فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۲٬۳۳۲ مورد.
باغ عرفان سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از برجسته ترین شعرای معاصر، که شعرش سرشار از عرفانی لطیف و خاص است، (سهراب سپهری) است. سهراب، شخصیتی است که در عرصه نقادی ها، گونه گون با او برخورد می شود؛ بدین معنی که گروهی او را عاری از عرفان، گروهی عارف الهی و برخی دیگر عارفی که عرفانش آمیزه و گلچینی از سایر عرفانهاست، معرفی می کنند. همچنین امر موجب شد که نگارنده به چنین جستاری دست یازد و با نگرشی دوباره در مقام این نوع داوریها بنشیند.در این جستار، ابتدا کلیه سروده های سهراب مورد مطالعه قرار گرفته و از خلال آنها، وجوه مختلف نگرشهای عرفانی وی از جمله مشابهتها و اختلافات عرفانش با عرفان کلاسیک، مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت در این بررسی به این نتیجه دست یافته ایم که گرایش سهراب به عرفان حتمی است، اما نه آن عرفان که از دیر باز شناخته ایم، بلکه عرفانی تازه و مختص به خود او.
بررسی شخصیت «هدهد» در منطق الطیر عطار براساس نظریه «خودشکوفایی» آبراهام مزلو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطق الطیر عطار با طرح مبانی عرفان اسلامی به طور عام و نظریه وحدت وجود به طور خاص، همچنین با داشتن جنبه های تمثیلی و نمایشی، شأن و جایگاهی محکم در زبان و ادبیات فارسی دارد. هدهد یکی از شخصیت های برجسته در این اثر است که توانست با تأکید بر کنش جمعی و بسیج عمومی، مرغان دیگر را برای حرکتی جدید و متفاوت متقاعد کند. منش و روش هدهد در اقناع و بسیج مرغان بر مبنای نظریه های روانشناختی انسانگرا، تحلیل پذیر و درخور بررسی است. نظریه «خودشکوفایی» ابراهام مزلو، پدر روانشناسی انسان گرا، در رفتارشناسی و شناخت هدهد رهبر پرندگان در مسیر رسیدن به سیمرغ به خواننده کمک می کند تا شخصیت هدهد را به عنوان سمبل انسان خودشکوفا و کنش گرا بهتر درک کند. به نظر می رسد هدهد در جایگاه یک رهبر خودشکوفا و کنش گر توانسته است با تکیه بر ویژگی هایی مانند گشودگی نسبت به تجربه های اوج، تأکید بر منطق گفت وگو و مکالمه، هوش کلامی، انعطاف پذیری، اشتیاق و صداقت، خلاقیّت و دوری از تقلید، خودبسندگی و خودمختاری و درک متقابل، بسیج عمومی و کنش جمع محور، مرغان را به نتیجه ای مطلوب و آرمانی برساند که همانا رسیدن به جایگاه سیمرغ است. در این مقاله سعی می شود با تأکید بر نظریه خودشکوفاییِ مازلو، به شخصیت شناسی هدهد و همچنین انجمن های معناگرا پرداخته شود.
نقد رویکرد هجویری به حلاج با تأملی در کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هجویری در کشف المحجوب بزرگ زاده ای دین ورز، پشمینه پوشی بی خرقه و صوفی آزاد از رسوم است. داوری های او دربارة مشایخ گذشته و هم روزگارش با تأمل و شناخت همراه است. یکی از این مشایخ، حسین بن منصور حلاج است که به گواهی تاریخ، وابستگان دستگاه خلافت عباسی مخالف او بوده اند. پیروان حلاج در طول تاریخ از مجازات ایمن نبود ه اند. بزرگان تصوف نیز به مقتضای زمان، پوشیده و به اشاره در باب او سخن گفته اند. برخی متصوفه مثل سراج طوسی و قشیری با ذکر سخنان حلاج به دنبال راهی برای جلوگیری از حذف کامل او از فهرست مشایخ اهل تصوف بوده اند. عملکرد هجویری تا اندازه ای ظریف تر و رندانه تر است؛ زیرا با ذکر احوال او در باب «فی ذکر ائمتهم من اتباع التابعین»، به مناسبت و احتیاط، دین و اعتقاد او را تأیید می کند؛ هجویری حتی ذکر نکردن نام حلاج را در کتاب خلاف رسم امانتداری می داند. این پژوهش تأملی در تحلیل نگاه هجویری به حسین بن منصور حلاج بر پایة اشارات او در کشف المحجوب است. با بررسی و تحلیل شواهد، ساختار پژوهش در نه بخش تنظیم شد: سابقة آشنایی هجویری با حلاج، رویکرد هجویری به آرای موافقان و مخالفان حلاج، ارتباط حلاج با مشایخ عصر خود و دلیل رانده شدن حلاج، انگیزة طرح حلاجی دیگر، حلاج و ملامتیه، رد احتمال اعتقاد حلاج به حلول، رد اتهام ساحری و اثبات کرامت حلاج و ناپذیرفتنی های حلاج.
تحقیق تطبیقی داستان حضرت یعقوب (ع) و فریدون و فرزندان آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعه داستانهای دینی از جمله قرآن کریم و داستانهای شاهنامه فردوسی که حماسه ملی ایران است، با شخصیت هایی مواجه هستیم که در اعمال و رفتار و زندگی، وجه مشترک و همانندی زیادی بین آنها وجود دارد. این شباهتها یا به جهت وجود حقایق واحد و مشهوری است که در نقطه ای واحد پدید آمده، سپس به دلیل گردش در بین ملتهای دیگر در افکار و باورهای آنان تاثیر گذاشته و رنگ بومی و نژادی هریک از آن ملل را به خود گرفته و روایت دیگر از داستان اصلی است و شاید هم وجود حوادث مشابه و شخصیتهایی با اعمال مشابه در بین ملتهای مختلف و از سنخ تکرار تاریخ است. این نوشته از میان موضوعات متعدد قابل تطبیق، صرفاً تحقیق در داستانهای حضرت یعقوب و فرزندان او با استناد به سوره یوسف از قرآن کریم و داستان فریدون و فرزندان او، با تکیه بر شاهنامه فردوسی، را وجهه همت خود قرار داده است که با تامل بیشتر معلوم می گردد، این دو داستان بخوبی استعداد تطبیق با یکدیگر را دارا هستند. به اعتقاد مولف، این دو داستان را نه متاثر از یکدیگر می توان دانست و نه کار او قیاس بین اسطوره با وحی الهی است؛ زیرا اسطوره در قیاس با وحی چیزی شبیه خیال در مقابل یقین است و مبنای کار مولف تنها بررسی و بازنمایی وجوه تشابه و تمایز از صورت مکتوب و مشهور این دو داستان است. مقایسه و تطبیق دو داستان یاد شده، در یک مقدمه- با عنوان تحقیق تطبیقی- و در پانزده محور شامل نه وجه مشابهت و شش وجه تمایز و مغایرت عرضه می گردد.
عشق پژوهشی؛ از خدا تا انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محور اصلی این نوشتار، تحلیل روشمند موضوع عشق با نظری بر آموزه های کتاب مثنوی معنوی مولانا است. نویسنده مقاله بر اساس یک ساختار منطقی و الگوی نظری خاص درباره «عشق»، به جست وجوی این مفهوم در رابطه انسان و خدا می پردازد. در این جست وجو نویسنده، به برخی منابع و پایه های این آموزه ها در قرآن و سنت نیز نظر داشته است. بدین ترتیب برای بررسی و تحلیل معنا و مفهوم عشق در آموزه های دینی و عرفان الهی، بایستی در یک تحقیق جامع از «خدا پژوهی» به سمت «انسان پژوهی» حرکت کرد تا در نهایت بتوانیم به «عشق پژوهی» بُنیادینی دست یابیم. نوشتار کنونی بر اساس همین الگوی کلّی شکل گرفته است و مسأله را از زاویه این سه نگاه پی می گیرد.
بررسی تمنای لکانی در خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با محوریت مضمون تمنا در تئوری روانکاوی لکان، خوانشی نو از خسرو و شیرین نظامی ارائه و تعاریف تازه ای از شخصیت های اصلی داستان و جایگاه هر یک از آنها به دست داده شده است. برای روشن شدن مفهوم تمنای لکانی، ابتدا مقوله های تمنا/آرزومندی، مطلوب گمشده، ژوئی سانس/ تمت، تعین ما بعدی، رانش، خلا /هیچی از روانکاوی لکان را که با موضوع این پژوهش همسو هستند، شرح داده شده، سپس در پایان هر مقوله بخش های مختلف داستان همراه با نمونه ای از متن تعریف و تحلیل شده است. این پژوهش در بررسی خود بدین نتیجه رسیده است که ارتباط خسرو با شیرین، مریم و شکر بر اساس جستجوی «مطلوب گمشده» شکل گرفته است؛ در مسیر این جستجو، مریم و شکر نقش مطلوب های کوچک و جزئی را برای خسرو ایفا کرده اند و شیرین به دلیل به تاخیر افکندن وصال، برای خسرو این توهم را پیش آورده که مطلوبِ اصلی آرزومندی است؛ در حالی که پس از وصل، مطلوب گمشده همواره دست نیافتنی و جستجوی خسرو به دلیل حضور او در امر خیالی لکان، همچنان بی پایان خواهد ماند.
بررسی ساخت داستان عامیانة «حسین کرد شبستری»
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر به بررسی ساخت داستان عامیانة حسین کرد شبستری باتوجه به عناصر داستانی آن، می پردازد. این داستان دربارة اعمال پهلوانی و عیّاریِ قهرمانی به همین نام در دورة صفویه است. در این پژوهش ابتدا عوامل داستانی، درون مایه، پیرنگ، شخصیت، حادثه، توصیف، گفت وگو، زاویة دید و سبک داستان، بررسی و سپس در نتیجه گیری، چگونگی شکل گیری داستان با توجه به این عوامل، توصیف شده است. به نظر می رسد که «تکرار»، عنصرِ بنیادی داستان و تمامی عوامل آن باشد.
درآمدی به معرفت شناسی جدید عرفان
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر، در سه بخش با عناو ین عرفان و علم، عرفان و منطق و عرفان و د ین، به بررسی نظریه های معرفت شناختی جد ید در باره عرفان می پردازد . در بخش عرفان و علم سخن بر سر این اصل است که معرفت شناسی جدید عرفان، به تبع معرفت شناسی جدید دین، در دامن معرفت شناسی جدید علم پرورش مییابد. در این بخش، چند ین نظریه با دسته بند ی محتوا یی مورد مطالعه قرار گرفته است؛ نظریه هایی که از مفهوم عینیت، به عنوان قاعده بحث، تلقّی تحد یدی ارائه میکند یا تلقّی توسعی قر یب و یا تلقّی تو سعی بعید. بخش عرفان و منطق نیز، به مطالعه چند ین نظر یه د یگر در باره نسبت میان ا ین دو پد یده میپردازد تا از این رهگذر، جنبه های عقلانی و غیر عقلانی تجربه عرفانی را بررسی نماید . این بخش با طرح سه دسته نظر یه غیرمنطقی، منطقی و فرامنطقی بودن این نوع تجربه پایان مى پذیرد. در بخش رابطه دین و عرفان نیز دو تلقی از د ین؛ یعنی سنت د ینی و تجربه دینی مبنا ی دو نظر یه در رد و قبول نسبت میان آن دو قرار میگیرد تا در کنار نظریه سوم؛ یعنی فرا دینی بودن تجربه عرفانی ، نمایانگر تشتت آرا صاحب نظران در این زمینه باشد . به طور کلى، می توان گفت درباره نسبت عرفان با علم، منطق و دین سه دسته نظریه قابل شناسایى است: نظریه هاى نفیى که معتقد به غیر علمى، غیر منطقى و غیردینى بودن تجربه عرفانى هستند . نظریه هاى اثباتى که به علمى، منطقى و دینى بودن ا ین نوع تجربه باور دارند و نظر یه هاى تبا ینى که آن را فراعلمى، فرامنطقى و فرا دینى میدانند. بیگمان، از ا ین میان، نظریه هاى دسته سوم که معرفت شناسى جد ید عرفان در واپسین گامهای پیشرفت بدآنها دست یازیده است، با تجربه عرفانى، همسویى بیشترى دارد.
نقد و تحلیل پدیدارشناختی عرفان روزبهان با تأکید بر مبحث «تجلیات التباسی» در عبهرالعاشقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیدارشناسی با همة گستردگیای که دارد، نمیتواند با همة ابعاد برای بازنمایی و تشریح رخدادهای شهودی (تجلیات) به کار آید. از این رو، ما این مقاله را تنها به بحث و بررسی درباره برخی از وجوه آن، یعنی وجه التفاتی و فروکاست و نیز ارتباط عین و ذهن -که در عرفان روزبهان بقلی در قالب وصل و فصل بیان میشود- محدود کرده و کوشیده ایم تا آنجا که ممکن است، از امکان های این روش برای شکوفایی و فعلیت بخشیدن به ظرفیت های عرفان اسلامی، به ویژه نقش شناختی تجلیات عرفانی مدد جوییم؛ و سرانجام، با اتکا به مبانی عرفانی- فلسفی یادشده در این روش، به برداشتی متفاوت از بحث تجلیات جمالی و جلالی (در قالب پدیدارهای التباسی) دست یابیم.
شمس به روایت شمس
حوزههای تخصصی:
عرفان اسلامی، مکتب تسامح و تساهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتب انسان ساز اسلام ،براساس تعالیم والای قرآن کریم و سیرة رسول وحی (ص) و در مقام دینیسمحه و سهله، اختلاف بین امّتها و مذاهب را امری طبیعی و جایز و آن را از مقتضیّات حکمت بالغةالهی دانسته و پیروان خویش را از مجادلههای خصومت بار با دیگر طریقتها بر حذر داشته است. باوجود این، گاه اختلاف قولی و فعلی امّتها، بدلیل انحراف از معیار حقیقت، دستمایة نوعی عصبیّت خشونت بار و احیاناً جنگ و خونریزی شده است و هر گروهی با توسّل به استدلال و برهان، خود رامحک و معیار تمام حقیقت دانسته و دیگران را به بدعت و الحاد و کفر متّهم کرده است. در این میان،عارفان روشن بین و صاحب بصیرت، با تکیه بر آموزههای دین، با تکیه بر شعار >الطّرق الی الله بعددنفوس الخلایق< مقصود و مقصد هم طریقتها را یکی دانسته و آنان را به مدارا و تسامح و تساهل فراخوانده و کوشیدهاند آرمانشهری جهانی بنیان نهند که همة مردم با هر باور و اعتقادی بتوانند با یکدیگردر کمال صلح و آرامش زندگی کنند. این مقاله، در پی آن است به پارهای از اصول و مفاهیم آموزههایعرفان اسلامی در اتّحاد و اتّفاق طریقتها اشاره کند.
تجلی روزه در متون عرفانی
حوزههای تخصصی:
روزه در متون ادب فارسی به خصوص در متون عرفانی، نمود و بروز خاصی دارد و به عنوان مفتاح زهد و باب عبادت حق و نیز سپر و حجابی از ماسوی الله بیان گردیده است. عرفا روزه را به عنوان سری از اسرار الهی میان خلق و حق و باعث کسر شهوات و مصفی گردانیدن دل و غایب گشتن از دیدار خلق به دیدار حق می دانند و به جای آوردن آن را به گزاردن امانت حق تعالی تعبیر می کنند و همواره شرط معظم روزه را اخلاص و عدم آمیختگی با شایبه ریا و هوی می دانند. در این مقاله سعی شده به انعکاس روزه در امهات متون عرفانی و نیز تعابیری که صوفیان و عرفا از روزه داشته اند به همراه انواع، اهداف، مفاهیم و فواید روزه و نیز توصیفات عرفانی روزه در نزد عرفا و صوفیه پرداخته شود.