مطالعات وقف و امور خیریه
مطالعات وقف و امور خیریه دوره 3 پاییز و زمستان 1404 شماره 2 (پیاپی 6) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
دیدگاه ها درباره خیریه در سطوحی متفاوت طرح می شوند و یا می شود یک دیدگاه را در سطوح متفاوت فهمید. پیشنهاد می شود دیدگاه خیریه را می توان در یکی از این سه سطح یا ترکیبی از آنها فهمید: موضع نظری، رویکرد و جنبش. سپس، از «دیگردوستی مؤثر» به عنوان نمونه استفاده می کنیم و بررسی می کنیم چگونه می توان آن را در سه سطح متفاوت فهمید. چه بسا بدون تفکیک این سطوح نتوانیم تصویری درست از سرشت و وجوه تمایز این جریان خیریه داشته باشیم. همچنین، جنس نقدها به این جریان را می توان متناسب با سطوح مختلف در نظر گرفت و به شکلی متناسب با آنها مواجه شد. در نهایت، این تفکیک از آن رو مهم است که بسته به نقش ما در زیست بوم خیریه، ممکن است یک دیدگاه در بعضی از سطوح برای ما اهمیت بیشتر یا کمتری داشته باشد. در نتیجه، این تفکیک ها کمک می کند ارزیابی بهتری از نظریه های خیریه داشته باشیم، نقدها به نظریه ها را بهتر ارزیابی کنیم و به این ترتیب، تصمیم های فردی، سازمانی و سیاستی پذیرفتنی تری را اتخاذ کنیم.
نقش تشکل های غیردولتی در تحقق مسئولیت اجتماعی شرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
امروزه، مسئولیت اجتماعی شرکتی موضوعی راهبردی برای سازمان هاست. یکی از زمینه های تحقق مسئولیت اجتماعی فعالیت شرکت ها در حوزه امور خیر و نیکوکاری است. تشکل های غیردولتی فعال در حوزه امور خیر و نیکوکاری می توانند نقشی مهم در توسعه مسئولیت اجتماعی شرکتی ایفا کنند که چگونگی آن باید بررسی شود. به این منظور، با خبرگان این حوزه مصاحبه های عمیق انجام شد. این مصاحبه ها با روش پژوهش کیفی داده بنیاد تحلیل و بررسی شدند. مصاحبه ها کدگذاری اولیه شدند. برای رسیدن به اشباع نظری 12 مصاحبه و 2 مصاحبه نیز به عنوان شاهد اشباع نظری انجام شد. داده های به دست آمده با رویکرد پارادایمی دسته بندی شدند. در این رویکرد، داده ها در 6 مقوله الزامات، پدیده، زمینه، مداخله گر، راهکار و پیامد دسته بندی می شوند. اعتمادسازی، قانون و برنامه ریزی از مهم ترین الزامات، گسترش تشکل ها و آشنایی مردم با حقوق شهروندی از مهم ترین زمینه ها، مداخله مناسب دولت و حاکمیت به عنوان مداخله گر، ایجاد آگاهی، آموزش شرکت ها و سمن ها در حوزه مسئولیت اجتماعی از مهم ترین راهکارها و اثربخشی و کارایی مسئولیت اجتماعی از مهم ترین پیامدهای ایفای نقش تشکل های غیردولتی در توسعه مسئولیت اجتماعی شرکت ها هستند. نتایج نشان می دهد بر اساس نظر خبرگان، راهکارهایی متنوع برای ایفای نقش تشکل های غیردولتی در تحقق مسئولیت اجتماعی شرکتی وجود دارند. تشکل ها باید با اجرای این راهکارها در راستای توسعه مسئولیت اجتماعی، برطرف کردن مسائل و ایجاد رضایت اجتماعی و ایجاد منابع پایدار برای فعالیت های خیرخواهانه خود قدم بردارند. اما واضح است، اجرای این راهکارها نیازمند توجه به قانون، ایجاد اعتماد و برنامه ریزی صحیح در کنار توجه به زمینه های اجتماعی و مداخله گرهای پدیده است تا استفاده از منابع شرکتی در راستای بهبود اجتماعی از بهره وری کافی برخوردار باشد.
تصویر فقر در ذهنیت داوطلبان سازمان های مردم نهاد و افراد فقیر(مقاله علمی وزارت علوم)
مسئله اصلی این پژوهش بررسی نحوه بازنمایی فقر در ذهنیت داوطلبان سازمان های مردم نهاد و افراد فقیر است؛ موضوعی که با وجود اهمیت در سیاست گذاری های اجتماعی، کمتر مورد توجه مطالعات تجربی قرار گرفته است. در این مطالعه تلاش شده است تا نحوه درک و تفسیر فقر از منظر دو گروه یادشده واکاوی شود. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده و میدان آن شامل داوطلبان و مددجویان سازمان های مردم نهاد فقرزدای مستقر در شهر تهران است. نمونه گیری به شیوه هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انجام شده و تعداد نمونه های انتخاب شده در حوزه داوطلبان 14 نفر و در حیطه فقرا 10 نفر است. یافته ها حاکی از آن است که ذهنیت داوطلبان در دو چارچوب اصلی قابل دسته بندی است: رویکرد «فرهنگ فقر» که در میان داوطلبان فاقد پیش زمینه علوم اجتماعی دیده می شود و فقر را ناشی از ضعف های فردی می داند و رویکرد «ساختارگرایانه» که فقر را پدیده ای چندبُعدی با ریشه در ساختارهای ناعادلانه اجتماعی، اقتصادی و نهادی در نظر می گیرد و در میان داوطلبانی با پیشینه علوم اجتماعی و سابقه فعالیت زیاد به چشم می خورد. از سوی دیگر، تحلیل گفت وگوها با خود افراد فقیر نشان می دهد آنان نیز بیشتر عوامل ساختاری و نهادی را علت فقر خود قلمداد می کنند. نتایج این پژوهش بر ضرورت توجه به برداشت های متنوع از فقر در سیاست گذاری های اجتماعی و طراحی مؤثر برنامه های فقرزدایی تأکید دارد.
شناسایی و رتبه بندی ابزارهای تأمین مالی زیرساخت های تسهیل زیارت اربعین (کاربست روش دلفی فازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
زیارت اربعین یکی از بزرگ ترین رویدادهای مذهبی منطقه ای و بین المللی است که هر ساله میلیون ها نفر را جلب می کند. رشد شمار زائران و پیچیدگی نیازهای زیرساختی (حمل ونقل، بهداشت، امکانات اقامتی، مدیریت پسماند و امنیت) نیازمند تأمین مالی پایدار، شفاف و سازگار با بافت فرهنگی-دینی این رویداد است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی ابزارها و بسترهای تأمین مالی مناسب برای زیرساخت های اربعین، از روش دلفی فازی استفاده کرده است و پس از دو دور هم افزایی کارشناسان، ۲۵ مؤلفه نهایی احصا و رتبه بندی شده اند. نتایج نشان می دهد «استفاده از وقف در تجهیز منابع مردمی» بیشترین اهمیت را دارد و پس از آن، «ایجاد صندوق های وقفی»، «تشکیل تعاونی های مردمی»، «صندوق های نیکوکاری» و «انعقاد قرارداد BOT با شرکت ها» در رتبه های بعدی قرار دارند. یافته ها راهکارهای سیاستی و اجرایی برای استقرار مدل های ترکیبی تأمین مالی (شامل وقف ساختارمند، صندوق های اهرمی، کرادفاندینگ شفاف و قراردادهای PPP مناسب) را ارائه می کند؛ همچنین محدودیت ها و پیشنهادهای پژوهشی برای مطالعات آتی بیان می شود.
طراحی الگوی ارتقا برند و تصویر سازمان اوقاف و امور خیریه(مقاله علمی وزارت علوم)
یکی از مسائل سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان متولی اصلی مدیریت موقوفات در کشور، موضوع تصویر و ارتقای برند آن است. سازمان اوقاف با طیفی گسترده از مخاطبان روبه رو است که ضرورتی روشن برای ارتقای تصویر این سازمان است. بررسی های انجام شده نشان می دهد مقوله ارتقای برند در این سازمان مورد توجه جدی قرار نگرفته است. این پژوهش در تلاش است تا با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، مدلی برای ارتقای تصویر سازمان طراحی کند. برای این امر، با استفاده از ترکیب دو روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، با 18 نفر از مدیران و معاونان و کارشناسان ارشد سازمان اوقاف، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شدند. در مجموع، 222 کد اولیه شناسایی شدند که این کدها در قالب 85 مفهوم و 23 مقوله طبقه بندی شدند. در نهایت، شش راهبرد اصلی برای ارتقای تصویر سازمان اوقاف پیشنهاد داده شده اند که عبارت اند از: بهره گیری از روش ها و ابزارهای نوین تبلیغاتی برای ترویج وقف، تحول در منابع انسانی سازمان در حوزه برندسازی و ارتقای تصویر، فرهنگ سازی در موضوع اهمیت و چیستی وقف، بهره گیری از سازوکارهای ایجاد اعتماد عمومی در میان مردم، طراحی سازوکارهای جدید وقف به ویژه وقف همگانی و دیپلماسی سازمانی برای تعامل با دستگاه های دولتی و غیردولتی مرتبط با سازمان اوقاف برای ارتقای تصویر.
تنگناهای اجتماعی و فرهنگی زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به مؤسسه های خیریه شهرستان بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
در ایران، مؤسسه های خیریه به کاهش چالش های اقتصادی زنان سرپرست خانوار کمک می کنند. این پژوهش به طور ویژه، تنگناهای اجتماعی و فرهنگی زنان مراجعه کننده به مؤسسه های خیریه را مطالعه می کند. این پژوهش با روش تحلیل مضمون، به دنبال شناسایی تنگناهای اجتماعی و فرهنگی این زنان است. به همین منظور، با 10 زن سرپرست خانوار که حسب گزارش ها عمدتاً زنان مطلقه بوده اند و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته با پرسش های باز انجام شد. بر اساس یافته ها، مضمون های اصلی پژوهش شامل فرودست انگاری، نگاه ابزاری به زنان سرپرست خانوار و محرومیت های ناشی از بی قدرتی در محیط مؤسسه خیریه و نیز مضمون های اصلی توانمندی جنسیتی سرکوب شده و جنسی نگری به زن سرپرست خانوار در محیط زندگی روزمره گزارش شده اند. مقوله نهایی حاصل از تنگناهای فرهنگی اجتماعی این زنان «ناامنی جنسیتی در تلاش برای معاش» بود. زنان سرپرست خانوار که با مشکلات اقتصادی مواجه هستند، در جست وجوی امرار معاش به مؤسسه های خیریه پناه می برند. با این حال، این مسیر با تنگناهای اجتماعی و فرهنگی همراه است. این تنگناها عمدتاً مبتنی بر جنسیت و نگاه جنسیتی هستند که در نهایت، به ناامنی جنسیتی در راه تلاش برای تأمین معاش منجر می شود. مؤسسه های خیریه با آموزش مهارت های اجتماعی و اصلاح باورهای جنسیتی در کارکنان خویش، می توانند از مشکلات زنان سرپرست خانوار بکاهند و در راه تأمین معاش، امنیت بیشتری برای آنها فراهم آورند.
تحلیل اثر ساختار تعهدات مالی دیجیتال بر ریسک نکول در جمع آوری کمک های خیریه مردمی برای توسعه زیرساخت گردشگری مذهبی: شواهدی از یک تجربه میدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
گردشگری مذهبی، به عنوان یکی از اشکال اصلی گردشگری فرهنگی–اجتماعی، در سال های اخیر با ورود ابزارهای دیجیتال به حوزه تأمین مالی زیرساخت ها دچار تحول شده است. با این حال، جمع آوری کمک های مردمی برای توسعه اماکن زیارتی در مشهد با چالش نکول در ایفای تعهدات مالی مواجه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر ساختارهای مختلف تعهد مالی دیجیتال بر ریسک نکول است. این پژوهش در بستر گردشگری مذهبی و تجربه زیارت طراحی شده است و تلاش می کند تا نشان دهد چگونه تعهدات مالی دیجیتال می توانند وفای به عهد زائران را افزایش دهند و پایداری مالی نهادهای زیارتی را تقویت کنند. یک آزمایش میدانی در یک زائرسرا و حسینیه تازه تأسیس در مشهد اجرا شد. ۳۰۰ زائر و خیّر به طور تصادفی در سه گروه تعهد نرم، تعهد سخت و تعهد همراه با ضرب الاجل تقسیم شدند. داده ها از پرسشنامه استاندارد و ردیابی واقعی پرداخت ها جمع آوری و با آزمون های کای دو، واریانس، رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. تحقق تعهدات در گروه نرم ۴۵ درصد، سخت ۶۷ درصد و ضرب الاجل ۸۱ درصد بود. نیت ایفای تعهد و هزینه اخلاقی نکول مهم ترین پیش بین ها شناخته شدند و اعتماد اجتماعی و برند مقصد مذهبی اثر تقویتی داشتند. یافته ها نشان می دهد طراحی سامانه های دیجیتال جمع آوری کمک باید فراتر از ثبت وعده عمل کند و با مدیریت وفای به عهد و افزایش شفافیت مالی، ریسک نکول را کاهش دهد.
مطالعه تطبیقی نظام های خیریه در خاورمیانه معاصر؛ مطالعه موردی خیریه های مذهبی ایران، مصر و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
کنش خیر از مهم ترین کنش های اجتماعی است و خیریه ها از مهم ترین نهادهای جوامع خاورمیانه هستند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است: عوامل مؤثر بر رشد و گسترش نظام های خیریه و نیز مهم ترین تمایزات و اشتراکات خیریه گرایی و خیریه های مذهبیِ در ایران و مصر و ترکیه کدام اند؟ پژوهش حاضر مطالعه ای تطبیقی ذیل سنت کیفی و از نوع موردمحور و با موارد معدود و کم یا N کوچک است. طبق تحلیل ثانویه داده های حاصل از پیمایش های جهانی، رتبه منطقه ای و جهانی دهش برای کشور ایران بهتر از ترکیه و مصر بوده است و در ایران عضویت انجمنی و اعتماد به خیریه ها بیش از مصر و ترکیه است. همچنین، در سطح سازمانی، در مطالعه موردی، «دارالاکرام» ایران، «الاورمان» مصر و «کیمسه یوک مو» ترکیه در کلیت خود و به مثابه یک امر تام اجتماعی و در بافتار تاریخی و اجتماعی خاص خود و در 20 مؤلفه (مانند زمینه اجتماعی تأسیس، تأمین منابع مالی، مناسبات با دولت، ماهیت مذهبی بودن مؤسسه و...) بررسی شده اند. هر سه انجمن خیریه مورد مطالعه دارای رویکرد دینی هستند و نقطه شروع آنها برای فعالیت اجتماعی انگیزه های دینی و الهیاتی بوده اند، ولی خدمات خود را بدون مرزبندی هویتی و دینی به تمام نیازمندان عرضه می کنند. دارالاکرام بر آموزش به مثابه ابزار اصلی در تحرک اجتماعیِ نیازمندان و خروج آنان از چرخه فقر تأکید می کند، الاورمان بر توسعه پایدار و چندبُعدی و نیز کیمسه یوک مو بر فعالیت های بین المللی امداد و نجات و کمک های اضطراری متمرکز شده است. در مجموع، ایران، مصر و ترکیه تجربیاتی غنی و متفاوت از خیریه گرایی در حیات اجتماعی خود دارند.
طراحی الگوی برندسازی دیجیتال موسسات خیریه(مقاله علمی وزارت علوم)
جهان در حال دیجیتال شدن است. برندسازی دیجیتال یک تکنیک مدیریت برند است که در آن از شبکه جهانی وب به عنوان رسانه ای برای حضور و ارتقای هویت برند استفاده می شود. در حقیقت، برندسازی دیجیتال به تجربه منسجم برند در پلتفرم های آنلاین مختلف اشاره دارد. بیشتر پژوهش ها در حوزه برندسازی دیجیتال به کسب و کارها مربوط می شوند و در آنها به حوزه برندسازی دیجیتال در مؤسسه های غیرانتفاعی و خیریه ها کمتر توجه شده است؛ از این رو، هدف این پژوهش طراحی الگوی برندسازی دیجیتال برای مؤسسه های خیریه است. برای دست یابی به هدف پژوهش، از روش مطالعه چندموردی استفاده شده است. پنج مؤسسه خیریه داخل ایران بر اساس فعالیت های آنلاین از جمله سایت به روز، صفحات فعال در شبکه های اجتماعی، تعداد پست ها، استوری و تعداد دنبال کنندگان اکانت اینستاگرام و همچنین، کمپین های آنلاین برگزارشده، انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه با ۱۱ نفر از مسئولان و متخصصان بخش بازاریابی دیجیتال و تولید محتوای صفحات مجازی مؤسسه های انتخاب شده و بررسی اسناد و مدارک انجام شد. از تکنیک تحلیل مضمون برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد پیش آیندهای برندسازی دیجیتال مؤسسه های خیریه شامل پنج دسته عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل فناورانه و عوامل رقابتی می شوند. فرایند برندسازی دیجیتال برای مؤسسه های خیریه شامل پنج مرحله آغاز، توسعه، رسمیت، یکپارچه سازی و بلوغ است. موانع برندسازی دیجیتال مؤسسه های خیریه در سه سطح سازمانی، محیطی و نهادی جای گرفتند. همچنین، پیامدهای برندسازی دیجیتال مؤسسه های خیریه بر اساس ذی نفعان در قالب چهار دسته پیامد برای اهداکنندگان، مددجویان، سازمان و جامعه دسته بندی شدند.
بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت های خیرخواهانه: ارزیابی الگوی انگیزه- فرصت- توانایی در سازمان های خیریه(مقاله علمی وزارت علوم)
بازاریابی غیرانتفاعی از جمله حوزه هایی است که پژوهش هایی بسیار کم و پراکنده در آن انجام شده اند و با وجود رشد مؤسسه های خیریه و مردم نهاد در کشور در دو دهه اخیر، مطالعات در این موضوع هنوز به رشد و بالندگی اثربخشی نرسیده اند. عوامل موثر بر مشارکت در امور خیریه و مردم نهاد در کشور عمدتاً به شکل ناقص مطالعه و بررسی شده اند و به اهداف از پیش تعیین شده خود نرسیده اند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت های خیرخواهانه بر اساس الگوی انگیزه-فرصت-توانایی در مؤسسه خیریه محک است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگرساخته بسته بود. جامعه آماری این پژوهش خیرین و نیکوکاران مؤسسه محک در ایران بودند که از میان آنها، 180 نفر تعیین شدند و برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزارهای آماری SPSS و PLS استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش، تأثیر انگیزه، فرصت و توانایی بر مشارکت های خیرخواهانه تأیید شد. نتایج این پژوهش به فعالان مؤسسه های خیریه برای جذب و افزایش مشارکت خیرین در فعالیت های خیریه در مؤسسه هایشان کمک می کند و فرصتی فراهم می کند تا بتوانند از تمام ظرفیت های خیرین استفاده کنند.