فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
169 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق طراحی سازوکاری برای افزایش مشارکت سهامداران خرد در اداره بنگاه های اقتصادی می باشد. از طریق این افزایش، بهبود حاکمیت شرکتی، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش آگاهی سهامداران خرد اتفاق می افتد. این تحقیق پس از مطالعات کتابخانه ای، از طریق پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان و سهامداران خرد به ارائه مدل مشارکت سهامداران خرد در مدیریت شرکتهای بورسی و فرابورسی پرداخته و از طریق روش دلفی فازی مدل تایید گردید. در مدل پیشنهادی سهامداران خرد می توانند حق رأی خود را در زمان نزدیک به مجمع سالیانه از طریق نهاد واسط خریدوفروش کنند. بنابراین طی این فرایند سهامدارانی که تمایل دارند از قدرت اعمال رأی بیشتری در مجامع برخوردار باشند، حق رأی دیگر سهامداران خرد را خریداری می نمایند. علاوه بر این قادر هستند با استفاده از بستر فراهم شده در مدل پیشنهادی به وسیله ائتلاف رأی خود، یک نماینده از بین خودشان جهت حضور در هیئت مدیره شرکت ها انتخاب کنند. با پیاده سازی چنین سازوکاری به طورکلی امکان اخذ 511 کرسی هیئت مدیره توسط سهامداران خرد در شرکت های بورسی و فرابورسی امکان پذیر خواهد شد. نتایج تحقیق نشان داد مدل پیشنهادی موجب افزایش انگیزه سهامداران خرد جهت شرکت در مجامع، افزایش آگاهی سهامداران و ارتقاء شفافیت خواهد شد.
ارزیابی تحلیلی شاخص های مؤثر بر ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی و متعارف؛ (با تأکید بر شاخص حکمرانی خوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ ویژه نامه اول (اولین همایش ملی بانکداری اسلامی ایران)
149 - 174
حوزههای تخصصی:
ریسک اعتباری ازجمله مهم ترین ریسک هایی است که نظام بانکی با آن مواجه است. هدف از این مقاله، بررسی تحلیلی عوامل مؤثر بر ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی و متعارف با تأکید بر شاخص حکمرانی خوب است. این مقاله تأثیر نسبت کفایت سرمایه، نسبت خالص تسهیلات از کل دارایی، لگاریتم کل دارایی، شاخص حکمرانی خوب و رشد تولید ناخالص داخلی (در حکم رشد اقتصادی) را به عنوان متغیّرهای مؤثر بر ریسک اعتباری در بین بانک های اسلامی و متعارف (50 بانک منتخب) با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته پانلی و در دوره زمانی 2019-2012 میلادی بررسی نموده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در بانکداری اسلامی بین ریسک اعتباری و شاخص های نسبت خالص تسهیلات به دارایی کل، کفایت سرمایه و دارایی کل رابطه منفی و معنادار؛ شاخص حکمرانی خوب رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین شاخص رشد اقتصادی رابطه معناداری با ریسک اعتباری بانکداری اسلامی ندارد. نتایج در بانکداری متعارف نشان می دهد که متغیّر کفایت سرمایه، دارایی کل، رشد اقتصادی و شاخص حکمرانی خوب رابطه منفی و معنادار با ریسک اعتباری در بانکداری متعارف دارد. همچنین بین نسبت خالص تسهیلات از کل دارایی و ریسک اعتباری بانک های متعارف رابطه معناداری وجود ندارد.
گستره تجارب حسابرس در صنایع و اعمال تردید حرفه ای توسط حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۹
165 - 188
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ارتباط گستره تجارب حسابرس در صنایع، به عنوان میزان تجربه حسابرس در حسابرسی صاحبکاران در صنایع مختلف، با اعمال تردید حرفه ای حسابرس، بررسی شده است. با استفاده از داده های 211 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، در دوره زمانی12 ساله 1389 الی 1400 (1,785 مشاهده شرکت-سال)، نتایج به دست آمده نشان می دهد، حسابرسان برخوردار از طیف وسیعی از تجارب در صنایع مختلف، با احتمال بیشتری صاحبکاران را وادار به اصلاح صورت های مالی خود بابت تحریفات و اشتباهات موجود می کنند. به ویژه، این ارتباط برای تعدیلات کاهشی و نیز، مقادیر بالاتر تعدیلات حسابرسی، قوی تر است. همچنین، احتمال تجدید ارائه صورت های مالی حسابرسی شده توسط حسابرسان با گستره وسیع تر تجارب، کمتر است. در نهایت، در صورت های مالی حسابرسی شده توسط این حسابرسان از اقلام تعهدی اختیاری کمتری، استفاده شده است. به طور کلی، یافته های پژوهش نشان می دهد که تنوع تجارب حسابرس در صنایع مختلف می تواند منجر به توسعه اعمال تردید حرفه ای توسط حسابرسان شود.
افشای آینده نگرانه و شهرت شرکت به عنوان مکانیزم هایی برای کاهش نوسانات بازده سهام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
109 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین افشای اطلاعات مالی آینده نگرانه و نوسانات بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نیز بررسی اثر حسن شهرت شرکت ها بر این رابطه است.
روش شناسی: در راستای تحقق هدف های پژوهش دو فرضیه تدوین شده است که معنا دار بودن رابطه بین افشای اطلاعات مالی آینده نگرانه، نوسانات بازده سهام و حسن شهرت را در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مورد آزمون قرار می دهد. افشاء اطلاعات مالی آینده نگرانه، با استفاده از روش تحلیل محتوا اندازه گیری شد. روش آماری مورداستفاده جهت آزمون فرضیه های مطرح شده در این پژوهش، روش تجزیه وتحلیل رگرسیون گام به گام و نمونه آماری پژوهش شامل 120 شرکت - سال در سال های 1397 الی 1401 است.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه های پژوهش نشان می دهد که افشای اطلاعات مالی آینده نگرانه، منجر به کاهش نوسانات بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می گردد. همچنین، افشای اطلاعات مالی آینده نگرانه توسط شرکت های با شهرت بالاتر (در مقابل شرکت های با شهرت پایین تر)، دارای اثر بیشتری بر کاهش نوسانات بازده سهام است.
دانش افزایی: با تحلیل تأثیر اطلاعات مالی آینده نگر بر نوسانات بازده سهام، تحقیقات پیشین را گسترش می دهد.
بسط نظریه اتوپایسیس در تأثیر ابعاد محتوایی ساختار شرکت ها بر توسعه پارادایم گزارشگری یکپارچگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۲
171 - 189
حوزههای تخصصی:
هدف : امروزه گزارشگری فقط برای اطلاع رسانی نیست، بلکه با گسترش مفاهیمِ مدیریتی و کسب وکار، نگاه شرکت ها به سوی تمام ذینفعان معطوف شده و تغییرات عمده ای در روش های کسب وکار، شیوه تولید سرمایه و حیطه تعامل با ذینفعان است که برای رفع این نیاز، روی آوردن به گزارشگری یکپارچه به عنوان مبنایی مبتنی بر توسعه ارزش های تعامل با ذینفعان می تواند بسیار مهم و اثربخش باشد. اما فقدان یک هماهنگی و توازن بین ساختار با سیستم هایی همچون سیستم گزارشگری مالی، سبب می گردد کارکردهای شیوه گزارشگری یکپارچه از ظرفیت های ایجادِ ارزش فراگیر برخوردار نباشد. لذا، این پژوهش با بسط نظریه اتوپایسیس به دنبال بررسی تأثیر ابعاد محتوایی ساختار شرکت ها بر توسعه پارادایم یکپارچگی گزارشگری مالی است. روش: پژوهشِ حاضر از رویکرد نتیجه، جزء پژوهش های کاربردی محسوب و از نظر هدف در دسته پژوهش توصیفی/ همبستگی قرار می گیرد، زیرا اقدام به مطالعه داده های مربوط به یک مقطعِ زمانی یعنی 1399 - 1398 براساس روش تحلیل داده های مقطعی، مبتنی بر تحلیل مسیر و چارچوب مدلِ سازی ساختاری حداقل مربعات جزئی ( PLS ) می نماید. داده مربوط به متغیرِ یکپارچگی گزارشگری از طریق چک لیست امتیازی افشای اطلاعات شرکت ها براساس گزارش های صورت های مالی استخراج گردید و و داده ی مربوط ابعاد محتوایی از طریق توزیع پرسشنامه بینِ مدیران عاملِ شرکت های مورد بررسی، گردآوری شد. یافته ها : نتایج نشان داد، ابعاد محتوایی بر توسعه پارادایم یکپارچگی گزارشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری : در واقع این نتیجه نشان داد، برمبنای بسط نظریه اتوپایسیس که بیان کننده سطح همراستایی ساختار با سیستم است، ابعاد محتوایی به عنوان مبنای ساختاری یک شرکت می تواند سببِ افزایش اثرمثبت در پارادایم یکپارچگی گزارشگری شود.
تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر وجود تحریف در صورت های مالی و کیفیت گزارشگری مالی: با تأکید بر تعدیلات سنواتی و خطای برآورد اقلام تعهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درخصوص انگیزه های معاملات با اشخاص وابسته دو تئوری رقیب وجود دارد؛ تئوری اول، تئوری قرارداد کارآمد است که در آن فرض می شود تعامل نزدیک بین اشخاص وابسته، به شرکت ها کمک می کند تا هزینه های معاملات را در مقایسه با هزینه های معامله با اشخاص غیروابسته کاهش دهند؛ تئوری دوم مبتنی بر تئوری نمایندگی و دیدگاه فرصت طلبانه است. از منظر این تئوری معاملات با اشخاص وابسته برای سهامداران دارای حق کنترل، مدیران و سایر اشخاص وابسته فرصت های مناسبی فراهم می کند تا از طریق آنها منابع شرکت را به سود خود و به ضرر سهامداران فاقد حق کنترل خارج کنند. هدف اصلی پژوهش حاضر این است که مشخص شود معاملات صورت گرفته با اشخاص وابسته در ایران با کدامیک از این تئوری ها سازگار است. برای این منظور تاثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ارائه گزارش های مالی حاوی تحریف و همچنین تأثیر آن بر کیفیت گزارشگری مالی بررسی شده است. در همین رابطه تعداد 134 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1399 مورد بررسی قرار گرفت. در آزمون فرضیات این پژوهش داده های تلفیقی و مقطعی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان می دهد که مبلغ معاملات با اشخاص وابسته بر تعدیلات سنواتی سال بعد که معیار تحربف در صورت های مالی می باشد تاثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین مبلغ معاملات با اشخاص وابسته بر کیفیت گزارشگری مالی که معیار اندازه گیری آن کیفیت اقلام تعهدی است، تاثیر منفی و معنادار دارد.
بررسی مقایسه ای کیفیت حسابرسی در دوران قبل و بعد از کوید-19(مطالعه موردی: شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
168 - 186
حوزههای تخصصی:
بحران کوید 19 بر اقتصاد جهانی تأثیر منفی داشت. این ویروس با ایجاد نوسانات اقتصادی، فعالیت شرکت ها را دچار بحران نمود. بحران مالی شرکت ها بر کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها و به تبع آن کیفیت حسابرسی تاثیر گذاشته است. هدف از این پژوهش بررسی مقایسه ای کیفیت حسابرسی در دوران قبل و بعد از کوید-19 در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ نحوه اجرا توصیفی پس رویدادی است. برای انجام پژوهش یک فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی تدوین شد. برای انجام این پژوهش از آزمون کروسکال والیس با نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. این موضوع در 120 شرکت در صتایع رایانه، بانکداری، دارویی، ساختمانی و هتل داری در فاصله زمانی 1396 تا 1399 بررسی شد. یافته ها نشان داد که کیفیت حسابرسی در دوران قبل و بعد از کوید-19 تفاوت معناداری دارد. استانداردگذاران باید تغییراتی در استانداردهای حسابداری و حسابرسی در جهت بهبود کیفیت حسابرسی در دوران های بحرانی و فاصله گذاری اجتماعی ارائه نمایند.
تأثیر رفتارهای مخرب سرمایه گذاران بر کوته بینی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
127 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف: الگوهای رفتاری سرمایه گذاران از مباحث مهم و جدیدی است که در سال های اخیر، در حوزه مالی رفتاری در کانون توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. تأکید مالی رفتاری بر آن است که تصمیم گیری های سرمایه گذاران، از رفتارهای مخرب سرمایه گذاران نشئت گرفته است که ریشه آن، نگرش ، احساسات، هیجان ها و پیروی از تصمیم های سایر سرمایه گذاران است. از سوی دیگر، رفتارهای مخرب سرمایه گذاران، ممکن است تصمیم گیری مدیران را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتارهای مخرب سرمایه گذاران بر کوته بینی مدیران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته است. به این منظور، تأثیر سه رفتار مخرب سرمایه گذاران، یعنی رفتار کوته بینانه، رفتار احساسی و رفتار توده واری آن ها بر کوته بینی مدیران بررسی شده است.
روش: اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه پژوهش، از صورت های مالی 140 شرکت، طی سال های 1390 تا 1399 جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل های رگرسیون لجستیک به روش داده های تلفیقی استفاده شده است.
یافته ها: یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیانگر آن است که رفتار کوته بینانه سرمایه گذاران، رفتار احساسی سرمایه گذاران و رفتار توده واری سرمایه گذاران، بر کوته بینی مدیران تأثیر مثبت و معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که گرایش های رفتاری مدیران شرکت ها، تحت تأثیر گرایش های رفتاری سرمایه گذاران قرار خواهد گرفت و مدیران در واکنش به رفتارهای مخرب سرمایه گذاران، به جای آنکه بر اهداف و برنامه ریزی های بلندمدت برای شرکت تمرکز کنند، بر اهداف کوتاه مدت متمرکز می شوند و تصمیم گیری های کوته بینانه اتخاذ خواهند کرد.
کیفیت حاکمیت شرکتی و مدیریت ذینفعان: نقش میانجی احتمال گزارشگری متقلبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
115 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی علل و شرایط پدیدآورنده رسوایی های مالی در شرکت ها نشان می دهد که فقدان نظارت مؤثر بر مدیران و حاکمیت ناقص سهامداران بر نحوه اداره امور در کنار تفویض اختیارات نامحدود به مدیریت، زمینه را برای تقلب مدیران و احتمال گزارشگری متقلبانه فرآهم می کند. گزارشگری متقلبانه باعث می شود تا منافع شرکت به سمت گروه های خاصی هدایت شود و بدین ترتیب تقابل منافع ذینفعان تشدید یابد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر کیفیت حاکمیت شرکتی بر مدیریت ذینفعان با تأکید بر نقش میانجی احتمال گزارشگری متقلبانه می باشد. روش: نمونه پژوهش شامل 96 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1388 تا 1398 می باشد که با استفاده از رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها: طبق یافته ها، بین کیفیت حاکمیت شرکتی و مدیریت ذینفعان با استفاده از روش دوم رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد ولی این رابطه در روش اول مدیریت ذینفعان معنی دار نیست و بین کیفیت حاکمیت شرکتی و احتمال گزارشگری متقلبانه رابطه معکوس و معنی دار وجود دارد؛ همچنین مشخص گردید که بین احتمال گزارشگری متقلبانه و روش دوم مدیریت ذینفعان رابطه معکوس و معنی دار برقرار است و در نتیجه، نقش میانجی احتمال گزارشگری متقلبانه در رابطه بین کیفیت حاکمیت شرکتی و روش دوم مدیریت ذینفعان نیز رد نگردید.نتیجه گیری: در مجموع نتایج حاکی از آن است که مسئله مدیریت ذینفعان در محیط تجاری ایران بیشتر در جهت تأمین منافع سهامداران صورت می گیرد و مفاهیم تئوری نمایندگی از برجستگی و نمود بیشتری برخوردار است.دانش افزایی: نتایج پژوهش حاضر می تواند سیاست گذاران حوزه های مختلف قوانین و استانداردهای حسابداری را با تکیه بر تأمین نیازهای اطلاعاتی ضروری ذینفعان متنوع یاری رساند.
رویکرد مدل معادلات ساختاری در آزمون ابعاد اخلاقی حسابرسان (صداقت، شایستگی و بی طرفی) تحت تأثیر فرسودگی شغلی و هوش معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
115 - 142
حوزههای تخصصی:
استرس مرتبط با شغل در تبیین طیف وسیعی از رفتارها و نگرش ها در محیط های کارحسابرسی پراسترس مهم است. فرسودگی شغلی به عنوان یک سندرم استرس ناکارآمد، انتظار می رود ابعاد اخلاقی حسابرسان را تحت تأثیر قراردهد. بنابراین هدف این پژوهش رویکرد مدل معادلات ساختاری در آزمون ابعاد اخلاقی حسابرسان تحت تأثیر فرسودگی شغلی و هوش معنوی می باشد. جامعه آماری پژوهش حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی بخش خصوصی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1400 می باشد. برای محاسبه تعداد نمونه انتخابی از روش بارکلای و همکاران استفاده شد,.که تعداد 260 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد و برای مدل سازی و آزمون فرضیه ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزاراسمارت PLS استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که فرسودگی شغلی بر ابعاد اخلاقی حسابرسان از جمله صداقت و درستی, شایستگی و بی طرفی حسابرسان تأثیر منفی و معناداری دارد همچنین در این پژوهش به بررسی تأثیر فرسودگی شغلی بر ابعاد اخلاقی با توجه به نقش تعدیلی هوش معنوی پرداخته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که هوش معنوی تأثیر منفی فرسودگی شغلی بر صداقت و درستی حسابرس را تعدیل می کند اما هوش معنوی تآثیرمنفی فرسودگی شغلی بر شایستگی و بی طرفی حسابرس را تعدیل نمی کند.
بررسی اثر میانجی بکارگیری کلان داده در رابطه میان حاکمیت هیئت مدیره و تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی استفاده از کلان داده در رابطه میان حاکمیت هیئت مدیره و تأخیر در گزارش حسابرسی است.
روش: تعداد 152 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1395-1400 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. همچنین برای بررسی رابطه میان حاکمیت هیئت مدیره، بکارگیری کلان داده، و تأخیر در گزارش حسابرسی، از حداقل مربعات معمولی، مدل سازی معادله ساختاری، استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که می توان از کلان داده به عنوان پیش بینی کننده تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده کرد. همچنین هنگامی که از کلان داده به عنوان میانجی استفاده می شود، حاکمیت هیئت مدیره تأثیر معناداری روی تأخیر در گزارش حسابرسی دارد.
نتیجه گیری: این پژوهش، سرمایه گذاران و ذینفعان را نسبت به اهمیت بکارگیری کلان داده و رویه های حاکمیت شرکتی در کاهش تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی آگاه می سازد. همچنین می تواند در ایجاد الزامات گزارش حسابرسی و اِعمال قوانین جهت تضمین انتشار به موقع گزارش حسابرسی، به قانون گذاران کمک نماید. همچنین تحقیق حاضر شواهد خاصی از نقش بکارگیری کلان داده در میانجی گری رابطه میان حاکمیت هیئت مدیره و تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی را فراهم می کند.
Evaluating the Performance and Ability Explain of Market Index Returns by Selected Stock Portfolios Based on Throughput Accounting Criteria in Comparison with the New Network Matrix Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the strategies used in active portfolio management is the "network matrix model "which can be used to form different portfolios with different characteristics of stocks or companies. In this study, with the data of 156 companies listed on the Tehran Stock Exchange during the period 2011 to 2018 using the network matrix model and based on throughput accounting criteria, portfolio formation and their performance with the portfolios of the new network matrix model (Defensive, neutral and aggressive stocks) and market portfolio were compared. The results show that the proposed network matrix model portfolios based on throughput accounting criteria have higher performance than the new network matrix model in terms of Sharpe, Sortino, upside potential, and omega criteria. Also, portfolios consisting of stocks of companies with high system performance, in addition to the above criteria, have higher performance in terms of Jensen's Alpha criteria than the new network matrix model, and in terms of upside potential and omega criteria, have higher performance than the market portfolio. The performance of portfolios consisting of stocks of companies with low system performance has a stronger correlation with the market portfolio compared to the new network matrix model.
الگوریتم نقطه درونی در بهینه سازی سبد سهام چند هدفه: رویکرد GlueVaR(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
453 - 484
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بهینه سازی سبد سهام با استفاده از الگوریتم ریاضی نقطه درونی و استفاده از این الگوریتم در حل مسئله بهینه سازی پرتفوی چندهدفه است.
روش: داده های این پژوهش، قیمت پایانی روزانه شرکت های فعال بورس اوراق بهادر تهران بود که در انتهای سال ۱۴۰۰، برای محاسبه شاخص ۵۰ شرکت برتر استفاده شد. از آنجا که دوره زمانی مورد مطالعه، سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ بود، از بین ۵۰ شرکت یادشده، فقط ۳۳ شرکت که در طول دوره بررسی داده های آن ها در دسترس بود، باقی ماند. برای بهبود مدل بهینه سازی نیز از الگوریتم ریاضی نقطه درونی استفاده شد. ریسک سرمایه گذاری در این مدل با معیار GlueVaR محاسبه شد و نتایج به دست آمده از حل مدل با سایر معیارهای اندازه گیری ریسک، همچون واریانس، ارزش در معرض ریسک (VaR) و ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) نیز مقایسه شد.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، در مدل بهینه سازی پرتفوی با معیار سنجش ریسک GlueVaR و الگوریتم بهینه سازی نقطه درونی، در قیاس با دیگر معیارهای ریسک واریانس، ارزش در معرض ریسک (VaR) و ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR)، در یافتن مرز کارا عملکرد بهتری را نشان می دهد. همچنین الگوریتم نقطه درونی در حل مسائل بهینه سازی دفعات تکرار کمتری را در یافتن نقطه بهینه از خود نشان می دهد که این خود دلیلی بر قوی بودن این الگوریتم است.
نتیجه گیری: نتایج حاضر نشان می دهد که الگوریتم نقطه درونی قابلیت دارد که برای حل مسائل بهینه یابی سبد سهام استفاده شود و همچنین، معیار سنجش ریسک GlueVaR در مقایسه با معیارهای سنجش ریسک VaR، واریانس و CVaR می تواند برای بیشتر اشخاص با ترجیحات بازده و ریسک متفاوت، عملکرد بهتری داشته باشد.
شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی اثرگذار روی آینده حسابرسی در ایران با تمرکز بر فناوری بلاک چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۹
27 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی اثرگذار روی آینده حسابرسی در ایران با تمرکز بر فناوری بلاک چین است. این پژوهش از نظر جهت گیری دارای ماهیت کاربردی بوده و روش شناسی آن کمی چندگانه است. جامعه نظری پژوهش، کارشناسان ارشد سازمان حسابرسی، دیوان محاسبات و بازار سرمایه کشور در زمینه حسابرسی و فناوری های مالی دیجیتال بودند. نمونه گیری به شیوه قضاوتی با توجه به تخصص خبرگان انجام شد. حجم نمونه در این مطالعه برابر 15 نفر بود. پیشران ها از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان به دست آمدند. در ادامه برای غربال و تحلیل پیشران ها از دو پرسشنامه خبره سنجی و اولویت سنجی استفاده شد. از میان پیشران ها، 11 پیشران دارای عدد دیفازی بالاتر از 6/0 بودند و برای رتبه بندی نهایی انتخاب شدند. درجه اولویت پیشران های باقیمانده با روش کوکوسو ارزیابی شد. با توجه به شاخص های کوکوسو، پیشران های توسعه بلاک چین در صنایع و حوزه های دیگر و میزان پذیرش بلاک چین توسط سازمان و موسسات حسابرسی به ترتیب بیشترین درجه اولویت را داشتند. آموزش فناوری های دیجیتال مالی مثل بلاک چین به مدیران، حسابرسان و کاربران مالی، یکپارچگی سیاست های نهادهای رگولاتور در زمینه نظارت و استانداردگذاری و همسویی استانداردهای جهانی با الزامات فناوری بلاک چین از جمله مهم ترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش بودند.
بررسی اثر تعدیل کنندگی توانایی مدیریت بر رابطه عدم قطعیت سیاست های اقتصادی و قابلیت مقایسه صورت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: قابلیت مقایسه صورت های مالی، افزایش کیفیت گزارشگری مالی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را در پی خواهد داشت. این عامل ممکن است تحت تأثیر عوامل کلان اقتصادی و سیاسی قرار گیرد. در این شرایط میزان توانمندی و درایت مدیران شرکت ها می تواند بر موازنه تأثیر عدم قطعیت سیاست اقتصادی در قابلیت مقایسه صورت های مالی اثربخش باشد. بر این اساس پژوهش حاضر، به دنبال بررسی تأثیر عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر قابلیت مقایسه صورت های مالی با تأکید بر نقش تعدیل کنندگی توانایی مدیریت می باشد.روش پژوهش: دوره زمانی پژوهش طی سال های 1392 تا 1401 و نمونه آماری پژوهش 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون حداقل مربعات استفاده شد.یافته ها: عدم قطعیت سیاست اقتصادی تأثیر منفی و معناداری بر قابلیت مقایسه صورت های مالی دارد. از طرفی، توانایی مدیران تأثیر رابطه منفی میان عدم قطعیت سیاست های اقتصادی و قابلیت مقایسه صورت های مالی را کاهش می دهد.نتیجه گیری: قابلیت مقایسه صورت های مالی یکی از عواملی است که باعث افزایش سودمندی اطلاعات مالی ارائه شده در صورت های مالی می گردد. این عامل با افزایش عدم قطعیت سیاست اقتصادی، کاهش می یابد، اما مدیران کارآمد، در تلاش برای حفظ شهرت خود و با در نظر داشتن ریسک دعاوی حقوقی در شرایط عدم قطعیت سیاست اقتصادی با پرهیز از رفتار فرصت طلبانه، اطلاعات با کیفیت و گسترده تری را در اختیار ذی نفعان قرار داده و بدین ترتیب اثر منفی عدم قطعیت سیاست اقتصادی بر قابلیت مقایسه صورت های مالی را تضعیف می کنند. دانش افزایی: پژوهش حاضر شواهدی مبنی بر مدیریت اطلاعات حسابداری در راستای کاهش قابلیت مقایسه صورت های مالی در شرایط عدم قطعیت سیاست اقتصادی توسط مدیران ناکارا و فرصت طلب را نشان می دهد
پیش بینی تقلب در صورت های مالی (مدل های پویای میانگین گیری پارامتر متغیر زمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
121 - 140
حوزههای تخصصی:
تقلب صورت های مالی تبدیل به یک مشکل جدی برای فعالان بازار و سیاست گذاران شده است. در واقع، این مسئله قابلیت اطمینان بازارهای سرمایه، رؤسای شرکت ها و حتی حرفه حسابرسی را تهدید می کند. هدف تحقیق حاضر استفاده از رویکرد مدل های پویای میانگین گیری جهت پیش بینی تقلب در صورت های مالی است. تحقیق حاضر از لحاظ روش کاربردی است. بازه زمانی تحقیق 1390 تا 1399 بوده و در برآورد مدل از داده شرکت های منتخب در بورس اوراق بهادار تهران بهره گرفته شده است. با استفاده از رویکرد حذف سیستماتیک حجم نمونه تحقیق 125 شرکت انتخاب گردیدند. جهت برآورد مدل از نرم افزار متلب 2021 بهره گرفته شده است. در این تحقیق بر اساس مدل میانگین گیری پویا اقدام به پیش بینی تقلب و دقت مدل های برآوردی نمودیم. بر اساس نتایج متغیرهای بازده دارایی ها؛ بازده حقوق صاحبان سهام؛ حاشیه سود عملیاتی؛ نسبت گردش دارایی ها و نسبت وجه نقد عملیاتی به فروش بر تقلب تأثیر منفی و سایر متغیرها تأثیر مثبت دارند.
بودجه ریزی و استرس کارکنان در مواقع بحران: شواهدی از دوران بیماری همه گیر کووید 19 در دانشگاه های علوم پزشکی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
262 - 290
حوزههای تخصصی:
هدف: بحران سازمانی به عنوان رویدادی تعریف می شود که ارزش های اولویت دار سازمان را تهدید می کند، مدت زمان محدودی برای ارائه پاسخ به آن وجود دارد و برای سازمان پیش بینی نشده و ناگهانی است. بحران با کووید ۱۹ شروع شد که تأثیرهای چشمگیری بر کارمندان گذاشت. کارمندان در این زمان، از راه دور و ساعات طولانی تری کار می کردند که همراه بود با افزایش بی اطمینانی ها، نگرانی ها و اختلال ها که همه اینها خستگی را افزایش می دهند. با توجه به درک اندک پیامدهای رفتاری تغییرات شیوه های کنترل مدیریت در واکنش به بحران های جهانی، این مقاله به بررسی آثار رفتاری تغییرات ناشی از بحران همه گیر کووید۱۹ در شیوه های کنترل مدیریت بودجه ریزی و عواملی که این آثار را تشدید یا کاهش می دهد، پرداخته است. روش: روش پژوهش این مطالعه اکتشافی، پیمایشی و از نوع مقطعی (نیمه اول سال ۱۴۰۱) است. مدیران شاغل در دانشگاه های علوم پزشکی استان فارس و بیمارستان های تابعه که حداقل ۵ سال سابقه مدیریتی و ۲۰ کارمند زیرمجموعه داشتند، جامعه آماری این پژوهش بودند. بدین منظور ۲۵۰ پرسش نامه توزیع و ۱۲۷ پرسش نامه دریافت شد که از بین آن ها ۹۹ پرسش نامه قابل استفاده بود. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از رویکرد الگوسازی معادلات ساختاری در نرم افزار اسمارت پی ال اس ۴ استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دانشگاه های علوم پزشکی استان فارس در واکنش به آثار منفی کووید ۱۹، انقباض کنترل های بودجه ای خود را افزایش می دهند. همچنین، منقبض کردن کنترل های بودجه، به دلیل افزایش ادراک از ابهام و تعارض نقش، به گونه مثبت با فرسودگی عاطفی مرتبط است. افزون بر این، نتایج نشان داد که اثر انقباض کنترل های بودجه ای بر تعارض نقش، زمانی کاهش می یابد که درک مدیران از کنترل های بودجه ای در دوره های گذشته (قبل از بحران) این بوده باشد که این بودجه ها به روشی توانمند استفاده می شده است. نتیجه گیری: نتایج مقاله نشان داد که طراحی قدرتمند بودجه، در دوران پیش از بحران، آثار منفی و معناداری بر تعارض و ابهام نقش دارد؛ این بدان معناست که بودجه های قدرتمند هم مزایای اطلاعاتی دارند و هم به انعطاف پذیری بیشتر و کمک به حل وفصل خواسته های متضاد کمک می کنند. همچنین شواهد نشان داد که در وضعیت بحرانی، بودجه های قدرتمند اثرهای کاهش کنترل های بودجه را بر تعارض نقش کاهش می دهند؛ اما قدرت تأثیری بر ابهام نقش ندارد. این نتایج نشان می دهد که اگر سازمان های بهداشت عمومی و درمان، از بودجه خود برای کمک به مدیران به منظور درک عمیق تر وظایف و مسئولیت های خود و حل وفصل خواسته های متضاد استفاده کنند، بهتر می توانند با شوک مقابله کنند. واکنش منفی و کنترل بودجه های انقباضی به کاهش واکنش رفتاری نامطلوب ناشی از افزایش تعارض نقش و فرسودگی عاطفی کمک می کند. همچنین، بر اساس نتایج، اعتماد که معمولاً برای سازمان ها مفید است، جنبه تاریکی دارد که در آن مدیران برای جبران اعتمادی که به مدیران ارشد خود دارند، فشار بیشتری بر خود وارد می کنند (افزایش تعارض و ابهام نقش). با این حال، این موضوع اثرهای تشدید کنترل های بودجه ای بر تعارض و ابهام نقش را تشدید نمی کند. این یافته نشان می دهد که زیردستان به دنبال کسب اطمینان بیشتر در مورد انتظارات و مسئولیت های مدیران ارشدی که به آن ها اعتماد دارند، یا غلبه بر تعارض های ذاتی بین تعهدات به مدیران ارشد نیستند.
رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و اهرم مالی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۹
121 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئولیت پذیری اجتماعی به مباحث اخلاقی درباره رفتار و تصمیم گیری شرکت درباره موضوعاتی مانند مدیریت منابع انسانی، حمایت محیطی، سلامت کاری، روابط اجتماعی و روابط با عرضه کنندگان و مشتریان می پردازد. یکی از وظایف شرکت ها در حیطه مسئولیت اجتماعی کمک به بهبود وضعیت اقتصادی و رفاه جامعه است و از طرفی گزارشگری مالی نیز با هدف ارائه اطلاعات صحیح برای تصمیم گیری درست مالی و در نتیجه رشد اقتصادی انجام می شود. بنابراین، انتظار می رود با اجرای سازوکار مسئولیت پذیری اجتماعی، تصمیمات مالی شرکت ها نیز تحت تأثیر قرار گیرد. از این رو، در این پژوهش به بررسی رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و اهرم مالی در شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است.
روش: در راستای بررسی این موضوع، فرضیه های پژوهش برای 97 شرکت طی دوره 7 ساله از سال 1391 لغایت 1397 و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره مورد آزمون قرار گرفت. بدین منظور از اهرم مبتنی بر ارزش دفتری و اهرم مبتنی بر ارزش بازار به عنوان نماینده اهرم مالی استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان می دهد بین مسئولیت پذیری اجتماعی و اهرم مالی (اهرم دفتری و اهرم بازار) شرکت ها رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش همسو با پژوهش های مدیریت نشان می دهد مسئولیت پذیری اجتماعی از عوامل تأثیرگذار بر ساختار سرمایه شرکت هاست. به بیان دیگر، شرکت هایی که مسئولیت پذیری اجتماعی بالاتری دارند نسبت های اهرمی پایین تری اتخاذ می کنند. نتایج حاکی است شرکت ها با افشاء مسئولیت پذیری اجتماعی، به شفافیت گزارشگری مالی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین اشخاص درون و برون سازمانی و مشکلات نمایندگی کمک می نمایند. بنابراین، از نظر اعتباردهندگان شرکت های با مسئولیت پذیری اجتماعی بالا، ریسک کمتری دارند و با محدودیت های سرمایه ای پایین تری مواجه هستند.
Stock Liquidity and Return Predictability; Is There a Connec-tion? (Evidence from an Emerging Market)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the relationship between stock liquidity and return predicta-bility of 116 publicly-traded firms in Tehran Stock Exchange (TSE). To this end, we constructed a dated-regular frequency of time series with total 40128 stock-firm observations. After calculating daily bid-ask spreads and stock returns, the observations were classified based on liquidity into three classes and the return predictability was investigated across different classes using a set of parametric tests. The results exhibit signs of return autocorrelation and non-independence over three liquidity groups. Our findings didn’t show a connection between stock liquidity and market efficiency. The Hurst exponent also revealed mean reversion of returns series across different liquidity classes. We conclude that stock liquidity doesn’t play a significant role in market efficiency and return predictability of stocks in TSE. In case of TSE as other emerging markets, due to the small num-ber of traders (the need for more trading activity) and low market making activi-ties, both the cost of trading increases and the reaction to stock price information is delayed, resulting in predictability of price /return.
اثر قدرت و دانش مالی مدیرعامل بر رابطه بین ریسک سازمانی و عملکرد شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه اثر قدرت و دانش مالی مدیرعامل بر رابطه بین ریسک سازمانی با عملکرد شرکت بررسی شده است. با روش غربال گری منظم 102 شرکت به عنوان نمونه از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شد. آزمون ها با الگوی داده های تابلویی با اثرات ثابت انجام شده است. نتایج نشان داد ریسک سازمانی با عملکرد شرکت رابطه منفی و معنادار دارد بنابراین با افزایش ریسک های شرکت، عملکرد شرکت ضعیف و بازدهی کاهش می یابد. قدرت مدیرعامل با عملکرد شرکت رابطه منفی و معنادار دارد، لذا، قدرت مدیران عامل با وظیفه دوگانه، زمینه فرصت طلبی آنها را در جهت منافع خودشان فراهم می کنند. دانش مالی مدیران عامل با عملکرد شرکت رابطه مثبت و معناداری دارد، بنابراین دانش مالی آن ها موجب بهبود مکانیزم های راهبری شرکتی و بهبود عملکرد شرکت می گردد. اما قدرت و دانش مالی مدیران عامل بر رابطه ریسک سازمانی با عملکرد اثر نداشته است.