رابطه خطوط و فرم های هندسی در ایجاد درک متافیزیکی بر پایه آراء هگل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
97-118
حوزههای تخصصی:
محیط طبیعی یا مصنوع، متشکل از خطوط، فرم ها و احجامی است که در انسان حس و ذهنیتی ایجاد می کند که با حواس پنجگانه احساس می شود و گاه منجر به درک متافیزیکی خاصی از محیط می گردد؛ مثلاً گاه یک محیط ترسناک و یا ممکن است آرام بخش ادراک شود. در طبیعت، هندسه ای پنهان است که امروزه برخی از قوانین ریاضی و هندسه اقلیدسی و نااقلیدسی آن شناسایی شده است. افلاطون معتقد است، هندسه، روح را به سمت حقیقت می کشاند؛ در حالی که هنر دروغ را نمایان می کند. فلاسفه ایدئالیست، نوعی اولویت را برای ذهن قائل بودند. هگل از جمله فلاسفه ای است که ایدئالیست محسوب می شود و به نقش روح در اثر هنری اعتقاد وافری داشته است. از این رو اندیشه هگل به گونه ای مرتبط با روح اثر و هندسه است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که رابطه هنر و هندسه چگونه است و قوانین هندسی چه نقشی در ادراک متافیزیکی فضا دارد و اندیشه و آراء هگل چه تأثیری در بیان روح پدیدارها در شکل هندسی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. پژوهش حاضر بیشتر به مبحث آراء هگل درباره تاریخ هنر و اهمیت روش هندسی در کنار روش دیالکتیک برای ادراک و شناخت پدیدارها می پردازد. هگل هنر را همان زیبایی می داند؛ چرا که با روح سروکار دارد. از نظر وی آبژه در درون خود منفیت دارد؛ با ویرانی آبژه میل مجدد ظاهر می شود. میل از پدید آمدن منفیت است؛ موضوعی که بعدها در قرن بیستم ژیژک و لکان مفصل از آن بهره برده اند.