فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Implicitly biased teaching practices or the unconscious discriminatory actions of teachers create the learning-threatening illusion of being biased in the minds of learners. This study identified the main manifestations of implicitly biased teaching practices in online EFL learning, and then, delved deeper into the factors shaping their manifestations. Participants of the study were 45 intermediate-level EFL learners attending an online course in an Iranian public educational institute. Each participant was required to report on the biased teaching practices manifested during the three-month course. In the end, focused interviews were conducted to identify the contributing factors to their perceptions. Results of the study came up through content analysis indicated that intermediate-level learners perceive implicitly biased teaching practices as micro-assault (underrating) or micro-insult (demeaning) behavior each of which could result in a different reaction and participation pattern among themselves. This study concludes that false expectations, negative comparisons, and the online nature of communication are the main factors determining what learners regarded as biased teaching practices. Moreover, this study rejects the efficacy of micro-invalidation in preventing implicit bias in online learning. This study encourages EFL teachers to address their implicit bias through considering the participation and development patterns of their learners.
زبان اول یا دوم؟ گزینش زبانی دوزبانه ها به هنگام پردازش هیجان شادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوزبانگی بر بسیاری از فرایندهای شناختی و هیجانی تأثیرگذار است و پژوهش ها نشان داده اند که حالات برانگیختگی هیجانی نیز، زبان و مشخصاً گزینش زبانی را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش شبه تجربی با هدف بررسی گزینش زبانی دوزبانه های ترکی فارسی در پردازش هیجان شادی صورت گرفت. بدین منظور، ۲۰ فردِ دوزبانه متوالی ترکی فارسی (میانگین سنی ۲۶ سال) را از میان دانشجویان دانشگاه های تهران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب کردیم. از شرکت کنندگان خواسته شد پس از تکمیل پرسش نامه های تاریخچه زبانی، سلامت عمومی، برتری دست و خلق سنجی، با شرکت در آزمون کامپیوتری طراحی شده جهت القای شادی، معناداری واژه های ترکی، فارسی و ناواژه ها را مشخص کنند. طبق بررسی عملکرد افراد در آزمون از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، این نتیجه حاصل شد که در موقعیت القای هیجان شادی در مقایسه با موقعیت عادی، افراد از لحاظ آماری به طور معناداری زمان بیشتری را صرف پاسخ به این کردند که آیا واژه نمایان شده در یکی از زبان های آن ها معنای مشخصی دارد یا خیر. همچنین، در ارتباط با مقایسه هر دو زبان به صورت مجزا در هر دو موقعیت، نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زمان واکنش افراد به واژه های ترکی در موقعیت القای هیجان شادی به طور معناداری طولانی تر بود (05/0Ps<). درنتیجه، می توان گفت که افراد دوزبانه ترکی فارسی در موقعیت هیجانی و مشخصاً هیجان شادی، درگیری بیشتری با زبان اول دارند و زبان ترکی بار هیجانی و تداعی های هیجانی بیشتر و عمیق تری برای آن ها دارد، و درگیری هیجانی آن ها در زبان مادری شان بیش از زبان دومشان است.
پردازش معناشناختی واژه های گفتاری در نوجوانان مبتلا به فلج مغزی: شواهدی از آزمون انطباق واژه با تصویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی پردازش معناشناختی واژه های گفتاری (اسم ها) در نوجوانان مبتلا به فلج مغزی و مقایسه آن با نوجوانان سالم بوده است. بدین منظور، 30 نوجوان مبتلا به فلج مغزی 10 تا 15 ساله به روش نمونه گیری در دسترس برای پژوهش انتخاب شدند که عارضه همه آن ها از نوع اسپاستیک بود. برای گروه کنترل، 30 نوجوانان سالم مطابق با جنسیت، سن و تحصیلات نوجوانان مبتلا به فلج مغزی انتخاب شدند. در این پژوهش متغیرهای مستقل و وابسته به ترتیب عارضه فلج مغزی و نمرات کسب شده آزمودنی ها در آزمون واژه های گفتاری بود. متغیرهای کنترل نیز جنسیت، سن و تحصیلات را دربرمی گرفت. برای گروه کنترل، 30 نوجوانان سالم مطابق با جنسیت، سن و تحصیلات نوجوانان مبتلا به فلج مغزی انتخاب شدند. جهت ارزیابی آزمودنی ها، از آزمون (47) انطباق واژه گفتاری با تصویر (پالپا) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مهارت نوجوانان مبتلا به فلج مغزی از نوع اسپاستیک در واژه های گفتاری به طور معناداری نسبت به همتایان سالم ضعیف تر است. همچنین، الگوی رشد واژه های گفتاری نوجوانان مبتلا به فلج مغزی از نوع اسپاستیک نسبت به همتایان سالم دچار تأخیر است. علاوه براین، تحلیل داده ها مشخص کرد نوجوانان مبتلا به فلج مغزی از نوع اسپاستیک در پردازش واژه های گفتاری دچار اختلال در شبکه واژگانی و اختلال ادراکی هستند، اما اختلال ادراکی آن ها به مراتب بیشتر است.
تحلیل بُعد زیبایی شناختیِ گفتمان در شعر «ناقوسِ» نیما بر اساسِ دیدگاه نشانه- معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
437 - 463
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نظامِ زیبایی شناختی گفتمان در شعر «ناقوس» نیمایوشیج بررسی و تحلیل شده است. براساس دیدگاهِ نشانه معناشناختی، نظام زیبایی شناختیِ گفتمانی تابع فرایندی حسی ادراکی و رخدادی است که در اثر حضور شوِشی گفته پرداز در گفتمان شکل می گیرد. شعر «ناقوس» جزو اشعار نمادگرای نیماست که دو نشانه مرکزیِ «طنین ناقوس» و «صبح و روشنی» در تعامل با هم و همچنین در تقابل با نماد «شب» فرایند معناسازی را تحت تأثیر قرار داده اند و سبب شکل گیری نظامی زیبایی شناختی در آن شده اند. پرسشی که مطرح می شود این است که این نظام گفتمانی چگونه در ساختار این شعر شکل می گیرد و دارای چه سازوکارهایی است. درواقع، هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین عناصر دخیل در شکل گیری فرایند زیبایی شناختی در گفتمان این شعر است. در این پژوهش ابتدا کنش گفتمانی و مقوله سازی در گفتمان این شعر مشخص شده است. سپس مؤلفه های اصلیِ شکل گیریِ فرایند زیبایی شناختی، ازجمله شرایط حسی ادراکی و شوشی، نمایه های زبانی، انقطاع و زمان بررسی شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که گفتمان این شعر دارای ویژگی های شوشی و رخدادی است و گفته پرداز توانسته است به شیوه نمادگرایانه و با مقوله سازی های گزینشی (ناقوس) و سریالی (روشنی و صبح) و با ایجاد گسست در نظام پیوستاری زبان از طریق صناعات بلاغی و افعال مؤثر و به کارگیری زمانِ روایت کننده در وجه کلانی و غایتی و عبور از نشانه های منجمد و تثبیت شده به نشانه هایی سیال، گفتمانی با ویژگی های زیبایی شناختی به وجود آورد.
تأثیر سیاق در شکل گیری طرحواره های فرهنگی زبان شخصیت های داستان فارسی شکر است(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
123-154
حوزههای تخصصی:
طرحواره فرهنگی یکی از ابزارهای اصلی زبان شناسی فرهنگی است و می توان آن را پایه ای برای تعامل کنش های گفتاری و درک گفتار دانست. طرحواره فرهنگی، مستلزم پیش فرض ها و انتظارات فرهنگی است. تا به امروز در تحلیل ها و مقالات مختلف به این مسئله پرداخته شده که این ملیت است که طرحواره های زبانی و طرحواره های فرهنگی را شکل می دهد، اما تاکنون تأثیر سیاق و لحن در شکل گیری طرحواره های فرهنگی مورد بررسی قرار نگرفته است. در پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی طرحواره های فرهنگی و کنش های گفتاری سه شخصیت ایرانی به مثابه مشارکان گفتگو در داستان فارسی شکر است (جمالزاده، 1300) می پردازیم. هر یک از این مشارکان گفتگو از طرحواره متفاوتی استفاده می کند. کاربرد طرحواره های فرهنگی متفاوت، سبب مفهوم سازی های متفاوتی در مشارکان می شود. شخصیتی که در معرض فرهنگ و زبان دوم و یا زبان مذهب قرار نگرفته است، نمی تواند طرحواره فرهنگی و تک مفهوم های سایر مشارکان گفتگو را دریابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که علاوه بر ملیت، سیاق متفاوت و تماس فرهنگی نیز طرحواره های فرهنگی متفاوت ایجاد می کنند. افزون بر این، طرحواره های فرهنگی زبان دوم بر زبان اول تأثیر می گذارد و آنها را تغییر می دهد.
ضمایر نکره در گونه های مختلف زبان گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر کاربرد ضمایر نکره را در گونه های مختلف زبان گیلکی، از زبان های ایرانی شمال غربی در کرانه دریای خزر بررسی می کند. ضمایر نکره مانند «کسی» عباراتی ارجاعی هستند که مصداق مشخصی در جهان خارج ندارند و نقش های مختلفی در زبان ها دارند (Croft, 2022). هدف این پژوهش پی بردن به شباهت ها و تفاوت های گویش گیلکی غربی و شرقی و مقایسه کاربرد ضمایر نکره در زبان گیلکی این دو منطقه است. بدین منظور از چهارچوب نقشه معنایی هسپلمت (1997) استفاده می شود. این چهارچوب یک الگوی همگانی است که امکان توصیف و مقایسه بینازبانی و درون زبانی را برای زبان شناسان در مطالعات رده شناختی فراهم می کند. داده های پژوهش از گفتار روزمره شش منطقه در گیلان جمع آوری شده و پس از بررسی و مقایسه آنها، نقشه معنایی پیشنهادی برای هرکدام از گویش ها ترسیم شده است. یافته ها نشان می دهد که به طورکلی کاربرد ضمایر نکره در گویش های گیلکی غربی و شرقی مشابه هستند و با وجود تفاوت اندک میان آنها، گویشوران این دو منطقه این تکواژها را نسبتا یکسان استفاده می کنند. استفاده از نقشه معنایی در مطالعات رده شناختی و گویش شناسی بسیار مفید است و می توان به کمک آن به درک عمیق تری از ساخت های نحوی و معنایی در زبان ها دست یافت.
بررسی وجهه زنان در سینمای دهه 90 ایران بر اساس نظریه بی ادبی کلامی کالپپر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیشِ رو از منظر نظریه بی ادبی کلامی کالپپر (1996 و 2011) به بررسی شیوه های آسیب رساندن به وجهه زنان در سینمای دهه 90 ایران پرداخته است. هدف نخست این پژوهش یافتن انواع بی ادبی کلامی در مواجهه با زنان بود. هدف دوم نیز به بررسی چگونگی تاثیرگذاری بافت اجتماعیِ مرتبط با بی ادبی کلامی علیه زنان پرداخته است. هدف سوم پژوهش تحلیل چگونگی بازتولید یا نقد نظام مردسالار با توجه به الگوهای بی ادبی کلامی است. ازآنجاکه رابطه ای دوسویه میان سینما و جامعه وجود دارد، سینمای دهه 90 به عنوان بستر بازتاب دهنده شرایط فرهنگی-اجتماعی زنان در جامعه امروز ایران مورد توجه واقع شد. یافته ها نشان می دهد که از میان پنج الگوی بی ادبی کلامی، بی ادبی مثبت و بی ادبی منفی رایج ترین انواع بی ادبی کلامی به کاررفته علیه زنان در سینمای دهه 90 است که الگوی نخست بیشتر علیه زنان طبقات متوسط و مرفه و الگوی دوم علیه زنان طبقه فرودست استفاده شده است. همچنین برخی آثار به بازتولید وضع موجود و برخی دیگر نیز به نقد آن پرداخته اند.
La traduction dans le roman: le cas de Mille Soleils splendides de Khaled Hosseini(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article attempts to shed light on translation in the multilingual novel, an operation carried out by the author himself. For this purpose, we have chosen Thousand Splendid Suns by Khaled Hosseini translated into French by Mille Soleils splendids. Persian-speaking just like his characters, the author adopts English as his writing language but feeds it with Persian idioms that he glosses in different ways during his story. The writer incorporation modes of the original language into novel's vehicular language as well as the translation strategies adopted for the transfer of meaning, are the subject of our research. Plurilingualism study in the novel genre, these facts and effects, constitute the theoretical framework on which the textual strategies analysis of translation in the novel is carried out. The translation processes which take care of the language referents strangeness and original culture's such as borrowing and transfer being the processes most used by Hosseini , his glossary practice which reassures an almost perfect understanding for the universal reader the peculiarity of writer-translator pen's
ساخت ضد مجهول و الحاقی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بحث بین جهت بنیادی و غیربنیادی، بسیاری از محققین ساخت هایی را دارای جهت غیربنیادی می دانند که در شکل فعل تغییراتی ایجاد شود. مثلاً در زبان فارسی ساخت مجهول و ساخت سببی چنین ویژگی ای دارند و نشانه هایی برای نشان دادن فعل مجهول و فعل سببی در این زبان به کار می رود. اما از دید نقشگرایی، هر ساختی، تعریفی نقشی دارد و ممکن است این تعریف نقشی با راهکارهای متفاوت در زبان های مختلف اعمال شود. حال ممکن است یکی از این راهکارها تغییر در صورت فعل نیز باشد. اما راهکارهای دیگری نیز برای هر ساخت وجود دارد. در این مقاله با تعریف نقشی از دو ساخت جهت غیربنیادی، یعنی ساخت ضد مجهول و ساخت الحاقی، سعی کردیم نشان دهیم راهکارهای زبان فارسی برای نشان دادن این دو ساخت کدام است. در ساخت ضدمجهول کنش پذیر تنزل کرده و از حیث برجستگی پایین تر می رود و در ساخت الحاقی مشارک غیرمرکزی برجسته تر شده و به مفعول بدل می شود و در عین حال کنش گر از حیث برجستگی تنزل می یابد. با این نگاه نقشی، دلایل وجود این ساخت ها در زبان فارسی و ارتباط رده شناختی آن با زبان-های دیگر بررسی می شود.
مشخّصه های آکوستیکی و نرخِ تغییراتِ واکه های دوگانه گویشِ خواف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
127 - 111
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، پس از معرّفی و بررسی واکه های دوگانه گویشِ خوافی و ذکر نمونه هایی از کلماتِ دارایِ این نوع واکه ها، نتایج آزمایشی که برای اندازه گیری مشخّصه های آکوستیکی این واکه ها انجام پذیرفته، ذکر، بررسی و تحلیل شده است. مقاله حاضر بخشی از تحقیق مفصلی است که با هدف آوانگاری دقیق و علمی واحدهای واژگانی این گویش صورت گرفته و نتایج آن برای تألیف فرهنگ گویشِ خوافی و نیز گردآوری ادبیاتِ عامیانه آن ضروری است. در این مقاله، مشخّصه های آکوستیکی واکه های مذکور در واژه های تک هجایی بررسی گردیده است. این پژوهش مطابقِ روش سوکَده (2008) صورت گرفته است؛ براساس این شیوه، نخست میانگینِ بسامدِ سازه هایِ اول و دومِ آغازه و پایانه واکه هایِ دوگانه خوافی محاسبه و بررسی شده و سپس فضای واکه های مرکب این گویش ترسیم گردیده است. در ادامه مقاله، نرخِ تغییراتِ بسامدِ سازه هایِ اول و دومِ واکه هایِ دوگانه خوافی محاسبه و تحلیل شده است. مقاله با اندازه گیری دیرش این واکه ها به پایان می رسد. نتیجه کلّیِ این پژوهش نشان می دهد که حرکتِ سازه اوّلِ واکه هایِ دوگانه خوافی از واکه ای باز به سمت واکه ای بسته است و حرکتِ سازه دوم آن ها، غیر از [ou]، در جهت پیشین شدگی است.
Plural Marking in Mahshahri, an Iranian Dialect on the Northern Coast of the Persian Gulf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this article, the plural marker in the Mahshahri dialect is examined. Mahshahri is the native language of the people of Bandar-e Mahshahr. This dialect has close similarities with other Iranian language varieties spoken in southern Iran, particularly those of other southern cities of Khuzestan Province, and Iranian language varieties of Bushehr, Fars and Kohkiluye and Boyr-Ahmad provinces. From a methodological point of view, this research is descriptive and analytical. The research data were mainly obtained through a questionnaire and by examining the text of a twenty-minute continuous speech from the Mahshahri dialect. The investigations carried out in this article show that the plural marker of Mahshahri is /-æl/, which, based on the phonetic environment of the base to which it is added, can have other allomorphic manifestations as well. The conducted studies also indicate that there are variations in the use of the plural marker in the Mahshahri dialect. These variations, in many cases, align with the replacement of the marker with its standard Persian counterparts. Therefore, the variations that can be seen in the use of the plural marker of Mahshahri can be considered in line with other current changes that are underway in the direction of leveling the dialect with standard Persian in Iran.
بررسی فرانقش بینافردی در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افراد سالم بر اساس دستور نقشگرای نظام بنیاد هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسکیزوفرنی نوعی بیماری روانی است که عملکردهای شناختی و سطوح مختلف زبان را تحت تأثیر قرار می دهد. گفتمان یکی از حوزه هایی است که در این بیماری به شدت آسیب می بیند. در این پژوهش 11 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 11 فرد سالم از نظر کاربرد نقش های متعلق به فرانقش بینافردی در چارچوب دستور نقشگرای نظام بنیاد مقایسه شدند. مصاحبه های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان دادند که در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با افراد سالم از نظر کاربرد قطبیت (بند مثبت و منفی)، وجه نمایی (افزوده وجهی و محمول وجهی)، زمان گذشته و حال، نقش های گفتاری خبری، پرسشی پرسشواژه ای و امری، فاعل، متمم و افزوده حاشیه ای تفاوت معنادار وجود داشت. اما در کاربرد زمان آینده، نقش های گفتاری پیشنهادی و پرسشی بلی/خیر میان گفتمان دو گروه آزمودنی تفاوت معناداری یافت نشد. بنابر یافته های این پژوهش و هم راستا با مطالعات پیشین، تحلیل دقیق گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از طریق نظام های بینافردی می تواند به تفسیر جامع ساختار گفتگو، کیفیت روابط بینافردی و عملکردها و نگرش های آن ها کمک کند. نظام های گفتمان بینافردی می توانند در ارائه نمایه ای از میزان شدت اختلالات عاطفی و اجتماعی و گفتار ناپیوسته در گفتمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به کار روند.
Assessment of Entrepreneurship Traits of English Translation Students: The Case of Islamic Azad Universities in Mazandaran Province
حوزههای تخصصی:
In recent decades, numerous studies in Iran have examined entrepreneurial traits among university students. However, the entrepreneurial potential of undergraduate English translation students remains unexplored. This study investigates the entrepreneurial characteristics of English translation students at Islamic Azad University branches in Mazandaran Province and identifies key obstacles hindering their development. A sample of 106 English translation students from four branches was selected through convenience sampling. Participants completed a validated questionnaire assessing traits such as risk-taking, internal locus of control, success orientation, pragmatism, challenge-seeking, intellectual vitality, and tolerance of ambiguity. Additionally, they engaged in semi-structured interviews after being informed about the study’s objectives. Descriptive statistics and one-way ANOVA analysis indicated that entrepreneurial traits were generally average, with no significant differences across the four branches. Qualitative analysis of interview data highlighted personal, financial, legal, and educational barriers as primary entrepreneurial obstacles.
ساختار و کارکرد پرسش در گفتمان بازجویی (مطالعۀ موردی شهرستان دورود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۴
95 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی ابعاد مختلف ساختاری، معنایی و کاربردشناختی «پرسش» در گفتمان محکمه است. سؤال های اساسی که دراین خصوص می توان مطرح کرد، عبارت اند از: بازجو از چه صورت های پرسشی در گفتمان استفاده می کند؟ چه معیارهای کاربردشناختی انتخاب یک صورت پرسشی را بر دیگری برتری می دهند؟ داده های پژوهش پیشِ رو برگرفته از جلسه های دادرسی و بازپرسی از شاهد در شعبه های کیفری و حقوقی دادگاه و دادسرای شهرستان دورود است. برای تحلیل داده ها از تلفیق رویکرد های کمّی و کیفی استفاده نموده ایم. در بُعد کمّی، انواع صورت های پرسشی را محاسبه کرده ایم؛ در بُعد کیفی نیز انواع راهبردهای کاربردشناختی در نظر گرفته شده است و دراین باره به طور عمده از آراء و روش شناسی وودبری (1984) و گیبنز (2003) بهره برده ایم. یافته ها نشان می دهد که بازجو (اعم از دادیار، بازپرس و قاضی) از گونه های مختلف پرسش ها همانند اطلاعی گسترده و محدود، اخباری، تأییدی، بله/خیر، بله/خیر منفی و انتخابی در تعامل خود با مخاطب استفاده می کند. هریک از پرسش ها می توانند به طور مشخص اشخاص و هویت آن ها را موردپرسش قرار دهند و به این اعتبار در دسته راهبردهای شخص هدف جای بگیرند یا آنکه گفته ها و گزاره های مطرح شده را به چالش کشند و در این صورت ایده هدف نامیده شوند. نتایج بررسی داده ها بیانگر آن است که طیف گسترده ای از راهبردهای کاربردشناختی مانند بازساخت، تکرار، تقابل، پیش انگاره، تحریف وجهیت در گفتمان محکمه استفاده می شوند.
شمار در زبان گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه چگونگی بازنمایی شمار در زبان گیلکی گونه لاهیجانی بررسی شده است. شمار در این زبان با جنبه های گوناگون ساختاری و کاربردشناختی در تعامل است. داده های پژوهش براساس گفتار روزمره گویشوران و شم زبانی یکی از نگارندگان گردآوری شده است. براساس نتایج پژوهش، ضمایر به لحاظ شمار و در حالت های فاعلی، مفعولی و اضافی دارای صورت های متفاوتی هستند. در گروه های اسمی غیرمعرفه حضور نشانگر جمع به همراه طبقه نما موجب بدساختی می شود، درحالی که در گروه های اسمیِ معرفه حضور تکواژ جمع برای دستوری بودنِ ساخت اجباری است. دوگان سازی از فرایندهایی است که در تعامل با مفهوم شمار قرار دارد. در این فرایند، استفاده از جزء مکرر به همراه پایه در برخی بافت ها برای اشاره به یک مجموعه به کار می رود. براساس سایر یافته ها، در ساخت های همپایه، علی رغم اطلاق مفهوم جمع به هر دو عضو، اگر هر دو به یک مجموعه تعلق داشته باشد (به عنوان مثال لوازم التحریر)، نشانگر جمع می تواند تنها بر روی سازه دوم تظاهر یابد. در برخی بافت ها عدم تطابق صوری یا معنایی به لحاظ شمار مشهود است که عواملی همچون رعایت ادب و تکریم، تعمیم و جانداری در آن دخیل هستند.
بررسی تأثیر آموزش های معکوس، رو در رو و ترکیبی بر توانایی تلفظ زبان آموزان درون گرا و برون گرای زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه یادگیری زبان انگلیسی، تلفظ به عنوان یکی از مهارت های اساسی شناخته می شود که تأثیر زیادی بر ارتقاء توانایی ارتباطی و اثربخشی در مکالمات دارد. با توجه به اهمیت این مهارت، تحقیق حاضر به بررسی اثربخشی سه روش آموزشی مختلف بر توانایی تلفظ زبان آموزان درون گرا و برون گرا در سطح متوسط می پردازد. در این راستا، 60 زبان آموز انگلیسی از شهر اصفهان انتخاب شدند. این نمونه سپس به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شد: گروه رو در رو، گروه معکوس، و گروه ترکیبی. هر گروه شامل 20 نفر بود. پس از توزیع پرسشنامه شخصیت آیزنک، زبان آموزان به دو دسته درون گرا و برون گرا تقسیم شدند. سپس، یک پیش آزمون تلفظ به هر گروه داده شد. در مرحله بعدی، زبان آموزان گروه معکوس سه روز قبل از شروع کلاس تلفظ، فیلمهای آموزشی را از طریق کلاسهای اسکای روم دریافت کردند و سپس در کلاس آنلاین فراگیران به انجام فعالیت ها و تمرین های مختلف در رابطه با محتوا پرداختند. گروه رو در رو به صورت حضوری آموزش دیدند و گروه ترکیبی، شرکت کنندگان هم در کلاس آنلاین اسکای روم شرکت کردندو هم در جلسات حضوری،. پس از اتمام دوره آموزشی، یک پس آزمون تلفظ بر روی سه گروه انجام شد. سپس، با استفاده از تحلیل واریانس دو متغیره و تحلیل واریانس یک طرفه، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که سه روش آموزشی به طور مثبتی توانایی تلفظ زبان آموزان برون گرا را بهبود می بخشند، با این حال، گروه ترکیبی پیشرفت بیشتری نسبت به سایر گروه ها داشتند.
گذرایی سرنمونی و حذف مفعول در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حذف مفعول پدیده ای است که در آن فعل متعدی که برای تکمیل معنا به دو موضوع فاعل و مفعول نیاز دارد، با حذف مفعول خود به فعل لازم تبدیل می شود. با این حال، بدون آنکه بافت کلی سرنخ هایی پیرامون هویت مفعول به دست دهد، مخاطب قادر به درک معنای جمله بوده و درک مفهوم مفعول محذوف برای او امکان پذیر است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تأثیر مؤلفه های گذرایی سرنمونی بر ساخت حذف مفعول در زبان فارسی است. با توجه به اینکه حذف مفعول از عوامل کاهنده ظرفیت فعل و به تبع آن کاهنده میزان گذرایی است، انتظار می رود در این ساخت مؤلفه های گذرایی سرنمونی بیشتری با ارزش منفی حضور داشته باشند. به منظور بررسی این موضوع 435 مورد حذف مفعول از گونه های گفتاری و نوشتاری زبان فارسی معاصر از منابع متنوعی استخراج شده و تأثیر مؤلفه ها به صورت مجزا بر هر نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد مؤلفه هایی نظیر ارادی بودن و کنش گری بر حذف مفعول تأثیری ندارند و برخلاف انتظار بسامد ارزش مثبت مؤلفه های جنبشی، وجه و مثبت بودن که بیانگر میزان گذرایی بالاست در چنین ساخت کاهنده گذرایی بیشتر است. طبیعتاً حذف مفعول از دیگر مؤلفه های گذرایی سرنمونی پیروی می کند و بسامد ارزش منفی این مؤلفه ها در این ساخت بیشتر است. بررسی میزان تأثیرگذاری مؤلفه های گذرایی سرنمونی و دلایل آن، ارائه آمار مربوط به بسامد هر یک در ساخت حذف مفعول و درنهایت معرفی پیوستاری از شرایط سرنمونی حذف مفعول، مواردی است که در پژوهش حاضر به آن پرداخته شده است.
Students’ Perceptions of Learning EFL in The Combination of Face-to-Face and Online Teaching Environments(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۸۳)
35 - 56
حوزههای تخصصی:
The combination of face-to-face and online teaching, also called Blended learning (BL) has practically become one of the prevalent models of teaching and learning all over the world. Particularly, it has been applied as a new trend of using technology to concurrently combine in-class and out-of-class learning to optimize the educational impacts on students. However, BL is still quite a new learning model and has not been applied widely in teaching English in Vietnam. The current study was conducted to explore students’ perceptions of BL, the difficulties students think they have, and the percentage of face-to-face and online learning they prefer when learning in the BL environment. Sixty civil engineering students participating in the survey filled out a questionnaire after the forms of BL and the Learning Management System (LMS) Moodle had been introduced to them. The findings indicated that more than half of the participants were stimulated by BL and willing to take on the challenges. Nevertheless, some concerns about the lack of IT skills to fulfill the requirements of the BL course cannot be ignored.
Politeness Strategies Used in the Correspondence of L1 and L2 User Interpol Police Officers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۲, Fall ۲۰۲۴
90 - 101
حوزههای تخصصی:
The dynamic world of international policing necessitates seamless communication between officers from diverse linguistic backgrounds. Interpol, the world's largest international police organization, exemplifies this environment. Understanding how politeness strategies are employed within this context is crucial for fostering effective collaboration and information exchange. Due to this significance, the present study investigated the politeness strategies used in emails of L1 and L2 user English-speaking police officers of Interpol. To this end, 100 emails composed by L1 and L2 police officers were obtained from the Interpol office in Tehran, Iran, and the frequency of politeness strategies was calculated by two professional raters. The Chi-square test did not reveal a statistically significant difference in the overall application of politeness strategies between L1 and L2 officers. However, the analysis of individual strategies highlighted some clear variations in usage patterns: L1 user officers employed more politeness strategies than their L2 user counterparts. In addition, the findings revealed that both groups used negative politeness strategies more often than positive strategies. The findings of this study can help police training centers develop a better scope on what structures to focus on in their lesson plans to make their cadets ready to work in the international arena.
The Investigation and Comparison of “Orthographic Depth” in Persian and English Writing Systems through the Homography Feature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۶, No. ۲, ۲۰۲۴
129 - 144
حوزههای تخصصی:
The concept of “orthographic depth” refers to the degree of the deviation of the writing system from the one-to-one correspondence between graphemes and phonemes. This study aims to explore and compare of the “orthographic depth” between Persian and English writing systems using UTPECC corpus and homographic scale. To this end, the scope of the application of the homography feature in 10000 words of Persian writing system was determined by using the word processing software 2010 through the synchronic study in the field of graphology. Then, the occurrence frequency of this feature was briefly compared with a similar number of words in English writing system. The research results show only 4 graphemes possess homography feature in Persian writing system, each of which corresponds to a limited number of phonemes (maximum 4 phonemes). While this feature is observed in 11 graphemes of English writing system and the variety of their corresponding phonemes was much more than Persian writing system. Considering the fact that the extent of the occurrence of the homography feature in English writing system is significantly higher than Persian writing system, it can be stated that the orthographic depth of English writing system exceeds that of Persian writing system.