مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
۲۲۷.
۲۲۸.
۲۲۹.
۲۳۰.
۲۳۱.
۲۳۲.
۲۳۳.
۲۳۴.
۲۳۵.
۲۳۶.
۲۳۷.
تصویر
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل متنی-بافتی تصاویر شعر «23» از شاملو با الگوی فرکلاف است. شعر «23» شعری سیاسی است و رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف از کارآمدی کافی در تحلیل گفتمانی این شعر برخوردار است. این شعر بیانی تمثیلی از اوضاع سیاسی زمان است. ابعاد بلاغی تصاویر در سطح توصیف بررسی شد و بافت موقعیتی و ساختارهای سیاسی-اجتماعی مؤثّر بر تصاویر، در سطوح تفسیر و تبیین تحلیل شدند. تصویر مرکزی شعر آشفتگی اوضاع سیاسی-اجتماعی ایران آن زمان است. ابعاد ایدئولوژیک تصاویر در نوع، تعداد، چگونگی و کارکرد آن ها مستتر است. بافت موقعیتی تصاویر، راه پیمایی 23 تیر 1330 است که به کشته شدن تعداد زیادی از مردم انجامید. ساختار تأثیرگذار بر فضای تصاویر، نابسامانی اوضاع سیاسی، اختلافات آشکار و پنهان نهادهای قدرت، دخالت ها و رقابت های عوامل خارجی و ضدّیت تفکّر چپ با آمریکا و سرمایه داری است. کارکرد ایدئولوژیک تصاویر، در ابعاد هم زمانی سرایش شعر با واقعه، بیان صریح، واژگان سیاسی، گرایش چپ شاعر و مخالفت او با حکومت قابل ردیابی است.
مقایسه کیفیت زبان و تصویرهای شعری ناصرخسرو و عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر ناصرخسرو مشحون از ادلّه عقلی، مباحث مذهبی، مواعظ و حِکَم و... است که به کلام او رنگ وبویی فلسفی و تا اندازه ای پیچیده داده است. ازسوی دیگر، عطار در آثارش کوشیده تا با زبانی ساده و عاری از زرق وبرق و پیرایه های چشمگیر، میراث تصوف خراسان و میراث شعر پیش از خود را در هیئتی متفاوت عرضه کند. پرسش این جستار آن است که آیا سادگی یا پیچیدگی زبان در سادگی یا پیچیدگی سازه تصویرهای شاعرانه نقش دارد؟ پژوهش حاضر، که به روش کمّی و آماری نوشته شده است، به بررسی آماری و مقایسه ای ساختمان تصویرهای شعری ناصرخسرو و عطار می پردازد. نتایج این تحقیق نشان می دهد ساده یا پیچیده بودن زبان شاعر ارتباط چندانی با سازه تصویرهایش نخواهد داشت؛ به بیانی دیگر، صرفاً به دلیل سادگی یا دشواری کلام شاعر نمی توان هندسه تصویرهای او را نیز ساده یا پیچیده دانست. زبان شعر ناصرخسرو دشوار و پیچیده است، اما این ویژگی بر هندسه تصویرهای شعر او تأثیر بسزایی نداشته و بیشتر تصویرهای شعر او از نوع ساده و به دور از پیچیدگی است. ازسوی دیگر، سازه تصویرهای شعری عطار، با وجود سادگی زبان و ظاهر، دارای پیچیدگی ظریف و باریکی است که جز با تجزیه مصالح بلاغی به کاررفته در بنای تصویرها نمی توان به شبکه درهم تنیده و رابطه اجزا با یکدیگر پی برد؛ به بیانی، زبان عطار ساده و تصویرهای او پیچیده است.
تصویر برساخته از ایران در آسیای مرکزی، در نیمه دوم سده نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه ایران و آسیای مرکزی پیشینه ای طولانی دارد. روایت های گوناگونی از گستردگی و عمق این روابط وجود دارد. با خارج شدن این منطقه از زیر نفوذ سیاسی ایران در نیمه دوم سده نوزدهم، جامعه دانشگاهی و عموم مردم ایران بر این باورند که این مناطق، پاره های جداشده ای از خاک ایران هستند و مردم آسیای مرکزی، زیر سلطه روسیه تزاری و سپس اتحاد شوروی، از پیوندهای تاریخی خود با ایران جدا شده و به ناچار به این جدایی رضایت داده اند. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که در نیمه دوم سده نوزدهم که سال های پایانی نفوذ سیاسی ایران در منطقه بود، مردم منطقه چه تصویری از ایران داشتند و چه عواملی در شکل گیری این تصویر نقش داشته است؟ این نوشتار نتیجه پژوهشی کیفی با شیوه تحلیل تاریخی است. گردآوری داده ها نیز به شیوه اسنادی انجام شده است. منبع اصلی این نوشتار، سفرنامه هایی است که نمایندگان سیاسی و مسافران ایرانی و غربی نوشته اند. مطالعه منابع و بررسی دقیق داده های موجود، ما را به این نتیجه رساند که در این دوره تاریخی، تصویری منفی از ایران در منطقه وجود داشته است و مردم آسیای مرکزی نه تنها ایران و ایرانی ها را دوست خود نمی دانستند، بلکه آن ها را به چشم دشمن خود می نگریستند. همین تصویر منفی در کنار عوامل دیگری که در متن بررسی شده است، نقش مهمی در جدایی دائمی این منطقه از جهان فرهنگی ایران داشته است.
واکاوی اربعین حسینی؛ ترسیم تصویری فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اربعین حماسه ای است که توسط محبان و مشتاقان امام حسین علیه السلام و در مواقع بسیاری، خارج از اراده ی بشری رقم می خورد، لکن نباید از ضرورت پرداختن به اقدامات کلان و اساسی غفلت داشت. در مدیریت خدمات به اربعین، نقایص مختلفی وجود دارد. برای مثال، دستگاه های مختلفی برای خدمات رسانی و تمشیت امور خود را مؤظف می دانند که آرایش سازمان ها و ادارات را پیچیده کرده است. یکی از نقایص سیاستی، نبود تصویری از اربعین است که جامع رویکردها و نظرات موجود در تشریح اربعین باشد. چنین تصویری در مواقع حساس و خطرگاه ها کاربرد دارد و ثمرات اربعین را دسترس پذیرتر می سازد. لذا، سؤال پژوهش حاضر آن است که «تصویر جامع از اربعین حسینی کدام است؟» لذا این پژوهش با روش تحلیل مضمون انجام شده است. طبق یافته های این پژوهش، از 128 گزاره اولیه، 106 مضمون به دست آمد و از آن میان، 13 مفهوم استخراج شد. در نهایت نیز از میان مفاهیم، سه مقوله به دست آمد که عبارت است از «امت»، «یاری گر» و «ظهور حضرت حجت ارواحنافداه». نتیجه آن که اربعین امتی است که به نحوی روزافزون برای نصرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آمادگی هرچه بیشتری کسب می کند.
مقایسه مدل های ذهنی تصمیم گیری مدیران بالینی و مدیران حرفه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدل های ذهنی به عنوان منبع فکری مدیران، چارچوبی برای تصمیم گیری آنها است. مدل ذهنی مدیر سه مؤلفه دارد: تصویر، تصور و مفروض ذهنی. با این حال، تفاوت مدل ذهنی تصمیم گیری مدیران دارای تحصیلات و تخصص های نامشابه و متفاوت، به صورت روشمندانه، استخراج، مقایسه و تحلیل نشده است. هدف این پژوهش استخراج و مقایسه مدل های ذهنی تصمیم ساز مدیران بالینی (پزشکان مدیر) و مدیران حرفه ای (غیربالینی و غیرپزشکی: مهندسان مدیر و علوم انسانی های مدیر) با محوریت مدل ذهنی مدیران بالینی بود. روش ها: این پژوهش بر اساس نوع داده و شیوه تحلیل، کیفی از نوع رویکرد پدیدارشناسی است. مشارکت کنندگان شامل 39 مدیر دارای تحصیلات در سه حوزه تحصیلی علوم پزشکی، علوم مهندسی، و علوم انسانی و اجتماعی می باشند، که با روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیار انتخاب شدند. تعداد اعضای جامعه هدف بر اساس تکنیک اشباع تعیین شد. داده ها از طریق مصاحبه ساختارمند حاوی 19 سؤال بازپاسخ گردآوری و با دو روش تحلیل مضمون و مقایسه مداوم تحلیل شد. یافته ها: از تحلیل 1300 گزاره اطلاعاتی و 19 یافته استخراج و بر اساس آنها 14 مدل ذهنی طراحی شد. مفروضات مدل های ذهنی تصمیم گیری مدیران بالینی و غیربالینی عمدتاً شبیه یکدیگر و تصویرها و تصورات ذهنی آنها اندکی تفاوت دارند. نتیجه گیری: مدل ذهنی تصمیم گیری مدیران بالینی و غیربالینی عمدتاً ساده، نادقیق، نادرست (غیر علمی)، بدون ساختار و ایستا است. مدل های ذهنی تصمیم گیری مدیران بالینی ساده تر و محدودتر از مدیران غیربالینی است. لازم است در مدل ذهنی تصمیم گیری مدیرانتغییر و تحول رخ دهد . همچنین، پویایی مدل ذهنی آنها باید ساختارمند شود، در این صورت،. تصمیم های مؤثرتر و کارآمدتر اتخاذ خواهند نمود.
نقش تشبیه در خلق تصویرهای اثباتی شعر سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویر از مباحث زیبایی شناسی است که به کمک آن می توان در یک متن ادبی زیبایی های هنری را با اندیشه ها و احساسات درونی شاعر یا نویسنده به مخاطب منتقل کرد. در اشعار سیمین بهبهانی تصویر جایگاه ویژه ای دارد. بهبهانی تخیل و الهام را با کمک هنرنمایی های کلامی به گونه ای ترکیب کرده است که بتواند حالات عاطفی و نفسانی خود را در قالب صور خیال جلوه گر کند. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده است، بررسی نقش تشبیه در ایجاد تصاویر اثباتی در شعر بهبهانی است. تصاویر اثباتی، به قصد القا و اثبات یک ادراک حسی و اندیشه عقلانی خلق می شوند؛ به همین جهت تشبیه در ایجاد این تصاویر بسیار موثر است. بهبهانی به-گونه های مختلف از تشبیه برای خلق تصاویر اثباتی استفاده کرده است. تشبیه مفصل، موکد، بلیغ، مفروق، جمع، مضمر، مرکب و مقید و نیز تشبیهات محسوس به محسوس و معقول به محسوس و تشبیه تمثل از پر بسامدترین انواع تشبیه در این ارتباط است. بهبهانی بسیار هنرمندانه از وجه شبه های دوگانه در جهت خلق تصاویر اثباتی کمک گرفته است. تشبیه حسی در شعر بهبهانی بسامد بالایی دارد که در ایجاد تصاویر اثباتی موثر هستند. وجود تصویرهای موجز اثباتی نیز یکی از ویژگی های شعر بهبهانی است که باعث تعدد و تزاحم تصاویر شده است.
خصلت ایدئولوژیک تصاویر محمدرضا ترکی و محمدمهدی سیار در غزلیات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
82 - 94
حوزههای تخصصی:
سبک، صدای ذهن نویسنده است و آنچه بر قلم جاری می شود نمود عینی این ذهن است و هماهنگی بین ذهنیت و روساخت شعر، اصلی گریزناپذیر. شعر، خودآگاه و ناخودآگاه عرصه هماهنگی ها و تناسب هاست. ماهیت هنر با اصل هماهنگی گره خورده است و هنر به مثابه یک کل، زیبایی و تأثیرش را از هماهنگی اجزایش می گیرد. بنابراین در هنر شعر می توان هماهنگی ها را در سطوح متفاوت جست. شعر، ساختاری است که فرم و محتوا هماهنگ با هم در خلق تأثیر و زیبایی عمل می کنند. هماهنگی بین زبان و محتوا، موسیقی و محتوا، تصویر و محتوا و دیگر عناصر روساختی و ژرف ساختی، عنصری بنیادین در تأثیربخشی شعر است. یکی از هنری ترین هماهنگی ها در شعر در عرصه هماهنگی ذهنیت و تصویر اتفاق می افتد؛ به این شکل که تصویر، آیینه جهان بینی و ذهنیت شاعر و گرایش ایدئولوژیک خاص او می شود. این هماهنگی بخصوص در اشعار شاعران اندیشه مدار و ایدئولوژیک، بیشتر مشهود است. شعر پایداری نیز نمونه های بی بدیلی از این هماهنگی را عرضه کرده است. پژوهش حاضر، این هماهنگی را در شعر محمدرضا ترکی و محمد مهدی سیار مورد کاوش قرارداده و با روشی توصیفی-تحلیلی، در آشکار کردن تجلی های این هماهنگی، کوشیده است. نتیجه پژوهش، نشان از خلق تناسب های هنری در زمینه تصویر و ایدئولوژی در شعر این دو شاعر پایداری دارد.
تلاقی متن ها در شعر عمران صلاحی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
80 - 97
حوزههای تخصصی:
بینامتنیت نظریه ای ادبی است که استقلال متون را نمی پذیرد و هر متن را در ارتباط مستمر و مداوم با متون پیشین و هم عصر خود می داند. متون همواره عناصری از هم را می گیرند. این عناصر می توانند شامل نقل قول های مستقیم و غیرمستقیم، وام گیری مضمون و اندیشه و فکر، عناصر بلاغی و ادبی، زبان و واژه باشد. در اثر هر شاعر و نویسنده ای بلااستثنا می توان جلوه هایی از این رابطه بینامتنی را دید. شعر صلاحی از شاعران معاصر ایران نیز تلاقی گاه متون پیشین و هم عصرش است و جلوه های رابطه بینامتنی در شعرش آشکار است. هدف پژوهش حاضر آشکار کردن ابعاد رابطه بینامتنی صلاحی در زمینه هایی چون تصویر و زبان با شاعران هم دوره و سنّتی است. با نظر به اهمیت بینامتنی ضمنی در ساحت زبان و واژگان و عناصر بلاغی و تصویر شعری در شعر صلاحی، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، رابطه بینامتنی شعر این شاعر را در ساحت های مذکور به شکل درزمانی و همزمانی بررسی می کند. نتیجه پژوهش حاضر نشان از رابطه بینامتنی گسترده شعر صلاحی در بُعد بینامتنیت همزمانی (معاصران) و درزمانی (پیشینیان) دارد. بینامتنیت همزمانی او از میان معاصران، با سهراب سپهری بسامد بالایی دارد. همچنین او بیشترین رابطه بینامتنی را در میان شاعران سنّتی با حافظ دارد و این ویژگی، نشان از قبول و پسند ذهن و زبان این دو شاعر از جانب صلاحی است.
تحلیل تطبیقی تصاویر اذان در تلویزیون ایران و عربستان (مطالعه موردی شبکه سحر آذری ایران و شبکه کی اس ای عربستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال بررسی نحوه ارائه دین در قالب تصویر است. برای پژوهش در این زمینه، از میان برنامه های مختلف دینی تلویزیون، «اذان» انتخاب شده است؛ چراکه اذان تماماً بر پایه «کلام» بنا شده است و لذا این سؤال مطرح می شود که در تلویزیون چه تصاویری با این صوت همراه می شوند تا بتوانند مفاهیم دینی آن را در قالب تصویر ارائه نمایند؟ همچنین مقایسه تحلیل تصویری اذان در دو کشور ایران و عربستان سعودی می تواند مشخص نماید که کدام یک از دو مذهب شیعه و سنی، بازنمایی تصویری متناسب تری از مفاهیم اسلامی در قالب اذان داشته اند؟ روش تحقیق در این پژوهش، «نشانه شناسی تصویری» است که به تحلیل و مقایسه اذان های پخش شده در تلویزیون برون مرزی سحر آذری از ایران و اذان شبکه کی اس ای از عربستان سعودی پرداخته است. از مقایسه تطبیقی در این مطالعه، چنین نتیجه می شود که نحوه بازنمایی دین در قالب اذان، تلویزیون سحر آذری ایران، به لحاظ شاخصه های تصویری همچون نمادها، رنگ ها و حرکت تصویری، موفق تر عمل کرده است. علت این تفاوت را می توان از یک سو سابقه هنرهای تصویری در ایرانِ باستان و دوره اسلامی و از سوی دیگر سابقه رویکرد عرفانی به دین در میان شیعیان ایران و پیوند عرفان با خیال و درنتیجه تصویر دانست.
تحلیل تطبیقی تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس رویکرد متن و تصویر پری نودلمن (داستان های بازنویسی شده آتوسا صالحی و حسین فتاحی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب های تصویری با انتقال مفاهیم از طریق تصویر، نقش مهمی در تعلیم و تربیت و همچنین شکل گیری و رشد ابعاد ذهنی و اطلاعات مخاطب کودک و نوجوان از شخصیت، محتوا، فضا و حال و هوای داستان دارند. یکی از کارکردهای مهم تصویر، انتقال فضا، لحن و محتوای داستان های کهن برای مخاطب کودک و نوجوان است. شاهنامه فردوسی یکی از متونی است که برای نوجوانان بازنویسی شده است. استفاده از عنصر تصویر در بازنویسی این اثر گران سنگ، مخاطب را در شناخت قهرمانان، اسطوره های ملی و فضای حماسی داستان آشنا می کند. هدف این جستار، بررسی و تحلیل تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس مولفه-های متن و تصویر پری نودلمن است. نودلمن شش مولفه برای تصویرپردازی داستان پیشنهاد می دهد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به دنیال پاسخ گویی به این سوالات است که تصاویر داستان های بازنویسی شده تا چه اندازه با مولفه های شش گانه نودلمن درباره تصویر مطابقت دارد؟ 2. کدام مولفه از موارد شش گانه نودلمن در تصاویر داستان های بازنویسی شده دیده می شود؟ 3. تصاویر بازنویسی شده کدام روایت (صالحی یا فتاحی) با مولفه های شش گانه مطابقت بیشتری دارند؟. نتایج نشان داد که تصاویر داستان های بازنویسی شده (به روایت صالحی و فتاحی) بیشتر با مولفه های اول (ابتدایی ترین ارتباط میان متن و تصویر) و دوم (تصویر صرفاً معادل دیداری واژگان را عرضه می کند) نظریه نودلمن مطابقت دارند. مولفه سوم که مهم ترین مولفه از نظر تصویرپردازی است، در هیچ کدام از تصاویر داستان های بررسی شده، دیده نشد.
نقش آموزش سواد بصری بر مهارت های یادگیری کودکان 10-7 ساله مراجعه کننده به کتابخانه عمومی محمد رسول الله جوانرود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
271 - 290
حوزههای تخصصی:
هدف: داشتن تمرکز، آشنایی با یادداشت برداری، بالا بردن قدرت خواندن متون، تجزیه و تحلیل و افزایش تفکر انتقادی، مقدمات یادگیری را فراهم می سازد و یکی از راه هایی که می تواند به کودکان در خصوص آشنایی با این مباحث یادگیری کمک کند، داشتن سواد بصری کودکان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش آموزش سواد بصری بر مهارت یادگیری کودکان 10-7 ساله مراجعه کننده به کتابخانه عمومی محمد رسول الله جوانرود و مؤلفه های آن (یادداشت برداری، تقویت حافظه ، آمادگی برای امتحان، افزایش تمرکز و مدیریت زمان) انجام شده است. روش: پژوهش با روش شبه تجربی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کودکان 10-7 ساله عضو کتابخانه عمومی محمد رسول الله شهر جوانرود در سال 98-1397 تشکیل داده است که از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس دو گروه انتخاب شدند. یک گروه (15نفره) به عنوان گروه آزمایش برای آموزش سواد بصری و گروه دیگر (15نفره) به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده ها در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است، پرسشنامه مهار ت های یادگیری کانگاس (2009) و پرسشنامه سواد بصری لوپاتسکا و همکاران (2018). روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط 5 نفر از اساتید علم اطلاعات و دانش شناسی و روانشناسی مورد ﺗﺄیید قرار گرفت و جهت سنجش پایایی نیز از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که میانگین نمرات مهارت های یادگیری و مؤلفه های آن (یادداشت برداری، تقویت حافظه، آمادگی برای امتحان، افزایش تمرکز و مدیریت زمان) در کودکانی که آموزش سواد بصری را دریافت کرده اند، با کودکانی که آموزشی را دریافت نکرده بودند، تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش سواد بصری منجر به افزایش مهارت یادگیری آن ها شده است. نتیجه گیری: نتایج نشاد داد که با استفاده از سواد بصری، مهارت یادگیری کودکان افزایش یافته است. با توجه به اهمیت آموزش سواد بصری در جهت ارتقای مهارت های یادگیری کودکان، آموزش این سواد می تواند به عنوان برنامه ای مؤثر در کتابخانه های عمومی و بخش کودکان آن مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، نیازمند برنامه ریزی دقیق و منسجم در این راستا است. سواد بصری در حال حاضر می تواند یکی از برنامه های لازم برای آموزش کودکان در کتابخانه های عمومی باشد و نیاز به کتابدارانی مجرب در این زمینه دارد که قادر به سازماندهی و استفاده از گرافیک برای یادگیری کودکان باشند.
ابهام هنری در اشعار کودک و نوجوان محمود کیانوش
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
108 - 123
حوزههای تخصصی:
محمود کیانوش، از جمله شاعران برجسته ادبیات کودک و نوجوان، با بهره گیری از ابهام هنری در اشعار خود، تجربه ای عمیق را برای خوانندگان خود فراهم آورده است. ابهام هنری در اشعار او به معنی حضور چندین تفسیر و برداشت از متن به واسطه تصویر است که لایه جمال شناسی و عمق اشعار او را تحت تأثیر قرار داده است. کیانوش با استفاده از آنیمیسم، تشبیهات و استعاره ها، به کودکان و نوجوانان این فرصت را می دهد که معناهای گوناگونی را از شعرهایش برداشت کنند. زبان ساده و قابل فهم او در کنار تصاویر شعری پیچیده، احساسات و تجربیات مشترک کودکان را توصیف و آن ها را به تفکر و درنگ درباب معانی ضمنی وادار می کند. در این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی ابهام هنری در آثار محمود کیانوش خواهیم پرداخت. از نتایج این پژوهش می توان به این نکات اشاره کرد که ابهام هنری در شعرهای محمود کیانوش با ایجاد فضا و زمینه برای قابل فهم کردن این ابهام میسر شده است و باعث می شود که اشعار او در عین سادگی دارای لایه های عمیق و تأثیرگذار باشند و به عنوان منبعی غنی برای آموزش و رشد فکری کودک و نوجوان شناخته شوند.
نقد و تحلیل تصویر در شعر حجم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یدالله رؤیایی در آثار نظری خود با دیدی انتقادی به تصویر در شعر سنتی می نگرد. از نظر او تصویر در شعر کلاسیک ایستا و راکد است و در مقابل تصویر حجم پویا و سیال. این مقاله ضمن نقد دیدگاه های گاه ناهمگون او در تصویر، مثال هایی که در آثار نظری او ذکر شده، مورد تحلیل قرار می دهد. همچنین با بررسی نمونه های مورد ادعای رؤیایی از تصویر حجم در شعر کلاسیک، نشان می دهد که آن تصاویر با زبان بلاغت کلاسیک قابل توضیح است و ابهام تصویر در بافت و با سنت ادبی رفع می شود، ازاین رو با نمونه های معاصر خود تمایز دارد. مدعای مقاله آن است که برای درک دقیق تصویر حجمی باید از بیانیه حجم فراتر رفت و تنها به تحلیل مجموعه اشعار رؤیایی پرداخت. در این پژوهش با روش استقرایی و مبتنی بر توصیف و تحلیل، تصاویر مجموعه لبریخته ها از نظر بیان ارتباط بین واقعیت و مظاهر واقعیت و فاصله یا اسپاسمان تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد انواعی از جمله تصویر با ساخت کلاسیک، تصویر از طریق فضاسازی، تصویر خوشه ای، تصویر اسطوره گرا و تصویر نمادگرا در اشعار او به کار رفته است. ناگفته های تصویر، معانی ثانویه کلمات مرتبط با تصویر و نیز گستردگی تصویر در سطح فرم از عوامل پیچیدگی تصویر حجم است. اگر حجم صرفاً به معنای عدم همجواری باشد، تصاویر حجم بسیار است اما اگر ملاک بیان علت غایی باشد، بسیار کم. تصویر حجم، نسبی است یعنی ارتباط غیرمستقیم یا فاصله بین اجزای تصویر ذومراتب است.
شیوه های نوآوری در تصویرسازی های زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
195 - 222
حوزههای تخصصی:
زلالی خوانساری (وفات1025ه.) از شاعران شاخص تصویرگرا و نوجوی سبک هندی در سده یازدهم هجری است که با رویکردی نوآورانه، سخن خویش را با تصاویری خلّاقانه، به نمایش گذاشته است و از آنجا که بررسی و تحلیل این تصاویر نوآورانه، موجب درک بهتر مضمون مورد نظر شاعر و همچنین دریافت قدرت وی در پردازش تصاویر می گردد، در پژوهش حاضر، با هدف دریافت شیوه های زلالی در خلق تصاویر نوآورانه، ابیات دارای تصاویر مبتکرانه، با روش تحلیل کیفی محتوای متن بررسی و تحلیل می گردد. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که نوآوری های وی در تصویرسازی عمدتاً حاصل سه شیوه بوده است: تلفیق تصاویر، تصرفات واژگانی و کنایه های مبتکرانه. بر اساس یافته های پژوهش، در شیوه تلفیق تصاویر، بار اصلی تصویرسازی بر فن تشبیه استوار است و همچنین تصاویر این شیوه، جنبه تفصیلی بیشتری نسبت به دو شیوه دیگر دارد؛ در شیوه تصرفات واژگانی، تصاویر نو متنوع تر و دارای ایجاز، بیشتر مشاهده می گردد؛ در شیوه کنایه های مبتکرانه نیز شاعر، تصاویر نو را در بستری از کنایه های خلّاقانه به نمایش در آورده است و اینگونه ذهن مخاطب را از یک سو برای دریافت معنا و از سوی دیگر، دریافت تصویر جدید به تلاش وادار می سازد.
مفهوم پردازی و نگاشت علمی ابرتصویر آینده در مطالعات آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
114 - 136
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ضمن مروری نظام مند بر ادبیات آینده پژوهی و تحلیل مفهومی «تصاویر آینده» و «ابرتصویر آینده»، ابتدا مجموعه واژگان هم معنی و مرتبط شناسایی و چارچوب نظری ابرتصویر با تأکید بر مؤلفه هایی چون چندگانگی آینده، انعطاف پذیریِ تصویر و نقش حافظه جمعی تعریف شد. در واقع در بخش نخست پژوهش، با مرور کلیه تعاریف و رویکردهای نظری در زمینه تصاویر آینده و ابرتصاویر، روشن شد که تفاوت اصلی این دو در سطح تحلیل و گستره زمانی و مکانی آن ها نهفته است: درحالی که «تصویر آینده» متوجه یک حوزه یا موضوع مشخص در بازه های میان مدت است، «ابرتصویر آینده» با تمرکز بر تعاملات بین رشته ای و بین بخشی، بازه ای بسیار بلندمدت و مقیاسی فراملی را در بر می گیرد و کوشیده است تا تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و فناورانه را در چارچوبی یکپارچه مدنظر قرار دهد. در گام بعد، با به کارگیری رویکرد ترکیبی کیفی–کمی، حدود ۲۰۰ مقاله منتخب از پایگاه Web of Science (۱۹۵۰–۲۰۲۵) بررسی و در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون ابعاد مفهومی استخراج گردید؛ سپس داده های کتاب نامه ای مقالات شامل نویسندگان، کلیدواژه ها و ارجاعات، پس پردازش شده و از طریق نرم افزار VOSviewer نقشه های هم استنادی و کلاسترهای موضوعی ترسیم شد. یافته های بخش علم سنجی این بود که انتشار مقالات در زمینه «تصاویر آینده» پس از سال ۲۰۰۰ به طور تصاعدی افزایش یافته و نقاط کانونی پژوهش در کشورهای پیشرفته قرار دارد؛ موضوعاتی نظیر آینده پژوهی آموزشی، سیاست گذاری عمومی، نوآوری فناورانه و روان شناسی اجتماعی بیش از سایر حوزه ها موردتوجه قرار گرفته اند. از سوی دیگر، نقشه های شبکه ای ارجاعات حاکی از آن بود که مفاهیمی چون «چندگانگی آینده»، «سناریوپردازی» و «پایداری» به هاب هایی در ساختار علمی این حوزه بدل شده اند.
بررسی بن مایه های تصاویر شعری در دو رُمان «نخل های بی سر» و «گلاب خانم» از قاسمعلی فراست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
105 - 129
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی، تصاویر شعری دو رمان «نخل های بی سر» و «گلاب خانم» از قاسمعلی فراست استخراج شده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال بود که آیا بررسی تصاویر خیالی در این دو رمان می تواند بن مایه های حاکم بر آن ها و تفاوت شان را آشکار کند؟ نتیجه بررسی ها مشخص کرد که فضای داستانی در هر دو رمان تحت تأثیر آرایه های ادبی است و بن مایه های مفهومی درد و رنج، تهاجم، مقاومت، اندوه و ایثار، تشبیهات نخل های بی سر را در برگرفته اند. در تشبیهات رمان گلاب خانم، بن مایه های مفهومی توصیف زیبایی، حالات موسی و گلاب و عشق و حرارات بین آن دو، بیشترین بسامد را دارند. انسان پنداری های متعدد در نخل های بی سر، بر بن مایه های مکان، حوادث، اشیاء و اشخاص مجازی استوارند و بن مایه های تشخیص در رمان «گلاب خانم» شامل اشیائی است که از مفاهیم غنایی سرشارند. نمادهای خورشید، ماه، آب و درخت، «نخل های بی سر» را از عمق اندیشه برخوردار کرده و در «گلاب خانم»، شخصیت زن به عنوان نمادی از ایثار در نظر گرفته شده است. لایت موتیف رمان اول، نخل به عنوان نماد ایستادگی و شهادت و در رمان دوم عشق و هم آغوشی است. در «نخل های بی سر»، فراست با کاربرد آرایه تشخیص، موتیف خرمشهر را برجسته نموده و بر حماسه و سرزندگی مبارزان در سال های اول جنگ تأکید کرده است؛ حال آن که در رمان «گلاب خانم» که سال ها بعد نگارش یافته، با عقب نشینی از انسان پنداری و با تکیه بر تشبیهات غنایی، بر زخم های رزمندگان خسته از جنگ که گرفتار بی مهری جامعه شده بودند مرهم نهاده و آنان را به زندگی عادی و روزمره فراخوانده است.
ارزیابی میزان تناسب بین تصویر و متن در کتاب های عربی نونگاشت دوره متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی (متنی) نظریه گونتر کرس و تئو ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مواردی که در کتاب های آموزشی و درسی برای انتقال معنا و تحقق اهداف آموزشی اهمیت زیادی دارد، تناسب مطلوب بین تصویر و متن مربوط به آن است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تناسب بین هر یک از تصاویر اصلی و متون مربوطه در دروس کتاب های عربی متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی نظریه کرس و ون لیوون است. این نظریه یکی از حوزه های نشانه شناسی اجتماعی در تحلیل تصاویر و متون است. روش این پژوهشِ توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. در ادامه برای بررسی رابطه بین متن و تصویر، از کتاب های عربی پایه هفتم تا نهم دوره متوسطه اول پنج مورد از تصاویر اصلی همراه با متن هر درس انتخاب شدند و میزان تناسب آن ها با متن مربوطه در سه سطح زیاد (ایده آل)، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفتند. از هر کدام از این سطوح در هر سه پایه، نمونه هایی از تصاویر و متن در این نوشتار آورده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در اکثر تصاویر مورد بررسی معادل 73.34% پیوستگی کامل و مناسبی با متن مربوطه که مطابق با اهداف آموزشی و انتقال معنا باشد، وجود نداشت و فقط در 33.33% تصاویر مورد بررسی، تناسب کامل ایجاد شده بود. ازاین رو لازم است تغییراتی در متن و تصاویر اصلی این کتاب ها صورت بگیرد که میزان تناسب به سطح ایده آل برسد تا انتقال معنا و نیل به اهداف آموزشی برای فراگیران به صورت کامل حاصل گردد.