این پژوهش با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر رفاه ذهنی کارکنان بخش عمومی انجام شده است. نیروی انسانی یک سازمان، منبع کلیدی برای کسب مزیت رقابتی پایدار و یکی از عوامل اصلی موفقیت در سازمان ها به حساب می آید؛ ازاین رو مدیریت اثربخش منابع انسانی به یکی از مهم ترین مسائل پیش روی سازمان ها برای نیل به اهداف سازمانی تبدیل شده است. ازآنجای که انجام کار در قالب شغل، شکل می گیرد، لازم است ویژگی هایی که شغل در ارتباط با خصوصیات شاغل، سنجیده و ملحوظ شود. باید شغل و مراحل انجام آن را به خوبی شناخت و به تجزیه وتحلیل شغل توجه کرد؛ در گام بعدی شغل را طراحی کرد و افراد متناسب با هر شغل را در جایگاه شغلی لازم به کار گمارد. در این راستا متغیر رفاه ذهنی کارکنان به عنوان متغیر وابسته و فعالیت های مدیریت منابع انسانی و طراحی شغل به عنوان متغیرهای مستقل و عوامل اثرگذار بر رفاه ذهنی کارکنان انتخاب شده اند. جامعه آماری این پژوهش کارکنان بخش آزمایشگاه مرکزی «بیمارستان امام خمینی» به تعداد 200 نفر هستند که پرسشنامه استاندارد پژوهش در میان 133 نفر از اعضای این جامعه به روش نمونه گیری ساده و در دسترس توزیع و جمع آوری شد. نتایج حلیل داده ها حاکی از این است که طراحی شغل و فعالیت های مدیریت منابع انسانی بر رفاه ذهنی کارکنان تأثیر زیادی می گذارد؛ همچنین نتایج نشان دادند که تأثیر طراحی شغل به میزان زیادی بیشتر از تأثیر فعالیت های مدیریت منابع انسانی است.
پژوهش در علوم اجتماعی با توجه به ماهیت پیچیده مسائل نیازمند به کارگیری روش هایی است که بتوانند با رویکردی نظام مند ابعاد مختلف پدید ها را شناسایی و با ارائه چارچوب هایی منسجم و قابل اعتماد مبنایی ارزشمند برای تصمیم گیری فراهم کنند. در سال های اخیر روش گابک با ارائه چارچوبی مناسب جهت ساختاردهی به داده ها نامرتب توانسته ابزاری قدرتمند در اختیار پژوهشگران قرار دهد. بر این اساس در این مطالعه ضمن معرفی روش مذکور با ارائه نمونه ای انجام شده در کشور ابعاد مختلف آن موردبررسی قرار می گیرد. بر این اساس مطالعه ای باهدف ارائه چارچوبی برای همکاری میان سازمانی طراحی شد. اطلاعات موردنیاز از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان و صاحب نظران بخش های دولتی و خصوصی به دست آمد. نتایج مطالعه نشان داد که روش گابک ابزاری سودمند برای تحلیل و ارائه داده های کیفی است. نتایج نهایی مدل موردمطالعه نیز در قالب درخت گشتالت عرضه شد که عناصر را در چهار دسته «ضروریات همکاری»، «شکل دهنده های همکاری»، «نتایج همکاری میان سازمانی» و «موانع همکاری» قرار می دهد.
مقاله حاضر درصدد است با استفاده از نظریه زمینه ای به ارزیابی خط مشی های اقتصادی مجلس شورای اسلامی بپردازد. روش تحقیق مبتنی بر روش کیفی، نظریه زمینه ای، است. همچنین با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی و فن مصاحبه با 16 نفر از خبرگان حوزه قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی مصاحبههای عمیقی صورت گرفت. پس از کدگذاری باز، محوری و انتخابیِ داده های گردآوری شده تعداد 159 مفهوم اولیه، 45 مقوله فرعی و 8 مقوله اصلی استخراج شدند. برآیند نهایی این مطالعه طراحی مدلی 5 بُعدی است که ابعاد پنج گانه ی آن در قالب چهار رُکن زمینه، ورودی، مؤلفه های فرایندی و محصولات طبقه بندی شده است. یافته های این مطالعه حکایت از تسلط فضای سیاسی کشور بر فضای خط مشی گذاری، حاکمیت سیاست بر اقتصاد و به دنبال آن مواجه بودن بخش تقنینی، اداری و اجرایی با چالش ها و مشکلات نهادی، ساختاری و فرهنگی در فرایند خط مشی گذاری است. بنابراین پیشنهاد می شود قانونگذاران با اتخاذ رویکردی کل نگرانه بر منافع ملی تأکید ورزند و از دخالت رویکردهای سیاسی در فرایند خط مشی گذاری اجتناب نمایند. همچنن به منظور همسوسازی خط مشی ها با اسناد بالادستی تشکیل هیأت هایی ویژه در مجلس ضروری است.
اطلاعات در نیروهای نظامی نقشی اساسی دارند بطوریکه مبنای فعالیت همه ارکان نظامی اطلاعات محسوب می شود، بر همین اساس جمع آوری اطلاعات به صورت مستمر و ایجاد بانک های اطلاعاتی برای نیروهای نظامی هر کشوری امری انکارناپذیر است. از زمان بهره برداری سازمان های مختلف از رایانه؛ یکی از کاربردهای اصلی آن ذخیره داده ها و اطلاعات گوناگون درون سازمانی و محیطی است. وجود پایگاه داده های مختلف در سازمان ها امکان داده کاوی و کشف دانش پنهان و استخراج دانش جدید را فراهم نموده است. در این مقاله با توجه به اهمیت اطلاعات در ارتش و نیروهای نظامی، جایگاه و کاربردهای داده کاوی تشریح گردیده است. در ادامه زمینه های کاربردی وسیع آن در حیطه های مختلف امور نظامی بیان شده و مقایسه تطبیقی از به کارگیری این دانش در ارتش های مدرن صورت گرفته است و درنهایت با توجه به تجزیه وتحلیل و نتایج حاصله از تحقیق مبنی بر ضرورت بهره مندی از داده کاوی پیشنهادهای کاربردی برای بهره گیری فرماندهان و مدیران عالی نیروهای نظامی کشور در تصمیم گیری های سطوح راهبردی و عملیاتی به عمل آمده است.
با ورود جهان به قرن جدید، توانایی و ابزار دفاع نیز وارد مرحله ای تازهای شده است؛ جنگ هوشمند با انقلاب اطلاعاتی به عنوان نقطه شروع، بر این اصل تاکید دارد که نیروها تنها از طریق تقویت رابطه بین فناوری و موضوعات فکری قادر به غلبه بر دشمنان خواهند بود. از آنجایی که یکی از مؤثرترین تاکتیک رزمی جنگ شبکه است، لذا این پژوهش ضمن تبیین توصیفی، به تشریح مولفههای «هوش جنگی» پرداخته است. برای شناخت تعمیمپذیری نتایج پژوهش با برگرفتن 31 نمونه، و اندازهگیری آلفای کرونباخ 879/0 برای کل پرسشنامه، به کمک نرمافزار SPSS 21 اعتبار درونی پرسشنامه بدست آمد. با کمک آزمون کولموگرف اسمیرنف (تست نرمالیته)، توزیع نرمال دادههای پژوهش و به کمک آزمونهای ناپارامتریک به فهم دادههای پژوهش اقدام شد. در نهایت مشخص شد، میزان ضرورت هوشمندسازی جنگ، میزان اثرگذاری و نقش آموزش و همچنین میزان تأثیر عوامل فردی در افزایش اثربخشی جنگ در نبرد شبکهای در حد زیاد است. بنابراین متغیر اصلی پژوهش یعنی هوشجنگی با میانگین (38/4) بالاتر از حد متوسط(5/2) بوده و با تفاوت معناداری از مقدار آزمون بیشتر شد که این یعنی، تأثیر هوش جنگی در نبرد شبکهمحور در حد زیاد است.
ایران از سال 1393 با بسیج منابع چشمگیر، طرح تحول نظام سلامت را در دستور خود قرار داد. که با اجرایی شدن این طرح، ذی نفعان به گونه های مختلف تحت تأثیر قرار گرفتند و با استفاده از منابع اقتدار خویش بر طرح اثراتی داشته اند. بالطبع شناسایی و مدل سازی آن ها می توانست دلالت های قابل توجهی برای مدیریت و سیاست گذاری نظام سلامت داشته باشد. در این پژوهش با استعانت از روش تحلیل ذی نفع که هدف آن بررسی و مدیریت ذی نفعان یک طرح خاص است، به تشریح ذی نفعان در نسبت طرح تحول پرداختیم. در این روش با استفاده از مشخصه های مختلفی از جمله قدرت، انتفاع، موضع و ... ذی نفعان را شناسایی کرده و سپس با استفاده از مدل های مختلف پیش ساخته و یا نوآورانه به مدل سازی ذی نفعان پرداخته ایم. این مطالعه پس از شناسایی ذی نفعان کلیدی، شش مشخصه اصلی را به نسبت هرکدام از آن ها سنجیده و با ترکیب مشخصه های مختلف به مدل سازی آن ها مبادرت ورزید. برخی از مدل ها پیش ساخته و به صورت گرته برداری از مطالعات مشابه بوده است و برخی دیگر از ابداعات این پژوهش به حساب می آیند. در این مقاله اهمیت و جایگاه نگاه سیاسی و نقش آفرینی بازیگران مختلف در عرصه خط مشی گذاری سلامت روشن می شود. در قسمت ارائه راهبرد مقاله، راهبردهایی که بایستی به نسبت ذی نفعان مختلف اتخاذ می شد به تصویر کشیده شده است. طبق مدل ذی نفعان باید بر اساس چهار نقش «نقش بده»، «مطلع نگه دار»، «راضی نگه دار» و «حداقل تلاش» تقسیم شوند و بر این اساس با آن ها تعامل صورت گیرد. این تقسیم بندی ذی نفعان کلیدی می تواند در طراحی طرح های آتی در نظام سلامت راه گشا باشد.
تصمیم گیری یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی در تحقیقات نظامی بشمار می رود. یکی از چالش های موجود در
این بحث وجود عدم قطعیت در محیط های جنگی می باشد که تاثیرات مخربی بر کیفیت و دقت تصمیم گیری می گذارد.
در مقاله هروی و همکارانش، چاپ شده در سال 2193 ، بکارگیری ترکیبی از دو موضوع عامل های شناختی و دسته بندی
براساس قوانین وابستگی فازی به عنوان زمینه های موثر و پرکاربرد، توانسته بود تا حدودی این مسئله را کمرنگ کرده و
سعی در کاهش عدم قطعیت داشته باشد. ولی هم چنان در شرایط حساس و بحرانی، نیاز به سرعت عمل بیشتر با حذف
قوانین نامعتبر و ناکارای استخراج شده در اتخاذ تصمیمهای موثرتر قابل انکار نیست.
هدف این مقاله، بهره گیری از ظرفیت های الگوریتم ژنتیک در انتخاب قوانین واقعبینانهتر به عنوان یک روش فراابتکاری
در تکمیل روش قبلی بصورت ترکیبی، برای کاهش هرچه بیشتر عدم قطعیت در تصمیم گیری ها می باشد. نتایج تجربی
بدست آمده در مقایسه با روش پیشین، به روشنی نشان می دهد که این ترکیب علاوهبر مزیتهای روش قبل، بدلیل کاهش
هرچه بیشتر قوانین تولید شده برای اتخاذ تصمیم، قابل فهم تر، دقیقتر و ریسک پذیری عاقلانهتری دارد.
تحقیق حاضر با هدف طراحی نظام مدیریت جانشین پروری در سازمان تامین اجتماعی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان و متخصصین در امور بیمه تامین اجتماعی در اداره کل غرب تهران بزرگ بودند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به صورت روایی محتوا و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ بررسی و مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Expert Choices و SPSS و بکارگیری روش AHP فازی و روش تحلیل تم انجام گردید. در این تحقیق ابتدا مدل تحقیق بر اساس مدل کیم اعتباریابی گردید و شاخص های مهم اولویت بندی شدند. نتایج تحلیل ها نشان داد که ترتیب اهمیت معیارها بدین گونه بود: 1)ارزیابی کاندیدا؛ 2)تعیین خط مشی و روش ها؛ 3)توسعه کاندیدا؛ 4)ارزیابی نظام مدیریت و برنامه ریزی جانشین پروری. سپس با استفاده از روش تحلیل تم، محتوای مصاحبه ها کدگذاری شده و به شناسایی مفاهیم، معیارها و زیرمعیارهای جدید پرداخته و با بهره گیری از فاکتورهای مدل کیم، مدل پیشنهادی طراحی گردید. این مدل شامل چهار معیار اصلی شرایط حداقلی (دارای 7 زیر معیار)، ارزیابی کاندیدا (دارای 15 زیرمعیار)، توسعه کاندیدا (دارای 8 زیرمعیار) و معیار ویژگی های شغلی و سازمانی (دارای 8 زیرمعیار) می باشد. همچنین نتایج نشان داد که طرح جانشین پروری در سازمان تامین اجتماعی (اداره کل غرب تهران بزرگ) می تواند پست های مدیر/ معاون اداره کل، رئیس شعبه/ رئیس اداره تخصصی، معاون شعبه/ کارشناس متخصص و مسئولین واحدهای اجرایی را دربرگیرد و مسئولیت اصلی اجرای طرح جانشین پروری و بازبینی آن نیز به عهده اداره نظارت و ارزشیابی سازمان می باشد.
آیا کارکنان، سازمان را مانعی در راه دستیابی به هدف های شخصی و حرفه ای خود می بینند؟ هنگامی که کارکنان معتقدند مورد حمایت هستند، عضویت آن ها در سازمان، مهم ترین جنبه از هویت اجتماعی شناخته می شود؛ هرچند هنگامی که احساس می کنند سازمان به آن ها آسیب می رساند و مانع آن ها می شود، بین خود و سازمان فاصله زیادی حس می کنند. هدف این پژوهش، بررسی عوامل اثرگذار بر انسداد سازمانی با تمرکز بر توانمندسازی روان شناختی به عنوان متغیر مستقل و نقش میانجی است. این پژوهش در میان پرستاران «بیمارستان بوعلی سینا» شهر قزوین انجام شد. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که توانمندسازی روان شناختی از طریق تأثیر مثبت بر جوّ پیشگامی در سازمان موجب کاهش ادراک از انسداد سازمانی می شود؛ همچنین تأثیر مثبت توانمندسازی روان شناختی بر آوای کارکنان نیز تأیید شد.
مدیریت منابع انسانی جزء جدایی ناپذیر سازمان بوده است و در تمامی مراحل زندگی سازمانی کارکنان؛ از تحلیل شغل گرفته تا دوران بازنشستگی آنان، دارای مسئولیت است. کیفیت مدیریت واحد منابع انسانی، به دلیل ماهیت کارکردی اش تأثیرات گسترده ای بر روی رفتارها و نگرش های کارکنان و به تبع آن عملکرد سازمانی دارد. بر این اساس، اهمیت کیفیت مدیریت منابع انسانى به عنوان سنگ بنای رفتاری و عملکردی کارکنان، امروزه بیش از پیش مدنظر قرار گرفته است. هدف غایی این پژوهش طراحی شاخص اندازه گیری کیفیت مدیریت منابع انسانی براساس رویکرد حکمرانی خوب در بخش دولتی ایران است. جهت طراحی این سنجه، در بخش پژوهش کیفی، یافته های حاصل از پیشینه و مصاحبه در چارچوب اصول حکمرانی خوب و ابعاد نظام اداری جمهوری اسلامی ایران دسته بندی و روایی محتوای آن توسط خبرگان تأیید شد. جهت اعتبارسنجی و بررسی روایی سازه در بخش کمی، روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده و روایی آن تأیید شد. نتیجه حاصل، ابزاری روا؛ برای اندازه گیری کیفیت مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران است.
مفهوم رویا اغلب به طور غیر مستقیم در بسیاری از شاخه های مطالعات سازمان و مدیریت استفاده می شود. رویاها تحت کنترل نیستند اما تا حدی قابل استفاده هستند و منبع خلاقیت فردی برای بهبود تغییرات سازمانی می باشند. بنابراین این پژوهش در نظر دارد به بررسی هدایت رویای کارکنان در جهت توسعه منابع انسانی در سازمان های دولتی بپردازد. پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه ی گردآوری داده ها از نوع پیمایشی – اکتشافی می باشد. داده های مورد استفاده در این تحقیق از نوع کیفی می باشد که از طریق مصاحبه با کارشناسان و سطوح سرپرستی کارکنان دانشگاه تهران جمع آوری شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 16 نفر از کارشناسان و سطوح سرپرستی دانشکده های دانشگاه تهران (حد اشباع) است که با روش گلوله برفی انتخاب شده اند. جهت تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از مصاحبه، از تحلیل تم استفاده شده است و در نهایت 4 تم اصلی «ایجاد رویا، پرورش رویا، سازماندهی رویا و سلسله مراتب رویا» شناسایی شد.
هدف: هدف اصلی در پژوهش حاضر، شناسایی ابزارهای تشویق کارکنان با رویکرد مدیریت بین نسلی در سازمان تأمین اجتماعی است. پژوهش در قلمرو زمانی سال 1398 و قلمرو مکانی تمامی شعب اداره کل تأمین اجتماعی غرب و شرق تهران بزرگ در نظر گرفته شد. روش: روش تحقیق از نوع ترکیبی بود که از تکنیک گراندد تئوری (بدون ساختار) برای بخش کیفی و به طور هم زمان از روش تحلیل محتوای کمّی برای بخش کمّی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر تمامی کارکنان شعب اداره کل غرب (15 شعب ) و اداره کل شرق (18 شعب ) لحاظ گردیدند. برای گردآوری داده ها، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و برای نمونه گیری، از روش گلوله برفی استفاده شد به طوری که در راستای اشباع نظری و غنای هر چه بیشتر نتایج، نمونه پژوهش به تعداد 442 نفر از کارکنان دهه های مختلف سنی در نظر گرفته شد. همچنین روش تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از کدگذاری های سه گانه تکنیک گراندد تئوری و شمارش کدها (تحلیل محتوای کمّی) در محیط نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. یافته ها و نتیجه گیری: در خصوص ابزارهای تشویق در بین نسل های مختلف کارکنان، ابتداً تعداد 1953 کد اولیه (تعداد 32 کد مربوط به نسل اول، 529 کد مربوط به نسل دوم، 805 کد مربوط به نسل سوم و 587 کد مربوط به نسل چهارم) احصا گردید که سپس به تعداد 1944 کد نهایی تقلیل یافت و در قالب 4 کد محوری (پاداش غیرمالی؛ پاداش مالی (غیرنقدی)؛ پاداش مالی (نقدی)؛ ویژگی های تشویق) دسته بندی گردید.
برای نخستین بار و بطور رسمی مفهوم جنگ نا متقارن در گزارش بررسی دفاعی چهارساله آمریکا در سال 1977 مورد استفاده قرار گرفت.از مجموع تعریف های ارائه شده برای جنگ نا متقارن به چند عنصر اصلی از جمله بهره گیری از نقاط ضعف و آسیب پذیری دشمن , استفاده از فناوری های پیشرفته و غیر قابل انتظار , بهره گیری از روش های مبتکرانه , تضعیف اراده ی دشمن برتر , تاکید بر تایید نامتناسب را می توان اشاره نمود .
یکی از مسائلی که امروزه ممکن است سازمان ها با آن درگیر باشند استفاده از ترفندهای نادرست ناشی از رفتارهای بد سیاسی، انگیزه-های پلید، خودخواهی ها، عقده های کودکانه و ... می باشد که باعث اتلاف انرژی سازمان و کارکنان برای حل اینگونه رفتارها می شود. یکی از این ترفندها که باعث آزار و اذیت روحی در محیط سازمان می شود غوغاسالاری نام دارد. این بیماری پنهان سازمانی، پیامدهای منفی بسیاری برای سازمان ها دارد. اما چگونه می توان این معضل سازمانی را شناسایی کرد و از روی کدام نشانه ها می توان به وجود آن در یک سازمان پی برد؟ متاسفانه با وجود اهمیت این موضوع تاکنون شاخصه های غوغاسالاری شناسایی نشده و کمتر مقاله ای به این مهم پرداخته است و بیشتر پژوهش های پیشین درخصوص معرفی مفهوم، عوامل موثر و پیامدهای این معضل سازمانی بوده است. لذا این پژوهش، به دنبال شناسایی مؤلفه های غوغاسالاری سازمانی می باشد. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای است و از لحاظ ماهیت و روش اجرا، در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی-کمی) قرار دارد. در بخش کیفی، پس از مطالعه حدود 70 مقاله مرتبط، پنل پژوهش 9 نفره ای شکل گرفت، به کمک پشتوانه ادبیات و پیشینه تحقیق و روش دلفی، ضمن شناسایی مؤلفه های غوغاسالاری، الگوی مفهومی غوغاسالاری در سه بعد روابط بین فردی و اجتماعی با 4 مولفه، موقعیت حرفه ای و شغلی با 6 مولفه و زندگی شخصی (شهرت و خوشنامی) با 3 مولفه طراحی گردید. در ادامه جهت سنجش این الگو و مولفه ها، پرسشنامه ای طراحی و در بخش کمی، این پرسشنامه در سازمان گمرکات خراسان رضوی مورد ارزیابی قرار گرفت.