فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیکرگردانی تغییر ماهیت ظاهری یا توانایی های درونی قهرمانان اساطیر و موجودات افسانه ای است که گاه با دگرگونی های ظاهری همچون تبدیل جماد به حیوان، انسان به حیوان یا بالعکس، انسان به فرشته و ... نمود پیدا می کند و گاه بدون تغییر ظاهر، قهرمان به قدرت ماوراءالطبیعی دست می یابد و از حوزه توانایی های ذاتی خویش پا فراتر می نهد. این دگرگونی ها یا همان پیکرگردانی ها مهم ترین عامل شگفت زایی در اساطیر، افسانه ها و قصه های عامه هستند و نقش بسزایی در تأثیر گذاری، ایجاد هیجان و جذب مخاطب دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی افسانه های بومی مکتوب استان سیستان و بلوچستان از منظر کارکرد های پیکرگردانی و مسخ است و با توجه به تنوع پیکرگردانی های مشهود و گستردگی موضوع، این مقاله فقط به بررسی انواع استحاله های انسانی اختصاص یافته است که در آن انسان به حیوان، جماد، گیاه، موجود ماورائی، طبیعت و انسان دگردیسی می یابد یا بدون تغییر ماهیت انسانی، توانایی های خارق العاده به دست می آورد. با بررسی های انجام شده درمجموع، از 157 افسانه مکتوب این استان در 23 افسانه، استحاله های انسانی وجود دارد. بیشترین پیکرگردانی های انسانی از نوع استحاله انسان به حیوان و سفرهای شگفت انگیز است و استحاله انسان به انسان و استحاله انسان به موجود ماورائی در هیچ یک از افسانه ها دیده نشده است. نگارندگان تلاش دارند با تحلیل افسانه های مکتوب استان سیستان و بلوچستان دلایل شاخص ترین انواع استحاله های انسانی و همچنین کارکرد و نقش این پیکرگردانی ها را در افسانه های بومی این منطقه بیان کنند.
بررسی کهن الگوی آنیما در اشعار مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روانشناسی تحلیلی یونگ، آنیما مجموعه ناخودآگاهی است که منشأ بسیار دوری دارد و نمونه نوعی همه تجارب اجدادی بشر در باب موجود مؤنث و باقی مانده همه احساسات و تأثّرات حاصل آمده از زن و نظام سازش یابی روانی است که به میراث رسیده است. این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر جلوهها و کارکردهای کهن الگوی آنیما، همچنین ویژگی های نهادینه در این بخش از روان، اشعار اخوان ثالث را به گونهای دقیقتر مورد کند وکاو قرار دهد. از آنجا که دوقطبی بودن، خاصیت ذاتی کهن الگوها است، در اشعار اخوان ثالث نیز میتوان بسیاری از کارکردها و فرافکنیهای مثبت و منفی آنیما را بررسی نمود و تحت تأثیر این کارکرد دوگانه، دیدگاه اخوان را نسبت به جامعه و محیط پیرامونش بخوبی توصیف کرد.
حماسه ای شیعی از قرن پنجم
حوزههای تخصصی:
تاکنون، در تاریخ ادبیات فارسی، حماسه های شیعی، محصول دوران تیموری و صفوی شناخته می شده است ولی منظومه ای که در این مقاله معرفی می شود، نشان می دهد که چند دهه بعد از سروده شدن شاهنامه، شاعری درقرن پنجم به سرودن حماسه ای درمغازی امام علی بن ابی طالب (ع) پرداخته است. همزمان با گرشاسپنامه اسدی. این منظومه، هم به لحاظ تاریخ حماسه ها در ادب فارسی و هم از دید تاریخ تشیع، در کمال اهمیت است. ارزش واژگانی و نحوی آن نیز در تاریخ زبان فارسی بسیار زیاد است. اطلاعاتی که در باب «شهربانو» و برادران او و ارتباط ایشان با خاندان امام علی بن ابی طالب (ع) می دهد، حتی اگر افسانه باشد، بسیار نادر و بی سابقه است.
گفتگویی با شاعر طنز پرداز آقای اسدالله حیدری «برکه»
حوزههای تخصصی:
زمان و روایت در رمان ""شب هول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان شب هول، که به دلیل انتشار در بحبوحة انقلاب اسلامی با اقبال زیادی مواجه نشده است، ازنظر ساختاری و تکنیکی نوآوری هایی دارد که آن را در جایگاه درخورتوجهی نزد خوانندگان، داستان نویسان و منتقدان قرار می دهد. به دلیل پیچیدگی روایت و دشوارخوانی این رمان، در معدود نقدها و تحلیل های منتشرشده اختلاف نظرهایی دربارة کیستی راوی و ترتیب زمانی روایت های مختلف داستان دیده می شود. این مقاله رمان شب هول را با تمرکز بر روایت ذهنی و زمان داستانی بررسی کرده و با تمرکز بر مهم ترین ابهام های مربوط به زمان و روایت و ترتیب حضور شخصیت ها در داستان نشان داده است که مؤلف در این رمان آگاهانه قصد داشته اثری با شاخصه های رمان نو بیافریند و با سلب اعتماد خواننده و ایجاد ابهام و تردید در ذهن او، بینش فلسفی خود را، که متأثر از زندگی در دوران مدرن است، منعکس سازد. با درنظرگرفتن ویژگی های رمان نو و دیگر جریان های مدرن رمان نویسی می توان تناقض ها و پیچیدگی های این رمان را که موجب خطای منتقدان در تحلیل این اثر شده اند توضیح داد.
نوآوری های فرمی در آثار داستانی ربیع جابر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ربیع جابر نویسنده،رمان نویس وروزنامه نگار برجسته و مبتکر معاصر لبنانی است که آثارش به زبان های بسیار از جمله زبان فرانسه و آلمانی ترجمه شده است. این مقاله ضمن معرفی مختصراین نویسنده، با بررسی هفت اثر داستانی او، شامل شای أسود، الفراشه الزرقاء، البیت الاخیر، رالف رزق ا... فی المرآه، تقریر میلیس، الاعترافات و بیریتوس مدینه تحت الارض، در پی شناساندن ابعاد خلاقیت اندیشه و ابتکار در آثار این او است و در چهار بخش نوآوری های شکلی این داستان ها را نشان می دهد. بخش اول تحت عنوان زبان و واقعیت، به جنبه های پسامدرنیستی و بازی های زبانی و موضوع فراداستان در آثار ربیع جابر می پردازد. بخش دوم با عنوان طراحی زاویه دید نو، خلاقیت های نویسنده را در پاره ای مفاهیم چون راوی مرده، راوی دوم شخص و.. مورد بررسی قرار می دهد. در بخش سوم ارتباط میان متنی آثار جابر با دیگر متون داستانی مانند رمان های فرانتس کافکا نشان داده می شود . بخش چهارم به تطبیق نگرش های پسا استعماری در داستان های ربیع جابر با نظریه های پسا استعماری هومی بابا اختصاص دارد.
تحلیل رویا در رمان درخت انجیر معابد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رؤیا یکی از مهمترین عناصر رمان مدرن است. در درخت انجیر معابد- که تنها رمان مدرن احمد محمود است- این عنصر نقشی کلیدی دارد. در اوایل این رمان (صص32- 43) علمدار اول اسیر کابوسهایی می شود که آن ها را بیان کرده، علمدار نسل بعد آن ها را نقل و علمدار نسل سوم نوشته است. این خوابها و رؤیاها دشوار و پیچیده اند و خواننده را به چالش می کشند. علاوه بر این، در صفحات 280-285 رمان رؤیایی از «مرد دیگر» بیان شده و در صفحات 336-337 رؤیای «سرمست بختیاری» آمده است که با مضمون کلی رمان (خرافه پرستی و باورهای مردم) سازگار مینماید. رؤیاهایی که بخش اصلی فصل نخست رمان را شکل میدهند، تاکنون چندان مورد مداقّه و تحلیل منتقدان قرار نگرفته است. این مقاله میکوشد با تلخیص رؤیا به زبان خود نویسنده و با کمک روش فروید در تفسیر خواب و بر اساس اصل مهم ساخت گرایی تکوینی- که اجزای رمان بر اساس بافت کلی معنا مییابند- به تحلیل دقیق این رؤیاها بپردازد.
نقد و تحلیل نمایش نامه سرگذشت مرد خسیس
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پیآن بوده است تا به تحلیل داستانیو محتوایینمایش نامه سرگذشت مرد خسیس اثر میرزا فتحعلیآخوندزاده که در حقیقت آغازگر نمایشنامه نویسیبه شیوه مدرن در خاورمیانه بوده است بپردازد. نخست طرح (پلات) نمایش نامه که شامل گره افکنیها و گره گشاییهایاصلیو فرعی، کشمکش، تعلیق، بحران، نقطه اوج و پایان بندیاست به دقت بررسیشده؛ سپس چگونگیشخصیت پردازیمورد تحلیل قرار گرفته است. بدین گونه که نویسنده در پرداخت شخصیت ها که از طریق چند روش، کنش و گفتار، صورت ظاهریو نام گذاریافراد صورت میگیرد تا چه اندازه موفق بوده است. هم چنین لحن و گفت وگوینمایش، تحلیل درون مایه و در انجام نتیجه گیریبررسیها آمده است.
بررسی مقایسه ای مرثیه امام حسین (ع) در دیوان محتشم کاشانی و شریف رضی (عنوان عربی: دراسة مقارنة بین مراثی الإمام الحسین (ع) فی دیوانی محتشم کاشانی والشریف الرضی)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی وجوه تشابه و تفاوت میان مراثی محتشم و شریف رضی و بررسی مضامین و قالب های مراثی این دو شاعر انجام گرفته است.روش پژوهش، از نظر هدف، نظری و از نظر ماهیت، توصیفی و تحلیل محتوا و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی است. شاعران مورد نظر، باتوجه به اوضاع سیاسی و مذهبی عصر خویش، به سرودن مراثی و یاد کردن از قیام امام حسین (ع) روی آوردند؛ و بیشتر از اینکه به شجاعت و قیام امام حسین (ع) توجه کنند، به تبیین مظلومیت های آن امام همام دست زده اند. با وجود تشابه در موضوعاتی چون تشنگی، کربلا، شهادت، مقام و منزلت درمیان مراثی این دو شاعر، شایان ذکر است که محتشم به مضامینی مانند محرم، قیامت، شفاعت و سوگواری توجه کرده است و سیدرضی علاوه بر این مضمون ها به عاشورا، ظهور منتقم (امام زمان (عج)) و غریبی و مظلومیت نیز توجه داشته است. این شاعران احساسات و افکار خود را در قالبهای ترکیببند و مثنوی و قصیده با زبانی ساده بیان کرده اند.چکیده عربی:هذا المقال بعنوان دراسة مقارنة بین مراثی الإمام الحسین (ع) فی دیوانی محتشم کاشانی والشریف الرضی یهدف إلی دراسة المشابهات والمفارقات بین مراثی محتشم والشریف الرضی، وکذلک دراسة الشکل والمضمون لدی الشاعرین؛ وذلک بأسالیب نظریة من حیث الأهداف وأسالیب وصفیة وتحلیلیة من حیث الماهیة. وکلا الشاعرین یتطرقان إلی إنشاد المراثی وذکر الثورة الحسینیة والتعبیر عن الظلم الذی جری علی ذلک الإمام الهمام، وفقا للأوضاع السیاسیة والطقوس المذهبیة فی عصریهما.وإلی جانب المضامین المشترکة فی مراثی الشاعرین کالعطش، والکربلاء، والشهادة، والقدر والمکانة؛ هناک مضامین انفرد بها کلّ من الشاعرین، إذ نری محتشم کاشانی یعالج المحرم، والقیامة، والشفاعة، والعزاء؛ بینما نری الشریف الرضی یعتنی بالعاشوراء، وظهور المنتقم (إمام العصر)، والغربة، والمظلومیة. عبّر الشاعران عن أحاسیسهما، وأفکارهما فی أشکال معینة کالترکیب بند، والمثنوی، والقصیدة بلغة جزلة.
من نه
حوزههای تخصصی:
اندرز دانایان به مزدیسنان و اندرز خسرو قبادان
حوزههای تخصصی:
آموزه های اخلاقی در متون روایی و غیرروایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر بپذیریم که هدف از علم نحو آن است که در هنگام سخن گفتن زبان را از اشتباه نگه داریم و هدف از علم منطق آن که به هنگام قضاوت و داوری اندیشه را از به خطا رفتن حفظ کنیم، هدف از علم اخلاق نیز حفاظت انسان از به خطا رفتن در رفتار است. آن سان که آدمی در اراده و عمل به دور از هوی و هوس و تقلید کورکورانه به راه مستقیم گام گذارد. در یک کلام، هدف از هر علمی غیر از علم اخلاق، دوری از خطا در مسائل و قضایای مربوط به آن است؛ ولی هدف از علم اخلاق آن است که بر اساس سعادت، رهبری، عدل، امنیت و تعاون، اجتماعی ایجاد کنیم که در آن زندگی از فساد ستمگر ی ها و عوامل شقاوت و طغیان حفظ شود و به سوی کمال سیر کند. این به مفهوم آن است که علم اخلاق اصلاح فرد و اجتماع را در پایبندی به راه مستقیم مدنظر دارد.
در این مقاله تلاش می شود گزیده ای از ارزش های اخلاقی به استناد قرآن و روایات و نمونه ای از آثار ادبی سخن به میان آید.
بررسی نظری و کاربردی «روایت اول شخص جمع» (در پنج داستان کوتاه از هوشنگ گلشیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت اول شخص جمع (ماروایت)، شیوهای است که از حدود صد سال پیش در داستان نویسی به کار رفته و از نزدیک به دو دهة پیش، توجه روایت شناسان و منتقدان را به خود جلب کرده است. در پاره ای از تحقیقات، ویژگی ها و صفات ممیزة این نوع روایت بررسی شده و در برخی دیگر، به جنبه های کاربردی آن توجه شده است. در این مقاله، ابتدا آرای سه محقق: یوری مارگولین، برایان ریچاردسون و آمیت مارکوس تشریح شده و سپس پنج داستان کوتاه از هوشنگ گلشیری، بر پایه این مباحث نظری بررسی شده است. کوشش بر آن بوده است تا از یک سو کارایی مباحث نظری سنجیده شود و از سوی دیگر، برخی ابعاد پنهان این داستان ها، شناسایی و بیان گردد. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که اگرچه مباحث نظری موجود در تحلیل متن، کارایی شایان توجهی دارد، هنوز ابعاد ناشناختة بسیاری در این شیوه از روایت میتوان یافت. همچنین نتیجه این بررسی، حکایت از آن دارد که گلشیری، انواع مختلفی از «ما روایت» را به کار گرفته و خلاقیت های ویژهای در این شیوة روایت گری داشته است.
ساخت سبکی منشآت خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمادپردازی در رمانهای سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نماد ابزاری است که برخی از نویسندگان افزون بر انعکاس امور درونی و ذهنی و حالات روانی و عاطفی خود، آن را برای زیبا و موثرتر کردن و عمق بخشیدن به آثارشان و نیز گریز از فشار سانسور حکومتهای استبدادی، به کار می گیرند. سیمین دانشور به عنوان یکی از نویسندگان برجسته معاصر، آثار ارزنده ای آفریده است که با اقبال خوانندگان رو به رو شده و جایگاه ویژه ای را برای او رقم زده اند؛ بویژه سه رمان او، سووشون، جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان جزو پرخواننده ترین و جذابترین رمانهای امروز به شمار می آیند. مساله مورد بررسی در این جستار، وجوه و ابعاد نمادپردازی در رمانهای سیمین دانشور و تحلیل تحولات نمادپردازی او از زمان انتشار سووشون (1348) تا زمان انتشار ساربان سرگردان (1380) با تاکید بر همین سه اثر است. دانشور در این رمانها در بیشینه عناصر داستانی اعم از شخصیت، زبان، حوادث و زمان و مکان نمادپردازی کرده است. به طور کلی، سیر نمادپردازی دانشور از « سووشون» تا «ساربان سرگردان»، سیری است از سادگی و استواری و روشنی، به غموض و پیچیدگی.
سیمای زن و عشق در شاهکارهای حماسی دده قورقود و ایلیاد وادیسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی مفاهیم کلی سنتی سطح فکری
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی حماسه پهلوانی
- حوزههای تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
- حوزههای تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
ترجمان تصویری «زمان اسطوره ای» در سینمای بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سینمای بهرام بیضایی را می توان نوعی «ترجمان تصویری اسطوره» دانست؛ این البته ازجهتی، خود یکی از مشخصه های اصلی روایت و ادبیات (اینجا ادبیات نمایشی) مدرنیستی و پسامدرنیستی است. بیضایی در امروزی کردن اسطوره ها و برداشتی نو از آن ها، و گاه اسطوره سازی و اسطوره شکنی و نیز نزدیک کردن ساختار روایی آثارش به اسطوره اهتمام ویژه ای دارد. البته، کشف و تبیین جنبه های گوناگون شکلی و ساختاری اسطوره مانندی آثار سینمایی بیضایی بدون مراجعه به آرا و نظریه های اسطوره شناسان ساختارگرایی، مانند کلود لوی استروس ممکن نیست. در این نوشتار، با تکیه بر دیدگاه روایت شناسان و اسطوره شناسان ساختارگرا (ازجمله پراپ، برمون، تودوروف، بارت و استروس)، شکل و ساختار پرداخت زمان در چهار اثر سینمایی بیضایی: «چریکة تارا» (1357)، «مرگ یزدگرد» (1360)، «شاید وقتی دیگر» (1366) و «مسافران» (1370) با الگوی اسطوره ای آن سنجیده و نشان داده شده است که در روایتگری سینمایی او، زمان به ساختار اسطوره ای اش نزدیک و به بیان روشن تر، رویدادمحور، بی پایان، سنجه ناپذیر، ایستا، شکسته، مقدس و آیینی می شود.