هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی کارکردهای شناختی اجتماعی افراد مصرف کننده مواد افیونی با استفاده از تکالیف شناختی است. روش: در این مطالعه مقطعی علی- مقایسه ای با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر مصرف کننده موادافیونی و 30 فرد سالم که از لحاظ جنس و تحصیلات همتا شده بودند، در سال 1389 انتخاب شدند. سپس آزمون های عصب شناختی استنتاج حالات ذهنی از نگاه و آزمون بازشناسی حالات هیجانی چهره بر روی آزمودنیها اجرا شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون تی مستقل صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که افراد مصرف کننده از لحاظ توانایی ذهن خوانی نسبت به افراد سالم توانمندی کمتری دارند. همچنین نمرات افراد مصرف کننده نسبت به افراد سالم در بازشناسی حالات هیجانی شادی، غم و خشم به طور معنی داری پایین تر است. نتیجه گیری: با توجه به عملکرد ضعیف افراد مصرف کننده در تکالیف بازشناسی حالات هیجانی چهره و آزمون ذهن خوانی، توصیه می شود در ارزیابی افراد مصرف کننده کارکردهای شناخت اجتماعی نیز لحاظ گردد و با کمک مطالعات مداخله ای آتی می توان برنامه توانبخشی کارکردهای شناخت اجتماعی را پیشنهاد کرد.
پژوهش حاضر تحلیلی است مقطعی مقایسه ای که بر پایه مدل اقناع محدودیت انجام شده است. در این پژوهش عملکرد نوجوانان یک زبانه فارسی زبان با نوجوانان دو زبانه آذری- فارسی زبان در درک ضرب المثل ها در زبان فارسی مقایسه شده است. در انجام تحقیق 142 نفر دانش آموز از مقطع دبیرستان، در دو گروه یک زبانه و دوزبانه، با دامنه سنی 15 تا 18 سال و در دو جنسیت زن و مرد به منظور بررسی تاثیر متغیرهای «بافت زبانی»، «آشنایی» و «جنسیت» بر «سرعت درک» (زمان پاسخگویی) ضرب المثل های زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته اند. آزمون مورد استفاده در این مطالعه، آزمون درک ضرب المثل است که به صورت نرم افزاری تهیه شده، داده ها در آن به صورت فایل متنی ذخیره و زمان پاسخگویی به سوالات به میلی ثانیه اندازه گیری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون تی مستقل صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها تاثیر معنی دار هریک از این متغیرها را نشان می دهد، و کارایی مدل اقناع محدودیت در درک ضرب المثل های زبان فارسی را پشتیبانی می کند.
هدف این پژوهش تعیین و مقایسه کارکردهای توجه انتخابی و انتقالی بین کودکان و نوجوانان دچار لکنت رشدی و همتایان سالم بود. روش: روش پژوهش از نوع مقطعی – مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان 11 مدرسه دخترانه و پسرانه شهریار به تعداد 10508 نفر بود. با نمونه گیری دردسترس 30 نفر از کودکان و نوجوانان به کمک تشخیص یک گفتاردرمانگر ماهر انتخاب و شرکت کنندگان به دو گروه 15 نفره دچار لکنت رشدی و سالم تقسیم شد. داده از با استفاده آزمونهای عصب شناختی کارتهای ویسکانسین گرانت و برگ 1948 و آزمون استروپ مکلئود 1996 گردآوری و به کمک آزمون تی تحلیل شد. یافته ها: یافته ها تفاوت معنادار بین دو گروه از نظر کارکردهای توجه انتخابی و انتقالی را نشان داد و مبین آن بود که افراد دچار لکنت در مقایسه با گروه سالم نقایصی در کارکردهای توجه انتخابی و انتقالی دارند. نتیجه گیری: شناخت کارکردهای توجهی افراد دچار لکنت میتواند به عنوان متغیر شناختی مهمی در فهم آسیب پذیری شناختی اختلال های روان زبان شناختی ایفای نقش کند. نتایج این پژوهش پیشنهاد میکند، در برنامه درمانی بیماران دچار لکنت رشدی، قبل از انجام مداخلات گفتاری، مبنای عصب شناختی نقائص شناختی آنها با ابزارهای عصب روان شناختی مشخص شود تا بتوان با درمان آن که نقطه آغاز فرایند گفتاری است شدت لکنت این گروه از کودکان را کاهش داد.
هدف پژوهش مقایسه توانایی های شناخت اجتماعی افراد دچار افسردگی عمده با همتایان عادی آن ها بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه بیماران دچار اختلال افسردگی عمده بیمارستان لقمان شهر تهران به تعداد 160 بیمار بود. بر مبنای تشخیص روان پزشک یا روان شناس بالینی مرکز فوق 45 بیمار دچار اختلال افسردگی عمده با 50 فرد سالم بهروش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از آزمون ذهن خوانی از طریق تصویر چشم بارون- کوهن، ویل رایت، هیل، راست و پلومب (2001) با هم مقایسه شدند. داده ها با آزمون t استودنت و تحلیل واریانس دوراه تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از تفاوت معناداری در عملکرد دو گروه افسرده و عادی در ذهن خوانی بود. بیماران دچار افسردگی عمده نسبت به همتایان عادی خود، در گویه های حالات ذهنی مثبت و خنثی عملکرد پایین تر و در گویه های حالات ذهنی منفی عملکرد بالاتری نشان دادند. همچنین افراد سالم در حالات ذهنی مثبت، بهتر از خنثی و در خنثی، بهتر از منفی عمل کردند و افراد افسرده دقیقاً الگوی عکس داشتند. نتیجه گیری: نقصان در توانایی نظریه ذهن افراد افسرده می تواند به عنوان یکی از فرضیه های سبب شناختی در تحریف های شناختی این بیماران مطرح باشد. بنابراین می توان از ارزیابی و آموزش شناخت اجتماعی در بیماران دچار افسردگی به عنوان یک راهبرد درمانی سود جست.
رقابت جویی از پیش نیازهای موفقیت های ورزشی است که در موقعیت های اجتماعی نمود پیدا می کند. مطالعه حاضر، با هدف بررسی رابطه بین سرعت حرکت و رقابت طراحی شده است. در این مطالعه مقطعی، 45 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به صورت یک نفره، دو نفره و چهار نفره در اجرای یک تکلیف سرعت حرکتی با یکدیگر به رقابت پرداختند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری آنالیز واریانس شد. نتایج تحقیق مشخص کرد با افزایش تعداد افراد، سرعت حرکت افراد نیز افزایش مییابد؛ بنابراین، جوّ رقابتی از عوامل مؤثر بر عملکرد حرکتی است و در مهارت هایی که سرعت حرکتی در آن ها اهمیت زیادی دارد، عملکرد با افزایش جوّ رقابتی بهبود مییابد.
فعالیت بدنی و ورزش موجب بهبود کارکردهای شناختی سالمندان می شود. هدف از این مطالعه تعیین تفاوت کارایی عملکردهای مهاری قطعه پیشانی در سالمندان با فعالیت بدنی متفاوت است. مطالعه حاضریک تحقیق مقطعی مقایسه ای است0 نمونه ها شامل سالمندان با میانگین سنی 97/5±70 سال، وزن 64/15± 42/73 و قد 92/7±7/167سانتی متر بود. ابتدا با استفاده از آزمون یال سالمندان به سه گروه با فعالیت بدنی کم، متوسط و زیاد تقسیم شدند. سپس از آزمون استروپ برای بررسی کارکردهای مهاری قطعه پیشانی مغز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آنالیز واریانسیک طرفه جهت مقایسه داده های سه گروه با فعالیت بدنی متفاوت استفاده شد. یافته ها نشان داد تعداد خطاهای سه گروه در مرحله اول و سوم آزمون استروپ با یکدیگر تفاوت دارد (آماره پی در هر دو مرحله 002/0). زمان پاسخ آزمون نیز بین سه گروه در مرحله اول و سوم آزمون تفاوت داشت (مقادیر آماره پی به ترتیب 041/0 و 006/0). مقایسه میانگین ها نشان می دهد در گروه ها سالمندانی که فعالیت بدنی بیشتر دارند تعداد خطاها و زمان پاسخ کمتر است. در مطالعه حاضر ارتباط معنی داری بین فعالیت بدنی و عملکرد مهاری وجود دارد. بر این اساس زمان عکس العمل، مهار و توجه انتخابی در سالمندان با فعالیت بدنی بیشتر، کارایی بالاتری دارد.
ذهن آگاهی به عنوان مبنایی برای درمان های روان شناختی، نظارتی پایدار بر شرایط جاری است. هدف از این مطالعه، بررسی رابطه بین ذهن آگاهی و کارکردهای توجّهی پایدار و انتخابی است. این مطالعه به صورت مقطعی در40 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس اجرا شد. آزمون های عصب شناختی عملکرد مداوم و استروپ و مقیاس ذهن آگاهی به عنوان ابزارهای پژوهش برای جمع آوری داده ها استفاده شدند. رابطه متغیرها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون ارزیابی شد. با افزایش ذهن آگاهی میزان خطا و زمان پاسخ آزمون ها کاهش مییابد. این رابطه در خصوص زمان پاسخ آزمون عملکرد مداوم معنی دار شد (05/0 P= ). بر اساس یافته های مطالعه حاضر ذهن آگاهی، نه با کارکردهای توجّه انتخابی، بلکه با کارکردهای توجّه پایدار مرتبط است. این یافته با ماهیّت ذهن آگاهی به عنوان نظارت مستمر و پایدار بر وقایع جاری، قابل توجیه است.
ارتقای کیفیت زندگی یک هدف اساسی در توانبخشی افراد کم توان ذهنی است. هدف از مطالعه حاضر تعیین تفاوت کیفیت زندگی کم-توانان ذهنی تربیت پذیر مراقبت شده در خانواده و مراکز بهزیستی می باشد. طی یک پژوهش مقطعی- مقایسه ای، 225 نفر از کم توانان ذهنی تربیت پذیر استان تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند.
در گروه کم توانان ذهنی نگهداری شده در خانواده یکی از والدین و در گروه نگهداری شده در مراکز بهزیستی مراقب آنان به عنوان نایب به تکمیل پرسشنامه کیفیت زندگی کامینز پرداختند. آزمون غیر پارامتری کراسکال والیس نشان داد که کیفیت زندگی افراد کم توان ذهنی تربیت پذیر در خانواده از گروه نگهداری شده در مراکز بهزیستی، به نحو معناداری بالاتر است. یافته های این مطالعه، در زمینه ارتقای کیفیت زندگی کم توانان ذهنی تربیت پذیر در خانواده، مورد بحث قرار گرفته است.
زمینه و هدف: سوگیری توجه به تخصیص افتراقی توجه به سوی محرک تهدید کننده نسبت به محرک خنثی اشاره دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و مقایسه سوگیری توجه در افراد مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری و همتایان عادی آن ها بود.
مواد و روش ها: طرح تحقیق پژوهش حاضر از نوع مورد- شاهد بوده، که در آن 46 بیمار مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری با 46 فرد سالم با دامنه سنی 19 تا 41 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابتدا 265 واژه مبتنی بر ادبیات پژوهشی مربوط به اختلال وسواس- بی اختیاری انتخاب شد و سپس توسط 30 بیمار مبتلا به وسواس- بی اختیاری بر اساس بار تهدیدکنندگی، از صفر تا 10 درجه بندی شد. سپس 40 واژه دارای بیش ترین نمره، برای گنجاندن در تکلیف Stroop هیجانی انتخاب شد. زمان واکنش و همچنین تعداد پاسخ های درست و غلط در آزمون Stroop هیجانی با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: دو گروه در زمان واکنش، تفاوت معنی دار داشتند (05/0 < P). همچنین تعداد پاسخ های درست در گروه افراد سالم به طور معنی داری بیشتر از گروه بیمار بود (01/0 < P).
نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقصان در کارکردهای توجهی بیماران مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری نسبت به واژه های مرتبط با وسواس بود. تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس امکان انجام پژوهش های کنترل شده تر را فراهم آورده، می تواند زمینه ساز به وجود آمدن آزمون های عصب شناختی و تشخیصی کارآمد در حوزه اختلال وسواس- بی اختیاری باشد.
شناسایی رفتارهای کارآفرین، نیازمند شناسایی پایه های نورونی تفکر کارآفرین در لایه ای عمیق تر است. در حال حاضر، کارآفرینی در سطح پردازش های نورونی، قابل بررسی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تفاوت خطرپذیری در دو گروه کارآفرین و افراد غیرکارآفرین است. در پژوهش حاضر، با استفاده از ابزار عصب شناختی خطرپذیری بارات، تصمیم گیری مخاطره آمیز در بیست نفر از مسئولان واحدهای مرکز رشد دانشگاه های شهید بهشتی و تهران، با بیست نفر از همتایان غیرکارآفرین مورد مقایسه قرار گرفت. این آزمون خطرپذیری فرد را در شرایط دنیای واقعی تعیین می کند. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل با نرم افزار اس پی اس اس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های آزمون بارات نشان داد که دفعات باد کردن در بادکنک های ترکیده در دو گروه، در سطح 05/0 تفاوت معنی داری دارد. با مقایسه میانگین ها نیز مشخص گردید که این نمره در گروه کارآفرین بیشتر است. تعداد دفعات ذخیره پول نیز در دو گروه، تفاوت معنی دار دارد و در گروه گواه به طور معنی داری در سطح 05/0 نمره بیشتر دارد. سایر متغیرهای آزمون، از جمله دفعات باد کردن کل بادکنک ها، حداکثر و حداقل دفعات باد کردن بادکنک ها با وجود بالاتر بودن در گروه کارآفرین، تفاوت معنی داری را در سطح 05/0 نشان نداد. خطرپذیری پیشگوی مناسبی برای کارآفرینی است و می توان در استعدادیابی کارآفرینان، آن را مورد استفاده قرار داد.
" مقدمه: تشخیص بالینی زودهنگام اختلالات شناختی سالمندان میتواند موجب مداخله به موقع شود. هدف از این مطالعه بررسی کارکردهای شناختی- اجرایی سالمندان ایرانی با استفاده از آزمونهای بالینی بود.
روش: این مطالعه بهصورت مقایسه مقطعی با نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده در سال 1386 در 150 سالمند استان قم انجام شد. ابزار مورد استفاده آزمون معاینه مختصر وضعیتشناختی و آزمونهای ارزیابی عملکردهای شناختی- اجرایی قطعه پیشانی مغز (آزمون ردیابی، آزمون فراخنای اعداد و آزمون روانی کلامی) بود. از آزمونهای آماری تحلیل واریانس و T مستقل برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: معاینه مختصر وضعیتشناختی از سن، جنس و تحصیلات تاثیر پذیرفت (01/0>p). کارآیی سایر آزمونهای مورد استفاده در دو جنس تفاوت نداشت (05/0>p). حافظه کاری، روانی و کلامی- معنایی در سنین کمتر و تحصیلات بالاتر کارآیی بالاتری داشتند (01/0>p). سرعت روانی- حرکتی (آزمون ردیابی؛ بخش نخست) ارتباط معنیداری با تحصیلات داشت (01/0>p). ولیکن انعطافپذیری شناختی (آزمون ردیابی؛ بخش دوم) چنین ارتباطی را نشان نداد (05/0>p).
نتیجهگیری: کارآیی حافظه کاری با افزایش سن کاهش مییابد و در کلیه ارزیابیهای مربوط به کارکردهای شناختی باید نقش تحصیلات را در نظر گرفت. تحصیلات، عامل محافظتی در برابر زوال شناختی ناشی از سالمندی است."
آسیب روانی و اختلال شناختی از مشکلات شایع سالمندان است. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین سلامت روان و کارکردهای شناختی قطعه پیشانی مغز در سالمندان است.
این مطالعه به شیوه مقطعی مقایسه ای انجام شد. در این پژوهش از پرسش نامه 28 سؤالی سلامت عمومی و آزمون های ارزیابی عملکردهای شناختی اجرایی قطعه پیشانی مغز (آزمون ردیابی، آزمون فراخنای اعداد و آزمون روانی کلامی) استفاده شد. پس از آن ارتباط بین سلامت روان و کارایی آزمون های عملکرد های شناختی قطعه پیشانی مغز با استفاده از آزمون های همبستگی بررسی شد.
یافته ها نشان داد که بین آزمون فراخنای اعداد و افسردگی، اضطراب و درد جسمسی ارتباط معنی داری وجود دارد.(مقادیر آماره پی به ترتیب 004/0، 039/0 و 007/0) همچنین بین آزمون روانی کلامی و افسردگی، اضطراب ارتباط معنی داری وجود دارد.(مقادیر آماره پی به ترتیب 006/0 و 001/0) همچنین بین آزمون ردیابی و اضطراب ارتباط معنی داری وجود دارد.(مقادیر آماره پی 014/0)
ارتباط بین افسردگی، اضطراب و سلامت شناختی، از نظریه تغیرات شناختی وابسته به سن قطعه پیشانی، نشات گرفته است مسیر قشری- استریاتومی- پالیدمی- تالاموسی- قشری قویاً مرتبط با عملکرد های شناختی اجرایی قطعه پیشانی در افراد افسرده و مضطرب به نا کارآمدی دچار می شود. نتیجه کاربردی که از این مطالعه و با کمک مطالعات آتی مداخله ای می توان گرفت این است که توانبخشی شناختی می تواند به عنوان درمانی برای افسردگی سالمندان مطرح شود.
توالی حرکتی اساس بسیاری از رفتارهای هوشیارانه انسان است؛ چرا که رفتارهای پیچیده حرکتی زنجیره ای از رفتارهای اولیه است. هدف این پژوهش مقایسه یادگیری توالی حرکتی مشخص (یادگیری صریح) در دو گروه سنی سالمندان و جوانان است. ابزار مورد استفاده در این مطالعه، نرم افزار تخصصی ارایه محرک های متوالی و ثبت زمان و خطای پاسخ بود. در این نرم افزار تکلیف یادگیری حرکتی به صورت فشار دادن کلیدهای تعریف شده صفحه کلید خاص در پاسخ به یک سری محرک های رنگی بود که بر روی صفحه نمایش گر ظاهر می شدند. در این پژوهش، دو گروه سالمند و جوان (هر گروه 15 نفر) در تکلیف یادگیری صریح شرکت داده شدند. آزمون تحلیل واریانس برای اندازه گیری های مکرر زمان پاسخ و خطای پاسخ، تی زوج شده برای مقایسه داده های منظم و نامنظم یک گروه و تی مستقل برای مقایسه داده های دو گروه سالمند و جوان مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هر دو گروه جوانان و سالمندان با پیشرفت مراحل آزمون، خطا کمتر و سرعت اجرای توالی حرکتی سریع تر می شود. در گروه جوانان نسبت به سالمندان خطا کمتر و سرعت اجرای مهارت حرکتی سریع تر بود. از آن جایی که در یادگیری صریح بیشتر قطعه پیشانی مغز در یادگیری ترتیب توالی ها نقش دارد و زوال مغزی در قطعه پیشانی بیشتر از سایر نواحی مغزی است، سالمندان در یادگیری صریح مهارت حرکتی کارایی کمتری نسبت به جوانان دارند.