مطالعات وقف و امور خیریه

مطالعات وقف و امور خیریه

مطالعات وقف و امور خیریه دوره 3 بهار و تابستان 1404 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل جامعه شناختی رابطه مسئولیت پذیری و تمایل به فعالیت های داوطلبانه در شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فعالیت داوطلبانه مسئولیت پذیری هنجار اجتماعی

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۰
فعالیت داوطلبانه، به عنوان فداکاری خودانگیخته در جهتِ خیرِ عمومی، یکی از نیازهای مهم دنیای امروز برای مواجهه با حوادث و اتفاقات بی شمار مترقبه و غیرمترقبه است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با استناد به نظریه هنجارهای اجتماعی، رابطه مسئولیت پذیری را با فعالیت داوطلبانه بررسی کند. این پژوهش از نوع کمّی است و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شهروندان 18 سال به بالای شهر یاسوج هستند که 364 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای سنجش فعالیت داوطلبانه پرسشنامه پژوهشگرساخته است و به منظور سنجش مسئولیت پذیری از پرسشنامه احمدی (1388) استفاده شده است. بر اساس یافته های توصیفی پژوهش، تمایل به فعالیت داوطلبانه در سطح متوسط است که با توجه به حادثه خیز بودن کشور، باعث نگرانی است؛ اما یافته های تحلیلی نشان می دهد رابطه ای مثبت و معنادار بین مسئولیت پذیری و فعالیت داوطلبانه وجود دارد. تبیین متغیر وابسته بر اساس مجموع متغیرها نشان می دهد مسئولیت پذیری، جنسیت و تحصیلات قادر هستند 218/0 از تغییرات فعالیت داوطلبانه را تبیین کنند. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با تقویت هنجارِ اجتماعی مسئولیت پذیری، می توان فعالیت داوطلبانه را افزایش و پیامدهای ناگوار حوادث و اتفاقات را تسکین داد.
۲.

چالش ها و موانع توسعه وقف در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وقف واقف موقوفه امور خیریه برنامه توسعه

تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
نهاد وقف با وجود آنکه ظرفیت های عظیمی در برطرف کردن مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و ... کشور دارد، امروزه درگیر چالش ها و موانع متعدد شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش تمام صاحب نظران، پژوهشگران و مجریان حوزه وقف در کشور بودند و طبق اصل اشباع نظری، 23 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند بود و روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از روش ارزیابی «لینکلن و گوبا» تأیید شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کیفی «کلایزی» استفاده شد. از میان 44 تم (مضمون)، 6 زیرمقوله یا مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی یا فراگیر چالش های نظری و ذهنی (ضعف در تقنین و انگیزه واقفان و به روز نبودن موقوفات) و چالش های عملی و اجرایی (ضعف در بهره وری، مدیریت و نظارت) قابل شناسایی هستند. این پژوهش ضمن شناسایی مهم ترین چالش ها و موانع توسعه وقف در ایران، پیشنهاد های «اهتمام حاکمیت به سامان دهی و توسعه وقف»، «به حداقل رساندن مداخلات دولتی و استفاده بیشینه از ظرفیت و انگیزه مردمی در مدیریت نهاد وقف»، «توجه حاکمیت به مسائل اقتصادی و اعتقادی»، «نگاه علمی و تخصصی به اداره وقف و امور خیریه»، «ایجاد انعطاف در وقف نامه ها جهت دهی نیات واقفان» را ارائه کرد.
۳.

نهادینه شدن انفاق در کرمانشاه و چالش های پیش روی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انفاق خیرین فقر کرمانشاه وقف

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف پژوهش بررسی تاریخی نهادینه شدن انفاق در شهر کرمانشاه بوده است. برای نیل به هدف پژوهش از روش ترکیبی (پژوهش کیفی و تحلیل اسنادی) استفاده شده است. سیر تاریخی وقف با منابع تاریخی و سالنامه آماری کمیته امداد امام خمینی بررسی شده و برای شیوه نهادینه شدن وقف و پیامدهای آن از روش کیفی و مصاحبه عمیق با شاغلان اداره اوقاف، کمیته امداد امام خمینی، مؤسسه های خیریه و صاحب نظران استفاده شده است. یافته ها نشان داد عوامل ضرورت اجتماعی، فرهنگ دینی و انسانی و فرهنگ سیاسی در نهادینه شدن انفاق نقش داشته اند. کارکرد انفاق در شهر کرمانشاه شامل تأمین اجتماعی، مصرف دینی و مذهبی و مصرف اقتصادی و زیربنایی بوده است. نهاد وقف با چالش های اجتماعی، فرهنگی، اداری، ارتباطی و نظارتی مواجه بوده است. درآمد مشارکت های مردمی کمیته امداد به دلیل اقتصاد ضعیف کرمانشاه کم بوده است و همچنین، هزینه های کمیته امداد در استان کرمانشاه به نسبت جمعیت تحت پوشش در مقایسه با میانگین کشوری کمتر بوده است؛ به همین دلیل، سیاست های فقرزدایی کمیته امداد و اوقاف در استان کرمانشاه در برابر افزایش حجم فقرا در جامعه کارساز نبوده و نیازمند تغییر رویه های سیاست گذاری در زمینه تقویت بنیه اقتصاد کلان جامعه و همچنین اقتصاد خانواده ها است.
۴.

زیست بوم خیریه و مطالعات خیریه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست بوم خیریه مطالعات خیریه اولویت بندی مسئولیت فردی اخلاق خیریه

تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۸
 «مطالعات خیریه» به رشته دانشگاهی مشخصی محدود نیست و به سختی می توان مرزهای آن را معلوم کرد؛ اما شاید بشود تصویری نظام مندتر از نقش این مطالعات را در عرصه خیریه فراهم کنیم و به این ترتیب، ارزیابی بهتری از وضع پژوهش ها در این زمینه داشته باشیم. در اینجا، سعی می کنم ابتدا پیشنهادی اولیه درباره بازیگران اصلی زیست بوم خیریه طرح کنم. به این وسیله، می توانیم پرسش های عرصه خیریه را به نحوی دقیق تر طرح کنیم. سپس، می توانیم ببینیم نقش مطالعات خیریه در هر بخش به چه صورت است. در حین بحث، به بعضی از نمونه های موردی، مانند کلیشه های رایج در گفتمان خیریه و مسئله اولویت بندی، اشاره خواهد شد. این نوشته به جای دفاع از یک موضع مشخص در حوزه خیریه، می کوشد تا چارچوبی برای صورت بندی دیدگاه های مختلف فراهم کند. سپس، پیشنهاد طرح شده بر اساس یک نمونه، یعنی «دیگردوستی مؤثر»، بسط می یابد. در مجموع، دو هدف عمده مدنظر است. نخست، به نظر می رسد می توان نگاهی موسع تر به مطالعات خیریه داشت و بسیاری از پژوهش های معمول دانشگاهی را نیز در این دسته دید. تلقی «خیریه به مثابه غیرانتفاعی» دقیق نیست و حتی در عمل مشکل ساز است. دوم، بخشی از پرسش ها در این حوزه سرشت هنجاری دارند و ناگزیر باید به آن ها توجه کرد؛ به این ترتیب، اگرچه پاسخ به بسیاری از پرسش های حوزه خیریه مستلزم پژوهش های پژوهشگران علوم اجتماعی و طبیعی است، بدون بحث های مستقل فلسفی (به طور مشخص فلسفه اخلاق)، نمی توان مسائل حوزه خیریه را به درستی دید، فهمید و در جست وجوی راه حل برآمد. رویکردهایی که می کوشند ابعاد هنجاری را نادیده بگیرند، ناگزیر صرفاً مواضعی (احتمالاً نسنجیده) را مفروض می گیرند و از این نظر مستعد نقد هستند
۵.

کنش های نیکوکارانه سلبریتی گونه در اینستاگرام؛ مطالعه موردی خرده سلبریتی حمید ببری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیکوکاری خرده سلبریتی نیکوکار اینستاگرام جامعه نمایش ایران

تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۴
یکی از گونه های نوظهور نیکوکاران در دنیا، خرده سلبریتی های نیکوکار اینستاگرامی هستند. بسیاری از سلبریتی های هنری یا ورزشی در جهان یا ایران، با فعالیت های نیکوکارانه خود به دنبال کسب توجه و شهرت بیشتر بودند؛ اما امروزه برخی از کاربران اینستاگرامی به طور اختصاصی به فعالیت های نیکوکارانه در اینستاگرام پرداخته و از این طریق شهرت کسب کرده اند. هدف از این پژوهش مطالعه موردی فعالیت یکی از نیکوکاران ایرانی است که به واسطه نمایش کنش نیکوکارانه خود در اینستاگرام به شهرت رسیده است. با استفاده از مفهوم «جامعه نمایش» گی دبور و با روش تحلیل مضمون، صفحه یکی از نیکوکاران ایرانی در اینستاگرام (حمید ببری) مطالعه و تحلیل شد. یافته ها در دو مضمون اصلی «تجلی تهی دستی» و «بازنمود نیکوکاری اینستاگرامی» تشریح شده اند. تجلی تهی دستی با خرده مضامین «حضور در مناطق کم برخوردار»، «بازنمایی کودکان کم برخوردار/کار» و «بازنمایی شرایط سخت معیشتی» شکل گرفته و بازنمود نیکوکاری اینستاگرامی با «نیکوکاری مادی» و «نیکوکاری ارتباطی» صورت گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با ابژگی فعالیت نیکوکارانه یا ابژگی افراد نیازمند و فقیر، سوژه خرده سلبریتی نیکوکار برساخته شده است. این پدیده نوظهور اگرچه منجر به گسترش نیکوکاری و خیریه شده اما زمینه های سازمان های غیردولتی خیریه نمایشی را نیز ایجاد کرده است.
۶.

تاب آوری در بستر فقر: مطالعه ای در میان دریافت کنندگان کمک های مالی از خیریه های شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری مددجویان ف‍ق‍را نیازمندان شهری خیریه ها سمن ها

تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
تاب آوری عامل مهمی در غلبه بر ناملایمات و سختی های زندگی به ویژه در میان فقرا و نیازمندان است. تاب آوری یک مفهوم فرهنگی، زمینه ای و تاریخی است و مفهوم سازی آن، توضیح عوامل تأثیرگذار و شناسایی راهبردهای مقابله ای آن از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. همچنین بی توجهی به آن می تواند منجر به فهم نادرست این موضوع در افراد یا اجتماعات موردمطالعه شود. این مطالعه کیفی باهدف واکاوی معنای تاب آوری در میان دریافت کنندگان کمک های مالی از خیریه ها در شهر اصفهان انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون در میان مشارکت کنندگانی صورت گرفت که به صورت هدفمند برای این کار انتخاب شده بودند. با تجزیه وتحلیل مصاحبه ها، پنج مضمون کلی به دست آمد. «معنا و مفهوم رنج های زندگی»، «اتکا به منابع حمایتی»، «حفظ کرامت در شرایط سختی»، «واکنش در برابر استیصال» و «چشم اندازهای گذار». تحلیل کیفی ما نشان داد که تاب آوری در منظومه فکری و ذهنی مشارکت کنندگان صرفاً امری فردی نیست، بلکه ارتباط تنگاتنگی با زیست اجتماعی و تجربیات و تعامل آنان با سایر حوزه های زندگی شان دارد. نتایج این پژوهش می تواند برای مداخلات پیشگیرانه خیریه ها و سمن ها باهدف افزایش تاب آوری نیازمندان و فقرای شهری سودمند باشد.
۷.

توسعه الگوی تامین مالی جمعی در سازمان های حمایتی (مورد مطالعه: صندوق امداد ولایت استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تأمین مالی جمعی تحلیل کیفی الگوی تأمین مالی سازمان های حمایتی صندوق امداد ولایت استان مازندران

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
تأمین منابع مالی پایدار یکی از مسائل اساسی سازمان های حمایتی است که به دلیل مشکلات اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی و رقابت با سایر نهادهای خیریه با محدودیت هایی مواجه است. تأمین مالی جمعی به عنوان یک رویکرد نوین، امکان جذب سرمایه از طریق مشارکت عمومی را فراهم می کند و می تواند کمبودهای مالی این سازمان ها را جبران کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تدوین الگوی تأمین مالی جمعی در سازمان های حمایتی، به ویژه صندوق امداد ولایت، انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و تحلیل مضمون انجام شده و داده های آن از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۱ مدیر و کارشناس صندوق امداد ولایت و کمیته امداد امام خمینی (ره) جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با روش شش مرحله ای براون و کلارک انجام و الگوی نهایی استخراج شد. یافته ها نشان می دهد چالش های فناورانه، منابع انسانی، اقتصادی، رقابت، تبلیغات و اعتماد عمومی از موانع اصلی تأمین مالی جمعی هستند. همچنین، برقراری ارتباط با سازمان های مادر، مزیت رقابتی، توسعه برنامه های مشارکتی و شفافیت به عنوان راهکارهای مؤثر شناسایی شدند.الگوی پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای تسهیل جذب سرمایه و افزایش مشارکت عمومی در سازمان های حمایتی استفاده شود.
۸.

تاثیر بازاریابی اجتماعی بر مشارکت مردمی در وقف های نوین: نقش میانجی حس تعلق اجتماعی و هویت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بازاریابی اجتماعی مشارکت مردمی وقف نوین تعلق اجتماعی هویت اجتماعی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
 با گسترش فناوری های دیجیتال و شبکه های اجتماعی، بازاریابی اجتماعی به عنوان ابزاری راهبردی برای تقویت مشارکت مردمی در حوزه های عمومی و خیریه مطرح شده است. این پژوهش تأثیر بازاریابی اجتماعی بر مشارکت مردمی در وقف های نوین را بررسی می کند و نقش میانجی حس تعلق اجتماعی و هویت اجتماعی ادراک شده را در این رابطه آزمون می کند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی و با رویکرد کمّی انجام شده است. داده ها از طریق پرسشنامه توسط ۳۲۰ شرکت کننده که در وقف های نوین فعالیت داشتند، جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری بر پایه حداقل مربعات جزئی در نرم افزار  Visual PLSاستفاده شد. نتایج نشان داد بازاریابی اجتماعی تأثیری مثبت و معنادار بر مشارکت مردمی، حس تعلق اجتماعی و هویت اجتماعی ادراک شده دارد. همچنین، حس تعلق اجتماعی و هویت اجتماعی ادراک شده به طرزی معنادار بر مشارکت مردمی تأثیرگذار بودند. آزمون نقش میانجی نشان داد حس تعلق اجتماعی و هویت اجتماعی ادراک شده به طرزی معنادار رابطه بین بازاریابی اجتماعی و مشارکت مردمی را میانجی گری می کنند. یافته های پژوهش تأکید می کنند بازاریابی اجتماعی نه فقط از طریق انتقال پیام، بلکه از طریق تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی، مشارکت مردمی در وقف نوین را افزایش می دهد. این نتایج پیامدهایی مهم برای مدیران وقفی در طراحی راهبردهای مشارکت محور و هویت ساز دارد و ضرورت تمرکز بر ابعاد روان شناختی-اجتماعی مشارکت را برجسته می کند.
۹.

تحلیل اثر تعاملی دیجیتالی شدن خدمات خیریه و شمول مالی بر فقر چندبُعدی در استان های ایران: روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (Panel System GMM)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیجیتالی شدن خدمات خیریه شمول مالی فقر چندبعدی ایران

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
با توجه به گسترش فقر چندبُعدی در ایران و تغییر ماهیت آن به واسطه تحولات فناورانه و مالی، بررسی سازوکارهای نوین کاهش فقر ضرورتی انکارناپذیر یافته است. در این راستا، مقاله حاضر با عنوان «تحلیل اثر تعاملی دیجیتالی شدن خدمات خیریه و شمول مالی بر فقر چندبُعدی در ایران» تلاش دارد تا با استفاده از داده های فصلی ۳۱ استان کشور طی دوره ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲، نقش دو ابزار کلیدی در حکمرانی اجتماعی و اقتصادی را در بهبود وضعیت معیشتی خانوارها بررسی کند. برای تحلیل روابط میان متغیرهای پژوهش، از روش پانل پویا و تخمین زن گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی استفاده شده است. نتایج حاصل از تخمین مدل نشان می دهد متغیر دیجیتالی شدن خدمات خیریه اثری منفی و معنادار بر فقر چندبُعدی داشته و به طور متوسط موجب کاهش ۱۲درصدی آن شده است. همچنین، شاخص شمول مالی نیز با ضریب منفی 098/0 تأثیری معنادار در کاهش فقر داشته است. مهم ترین یافته پژوهش اثر تعاملی این دو متغیر است که با ضریب منفی 057/0 بیانگر هم افزایی سیاست های دیجیتال محور و فراگیری مالی در کاهش مؤثرتر فقر است. در میان متغیرهای کنترلی، نرخ بیکاری اثری مثبت و معنادار دارد که بر اهمیت بازار کار در کاهش فقر تأکید دارد. همچنین، درآمد سرانه حقیقی خانوار و نرخ شهرنشینی رابطه ای معکوس با فقر چندبُعدی داشته اند که بر نقش رفاه اقتصادی و زیرساخت های شهری در بهبود شاخص های رفاهی دلالت دارد. یافته ها ضمن تأیید کارایی سیاست های ترکیبی در سطوح منطقه ای، می توانند برای طراحی الگوی مداخله اجتماعی هوشمند و فراگیر مورد استفاده نهادهای سیاست گذار قرار گیرند.
۱۰.

وقف و اعطای مقدس در سنت های اسلامی، غربی و هندو: پژوهشی غایت شناختی در نسبت مالکیت و معنا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: وقف اسلامی غایت شناسی دینی نظام امانی غربی تصدق یهودی - مسیحی نسبت انسان و مالکیت

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
وقف در سنت اسلامی نه نهادی حقوقی، که تجلی کنش قدسی انسان در نسبت با مالکیت و معناست؛ کنشی که بر نگرش توحیدی به هستی استوار است و غایت آن تحقق قرب الهی از رهگذر تداوم نفع عمومی و بقای معنوی عمل است. در برابر آن، نظام های امانی در غرب مدرن بر بنیاد عقلانیت حقوقی و انسان محور شکل گرفته اند و غایت خود را در نظم اجتماعی و کارکرد اقتصادی خیر می جویند. در میانه این دو افق، سنت های تصدّق در یهودیت و مسیحیت مسیر انتقال معنا از امر قدسی به امر اجتماعی را نشان می دهند؛ حال آنکه در آیین هندو، نهادهای دانه و برهمادیه، هرچند با وقف شباهت دارند، هدفشان نه بقای نیت عبادی، که رهایی از چرخه کارما و وصول به موکشاست. پژوهش حاضر با روش فلسفی–تحلیلی و رویکرد تطبیقی انجام شده است و در چارچوب تحلیل غایت شناختی تطبیقی، تفاوت بنیادین وقف اسلامی را با نظام های امانی غربی و اعطای مقدس هندو آشکار می کند. در وقف اسلامی، غایت در نسبت وجودی انسان با خدا معنا می یابد، در حالی که در سنت های دیگر، غایت به عقل خودبنیاد، خیر عرفی یا رستگاری فردی محدود می شود. مقاله دو تلقی متقابل از نسبت انسان، مالکیت و خیر را تبیین می کند: یکی قدسی و عبادی، و دیگری انسان محور و کارکردگرایانه.