فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲۸۴ مورد.
سیری در مضامین عرفانی اشعار صائب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صائب از شاعران نامدارِ دوره صفوی است که با وجودِ نابسامانی اوضاعِ عرفان اسلامی، شعرِ وی افزون بر درون مایه های ادبی، اخلاقی، اجتماعی و حکمی، مضامین بلند عرفانی دارد و به دلیل کمبود تحقیق در این زمینه، هنوز سزاوار بررسی است.هدف از تحقیق حاضر، ارایه مضامینِ عرفانی در شعر صائب است. به همین منظور، ابتدا به ذکر مقامات، احوال و هفت وادی معرفت در شعر او پرداخته و گفته ایم که وی، بیشتر در حالِ «محبت» سیر می کند و با دو بال جذبه و کوشش، به فنا در معشوق ازل می رسد. در مبحث وحدت وجود، بیان کرده ایم که وی اعتقاد به هر نوع حقیقتی مستقل از حقیقت مطلق را در حکم شرک می داند. سپس در زمینه وحدت ادیان یادآور شده ایم که بر تعصب نداشتن نسبت به مذهبی خاص تاکید می کند. درباره حقیقت عالم و مرگ نیز گفته ایم که وی از فرصت های دنیوی برای عبرت و اندوختن توشه اخروی بهره می برد و از یاد مرگ، بدان سبب که مشتاق دیدارِ خداست، همچون کبک سرمست می گردد و بر این باور است که بیشترین خلوت عارف راستین باید در انجمن صورت گیرد.همچنین وی، ملامت و زخم زبان را برای حفظ اخلاص و توفیق در سلوک، کارساز می داند.
مشاهیر شعرای ایران (4): ابوشکور بلخی
حوزههای تخصصی:
بررسی انتقادی معنا و اندیشه های بیدل در آیینه یک غزل
حوزههای تخصصی:
آوازه و بزرگی بیدل تنها به شیوه بیان و پیچ و خم های زبانی او ختم نمی شود، بلکه برخی از شکوه و جلال و جذابیت شعر او به اندیشه اش مربوط است که به مثابه زبانش پر رمز و راز است. اگر بپذیریم که در حوزه معنا و اندیشه بیدل نیز برجستگی و خصوصیت های سبکی هست، می توان پرسید که این دگرگونی ها در قالب غزل چگونه خود را نشان داده است؟ اگر غزل، آیینه تغزل و سخنان غنایی است، عشق و اندیشه در آن چگونه با هم گره خورده است؟ آیا از نظر اندیشه می توان غزل بیدل را نوعی غزل خاص نامید؟ در این مقاله با طرح یکی از غزل های پرآوازه بیدل، به نقد اندیشه های مندرج در این غزل پرداخته ایم. حاصل این پردازش نیز این است که چنان که شعر سبک هندی در قالب گفتار و فرم متحول و دگرگون شده است، از جهت اندیشه و فکر نیز این تحول در نمونه های بارز شعر سبک هندی که سروده های بیدل یکی از نمایندگان پرآوازه آن است، دیده می شود.
انحراف از هنجار در شعر صائب تبریزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نگاهی به سبک غزلیات حزین لاهیجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
انقلابی در برابر مدح در شعر سبک آذربایجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصاید مدحی، با ساختار و جهان بینی مشابه، رایج ترین شکل شعر در سبک خراسانی را تشکیل می دهد، اما سبک دوره ای بعدی، یعنی سبک عراقی، بیشتر با غزل و مضامین تغزّلی عرفانی شناخته می شود. پیگیری منشا و کیفیت این تغییر نیازمند تحقیقیات تاریخی و ادبی است که این مقاله به شیوه ی تحقیق ساختارگرایانه و نیز تحلیل محتوا آن را دستور کار خود قرار داده است. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، شاعران سبک آذربایجانی در حد واسط دو سبک خراسانی و عراقی با ساختارشکنی در شکل و سنّت های رایج قصاید مدحی و بر هم زدن تناسب عادی مدح، با روی کردی جدید به مفاهیمی که مستقیما در تقابل با روحیه ی ستایش گری و خواهندگی قرار می گیرند. پا به پای عرفان و غزل انقلاب عظیمی در شعر فارسی ایجاد کردند. این مقاله پس از بررسی کوتاهی بر ساختار رایج و سنّت های عادی قصاید مدحی و نیز آفات مدح بر شعر فارسی، به تشریح عوامل و تحرّکاتی در شعر سبک آذربایجانی می پردازد که در تقابل با ساختار و عادات مرسوم مدح قرار دارد.
نگاه انتقادی و تحلیلی به جایگاه معنایی و ساختاری چند موتیو در شعر صائب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موتیوها مجموعه قراردادی و سپس کلیشه شده از الفاظی است که به وسیله شاعر برای هنر نمایی و جولان خیال در شعر وارد می شوند و قدمتی به دیرینگی ادبیات هر ملت دارند. در شعر فارسی، علاوه بر مجموعه ای از موتیوهای متداول، یک سلسله موتیوهایی در سبک هندی دیده می شود که در ایجاد شبکه تداعی ها و تصویر سازی شاعران این اسلوب تاثیر ویژه ای دارد. موتیو های شعری در مضمون پردازی و خلق تصاویر غریب و دور از ذهن، که در نزد شاعران سبک هندی، عرصة مناسبی برای اظهار شگفتی خواننده و جولان هنرنمایی سراینده محسوب می شود، در شعر صائب نقش برجسته ای ایفا می کند. او از طریق موتیو ها و نیز سلسله تداعی های پیچیده، در برقراری معادله و ایجاد روابط تناظری میان دو مصراع که صرفاً به قصد خلق مضامین تازه و متنوّع صورت می گیرد، تلاش ویژه ای انجام می دهد؛ امّا در نهایت این کوشش شاعر در اغلب موارد به تکلّف و تصنّع و دور شدن شعر از فوران عاطفی خود منجر می شود؛ افراط در خیال پردازی و دشوارگویی و دشوار پسندی، زمانی در شعر او بهتر به دید می آید، که شاعر همانند دیگر پیروان سبک هندی، موتیو هایی را دست مایة معادله سازی و رسیدن به هدف غایی شعر، یعنی مضمون آفرینی قرار می دهد که ما امروز جز از طریق فرهنگ های عصر صفوی نمی توانیم مفهوم و مدلول اصلی آن ها را دریابیم. با وجود این هرگاه بعد عاطفی، توازن لفظ و معنا و انسجام شعر برمضمون سازی و ایجاد روابط پیچیده و حیرت انگیز غلبه می کند، تک بیت ها و غزلیّات درخشان صائب به وجود می آید که برای همیشه نام او را در کنار مفاخر شعر و ادب فارسی جاویدان نگه می دارد. در این پژوهش سعی بر آن است، ضمن تحلیل جایگاه ساختاری و معنایی برخی از موتیو های غریب و مهجور در شعر صائب، اهمیّت و تاثیر آن ها را در چگونگی به وجود آمدن مضمون های باریک و برقراری پیوند تقابلی، نشان دهیم.
بیدل و سبک هندی
راه بی بازگشت
منبع:
هنر زمستان ۱۳۷۶ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
تحلیل پیوندهای زیبایی شناختی شعر بازگشت و نقاشی پیکرنگاری درباری در دوره فتحعلی شاه قاجار تحلیل پیوندهای زیبایی شناختی شعر بازگشت و نقاشی پیکرنگاری درباری در دوره فتحعلی شاه قاجار (1176 – 1213ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ویژگی های نقاشی و نگارگری ایرانی، پیوند با ادبیات فارسی است که به شکل گیری زبان مشترک و موضوعات مشابه در این دو حوزه هنری منجر شده است. هرچند از دوره زندیه، به ویژه از اواخر آن، به دلیل تأثیرپذیری نقاشان از هنر اروپایی و ضعف نسبی شعر فارسی، پیوندهای میان این دو رو به گسست نهاد، اما طی 37 سال سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1213 - 1176ق)، زمینه شکوفایی و همگامی تازه ای بین شعر و نقاشی به وجود آمد. از این رو، نگارندگان در این پژوهش با رویکرد بینارشته ای مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، ضمن توجه به شاخصه های اشعار دوره دوم جریان بازگشت و نقاشی های پیکرنگاری درباری، پیوندهای زیبایی شناختی میان این دو حوزه هنری را بررسی و عوامل شکل گیری و شکوفایی نسبی شان در دوره فتحعلی شاه قاجار را تبیین کرده اند.
مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا همچون گذشته می توان در تصاویر و اشعار این دوره، ویژگی های مشترکی یافت که از قواعد و پیوندهای زیبایی شناختی خاصی پیروی کرده باشند؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که نقاشان با استفاده از الگوها و معیارهای زیبایی شناسانه ادبی و با بهره گیری از نگاه انسان مدارانة غربی، باستان گرایی و نیز با استفاده از موضوعات جدید، به بازنمایی تصویرسازی های شاعرانه و توصیفات اشعار عاشقانه پرداخته اند. به بیان دیگر، آن ها از طریق شکل و صورت، میان متن و تصویر ارتباط برقرار کردند، نه بر اساس بازنمایی موضوعات و نمایش مفاهیم متعالی و مثالی. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز شناخت پیوندهای زیبایی شناختی مشترک در شعر دوره بازگشت و نقاشی پیکرنگاری درباری، با توجه به نقش فتحعلی شاه در فراهم آوردن زمینه مساعد در راستای همگامی این دو حوزه هنری است.
نقش اصفهان در پیدایش و تکوین سبکهای شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر اصفهان در ادوار گوناگون، بویژه در چند مقطع تاریخی که به عنوان پایتخت حکومتهای مختلف قرار گرفته، منشا تاثیرها و تحولات عمیقی در عرصه های علم، فرهنگ، هنر، معماری و ادب ایرانی بوده است که اوج آن را در عصر صفوی می بینیم. در این مقاله از منظر سبک شناسی به بررسی نقش اصفهان در پیدایش و تکوین سبکهای شعری پرداخته و نشان داده ایم که نقش محوری و کلیدی این شهر و پیشاهنگان آن در قلمرو شعر و ادبیات در تغییر و تثبیت دو سبک اصلی هندی (یا اصفهانی) و بازگشت ادبی و دو سبک فرعی (یا حد واسط) سلجوقی و دوره فترت در شعر فارسی تا چه اندازه و پایه و به چه صورتی بوده است.
مقایسه شعر صائب و نسفی در حوزه لفظ و معنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با هدف مطالعه تطبیقی شعر صائب تبریزی و میر عابد سیدای نسفی (نمایندگانی ازسبک هندی در ایران و تاجیکستان) در حوزه لفظ و معنا و تبیین اجمالی وجوه اشتراک و اختلاف آنها صورت گرفته است. این مقاله با محوریت متون موجود از آثار دو شاعر گرانمایه سبک هندی انجام شده و سندیت آن براساس متون تاریخ و ادبیات فارسی ایران و تاجیکستان، سبک شناسی، نقد ادبی و دیوان اشعار شاعران مذکوراست. در کنکاشی که بین آثار دو شاعر در مقام مقایسه انجام شد، این نتیجه به دست آمد که دوری و نزدیکی سخنوران، به مرکز و مهد زبان و وضعیت موجود جوامع و ملل و هنجارها و ناهنجاری های فرهنگی در رشد و ارتقای سبک ها بسیار موثر است. در انتها خواننده متوجه خواهد شدکه بلاغت و فصاحت زبانی دقیقا رابطه مستقیم با سطح آگاهی شاعر از زبان شعر و هنجارهای شعر و شاعری دارد و علایق را دگرگون کرده جهت می دهد.«ذوقیست جان فشانی یاران به اتفاق»
سبک آذربایجانی: انسان در میانه طبیعت و خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک آنچه باعث تمایز اصلی سبک های ادبی از هم می گردد، پیش از آن که محصول تغییرات و تحولات در حوزه ی زبانی و ادبی باشد، حاصل تغییر نگرش و دیدگاه عمومی گویندگان یک مکتب ادبی نسبت به دوره ها و مکاتب دیگر است و البته که این تغییر بینش، جریانی است که به تدریج در آثار ادبی ظاهر می شود و اغلب نتیجه ی تحولات اجتماعی و فرهنگی است.
در مطالعات مربوط به سبک شناسی دوره ای، نخستین سبک دوره ای شعر فارسی، یعنی سبک خراسانی، با اوصاف برون گرایی و طبیعت گرایی وصف می شود و دومین دوره یعنی سبک عراقی بیشتر به داشتن بینش عرفانی معروف است؛ اما رسیدن از دیدگاه طبیعت گرایانه به دیدگاه عرفانی نیاز به گذر از مرحله ای حساس به نام انسان دارد که این امر، توسط شاعران سبک آذربایجانی محقّق گشته است.
مقالة حاضر به بررسی نقش گویندگان سبک آذربایجانی در ایجاد تحوّل عظیم فکری در سبک شعر فارسی و جایگاه ""انسان"" در این سبک و نیز مقایسة این مکتب –از حیث تعامل ""شاعر"" و ""انسان""- با دیگر سبک های شعر فارسی می پردازد.
سیمای هند در سبک هندی
منبع:
قند پارسی ۱۳۷۳ شماره ۷
حوزههای تخصصی: