مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۰۱.
۶۰۲.
۶۰۳.
۶۰۴.
۶۰۵.
۶۰۶.
۶۰۷.
۶۰۸.
۶۰۹.
۶۱۰.
۶۱۱.
۶۱۲.
۶۱۳.
۶۱۴.
۶۱۵.
۶۱۶.
۶۱۷.
خاورمیانه
حوزههای تخصصی:
با افزایش نقش انرژی در معادله های قدرت جهانی، نظریه های کلاسیک روابط بین الملل، ازجمله واقع گرایی تهاجمی، در تحلیل سیاست خارجی قدرت ها کاربرد بیشتری یافته اند. هم زمان مفهوم امنیت انرژی نیز به مؤلفه ای بنیادین در راهبردهای ژئوپلیتیک کشورها تبدیل شده است. در این نوشتار با بهره گیری از چارچوب مفهومی نوآورانه «واقع گرایی تهاجمی انرژی» که تلفیقی از مفروض های واقع گرایی تهاجمی و ابعاد چهارگانه امنیت انرژی (ژئولوژیک، اکولوژیک، ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک) است، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چگونه انقلاب شیل در آمریکا، به ویژه در سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بر سیاست های تروئیکای گازی (ایران، روسیه و قطر) در خاورمیانه تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که انقلاب شیل آمریکا موجب تضعیف سیاست خارجی تهاجم محور ایران و روسیه و تقویت محور قطر و ترکیه در غرب آسیا شده است. در این مقاله با استفاده از روش ترکیبی، شامل کمی و کیفی، رویکرد توصیفی تبیینی برای آزمون فرضیه در نظر گرفته شده است. داده ها نیز از دو منبع کتابخانه ای اولیه، شامل اسناد و گزارش های سازمان های انرژی، و ثانویه، مشتمل بر کتاب ها و مقاله ها گردآوری شده اند. تحلیل و داوری این داده ها هم به روش استدلال قیاسی استقرائی مبتنی بر چارچوب مفهومی ابداعی «واقع گرایی تهاجمی انرژی» صورت گرفته است.
ریشه های خشونت مذهبی در خاورمیانه بین سال های 2004 تا 2023
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
73 - 96
حوزههای تخصصی:
خشونت خاورمیانه از ابعاد و پیچیدگی های بسیاری برخوردار است که یکی از ابعاد آن مذهب می باشد که ریشه در عوامل متعددی ازجمله تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دارد. در این بین برخی محورها ازجمله؛ بحران و مشروعیت نظام های سیاسی، تبعیض ساختاری و محرومیت های نسبی، تفاسیر افراطی از آموزه های دینی، دخالت های قدرت های خارجی، شکست برنامه های توسعه ای بسیار اثرگذار بوده است. این نوشتار، در پی آن است تا به واسطه ی مرور و بررسی مطالعات انجام شده، بحث خشونت گرایی به ویژه در حوزه افراط گرایی مذهبی را موردنقد و بررسی قرار داده و قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها و مهم ترین انتقادات واردشده بر آن را مورد ارزیابی قرار دهد. روش انجام این پژوهش، به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات، به صورت کتابخانه ای با تأکید ویژه بر روی کتب و منابع دست اول نوشتاری، مقالات منتشرشده در نشریات معتبر و نیز پژوهش های جدید می باشد. نتایج حاصله این پژوهش نشان می دهد که علل ترویج و گسترش خشونت گرایی در منطقه خاورمیانه بیشتر متأثر از نوع بینش و تفکر جریان ها، حکومت های اقتدارگرا، ظهور جریان های نواندیش، میل به قدرت سیاسی، مشکلات سیاسی و اقتصادی، منازعات مذهبی و... بوده و می باشد.
نقش شبکه خبری الجزیره در بحران دیپلماتیک قطر
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
219 - 238
حوزههای تخصصی:
شبکه خبری الجزیره با پوشش رویدادهای خاورمیانه، به ویژه جهان عرب، تحولی مهم در رسانه های منطقه ایجاد کرد و توانست به یکی از تأثیرگذارترین شبکه های خبری تبدیل شود. این پژوهش به بررسی نقش شبکه الجزیره در بحران دیپلماتیک قطر طی سال های 2017 تا 2021 می پردازد. فرضیه اصلی پژوهش بر این مبنا استوار است که این بحران به عملکرد الجزیره و رویکرد آن نسبت به مسائل منطقه ای ارتباط داشته است. الجزیره از طریق فشار رسانه ای بر کشورهای طرف بحران، پرونده هایی همچون دخالت امارات در جنگ یمن و قتل جمال خاشقچی، روزنامه نگار سعودی را به طور گسترده پوشش داد. این اقدامات به تشدید و تقویت بحران دیپلماتیک در منطقه کمک کرد. این تحقیق با روش تحلیلی-تبیینی و استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الجزیره با موفقیت در دیپلماسی رسانه ای قطر، نفوذ چشمگیری بر افکار عمومی خاورمیانه به دست آورده بود. این نفوذ گسترده، باعث نارضایتی و واکنش منفی کشورهای عربی همسایه شد که در نهایت به تحریم قطر و بروز بحران دیپلماتیک میان کشورهای منطقه انجامید.
واکاوی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه از منظر ژئوپلیتیک انرژی
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
239 - 277
حوزههای تخصصی:
یکی از اولویت های اصلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، تولید و انتقال انرژی، به ویژه نفت، بوده است. با توجه به کاهش سوخت های فسیلی و حرکت جهان به سمت انتقال انرژی، انرژی های تجدیدپذیر، به خصوص انرژی خورشیدی و بادی، به عنوان راه حل های کلیدی برای چالش های پایداری انرژی مطرح شده اند و خاورمیانه به کانون انرژی های تجدیدپذیر تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی سیاست خارجی آمریکا در منطقه ی خاورمیانه در عصر انرژی های فسیلی (نفت) و هم چنین دوران گذار به انرژی های تجدیدپذیر است. این پژوهش با روش های استدلالی و استنباطی به این سوال محوری می پردازد که سیاست خارجی آمریکا در منطقه ی خاورمیانه در چارچوب ژئوپلیتیک انرژی چگونه قابل تبیین است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مناطق دارای تابش خورشید و بادخیز جهان، به ویژه خاورمیانه، در دوران گذار انرژی به مناطق ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک جدیدی تبدیل می شوند و این امر باعث رقابت ژئوپلیتیکی قدرت های بزرگ خواهد شد. بنابراین، خاورمیانه هم چنان در اولویت سیاست خارجی آمریکا باقی می ماند و حضور این کشور در منطقه به شکل جدیدی تداوم خواهد داشت.
پویایی های ساختار نهادی- مأموریتی سیاست گذاری علم در جمهوری اسلامی ایران؛ زمینه های شکل گیری دیپلماسی علم در خاورمیانه
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
279 - 317
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تحلیل پویایی های ساختار نهادی- مأموریتی سیاست گذاری علم در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه با تأکید بر زمینه سازی شکل گیری دیپلماسی علم در خاورمیانه است. پارادایم روش شناسیِ این پژوهش، تفسیرگرایی و راهبرد آن مبتنی بر مطالعه موردیِ اکتشافی است. تحلیل تاریخی پویایی های ساختار نهادی- مأموریتی سیاست گذاری علم در جمهوری اسلامی ایران نشان از وجود سه دوره تاریخی دارد: دوره نخست (1357- 1366): تحولات ساختاری نهادی- مأموریتی متأثر از پارادایم فکری انقلاب اسلامی. در این دوره تحولات رخ داده عمدتا متأثر از شکل گیری انقلاب اسلامی و رویکردهای فرهنگیِ اشاعه یافته در اثر آن است؛ دوره دوم (1366- 1382): تحولات ساختاری مأموریتی. در این دوره تقریبا تحول نهادی ویژه ای رخ نداده، لیکن تحولات مأموریتی در بعضی نهادهای سیاست گذار علم اتفاق افتاده است؛ دوره سوم (1382- تا کنون): تحولات ساختاری نهادی- مأموریتی متأثر از توجه عمیق به نقش علم در پیشرفت کشور. در این دوره با توجه به اهمیت یافتن نقش علم در حل مسائل کشور و بدل شدن آن به موتور محرکه پیشرفت کشور، نهادهای جدیدی توأم با مأموریت های نو در ساختار سیاست گذاری علمِ کشور شکل گرفت. به ویژه این موضوع موجب زمینه سازی برای شکل گیری دیپلماسی علم در خاورمیانه شده است.
تنگناهای یک جانبه گرایی هژمونی آمریکا در خاورمیانه (پس از 11 سپتامبر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 37
حوزههای تخصصی:
حادثه 11 سپتامبر ۲۰۰۱ فصل نوینی در سیاست ها و راهبردهای داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا رقم زد؛ زیرا این کشور، پس از پایان جنگ سرد، دچار خلأ راهبرد امنیتی و بحران معنا شده بود. در پی این واقعه، جریان نومحافظه کار با بهره برداری از فرصت، خطر تروریسم را بزرگ نمایی کرد تا از این طریق بحران معنایی خود را در سطح جهانی برطرف سازد. این وضعیت زمینه ساز بهره برداری آمریکا از موقعیت تثبیت و توسعه هژمونیک گرایی در فضای بین المللی شد. پس از این حادثه، اهداف و سیاست های جدیدی در حوزه مقابله با تروریسم در سیاست خارجی ایالات متحده شکل گرفت؛ بنابراین، سیاست خارجی این کشور پس از حادثه ۱۱ سپتامبر تغییر و تحولی جدی در مسیر و رویکردهای خود تجربه کرد. پس از این رویداد شاهد چالش هایی در عرصه نظام بین الملل هستیم که بخشی مرتبط با فروپاشی نظم مبتنی بر ساختار دوقطبی و بخشی ناشی از شرایط جدید نظام پساجنگ سرد است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که هژمونیک گرایی ایالات متحده در نظام بین الملل پس از ۱۱ سپتامبر با چه چالش هایی در خاورمیانه روبه روست؟ یک جانبه گرایی آمریکا، بسط حضور چین به عنوان رقیب، رشد گروه های تکفیری ضدهژمونیک و شکل گیری محور مقاومت مهم ترین چالش های هژمونیک گرایی ایالات متحده در خاورمیانه در دوره پسایازده سپتامبر است. استمرار این هژمونیک گرایی در گرو کاهش چالش های مذکور از طریق اجماع بین المللی پیرامون الگوی مطلوب نظم بین المللی است. در این پژوهش، با بهره گیری از روش کیفی-تفسیری و رویکرد توصیفی-تحلیلی، داده ها از طریق فیش برداری از منابع معتبر داخلی و خارجی گردآوری شده است.
عوامل نو پدید نظم ساز در منطقه خاورمیانه و تنوع بخشی به جعبه ابزار سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
239 - 257
حوزههای تخصصی:
نظم های منطقه ای یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر رفتار سیاست خارجی واحدهای دولتی منطقه ای و فرامنطقه ای به شمار می آیند. منطقه خاورمیانه متاثر از مداخله قدرت های فرامنطقه ای، دوره های نظم یابی امنیتی مختلفی را پشت سر گذاشته است. سوال پژوهش حاضر این است که تغییرات حاضر در نظم منطقه غرب اسیا ریشه در چه عواملی و متغیرهایی دارد و تغییر حاصل شده چه تاثیری بر رفتار سیاست خارجی دولت های منطقه داشته است؟ در پاسخ به سوال فوق فرضیه ذیل مطرح می شود تغییر در نظم منطقه غرب اسیا و شبکه ای شدن ان ریشه در سه عامل شبکه ای شدن پیوندهای ژئواکونومیکی، شبکه ای شدن مهندسی ادراکات و شبکه ای شدن بازدارندگی دارد و این سبب شده است تا جعبه ابزار سیاست خارجی بسیاری از قدرت های منطقه به سمت متنوع سازی جهت تاثیرگذاری چندبعدی بر نظم امنیتی منطقه پیش برود. روش پژوهش مقاله پیش رو تبیینی و روش جمع آوری منابع اسنادی می باشد.
تحلیل تطبیقی وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی و پیش بینی زوال آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری یا زوال رژیم صهیونیستی که همواره با کلیدواژه «نامشروع» در اذهان عمومی کشورهای مسلمان جهان عجین گشته است، پیوسته به عنوان نگرشی چالش برانگیز در کانون توجه متفکران و مفسرین سیاسی و اجتماعی در اقصی نقاط جهان قرار داشته است. ازجمله مهم ترین تحلیل ها، پیش بینی زوال رژیم مذکور از سوی آیت الله خامنه ای بوده است؛ مسئله ای که بر اساس پارادایم های تحلیلی مختلف، ازجمله اسلامی، از قابلیت طرح و واکاوی پژوهشی برخوردار است. مبتنی بر این امر، پژوهش کنونی درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که زوال پیش بینی شده از سوی ایشان در بُعد سیاسی، بر اساس کدام یک از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی تبیین پذیر است. به منظور پاسخ گویی به این پرسش، پژوهشگر درصدد استفاده از روش توصیفی-تبیینی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روایی برآمده است. شایان ذکر است فرجام این پژوهش به این نکته می پردازد که روند تدریجی زوال سیاسی رژیم صهیونیستی نه تنها بر اساس مستندات عینی همچون رویکردهای تبعیض آمیز و نژادپرستانه، فساد مقامات و سیاست های استبدادی که منتج به کاهش مشروعیت این رژیم نزد جامعه داخلی، کشورها و نهادهای بین المللی شده قابل تصدیق است، بلکه بر اساس گفتارهای الهی مطرح در آیات مختلف قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) نیز می توان به خوبی بر آن صحه گذاشت.
تأثیر جنگ 2023 اسرائیل علیه غزه بر پیمان ابراهیم (با تأکید بر امارات و بحرین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
184-210
حوزههای تخصصی:
پیمان صلح ابراهیم آخرین تلاش دولت اسرائیل برای عادی سازی روابط با کشورهای عربی با هدف خروج از انزوا و تأمین امنیت خود بود که در سپتامبر 2020 بین اسرائیل و کشورهای امارات متحده عربی، بحرین، مراکش و سودان در قالب توافق های جداگانه به امضا رسید. این توافقات با بی توجهی به منازعه اسرائیل فلسطین و با تأکید بر منافع مشترک دو طرف در زمینه های نظامی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی صورت گرفت. جنگ اکتبر 2023 اسرائیل علیه غزه، تأثیرات و عواقب گسترده ای را در سطح منطقه ای و جهانی بر جای گذاشت. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر جنگ غزه بر پیمان ابراهیم می باشد. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که جنگ غزه چه تأثیری بر پیمان ابراهیم داشته است؟ یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای چارچوب نظری عمل گرایی نشان می دهد جنگ غزه در کوتاه مدت چالش هایی را بر سر مسئله عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی ایجاد کرده و سطح روابط را در زمینه های اقتصادی، تجاری و اجتماعی کاهش داده است؛ اما منافع مشترک بین کشورهای عضو پیمان در زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی سبب گردیده تا جنگ غزه در بلندمدت تأثیر چندانی بر این پیمان نداشته و تهدیدی برای روند عادی سازی ایجاد نکند.
مطالعه تطبیقی نظام های خیریه در خاورمیانه معاصر؛ مطالعه موردی خیریه های مذهبی ایران، مصر و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
کنش خیر از مهم ترین کنش های اجتماعی است و خیریه ها از مهم ترین نهادهای جوامع خاورمیانه هستند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است: عوامل مؤثر بر رشد و گسترش نظام های خیریه و نیز مهم ترین تمایزات و اشتراکات خیریه گرایی و خیریه های مذهبیِ در ایران و مصر و ترکیه کدام اند؟ پژوهش حاضر مطالعه ای تطبیقی ذیل سنت کیفی و از نوع موردمحور و با موارد معدود و کم یا N کوچک است. طبق تحلیل ثانویه داده های حاصل از پیمایش های جهانی، رتبه منطقه ای و جهانی دهش برای کشور ایران بهتر از ترکیه و مصر بوده است و در ایران عضویت انجمنی و اعتماد به خیریه ها بیش از مصر و ترکیه است. همچنین، در سطح سازمانی، در مطالعه موردی، «دارالاکرام» ایران، «الاورمان» مصر و «کیمسه یوک مو» ترکیه در کلیت خود و به مثابه یک امر تام اجتماعی و در بافتار تاریخی و اجتماعی خاص خود و در 20 مؤلفه (مانند زمینه اجتماعی تأسیس، تأمین منابع مالی، مناسبات با دولت، ماهیت مذهبی بودن مؤسسه و...) بررسی شده اند. هر سه انجمن خیریه مورد مطالعه دارای رویکرد دینی هستند و نقطه شروع آنها برای فعالیت اجتماعی انگیزه های دینی و الهیاتی بوده اند، ولی خدمات خود را بدون مرزبندی هویتی و دینی به تمام نیازمندان عرضه می کنند. دارالاکرام بر آموزش به مثابه ابزار اصلی در تحرک اجتماعیِ نیازمندان و خروج آنان از چرخه فقر تأکید می کند، الاورمان بر توسعه پایدار و چندبُعدی و نیز کیمسه یوک مو بر فعالیت های بین المللی امداد و نجات و کمک های اضطراری متمرکز شده است. در مجموع، ایران، مصر و ترکیه تجربیاتی غنی و متفاوت از خیریه گرایی در حیات اجتماعی خود دارند.
اقتصاد سیاسی جنگ و صلح در غرب آسیا
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
17-39
حوزههای تخصصی:
از منظر اقتصاد سیاسی، جنگ و صلح در خاورمیانه با ایده ها و منافع افراد و گروه های دخیل پیوند و ارتباط دارد. حاکم بودن وضعیت جنگ و منازعه پایدار در این منطقه با اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیان با حمایت دنیای غرب و تداوم توسعه طلبی ارضی رژیم صهیونیستی همراه با سرکوب و کشتار و تحمیل جنگ بر فلسطینی ها، در کنار تهاجم نظامی آمریکا به عراق و افغانستان، یک حس تهدید و تحقیر دائمی در دنیای عرب و اسلام ایجاد کرده و واکنش های زیادی را برانگیخته است. این فضای جنگ و تنش و منازعه، برقراری صلح و ثبات و دموکراسی و توسعه و حل مسائل مربوط به فقر و بیکاری و سرخوردگی و تحقیر در جوامع خاورمیانه را ناممکن ساخته و افراد و گروه ها و بخش هایی از این جوامع را به حاشیه رانده و علیه غرب برانگیخته است. استدلال اصلی مقاله حاضر این است که مدرنیته و سرمایه داری سازمان یافته براساس عقل ابزاری و روابط بازاری در بستر زمینه تاریخی خصومت و دشمنی میان دنیای اسلام و غرب، برای سلطه بر دیگریِ تاریخیِ خود یعنی مسلمانان و افزایش سود کمپانی های اسلحه سازی و رشد و رونق اقتصادی در غرب، به جنگ دامن زده و مانع برقراری صلح در منطقه می شوند. در طرف مقابل نیز، به حاشیه رانده و تحقیر شده ها و قربانیان به بنیادگرایی و سلفی گری متوسل می شوند و با رویکردی احساسی و افراطی به خشونت و رویارویی نظامی علیه غرب اقدام نموده و غرب ستیز می شوند که برای آنها حاصلی جز تشدید فقر و عقب ماندگی ندارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ علت اصلی را باید در سیاست ها و اقدامات توسعه طلبانه یک طرف جست و واکنش قربانیان تنها معلول این سیاست ها است. با این حال، واکنش فلسطینی ها و شیعیان لبنان، از جمله حماس و جهاد اسلامی و حزب الله، فراتر از سلفی گری و بنیاد گرایی است و آنها به ناگزیر به خشونت و اسحله برای دفع تجاوز و اشغال و تهاجم دائمی صهیونیست ها، که بر آنها تحمیل شده است، متوسل شده اند. در کل، در دو سوی دنیای اسلام و غرب، افراد و گروه هایی که نماینده اکثریت جوامع خود هم نیستند، با ایده ها و منافع خاصی، واقعی یا متصوره، طرفدار خشونت و جنگ هستند و مانع برقراری صلح، دموکراسی و توسعه در خاورمیانه می شوند.
آینده پژوهی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
316 - 329
حوزههای تخصصی:
اسلام سیاسی شیعی با محوریت ایران، پدیده ای پیچیده و پویا است که در دهه های اخیر شاهد تحولات و دگرگونی های متعددی بوده است. درک روندهای آینده این جریان فکری و سیاسی، برای تحلیلگران، سیاستمداران و عموم مردم از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله، از رویکرد آینده پژوهانه برای بررسی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران بهره برداری شده است. این رویکرد آینده پژوهانه امکان می دهد تا فراتر از وضعیت فعلی نگاه کنیم و سناریوهای مختلفی را برای آینده ی سیاست و اجتماع در ایران ترسیم نماییم. روش شناسی این پژوهش توصیفی - تحلیلی همراه با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی شامل تحلیل کیفی و کمی داده های تاریخی، مصاحبه با کارشناسان و تحلیل محتوای رسانه ها و متون مذهبی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای ایران در حال گذار از یک دوره تحول است و عوامل متعددی در این تحول نقش دارند، از جمله: تغییرات جمعیتی، تحولات اجتماعی، اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیکی؛ که تعدادی از سناریوهای احتمالی برای آینده اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران در آن ارائه می شود. این سناریوها عبارت است از: سناریوی تداوم، سناریوی اصلاحات، سناریوی رادیکالیسم، سناریوی سکولاریسم. با توجه به سناریوهای بیان شده، تحلیل روندها و رویدادها احتمالی در سناریو و اتفاقات سیاسی و امنیتی با نگاه چالش ها و فرصت ها در منطقه خاورمیانه، جمهوری اسلامی ایران با توجه به سناریوی تداوم به همراه سناریو اصلاحات، ضمن پایبندی به ارزش ها و نگاه ایدئولوژیک به دنبال تقویت جمهوریت (مردم سالاری دینی) با تأکید بر حفظ استقلال و هویت بومی اسلامی در منطقه و حضور پررنگ تر در منطقه خاورمیانه خواهد بود.
الگوهای همکاری و تعارض در روابط ایران و عربستان و تاثیر آن بر نظم منطقه ای خاورمیانه2023-1979
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
67 - 93
حوزههای تخصصی:
چرایی و چگونگی حاکم شدن گونه خاصی از نظم در یک سیستم منطقه ای و شناسایی متغیرهای موثر در این فرآیند از جمله پرسش های مهم مطالعات امنیتی است. در بسیاری از متون کلاسیک روابط بین الملل، نظم و امنیت منطقه ای ذیل روابط قدرت های بزرگ تعریف شده ا ند. پژوهش حاضر اما سطح تحلیل منطقه ای را در بررسی پرسمان امنیت منطقه ای حائز اهمیت دانسته و بر این دیدگاه استوار است که نظم منطقه ای در کنار تاثیرپذیری از نقش آفرینی قدرت های بزرگ مبتنی بر کنش بازیگرانی در سطح منطقه است که اهداف امنیتی خود را بر اساس روندهایی از ثبات و همکاری یا ناامنی و تعارض تعریف می کنند. در این راستا هدف اصلی پژوهش تبیین الگوهای نظم منطقه ای با تمرکز بر الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان به عنوان دو بازیگر اصلی محیط امنیتی خاورمیانه است. پرسش اصلی این است که رقابت های منطقه ای ایران و عربستان چه تاثیری بر الگوهای نظم منطقه ای داشته و آینده آن متاثر از رقابت دو کشور چگونه است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش مطرح میشود پویش های منطقه ای و مناسبات امنیتی متقابل ایران و عربستان را عاملی مهم در شکل گیری و تحول نظم منطقه ای دانسته و معتقد است مناسبات امنیتی دو کشور متغیری تعیین کننده در آینده نظم منطقه ای است. روش انجام پژوهش تحلیل کیفی با بهرمندی از روش ردیابی فرآیند است. متغیر وابسته پژوهش نظم منطقه ای و متغیر مستقل الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان در دوره های تاریخی مشخص است.
شراکت و جایگاه آن در استراتژی امنیتی ایالات متحده آمریکا در قبال خاورمیانه 2019-2009
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
39 - 80
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر قدرت های بزرگ بر آنند که از هزینه های خود در خارج از مرزها بکاهند و کمترین حساسیت را نسبت به فعالیت های خود در افکار عمومی ایجاد کنند. ایالات متحده نیز در تلاش است که با ایجاد شراکت های کوتاه مدت و موضوع محور با بازیگران دولتی و غیردولتی، هزینه های خود را کاهش و از احساسات ضد آمریکایی در جهان بکاهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که راهبرد امنیتی ایالات متحده آمریکا در قبال خاورمیانه پس از 2009 چه تحولاتی داشته است. راهبرد امنیتی ایالات متحده در دو دهه اخیر به سوی سرمایه گذاری بر شراکت های خود به طور عام در جهان و به طور خاص در خاورمیانه در حرکت است و این منطقه با وجود سخن از بازگشت به آسیا، همچنان برای این کشور در کلاس امنیتی قرار دارد. این پژوهش با اتکا به نظریه اتحاد استفن والت در نحله واقع گرایی بر این فرضیه استوار است که ایالات متحده هرگز از تلاش خود برای ممانعت از ظهور قدرت های منطقه ای در خاورمیانه فروگذار نخواهد کرد و در این مسیر بر شراکت های خود سرمایه گذاری و از آنان بهره خواهد برد. این مطالعه در نهایت به این نتیجه می رسد که ایالات متحده برای پیشبرد این استراتژی روش های جنگی خود را هوشمندانه تر کرده است و بر آن است که بار مسئولیت و هزینه ها را در قالب شراکت استراتژیک بر دوش شرکای منطقه ای خود قرار دهد. همچنین ایالات متحده فارغ از آنکه چه کسی سکان دار دولت باشد، از راهبردهای مختلفی برای رسیدن به این مقصود استفاده و همه در نهایت به سنت کلاسیک خود که همانا رهبری بر جهان است، پایبند می ماند و خاورمیانه از این بازی مستثنا نیست.
الگوهای اقتصاد سیاسی چین در غرب آسیا؛ مطالعه موردی عربستان سعودی (2023-1991)(مقاله علمی وزارت علوم)
سیاست های اقتصادی جمهوری خلق چین، تحت تأثیر تغییرات ساختاری عمیق در اقتصادی سیاسی بین الملل و گسترش سریع نظام سرمایه داری شاهد تغییرات مهمی در جهت همراهی بیشتر با نظام بین الملل بوده است. در این راستا مازاد سرمایه و ضرورت صدور آن، تراکم تولیدهای صنعتی، نیاز دسترسی به بازار مصرف و منابع انرژی در اقتصاد چین باعث تغییر دستور کار اقتصادی دولت در ایجاد رویکرد توسعه و تثبیت قدرت در ساختارهای اقتصاد سیاسی بین الملل شده است. پژوهش حاضر می کوشد به این پرسش اساسی بپردازد که اهداف و سیاست های اقتصادی چین نسبت به منطقه خاورمیانه به ویژه عربستان سعودی پس از پایان جنگ سرد و تغییرات گسترده در ساختار اقتصاد سیاسی بین الملل دچار چه تحولاتی شده و از چه الگو یا اصول و مبانی پیروی کرده است؟ در پاسخ به این پرسش مهم این فرضیه مطرح می شود که سیاست اقتصادی چین برخلاف رویکرد سایر بازیگران فرامنطقه ای در خاورمیانه که به صورت معمول از الگوی اتحاد و ائتلاف پیروی می کند، بر اساس الگوی استراتژی مشارکتی طراحی شده است. نوشتار پیش رو با روش کیفی، تکیه بر رهیافت اقتصاد سیاسی و استفاده از منابع اولیه و ثانویه مشتمل بر اسناد، گزارش ها، سخنرانی ها، مقالات و سایت های اینترنتی معتبر، به تبیین موضوع می پردازد. یافته های پژوهش مؤید این واقعیت است که الگوی استراتژی مشارکتی، مزیت انعطاف پذیری را بر اساس نفع متقابل برای پوشش طیف گسترده ای از موضوعات فراهم ساخته است و در چارچوب آن، مسائل تنش زا از متن به حاشیه کشیده شده و سرمایه گذاری در قالب روابط مبتنی بر امنیت اقتصادی بین چین و کشورهای منطقه به سرعت گسترش یافته که نتیجه آن قراردادها و مشارکت های چین در خاورمیانه به ویژه عربستان سعودی از قبیل مشارکت جامع استراتژیک، ابتکار کمربند جاده، الگوی همکاری 3+2+1 و... است.
مفهوم عدالت در بحران فلسطین و اسرائیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
187 - 168
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر حوادث و رخدادهای گوناگون نشان از تلاطمی در جهان دارد تا به رغم رشد و گسترش تمایل به قانون گرایی و همگرایی، حاکمیت قانون به چشم نیاید! لذا در عین نظمی ظاهری شاهد آشوب و بی نظمی در خاورمیانه هستیم. این پژوهش با این فرضیه که عوامل مختلف ساختاری و کارکردی نظیر انواع بی عدالتی، تبعیض و سیاستهای توسعه طلبانه در سطوح جهانی و منطقه ای به دنبال یافتن پاسخ به چگونگی زمینه ها و بسترهای نزاع و تلاش اسرائیل و مردم فلسطین برای بقاء است. اگر متغیرها را به منزله بسترها و زمینه های آشوب در قالب تفکر افراط گرایان اسرائیلی و جریان های شبیه به آن بدانیم در این صورت عمده ترین دلایل ظهور و گسترش این جنگ های خانمان سوز و قساوت های ناشی از آن را بیش از همه باید در شکل نگاه و عملکرد بازیگران نظام های سیاسی و حکومت ها، ریشه یابی کرد. در این مقاله سعی شده به شیوه ای تفسیری به تحلیل موضوع با مراجعه به کتابخانه و کمک از ترکیب نظریه های"آشوب" روزنا، فرضیه مورگنتا به عنوان یک واقع گرا و تئوری "عدالت" رالز نشان دهیم که در کنار معضل توسعه نیافتگی و پدیده عقب ماندگی و عوامل داخلی، باعث گسترش هر چه بیشتر آشوب در منطقه به ویژه مناقشه اسرائیل و فلسطین را فراهم کرده است. لذا برای احیای آرامش در منطقه و کرامت انسانی باید با شناخت عقلانی از جامعه شناسی سیاسی و مسائل داخلی و پی گیری چالش ها با تغییر راهبردهایی که تا به حال پاسخ نداده، بدور از خشونت و تعصب بدنبال صلحی پایدار باشیم.
دموکراسی معرفتی و چالش های آن در خاورمیانه: بررسی امکان سنجی و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
47 - 64
حوزههای تخصصی:
دموکراسی معرفتی، به عنوان رویکردی که بر نقش دانش و خرد جمعی در تصمیم گیری های سیاسی تأکید دارد، در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله به بررسی امکان سنجی پیاده سازی دموکراسی معرفتی در منطقه خاورمیانه و چالش های پیش روی آن می پردازد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که دموکراسی معرفتی چیست و چگونه می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های سیاسی کمک کند؟ برای پاسخ به این پرسش، نقش دانش و خرد جمعی در فرآیندهای تصمیم گیری سیاسی تحلیل شده است. از منظر دموکراسی معرفتی، مشارکت گسترده تر شهروندان و بهره گیری از دانش جمعی می تواند کیفیت تصمیم گیری ها و مشروعیت نظام های سیاسی را افزایش دهد. با این حال، فرآیندها و مشارکت های دموکراتیک به تنهایی معیار کافی برای موفقیت یک نظام دموکراتیک نیستند، بلکه نوع شناخت مردم از نظم سیاسی نقش تعیین کننده ای دارد. افزایش مشارکت دموکراتیک ممکن است به عنوان شاخصی گمراه کننده از موفقیت دموکراتیک عمل کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که موانع ساختاری، فرهنگی و سیاسی در خاورمیانه، از جمله نبود نهادهای دموکراتیک قوی، تنوع قومی-مذهبی و بحران های سیاسی، اجرای دموکراسی معرفتی را با چالش های جدی مواجه کرده است. در پایان، راهکارهایی برای غلبه بر این موانع ارائه شده است.