مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
۲۲۷.
۲۲۸.
۲۲۹.
۲۳۰.
۲۳۱.
۲۳۲.
فمینیسم
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
111 - 132
حوزههای تخصصی:
در دنیای نوین، جنبش های گوناگونی به نام زنان و برای زنان، در گوشه و کنار جهان فعالند که اندیشمندان و نهادهای بین المللی را در راستای حمایت و بازسازی موقعیت زنان در زندگی اجتماعی برانگیخته است. برون داد و محصول این حرکت ها، اسناد و تعهدات بین المللی در باب زنان است که الزاماتی را فراروی دولت ها و ملت ها قرار داده است. از مهم ترین این اسناد «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» است که ارزیابی و بازاندیشی آن، اهمیتی بنیادی و راهبردی داشته و رسالتی را بر دوش افراد و نهادها قرار می دهد. بر این اساس، توجه به منع و تحریم، راهگشا نبوده و لازم است که در این موضوع، راهکارها و الگوهای جایگزین ارائه شود. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، به تبیین جامعه شناختی علل امساک و انصراف جمهوری اسلامی ایران از پذیرش مفاد کنوانسیون زنان پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق، نظر به این که قوانین و مقررات هر کشور، تجلی و مصداق مبانی و اصول حاکم بر آن جامعه بوده و مبانی فکری حاکم بر کشورهای غربی و سازمان های بین الملل، مبتنی بر اعلامیه حقوق بشر و تشابه و یکنواختی کامل در حقوق زن و مرد است، مقدمه و مواد کنوانسیون زنان نیز مبتنی بر این طرز تفکر است و با مبانی فکری و اصول حاکم بر کشورهای اسلامی، تفاوتی چشمگیر دارد. همچنین شاخصه های توسعه زنان در عرصه های مختلف تحصیلی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی نشان از این دارد که جمهوری اسلامی ایران به الگویی بومی و بدون نیاز به شاخصه های توسعه غربی برای پیشرفت زنان در عرصه های مختلف دست پیدا کرده است.
شناسایی مصادیق الگوهای دیداری نمایش های جنسیّتی در آثار تجسمی هنرمندان معاصرِ گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
35 - 48
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رخ داده در سال های اخیر و ظهور هنر اجتماعی، می توان گفت که بخشی از هنر معاصر درواقع نوعی از کنش های اجتماعی و فمینیستی جامعه را به نمایش می گذارد. پژوهش حاضر به شناخت و تحلیل منتخبی از آثار هنرمندان گیلانی که به نوعی مصداق بازتاب رویکردهای فمینیستی هستند، می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که بر اساس دیدگاه گافمن، مصادیق الگو های دیداری نمایش های جنسیتی بازتاب یافته در آثار هنرمندان معاصر گیلانی کدام اند و فراوانی هر یک چقدر است؟ هدف پژوهش حاضر، شناسایی نمونه هایی از بازتاب رویکرد فمینیستی به عنوان رویکرد اجتماعی در آثار هنرمندان گیلانی است. ضرورت انجام تحقیق در آن است که شناخت کنش هنرمندان معاصرِ بومی می تواند درباره چگونگی تعامل و کنش هنرمندان بومی با جامعه خویش دانش لازم را تولید کند. روش تحقیق از منظر هدف بنیادی و ازنظر ماهیت به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده و زیر مجموعه تحقیقات فمینیستی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش ترکیب روش کتابخانه ای و میدانی است. نتیجه بررس ی ها نشان می دهد که بر اساس نظریه نمایشی اروینگ گافمن الگوهای: مناسکی شدن فرمانبری، اندازه نسبی، رتبه بندی کاری و فضای نمادین، لمس زنانه، عقب نشینی مقبول در آثار مورد مطالعه قابل تشخیص است. الگوی مناسکی شدن فرمانبری با حدود ۳۵ درصد از بیشترین درصد فراوانی در آثار هنرمندان معاصر گیلانی برخوردار است. الگوی عقب نشینی مقبول با حدود ۲۹ درصد و الگوی نمایشی لمس زنانه با حدود ۱۵درصد در رده دوم و سوم فراوانی قرارگرفته اند. بقیه الگوها نیز، با ۴ تا ۷ درصد فراوانی، در رده های بعدی جدول توزیع فراوانی قراردارند.
تطور تاریخی جایگاه زن در چهارچوب جنبش فمنیستی حقوق بشر و رویکرد اسلامی به آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: زن و مسائل مربوط به آن از چنان اهمیتی برخوردار است که جزء مهمترین و اساسی ترین مسائل دنیا محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین تطور تاریخی جایگاه زن در فضای رویکرد فمنیستی حقوق بشر و رویکرد اسلامی است.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است.
یافته ها: جایگاه زن همیشه در طول حیات بشر دچار افراط و تفریط بوده تا آن جا که در جاهلیت نخستین، برای زن جایگاهی قائل نبودند؛ در هنگامه انقلاب صنعتی غرب نیز در قالب آزادی زنان و در جریانات فمینیستی، نه تنها جایگاهی ارزشمند براساس ویژگی های روحی و جسمانی برای زن ایجاد نشد بلکه زن را از بسیاری از امتیازات قبلی خود همچون مادری-همسری و معلم بودن نسل خود محروم کرده است.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
نتیجه : در مابین این دو جاهلیت نخستین تاریخ و جاهلیت مدرن، اسلام، زن را با همه استعدادها، توان و ظرفیت خلقتی خود، به جایگاهی رفیع رسانیده است. اسلام نه مثل جاهلیت نخستین، زن ستیز است و نه مرد محور و نه مثل جاهلیت مدرن(فمنیسم) که زن محور است و مردستیز.
خوانش فمینیسم درهم تنیدگی و روایت گری نئوبردگی در سووشون سیمین دانشور و دلبند تونی موریسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
183 - 215
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی گفتمان فمینیسم درهم تنیدگی و روایت های نئوبرده از طریق بازگویی تجارب زنان می پردازد و اینکه چگونه با روایت های نئوبردگی مواجه و بازنگری صورت می گیرد. پژوهش حاضر به بررسی شخصیت پردازی و ویژگی های شخصیت های زن اصلی اما در حاشیه جامعه مطرح می شود و جای دارد، رمان های سووشون سیمین دانشور و دلبندِ تونی موریسون می پردازد. این رمان نویسان زن، دردها و رنج های تبعیض و ظلم را در جامعه مردسالاری به شکل جدیدی از بندگی و بردگی زنان درجامعه امروزی به تصویر می کشند. پژوهش حاضر، تجزیه تحلیلِ شخصیت های زن اصلی داستان ها در چهار عنصر مختلف از دیدگاه فمینیست ی و روایت گری برده داری نوین، براساس مطالعات کتابخانه ای مورد مطالعه قرار می دهد. علی رغم وجود تفاوت ها در سبک نوشتاری و شیوه داستان پردازی، ابتدا زن به عنوان موجودی منفعل، مطیع مرد و فرهنگ غالب ترسیم می شود، سپس شخصیت های زن در دو رمان منتخب، برخلاف جایگاه حاکم برجامعه، قوی و مصمم به نظر می رسند و به دلیل توانایی و مقاومتی که دارند، شخصیت های زن می توانند خویشتن و موقعیت ویژه خود را بیایند. نتایج نشان می دهد که لایه های اجتماعی و فرهنگی استعماری/پسااستعماری، پنهان/آشکار، در کنار با تضاد فمینیستی در مورد تجسم تجربه در نئوبردگی، می تواند بر تلاقی روایت های نوبرده داری در رمان ها تأثیر بگذارد.
تحلیل نقد دیدگاه فمینیستی از تعاریف معلول و معلولیت در اسناد حقوقی ایران و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوزان وندل، فیلسوف فمینیست، نقدهایی از منظر فمینیستی به تعاریف رایج از معلولیت در اسناد حقوقی جهانی وارد کرده است. از نظر او، باید در تعریف معلولیت در سند مهم سازمان بهداشت جهانی در سازمان ملل تغییراتی ایجاد شود. اول از همه باید پذیرفته شود که ساختار و کارکرد طبیعی و توانایی طبیعی برای انجام فعالیت ها، بستگی به محیط جسمی، اجتماعی و فرهنگی ای دارد که فرد در آن زندگی می کند. بر این پایه، نه تنها در بعد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که حتی در بعد زیستی هم معلولیت به هیچ وجه نمی تواند تعریف واحدی پیدا کند. در نتیجه ما با یک تعریف واحد از معلولیت سروکار نداریم، بلکه با «تعاریف» معلولیت سروکار داریم و سازمان بهداشت جهانی اصولاً نمی تواند یک تعریف واحد را جهانی کند. دوم در تعاریف از معلولیت باید به تنوع بسیار زیاد در خود معلولان توجه گردد و حتی معلولیت های مشترک بدون اشتراک در جنسیت، طبقه، نژاد و سن نباید در یک گروه تعریفی گنجانده شود. سوم اینکه در تعاریف درست از معلولیت باید محدوده ای را برای کسانی که دچار تضاد در هویت معلولیت یا بحران هویت معلولیت شده اند ، تعیین کرد تا در دسته سالم یا معلول جا نگیرند و بتوانند فرصت و انرژی کافی برای حل چالش خود داشته باشند. و چهارم این که تمایز دقیق میان بیمار و معلول به صلاح هیچ بیمار و معلولی نیست، بلکه بیشتر به نفع سازمان های حمایت از بیماران و معلولان است که از تعداد مراجعان و هزینه های خود بکاهند. دیدگاه وندل قابل نقد است و آن این که در تعریف معلولیت نمی توان از الفاظ خنثی، نسبی و فرهنگی استفاده کرد و این کار نقض غرض در دفاع از حقوق معلولان است. در عوض، می توان میان تعریف شخص دارای معلولیت و تعریف ویژگی معلولیت تفاوت گذاشت.
مبانی فلسفی مفهوم حجاب در سیر تحول غرب و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه فلسفی حجاب و بازتاب آن در قالب یک نظریه اجتماعی و حقوقی، طیف وسیعی از تجربیات انسانی را به دنبال دارد. در این میان، تطبیق موضوع ادیان و حجاب و ارتباط حجاب با دین، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مبانی فلسفی حجاب در اندیشه فیلسوفانی چون «دو بوآ و فانون»، رویکردی متفاوت و ازلحاظ نظری، سازنده تر نسبت به این مقوله دارد. در این قرائت، حجاب به مثابه نماد و فرهنگ مادی، به عنوان منبعی برای نظریه پردازی اجتماعی تلقی می شود که زمینه ساز حقوق مربوط به حجاب در یک جامعه است. در نوشتار حاضر سعی بر آن شده است تا مبانی مفهوم فلسفی حجاب در سیر تحول غرب با اسلام، با روش توصیفی تحلیلی مورد قیاس و بررسی قرار گیرد و چالش های در پیشِ رو در این خصوص، از دیدگاه فلسفی و حقوقی بحث گردد.
بررسی قرآنی دیدگاه فمینیست های مسلمان و فمینیست های غربی در فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فمینیست ها که خود را مطالبه گر حقوق زنان می دانند، همواره دیدگاه منفی نسبت به نقش حیاتی زایش زنان که استمرار نسل بشر وابسته به آن است داشته اند. اشاعه اندیشه های آنان، از عوامل اثرگذار در روند کاهش جمعیت است که جوامع بشری را تهدید می کند؛ درحالی که اسلام، تکثیر نسل را از مهم ترین کارکردهای خانواده، و نقش زنان را در تحقق این امر بی بدیل می داند. فمینیسم اسلامی، گرایشی جدید از جنبش فمینیسم است؛ ولی ازآن جا که در فرزندآوری موضعی متفاوت از سایر گرایش ها دارد، در این مقاله، پس از تبیین مواضع فمینیسم غربی، مستقلاً دیدگاه آنان (با تأکید بر برداشت های خانم ودود) در موضوع فرزندآوری بررسی شده است. نتایج پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-تطبیقی سامان یافته، نشان می دهد که فمینیست های غربی اساساً با تشکیل خانواده مخالف بوده، دنبال ترویج عدم فرزندآوری هستند؛ درحالی که فمینیست های مسلمان، به تشکیل خانواده نظری مثبت داشته، با آوردن فرزند مخالفتی ندارند، ولی دیدگاهشان در چگونگی فرزندداری با آموزه های اصیل قرآن فاصله دارد. برداشت فمینیست های مسلمان از قرآن کریم، در مقایسه با آراء تفسیری مفسران، به دو بخش قابل تقسیم است؛ اگر آیات قرآن اهداف آنان را تأمین کند، هم سو با مفسران هستند، وگرنه با اصل قرار دادن پیش فرض های فمینیستی خود، برداشت های غیرروشمندی از قرآن دارند.
سیر موضوعی و وضعیت کتب ترجمه شده در حوزه جنسیت، زنان و خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۷)
133 - 153
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با استفاده از روش کتابسنجی، وضعیت کلی کتاب های ترجمه شده حوزه زنان و خانواده بر اساس هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت کلی کتاب های ترجمه شده حوزه زنان و خانواده بر اساس متغیرهایی نظیر موضوع اصلی و فرعی، زبان، نویسنده، کشور محل نشر، نوع فعالیت و جنسیت مترجمان و مؤلفان و فعالیت های ناشران داخلی در سطح کشور است. روش: در پژوهش حاضر از روش کتابسنجی استفاده شده است. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد بیشترین کتاب های ترجمه شده در حوزه زنان و خانواده، در حوزه موضوعی روابط زناشویی، روانشناسی و روابط خانوادگی صورت گرفته است و 45. 3% ترجمه حاصل فعالیت فردی زنان است. 88. 1 درصد کتاب ها از زبان انگلیسی ترجمه شده اند و غالب کتاب های ترجمه شده به کشورهای آمریکا و انگلیس تعلق دارد. نتیجه گیری: سیر تحول مطالعات غرب در حوزه مطالعات زنان و خانواده در کشورهای غربی بر تغییرات رخ داده در ایران در ترجمه کتاب ها مؤثر بوده و توجه مترجمان را بیشتر به خود معطوف داشته است.
نقد فمینیستی رمان " حفله طلاق" اثر مانع المعینی
حوزههای تخصصی:
فمینیسم مجموعه ای از نظریه های اجتماعی، جنبش های سیاسی، و تفکرهای فلسفی است. که غالباً توسط زنان پا به عرصه ی جامعه نهاده است، این جنبش از اواخر قرن هجدهم میلادی به منظور از بین رفتن تبعیض های جنسیتی میان زنان و مردان شکل گرفت. نقد فمینیستی یکی از حوزه های نقد ادبی است که برپایه ی جنبش مذکور توسط ویرجینیا وولف بیان شد و به بررسی و نقد مؤلفه هایی از قبیل، مرد سالاری، طلاق، ازدواج اجباری، توهین به زنان، خشونت علیه زنان و... می پردازد. مانع المعینی یکی ازنویسندگان و تهیه کننده اماراتی است که به بیان دغدغه های جوانان و جامعه می پردازد. وی در رمان "حفله طلاق" درمورد یکی از دغدغه های جوانان سخن به میان می آورد. در این پژوهش سعی براین است که با روش توصیفی_تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانه ای به بررسی نقد فمینیسی و انطباق آن در جامعه و رمان مورد نظر بپردازیم. سپس به بررسی موردی رویکردهای نقد فمینیستی حاکم بر رمان حفله طلاق و تحلیل موضوعات مرتبط با فمینیسم موجود در رمان، همچنین تأثیر متقابل محیط اجتماعی بر روی افراد و افراد بر جامعه ی خود را مورد تحلیل قرارداده می شود، در رمان مذکور ریشه های فمنیسیم از قبیل مردستیزی، اشتغال زنان، مردسالاری، خشونت و مواردی دیگر از این قیبل به وضوح دیده می شود، و این که در جامعه مورد نظر فرهنگ سازی پایه ای شکل گیری نشده است، که زمینه را برای حضور زن در جایگاه مختلف آماده کند. در این اثر شروع فمینیستی شدن، موازی با رخ دادن اتفاقات تلخ در زندگی افراد است.
زنان در گفتمان رهبری و مدیریت آموزشی
حوزههای تخصصی:
رهبری، مفهومی محوری در نظریه های مربوط به عملکرد سازمان هایی مانند مدارس و بوروکراسی های آموزشی است، اما اخیراً به دلیل کوری جنسیتی، عادت واره های جنسیتی، پیامدهای تقسیم کار جنسیتی و سلسله مراتبی، در سطوح مختلف، بسیاری از مفاهیم مدیریت آموزشی با دیدگاه ها و پرسش های انتقادی مواجه شده است. این انتقادها بر ادعاهای دانش و رویکردهای پژوهشی پوزیتیویستی است که فرض جهان شمولی تجربه مردانه را به تصویر می کشند. این الگوها در طول دهه 1970 و اوایل دهه 1980 موجب شکل گیری سیاست های مداخله گرایانه لیبرال در مورد فرصت های برابر شده بود. چنین سیاست هایی بر اساس نظریه اجتماعی شدن نقش جنسیتی بنا شده و به دنبال تسهیل پذیرش «نقش های رهبری توسط زنان» در مدارس بودند تا تعادل جنسیتی عادلانه تری ایجاد کنند؛ اما کاهش زنان در چنین موقعیت هایی در این دوره نشان می دهد که مسئله پیچیده تر از صرفاً اطلاعات آماری است. این مقاله براساس رویکرد پژوهش نظری با بازسازی مفهوم فمینیستی رهبری آموزشی، موفقیت ها و ناکامی های زنان در این عرصه در مقابله با قدرت های چندجهته و چندوجهه را مورد بررسی قرار می دهد. این مطالعه، با نگاهی انتقادی به گفتمان زنان در رهبری و مدیریت آموزشی، چارچوبی را برای ذینفعان جهت درک و حمایت از رهبران زن ارائه می دهد. یافته ها، نیاز به سیاست های هدفمند و تغییرات نهادی برای تقویت برابری جنسیتی در نقش های رهبری را برجسته می کند.
مبانی انسان شناختی فمینیستی و دلالت های اجتماعی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
علم اجتماعی فمینیستی، مبتنی بر بنیاد های معرفتی ویژه ای است که به رویکردها، نظریه ها و روش های آن رنگ بخشیده و آن را از علم اجتماعی و مبانی آن در رویکرد اسلامی تمایز می بخشد. یکی از اصلی ترین مبانی شناختی که علم اجتماعی فمینیستی از آن اثر پذیرفته ، موضوع چیستی انسان و چگونگی ارتباطش با واقعیت های اجتم اعی است. این نوشتار کوشیده است تا مبانی انسان شناختی فمینیستی و دلالت های اجتماعی آن را مورد بررسی قرار دهد. در گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای بهره برده و با روش توصیفی و تحلیلی به پردازش داده ها پرداخته است. یافته ها بیانگر آن است که علم اجتماعی فمینیستی ضمن نقد تاریخی به انسان شناسی و مردانه دانستن آن، به اشتراک زن و مرد در انسانیت و تبعی بودن جنسیت، نفی ذات گرایی جنسیتی، ماهیت متفاوت و متمایز زن، باور به شرارت ذاتی مردان، نفی دوگانگی طبیعت و فرهنگ و نفی تقابل بین احساس و خردورزی، اعتقاد دارد. این مبانی امتدادهای اجتماعی خاصی را به دنبال دارد.
نگاه ناتورالیستی چوبک به موقعیت زنان در جامعه مردسالار (در رمان سنگ صبور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعت گرایی یا ناتورالیسم، گرایش و جنبش ادبی است که اواخر قرن نوزدهم تحت تأثیر نظریات داروین و فروید شکل گرفت. این جنبش به دور از نمادگرایی، آرمان گرایی و احساسات گرایی مرسوم، بر جزئیات روزمره زندگی تأکید می کرد. پرسش بنیادین این پژوهش آن است که از منظر نگره ناتورالیستی و فمینیستی چوبک، نهاد پدرسالاری چگونه در انفعال روانی زنان تأثیر می گذارد؟ هدف این پژوهش تبیین تأثیرات نهاد پدرسالاری در رمان سنگ صبور چوبک بر روی انفعال شخصیتی زنان است. اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق از آن روست که می تواند خلاء پژوهشی مربوط به آثار چوبک را در حوزه مطالعات زنان پر کند و پاسخی درخور به سؤالات بنیادین مخاطبان در قلمرو فرودستی زنان داشته باشد. این پژوهش به این نتیجه می رسد که نهاد پدرسالاری، به عنوان اصلی ترین عامل محیطی و زیستی و فرهنگی، بیشترین تأثیر را در سرکوب، سلطه پذیری، سر درگمی، احساس بی حاصل بودن، عقیم سازی روانی و انفعال شخصیتی و از بین بردن امید و تکاپوی زنان دارد. این مقاله، از روش تحقیق توصیفی -تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای بهره برده است.