طاها عشایری

طاها عشایری

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی دانشگاه کاشان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۱۲ مورد.
۸۱.

مطالعه تأثیر عوامل رسانه ای بر میزان مشارکت سیاسی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۳۸
سیاست گذاری مناسب رسانه های جمعی با ایجاد رقابت میان طبقات، احزاب و گروه ها منجر به افزایش مشارکت سیاسی می گردد. در دنیای امروزی انگیزه، علاقه و شدت تمایل شهروندان به فعالیت سیاسی (مشارکت انتخاباتی) تحت تأثیر سیاست رسانه ای، نوع و نحوه استفاده از عوامل رسانه ای است. هدف اصلی این پژوهش مطالعه تأثیر عوامل رسانه ای بر میزان مشارکت سیاسی است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی (CMA2) است، واحد تحلیل آن، مقاله ها از منابع علمی نورمگز و مگ ایران در بازه زمانی 1384 الی 1402 است. 40 سند علمی به عنوان جامعه آماری گردآوری و به روش تعمدی-غیراحتمالی 26 سند علمی (حجم نمونه) طبق ارزیابی مقاله برحسب ملاک ورود و خروج انتخاب و نتایج با ابزار آزمون d کوهن و f فیشر تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که عوامل رسانه ای تأثیری معنی داری بر مشارکت سیاسی شهروندان داشته و مقدار ضریب تأثیر آن در کل برابر 220/0(رابطه مثبت و مستقیم) است. همچنین میزان استفاده از رسانه های داخلی (234/0)، مصرف رسانه های جمعی (167/0) و سواد رسانه ای (211/0) اثری مثبت و میزان استفاده از رسانه های خارجی (258/0-)، عضویت در فضای مجازی (215/0-) و عضویت در شبکه های اجتماعی (147/0-) اثر منفی بر میزان مشارکت سیاسی داشته است.
۸۲.

عدالت اجتماعی در تجربه حکمرانی متعالی- انقلابی مطالعه تطبیقی گفتمان غرب و انقلاب اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۵۲
عدالت اجتماعی ارزش و مطالبه ای همیشه زنده و تازه است؛ ازاین رو همه حاکمیت ها بر پاسداشت آن به عنوان عملی عقلانی، اخلاقی یا ارزش اجتماعی در راستای حکمرانی متعالی تأکید کرده اند. بر همین اساس رقابت بر سر مصادره به مطلوب عدالت اجتماعی چالشی بنیادین بین مکاتب مختلف است. این تحقیق با هدف «تبیین جایگاه عدالت اجتماعی در حکمرانی متعالی» با روش ترکیبیِ «تحلیل گفتمان برساخت گرایی پس نگری» با مقایسه دیدگاه های متفکران اسلامی و غربی، به خصوص دیدگاه های رهبری انقلاب اسلامی (به عنوان گفتمان غالب در انقلاب) با عنوان «تجربه انقلاب اسلامی» انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد در حالی که مدعیان تمدن غربی خود را واضع و مدافع عدالت اجتماعی می دانند، عدالت اجتماعی در تاریخ اندیشه اسلامی، به ویژه ساختار گفتمانی رهبران انقلاب اسلامی، به مثابه روح و جوهره این گفتمان است؛ به این معنی که افق انقلاب بدون عدالت تُهی است؛ بنابراین عدالت ناموس و جوهره حکمرانی اسلامی انقلابی محسوب می شود.یافته های تحقیق نشان می دهد که رهبران انقلاب اسلامی در جایگاه حکمرانی اسلامی با درک ضرورت زمان از طریق وضع قوانین بالادستی، نهادسازی، بازتوزیع فرصت ها، منابع و امکانات در گسترش عدالت با رویکرد رفاه و تأمین اجتماعی در عرصه های مختلف، به ویژه در محرومیت زدایی، مقابله با فقر مطلق، عدالت آموزشی، عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی و درمانی از طریق ساختارسازی و بنیان گذاری نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی، کمیته امداد، نهضت سوادآموزی، خانه های بهداشت روستایی، بنیاد مسکن، بنیاد مستضعفان و... عملاً به بازتوزیع ثروت ملی و تحقق عدالت اجتماعی پرداخته اند. همچنین وجه مشترک این اقدام حکمرانی با رویکردهای نوین غربی به عدالت را می توان در چهار مورد کلی بازگو کرد: 1. قانون اساسی و قوانین موضوعی عادلانه؛ 2. ایجاد نهاد ها و ساختارهای بنیادین عادلانه؛ 3. اتخاذ رویه ها و راهبردهای عادلانه؛ 4. تعاملات و مراودات عادلانه ازجمله همدلی ها، مشارکت ها، مسئولیت پذیری و اطلاع رسانی در فرایند دموکراسی و انتخابات مردمی و آزاد.
۸۳.

مطالعه نقش رسانه و شبکه های اجتماعی در تغییرات هویت فرهنگی ایرانیان: مرور تاریخی-تجربی داده های ثانویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۳۷
رسانه و شبکه های اجتماعی، با احاطه زندگی و جهان اطراف ما منجر به گذار از الگوهای مرجع سنتی، خویشاوندی، هنجارها و ارزش های محلی به سوی ارزش های مدرن و هنجارهای نوینی شده اند که هویت فرهنگی را دچار تغییرات اساسی کرده است، جامعه ایرانی نیز در روند گذار اجتماعی و جامعه پذیری با ظهور رسانه و مصرف آن، تغییرات هویت فرهنگی را پذیرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه نقش رسانه و شبکه های اجتماعی در تغییرات هویت فرهنگی ایرانیان (مرور تاریخی-تجربی داده های ثانویه) بوده است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی و مرور نظام مند با تکیه بر منابع و اسناد علمی منتشرشده از سایت نورمگز، مگ ایران و ایران داک دربازه زمانی 1403-1379 بوده و از جامعه آماری 98 پژوهش، با رعایت مراحل غربالگری و ملاک ورود (پیمایش و کمی بودن، دارا بودن حجم نمونه و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، سطح معنی داری و اعتبار علمی)، 52 سند به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی و دسترس)، انتخاب و وارد نرم افزار CMA2 شده اند. آزمون مورداستفاده d کوهن و f  فیشر بوده است. درنهایت ضریب اندازه اثر (Effect Size) کوهن و فیشر نشان داده است که رسانه و شبکه های اجتماعی در هویت فرهنگی ایرانیان تأثیر معنی داری داشته و 51 درصد (معکوس) از آن را پیش بینی کرده است. همچنین رسانه و شبکه های اجتماعی بر ارزش و هنجارهای خانوادگی (10 درصد)، تعلق به هنجارهای ملی (21 درصد)، تعلق به هنجارهای قومی (13 درصد)، هنجارهای پوشش و عفاف (16 درصد) و باورها و مناسک دینی (27 درصد) اثری معکوس و منفی و بر متغیرهای مصرف متظاهرانه (33 درصد)، هویت خرده فرهنگی (48 درصد) و ارزش های فرهنگی مدرن (19 درصد) تأثیر معنی دار و مستقیم (مثبت) داشته اند. 
۸۴.

مطالعه تأثیر میزان دین داری بر احساس امنیت اجتماعی: فراتحلیل پژوهش ها بازه زمانی 1387 الی ۱۴۰۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۵۴
دین نوعی ابزار کنترل اجتماعی قوی (غیررسمی) است که با آموزش رفتارهای بهنجار؛ اخلاق مدارانه و پیوند گروه های هم کیش و هم پیمان در یک جامعه سالم و مطلوب (آرمانی)، ناامنی را کاهش و احساس امنیت اجتماعی را افزایش می دهد. بنابراین در این پژوهش با روش فراتحلیل کمی و جامعه آماری 34 سند انتخاب شد که به روش نمونه گیری تعمدی (مقالات مرتبط با فراتحلیل) 27 پژوهش در بازه زمانی سال های 1387 الی 1400 با رعایت ملاک ورود و خروج مورد مطالعه قرار گرفت و به موضوع تأثیر میزان دینداری بر احساس امنیت اجتماعی پرداخت.نتیجه مطالعه نشان می دهد بین مؤلفه های دین داری عاطفی (0.37)؛ دین داری تجربی (0.36)؛ دین داری اعتقادی (0.30)؛ دین داری مناسکی (0.18) و دین داری پیامدی ( 0.19) و احساس امنیت شهروندان رابطه مستقیم و معنا داری وجود داشته به طوری که میزان دین داری بر احساس امنیت اجتماعی تأثیر مستقیم و معنا داری دارد و اثر کلی آن برابر با 0.37 است. با افزایش میزان دین داری شهروندان؛ احساس امنیت اجتماعی نیز افزایش می یابد.
۸۵.

کاربست راهبردهای مدارای اجتماعی در حکمرانی اسلامی- ایرانی: فراتحلیل پژوهش ها(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۲۸
مداری اجتماعی، به معنای تساهل، بردباری، تاب آوری، صعه صدر و شکیبایی، آزادی بیان، اظهار عقیده و اجماع بر اساس تدابیر جمعی است. بنیان های ظهور حکومت اسلامی و تداوم حکمرانی دینی؛ توجه به اصل مدارای اجتماعی است. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه کاربست راهبردهای مدارای اجتماعی در حکمرانی اسلامی-ایرانی است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی (پیمایشی)، با نرم افزار 2cma و به روش نمونه گیری غیراحتمالی انجام شده است. از جامعه آماری 46 سند در بازه زمانی 1383 الی 1402 پس از غربال گری و ملاک ورود و خروج و 35 سند (حجم نمونه) با رعایت روایی و پایایی انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که عوامل سیاسی (آشنایی با حقوق شهروندی، قوم مداری، فرهنگ سیاسی، مشارکت سیاسی)؛ فرهنگی (هوش فرهنگی، سرمایه فرهنگی، استفاده از رسانه های جمعی، میزان دین داری)؛ روانی (فردگرایی اخلاقی، امید به آینده، محرومیت نسبی، تاب آوری)؛ اجتماعی (انسجام اجتماعی، احساس تبعیض اجتماعی، رضایت از زندگی، مشارکت اجتماعی) و جمعیتی (سطح تحصیلات، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی-اجتماعی) در مدارای اجتماعی تأثیرگذار است.
۸۶.

آزمون رابطه عوامل دین داری با کج روی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۸۳
هدف: دین به مجموعه ای از باورها، مناسک و قواعد اخلاقی از سوی خداوند، اطلاق می شود که با نهادینه شدن آن در خلقیات و کردار انسانی، نقش کنترلی و پیشگیرانه پیداکرده، منجر به کاهش بزهکاری و کج روی اجتماعی می شود. هدف اصلی این پژوهش، آزمون رابطه عوامل دینداری با کج روی اجتماعی بود. روش: روش تحقیق حاضر، فراتحلیل کمّی و جامعه آماری آن، 80 مورد است که بر حسب ملاک ورود و خروج، 48 مطالعه برای فراتحلیل در فاصله زمانی 1383 تا 1403 انتخاب شدند. از دیدگاه نظری دورکیم، هیرشی و استارک، برای تبیین این رابطه استفاده شده است. بعد از ورود داده ها(ضریب همبستگی، حجم نمونه و سال پژوهش) به cma2، نتایج آزمون آماری d کوهن و f فیشر نشان می دهد که با افزایش میزان دینداری از گرایش به کج روی اجتماعی کاسته می شود و مقدار ضریب اثر نهایی آن برابر با 0.451 است. یافته ها: بین عوامل دینداری، از جمله: مشارکت در مناسک دینی(0.389)، باورهای دینی خانواده(0.208)، سبک زندگی دینی(0.412) و دینداری دوستان(0.277) با کج روی اجتماعی، رابطه معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: دینداری، قوی ترین متغیّر در تبیین رفتارهای کج روانه محسوب می شود. با تقویت الگوهای دینداری به طور رسمی و غیر رسمی(خلق سرمایه اجتماعی مذهبی) از طریق منابر، مساجد، مؤسسات علمی و سازمانی و همچنین سازمانهای مردم نهاد دینی(سمن) در جامعه می توان میزان آسیب و مسائل اجتماعی(خودکشی، سرقت، سوءمصرف مواد، طلاق و غیره) را کاهش داد.
۸۷.

مطالعه نقش سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر میزان نشاط اجتماعی: فراتحلیل پژوهش های 1387 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۵
سرمایه اجتماعی به پیوندهای اجتماعی و حمایت اجتماعی اطلاق می شود که باعث افزایش نشاط اجتماعی از طریق تقویت شبکه های همسایگی، صمیمانه، شبکه های مذهبی و حمایتی و تعلق اجتماعی می شود. جامعه ایرانی همچنان به دلیل بافت سنتی قومی، هنجارها و شیوهای قومی، اعیاد مذهبی، مناسک ملی جمعی، الگوهای بومی و همسایگی از نشاط اجتماعی مناسبی برخوردار است و دلیل آن وجود سرمایه اجتماعی است. هدف اصلی پژوهش مطالعه سرمایه اجتماعی در میزان نشاط اجتماعی در ایران است. روش اصلی تحقیق از نوع فراتحلیل کمّی، جامعه آماری 88 و تعداد 47 حجم نمونه به روش تعمدی غیراحتمالی در بازه زمانی 1387 1401 انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که سرمایه اجتماعی بر میزان نشاط اجتماعی تأثیری معناداری داشته و اندازه اثر کلی آن برابر با 21 درصد است. همچنین بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی ازجمله مشارکت اجتماعی (341/0)، احساس تعلق اجتماعی (341/0)، اعتماد اجتماعی (401/0)، تعلق مذهبی (382/0) و انسجام اجتماعی (451/0) با نشاط اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.
۸۸.

بررسی رابطه آنومی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با اقدام به خودکشی (مطالعه موردی: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۹۴
خودکشی، واقعیتی اجتماعی و مسئله مهم ایران و به ویژه استان ایلام در دهه اخیر است. استان ایلام، جامعه ای در حال گذار (از سنت به مدرنیته)، همراه با بی سازمانی اجتماعی است که آنومی چندگانه از شواهد تجربی آن است. هدف این پژوهش، بررسی رابطه آنومی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با اقدام به خودکشی در استان ایلام است. روش پژوهش از نوع کمی- پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته و استاندارد (ترکیبی) است. جامعه آماری را شهروندان زن و مرد پانزده سال به بالای استان ایلام در سال ۱۴۰۰ تشکیل داده اند. حجم نمونه بر مبنای فرمول کوکران، ۵۱۵ نفر انتخاب شد و روش نمونه گیری نیز به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی است. نتایج این پژهش نشان می دهد که بین آنومی اجتماعی (400/۰)، آنومی فرهنگی (۳۲۰/0)، آنومی اقتصادی (290/۰) و اقدام به خودکشی، رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که آنومی اقتصادی با بتای 187/۰، آنومی فرهنگی با بتای 112/۰ و آنومی اجتماعی با بتای 102/۰ درصد از تغییرات، اقدام به خودکشی را تبیین کرده است و این سه شاخص در مجموع توانسته است 116/۰ درصد از وضعیت اقدام به خودکشی را پیش بینی کند.
۸۹.

مطالعه پیامدهای توسعه بر روند خودکشی در استان های کشور: روش تطبیقی درون کشوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف پژوهش مطالعه پیامدهای توسعه بر روند خودکشی در استان های کشور (31 استان) است. روش پژوهش، روش تطبیقی درون کشوری (از نوع طولی) و واحد تحلیل آن، استان و سال به روش مقایسه واحدهای اجتماعی است. در جمع آوری اطلاعات از تکنیک مطالعه اسنادی که شامل کتب، مقالات، تحقیقات، پایان نامه ها و داده های اسنادی ثانویه (دست دوم) و دیگر داده های اسنادی از تارنماهای دولتی مرتبط می شود، استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین توسعه اجتماعی (شهرنشینی، صنعتی شدن، تولید ناخالص داخلی)؛ توسعه اقتصادی (ضریب جینی، بیکاری (اشتغال) و فقر) و توسعه انسانی (باسوادی، آموزش، امید به زندگی) و گرایش به خودکشی رابطه معنی داری وجود دارد. درنهایت فقر به عنوان شاخصی برای توسعه نیافتگی استان ها، برخلاف ادعاها و یافته های سایر محققان که مدعی تأثیر فزاینده بر خودکشی هستند، تأثیر آن معکوس و کاهنده بوده و با افزایش میزان فقر در استان ها خودکشی کاهش یافته است. شتاب شهرنشینی و صنعتی شدن تأثیر افزایشی بر میزان خودکشی دارد. درنهایت داستان و مسأله توسعه، تنها رویه سیاه و منفی آن نبوده بلکه بعد سفید آن نیز آشکار هست و بیش از آن که منجر به افزایش خودکشی گردد به کاهش و پایین آمدن میزان خودکشی منجر شده است. 
۹۰.

مطالعه دلایل جامع تکرار رفتار مجرمانه در بین افراد محکوم به زندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
زندان محلی برای اصلاح، تنبیه و پیشگیری از تکرار جرم مجدد است، اما برخی از محکومان ناشی از ارتکاب جرائم، دوباره به تکرار رفتار مجرمانیه خود تحت شرایط مختلفی تمایل پیدا می کنند که نیازمند مطالعیه جامع است؛ بر این اساس، هدف اصلی پژوهش مطالعیه دلایل جامع تکرار رفتار مجرمانه در بین افراد محکوم به زندان است. روش تحقیق از نوع فراتحلیل، روش نمونه گیری تعمدی-غیراحتمالی؛ از جامعیه آماری 36سند از منابع علمی نورمگز، مگ ایران، ایران داک و پایگاه علمی جهاد دانشگاهی، 25سند علمی به عنوان حجم نمونیه 26 در فاصلیه زمانی 1388 الی 1403ه .ش. با تکیه بر ملاک ورود و خروج گزینش شده و ازطریق آزمون d «کوهن» و f «فیشر» مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که عوامل اجتماعی (هم نشینی افتراقی، خانواده ازهم گسیخته، فرصت های مجرمانیه محیطی، حمایت اجتماعی، انسجام اجتماعی و کنترل اجتماعی)؛ عوامل فرهنگی (دین داری، سبک زندگی پرخطر، فقر فرهنگی، تعلق به جامعیه خرده فرهنگی)؛ عوامل اقتصادی (احساس محرومیت نسبی، فقر، احساس بی عدالتی، بیکاری) و عوامل روانی (برچسب اجتماعی منفی، هویت انحرافی، بحران عاطفی خانواده، احساس بی هنجاری و عزت نفس پایین) در تکرار رفتار مجرمانیه افراد محکوم به زندان و بازگشت دوباریه آن ها به محیط زندان مؤثر بوده است. 
۹۱.

فرا تحلیل عوامل مؤثر بر رفتار انحرافی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
رفتار انحرافی به عملی خارج از عرف، هنجار، قانون و ارزش های مدون و غیرمدون اجتماعی گفته می شود که از مرزهای تعیین شده و استاندارهای مرسوم، عدول نموده و قواعد جمعی را نقض نموده است، امروزه میزان آسیب های اجتماعی در میان زنان روندی افزایشی داشته و بر این اساس هدف اصلی پژوهش مطالعه فراتحلیل عوامل مؤثر بر رفتار انحرافی زنان است. روش تحقیق از نوع فراتحلیل مرور سیستماتیک؛ دربازه زمانی 1381 الی 1403 از جامعه آماری 69 پژوهش؛ به روش نمونه گیری گلوله برفی بررسی 52 مقاله بر مبنای ملاک ورود و خروج انتخاب و با نرم افزار cma2 تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که عوامل اجتماعی (ازهم گسیختگی خانوادگی0.396r =، ضعف انسجام اجتماعی0.283 r =، تجربه خشونت خانوادگی0.145 r =، نظارت اجتماعی0.139 r =، تعامل با دوستان ناباب0.301 r =)؛ عوامل فرهنگی (تعلق مذهبی پایین0.402 r =، فقر فرهنگی0.308 r =، سبک زندگی پرخطر0.312 r =، سرمایه فرهنگی پایین0.176 r =، حضور در فضای مجازی0.225 r =)، عوامل روانی (احساس ناکامی0.511 r =، احساس بیگانگی0.143 r =، برچسب مجرمانه0.103 r =، شخصیت ضداجتماعی0.111 r =، احساس بی منزلتی 0.320 r =)؛ عوامل اقتصادی (پایگاه اقتصادی- اجتماعی0.199 r =، فقر0.176 r =، بیکاری0.361 r =، محرومیت نسبی0.263 r =) در گرایش زنان به رفتار انحرافی مؤثر بوده است.
۹۲.

طراحی و تدوین الگوی یکپارچه موانع مشارکت سیاسی زنان در ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۹۹
این پژوهش تلاش می کند موانع مشارکت سیاسی در ایران را با رویکرد فراترکیب شناسایی، دسته بندی و برای رفع آنها پیشنهاداتی ارائه نماید. روش پژوهش از نوع فراترکیب کیفی است که دربازه زمانی 1401-1383 به روش تعمدی غیر احتمالی با حجم نمونه 23 سند تحقیقی انجام شده است. این اسناد برحسب اعتبار و روایی تحقیق، کیفیت پژوهش، معیار علمی- پژوهشی بودن و ارتباط با موانع مشارکت سیاسی زنان انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد موانع اصلی مشارکت سیاسی زنان در ایران به شش دسته موانع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، روانی و جمعیتی تقسیم می شوند که موانع اجتماعی شامل فضای مردانه جامعه، تبعیض اجتماعی و جنسیتی شدن مشاغل؛ موانع فرهنگی مانند سنت و هنجار های فرهنگی، نظام آموزشی، الگوهای طایفه ای- مردسالاری؛ موانع سیاسی شامل انسداد سیاسی، باورهای سیاسی، سلطه سیاسی مردان، فرهنگ سیاسی پایین؛ موانع اقتصادی دربرگیرنده نابرابری اقتصادی، آنومی اقتصادی، وابستگی مالی و موانع روانی هم شامل خودباوری پایین، باورهای روانی، احساس آنومی روانی و جمعیتی شامل اقلیمی، مکانی، خانوادگی، فیزیولوژیکی است. مشارکت سیاسی زنان به عنوان بخش اعظمی از جمعیت کشورها موجب بهبود اوضاع تصمیم گیری، درک بهتر از زندگی سیاسی- اجتماعی، ایجاد ارزش ها و نگرش های جدید سیاسی، کاهش نابرابری های سیاسی و اجتماعی و در نهایت توسعه سیاسی و اجتماعی جامعه می شود.
۹۳.

بررسی جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و مصرف مواد اعتیادآور (مورد مطالعه: جوانان شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۱
یکی از آسیب های مخرب اجتماعی پدیده مصرف مواد اعتیادآور است که متأسفانه این آسیب هرروز بیشتر در جامعه ریشه دوانده و رشد می کند. از آن جا که قشر جوان در حساس ترین و آسیب پذیرترین دوره زندگی قرار دارند، بیشترین آسیب را دیده و به راحتی در دام مصرف این مواد گرفتار می شوند. از این رو، پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و مصرف مواد اعتیادآور به رشته تحریر درآمده است. روش تحقیق پژوهش، از نوع پیمایشی است و جامعه آماری شامل کلیه جوانان شهر قزوین می باشد که 384 نفر از آنان از طریق فرمول آماری کوکران و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای جهت گردآوری داده ها انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه و نرم افزار مورد نیاز جهت تجزیه و تحلیل آماری، نرم افزار SPSS بوده است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی r پیرسون نشان داد که رابطه سرمایه اجتماعی با تمامی مؤلفه های مصرف مواد اعتیاد آور شامل مصرف سیگار، مصرف قلیان، مصرف مشروب و مصرف سیگار در بین جوانان شهر قزوین با اطمینان 99 درصد و در سطح معناداری کوچکتر از 05/0 به تأیید رسیده است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد که متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی، توانسته اند 5/39 درصد از تغییرات متغیر مصرف مواد اعتیادآور را تبیین نمایند.
۹۴.

بستر معیوب اجتماعی و عادت واره بوم شناختی کشاورزی در حاشیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
مقدمه: کشاورزی، به عنوان یکی از بنیادی ترین فعالیت های انسانی، همواره پیوندی عمیق و ناگسستنی با طبیعت و محیط زیست داشته است. این فعالیت که برای تأمین مواد غذایی و معیشت جوامع انسانی ضروری است، ناگزیر ممکن است بر منابع طبیعی مانند آب، خاک و تنوع زیستی تأثیرات گسترده ای بگذارد. در این میان، کشاورزان به عنوان اصلی ترین بهره برداران و استفاده کنندگان از این منابع، نقشی کلیدی در حفظ یا تخریب محیط زیست و به طور کلی، سرنوشت محیط زیست بازی می کنند. چگونگی رفتار آنها با طبیعت، برآمده از آموزه هایی است که طی فرآیند جامعه پذیری و در تعامل با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی محیط زندگی شان، یاد گرفته اند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد چگونه بستر اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری عادت واره های کشاورزی مؤثرند.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 33 نفر از کشاورزان شهرستان «ازنا» هستند که داده های پژوهش از آنها جمع آوری شده است. نمونه گیری از نوع هدف مند بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تکنیک این پژوهش از نوع مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. جهت اعتمادپذیری داده های پژوهش از تکنیک ممیزی استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها منجر به خلق 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد مکانیسم دست نامرئی بازار و سلاخی زمین بین وراث در نقش شرایط علی؛ و ساختار نامتوازن نظام توزیع و بازار محصولات کشاورزی در نقش شرایط زمینه ای موجب به حاشیه رانده شدن عادت واره ی بوم شناختی کشاورزان شده اند. در این میان حاکم شدن روحیه سوداگری در کشاورزی و وجود اختلافات ملکی بین وراث و برخی کشاورزان سبب کاهش همکاری بین جامعه روستایی در امور مشترک و مشاع و بعضا فروپاشی شبکه های سنتی همکاری و همیاری در جامعه کشاورزی گردیده است که به جای خود  عادت واره ی بوم شناختی کشاورزی را بیشتر به حاشیه رانده است.نتیجه گیری: به طور خلاصه، نتایج تحقیق نشان می دهد دست نامرئی بازار و تقسیم زمین به بهانه حفظ میراث پدری به تدریج ساختارهای سنتی کشاورزی را تضعیف کرده و بُعد اقتصادی را بر سایر ابعاد اکولوژیک، اجتماعی و اخلاقی کشاورزی حاکم نموده است. این مطالعه نشان می دهد، عوامل ساختاری فوق در تعامل با تضعیف همبستگی اجتماعی، عادت واره های بوم شناختی را به حاشیه رانده و کشاورزان را به سمت کنش های مخرب زیست محیطی سوق داده است که پیامدهای ناگوار زیست محیطی و اجتماعی نظیر کاهش تنوع زیستی، گسترش کشت تک محصولی، گسترش انواع بیماری ها، تهدید سلامتی انسانها و مهاجرت از روستا را به دنبال داشته است. این یافته ها، ضرورت بازطراحی نهادهای حمایتی و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی را برای احیای کشاورزی پایدار آشکار می سازد.
۹۵.

تحلیل عوامل سیاسی مؤثر بر بروز نارضایتی های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۸۴
هدف از این پژوهش تحلیل عوامل سیاسی مؤثر بر گسترش نارضایتی های اجتماعی در ایران می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی، از نوع توصیفی-تحلیلی در قالب استراتژی استقرائی است که به منظور گردآوری داده های تجربی از روش اسنادی و میدانی- پیمایشی بهره برده است. جامعه آماری، شامل شهروندان بالای 18 سال شهر تهران بوده که 271 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه برگزیده شده اند. داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردیده اند. میانگین نارضایتی های اجتماعی در تهران بالاتر از حد متوسط بوده، اما تمایل به بروز مدنی و مسالمت آمیز نارضایتی ها (1/80 درصد) نزد شهروندان بیشتر از تمایل به بروز خشونت بار نارضایتی ها (7/7 درصد) است. همچنین، بین متغیرهای سرمایه اجتماعی دولت محور، ادراک ناکارآمدی دولت، احساس ناامنی در فضای اجتماعی، آزادی های مدنی، حقوق سیاسی و ناهماهنگی پایدار میان قوا با نارضایتی های اجتماعی و اشکال بروز آن ارتباط معناداری دارد. فرسایش سرمایه اجتماعی، ادراک بیشتر ناکارآمدی دولت، احساس ناامنی اجتماعی، کاهش آزادی های مدنی و نادیده گرفتن حقوق سیاسی و نیز ادراک ناهماهنگی میان قوا، منجر به افزایش نارضایتی های اجتماعی می گردد.
۹۶.

مطالعه نقش عوامل دین داری بر رضایت از زندگی: مرور تجربی پژوهش ها(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه و اهداف: دین داری میزان ارادتی است که افراد نسبت به دین ابراز و اظهار می کنند. این امر از طریق معنابخشی، احساس آرامش و نظم بخش به زندگی، رضایت را تأمین می کند. داشتن رضایت از زندگی، نوعی رفاه و بهزیستی ذهنی است. بهزیستی، نگرش مثبت به محیط پیرامون، یکی از نشانه های رضایت از زندگی است که مناسک دینی آن را ایجاد می کند. دین داری در اجتماع با ایجاد سرمایه مذهبی، اعتماد مذهبی، انسجام مذهبی از طریق مشارکت و مناسک دینیْ احساس جمع گرایی، تعهد جمعی (صله ارحام، وقف، نیکوکاری، احسان و نذر)، کاهش فردگرایی و تقویت احساس همدلی اجتماعی به ارتقای جهان بینی مثبت از زندگی منجر می شود؛ به طوری که احساس خوشبختی، شادکامی و آرامش اجتماعی ناشی از دین داری، به افزایش رضایت از زندگی هرچه بیشتر می شود. در ایران پژوهش های مختلفی درباره دین داری و رضایت از زندگی صورت گرفته است. با توجه به فراوانی پژوهش و فقدان انسجام تجربی پژوهش ها، تحقیق حاضر با مرور سیستماتیک و فراتحلیل مطالعات پیمایشی قصد دارد مطالعه نقش عوامل دین داری بر ارتقای رضایت از زندگی را بررسی کند و به پرسش های زیر پاسخ دهد:پرسش اصلی:- آیا عوامل دین داری بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟پرسش های فرعی:- آیا سبک زندگی دینی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا مشارکت در مناسک مذهبی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا دین داری خانواده بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا آگاهی دینی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟- آیا معنا بخشی به زندگی بر رضایت از زندگی تأثیر معنا داری داشته است؟روش: در این تحقیق از فراتحلیل کمّی با تکیه بر مطالعات پیمایشی و پرسشنامه ای بهره گرفته شده است. فراتحلیل برآورد اندازه اثر مطالعات در یک واحد اصلی (متغیر مستقل تکرار شده در بیش از یک تحقیق بر وابسته مشابه) است که با ارجاع به مقالات منتشرشده، سال پژوهش، متغیرهای معنا دار با وابسته ارزیابی می شود. برای دریافت و جمع آوری مقالات از وبگاه نورمگز، سیویلیکا، ایرانداک و مگ ایران با کلیدواژه «دین داری و رضایت از زندگی» در بازه زمانی 1389 الی 1402، با حجم نمونه 49 تحقیق را شناسایی و بعد از کنترل از حیث اعتبار، روایی و یافته ها، تعداد 36 سند وارد نرم افزار شده و اندازه اثر نهایی هر پژوهش و اثر نهایی کل به وسیله فرمول فیشر و کوهن برآورد شده است.در ابتدا، روش نمونه گیری، نمونه گیری گلوله برفی در نظر گرفته شد. در فراتحلیل، هدف بررسی اندازه اثر است. منظور از اندازه اثر، توانایی مطالعه تأثیر متغیرهای مستقل بر وابسته و همچنین، تبیین وضعیت متغیرهای اثرگذار و واسط بر متغیر وابسته است. اندازه اثر میزانی است که حضور پدیده موردنظر در جامعه را نشان داده و برای آن دو خانواده عمده r و d وجود دارد. در خانواده (d) سه عنصر مهم و نسبتاً مشابه یعنی (d) کوهن (۱۹۷۷)، (g) هدگز (۱۹۸۷) و دلتای گلاس وجود دارد. با توجه به اینکه (d) کوهن از بقیه اندازه اثرها پرکاربردتر است، در این پژوهش استفاده می شود. سرانجام، محاسبه اندازه اثر و روش اصلی فراتحلیل مبتنی بر ترکیب نتایج است که پس از تبدیل آماره ها به شاخص r و برآورد اندازه اثر استفاده می شود.نتایج: براین اساس ، تأثیر میزان دین داری بر رضایت از زندگی تأیید می شود. دین داری به معنای باورها، اعتقادات و رفتارهای مذهبی در ارتباط بین انسان با دستوارت و قوانین الهی اطلاق می شود که سبب تأمین رضایت اجتماعی، آرامش و کاهش اضطراب، افسردگی و ناایمنی روانی می شود. دین داری به عنوان مؤلفه کلی اثری معنا داری بر رضایت از زندگی داشته و ضریب اندازه اثر آن برابر با 481/0 است. با افزایش شدت و میزان دین داری در جامعه، رضایت از زندگی شهروندان افزایش می یابد. با افزایش دین داری میزان رضایت از زندگی آن ها نیز ارتقا می یابد. باید گفت که دین داری با ایجاد پیوندهای اجتماعی میان فرد و خداوند، رفتارهای روزمره آن ها را تنظیم کرده و معنا می بخشد.الف) دین داری خانواده (302/0 =r): بافت خانوادگی مذهبی، در رضایت از زندگی  نقش مهمی دارد. فضای حمایتی، ارزش های مشترک و انسجام خانوادگی ناشی از دین داری می تواند تبیین کننده این نتیجه باشد.ب) حضور در شبکه های مذهبی (241/0 =r): حضور در شبکه های مذهبی منجر به گسترش سرمایه اجتماعی (داشتن دوستان و ارتباطات بیشتر)، دریافت حمایت اجتماعی و احساس تعلق می شود که همگی از عوامل شناخته شده افزایش رضایت از زندگی هستند.ج) معنابخشی به زندگی(319/0 =r): دین یک چارچوب معنایی فراهم می کند که به حوادث زندگی (حتی حوادث منفی) معنا می بخشد. این حس که زندگی هدف و معنایی دارد، به طور مستقیم با رضایت از آن مرتبط است.د)سبک زندگی دینی(200/0 =r): سبک زندگی ترکیبی از اعمال و باورهاست که الگوهای زیستی-رفتاری فردی در امور خانواده؛ جامعه و محل کار را شکل می دهد و این امر تأثیر مثبتی بر رضایت از زندگی داشته است.ر) آگاهی دینی(189/0 =r): آگاهی از تعالیم دینی (صبر، شکرگزاری، بخشش، کمک به دیگران، اعمال و احکام اسلامی در امور زندگی) به فرد این توانایی را می دهد که این تعالیم را آگاهانه و عالمانه در مواجهه با مشکلات زندگی به کار بندد و این آگاهی دینی به فرد یک سیستم شناختی و عاطفی قدرتمند می دهد تا جهان و رویدادهای آن را تفسیر کند و بسترهای رضایت از زندگی را شکل می دهد.ز) مشارکت در مناسک مذهبی(176/0 =r): مناسک مذهبی (مانند نماز جماعت، مراسم اعیاد، جلسات قرآن) افراد را در یک مکان و زمان مشخص گردآورده و این امر پیوندهای اجتماعی را تقویت می کند و یک شبکه حمایت اجتماعی طبیعی و قدرتمند به وجود می آورد. فرد احساس می کند که تنها نبوده و در شرایط بحرانی می تواند روی کمک های مادی و عاطفی این شبکه حساب کند. این امر زمینه های رضایت از زندگی را فراهم می سازد.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر در یک بازه زمانی طولانی نشان می دهد که دین داری با ایجاد حس خوشبختی، رضایت از زندگی را از حالت مادی خارج و به امری معنوی-روانی و فرامادی پیوند می زند؛ زیرا باورهای مذهبی به درک بیشتر رویدادها کمک نموده و به امور به ظاهر پیش پاافتاده معنا می بخشد. ازاین رو، افراد مذهبی مشکلاتی را که با آن مواجه می شوند، کمتر به عنوان یک تهدید می بینند. به این ترتیب، باورهای مذهبی می توانند ابزارهای مقابله ای مهمی باشند که به افراد اجازه می دهند تا با رویدادهای مهم زندگی راحت تر سازگار شده و دیدگاه پایدارتری از جهان ارائه دهند. بنابراین، سطوح استرس را کاهش می دهند.افزون براین، در سایه دین داری و ایمان مذهبی، زندگی یک فرد دارای ارزش ویژه ای است؛ زیرا ایمان مذهبی به او دستورالعمل های اخلاقی جهت فهم فضیلت ها و مقابله با سختی های زندگی ارائه می دهد و فرد در سایه این ایمان دینی، احساس ارزشمندی، منزلت و کفایت اجتماعی می کند. اتصال به وحیانی و عالم معنا به عنوان هدف گمشده بشری، انسان ها را از گمراهی، احساس بیگانگی، آنومی و بحران معنا نجات داده و مسیرهای زندگی و فعالیت روزمره را معنادار می کند. با رهایی از احساس پوچی و نیهیلیسم از طریق مناسک دینی (سرمایه مذهبی)، شدت و میزان رفتارهای پرخطر زندگی (خودکشی، افسردگی، اعتیاد) نیز کاهش می یابد. کنشگران مذهبی از طریق دعا و تعامل الهی، به دلیل تسلط بر امور اجتماعی، احساس ارزشمندی و خودکنترلی را کسب نموده و خود را در برابر حوادث، آسیب و مسائل و مواجهه با ناملایمات روزمره مستحکم و باثبات تر کرده و با ایمان و اطمینان کافی با محیط پیرامون برخورد می کنند. تقدیر و تشکر: از داوران گرامی و سردبیر محترم فصلنامه بابت ارائه نقطه نظر و دیدگاه های اصلاحی نسب به مقاله حاضر تقدیر و تشکر می شود.تعارض منافع: این مقاله تعارض منافع ندارد.
۹۷.

تبارشناسی معرفتی استبداد شرقی در ایران: بازخوانی انتقادی آراء متفکران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف:  مفهوم «استبداد شرقی» در گفتمان نظری ایران اغلب از منظر رویکردهای پوزیتیویستی و تقلیل گرا به عنوان پدیده ای جبری و ذات بنیاد، یا صرفاً برآمده از جبر اقلیمی و فرهنگی تبیین شده است. این پژوهش، با عبور از این دوگانه انگاری ها، در پی تحلیل انتقادی نحوه صورتبندی این مفهوم، بازکاوی پیش فرض های هستی شناختی پنهان اندیشمندان، و شناسایی سازوکارهای شبکه ای بازتولید آن است. بر اساس مرور پیشینه، مطالعات پیشین عمدتاً در چهار خوشه پارادایمی جای می گیرند: جبر زیست محیطی، نهادگرایی ساختاری، روانشناسی سیاسی–فرهنگی، و فلسفه تاریخ، که هرکدام کورهای تحلیلی خاص خود را دارند. همچنین، پژوهش هایی که به کاوش تبارشناختیِ تولید مفهوم استبداد شرقی و پیش فرض های معرفت شناختی پنهان اندیشمندان پرداخته باشند، اندک است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش این است: استبداد شرقی چگونه از طریق تعامل دیالکتیکی میان پارادایم ها و سازوکارهای ساختاری متعدد بازتولید شده است، و چه مدل شبکه ای می تواند راهی برای گریز از جبر تاریخی به مثابه یک امکان ساختاریافته صورتبندی کند؟. روش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی، و از نظر رویکرد تاریخی–تطبیقی با گرایش تفسیری–انتقادی است. جامعه پژوهش شامل آثار ۲۵ تن از اندیشمندان برجسته ایرانی و بین المللی از دوره کلاسیک تا معاصر است که با «نمونه گیری هدفمند_نظری» تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها به کمک یادداشت برداری ساختاریافته گردآوری و با استفاده از «کدگذاری تماتیک سه مرحله ای» (باز، محوری و انتخابی) در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی و جامعه شناسی تاریخی تحلیل شدند. برای تأمین روایی و پایایی، از راهبردهایی چون مثلث سازی منابع، بررسی همتایان و مستندسازی شفاف فرایند کدگذاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اولاً، طبقه بندی پارادایمی دیدگاه اندیشمندان در چهار خوشه جای می گیرد: جبر زیست محیطی (با تأکید بر مدیریت متمرکز آب، شیوه تولید آسیایی و اقلیم خشک)، نهادگرایی ساختاری (با تأکید بر فقدان نهادهای واسطه، پاتریمونیالیسم و ساختار قبیله ای قدرت)، روانشناسی سیاسی–فرهنگی (با تأکید بر بی اعتمادی مزمن، فردگرایی منفی و مقدس سازی قدرت) و فلسفه تاریخ (با تأکید بر استبداد به عنوان مرحله ای ضروری در سیر دیالکتیکی یا چرخه ای تاریخ) که در نتیجه کورهای تحلیلی هر یک آشکار می شود. دوماً، تبارشناسی گفتمانی نشان داد که مفهوم استبداد شرقی نه یک حقیقت ایستا، بلکه «گزارشی موقعیت مند از زمان حال» است که در دوره های مختلف (از دیگری سازی تمدنی در عصر روشنگری تا آسیب شناسی مدرنیزاسیون در دوره دولت_ملت های نوپا و بازخوانی انتقادی در دوره پس از انقلاب های میانه قرن بیستم) کارکردی ابزاری داشته است. سوماً، ترسیم «ماتریس سازوکارهای بازتولید» چهار قفل اصلی را شناسایی کرد: قفل زیست بنیادی_زیرساختی (انحصار بر منابع آب و رانت)، ائتلاف نخبگان و توزیع رانت (اعطای امتیازات اقتصادی_نظامی به قبایل در ازای وفاداری)، درونی سازی شناختی_فرهنگی (فردگرایی منفی، بی اعتمادی مزمن، مقدس سازی قدرت)، و خلأ نهادی وابسته به مسیر (تداوم ساختارهای پاتریمونیال). نتیجه : سنتز نهایی پژوهش نشان می دهد که استبداد شرقی در ایران نه یک سرنوشت محتوم و نه یک خصیصه ذاتی فرهنگ ایرانی، بلکه «نظامی خودتقویت کننده و وابسته به مسیر» است که از بازخورد مثبت میان لایه های مادی، نهادی و فرهنگی برمی خیزد. گذار از این وضعیت، مستلزم عبور از تک مداخله گری و اتخاذ مدلی «مداخله هم افزا و چندوجهی» است. این مدل، دگرگونی همزمان در سه جبهه را ضروری می سازد: بعد مادی (عدم تمرکز منابع، کاهش وابستگی به رانت، تنوع بخشی اقتصادی)، بعد نهادی (نهادسازی فراگیر، تقویت نهادهای نظارت مستقل، تنظیم قانونمند قدرت) و بعد فرهنگی (بازسازی سرمایه اجتماعی، آموزش شهروندی، تقویت مشارکت محلی). این پژوهش با حرکت از توصیف علّی به تحلیل مکانیکی قابل آزمون، و از ذات باوری به عاملیت ساختاریافته، چارچوبی برای ارزیابی تجربی پویایی های نهادی و طراحی مداخلات توسعه ای در ایران فراهم می کند
۹۸.

تحلیلی بر عوامل پیشایندی احساس محرومیت نسبی در جامعه ایران (مورد مطالعه: شهروندان تهرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
این تحقیق با هدف تحلیلی بر عوامل پیشایندی احساس محرومیت نسبی در جامعه ایران با تمرکز بر سه گروه متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به انجام رسیده است؛ بدین منظور، از رویکرد توصیفی- تحلیلی، هدف کاربردی و تکنیک پیمایشی با به کارگیری ابزار پرسشنامه در جامعه آماری شهروندان رده سنی 18 تا 70 سال شهر تهران در مناطق 22گانه شهری استفاده شده است. گزینش حجم نمونه براساس روش تحلیل رگرسیونی در نرم افزار سمپل پاور صورت گرفت و 255 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای از میان ساکنین محلات قیطریه، خانی آباد، جمهوری،  شهرک رسالت و تهرانسر به پرسشنامه پاسخ گفتند. داده های گردآوری شده به کمک نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل و پایایی متغیرها با کمک روش آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج توصیفی تحقیق آشکار ساختند که میانگین احساس محرومیت نسبی در میان شهروندان تهرانی بالاتر از حد متوسط بود. نتایج تحلیلی نشان دادند که با افزایش سطح عدم ارضای نیازهای اجتماعی و فشارهای ساختاری و ادراک ناکارآمدی دولت بر سطح احساس محرومیت نسبی افزوده می شود و کاهش منزلت اجتماعی، ساختار ضعیف روابط کاری و تنزل آزادی سیاسی و مدنی موجبات افزایش محرومیت نسبی را فراهم می سازد. تحلیل ساختاری مدل تحقیق نیز نشان داد که شاخص فشارهای ساختاری اقتصادی با مجموع اثر 904/0 و متغیر عدم ارضای نیازهای اجتماعی با ضریب 867/0 بیشترین اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم را بر احساس محرومیت نسبی شهروندان تهرانی نهاده اند.
۹۹.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر هویت ملی (اسلامی- ایرانی) به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف اصلی این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر هویت ملی (اسلامی ایرانی) به روش تحلیل سلسله مراتبی است. روش پژوهش از نوع استقرایی فراترکیب کیفی در بازه زمانی 1377 الی 1404 و روش تحلیل سلسله مراتبی است که به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی) از 134 تحقیق طی هفت مرحله الگوی سانردوسکی و باروسو و 103 نمونه پژوهشی با رعایت ملاک ورود (متغیر مستقل، روایی و پایایی پژوهش، کیفی و پیمایشی) انتخاب شد و سپس، عوامل احصا شده با کمک روش تحلیل سلسله مراتبی در قالب نرم افزار AHP اولویت بندی شدند. جامعه آماری تحقیق در این بخش شامل 25 نفر از پژوهشگران، متخصصان دانشگاهی و نیز اساتید هیئت علمی در حوزه علوم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در دانشگاه محقق اردبیلی، دانشگاه چمران اهواز، تبریز و دانشگاه تهران بودند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فرهنگی (ضریب اهمیت=1083/0) شامل ترویج نوع دوستی، عدالت و توسعه آموزشی، جامعه پذیری علمی، تعلق مذهبی، سبک زندگی اسلامی ایرانی، تربیت اخلاقی، سواد فرهنگی، سواد تاریخی، تعلق فرهنگی، سواد رسانه ای؛ عوامل اجتماعی (ضریب اهمیت=1051/0) شامل سرمایه اجتماعی (انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تعلق اجتماعی، اعتماد اجتماعی، عدالت اجتماعی، الگوی مرجع، جامعه پذیری و نظارت، تعهد اجتماعی)؛ عوامل سیاسی (ضریب اهمیت=1034/0) شامل سرمایه سیاسی، تعلق سیاسی، فرهنگ سیاسی، تعصب سیاسی و حکمرانی متعالی اسلامی، قانون گرایی، ثبات سیاسی، اثربخشی سیاسی، پاسخگویی، مبارزه با فساد، آزادی مدنی) دارای ضریب اهمیت و اثرگذاری بیشتر و عوامل روانی (ضریب اهمیت=1014/0) شامل هویت یابی، عزت اجتماعی، آرامش و تأمین نیازهای روانی، همدلی روانی، سرمایه روان شناختی و عوامل اقتصادی (ضریب اهمیت=1003/0) شامل رشد اقتصادی، ارتقای رفاه اجتماعی، عدالت اقتصادی، رفع مسائل اقتصادی دارای ارجحیت و اثرگذاری کمتر بر هویت ملی ایرانی اسلامی مطابق نتایج پژوهش هستند.
۱۰۰.

مطالعه تأثیر رسانه ها و شبکه های اجتماعی بر میزان دین داری شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۱
در عصر دیجیتال، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان قدرتمندترین ابزارهای شکل‌دهی به باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای فردی ـ جمعی ظهور کرده‌اند. این فضاهای مجازی، ضمن تسهیل دسترسی به انبوهی از اطلاعات و دانش، زمینه‌ساز بازتعریف، نقد و حتی تضعیف برخی از مفاهیم فرهنگی ـ ارزشی ازجمله دین‌داری شهروندان شده‌اند. از یک‌سو، شبکه‌های اجتماعی فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای آموزش، تبلیغ و توسعۀ ارتباطات و تعامل اجتماعی فرامکانی ـ فرازمانی فراهم کرده و از سوی دیگر، با گسترش تکثرگرایی فکری، مواجهه با شبهات و ترویج سبک‌های زندگی سکولار و جهانی‌سازی، چالش‌های جدی را پیش روی دین‌داری جامعۀ ایرانی قرار داده‌ است. هدف اصلی تحقیق حاضر، مطالعۀ تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بر میزان دین‌داری در بازۀ زمانی ۱۳۹۱-۱۴۰۱ است. روش تحقیق، فراتحلیل کمی و مرور سیستماتیک 30 مطالعۀ پیمایشی معتبر است که با نرم‌افزار CMA2 و با استفاده از اندازۀ اثر کوهن تحلیل‌شده‌اند. طبق یافته‌ها، استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی (290/0-) تأثیری کاهنده و معنادار بر وضعیت دین‌داری شهروندان ایرانی داشته‌ است. تحلیل ابعاد مختلف رسانه نشان می‌دهد که استفاده از رسانه‌های داخلی (249/0+) و رسانه‌های سنتی (165/0+) با افزایش دین‌داری همراه بوده؛ در حالی‌که حضور در فضای مجازی (330/0-)، استفاده از اینترنت (177/0-) و مصرف شبکه‌های ماهواره‌ای (148/0-) رابطۀ معکوس و کاهنده با دین‌داری شهروندان داشته‌اند. حضور در فضای مجازی قوی‌ترین اثر کاهنده و رسانه‌های داخلی قوی‌ترین اثر افزایش‌دهنده بر میزان دین‌داری ایرانیان را دارند. رسانه‌های داخلی و سنتی با تقویت و انتشار محتوای همسو با ارزش‌های بومی و دینی، به دلیل نظارت اجتماعی، پایش و سیاست‌گذاری مرتبط با ساختار فرهنگی ـ هنجاری جامعه، بسترهای ارتقای دین‌داری جامعه را فراهم کرده و طبق نظریه‌های عرفی‌شدن (سکولاریزاسیون) و کاشت، رسانه‌های جهانی و دیجیتال مانند اینترنت، ماهواره و فضای مجازی با ترویج سبک زندگی غیربومی و ارزش‌های ناهمسان با الگوهای زیست‌فرهنگی ایرانیان، در کاهش باورها و نگرش‌های دینی مؤثر بوده و به‌تدریج جهان‌بینی مذهبی جامعه را به سمت جهان‌بینی دنیوی سوق داده است؛ درعین‌حال، رسانه‌های داخلی و سنتی به‌عنوان نیروهای مقاومت فرهنگی ـ هنجاری عمل می‌کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان