فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۴٬۹۹۵ مورد.
منبع:
شناخت تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۲
119 - 137
حوزههای تخصصی:
بخش رو به گسترشی از ادبیات متافیزیکی اخیر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که واقع گرایی متافیزیکی چیست. تئودور سایدر در اثرش، نوشتن کتاب جهان، شرحی از واقع گرایی ارائه می دهد که بر مفهوم ساختار مبتنی است. سایدر با تعمیم ایده طبیعی بودن محمول ها نزد دیوید لوئیس تلاش می کند نشان دهد که علاوه بر محمول ها مقوله های دستوری دیگری، ازجمله سورها، هم می توانند بنیادی یا غیربنیادی باشند. در این مقاله، من نگاهی خواهم انداخت به اینکه ساختار چیست و چه استدلال هایی به سود آن ارائه شده است. تمایز میان هستی شناسی و ایده شناسی برای فهم آنچه سایدر از ساختار مدنظر دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درکی که سایدر از پژوهش متافیزیکی دارد گستره پژوهش ایده شناختی را توسعه می دهد و بر اهمیت نظری آن می افزاید. من استدلال خواهم کرد که مفهوم ساختار به مثابه ایده شناسی مبهم و ابتنای واقع گرایی متافیزیکی بر آن با مشکلاتی مواجه است.
معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین سان، زبان و معرفت به هم وابسته اند و رابطه آن ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می کند و در همان حال از لایه های پیش فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی علمی، دینی، فلسفی یا هنری در بستر زبان قوام می یابد و معنا پیدا می کند. ازاین رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه ها و سازوکارهای زبانی اش قابل فهم نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازنده معرفت است.
طبیعت گرایی زیست شناختی؛ بررسی دیدگاه جان سرل درباره رابطه ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
27 - 46
حوزههای تخصصی:
مسئله پژوهش حاضر نوع رابطه میان ذهن و بدن از دیدگاه جان سرل است. از نظر سرل، این مسئله راه حل نسبتاً ساده ای دارد؛ «طبیعت گرایی زیست شناختی» نامی است که سرل به راه حل خود برای این مسئله داده است. بر اساس این نظریه، پدیده های ذهنی همچون آگاهی، احساسات، افکار و امیال 1. اموری واقعی اند 2. معلول فرآیندهای نوروفیزیولوژیکی درون مغزند 3. درون خود مغز بوده و ویژگی مغز محسوب می شوند و 4. نسبت به بدن نوعی علیت دارند و موجب رفتارهایی خاص در انسان می گردند. روش تحقیق در مقام گردآوری، کتابخانه ای و اسنادی و در مقام داوری، تحلیلی عقلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد نظریه سرل گرچه نسبت به برخی دیدگاه ها پیشرفت قابل توجهی محسوب می شود، اما در نهایت در دامان فیزیکالیسم قرار گرفته و همه مشکلات فیزیکالیسم دامنگیر آن است.
نسخه های خطی اشراقی: بازشناسی سهروردی و اقبال به وی
منبع:
الهیات سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
145 - 170
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نسخه های خطی مکتب اشراق، به ویژه آثار سهروردی و مفسران اولیه او مانند ابن کمونه، شمس الدین شهرزوری و قطب الدین شیرازی پرداخته است. نویسنده یعنی جان والبریج، در طول یک دهه تحقیقات خود حدود ۹۰۰ نسخه خطی اشراقی را شناسایی کرده است که شامل آثار سهروردی، تفسیرها و شرح های متعدد بر آثار او می شود. مقاله به چالش های فهرست نویسی و دسترسی به این نسخه ها اشاره کرده است. اینکه این فهرست ها در بیشتر واقع کیفیت پایینی دارند و اینکه آثار کوتاه تر سهروردی در این فهرست ها وارد نمی شوند. همچنین به بررسی نسخه های خطی اولیه سهروردی و مفسران او پرداخته و نشان می دهد که چگونه این آثار در طول قرن ها تکثیر و تفسیر شده اند. نویسنده در ادامه، به نقش مهم شرح و تفسیرهای ابن کمونه، شهرزوری و قطب الدین شیرازی در تثبیت و گسترش فلسفه اشراقی سهروردی اشاره می کند. والبریج همچنین نسخه های خطی رساله های رمزی فارسی سهروردی و آثار مرتبط با آنها را بررسی کرده و نشان داده که این آثار به رغم شهرت امروزی شان، در نسخه های خطی قدیمی، کمتر یافت می شوند. در نهایت، نویسنده به اهمیت مجموعه های نسخه های خطی اشراقی در کتابخانه های سلطنتی عثمانی اشاره می کند و به برخی نسخه ها از جمله راغب پاشا اشاره کرده و اطلاعات مربوط به آن ها را در اختیار ما گذاشته است.
بررسی اشکال وایزمن بر احکام تحلیلی بر پایه مبانی فلسفه و منطق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
فردریش وایزمن تعریف احکام تحلیلی را – که بسیار شبیه حمل ذاتی بر ذات است – تناقض آمیز می داند. اساس سخن وی بر نفی ترکیب اتحادی میان موضوع و محمول و اعتباری بودن و معدوم بودن کل مبتنی است. بحث محوری نوشتار حاضر عمدتاً تمرکز بر مسئله حمل است؛ زیرا نقد وایزمن بر مبنای اشکال عدم حمل اجزاء بر کل و نیز منحصر دانستن وجود کل در کل اعتباری شکل گرفته است. در بررسی تطبیقی این اشکال با آرای فلاسفه و منطق دانان مسلمان نشان می دهیم چنین اشکالی از دیرباز در آثار آن ها، به ویژه ابن سینا، مطرح بوده است و پاسخی درخور نیز به آن داده شده است. جدای از راه حل حمل اشتقاقی که از سخنان اندکی از فیلسوفان مشاء برمی آید، آن ها به دلیل تفکیک کل حقیقی و اعتباری باور دارند هنگام ترکیب اجزاء، شیء ای دیگر هم پدید می آید؛ به گونه ای که در برخی از موارد حمل امکان پذیر است و در برخی دیگر امکان ناپذیر. اشکال وایزمن فقط به حالت دوم مربوط می شود. همچنین، مبحث حمل نزد اندیشمندان مسلمان به بحث درباره ترکیب اتحادی و انضمامی گره خورده است. با بررسی ریشه های تاریخی این بحث نشان خواهیم داد محتوای سخنان ابن سینا همان بحث ترکیب انضمامی و اتحادی است که با اعتبار به شرط لا و لابه شرط بیان می شود. با اعتبار نخست اشکال وایزمن وارد است؛ ولی با اعتبار دوم نه.
بررسی نوعیت منطقی گونه های زیستی بر اساس تفسیر استاد مطهری از مبانی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
116 - 135
حوزههای تخصصی:
سال ها از گونه های زیستی به عنوان انواع و ذوات طبیعی در منطق و فلسفه اسلامی یاد می شد. فلسفه ی پیش از ملاصدرا نیز با نگاه سنتی زیست شناسی به گونه، تطابق داشت. اما با پذیرش نظریه تکامل در زیست شناسی تصویر ذات گرایانه از گونه های زیستی در فلسفه زیست شناسی مخدوش شد و اکنون تقریباً تمام تعاریف و تبیین های رایج در فلسفه زیست شناسی با مطرح کردن مسائلی هم چون گونه زایی و تبار مشترک، با این تصویر ذات گرایانه در تعارض است. ملاصدرا با مطرح کردن مبانی نو مانند اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری اساس و مبانی فلسفه های پیش از خود را فرو ریخت. استاد مطهری با در نظر گرفتن این تغییرات بنیادین و در ضمن تبیین این مبانی، مطالبی را به صورت پراکنده مطرح نموده است که جمع آوری این مطالب حاکی از آن است که با پذیرش مبانی حکمت متعالیه لاجرم باید تصویر ذات گرایانه از تمام انواع طبیعی از جمله گونه های زیستی را کنار گذاشت و علاوه بر آن، مبانی هم چون تشکیک وجود و حرکت جوهری با تصویری که نظریه تکامل از گونه ها ایجاد کرده است، سازگاری قابل ملاحظه ای دارد.
تحلیل نشانه شناسانه انیمیشن پهلوانان بر پایه نظریه تفکر انتقادی رابرت انیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تولیدات انیمیشنی[i] ایرانی که در راستای تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله با ذهنیت انتقادی، مفاهیم، ارزش ها و معناهای ایرانی را بازنمایی کرده، انیمیشن پهلوانان است. در این پژوهش که با هدف شناخت عناصر شاخص تفکر انتقادی در انیمیشن نامبرده به تحریر در آمده، به بررسی نشانه های تفکر انتقادی بر پایه نظریه رابرت اِنیس در یکی از قسمت های این انیمیشن با عنوان طوطی سخنگو پرداخته شده است. پرسشی که در این جستار مطرح است، چگونگی بروز نشانه های تفکر انتقادی انیس در انیمیشن پهلوانان براساس دوگانه نشانه ای دلالت صریح و ضمنی بارت است. با اتکاء به نظریه تفکر انتقادی انیس در انیمشن مورد بحث، دو سطح استدلال و تأمل متناسب با مخاطب هدف آن یعنی کودکان و نوجوانان پررنگ و ملموس و با دلالتی صریح تر است، اما سطح تصمیم گیری با توجه به میزان پردازش ذهنی رده سنی اصلی این انیمیشن، به نسبت دو سطح دیگر تفکر انتقادی انیس از وضوح وشفافیت کمتری ارائه شده است. باتوجه به اهمیت سطح تصمیم گیری در تفکر انتقادی است ابهام یا عدم صراحت آن در این اثر، گونه ای کاستی تلقی شود. [i] معادل فارسی واژه «انیمیشن»، «پویانمایی» است که به دلیل مصطلح بودن انیمیشن در این مقاله نیز از این واژه استفاده شده است.
بررسی تطبیقی مدل حکمی -اجتهادی و مدل فرهنگستان علوم اسلامی در روش شناسی تولید علوم انسانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این نوشتار، ارزیابی مدلهای تولید علم دینی به لحاظ روش شناختی بود که از تحلیل مبانی بنیادین تا منطق حاکم بر اخذ روش را در بر می گیرد و گامی اساسی در خروج از مباحث نظری و انتزاعی و حرکت در پیشبرد ادبیات علم دینی به لحاظ عینی و کاربردی است. روش: این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی دو مدل حکمی- اجتهادی و مدل فرهنگستان علوم می پردازد. یافته ها: مدل حکمی- اجتهادی با توجه به فلسفه مضاف تأسیسی و روش شناسی حاکم بر آن، به روش شناسی عامی می رسد که روش انتزاعی کلی نگر است و ارتباطش با مصادیقش، به نحو کلی و جزیی است؛ لذا در مدل پیشنهادی خود، با رویکردی تلفیقی از روشهای تجربی، عقلی، نقلی و اجتهادی استفاده می کند. مدل فرهنگستان علوم نیز با فلسفه تأسیسی شدن، به روش عام حاکم بر علوم دست می یازد که علاوه بر رویکردکل نگرانه، به فرایند تغییر و تکامل سیستم توجه دارد و در مدل پیشنهادی خود، از روشهای عقلی، تجربی، نقلی و اجتهادی بهره می برد. نتیجه گیری: هر دو مدل به دلیل پرداختن به اکثر مؤلفه های روش شناختی، نسبت به سایر مدلهای فلسفی- اجتهادی، گامهای عملیاتی مؤثری در پیشبرد ادبیات علم دینی و خروج از مباحث انتزاعی برداشته اند. رویکرد کاربردی به فلسفه و توجه به فلسفه های مضاف، همچون استفاده از ظرفیت اجتهاد فراتر از روشهای مرسوم و اعتقاد به روش شناسی اسلامی در تولید علم و... از مهم ترین مواضع اشتراک و اختلاف در برخی مبانی معرفت شناختی، همچون چگونگی فلسفه تأسیسی و روش تحقیق تکاملی در فرایند تولید علم دینی، از مهم ترین مواضع اختلاف دو دیدگاه محسوب می شود.
معنای زندگی (قسمت پایانی)
منبع:
الهیات سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
5 - 28
حوزههای تخصصی:
عنوان بخش دوم مقاله «هدف وجود انسان» است. در این بخش دو معنا از هدف از یکدیگر متمایز می شود. در معنای اول، هدف معمولاً فقط به اشخاص یا رفتارشان نسبت داده می شود. در معنای دوم، هدف معمولاً فقط به اشیاء نسبت داده می شود. اگر زندگی انسان به معنای اول هدف نداشته باشد بی معنا خواهد بود اما جهان بینی علمی ما را مجبور نکرده است که زندگی مان را به این معنا بدون هدف بدانیم بلکه برای دستیابی به اهداف به ما قدرت بسیار بیش تری داده است. اگر زندگی انسان را به معنای دوم هدفمند بدانیم به او توهین کرده ایم زیرا او را به یک شئ و ابزار فروکاسته ایم. جهان بینی علمی هدف را به این معنا از انسان می گیرد اما جهان بینی مسیحی هدف را به این معنا به او می دهد، زیرا انسان را مخلوقی می داند که باید هدف خالقش را تحقق بخشد، هدفی که روشن نیست که چیست و نمی تواند رنج های فراوان و ناسزاوار در جهان را توجیه کند. در بخش سوم مقاله که عنوان آن «معنای زندگی» است گفته می شود که در جهان بینی مسیحی زندگی دنیوی ارزش زیستن ندارد. بنابراین اگر قرار است زندگی معنایی داشته باشد باید زندگی اخروی وجود داشته باشد. اما این نظر درست نیست زیرا معیاری را برای ارزیابی معنای زندگی به کار می گیرد که بیش از اندازه سطح بالا است. زندگی دنیوی، با معیار معمولی، می تواند ارزشمند باشد حتی اگر کوتاه باشد، اما اگر ارزشمند نباشد ابدی بودن آن کابوس واقعی است. نویسنده در بخش آخر مقاله به نتیجه گیری می پردازد. نتیجه گیری اصلی او این است که پذیرش جهان بینی علمی هیچ دلیلی به دست نمی دهد که بگوییم زندگی بی معنا است، بلکه برعکس دلایل خوبی به دست می دهد که بگوییم زندگی های بسیاری وجود دارند که بامعنا هستند. نتیجه گیری فرعی او این است که جهان بینی مسیحی، برخلاف ادعایش، نمی تواند تضمین دهد که زندگی معنا دارد. اگر از جهان بینی مسیحی، که اساساً نادرست است، دست بکشیم و جهان بینی علمی را اختیار کنیم زندگی می تواند معنا داشته باشد، گرچه تضمینی وجود ندارد.
بازخوانی نظریه ابداعی ابن سینا در اتحاد مفهومی و مصداقی صفات خداوند و تأملی در نقدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
145 - 164
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در راه اثبات بساطت ذات خداوند از هرگونه حیثیت، نظریه اتحاد مفهومی و مصداقی صفات را برمی گزیند. این نظریه با چالش هایی روبه روست: از یک سو، وی در خصوص رابطه وجودی صفات با ذات رویکردهایی به ظاهر متفاوت ارائه کرده و در برخی از مواضع، با ارجاع همه اوصاف کمالی به علم عنایی، آنها را لازمه ذات خداوند دانسته است و در موضعی دیگر، با توجه به برخی از قواعد کلی فلسفی نظریه عینیت را می پذیرد و گاه نیز با بازگرداندن همه صفات به سلب و اضافه به الهیات سلبی تقریب می یابد. از دیگر سو، با وجود گفتار صریح در نفی تغایر مفهومی صفات خداوند آن را مستدل بیان نکرده است. برخی از متأخرین و به ویژه ملاصدرا دیدگاه او را از منظر وجودشناختی و معناشناسی مورد انتقادات جدی قرار داده اند. در این پژوهش، نقدهای وارد بر نظریه خاص ابن سینا را بررسی می کنیم و نشان می دهیم وی در پاسخ به اشکالات، کدامین اصول و مبانی را اتخاذ می کند. در تحلیلی واقع بینانه، ابن سینا از منظر وجودی صفات کمال را لازم تبعی ماهیت موجوده خداوند و نه لازم وجود خارجی آن برمی شمرد. همچنین، در پرتو «نظریه کاربردی معنا»، «نحوه مفهوم سازی ذهن» و نیز توجه ویژه ابن سینا به مبانی اصلی فلسفه خویش، می توان تبیینی سازگار از نظریه عینیت مفهومی را ارائه کرد تا از اشکال مهم ترادف الفاظ متباین مصون ماند. در این طریق که مبتنی بر معرفت شهودی انسان است، از به هم پیوستگی صفات خداوند در هنگام کاربرد الفاظ سخن به میان می آید، به گونه ای که اطلاق یک صفت بر خداوند تداعی دیگر صفات را به همراه دارد و نه آنکه اطلاق یک صفت بر خداوند واجد معانی همه صفات باشد.
Meditation as dissolution of wandering thoughts: A comprehensive analysis to achieve morality(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
189 - 226
حوزههای تخصصی:
This paper explores how human thoughts shape individual realities across different contexts and concepts. Individuals develop unique thought patterns based on sensory perceptions, past experiences, and anticipated futures derived from collective lived experiences. The layering and accumulation of these diverse thought patterns presents a significant challenge for those seeking to achieve “a state of thoughtlessness”—a state that many spiritual traditions associate with divine connection. The research examines how thought patterns influence moral frameworks within society, demonstrating that negative thought cycles often produce corresponding negative outcomes in behavior and decision-making. Meditation emerges as a critical practice for analyzing and deconstructing these thought patterns, particularly negative ones that impede moral development. Through systematic meditation practices, individuals can progressively strip away layers of “wandering thought” to ultimately reach a thoughtless state where authentic moral decision-making becomes possible. Drawing from ancient philosophical traditions, this study investigates three specific methodologies—assimilation, reduction, and surrender—as pathways toward thoughtlessness and divine connection. Various meditation techniques will be examined, with particular emphasis on how these practices contribute to the cultivation of moral behavior, by working on the cognitive and affective processes of mind, and ultimately, the experience of transcendence. By examining the interconnectedness between thought dissolution, meditation practice, and moral development, this research offers insights into accessing higher states of consciousness and authentic living.
تبیینی ارتقایافته از ادله اثبات تشکیک عرضی وجود در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
7 - 23
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر که به صورت تحلیلی توصیفی نگاشته شده، تلاشی است در جهت احراز و اثبات «تشکیک عرضی» در فلسفه صدرالمتألهین. بدین روی در گام نخست، پس از تعریف این اصطلاح، با توجه به دسته بندی ها و معیارهای ارائه شده از سوی صدراییان، جایگاه و هویت آن در نظام حکمت متعالیه بررسی و تثبیت شده است. در گام بعد، پس از احراز تصوری موضوع، به ادله اثباتی تشکیک عرضی پرداخته شده که در قالب سه دلیل ارائه گردیده است: دلیل نخست مبتنی بر حد وسطِ شهود حضوری کثرت در عین وحدت وجودات علمی؛ دلیل دوم با همان حد وسط و در پرتو احکام مراتب طولی وجود؛ و دلیل سوم با تکیه بر کاشفیت اشتراک معنوی مفهوم «وجود» میان موجودات متکثر از طریق وحدت سنخی آنها در عین کثرت. در پایان، به اشکالی که بر دلیل سوم وارد شده (یعنی تردید در کاشفیت اشتراک معنوی مفهومی از وحدت سنخی وجودی) در سه سطح پاسخ داده شده است. ازجمله دستاوردهای نوآورانه این پژوهش، ارائه دو دلیل جدید در اثبات تشکیک عرضی وجود است که پیش تر در آثار فلسفی مطرح نشده اند.
ارزیابی و مقایسه دو نظریه منطق ربط و نظام تابع ارزشی منطق پایه گزاره ها بر اساس روش شناسی استنتاج بهترین تبیین و مدل کمّی پریست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
99 - 118
حوزههای تخصصی:
ظهور منطق های غیرکلاسیک در چند دهه اخیر، مسأله گزینش معقول میان منطق ها را به میان کشیده است. در این مقاله با این فرض که نظریه های منطقی از نظریات علمی مستثنی نیستند و بر اساس روش شناسی پسینی استنتاج بهترین تبیین، نظریه ای به عنوان نظریه مرجح گزینش می شود که نسبت به بقیه نظریات علمی تبیین بهتری از شواهد ارایه کند، به شناسایی معیارهای ترجیح یک نظریه علمی بر نظریه های علمی دیگر در وادی منطق پرداخته و معیارهای قدرت بیان و تفکیک جمله ها، قدرت تبیین و تفکیک استنتاج ها، سازگاری و انسجام درونی، سازگاری با شواهد (کفایت داده ها) وضوح و سادگی، وحدت بخشی را به عنوان معیار ترجیح یک نظریه منطقی بر نظریه های منطقی دیگر معرفی می شوند. سپس با توجه به اینکه در این روش، پذیرش یا رد نظریه منطقی فقط از طریق ارائه شواهد موافق یا مخالف انجام می شود، به بیان دیدگاه های گراهام پریست و تیموتی ویلیامسون منطق دانان معاصر درباره موضوع و شاهد منطقی پرداخته و با این فرض که وفق نظر پریست، موضوع علم منطق، مفهوم زبانی «درستی و اعتبار استدلال» باشد و استنتاج های جزئی و شهودات ما درباره درستی یا نادرستی این استنتاج ها، شواهد نظریات منطقی را تشکیل دهند، به مقایسه موردی نظریه منطق ربط و نظریه نظام تابع ارزشی منطق پایه گزاره ها بر اساس معیارهای فوق پرداخته و نمایه معقولیت هر نظریه را به دست می آوریم و نشان خواهیم داد که نظریه نظام تابع ارزشی منطق پایه گزاره ها نسبت به نظریه منطق ربط نمایه معقولیت بالاتری را کسب می کند و با فاصله قابل توجهی از این منطق پیشی می گیرد..
رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان پیش دبستانی آوین و گل ها شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. به این منظور تعداد 150 نفر از این کودکان با استفاده از فرمول تاپاکینگ و همکاران (2007) و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه کارکردهای اجرایی جیویا و همکاران(2015)، پرسشنامه تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی(2020) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرنمن(1999) پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسش نامه ها، داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی کودکان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 5/58 درصد واریانس کارکردهای اجرایی به وسیله تفکر درباره آینده و نظریه ذهن تبیین می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تفکر درباره آینده و نظریه ذهن توان پیش بینی کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی را دارند.
رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر با نقش میانجی خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه 4 شهر تهران بودند که 341 از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری پلوپا، خودکارآمدی خلاق کاروسکی و همکاران و خطرپذیری فکری بگتو استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری بیانگر تأثیر مثبت و معنی دار سبک های پذیرش و حمایت از استقلال بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری بود (01/0p<). تأثیر محافظت افراطی بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (01/0p<). تأثیر خواسته های افراطی بر خودکارآمدی خلاق (05/0p<) و خطرپذیری فکری (01/0p<) منفی و معنی دار بود. خودکارآمدی خلاق در تأثیر پذیرش و حمایت از استقلال بر خطرپذیری فکری نقش میانجی مثبت و معنی دار داشت. نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در تأثیر محافظت افراطی و خواسته های افراطی بر خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزندپروری نقش قابل توجهی در خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر دارند و لزوم آگاهی والدین از شیوه های صحیح فرزندپروری جهت موفقیت علمی دانش آموزان را مورد تأکید قرار می دهند.
تحلیل انتقادی دو رویکرد فلسفی و اصولی علامه طباطبایی نسبت به مسألۀ کاشفیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
129 - 152
حوزههای تخصصی:
مسأله کاشفیت علم از مسائل بنیادین در دانش معرفت شناسی است که مانند دیگر مسائل آن دانش، به قدر مسائل هستی شناسانه مورد توجه فیلسوفان قرار نگرفته است. با این حال، علامه طباطبایی علاوه بر نگارش متنی مستقل درباره کاشفیت علم، مقاله «ارزش معلومات» از مجموعه مقالات اصول فلسفه و روش رئالیسم، در جای جای آثار خویش به این مسأله پرداخته است. او دو رویکرد به مسأله کاشفیت علم دارد: در رویکرد فلسفی خود بر اساس عینیت ماهوی، علم حصولیِ تصدیقیِ یقینی را کاشف از معلوم بالعرض می داند، اما در رویکرد اصولی خود، کاشفیت حقیقی را از علم نفی می کند تا مسیر کاشفیت اعتباری آن را هموار سازد. عینیت ماهوی بدین سبب که به معقولات ثانی فلسفی و منطقی راه ندارد، و نیز بدین سبب که با اصالت وجود در منافات است، نمی تواند مناط کاشفیت علم به شمار آید؛ این پژوهش بر پایه روش تحلیل منطقی مفاهیم، نشان داده است که دو دلیل علامه طباطبایی در رویکرد اصولی اش نسبت به مسأله کاشفیت علم ناتمام بوده و در نتیجه سلب کاشفیت حقیقی از علم ناموجه به شمار می آید. ناتمامیت آن دو دلیل مستند به این دو ایده است اول، این که چیزی می تواند ربط باشد و در عین ربط بودن، چیزی دیگر را بازنمایی کند، و دوم، چیزی می تواند بدون آنکه فانی در چیزی دیگر باشد، آن را بازنمایی کند.
نسبت خداپرستی و خداناباوری در پرتو معرفت شناسی اجتماعی و رابطه علم و دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تمرکز بر پرسش محوری آیا می توان نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطه علم و دین از سطح تقابل به سطح تعامل معرفتی ارتقا داد؟، به بازخوانی مفهومی این نسبت می پردازد. استدلال می شود که تقابل های سنتی میان خداپرستی و خداناباوری، و نیز میان علم و دین، ریشه در ساده سازی های مفهومی و خلط میان باور و روش دارند. در گام نخست، نشان داده می شود که برچسب های خداپرست و خداناباور، بدون تحلیل اصطلاح شناختی و زمینه ای دقیق، گمراه کننده اند. سپس با تمایز میان محتوای اعتقادی و روش های تولید معرفت، استدلال می شود که رابطه علم و دین نه بازتابی از تقابل های الاهیاتی، بلکه حاصل تفاوت در روش شناسی های معرفت شناختی است. سه الگوی تعامل علم و دین استقلال، تقابل بالقوه و سازگاری از این منظر بررسی می شوند. در بخش پایانی، با بهره گیری از چارچوب معرفت شناسی اجتماعی و نظریه اختلاف نظر دینی، تحلیل می شود که مواجهه عقلانی میان خداپرستی و خداناباوری چگونه می تواند به جای انکار متقابل، به گفت وگویی انتقادی و رشد عقلانی و معنوی بینجامد. بدین سان، مقاله می کوشد امکان بازتعریف نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطه علم و دین و در چارچوب معرفت شناسی اجتماعی نشان دهد.
ایمان و امید؛ پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ایمان و امید، پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری می باشند. ایمان و امید، مطابق بینش قرآنی ایشان، دو واژه همنشین و عوامل نرم افزاری مؤثر در بالندگی و تحول آفرینی جامعه در راستای تمدن سازی اند. ایمان، ریشه و مبنای شکل گیری امید است. هدف نوشتار حاضر، بررسی معنای ایمان و امید، همچنین ضرورت و آثار آن در تمدن سازی از نگاه قرآنی مقام معظم رهبری بود. روش: پژوهش حاضر، بنیادی و از نوع توصیفی و تحلیلی است که به روش کتابخانه ای- اسنادی مبتنی بر آثار قرآنی و بیانات رهبری نگاشته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعریف قرآنی ایشان از ایمان و امید، معرفت گرایانه است. طبق منطق قرآن، باید ایمان مبتنی بر معرفت به خداوند و امید به یاری و رحمت او و دلبستگی به آینده روشن را در مسائل عینی کشور مطرح کرد. نتیجه گیری: تقویت ایمان آگاهانه و اخلاق فردی اجتماعی در لایه های متعدد جامعه، باور به وعده های تخلف ناپذیر الهی، معرفی الگوهای اخلاقی، تبیین سنّت معیّت الهی، توجه به مسئله مهدویت و روشنگری، از شیوه های تقویت ایمان و امید در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی است.
چگونه طرح نقد هنری از نقد قوه حکم کانت ممکن است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
79 - 98
حوزههای تخصصی:
می گویند نقد قوه حکم بیشتر درباره زیبایی طبیعی و کمتر درباره زیبایی هنری است. حتی برخی می اندیشند کمتر درباره فلسفه هنر است و کمتر و کمتر درباره نقد هنر. نشان هایی که کانت از طریق سرنوشتارهای نقد سوم مستقیم به ما می دهد همین تلقی را به وجود می آورد؛ مطلبی با عنوان نقد هنر وجود ندارد. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی با اتکا به آرای برنهام نشان می دهیم نوع خاصی از نقد هنری را می توان از این اثر کانت بیرون کشید. نقد سوم را روی شانه های بحث ایده های زیباشناختی و نبوغ می توان نشاند. اثر هنری را از دریچه ارتباط با مباحث تاخورده درون ایده های زیباشناختی می توان نگریست. مباحثی همچون ذوق به معنی صرفاً صورت زیبا را دریافت کردن، ژانر به معنی مفهوم اثر را غایت پنداشتن، مضمون یعنی ایده عقلانی را محتوای اندیشیدنی در نظر داشتن، روح اثر را بر مبنای ایده زیباشناختی سنجیدن و نمادگرایی و استعاره را در نقد هنری گنجاندن، می توان مدنظر قرار داد. نقد باید بر ارزشی واحد استوار باشد. به نظر می رسد در صورت تمرکز بر قابلیت ها و ظرفیت های متنوع ایده های زیباشناختی و اتکا به ارزش زیباشناختی، می توان نقد زیباشناختی برای هنر در نظر گرفت و برای جنبه ارزشیابی کلی اثر هنری در نهایت از روح داری یا بی روحی اثر پرسید.
نقد دیدگاه فایده گرایی با نظر به اشکالات گیگرنزر در علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ تابستان ۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
267-300
حوزههای تخصصی:
فایده گرایی یکی از نظریات اخلاق هنجاری همواره محل منازعه فیلسوفان بوده است. این نظریه در رویکردهای کلاسیک خود بیانگر آن است عملی به لحاظ اخلاقی خوب تلقی می شود که بیشترین میزان خیر را برای بیشترین افراد به ارمغان آورد. فیلسوفان اخلاق همواره به اشکالاتی در مورد مولفه های اساسی این نظریه برخورده اند که در آثار فرانکنا، جی جی اسمارت و دیگران قابل مشاهده است. این اشکالات از چشم انداز فلسفی وارد شده است. از طرف دیگر نظریات تصمیم گیری در علوم شناختی و روان شناسی شناختی در رویکرد بیشینه سازی سود و رویکرد رضایت بخش دنبال می شود. گِرد گیگرنزر در یکی از مقالات خود به نحو اجمالی اشاره ای به برخی از کاستی های نظریه پیامدگرایی از منظر علوم شناختی داشته است. در این پژوهش تلاش شده است تبیین دقیق تری از فایده گرایی و نظریات تصمیم گیری ارائه شود و اشکالات گیگرنزر مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد بر اساس نظریه بیشینه سازی سود، امکان تحقق مولفه های فایده گرایی کلاسیک و به طور ویژه فایده گرایی مدنظر بنتام وجود ندارد. همچنین امکان محاسبه چنین پیامدهایی چه به وسیله ذهن و چه ماشین های محاسباتی همانطور که در تقریر گیگرنزر به نحو کلی به آن اشاره شده است، امری غیرممکن است. همچنین وجود معیارهای متعدد، اختلاف نظرهای شخصی در تحقق و بیشینه سازی خیر از دیگر عواملی است که از نگاه علوم شناختی چنین محاسباتی را غیرممکن می سازد.