روستای صخره ای میمند در 32 کیلومتری شمال شرقی شهرستان شهربابک در استان کرمان واقع شده و از باستانی ترین سکونتگاه های انسانی است که خانه های کنده شده در صخره های آن تعامل شگفت بین مردمان این روستا و طبیعت را نشان می دهد. این روستا از شگفتی های تمدنی- فرهنگی و تاریخی ایران است که خانه های آن در بستری طبیعی با تشکیلات زمین شناسی که کنگلومرایی است و دو لایه عمده را می توان در روستای میمند تشخیص داد که جنس لایه بالایی سختتر از لایه پایینی است و این وضعیت موجب حفر سکونتگاه هایی در بدنه های شیبدار دو تپه اصلی با شیب تند شده و ارتفاع متوسط آنها از خطالقعر تا خطالراس در حدود 80 متر برآورده است. هدف این مقاله معرفی این روستا از لحاظ قابلیت هایی است که آن را به عنوان یک مکان جذب گردشگری در سطح ایران و جهان مورد توجه قرار داده می باشد. این مقاله بر اساس اسناد و مدارک موجود و مشاهدات شخصی به نگارش درآمده است.
زمین و مسکن یکی از نیازهای اصلی ساکنین شهرهاست و افزایش قیمت این نیاز باعث افزایش مشکلات و مسائل شهر و شهروندان می شود. مسائل زمین و مسکن از عوامل مختلفی تاثیر می پذیرند و هر یک نقشی تعیین کننده ای در تحولات آن دارند. در این مقاله با استفاده از منابع و اسناد کتابخانه ای و پژوهشهای میدانی، عوامل مختلف تاثیرگذار بر تحولات قیمت زمین و مسکن در شهر زنجان طی سالهای...
واژه استیت State در انگلیسی و اتا Etat در فرانسه از نظر لغوی به معنی «حالت» و «وضعیت» است. در کاربرد مدیریت سیاسی جوامع (مدیریت سیاسی کشور) این واژه یا اصطلاح به معنی «حالت سیاسی» یا «ساختار سیاسی» کشور است. با شناخت این زمینه اولیه، در تلاش برای یافتن مرادفی برای این واژه یا اصطلاح اروپایی در زبان فارسی این نتیجه حاصل می شود که مرادف تک واژه ای فارسی خاصی را نمی توان در برابر این واژه یافت. در حقیقت آنچه در اندیشیدن فارسی در برابر این کلمه یا اصطلاح قرار می گیرد، توامی است از دو مفهوم «حکومت» و «کشور». استیت State در جغرافیای سیاسی عبارت است از واقعیتی ترکیبی مشتمل بر سرزمین، ملت، و ساختار سیاسی یا حکومت که در فرایند سامان یابی سیاسی ملت برای مدیریت سیاسی کشور ایجاد می شود.
برنامه ریزان گردشگری در زمینه ظرفیت تحمل مقصد معتقدند، جامعه میزبان برای رشد و توسعه گردشگری ظرفیت معینی دارد و رشد فراتر از حد ظرفیت آن، منجر به بروز پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی خواهد شد و پس از مدتی کاهش منافع سرمایه گذاری های گردشگری را درپی خواهد داشت. تعیین ظرفیت تحمل حوزه مقصد از دو بعد جامعه میزبان و میهمان(گردشگران) صورت می گیرد. هدف این تحقیق بررسی و تعیین ظرفیت تحمل حوزه گردشگری کلاردشت با تاکید بر بعد جامعه میزبان می باشد. روش تحقیق، پیمایشی(زمینه یابی و اکتشافی)، توصیفی، تحلیلی، مبتنی بر پرسشنامه است. یافته های تحقیق نشان می دهد، از بعد جامعه میزبان حوزه کلاردشت در رابطه با نوع گردشگران خود ظرفیت تحمل متفاوتی دارد. به طوری که با توجه به عملکرد گردشگران خانه دوم، ظرفیت تحمل حوزه به آستانه خود رسیده است اما در رابطه با گردشگران با اقامت حداقل یک شب(گردشگران اقامتی) اشباع آستانه ظرفیت تحمل مورد تایید نمی باشد. همچنین از بعد جامعه میزبان، وضعیت ظرفیت تحمل حوزه کلاردشت، تحت تاثیر نگرش مردم نسبت به نوع گردشگران موثرتر به لحاظ اقتصادی، نوع گردشگران مطلوب به لحاظ عملکردی(میزان تاثیر گذاری بر محیط)، میزان وابستگی اقتصاد حوزه به گردشگری ، آینده اقتصادی حوزه تحت تاثیر گردشگری، منافع شخصی افراد از گردشگری و میزان آگاهی و حساسیت مردم نسبت به مسایل محیطی حوزه، می باشد.
هدف از این پژوهش، بررسی چالشهای پدیده حاشیهنشینی در شهرستان کوهدشت در استان لرستان است که به این منظور از روش تحقیق پیمایشی برای انجام پژوهش استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 1560 خانوار حاشیهنشین شهرستان کوهدشت میباشد که تعداد 85 خانوار به عنوان جامعه نمونه به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاست. همچنین پایایی مقیاس اصلی ابزار پرسشنامه استفاده شده برای انجام پژوهش از طریق آلفای کرونباخ به میزان 72/0 به تأیید رسید و روایی پرسشنامه نیز با توجه به نظر اساتید و متخصصین مربوط مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تجزیه وتحلیل دادهها که به کمک نرمافزار WINSPSS11.5 انجام شد، حاکی از آن است که حاشیهنشینان از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند و بار تکفل زیادی را به دوش میکشند. اولویتبندی چالشهای حاشیهنشینی نیز نشان میدهد که عدم برخورداری از سیستم فاضلاب مناسب و مشکل مالی و درآمد کم از مهمترین چالشهای حاشیهنشینان به شمار میروند. در نهایت طبق نتایج تحلیل عاملی، چالشهای حاشیهنشینان بهترتیب اهمیت در قالب پنج دسته چالشهای اجتماعی- فرهنگی، چالشهای زیستی، چالشهای اقتصادی، چالشهای آموزشی- بهداشتی و چالشهای رفاهی طبقهبندی شدهاند که چالشهای اجتماعی- فرهنگی به عنوان مهمترین چالش حاشیهنشینان قابل شناسایی است
هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل عوامل تاثیرگذار بر مشارکت کشاورزان در زمینه مدیریت شبکههای آبیاری با رویکرد مقایسه دو گروه کشاورزان در شبکههای آبیاری دارای تعاونی آببران و فاقد آن است. این تحقیق از نوع توصیفی ـ همبستگی و علی ـ مقایسهای میباشد. کشاورزان شبکههای آبیاری در استان خراسان رضوی جامعه آماری این تحقیق را تشکیل میدهند که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای 335 کشاورز به صورت کاملاً تصادفی انتخاب شدند. روایی پرسشنامه از طریق اعضای هیات علمی دانشکده کشاورزی در دانشگاه تربیت مدرس و متخصصان و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و شرکت سهامی آب منطقهای در استان خراسان رضوی پس از چند مرحله اصلاح و بازنگری بدست آمد. پایایی ابزار پژوهش نیز با انجام آزمون مقدماتی از طریق تکمیل 30 پرسشنامه در شبکه آبیاری تبارک آباد قوچان مورد تایید قرار گرفت و ضرایب اطمینان آلفای کرونباخ (?) برای بخشهای مختلف بین 73/0 تا 86/0 محاسبه شد. نتایج حاصل از همبستگیِ پیرسون نشان داد که بین عملکرد کشاورزان در زمینه شیوههای مدیریت آب زراعی، تماسهای ترویجی، کانالهای ارتباطی، مؤلفههای سرمایه اجتماعی، نگرش کشاورزان نسبت به تعاونی آببران با وضعیت مشارکت کشاورزان در زمینه مدیریت شبکههای آبیاری رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. بین میانگینهای مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکههای آبیاری در دو گروه کشاورزان در شبکههای آبیاری دارای تعاونی آببران و فاقد آن، اختلاف معنیداری به دست آمد. نتایج حاصل از رگرسیون لجستیک گام به گام نیز نشان داد که متغیرهای سن کشاورز، درآمد سالیانه، انسجام اجتماعی و وضعیت مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکههای آبیاری به عنوان مهمترین عوامل متمایز کننده دو گروه کشاورزان در شبکههای آبیاری دارای تعاونی آببران و فاقد آن در مجموع توانستهاند 8/75% از کل پاسخگویان را به درستی طبقهبندی کنند.
مردمی که درون چارچوب مرز های سرزمینی کشورهای مختلف زندگی می کنند به رغم اینکه یک ملت را تشکیل می دهند دارای تمایزات بسیاری هستند. ریشه این تمایزات در دین، مذهب، قومیت، زبان و عواملی از این دست که مجموعا فرهنگ را می سازند، قابل جستجو است. اگر افرادی که دارای یک فرهنگ واحد هستند در یک منطقه جغرافیایی خاص سکونت پایدار داشته باشند، نواحی فرهنگی رسمی به وجود می آیند. کشور ایران به سبب گستردگی سرزمینی و تاریخ پرفراز و نشیب آن از نواحی فرهنگی مختلفی تشکیل شده است از آنجا که فرهنگ های مختلف خواسته های گوناگونی دارند، برای پوشش دادن خواسته های آنها بهتر است در حد امکان مرز نواحی فرهنگی و کارکردی بر هم منطبق باشد. در این پژوهش نگارندگان با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی دلایل این عدم انطباق در کشور پرداخته و مشخص کرده اند که چه عواملی موجبات این عدم انطباق را فراهم و از سوی دیگر این عدم انطباق چه نتایجی را در پی داشته است؟ هدف از انجام این پژوهش شناخت حدود و پراکندگی نواحی فرهنگی رسمی در ایران است تا میزان کارایی این نواحی مشخص و علل و نتایج انطباق با هم تبیین شود.نتیجه بررسی نشان داد که عدم انطباق نواحی فرهنگی رسمی و کارکردی در ایران تحت تاثیر ملاحظات اداری، دفاعی – امنیتی، رقابت های محلی و خدمات رسانی بوده است و در برخی موارد نتایج دوگانه ای داشته است به طوری که ناهمگونی بیان شده از یک سو سبب کنترل واگرایی، تقویت همبستگی ملی و حفظ یکپارچگی سرزمینی شده است اما از سوی دیگر با توسعه نامتوازن ناحیه ای، قطبی شدن قدرت و ثروت نارضایتی از نظام حاکم را در پی داشته است.
این مقاله اثرات اجرایی طرح ساماندهی خروج دام از جنگل را بر جنگل نشینان بخش مرکزی شهرستان رضوانشهر استان گیلان مطالعه می کند. برای این منظور از دو گروه افراد درگیر دراین طرح، مسئولین و کارشناسان مجری طرح و خانوارهای مشمول طرح جابجایی نظر سنجی به عمل آمد. نتایج عمده تحقیق به شرح زیر می باشد. طرح ساماندهی خروج دام از جنگل از لحاظ تأمین و ارائه خدمات عمومی.برای جنگل نشینان در محل زندگی جدید تا حدودی موفق بوده است، اما از لحاظ تأمین اشتغال، تولید و درآمد زایی موفقیت چندانی نداشته است. اکثریت خانوارهای مشمول طرح به دلیل جابجایی شغل اولیه خود را از دست دادهاند در مقابل در محل اسکان جدید اقدامات جدی برای اشتغال آن ها صورت نگرفته است. به همین خاطر جمعیت جابجا شده عملاً از چرخه تولید کنار رفته و درآمد پیشین خود را از دست داده و منجر به نارضایتی اکثر خانوارهای مشمول طرح شده است. این بررسی نشان می دهد که ادامه چنین سیاستی با مشکل مواجه خواهد شد مگر اینکه مسئولین راهکارهای مناسبی را برای ایجاد اشتغال و تأمین منابع درآمدی مناسب برای خانوارهای مشمول طرح بیاندیشند. استفاده از رویکرد مشارکتی مردم محلی از جمله روشهایی است که امروزه در دنیا مورد استفاده قرار می گیرد ضمن محافظت از جنگل به کاهش فقر و افزایش پایداری محیط زیست و ایجاد قوانین مؤثر کنترل جنگل کمک کند.
دشت رخ، یک دشت وسیع در بخش شمال شرقی حوضه آبریز کویر مرکزی ایران است و دارای اقلیم نیمه خشک تا خشک می باشد . مدیریت غیر اصولی ، برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی ، کاهش میزان بارندگی و متعاقب آن کاهش منابع آب عواملی نگران کننده از لحاظ تغییرات کیفی آبخوان دشت رخ محسوب می شوند .
با استفاده از آمار و داده های کیفی و اعمال روش های آماری چند متغیره (تحلیل عاملی، تحلیل خوشه ای)، وضعیت کیفی آبخوان دشت رخ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است . با توجه به نتایج تحلیل عاملی ، سه عامل به عنوان تأثیر گذارترین عوامل 87% ترکیب شیمیایی آب زیر زمینی را تحت کنترل دارند. زمین شناسی مهمترین عامل در تغییرات کیفی آب زیرزمینی منطقه می باشد . تحلیل خوشه ای متغیرها نشان دهنده شباهت بالای میزان یون های سدیم و کلر است . در تحلیل خوشه ای داده های کیفی منطقه، داده های محدوده جوادیه همواره در خوشه ای مجزا قرار گرفته است و از لحاظ ترکیب شیمیایی شباهت کمتری با سایر منابع دارد.
اهمیت روزافزون انتخابات در سطح جهانی ، ملی و حتی ناحیه ای سبب آن شده است که اندیشمندان علوم مرتبط با این موضوع سعی در شناخت دقیق تر ابعاد آن جهت نقش آفرینی در امر تصمیم سازیها باشند. درمیان رشته های علوم انسانی، علم جغرافیا بویژه جغرافیای سیاسی توانائیهای زیادی درشناخت نابرابریهای ناحیه دارد. تولد گرایشهایی نو در جغرافیای سیاسی همچون جغرافیای انتخابات گواهی جهت مطالعه دقیقتر فضای سیاسی و پدیده انتخابات در سطوح ملی، ناحیه ای و کشف ارتباط، رفتارهای انتخاباتی، الگوههای رای دهی و جغرافیای سیاسی احزاب با محیط جغرافیایی است . کشور ایران دارای پتانسیلهای متنوع طبیعی و انسانی در مناطق مختلف کشور می باشد، لذا الگوههای رفتاری خاصی نسبت به مسئله انتخابات درمناطق مختلف مشاهده می شود.از لحاظ قلمرو حوزه های انتخاباتی، انتخابات مجلس شورای اسلامی در داخل حوزه های انسانی و طبیعی قرار گرفته و متاثر از جریانات حادث شده درآن می باشند، به همین دلیل کانونهای ایستا و پویا در زمینه مشارکت انتخاباتی به میزان زیادی از محله گرایی و قوم مداری بهره می برند.
دراین تحقیق هدف،انجام پهنه بندی میزان مشارکت درانتخابات مجلس طی دوره های اول تا هفتم مجلس شورای اسلامی است تا منجر به شناسایی کانونهای پویا وایستا گردد. علاوه برروش کتابخانه ای و اسنادی، جهت تحلیل محتوا و نمایش اطلاعات انتخابات هر دوره مجلس در عرصه جغرافیای سیاسی کشور از سیستم اطلاعات جغرافیاییGIS استفاده شده است.باتوجه به یافته های تحقیق می توان به این نکته اشاره کرد که الگوی مشارکت استانها در مورد انتخابات مجلس شورای اسلامی، تا حد زیادی متاثر از پیوندهای قومی قبیله ای بوده است. بیشترین میزان مشارکت درکل کشور طی دوره های پنجم وششم مجلس بوده است، که به ترتیب 1/71 و35/67 درصد مشارکت گزارش شده است.در بررسی انجام شده استانهای سیستان وبلوچستان پویاترین و استان مرکزی نزولی ترین روند را در مشارکت مجلس داشته اند.