فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مناجاتهای منظوم فارسی
محکمه
کلک کلیات درباره رمان نو: ... نه آغازی هست نه پایانی ...
منبع:
کلک شهریور ۱۳۷۴ شماره ۶۶
حوزههای تخصصی:
حماسه های مشهور (بررسی و معرفی حماسه های هند، یونان و ایتالیا)
حوزههای تخصصی:
مهین دخت، بانو گشسپ سوار
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب: گزیده اشعار مسعود سعد(با شرح لغات و ترکیبات)؛ حسین لسان، چاپ پنجم
حوزههای تخصصی:
زهد فلاطون خم نشین در مضمون سازی صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی دیوان حجیم صائب تبریزی، این ادعا را اثبات می کند که او در یادکرد از دیوجانس یونانی و زهد و گوشه نشینی او، مانند دیگر شخصیت های موجود در دیوانش، نگاهی دوگانه دارد. او در بیان، تایید و تاکید مفاهیم و مضمون های اخلاقی و تعلیمی خود، بیش از هر چیزی از شخصیت های موجود در منابع شعری پیش از خود بهره می برد اما گاهی در بیان ارزش مضامین والای اخلاقی و تعلیمی، حتی پختگی و سختگی این شخصیت ها نیز چندان طبع اندرزگو و مضمون پرداز صائب را راضی نمی کند؛ پس، او در نگاهی تازه با کنار زدن مقام این شخصیت ها و برخلاف آن چه خود نیز از آن ها به کار می گیرد، بر ارزش مضامین مورد نظر خود تاکید می ورزد. در این مجال به بررسی این نوع کاربرد و تمثیل های دوگانه و تعلیمی صائب در مورد زهدورزی فلاطون خم نشین می پردازیم.
تحلیل بن مایه های استفهام در دیوان ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابیات سؤالی در دیوان ناصرِخسرو، در مقایسه با دیگر شاعران تعلیمی، بسامد زیادی دارد. ما در این مقاله در پی پاسخگویی به این سؤالات خواهیم بود که دلیل اتکای شاعر بر استفاده از سؤال در تعلیم چیست؟ و آیا می توان این نکته را از ویژگی های سبک فردی ناصرِخسرو تلقی کرد؟
در این مقاله کوشش شده است ضمن پاسخگویی به این سؤالات مسئله با رویکردهای متفاوت تحلیل و بررسی شود. این پژوهش به شیوة توصیفی تحلیلی و با رویکرد دیالکتیکی دلایل عمدة شاعر در اتکا به سؤال در روش تعلیم را در موارد زیر جست و جو کرده است: 1. اثرپذیری از ویژگی های سبکی قرآن کریم، 2. اثرپذیری از روش تدریس و آموزش سقراط در تعلیم مخاطب، 3. به کارگیری جنبة بلاغی و زیبایی شناسانة استفهام در بالابردن غنای هنری شعر، و 4. استفاده از روش تبلیغی اسماعیلیه در مراحل دعوت به این مکتب فکری. در این تحقیق با توجه به آمار مستخرج از دیوان ناصرِخسرو به این جنبه های بنیادین پرداخته می شود.
شهد ظرافت
حوزههای تخصصی:
بحثی پیرامون عجایب نامه ها و نظایر آن ( معرفی غرایب الدنیا و عجایب الاعلی شیخ آذری طوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید بتوان گفت عجایب نامه ها نوعی از انواع ادبی است که ریشه در باورها ، سنن و فرهنگ مردم هر منطقه دارد . از دیرباز ناشناخته های عرصه خلقت نظر آدمیان را به خود جلب کرده و آنها را به فکر فرو برده است . آنچه را که به راز آنها پی نبرده و یا به خوبی نشناخته و یا برایش تازگی داشته است تحت عنوان عجایب و غرایب سینه به سینه نقل کرده و چه بسا از نقل آنها لذت نیز می برده است . بعضی از عجایب به افسانه بدل شده اند و پاره ای دستمایه نویسندگان گشته که بر پایه آن آثار ادبی گوناگونی را به وجود آورده اند . جغرافی دان ها و تاریخ نویسان که بهره ها جسته و در واقع کتاب خود را به آنها مزین نموده اند و گاهی مطالبی نیز بر آنها افزوده اند . آذری طوسی نیز آن عجایب و غرایب را دست مایه کار عرفانی و اخلاقی خود کرده و از دیدگاه های متفاوت ، به عجایب نگریسته است . حاصل کار او کتابی است منظوم در قالب مثنوی در بحر خفیف ، به نام "" غرایب الدنیا و عجایب الاعلی "" که مضمونی کاملا عرفانی دارد . این کتاب در اصل باب دوم و سوم کتاب چاپ نشده منظومی است به نام مرآت .
ساختار روایی بوستان سعدی؛ اخلاقی یا عرفانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بوستان سعدی از متون تعلیمی و حکمی است که حکایت های آن به سبب داشتن مضامین و مؤلفه های عرفانی، گاه جزو حکایت های عرفانی محسوب می شود. با وجود اشتراک مضامین در این دو حوزه، دقت در شیوه بهره بردن از آن ها می تواند ما را در دسته بندی دقیق تر حکایت های اخلاقی و عرفانی یاری رساند. هدف مقاله حاضر بررسی و معرفی الگوهای روایی بوستان و تعیین نسبت این الگوها با روایت گری تعلیمی و عرفانی است. به نظر می رسد الگوهای روایی غالب در بوستان، همان الگوهای مرسوم در حکایت های تعلیمی فارسی یعنی دو الگوی خطا و پاداش است. در این میان حکایت هایی با مضامین و مؤلفه های عرفانی نیز وجود دارد که گاه از الگویی شبیه به الگوهای تأویلی روایت گری عرفانی پیروی می کند اما نوع تفسیر و خوانش این نمونه ها چنان است که غلبه الگوهای تعلیمی بر روایت گری بوستان را نشان می دهد؛ به عبارت دیگر سعدی هنگام تفسیر این نوع حکایات، خطی داستانی را بر می گزیند که منطبق با یکی از الگوهای تعلیمی – به ویژه الگوی پاداش- باشد؛ بنابراین این حکایات با وجود داشتن مضامین عرفانی، بر اساس روند تأویلی روایت گری عرفانی درک نمی شود؛ نکته ای که دور شدن بوستان از سبک روایت گری عرفانی را به دنبال دارد.