بوده که انسان در مقیاس کوچک و آن هم با صرف هزینه های گزاف، قادر به کنترل آن نیست. بنابراین تنها راه ممکن برای مقابله با محدودیت های طبیعی به خصوص محدودیت های اقلیمی، شناخت این محدودیت ها و سازگاری با آن ها و لحاظ مدیریت محصولات زراعی است. در این مطالعه نیز به پهنه بندی اراضی مستعد باغات مرکبات در سطح استان لرستان پرداخته شده تا بهترین مکان ها برای کاشت مرکبات از لحاظ پارامترهای محیطی به ویژه عناصر اقلیمی در این محدوده مشخص گردد. در این بررسی، عناصر اقلیمی دما، بارش، درجه روز از 6 ایستگاه سینوپتیک در سطح استان لرستان و پارامترهای محیطی ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از شبکه هیدروگرافی و خاک به عنوان فاکتورهای موثر در پهنه بندی اراضی مستعد مرکبات استان لرستان، مورد بررسی و استفاده قرار گرفت.
ابتدا داده های مربوط به عناصر اقلیمی استخراج و اطلاعات موردنظر به دست آمد، سپس نقشه های مربوط به این پارامترها و عناصر در نرم افزار Arc GIS با روش های مختلف مانند درون یابی و ... تهیه شده و این نقشه ها با استفاده از منطق همپوشانی شاخص و منطق فازی و معیارهایی که برای کاشت درخت مرکبات در نظر گرفته می شود، استاندارد شده و به هر کدام وزن خاصی داده شده است. سپس همه نقشه های استاندارد شده با استفاده از مدل AHP با هم تلفیق و نقشه پهنه بندی اراضی مستعد کاشت مرکبات در استان لرستان به دست آمد. بدین ترتیب در نقشه نهایی به روش هم پوشانی شاخص، 56/981523 هکتار از اراضی استان برای کشت مرکبات بسیار مناسب، 14/968921 هکتار دارای قابلیت متوسط و 22/922175 هکتار نیز برای کاشت مرکبات نامناسب هستند.
در نقشه نهایی به روش منطق فازی نیز 231/1003218 هکتار از اراضی استان برای کشت مرکبات بسیار مناسب، 982/1018497 هکتار دارای قابلیت متوسط و 428/837386 هکتار نیز برای کاشت مرکبات نامناسب هستند. نتایج نهایی نشان می دهد که نقش هر یک از عناصر اقلیمی و زمینی، متناسب با مراحل مختلف رشد و در مناطق استان متفاوت است و از طریق تلفیق لایه های موثر در فرآیند کاشت مرکبات در محیط GIS، امکان شناخت مناطق جهت کاشت مرکبات وجود دارد.
جغرافیای تصمیم گیری: بحثی در جغرافیای سیاسی
حوزههای تخصصی:
سیستم پشتیبانی تصمیم گیری فضایی مدیریت ریسک بحران های طبیعی در روستاها با بهره گیری از جی. آی. اس ، گامی در راستای توسعه پایدار: مطالعه موردی روستاهای استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مسائل اساسی روستاهای کشور بحرانهای طبیعی وعدم توجه به مدیریت ریسک و نبود سامانه ای در جهت برخورد سازمان یافته با بحران ها بوده است. لذا، این پژوهش براساس اصول بنیادین، ساختار علمی سامانه مورد نیاز را به روش توصیفی- تحلیلی در جهت طراحی سامانه پشتیبانی تصمیم گیری فضایی در روستاها به کار گرفت و به عنوان نمونه کاربردی در ارتباط با بهمن در استان مازندران اجرا کرد. این سامانه با پذیرش معیارهایی چون مقدارشیب، جهت شیب، ارتفاع، جهت باد، سرعت باد، نوع انحنای زمین، مقداربارش، دما، و تاریخ قادر است که در قالب سناریوهای مختلف به مدیریت ریسک بهمن در ارتباط با روستاها کمک کند. بنا بر یافته های تحقیق، علاوه بر ارائه سامانه مذکور، یافته های مبتنی بر گزارش های سامانه نشانگر این است که3322 کیلومتر مربع ازاستان دارای پتانسیل بهمن خیزی است. به لحاظ مساحت شهرستان های آمل، نور و تنکابن مناطق دارای پتانسیل بهمن خیزی بالا هستند و از نظر روستاهای مشمول خطر بهمن، تنکابن با شش روستا در رتبه نخست و سپس روستاهای نور، آمل و چالوس شناسایی شدند.
تغییرات مرفولوژی شهری ( مطالعه موردی شهر رشت در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاثیرات برج سازی در محیط شهری :محله الهیه – تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی شرایط محیطی دیرینه کلوت های تخم مرغی شکل دشت لوت با استفاده از دانه سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دشت لوت در جنوب شرقی کرمان و یکی از بیابان های بزرگ جهان می باشد که از گرم ترین نقاط دنیا است. دانه سنجی رسوبات می تواند نشان دهنده ویژگی های فرایند های پیشین و مورفولوژی اشکال ناهمواری باشد. کلوت های دشت لوت دارای مورفولوژی بسیار جالب توجه و منحصر به فردی در ایران و جهان می باشند که شناخت ارتباط بین خصوصیات دانه سنجی آنها با شکل ناهمواری آن که مجموعه ای از تپه های مورب و یا رشته های کم و بیش موازی هستند می تواند اطلاعات مفیدی را نشان دهد. در این مطالعه دو نمونه یاردانگ یا کلوت از دشت لوت در شمال شرق شهر شهداد در شمال کلوت ها انتخاب و تعدادی نمونه رسوب از ارتفاع های مختلف آن مطابق با اصول نمونه برداری برداشت شد. نمونه های رسوب در آزمایشگاه با روش پیپت مورد اندازه گیری قرار گرفت. این روش اولین بار توسط نویسندگان در دانشکده جغرافیا طراحی و انجام شده است. در نمونه یاردانگ های مورد مطالعه مشخص شد که فرسایش آبی و بادی جزء فرایندهای غالب تشکیل دهنده اشکال یاردانگ های شمال دشت لوت می باشد. در این تحقیق آزمایش کلسیمتری، تعیین رنگ رسوبات انجام و پارامترهای آماری نظیر میانگین دانه ها، انحراف معیار، کورتوسیس و اسکیونس داده ها نیز محاسبه شده است، طبق نتایج حاصل از دانه سنجی و پارامترهای مربوط به آن نتیجه گرفته می شود که یاردانگ های بخش شمالی دشت لوت در تمامی ارتفاع این شکل ناهمواری عمدتاً دارای رسوبات گلی می باشد، همچنین نتایج میزان بیشتر رسوبات سیلتی را در ارتفاع های بالاتر این دو یاردانگ نشان داده است. این تحقیق نشان می دهد که مورفولوژی تخم مرغی یاردانگ های مورد مطالعه در ارتباط با رسوبات سیلتی بخش بالایی و رسوبات رسی بخش پایینی این اشکال ناهمواری می باشد. لازم به ذکر است که این مقاله از یک طرح تحقیقاتی گرفته شده و با حمایت مالی دانشکده جغرافیا- دانشگاه تهران به انجام رسیده است.
تحلیل روند تغییرات بارندگی های فصلی و سالانه چند ایستگاه منتخب در حوزه مرکزی ایران با استفاده از روش های ناپارامتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش مشارکت مردمی در توسعه محله ای (مطالعه موردی: محله داوودیه- منطقه ۳ تهران)
حوزههای تخصصی:
پیشبرد توسعه محلی و پاسخ گویی به مسائل متنوع اقتصادی، اجتماعی، مالی، ارضی، آموزشی و... شهروندان در محله های شهری، نیازمند «مشارکت اجتماعی شهروندان» و «بهره گیری از ظرفیت های نهادها و سازمان های مردم نهاد» می باشد. در این راستا پژوهش حاضر باهدف نقش مشارکت مردمی در توسعه محله ای در محله داوودیه- منطقه ۳ تهران تدوین شده است. روش جمع آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه ای) و نوع تحقیق تحلیلی- اکتشافی می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. روش آماری مورداستفاده در این پژوهش ضریب همبستگی پیرسون می باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق نشان داد که هرچند به دلیل رد فرضیات تحقیق، نمی توان به صورت قاطع بیان داشت که می توان با تقویت مشارکت محله ای به توسعهٔ محله ای دست یافت، اما به سبب معناداری یا نزدیک به معنادار بودن برخی از مؤلفه های مشارکت محله ای می توان بیان داشت توجه به مشارکت محله ای شرط انکارناپذیر تحقق عینی مفهوم توسعه محله ای است، یعنی دست یابی به پایداری در توسعه محله ای بدون توجه به پتانسیل های نهادی و انسانی و بهره گیری از تمامی ظرفیت های گروهی و فردی امری غیرقابل اجراست.
تحلیل پیامدهای گردشگری در ناپایداری سکونتگاههای روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با افزایش امکانات زندگی مانند وسایل حمل و نقل زمینی، هوایی، دریایی و افزایش اوقات فراغت، درآمد و طول عمرِ مردم، افراد بیش از هر زمان دیگری به گردش و مسافرت میپردازند، به ویژه ساکنان نقاط شهری به دلیل آلودگی شهرها و مشکلات ناشی از زندگی ماشینی بیشتر به مسافرت و گردش در دامان طبیعت و نقاط آرام در نواحی روستایی علاقمند هستند. در این بررسی سعی شده است تا با توجه به روند فزاینده حضور گردشگران به شکل انبوه و بدون توجه به ظرفیت زیرساختها، فرهنگ بومی و ... ناپایداری سکونتگاههای روستایی را از ابعاد اکولوژیکی و اقتصادی در دهستان بلده کجور از توابع شهرستان نوشهر مورد شناسایی و مطالعه قرار داده تا نتایج آن در کاهش پیامدهای منفی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و بخصوص در بعد زیست محیطی در محدوده مورد مطالعه و تعمیم آن به نقاط روستایی دیگر بکار گرفته شود. جهت بررسی پیامدهای گردشگری در ناپایداری روستاهای دهستان بلده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های آماری استفاده شده است.
مقایسه کارآیی مدل های شبکه های عصبی مصنوعی و رگرسیون برای پیش بینی بار رسوب جریان مطالعه موردی حوضه آبخیز سمندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یک سیستم رودخانهای یک سیستم بازاست که از درگیر شدن ارتباطات مختلف و پیچیده شکل می گیرد. خصوصیات ذاتی حوضه ها از یک سو و عوامل خارجی از سوی دیگر رفتارهای رودخانه را متاثر می سازد.وجود ارتباطات متقابل متعدد از جمله ارتباطات جریان ورسوب حمل شده وتاثیر عوامل ژئومورفولوژی حوضه و مدل سازی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.در این مطالعه دونوع شبکه عصبی مصنوعی ژئومورفولوژیکی و غیر ژئومورفولوژیکی برای پیش بینی بار رسوب جریان رودخانه سمندگان طراحی گردید و نتایج آن با دو نوع مدل رگرسیونی ژئومورفولوژیکی و غیر ژئومورفولوژیکی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج طراحی شبکه های عصبی مبین کارآیی خوب شبکه های چند لایه ی پرسپترون با الگوریتم یادگیری پس انتشار خطا است. نتایج نشان داد که شبکه عصبی ژئومورفولوژیکی با ضریب تبیین 862/0 و مجذور میانگین مربعات خطای 815/1 در مقایسه شبکه عصبی غیر ژئومورفولوژیکی با ضریب تبیین 827/0و معیار خطای031/2 میزان رسوب جریان را بهتر پیشبینی می کند. نتایج ارزیابی مدل های رگرسیونی مبین عملکرد ضعیفتر آن ها در مقایسه با روش شبکه عصبی مصنوعی است به طوری که ضریب تبیین مدل رگرسیونی ساده غیر ژئومورفولوژیکی 759/0و معیار خطای 395/2 و ضریب تبیین مدل رگرسیونی ژئومورفولوژیکی برابر 811/0 با معیار خطای معادل 142/2 است. همچنین از مقایسه نتایج مدل های مختلف چنین استنباط می شود زمانی که پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شاخص ناهمواری، شاخص گردی و شاخص تراکم زهکشی در مدل سازی وارد شوند نتایج ارزیابی آن ها مناسبتر می شود.
آلودگی هوای تهران بعلت پخش اسپور قارچها واهمیت آن
حوزههای تخصصی:
زیرکن کانی مهم صنعتی
حوزههای تخصصی:
تالاب چغـاخور آشنای پرندگان آبزی ؛ نگرشی بر ویژگی های طبیعی تالاب چغاخور
حوزههای تخصصی: