درخت حوزه‌های تخصصی

اندیشه سیاسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳٬۳۲۶ مورد.
۷۸۵.

«جداییطلبان» دیروز،«جنگجویان مقاومت» امروز هستند: تحلیل انتقادی گفتمان بازنمایی کردهای عراق در نشریه های گلوب و مایل و نیویورک تایمز/ جعفر شیخ الاسلامی

۷۸۶.

حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بشر در دوران هخامنشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۷۸
در این مقاله در پی پاسخ دادن به بخشی از این پرسشیم که تا چه اندازه می توان استانداردهای امروزین حقوق بشر را در تاریخ جستجو کرد? در این راستا تنها به بررسی بخشی از تاریخ ایران و آنهم در حوزه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بشر پرداخته شده است. بر پایه داده های تاریخی، سیاستهای دولت هخامنشی در زمینه بسترسازی برای حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، قانونگذاری...
۷۹۰.

مبانی نظری و عملی اندیشه سیاسی محمد سعید رمضان البوطی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مصلحت سکولاریسم حکومت اسلامی رمضان البوطی نوگرایی دینی محافظه کاری اصلاح طلبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸۷ تعداد دانلود : ۱۸۹۶
اگر رویکردهای اصلی به حوزه دین و عمل اجتماعی را به دو دسته اصلی عرفی گرا و شریعت گرا تقسیم نماییم، آن گاه می توان رمضان البوطی را از جمله اندیشمندان بنام اهل سنت در حوزه شریعت گرایی و نقد عرفی گرایی معرفی کرد. در مقاله حاضر نویسنده با رجوع به منابع و متون منتشر شده به قلم بوطی، به بیان بنیادهای نظری و عملی اندیشه وی ـ که بر دینی کردن حیات اجتماعی انسان استوار است ـ پرداخته است. در این باره از اصولی چون عدالت خواهی، نفی سکولاریسم، نوگرایی دینی و بازگشت به اسلام اصیل به عنوان ارکان نظری؛ و از محافظه کاری، داشتن نگرش معطوف به قدرت، اصلاح طلبی و مصلحت گرایی به عنوان اصول سیاست عملی رمضان البوطی سخن گفته شده است.
۷۹۷.

دموکرات های مسلمان: تحلیل دو دهه ظهور دموکراسی اسلامی

۷۹۹.

جمهوریت و اسلامیت در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)

۸۰۰.

بررسی مقایسه ای دیدگاه های هگل ، مارکس و کرامشی در باره دولت و جامعه مدنی

کلیدواژه‌ها: خانواده دولت جامعه مدنی جامعه سیاسی جامعه بورژوازی دولت شهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲۵ تعداد دانلود : ۵۰۵۷
هدف این مقاله بررسی مقایسه ای آرای سه تن از نظریه پردازان تضادگرا، یعنی هگل، مارکس و گرامشی در باره دولت و جامعه مدنی و مناسبات بین آن دو است. هگل جامعه مدنی را به منزله ترکیبی از سه نظام اقتصادی، حقوقی و انسجامی (پلیس و اصناف) قلمداد می کرد که بین خانواده و دولت قرار می گیرد و در نهایت، جانشین دولت می شود و مارکس از جامعه مدنی به عنوان حوزه کار و زندگی روزمره که حوزه ای صرفاً اقتصادی و غیرسیاسی است، نام می برد. بر خلاف هگل و مارکس، گرامشی جامعه مدنی را به مثابه فضایی فرهنگی قلمداد می کند.نتیجه این تحلیل نظری ـ تطبیقی نشان می دهد هر چند هر سه نظریه پرداز تضادی اصول فلسفه هر چند اجتماعی مشترکی را پایه های تحلیل خود قرار داده اند، نتیجه گیری آنها از الگوسازی جامعه با یکدیگر فرق دارد. هگل طرح سه وجهی خانواده ـ جامعه مدنی ـ دولت را جانشین طرح کلاسیک دو وجهی خانواده ـ دولت شهر ارسطو نمود. همچنین الگوی مارکسیستی زیربنا (جامعه مدنی) و روبنا (دولت)، در نزد گرامشی به الگوی زیربنا (اقتصاد) و روبنا (جامعه مدنی ـ نهادهای غیردولتی + دولت) تغییر پیدا کرد. دولت گرامشی یک دولت ترکیبی است که از رضایت (سلطه) + زور (قدرت) تشکیل شده است و از این رو، هم زیربنایی است و هم روبنایی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان