مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۰۱.
۳۰۲.
۳۰۳.
۳۰۴.
۳۰۵.
۳۰۶.
۳۰۷.
۳۰۸.
۳۰۹.
۳۱۰.
۳۱۱.
۳۱۲.
۳۱۳.
۳۱۴.
۳۱۵.
۳۱۶.
۳۱۷.
۳۱۸.
۳۱۹.
۳۲۰.
تمدن
سرگذشت انسان ها از معبر تمدن ها می گذرد و تمدن ها در طول تاریخ در شکل دهی به هویت بشر، گسترده ترین نقش را داشته اند. امروزه تمدن، به سند تاریخی فرهنگ ملل تبدیل گشته و از اهمیتی ویژه برخوردار است. دین اسلام پس از استقرار، به سرعت توانست بنیان گذار تمدن شگرفی در جهان شود؛ اسلام طی پنج قرن، از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی(فرهنگ) و قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی و ادبیّات و تحقیق علمی و علوم و طبّ و فلسفه پیشاهنگ جهان بود و از اینروی تمدن غربی را می توان وام دار تمدن اسلامی دانست. در این مقاله به روش اسنادی و با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی چیستی تمدن و مبانی قوام بخش تمدن اسلامی در شکل دهی به نظام اجتماعی پرداخته شده است.
تحلیل ضرورت های روی آورد تمدنی به آموزه ی مهدویت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
130 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهه با هدف اکتشاف مهم ترین ضرورت های خوانش تمدنی از آموزه ی مهدویت سامان یافته است. روش: این تحقیق روش تبیینی _ تحلیلی را در پردازش محتوا مبنا قرار داده است، و برحسب دستاورد یا نتیجه تحقیق از نوع توسعه ای _ کاربردی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، یک تحقیق کیفی است. روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و در استکشاف از توصیف بهره برده شده است. یافته ها: مهم ترین ضرورت های روی آورد تمدنی به آموزه ی مهدویت در سه ساحت ضرورت های«نظری»، «کاربردی» و «راهبردی» قالب ارزیابی و بررسی است. البته نباید از نظر دور داشت که ضرورت های موجود از حیث اهمیت در یک ردیف نمی باشند. برخی از ضرورت ها زمینه ای و برخی دیگر زمانی است. نتیجه: نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که«تصحیح نگره مهندسی تمدن نوین اسلامی بدون آموزه ی مهدویت»، «مواجهه با اندیشه های برآمده از تمدن رقیب در خوانش از آموزه ی مهدویت» و «نقش این آموزه در خلق نقشه راه تمدنی و هویت بخشی تمدنی» از مهم ترین ضرورت های روی آورد تمدنی به آموزه ی مهدویت می باشد.
مؤلفه های تمدن ساز در اندیشه امام موسی صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
63 - 84
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر با ظهور انقلاب اسلامی ایران مباحثی همچون ایجاد تمدن نوین اسلامی و نقد تمدن مدرن غرب بیش از پیش در جوامع اسلامی مطرح شده است؛ بنابراین انجام پژوهش هایی برای تحلیل زوایای اندیشه ی اسلام تمدنی ضروری است. در این مقاله با رویکرد تمدنی و به روش توصیفی و تحلیلی اندیشه امام موسی صدر به عنوان الگویی موفق در عرصه ی نظریه پردازی و کنش گری تمدنی مورد تحلیل قرار گرفته است و مؤلفه های تمدن ساز اسلام از منظر ایشان بیان شده اند. این مؤلفه ها عبارتند از: الف) دین اسلام با توجه به فرهنگ متعالی اش هدایت گر انسان به زندگی عقلانی است و همانطور که در گذشته تمدن ساز بوده در آینده نیز می تواند تمدن ساز باشد. ب) روابط اخلاقی و توأم با معنویت با ایجاد انسجام اجتماعی موجب شکل گیری تمدن خواهد شد. ج) علم به معنای کشف قوانین و حقایق هستی برای رسیدن به آرامش و آسایش در زندگی مکمل دین برای ساختن تمدن حقیقی انسانی هستند. د) حضور مؤثر، کارآمد و انسان محور زنان در جامعه و خانواده برای سازندگی و تعالی اجتماع و تمدن پردازی. ه) عدالت به معنای توازن در نظام هستی و همسویی جامعه با نظم الهی آفرینش و ایجاد فرصت برابر برای شکوفایی استعدادهای انسانی به عنوان یکی از پایه های اصلی ایدئولوژی اسلام که باید در اجتماع امتداد یابد تا به شکل گیری تمدن منجر شود. و) آزادی به معنای رهایی توأمان از سلطه ی دیگران و از هوای نفس که حدی ندارد و سازنده ی تاریخ و تمدن خواهد بود.
اقتباس از آثار نجومی تمدن های گذشته، زمینه ساز پیشرفت علم نجوم تا برآمدن آل بویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۱
79 - 102
حوزههای تخصصی:
از جمله علومی که مسلمانان در آن علم از سایر تمدن ها بهره بردند و در مرحله بعد به پیشرفت ها و دستاوردهای قابل توجهی دست یافتند، علم نجوم است. آگاهی از بهره گیری مسلمانان از داشته های تمدنی پیشینیان به ویژه در علم نجوم، از آن جهت که نوع تعامل مسلمانان را با سایر تمدن ها آشکار می سازد و می تواند از این تجربه در مسیر دست یابی به تمدن نوین اسلامی استفاده کند، از اهمیت برخوردار است. سوالی که این نوشتار به آن پاسخ داده این است که مسلمانان چگونه از داشته های نجومی سایر تمدن ها استفاده کردند و این امر چه تاثیری بر روند اعتلای این علم تا دوره آل بویه گذاشته است؟ بهره گیری از منابع متقدم و استفاده از روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد در اثر تشویق های حاکمان مسلمان و برخی از خاندان های با نفوذ همانند برمکیان و بنوموسی، بسیاری از آثار نجومی سایر تمدن ها از جمله آثار تمدنی یونان، ایران و هند به عربی ترجمه شدند و این آثار به نوبه خود، ضمن اینکه سبب ظهور منجمانی شد که از داشته های نجومی تمدن های سابق بهره می بردند، سبب شد همین دسته از منجمان، آثار دقیق تری را در این علم تولید کنند. علاوه بر این، منجمان این دوره ضمن شناسایی و اصلاح مشکلات مدل های بطلمیوسی، به دستاوردهای جدیدی دست یافتند. برخی از این دست آوردها عبارتند از: تعیین دقیق تر میزان سال خورشیدی، اندازه گیری طول یک درجه نصف النهار، نظریات جدیدی درباره حرکت افلاک و رویت هلال، تعیین جهت قبله و ساخت اسطرلاب.
مؤلفه های تمدّن اسلامی از منظر قرآن با تأکید بر اندیشه امام خامنه ای
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
288 - 315
حوزههای تخصصی:
جهش بزرگی که در سده ی اخیر اتفاق افتاد، محصول اندیشه ی نمایندگان اندیشوران غربی است. در حالی که آبشخور آن تمدن کهن اسلامی است که ریشه در آموزه های وحیانی دارد و می بایست کشف و تحلیل شود. دراین میان تحولات عظیم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی در دهه های اخیر آن هم در مقیاس جهانی که با روشنایی خورشید عالم تاب انقلاب اسلامی به ظهور پیوست، نوید یک چرخش عظیم و تحول جدی در مبانی فکری و ذهنی بشری در حال به وقوع پیوستن را می دهد. این مقاله با کاربست روش توصیفی- تحلیلی مؤلفه های تمدن اسلامی از منظر قرآن کریم را با توجه به اندیشه های مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بررسی و تبیین کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد مواردی از قبیل معنویت گرایی، خردورزی، عدالت محوری، کارآمدی از مهم ترین مؤلفه های تمدّن اسلامی است که در اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بازشناسی و تبیین شده است. مؤلفه های یاد شده در صورت تحقق، منجر به تشکیل دولت اسلامی، تحقق جامعه اسلامی و تشکیل تمدن بزرگ اسلامی می شود که در صورت اجرای دقیق، خودباوری و نوآوری را در پی خواهد داشت و منجر به تعالی انسان می شود.
راهبردهای نیل به تمدن نوین اسلامی با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیل به آرمان تمدن نوین اسلامی، نیازمند نوعی هم افزایی نظری و نیز ابتناء بر پشتوانه ی یافته های آثار پژوهشی موجود است. این آثار، علی رغم گستردگی با آسیب موازی کاری و بعضا آشفتگی در یافته ها مواجه اند. پژوهش حاضر با هدف حل این مسئله و پاسخ به این پرسش که «براساس چگونگی بازنمایی تمدن نوین اسلامی در آثار مکتوب پس از انقلاب اسلامی، راهبردهای نیل به آن و هسته ی مرکزی این راهبردها کدامند؟»، به دنبال استخراج مدلی تبیینی از میان یافته های موجود است. در این مسیر، روش فراترکیب را برگزیدیم و در قالب گام های آن، از دل 514 راهبرد مستخرج از 296 اثر پژوهشی، به 52 مقوله و سپس چهار فرامقوله ی «تولید نرم افزار توحیدمحور پیشرفت»، «ارتقای فرهنگ دینی، بومی و انقلابی و کاربست آن در سطح حکمرانی و جامعه»، «اصلاح ساختارها و رفتارهای سیاسی در چارچوب حکومت های مردم سالار دینی منطقه ای و معطوف به امت سازی» و «توسعه ی علم محور و عدالت گرای زندگی مادی، معطوف به ارتقای معنوی»، دست یافتیم. با کنارهم گذاردن این چهار مفصل، هسته ی کانونی مدل نظری حاصل از یافته ها، «حرکت توامان نظری و عملی معطوف به ارتقاء زیست مادی ومعنوی باهدف تحقق حیات طیبه در امت اسلامی» بیان شد.
بنیان یابی تمدّن ایرانی در آسیای کهن
آسیای کهن به گونه بزرگ ترین قاره زمین، زیستگاه نخستین جماعت های انسانی بوده که حیات باستانی خود را در فرهنگ های گوناگون نظم داده اند. ساکنان سرزمین های آسیایی در مهاجرت و ارتباط با یکدیگر که گاه به سختی صورت می گرفت، تأثیر و تأثرات بسیار در یکدیگر باقی گذاشته اند و هیچ گاه بریده از هم نبوده اند. از اقوام ریشه دار آسیایی نام هایی در تاریخ آمده که مشهورترین آن ها شاید «قوم آرین» ها باشد که به شعبه های گوناگون تقسیم شده اند و در مراحل تکاملی زمان و فرهنگ و فرهنگ سازی، در برهه ای از تاریخ که تحول عظیم شهرنشینی و حکومت و عصر کتابت پدید آمده آن قوم را در پهنه تمدن قرار داده است. این امر از هزار سوم پیش از میلاد مشهود است.
گرایش اجتماعی در تفاسیر قرآن پیشران موثر در شکل گیری و شکوفایی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
141 - 160
حوزههای تخصصی:
یکی از گرایش های جدید در تفسیر که در یک صدساله اخیر مورد توجه مفسران قرآن قرار گرفته، رویکرد اجتماعی به قرآن است. در این رویکرد، مفسر قرآن درصدد تلاش برای حل مشکلات اجتماعی، پاسخگویی به شبهات و نیازهای عصر جدید، توجه به جهت گیری های عصری درباره مسائل اجتماعی برای ساختن تمدنی مبتنی بر قرآن و آموزه های وحیانی است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی درصدد است تا نشان دهد که رویکرد اجتماعی به قرآن، از جهات گوناگونی بر شکل گیری و شکوفایی تمدن نوین اسلامی تأثیر زیادی دارد. برخی از مهم ترین این موارد عبارت اند از: هویت بخشی به جامعه اسلامی؛ عینی کردن ارزش ها و به صحنه آوردن تعالیم قرآن؛ تطابق دادن آموزه ها با ظرفیت اجتماعی در قلمرو حیات انسان ها؛ وحدت بخشیدن به امت اسلامی برای مقابله با دشمنان؛ تبیین سنت های الهی درباره حیات و زوال تمدن ها؛ معرفی نظام های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی مبتنی بر آموزه های قرآنی؛ و توجه به تعلیم و تربیت نسلی نو مبتنی بر آموزه های قرآنی برای ساختن تمدنی نوین، مطابق با معارف حقیقی اسلام.
تبیین مبانی قرآن شناختی تلازم عدالت ورزی و مبارزه با فساد در رویکرد تمدنی حاکم بر بیانیه گام دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکرد تمدنی حاکم بر بیانیه گام دوم، یکی از توصیه های مهم، تأکید بر تلازم عدالت ورزی و مبارزه با فساد می باشد که هیچ کدام بدون دیگری امکان ظهورو بروز ندارد. ازآنجاکه عدالت ورزی و مبارزه با فساد، نقش بسیار مهمی در جامعه سازی و تمدن سازی دارد، شناسایی و تبیین مبانی قرآنی تلازم این دو با هدف تذکار به اهمیت و نقش هم زمان آنها در شکل گیری جامعه سالم و متمدن، اهمیت فراوانی دارد. این پژوهش به روش تحلیل محتوا و توصیفی- تفسیری انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق، قرآن کریم بوده که به صورت تمام شمار بررسی و برای روایی و پایایی تحقیق، از ضریب توافق بین کدگذاران، و چندسویه سازی منابع استفاده گردید. نتایج حاصل بیانگر آن است که اولاً خود عدالت یک حقیقت مطلقِ برگرفته از وحی بوده و با فطرت بشر منطبق و برای آنان قابل درک است. ثانیاً عدالت ورزی و مبارزه با فساد هم یک حقیقت برگرفته از معارف قرآنی بوده و بین آنها تلازم وجود دارد. این امر نه تنها با جامع نگری در قرآن کریم قابل دسترس هست، بلکه در مواردی در سیاق متصل به لزوم اجرای هم زمان آن دو تأکید شده است. ثالثاً بدون توجه و عمل در چارچوب این تلازم، به جامعه سازی و تمدن سازی که مأموریت ما درگام دوم انقلاب است دست نخواهیم یافت.
زمینه های فکری و تاریخی نظریه احیای تمدن اسلامی امام خمینی و رهبر انقلاب
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
83 - 112
حوزههای تخصصی:
طرح «تمدن نوین اسلامی»، به عنوان بزرگ ترین آرمان انقلاب اسلامی ایران، زمینه ها و ریشه هایی به عمق تاریخ و گستره ای به پهنای جغرافیای جهان دارد. ماهیت شناسی این مفهوم، بدون شناخت زمینه ها و نقاط عزیمت طرح آن، جامع نخواهد بود. واکاوی این زمینه ها که تلفیقی نه چندان قابل تفکیک از مبانی فکری و تاریخی است، مسئله این جستار را شکل داده است. این تحقیق، در پژوهشی مستقل و نه در عرْض و عرَض سایر موضوعات، به این مسئله پرداخته و در پاسخ به این سؤال که «طرح نظریه احیای تمدن اسلامی امام خمینی و رهبر انقلاب بر کدام بسترها و زمینه های فکری و تاریخی نضج یافته؟»، با روش تحلیل تطبیق تاریخی[1] (CHA) سیر حرکت تکاملی تاریخ را در قالب خط زمانیِ آغاز یافته از زمان خلقت انسان بررسی کرده است. بر اساس یافته های پژوهش، حرکت تعالی بخش انبیا در قالب شش مؤلفه ، تمدن نبوی به مثابه پایه گذار نهال تمدن اسلامی، نهضت جامع اهل بیت در تحکیم و تعمیق ریشه های تمدن نبوی، دوران طلایی تمدن اسلامی در سه قالب: خلق تجربه زیسته، خلق امید و باورپذیری و خلق ذخایر انباشتی تمدن، بیداری اسلامی در دو سطح منطقه و ایران و نهایتاً پیروزی انقلاب اسلامی با ماهیتی تمدنی در حدوث و بقا، بسترها و زمینه های فکری و تاریخی طرح احیای تمدن اسلامی را شکل داده اند.
نقش فارابی در شکل گیری فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
269 - 282
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی دارای علوم و دانش مختلف، خرد، آداب و سنت گوناگونی است که برگرفته از ادوار تاریخی و هویتی ایرانیان بوده است. در اندیشه فارابی، ساختارعقل فعال، ارتباطات و تفکر ایرانی همسو با مدینه فاضله و دو واژه ملت و امت شکل گرفته است و وی این عوامل را از اصلی ترین عوامل ساختار فرهنگ و تمدن هر قومی دانسته است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش واکاوی نقش فارابی در شکلگیری فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی است. حال در جهت رهیافت به این هدف پژوهش حاضر از روش تحقیق مطالعات تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای استفاده کرده است. نتایج نشان داد که فارابی تحول فرهنگ و تمدن را در جامعه را مبتنی بر ارتباطات بیان می نماید. از دیدگاه فارابی، سلطه هریک از مغالطه، صناعات برهان، خطابه، جدل و شعر با نام الگوی ارتباط دهنده بیشتر مدینه، معین کننده فرهنگ(ملت) و جامعه(مدینه/امت) ویژه ای می گردند؛ چرا که هر نشانه ارتباطی نظام معنایی ویژه ای را کمی آفریند و برپایی فرهنگ و تمدن خاصی را معین می سازد. ضمن آنکه در یک جمع بندی کلی می توان اذعان نمود که فارابی در رابطه با فرهنگ ایرانی، فلسفه یونانی را به گونه ای در ذهنیت دینی خویش جذب نمود که بتواند اسلام و فرهنگ ایرانی را پذیرش نماید. از این رو او اساس و پایه "جهان مدارانه" فلسفه یونانی را از فرهنگ ایرانی اسلامی اخذ نمود تا صور "خدامدارانه" به آن بنمایاند. لذا، فارابی برای فرهنگ ایرانی اسلامی، فلسفه ای ایجاد نمود که به ذاتش تنها به صورت قائم و نه رواقی، مشایی و نوافلاطونی باشد و از تمام مکاتب فلسفی تأثیر گرفته و سیراب شده باشد، اما روحش، روح اسلامی باشد. از این رو وی نقش ارزنده ای در تاریخ فرهنگ و تمدن ایران اسلامی داشته است.
کارکردهای تعامل عقل و دین در احیای تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
10 - 31
حوزههای تخصصی:
دین اسلام با تأکید بر جایگاه بنیادین عقل در فرآیند معرفت شناسی دینی، همواره مسیر تمدن سازی و پیشرفت را ترسیم نموده است. در این منظومه فکری، نسبت سنجی عقل و دین از جمله چالش برانگیزترین مباحث بوده که طیفی از آراء را شامل می شود؛ از نفی کامل هرگونه ارتباط تا اعتقاد به رابطه ای تکاملی و ذاتی. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تاریخی نشان می دهد که اوج گیری تمدن اسلامی مرهون چهار رکن اساسی بوده است: نخست، تکیه بر قرآن و سنت به عنوان چارچوب هویت ساز؛ دوم، پذیرش عقل به مثابه ابزاری معتبر در فهم دین؛ سوم، بنیان گذاری ایمان بر استدلال های عقلانی؛ و چهارم، نقد و بازخوانی میراث فکری اسلام. بررسی داده های تاریخی مؤید آن است که در دوره های طلایی تمدن اسلامی، تعامل سازنده عقل و دین به هماهنگی یافته های علمی با تعالیم وحیانی و گسترش فضای گفت و گو منجر شده بود. در این میان، نظام اجتهاد پویا به عنوان مکانیسمی کارآمد، انعطاف شریعت در برابر تحولات زمانی را ممکن ساخته بود. یافته های این مطالعه که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، گویای آن است که بازتولید این الگوی تعاملی در دوران معاصر می تواند سنگ بنای تمدنی نوین باشد که از سویی به مبانی اصیل اسلامی وفادار است و از سوی دیگر، توان پاسخگویی به چالش های پیچیده جهان امروز را دارا می باشد. این مسیر، احیای عقلانیت دینی را به عنوان پیش شرط ضروری هرگونه نوزایی تمدنی در جهان اسلام معرفی می کند.
دلالت های بینش تمدنی در سیاست گذاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
69 - 108
حوزههای تخصصی:
نسبت سنجی دو مفهوم سیاستگذاری فرهنگی و بینش تمدنی، پرده از دلالت های مطالعات تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی برخواهد داشت. از این رو این پژوهش به دنبال پاسخ به این مساله است که «دلالت های بینش تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی چیست؟» و برای پاسخ به این پرسش به واکاوی دلالت های بینش تمدنی با استفاده از نظر صاحب نظران و روش شناسی داده بنیاد می پردازد. براساس یافته های پژوهش، بسط زمان – مکانی، معانی، مبانی معرفتی، عینیت، نظم، یکپارچگی و پویایی تمدنی مهم ترین شاخصه های بینش تمدنی به حساب می آیند. استفاده از بینش تمدنی در حوزه سیاستگذاری و مداخله گری دولت در عرصه فرهنگ، اشاره به کاربست نگاه کلان و فراگیر تمدنی در تحلیل مسائل فرهنگی دارد که هم به مبانی معرفتی در پس این مسائل توجه داشته باشد، هم نظامات اجتماعی مختلفی که پیرامون هر مساله به صورت هماهنگ و پویا عینیتی تو در تو می یابد را مورد توجه قرار بدهد و هم از هویت معنایی که مساله با خود خلق، اشاعه و ترویج می کند غافل نباشد. بر اساس نتایج پژوهش، تاکید بر این است که دولت تک صدا، متمرکز و تصدیگر از طرفی و دولت منفعل، بازدارنده و خنثی از طرف دیگر با رویکرد تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی که در عین دغدغه هدایت بستر زندگی جامعه، بر آگاهی، اختیار، گفت و گو و احترام به سلیقه های فرهنگی مختلف بنا می شود ناسازگار است.
مطالعه تطبیقی انگاره الهیات تمدنی در رویکرد و اسناد راهبردی کلان در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
497 - 536
حوزههای تخصصی:
تغییر نظم و بنیان دینی جامعه ایران در پی انقلاب اسلامی به تدریج سبب شکل گیری الهیات تمدنی برای نیل به تمدن نوین اسلامی شد. پیش از انقلاب، الهیات تمدنی که مدون و صورت بندی شده نبود، به صورت ملی گرایی افراطی، باستان گرایی، وارداتی، سکولار و غرب محور فهم می شد. این مقاله مترصد واکاوی انگاره الهیات تمدنی است که در رویکرد و اسناد برنامه های راهبردی پیش و پس از انقلاب اسلامی خود را نشان می دهد. بر این اساس، رویکرد نظری مقاله مستخرج از مبانی بومی و اسلامی است. نویسنده با استفاده از روش پژوهش اسنادی و سندپژوهی و با استفاده از روش نمونه گیری تمام شماری و سپس هدفمند، به تحلیل 37 سند راهبردی پرداخته است و گزاره های معطوف به الهیات تمدنی در آنها را تحلیل کرده است. درمجموع، یافته ها حول دو محور ارائه شده اند: 1- بررسی تجربی در لایه توصیفی شامل تحلیل گزاره های اسناد برنامه های راهبردی (چرخش از الهیات انفعالی سکولار به الهیات متعالیِ سازنده)؛ 2- بررسی نظری معرفتی در لایه تحلیلی. در پایان، نتیجه گیری بر اساس ظرفیت رویکرد تمدن باورانه پس از انقلاب اسلامی (بررسی ادوار دولت ها) انجام شده است.
بازتعریف مفهوم هنر در بستر گفتمان فرهنگی- تمدنی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
229 - 254
حوزههای تخصصی:
هنر، مفهومی است که در بستر فرهنگ و تمدن شکل می گیرد و بالندگی آن بیانگر سطحی از بالندگی فرهنگ و تمدن یک جامعه است. اما تعریف هنر مدرن به دلیل نگاه مستقل به آن خارج از بستر فرهنگی و تمدنی آن و نیزنسبی بودن عناصر شاکله تعریف آن اعم از زیبایی و خیال انگیزی و... که در غرب شکل گرفته، باعث شده تاتعریف حداقلی از آن ارائه شود. برای نیل به تعریفی دقیق تر، این پژوهش بر آن است تا بر اساس مولفه های بومی فرهنگی-تمدنی بررسی نماید چه بازتعریفی از هنر می تواند ارایه نماید؟ برای این بازتعریف با استمداد از روش توصیفی، تحلیلی و تحلیل محتوا از طریق جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای به مهندسی معکوس چند اثر هنری برجسته ایرانی – اسلامی پرداخته شده است و علوم و عناصر سازنده آن مورد واکاوی قرار گرفته و سپس الگوی به کاررفته در آن را برای بومی سازی تعریف هنر به کار برده ایم. پس از بازتعریف هنر، به دسته بندی آن پرداخته شد و اقسامی مانند؛ متعالی و دون، پیشرفته و ابتدایی، برای آن در نظر گرفته شد. در پایان با همین معیار، به مقایسه چند هنر شرقی و غربی پرداخته و نشان داده ایم که تعریف جدید هنر به خاطر دقت و جامعیت بیشتر، قابلیت سنجش و داوریِ دقیق تر آثار هنری رانیز در جزئیات و عناصر سازنده اش داراست.
ظرفیت های مرجعیت قدرت منطقه ای ایران در تحقق تمدن سازی در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مظهرهای تحقق و پیشبرد تمدن سازی ایران در منطقه غرب آسیا فهم آن دسته از ظرفیت های قدرتی است که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد و می تواند بر مبنای آن جایگاه منطقه ای و بین المللی خود را ارتقا دهد. بدین منظور در این مقاله ابعاد سه گانه ظرفیت سازی از قدرت منطقه ای ایران واکاوی و مشخص شد که ابعاد مختلف ارتقای قدرت منطقه ای ایران در قالب سه بعد هدف ها و راهبردها و ویژگی ها بررسی شدنی است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است که برای گردآوری داده ها عموماً از منبع های کتابخانه ای و اسنادی استفاده شد؛ البته برای تأیید دقیق تر این رویکرد اسنادی جلسه های خبرگی و بحث کارشناسی هم به کار گرفته شد. نتیجه های تحقیق نشان داد مدل ارتقای قدرت منطقه ای ایران برای تمدن سازی در غرب آسیا شامل سه بُعد هدف ها (مشتمل بر 3 مؤلفه) و راهبردها (مشتمل بر 5 مؤلفه) و ویژگی ها (مشتمل بر 8 مؤلفه) تبیین پذیر است.
گونه شناسی زمینه های انحطاط تمدن ها در رهیافت تفسیری سید جمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سید جمال الدین اسدآبادی تفسیر مستقل از خود بر جای نگذاشت، اما از شخصیت های اثربخش بر مفسران پسین و آغازگر گرایش اجتماعی و عصری در دانش تفسیر است. آثار سید روشن می سازد، پرسش از زمینه های انحطاط تمدن ها و راهکار برون رفت از آن از پرسش های بنیادین در اندیشه او بود و در پی آن بود که پاسخ این پرسش ها را از آیات قرآن بیاید. این پژوهش ازجمله پژوهش های کیفی است که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفت و تلاش دارد با بازخوانی آیات قرآن و داده های تفسیری در نگاشته های سید جمال به رهیافت تفسیری او در باب زمینه ها و ریشه های انحطاط تمدن ها دست یابد و آن ها را گونه شناسی نماید. بر پایه دستاورد پژوهش می توان زمینه های انحطاط در اندیشه اسدآبادی را در سه گونه زمینه هایِ بینشی و معرفتی، کنشی و رفتاری و تبلیغی و توسعه ای صورت بندی نمود. از مهم ترین زمینه های انحطاط تمدن ها نزد سید جمال انحراف از اندیشه ها و آموزه های دین از سوی افراد امت است که از زمینه های بینشی و معرفتی به شمار می آید و سبب می شود سنت تغییر از سوی خداوند ازلحاظ شرایط مطلوب به نامطلوب بر چنین امتی جاری شود؛ همچنین این عامل سبب پیدایش دیگر زمینه های انحطاط ازجمله تفرقه و اختلاف، ضعف و سستی، خروج از مسیر اعتدال، اعتماد و تکیه بر بیگانگان خواهد شد. کوتاهی حاملان دین و حاکمان بی تدبیر از دیگر زمینه های بنیادین انحطاط هستند که از زمینه های تبلیغی به شمار می آیند. این گروه ها با کوتاهی در وظایف خود نقش فزون تری در انحراف مردمان از دین و انحطاط تمدن ها ایفا می کنند.
تأثیرات نوروفیزیولوژیکی سینما بر هویت جمعی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله چگونگی تأثیر عوامل نوروفیزیولوژیکی سینما بر تمدن نوین اسلامی را بررسی می کند. سینما در بومرنگ اجتماعی انقلاب اسلامی جزء لاینفک پیکره تمدن نوین است و به عنوان ابزاری برای بهزیستی و تصویرگری تجربه زیسته بشری در رحم توحیدی اسلام حیات می یابد. هدف ما کشف رابطه منطقی و صورتمند عملکرد سینما در ذهن، روان و ساختار عصبی انسان برای تغییر وضع موجود و ترسیم تمدن نوین اسلامی است. پرسش کانونی، چگونگی تبدیل فرهنگ (به عنوان امری درونی و ارزش های ذهنی) به تمدن (به مثابه امری عینی و بیرونی) و نوع زیست اجتماعی توسط سینماست. فرضیه این است که سینما بر ساختار نوروفیزیولوژیکی بدن انسان تأثیرگذار است و از این طریق می تواند فرهنگ را در عینیت جامعه نهادینه و برای تمدن نوین رفتارسازی کند. پژوهش از حیث پژوهش های سینمایی و بینارشته ای هیچ پیشینه ای ندارد و با روش توصیفی و تحلیلی به یک تئوری صورت بندی شده می رسد که نشان می دهد رفتار انسان ترجمان ژن و فرهنگ یک جامعه و بیان ژنتیک رفتاری آن جامعه است. با توجه به تأثیر و تأثر متقابل دو عامل محیط و ژنتیک در شکل گیری و تکامل شخصیت انسان و براساس یافته های «اپی ژنتیکی»، پیام های آموزشی تربیتی سینما ازطریق «کنترل متفکرانه رفتاری» مغز و تأثیر محیطی روی ژن، می تواند فرهنگ، سبک زندگی، جهان فکر و نوع زیست اجتماعی و رفتار تمدنی نسل های آینده جوامع را تغییر دهد. با پذیرش این اصل برای رشد و تعالی تمدن نوین اسلامی باید سینمای انقلاب اسلامی ایران را اسلامی کرد تا ساختارها و بافتارهای بنیادهای تعاملی اجتماعی و تمدنی ایران نیز اسلامی شود.
نقدی بر دو نظریه جنگ تمدن ها و گفت وگوی تمدن ها و تبیین نحوه تعامل تمدن ها از منظر اسلام با تاکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاملات تمدن ها از مباحث مطرح در جوامع است، لذا مورد توجه تاریخ دانان و سیاسیون قرار گرفته و همواره تلاش کرده اند تا با تحلیل رویدادها نظریاتی ارائه دهند. یکی از عوامل تأثیرگذار در ارائه ی این نظریات؛ پایان جنگ سرد، فروپاشی شوروی و حوادث 11 سپتامبر امریکا است که نقطه ی شروع نظریات تمدنی است، نظیر؛ نظریه ی «برخورد تمدن ها»ی هانتینگتون و در مقابل «گفت و گوی تمدن ها»ی خاتمی است. نظریه ی هانتیگتون به دلیل صبغه ی ستیزه جویانه ی بین المللی و نظریه ی «گفت و گو» نیز علی رغم تکیه بر مسالمت، به دلیل آرمان گرایی این پروژه و قابلیت اجرایی نداشتن در سطح بین الملل مورد نقد است، لذا نیاز به نظریه ای جهان شمول و مبتنی بر آموزه های اسلامی محسوس است. در این نوشتار تلاش شده است که به شکل عام این دو نظریه (برخورد و گفت و گو) مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و سپس دیدگاه اسلام با تاکید بر نظریات رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای درباره نحوه ی تعامل تمدن اسلام در مواجهه با غرب مطرح می شود.
بررسی اثرات تمدنی نظریه روانکاوی فروید و نقد آن بر اساس نظریه فطرت شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان های روان شناسی اگرچه به ظاهر بیشتر رویکردهای فردی و کمتر تمدنی داشته اند، اما درست یا غلط توانسته اند اثرات تمدنی بسیاری بگذارند. یکی از مهم ترین این جریان ها، رویکرد روانکاو فروید است که جزو پیشگامان روان شناسی است. نقش هدف از این پژوهش، بررسی اثرات تمدنی نظریه روانکاوی زیگموند فروید و نقد آن بر اساس مبانی نظری فطرت در اندیشه شهید مرتضی مطهری است. این تحقیق در تلاش است تا با تحلیل تطبیقی دو دیدگاه متفاوت درباره ماهیت انسان، نقش این مبانی در شکل دهی به تمدن های انسانی را روشن سازد. روش پژوهش به صورت تحلیلی تطبیقی انجام شده است. در این راستا ابتدا مبانی نظریه ی روانکاوی فروید شامل ساختار شخصیت، مکانیسم های دفاعی، مراحل رشد روانی و نگاه فروید به زن و اضطراب بررسی گردید. سپس اثرات تمدنی این نظریه در حوزه های روان درمانی، فلسفه، علوم شناختی، هنر و تغییرات اجتماعی تحلیل شد. در ادامه، نظریه فطرت شهید مطهری تبیین شد و کارکرد آن در ایجاد نظام های اخلاقی، حقوقی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. در پایان، مقایسه ای تطبیقی میان این دو دیدگاه صورت گرفت و نقد مبنایی نظریه روانکاوی ارائه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه روانکاوی فروید با تأکید بر نیروهای ناهشیار و تعارضات درونی، تصویری تقلیل گرایانه از انسان ارائه می دهد که تمدنی مبتنی بر سرکوب غرایز و بحران های درونی می سازد. در مقابل، نظریه فطرت شهید مطهری با تأکید بر آگاهی، اختیار و سرشت الهی انسان، الگوی تمدنی تعالی بخش، اخلاقی و معنویت محور را مطرح می کند و از این رهگذر نشان می دهد که روانکاوی فروید تا چه میزان ناکام و مخرب است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در مبانی انسان شناختی تمدن معاصر و احیای مفهوم فطرت در نظریه پردازی های تمدنی تأکید می نماید.