درخت حوزه‌های تخصصی

ادبیات تطبیقی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۰۱ تا ۳٬۷۲۰ مورد از کل ۳٬۷۹۷ مورد.
۳۷۰۱.

واکاوی دلالت رنگ سبز در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور با تکیه بر رمزگان زیبایی شناختی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۶
نشانه شناسی پی یرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانه های زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدان ها تعلق می گیرد مورد واکاوی قرار می دهد. رمزگان زیبایی شناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانه های القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به  نشانه های چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی می دهد که در این حالت تحلیل گر با نشانه هایی روبه رو است که به شکل  نظامی در آمده اند. رنگ سبز از جمله نشانه هایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابل های دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی می شود. از این رو مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پی یر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژه ای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد می کنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگ واژه سبز قلمداد می کنند.علاوه بر این رنگ واژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زنده دلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.
۳۷۰۲.

بررسی تطبیقی مضامین مشترک در حکمت های ایرانیان باستان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
یکی از نشانه های ژرف اندیشی و خردمندی ایرانیان باستان، سخنانی است کوتاه و پرمغز و پندهایی ارزشمند است که نشان از خردگرایی و دین مداری و دادورزی و پایبندی به اخلاقیات آنان دارد. نیاز و شیفتگی عرب ها به فرهنگ و تمدن ایرانی و اشتیاق آنها به شنیدن اخبار ایرانیان باستان، باعث آشنایی آنها با حکمت ها و پندهای این قوم از طریق ترجمه متون پهلوی و اختلاط نژادی و درنتیجه ورود این سخنان حکیمانه به فرهنگ عربی شد. این پژوهش تکمله ای است بر کتاب حکمت های ایرانیان باستان در منابع عربی که به معرفی بیش از هزار مضمون حکیمانه ایرانی در ادب عربی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش مذکور برخی منابع در دسترس نبوده و یا از قلم افتاده است، به معرفی حدود 250  مضمون جدید پرداخته همسویی و اشتراک آنها را با حکمت های نهج البلاغه، غررالحکم و احادیث نبوی و...  از جهت ساختار کلامی و مضمونی نشان داده ایم. علاوه بر معرفی حکیمانه های جدید ایرانی، تلاش کرده ایم که با روش عِلّی- مقایسه ای، احتمالات مختلف را برای توجیه و تفسیر این شباهت ها مورد بررسی قرار دهیم. نتایج  مقایسه بر اساس این احتمالات، نشان از  قرابت فکری و فرهنگی ایرانیان باستان با بسیاری از مضامین اسلامی به سبب تجربه و عقلانیت و آموزه های دینی دارد. هرچند احتمال جعل و انتساب دروغین با انگیزه تعصبات دینی و شعوبی منتفی نیست.
۳۷۰۳.

بررسی تطبیقی مفاهیم امیدواری و یأس در شعر ابراهیم طوقان و اخوان ثالث (با تکیه بر روانکاوی فروید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۳
امیدواری و یأس مفاهیمی به قدمت تاریخ بشری هستند. به موازات حضور چنین مفاهیمی تأمل و تفکّر بشری نیز بارها بر آنها متمرکز شده و نهایتاً در علوم انسانی عصر جدید تحلیل ها و دستاوردهای قابل تأمّلی را به بار آورده است. در این میان هنر و ادبیات از یک سو و روانکاوی از سوی دیگر محملی برای نشان دادن امیدها و یأس های فردی و اجتماعی بشری بوده و بی تردید یکی از راه های بازشناسی چنین حضوری قرائت تطبیقی آثار ادبی است. به این منظور در این مقاله با روش تطبیقی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی می کوشیم به بررسی نمودهای امید و یأس در شعر ابراهیم طوقان فلسطینی و اخوان ثالث از بستر روانکاوی فروید بپردازیم. بر اساس آرای فروید امیدواری با شکلی از انتظار که مبنی بر ساختن هویت است و یأس با مفهوم درونی و غالباً ناخودآگاه اضطراب شخصیتی پیوند می خورد. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که شعر طوقان امیدوارانه تر از شعر اخوان ظاهر می شود امّا برای هر دو شاعر جنبه های اجتماعی و سیاسی و مبارزه با خفقان ناشی از اشغال و استبداد، مهم ترین انگیزه های پرورش چنین مفاهیمی در شعرند. هر دو شاعر آگاهانه به جنبه های خلّاقانه و کارساز امید و یأس واقفند و امید آنها نه از روی وهم و یأس شان نه از روی نومیدی مطلق است بلکه در لایه های پنهان شعر می توان از جنبه های خلّاقانه روانکاوی مخاطبی سخن به میان آورد که هدف شعر بازپروری امیال جمعی، سیاسی و رویاهای آن است.
۳۷۰۴.

تحلیل نشانه – معناشناختی رنگ در شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۱
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانه رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ترین چهره هایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعری شان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره گیری از مفاهیمی که رنگ ها القا می کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته اند. یافتن دلالت های معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آن ها را آسان می کند. تجربه های گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگ ها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان می دهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافت های موجود و شناخته شده فاصله گرفته اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان می دهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.
۳۷۰۵.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  
۳۷۰۶.

خوانش تطبیقی رمان «الأسود یلیق بک» و «پاییز فصل آخر سال است» بر پایه نظریه الین شوالتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۳
امروزه نظریات و الگوهای فمینستی، ابزار مناسبی برای اثبات ادعای فمنیستی بودن اثر، نویسنده و میزان برخورداری آن از سازوکارهای فمنیستی است. در این میان، نظریه رویکردهای چهارگانه الین شوالتر، منتقد برجسته قرن بیستم آمریکایی، اعم از رویکرد زیست شناختی، فرهنگی، روانکاونه و زبانی این امکان را برای نقد زنانه اثر فراهم می کند و با تکیه بر آن می توان جایگاه زنان را در آثار ادبی چه آثار مردان و چه آثار زنان تشخیص داد. از این رو نوشتار حاضر سعی کرده تا یک رمان از نسیم مرعشی نویسنده زن ایرانی با عنوان پاییز فصل آخر سال است و یک رمان از احلام مستغانمی، نویسنده زن الجزایری با عنوان الأسود یلیق بک (سیاه برازنده توست) را برای نقد نوشتار زنانه انتخاب کند و آن را بر حسب معیارهای زنانه نویسی مورد اعتنای الین شوالتر، مورد واکاوی قرار دهد تا تصویر روشن تری از وضعیت زنان، ستم هایی که بر آنها شده و اندیشه ها و آرمان های آنها بدست آورد. مطابق با یافته های تحقیق و با توجه تعلق این دو اثر به مرحله فمینیسم از سنت نوشتاری الین شوالتر نشانه های ابعاد زنانه نویسی در دو اثر هویدا است، اما در بخش رویکرد زیست شناختی بنابر عناصر فرهنگی و نشر، پرداختن به جزئیات و مسائل شخصی کمتر دیده می شود.
۳۷۰۷.

بررسی و تحلیل واژه های مشک، نافه و گلاب در آثار خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
واژه های گلاب، مشک و نافه هر سه از یک نگاه مشترک در رابطه عاشق و معشوق بهره می برند. درواقع هر سه این واژگان به عنوان وجه تمثیل حالاتی بکار می روند که از نظر شاعر (عاشق) زیبایی معشوق را به نمایش در می آورند. روش مطالعه: پژوهش پیش رو با استفاده از مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. محدوده مورد مطالعه نیز اشعار سه شاعر مطرح به نام های خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی است. مشک، نافه در دوره های مختلف مورد توجه ایرانیان قرار داشته اند به طوری که در اشعار، شاعران سده های مختلف ظهور و بروز یافته اند. شاعران برای برخی از ویژگی های اصلی مشک و نافه و شماری از ویژگی های انسانی از جمله بوی یار یا بوی زلف معشوق تصویرسازی کرده اند که این استفاده از مشک در صور خیال شاعرانه، در دوره های گوناگون و با توجه به سبک شاعران، متفاوت است. تحلیل کمی این واژه ها در اشعار مورد بررسی قرار گرفته از هر سه شاعر مطرح در این تحقیق نشان می دهد که نگاه بیدل دهلوی نسبت به گل و گلاب از برجستگی بیشتری نسبت به دو شاعر دیگر برخوردار است. این در حالی است نگاه حافظ و خاقانی از منظر کمی بیشتر بر روی مشک و نافه قرار دارد. ولی تک بیت هایی در دیوان حافظ و خاقانی مشاهده می شود که درباره رابطه گلاب و گل از ویژگی های منحصر به فردی سود می برند. خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی هر کدام با استفاده از عناصر طبیعی همچون مشک، نافه و گلاب در اشعار خود سعی نموده اند تصاویری زیبا را در ذهن مخاطب خویش بوجود بیاورند.
۳۷۰۸.

ارزیابی دخل و تصرف در ترجمه کتاب صهیونیسم و خشونت بر اساس طرح نظام مند لمبرت و گورپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روش ها و سبک های ویژه ی مترجم، ممکن است ترجمه ای خاص نسبت به دیگر ترجمه ها مقبولیت افزون تری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمه شده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهش های ترجمه شناسی فراهم می آورد. کتاب « الصهیونیه و العنف من بدایه الاستیطان إلی إنتفاضه الأقصی » اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجسته ی مصری و صهیونیسم پژوه، از مهم ترین آثار این نویسنده به شمار می رود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گستره ی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمره ی مطالعات توصیقی ترجمه جای می گیرد، از الگوهای راهگشا محسوب می شود. این الگو با تکیه بر چهار محور «داده های مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظام مند»، در پی یافتن روش هایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمه ی یادشده، شناسایی دخل وتصرف های اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکره ی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافته ها حاکی از آن است که فلاحی بر پایه ی الگوی یادشده، ترجمه ای عمدتا تحت اللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزش هایی نیز در آن مشاهده می شود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظام مند» - به عنوان آخرین مرحله ی الگو - نشان می دهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیین کننده ایفا کرده اند.
۳۷۰۹.

تحلیل سفر قهرمانی زن در رمان رویای تبت بر اساس نظریه مورین مورداک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
چگونگی هویت فردی سؤالی بنیادی است که در روانشناسی عمقیِ کارل گوستاو یونگ و پیروان او مورد تحلیل و واکاوی قرار می گیرد. قهرمان و سفر قهرمانی نظریه ای است که ابتدا توسط جوزف کمپبل مطرح گردید و هدف از آن دقت در سیر مراحلی است که هر فردی در سفر زندگی خود آن را طی کرده تا به هویت فردی ویژه خود دست پیدا کند. او برای این امر از تحلیل قصه و داستان و اسطوره یاری گرفت. بر این اساس مورین مورداک، با یافتن مسائل متفاوتی که زنان در طی یافتن هویت فردی خود، با آن روبرو هستند، نظریه سفر قهرمانی زن را ارائه نمود که شامل ده الی یازده مرحله است و الگوهای فردی سفر زنان را ارائه می دهد که روان زنان، برای یافتن هویت فردی ناگزیر آنها را طی خواهند کرد. رویای تبت به عنوان نمونه داستانی موفق برای به تصویر کشیدن شخصیت ها و دغدغه ها و ویژگی زنان، قابلیت آن را دارد تا بر اساس نظریه مورداک تحلیل شود. هدف از این تحلیل دریافتن میزان قوّت شخصیت پردازی های زن به عنوان قهرمان توسط نویسندگان ادبیات فارسی است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که فریبا وفی به عنوان نویسنده زن ایرانی نسبت به خلق شخصیت های حقیقی زنانه دقیق عمل کرده است و در به تصویر کشیدن شخصیت های زن و دغدغه های آنان موفق بوده است.
۳۷۱۰.

بررسی تطبیقی رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی و رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد از منظر زنانه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۲
مقاله حاضر با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش دارد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مولفه های مختلف زنانه نگاری را در دو رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی با رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد بررسی کند. از آن جا که در هر دو رمان نویسنده، زن است و در هر دو رمان قهرمان اصلی نیز زن است، مسائل و دغدغه های زنان نیز موضوع محوری هر دو رمان است. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو رمان از لحاظ زنانه نگاری شباهت های زیادی دارند. مولّفه های مشترک هر دو اثر در زمینه زنانه نگاری عبارت است از: توجه به ویژگی های جسمانی و ظاهر زنان و دغدغه های مرتبط با جسم برای زنان در هر دو رمان، انعکاس طرز سخن گفتن زنان و کلمات تکراری مخصوص زنان در هنگام صحبت کردن در هر دو اثر، توجه به نیازهای روانی و عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در هر دو کتاب و توجه به مشکلات مربوط به نگاه فرودستانه به زن در جامعه مربوط به هر دو رمان. در مجموع می توان گفت با توجه به شباهت های فوق هر دو اثر از مولفه های زنانه نگاری به خوبی بهره برده اند و بخش زیادی از این شباهت ها حاصل مراودات فرهنگی و اجتماعی جوامع فارسی زبان و عربی زبان است.
۳۷۱۱.

جدال هم افزایِ تخیلات واقع گرا؛ بررسی گزاره های رئالیسم جادویی در دور رمان کافکا در کرانه اثر موراکامی و شجره العابد اثر عمار علی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۴۰
نمادهای واقعی تخیُّل گریز بوده و مفاهیم و صور انتزاعی نیز به صورت بنیادین پیوندی با نمادهای رئالیستی ندارند، اما محمل ادبیات آوردگاهی است که این دو سویه ناهمگون از تأملات منطق گریز را واجد پیوندی ناگسستنی می کند، به گونه ای که گاه مرز میان آنها قابل تشخیص نیست، بخصوص در مؤلفه هایی چون رازگونگی، پوچ گرایی، فضای وهم آلود، دگردیسی و مسخ شدگی و تا حدودی صوفی گری. شاید شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در جوامع نکبت زده جهانی، نویسندگان را به این سبک فراخوانده و باعث شده نویسنده با زبانی رمزگونه و تلفیق نمادین واقعیت وخیال، واقعیت های جامعه را به تصویر کشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های رئالیسم جادویی در دو رمان شجره العابد از عمار علی و « کافکا در کرانه » از موراکامی پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عناصر وهم وخیال، تنهایی، اوضاع سیاسی-اجتماعی، سکوت و بایکوت اختیاری، حضور موجودات فراحسی، ورازگونگی وپوچ گرایی در این دو رمان استعمال شده است. عناصری چون استحاله و دگردیسی و صوفی گری تنها در رمان شجره العابد، و مؤلفه هایی چون پوچ گرایی وفضای متعفن فقط در رمان کافکا کاربرد داشته است. برجسته ترین این مؤلفه ها در شجره العابد ترسیم فضای تعفن آلود و جنبه متصوفانه بوده، و مؤلفه های برجسته رمان کافکا تقابل، پوچ انگاری و رازگونگی بوده است. عمار علی به اوضاع نابسامان جامعه، مسائل اجتماعی و نمادهای عرفانی پرداخته است، اما موراکامی به مسائل انسانی در جامعه خود از جمله به تنهایی، پوچی ومرگ ومسائل فرهنگی اشاره کرده است. گاه نیز اشارات فراواقعی موراکامی قهری، انقباضی، انزواطلبانه و از روی اعتماد به عناصر مادی بوده، در حالیکه نگاه غالب در نزد عمار علی  انبساطی، خودخواسته، غیرمادی وعاطفه محور بوده است.
۳۷۱۲.

مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان های طشّاری و پاییز را فراموش کن (با تکیه بر نظریه میشل فوکو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۰
نقد فمنیستی سعی دارد تا نقش فرهنگ مردسالارانه را در تصویر ارائه شده از زن در آثار ادبی بیان کند و آثار ادبی و هنری در نظام فلسفی میشل فوکو فیلسوف و نظریه پرداز فرانسوی از جایگاه ممتازی برخوردارند و او در تبیین طرح فکری خود از این آثار بهره فراوان برده است. قدرت، کلیدواژه نظریات فوکو است به گونه ای که هر گفتمانی را برآمده از قدرت می بیند و متأثر از اندیشه نیچه معتقد است که قدرت تنها متعلق به طبقه فرادستان نیست، بلکه در تمامی لایه های اجتماعی وجود دارد و زبان، عرصه بروز روابط قدرت و تعیین کننده سوژه غالب و سوژه تحت سلطه است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با استفاده از مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان طشّاری اثر إنعام کجه جی نویسنده عراقی و رمان پاییز را فراموش کن نوشته فهیمه رحیمی نویسنده ایرانی بر اساس نظریه میشل فوکو بپردازد. نتایج نشان از آن دارد که در هر دو رمان، انواع مختلف اِعمال قدرت به کار گرفته شده است، هر چند در رمان پاییز را فراموش کن، برخی موارد مانند اِعمال قدرت خرافات و باورهای عامیانه، اِعمال قدرت فرادستان اجتماعی بر فرودستان اجتماعی و عاملیت مرجّح مردانه در صورتبندی عشق، جلوه گری بیشتری دارد. نویسندگان این دو رمان مصمم هستند تا نشان دهند که گرچه در جوامع سنتی عراقی و ایرانی، در موارد زیادی زنان به عنوان فرودستان، قربانی قدرت فرادستان که در تمامی طبقات اجتماعی وجود دارند، هستند، اما با مقاومت در برابر آنان توانسته اند از مرز زنانی احساساتی و منفعل تا مرز زنانی منطقی و فعال و از عامیانه اندیشی تا پهنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی پیش بروند.
۳۷۱۳.

کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان  تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه  نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار   داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی  در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار  با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو،  مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.
۳۷۱۴.

شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
۳۷۱۵.

بررسی تطبیقی معنای زندگی در شعر رودکی و ابن فارض با رویکرد اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۴
مسئله ی معنای زندگی همواره یکی از پرسش های بنیادین بشر در قلمرو دین، فلسفه و روان شناسی بوده است. پرسشی که ریشه در دغدغه ی هستی شناسانه انسان دارد و پاسخ به آن می تواند سرنوشت روانی، اخلاقی و اجتماعی او را رقم زند. فقدان معنا، انسان را دچار خلأ وجودی و سرگردانی می کند، در حالی که ادراک هدفمندی و معنادار بودن حیات، بستری برای آرامش، مسئولیت پذیری و شکوفایی اخلاقی فراهم می آورد.پژوهش حاضر با عنوان «بررسی تطبیقی معنای زندگی در شعر رودکی و ابن فارض با رویکرد اخلاق اسلامی» به تحلیل تطبیقی دیوان این دو شاعر برجسته می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است و در آن تلاش شده با استخراج گزاره های کلیدی مربوط به معنای زندگی از متون شعری رودکی و ابن فارض، دیدگاه های این دو شاعر درباره حیات، انسان، هدفمندی، لذت، رنج، مرگ، و ارتباط با خداوند بررسی گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که وجه اشتراک اصلی این دو شاعر در نگاه مثبت و متعادل به زندگی است؛ رودکی با تکیه بر حکمت و عقلانیت، بر لذت مشروع و زیستن آگاهانه تأکید دارد و ابن فارض با بهره گیری از مفاهیم عرفانی، زندگی را بستر سلوک معنوی و اتصال به حقیقت الهی می داند. هر دو شاعر ضمن پایبندی به اخلاق اسلامی، از ورود به زهد افراطی یا تعصب بی پایه پرهیز می کنند و نگاهی امیدبخش به هستی دارند. از دیگر یافته های پژوهش آن است که رودکی بیشتر به جنبه های دنیوی و عقلانی معنای زندگی توجه دارد، در حالی که ابن فارض بُعد اخروی و شهودی را پررنگ می کند
۳۷۱۶.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۳۷۱۷.

بررسی رمزگان هرمنوتیک منظومه خسرو و شیرین نظامی و تحلیل روابط پیچیده شخصیت های داستان بر مبنای نظریه ی رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
زبان به طور عام و ادبیّات به طور خاص، می تواند در قالب مجموعه ای وسیع از معانی و نشانه ها، به عنوان ابزاری قدرتمند برای انتقال آزادانه افکار و نیز خلق و کشف مفاهیم جدید، مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با بهره جستن از نشانه شناسی ساختارگرایانه و به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی، تلاش کرده است تا لایه های زیرین معناشناسی منظومه خسرو و شیرین نظامی را با استفاده از تعریف ده مرحله ای رمزگان هرمنوتیکی رولان بارت، مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش آشکارسازی روابط و تعاملات نهان میان شخصیّت ها و ارائه خوانشی جدید، امّا مستند به ابیات این اثر است. تحلیل های این متن، نشان داد که نظامی با دقّت و زیرکی، داستانی عاشقانه را با ساختاری پیچیده از رمزگان ادبی در اثر خود پی ریزی کرده است. شخصیّت های داستان، به ویژه خسرو و شیرین، در این تحلیل از بر اساس دیدگاه بارت، مورد بررسی قرار گرفته است و یافته ها نشان می دهد برخلاف تصوّر که خسرو به عنوان عاشقی دل سوخته شناخته نمی شود، در حقیقت رمز اصلی داستان بوده است. شاپور در ابتدا به عشق شیرین مبتلا بوده، ولی به سرعت به نیّت نهان اولیه خود بازگشت و با تمام ذکاوت و فریبکاری، تلاش کرد تا از پس وصال خسرو و شیرین به نقشه خود که رسیدن از غلامی به پادشاهی بود، دست یابد. در نتیجه، نظامی با استفاده از رمزگان معنایی، نه فقط در پی روایت یک داستان عاشقانه، بلکه در تلاش برای برقراری لایه های معنایی پیچیده و پرمحتوا در متن خود بوده است.
۳۷۱۸.

بازتاب عرفان و دین در نمادهای دوگانه حافظ: تحلیل نشانه شناختی بر اساس مدل معنایی آگدن و ریچاردز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
خواجه شمس الدّین محمّد، حافظ شیرازی، در اشعار خود از نمادهای دوگانه، استفاده کرده است که در بطن خود، ترکیبی از مفاهیم عرفانی و دینی را به نمایش می گذارند. این نمادها، که به طور هم زمان به مفاهیم متضّاد و مکمل اشاره دارند، بستر مناسبی برای بیان تعارضات ظاهری و هم زیستی مفاهیم عمیق معنوی و اجتماعی فراهم می کنند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی - تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، نویسنده درصدد آن است تا با بهره گیری از مدل معنایی آگدن و ریچاردز که سه عنصر اصلی نشانه، مصداق و اندیشه را به عنوان اجزای تشکیل دهنده معنا معرّفی کند و به تحلیل دقیق این نمادهای دوگانه در اشعار حافظ بپردازد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که حافظ نه تنها تضّادهای ظاهری میان دین و عرفان را به تصویر کشیده؛ بلکه لایه های پنهانی از معانی عرفانی و دینی را آشکار ساخته است که در ورای این نمادها، نهفته اند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین روش های نمادپردازی حافظ برای بیان تعارضات میان دین و عرفان و کشف چگونگی هم زیستی این مفاهیم در چارچوبی واحد است. این تحلیل نشان می دهد که حافظ چگونه با ترکیب این نمادها به ایجاد پلی میان ظاهر و باطن، و مادیّات و معنویّات پرداخته و در نهایت، مخاطب را به سوی درک عمیق تری از حقیقت معنوی و انسانیّت سوق داده است
۳۷۱۹.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.
۳۷۲۰.

بررسی دینامیک های حرکتی در منطق الطیر عطار و رسالة الغفران ابوالعلا معّری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
این مقاله به بررسی و مقایسه دینامیک حرکتی در منطق الطیرعطار و رساله الغفران ،  ابوالعلا معّری می پردازد. هر دو اثر، به نوعی سیروسلوک معنوی و سفر روحانی را به تصویر می کشند؛ اما  در شیوه های بازنمایی حرکت تفاوت هایی وجود دارد . منطق الطیر به عنوان یک اثر عرفانی، سیر تکاملی پرندگان در جستجوی حقیقت را نماد انسان های جویای خداوند نشان می دهد، در حالی که ابوالعلا معّری با دیدگاه فلسفی خاص خود به موضوع سفر و حرکت به عنوان یک سفر ذهنی و فلسفی پرداخته است. این پژوهش،  به بررسی ابعاد مختلف حرکت و مقایسه مفاهیم فلسفی در این دو اثر، می پردازد. هر دو اثر نوعی سیر و سلوک معنوی و فلسفی را با دیدگاهها و جهان بینی متفاوتی به تصویر می کشند. در حالی که عطار با بهره گیری از استعاره های عرفانی به تبیین سفری روحانی به سوی حقیقت نهایی پرداخته، معّری با دیدگاهی فلسفی و شک گرایانه به سفر ذهنی و انتقادی از باورهای دینی و اجتماعی زمان خود پرداخته است. هدف این پژوهش بررسی عمق و معنای حرکت در هر دو اثر و تحلیل تطبیقی این حرکت از منظر عرفانی و فلسفی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد تطبیقی و تحلیل محتوا به بررسی ریشه ها، ویژگی ها و نتایج این حرکت ها در دو اثر می پردازد. نتایج نشان می دهد که حرکت در منطق الطیر ، نماد سفری روحانی به سوی کمال است، در حالی که در الغفران معّری، حرکتی فلسفی و ذهنی در راستای نقد جهان بینی های سنتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان