مطالب مرتبط با کلیدواژه

بافت فرسوده


۴۴۱.

واکاوی عوامل و محرک های مؤثر در سامان دهی بافت های فرسوده و ناکارآمد حاشیه شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سامان دهی بافت فرسوده عوامل و محرک ها مدل معادلات ساختاری شهر زاهدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۱
گسترش فضایی بی رویه، بدون برنامه و ورود افراد مهاجر به شهر زاهدان باعث شکل گیری بافت های حاشیه ای در این شهر گردیده است. این شهر همانند شهرهای بزرگ کشور از مشکلات ناشی از بافت های فرسوده رنج می برد. یکی از موارد مهم در کاهش مشکلات ناشی از آن، شناسایی عوامل مؤثر بر سامان دهی بافت فرسوده در این شهر است. لذا پژوهش حاضر سعی بر آن دارد، ضمن شناسایی محلات حاشیه ای و فرسوده شهر به بررسی عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت های فرسوده و ناکارآمد حاشیه شهر زاهدان بپردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش مردم محلی و ساکنان بافت های فرسوده شهر زاهدان بوده که با استفاده از فرمول کوکران 280 نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از پرسش نامه و سوالات کمی (طیف لیکرت) و مصاحبه استفاده شد. جهت بررسی وضعیت بافت های فرسوده شهر زاهدان از روش توصیفی-تحلیلی و GIS استفاده شد. برای شناسایی عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت فرسوده زاهدان از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج بررسی وضعیت بافت های فرسوده و ناکارآمد زاهدان نشان داد که محلات شیرآباد، کریم آباد، کارخانه نمک و پشت گاراژ، بابایان، مرادقلی و چلی آباد مهم ترین محلات دارای بافت فرسوده و ناکارآمد در شهر زاهدان هستند. نتایج مدل معادلات ساختاری عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت فرسوده نیز نشان داد که عامل اقتصادی با ضریب تأثیر 71/0 بیشترین تأثیر را بر سامان دهی بافت فرسوده زاهدان داشته است. عامل امکانات، خدمات و تأسیسات زیربنایی شهری با ضریب تأثیر 67/0، عامل اجتماعی و فرهنگی با ضریب تأثیر 61/0، عامل کالبدی و محیطی با ضریب 59/0 و عامل سیاست های نوسازی بافت فرسوده با ضریب تأثیر 47/0، در مرتبه های بعدی قرار گرفته اند. لذا پژوهش حاضر سعی بر آن دارد، ضمن شناسایی محلات حاشه ای و فرسوده شهر، به بررسی عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت های فرسوده و ناکارآمد حاشیه شهر زاهدان بپردازد.  
۴۴۲.

تحلیل زیست پذیری شهری از بعد اجتماعی- فرهنگی در محلات شهر بناب با تاکید بر دوگانگی فضایی زیست پذیری در بافت های شهری

کلیدواژه‌ها: زیست پذیری شهری دوگانگی فضایی بافت فرسوده سکونتگاه غیررسمی شهر بناب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و گسترش نابرابری های اجتماعی-اقتصادی در شهرها موجب شکل گیری دوگانگی فضایی و کاهش زیست پذیری شهری شده است. هدف این پژوهش، بررسی دوگانگی زیست پذیری از بعد اجتماعی و فرهنگی در محلات دو پهنه جداگانه شهر بناب است که شامل محلات دارای بافت فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی (جنوب و جنوب شرق)، و محلات با بافت غیر فرسوده (مناطق مرکزی و شمالی) می شود. روش شناسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های آن از طریق پرسشنامه های میدانی و منابع اسنادی گردآوری گردیده است. تحلیل های آماری با استفاده از آزمون t تک نمونه ای و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) در نرم افزار SPSS صورت پذیرفت و توزیع فضایی داده ها نیز با بهره گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ترسیم شد. یافته ها و نتایج: نتایج آزمون t نشان داد که میانگین شاخص های اجتماعی و فرهنگی در پهنه بافت غیر فرسوده (47/3) به طور معناداری بالاتر از پهنه فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی (98/2) بوده و فقط تعداد محدودی از محلات بافت فرسوده وضعیت نسبتاً مطلوبی داشتند. تحلیل فضایی کاهش تدریجی کیفیت زیست پذیری را از مناطق مرکزی و شمالی به سمت محلات جنوبی و جنوب شرقی تأیید کرد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس، مهم ترین عوامل مؤثر بر زیست پذیری به ترتیب شاخص های امنیت (740/0)، کیفیت بهداشت (694/0) و کیفیت آموزش (682/0) بودند. همچنین توزیع نامتوازن مراکز آموزشی، فرهنگی و تفریحی در پهنه فرسوده،موجب تشدید نابرابری های زیست پذیری گردیده است. بر مبنای یافته ها، تقویت امنیت و نظم عمومی، ارتقای کیفیت بهداشت و آموزش، بهبود زیرساخت های شهری، توسعه فضاهای عمومی و برنامه ریزی مشارکتی می تواند به عنوان راهکارهای کلیدی برای ارتقاء ابعاد اجتماعی و فرهنگی زیست پذیری در این محلات مطرح گردد.
۴۴۳.

ارزیابی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مؤلفه های توسعه درونی بافت فرسوده شهر زاهدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری شامل متخصصین حوزه مربوطه (شهرداری، بنیاد مسکن و راه و شهرسازی) می باشد که به روش دلفی دومرحله ای 30 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه، اسنادی و میدانی گردآوری شده است. جهت تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، رگرسیون و SWARA استفاده شده است. نتایج حاصل نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان دارای میانگین 2/45 می باشد که از حد مبنای (3) پایین تر است. بنابراین توسعه درونی بافت-های فرسوده شهر زاهدان دارای وضعیت مناسب و مطلوب نمی باشد. نتایج رگرسیون نشان می دهد که از بین ابعاد مؤثر بر توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان، بعد اجتماعی بامقدار ضریب بتای 0/544 دارای بیشترین تأثیر و بعد دسترسی با مقدار بتای 0/224 درای کمترین تأثیر می باشد. نتایج تکنیک تصمیم گیری سوارا حاکی از آن است از بین ابعاد توسعه درونی، بعد اقتصادی با وزن نهایی 0/237 در رتبه اول، کالبدی با0/202در رتبه دوم، دسترسی با 0/173در رتبه سوم، اجتماعی با 0/149 در رتبه چهارم، زیست محیطی با 0/128 در رتبه پنجم و نهایتاً بعد اداری –قانونی با وزن نهائی 0/111 در رتبه آخر قرار گرفته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت ظرفیت های توسعه درونی بافت های فرسوده شهر زاهدان از منظر اجتماعی، دسترسی، کالبدی، زیست محیطی و ... نیازمند تدوین قوانین، ضوابط، استانداردها، تسهیلات و اعتبارات است تا بتوان کیفیت مسکن را بهبود بخشید.
۴۴۴.

تحلیل عوامل مؤثر بر تشدید فرسودگی بافت های شهری در رابطه با کاهش ارزش های اجتماعی و اقتصادی فضاهای عمومی (مطالعه موردی: منطقه 20 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرسودگی بافت فرسوده فضای عمومی منطقه 20 Lisrel

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه:  فضاهای عمومی عرصه ملاقات با دیگران است و افراد از قشرها و صنف های مختلف بدون هیچ محدودیتی می توانند باهم تعامل داشته باشند و جامعه مدنی بطور سلسله مراتبی از کوچه، پیاده رو، خیابان، پارک، میدان  و غیره شروع می شود. یکی از معضلات به وجود آمده در اکثر بافت های شهری، تحولات فرسودگی با گذشت زمان است که فضاهای عمومی نیز قسمتی از بافت های شهری هستند. عدم وجود تأسیسات و تجهیزات شهری مناسب، عدم وجود مبلمان های نوین شهری، کمبود کاربری های خدماتی و فراغتی، ریزدانگی بافت، ترافیک، نسبت کم سطح پیاده رو به سواره رو، سیمای نامطلوب بافت و... باعث پیچیدگی و ناپایداری فضاهای شهری منطقه شده است. هدف:  این تحقیق با هدف تحلیل اثرات عوامل موثر بر تشدید فرسودگی بافت منطقه ۲۰ تهران در کاهش ارزش های اجتماعی و اقتصادی فضاهای عمومی منطقه انجام شده است. روش شناسی:  پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری شهروندان ساکن در محدوده مورد مطالعه و حجم نمونه 384 نفر می باشند. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل ساختاری و نرم افزار Lisrel استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش:  مطالعه موردی این پژوهش منطقه 20 شهر تهران (شهرری) می باشد. یافته ها و بحث:  در ابتدا عوامل تشدید کننده بافت فرسوده در منطقه ۲۰ شناسائی شد و سپس میزان اثر هر یک از عوامل تشدید کننده بر کاهش ارزش های اقتصادی و اجتماعی فضاهای عمومی مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها نشان داد که همه عوامل و ابعاد دارای اثرگذاری و معناداری بالا در تشدید فرسودگی منطقه و کاهش ارزش های اقتصادی و اجتماعی فضاهای عمومی منطقه ۲۰ شهر تهران هستند. نتیجه گیری: فضاهای عمومی متعلق به همه ی مردم و یک بستر مشترک و پیونددهنده اعضای جامعه است. فضاهای عمومی شهری در زندگی اجتماعی شهروندان تجلی می یابد چون بیشتر تعامل انسان در این فضاها انجام می شود و محل تبادل اطلاعات و افکار است و به عبارتی صحنه ی نمایش زندگی اجتماعی است و ارزش دهی به این فضاها بر افزایش هویت جمعی، عزت نفس شهروندان، ارتقاء مشارکت اجتماعی و ... تاثیر می گذارد..
۴۴۵.

شناسایی و اولویت بندی راهبردهای مدیریت شهری به منظور بازآفرینی بافت فرسوده محدوده مرکزی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی شهری مدیریت شهری بافت فرسوده تحلیل سلسله مراتب رشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه:  یکی از چالش های اساسی در نظام توسعه پایدار شهرها بافت های فرسوده شهری به عنوان مناطق کمتر توسعه یافته هستند که به دلایل مختلف شکل گرفته و امروز دچار مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، کالبدی، زیست محیطی و ... هستند که بی توجهی و عدم برنامه ریزی صحیح برای آن می تواند کل شهر را دچار بحران نماید. هدف:  پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی راهبردهای مدیریت شهری به منظور بازآفرینی بافت فرسوده محدوده مرکزی شهر رشت صورت پذیرفت. روش شناسی:  این تحقیق به لحاظ روش کمی-پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. داده های تحقیق از طریق نظرسنجی از 25 نفر از خبرگان و کارشناسان مرتبط با موضوع تحقیق گردآوری شده است و سپس اقدام به اولویت بندی معیارها و زیرمعیارهای بازآفرینی بافت فرسوده با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) گردید. قلمرو جغرافیایی پژوهش:  محدوده مورد مطالعه، بافت فرسوده محدوده مرکزی شهر رشت می باشد. یافته ها و بحث:  نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان داد که مهمترین راهبرد پیش روی مدیریت شهری به منظور بازآفرینی بافت فرسوده محدوده مرکزی شهر رشت، تامین منابع مالی، گسترش مشارکت مردم، شفاف سازی و پاسخگویی مدیریت شهری می باشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج تحقیق، معیارهای توسعه ترتیبات نهادی در سطح محلی، بسترسازی و حضور نهادی و تصمیم گیری چندجانبه بر اساس نقش کنشگران، تسهیل گری و میانجی گری نهادی و ایجاد هم افزایی نهادی و توسعه نظام آموزش و دانش نهادی پس از معیار اول، در اولویت های بعدی قرار دارند.
۴۴۶.

تحلیل جامعه شناسی مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی شهری بافت فرسوده جامعه شناختی شهر تهران مشارکت شهروندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۸
مقدمه با رشد و گسترش شهرها طی زمان، شکل شهری و جمعیتی آن نیز تغییر می یابد. محدوده های شهری دیگر توان پاسخ گویی به رشد جمعیت را ندارند. از این رو، رفته رفته برخی از محدوده های شهری رشد بیمارگونه ای می یابند و برخی دیگر نیز فرسوده می شوند. فرسودگی یکی از مسائل مربوط به فضای شهری است که نابسامانی، عدم تعادل، عدم تناسب و بی قوارگی را به دنبال دارد. از این رو در راستای سیاست های توسعه ای، مدیران شهری بر پایه حفظ کالبد شهر، ایمن سازی و استحکام بخشی به شهرها باید تدابیری را اتخاذ کنند. از تدابیر توسعه ای در این زمینه می توان به بازآفرینی شهری اشاره کرد. بازآفرینی شهری نوعی دید جامع و یکپارچه است که با مجموعه اقداماتی به حل مسائل مربوط به شهر و از جمله فرسودگی شهری می پردازد. شناخت و بررسی روابط میان ویژگی های کالبدی و واکنش های اجتماعی، بهبود وضعیت اقتصادی و افزایش کیفیت زندگی، استفاده بهینه از زمین های شهری و ممانعت از توسعه بی رویه شهرها، اهمیت نقش گروه های اجتماعی مختلف و نیروهای محلی، توجه به محیط زیست و غیره از جمله مواردی است که در برنامه های بازآفرینی مد نظر قرار می گیرد. در این نوع برنامه ها حضور و نقش مردم حائز اهمیت است. به بیانی، مشارکت شهروندان می تواند نقش تسهیل کننده ای در برنامه های بازآفرینی داشته باشد. بدون مشارکت مردم اجرای برنامه های بازآفرینی برای مدیران شهری دشوار خواهد بود و هزینه های هنگفتی را نیز به همراه خواهد داشت. از این رو، مقاله حاضر با توجه به اهمیتی که مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی دارد، قصد دارد فرایند جامعه شناختی مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری را بررسی کند. با شناسایی مؤلفه های جامعه شناختی مشارکت، علاوه بر کاهش هزینه های مدیریت شهری، می توان با بهره مندی از قدرت مشارکت محلی، برنامه های بازآفرینی را با سرعت و کیفیت بیشتری اجرایی کرد. این امر موجب تسهیل در مدیریت شهری، بهبود و توسعه فضای شهری و در نتیجه، افزایش کیفیت زندگی در بافت های فرسوده خواهد شد. مواد و روش ها بر مبنای هدف و سؤال پژوهش، روش تحقیق کیفی برای این مقاله به کار برده شد. با توجه به اینکه در مقاله حاضر توصیف های استدلالی و کشف معناها و تعبیرهای کنشگران اجتماعی به عنوان مشارکت کنندگان در بازآفرینی بافت های فرسوده اهمیت دارد، روش تحلیل در این پژوهش، کیفی است. برای مطالعه بخش مشارکت (ساکنان بافت های فرسوده) از روش گروه مبتنی بر بحث یا گروه متمرکز (FGD) و در بخش برنامه های بازآفرینی، روش مصاحبه های باز و نیمه باز با متخصصان و کارشناسان استفاده شد. برای نمونه گیری ابتدا نقشه بافت فرسوده تهیه و مشخصات معابر محله جوادیه اعم از بزرگراه ها، خیابان های اصلی، فرعی، کوچه ها و بن بست ها استخراج شد. بر این اساس، از مجموع 6951 پلاک موجود در محله جوادیه 1404 پلاک نوسازی (بازآفرینی) شد و تعداد 5547 پلاک نیاز به نوسازی داشت. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای نمونه های مورد نظر از میان پلاک های شناسایی شده نیازمند نوسازی (بازآفرینی) جمعیت نمونه انتخاب شدند. بر حسب نمونه گیری به قید قرعه دو دسته انتخاب، و از میان آن ها دو گروه 12نفری از ساکنان پلاک های بافت فرسوده محله جوادیه برای شرکت در جلسات گروه متمرکز انتخاب شدند. از میان کارشناسان و متخصصان نیز بر حسب آشنایی، تخصص و احاطه بر وضعیت بافت های فرسوده از جمله شهردار، معاون، مدیر، کارشناس و تسهیل گر انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه باز (به صورت پرسش و پاسخ) صورت گرفت. برپایه اهداف، سؤال اصلی و مدل تحقیق، سؤالات گروه متمرکز و مصاحبه ها تنظیم شد. دو جلسه گروه متمرکز با گروه هایی 12نفری طی حدود 45 تا 60 دقیقه برگزار و نتیجه جلسات مکتوب و پیاده سازی شد و مطالب مورد نیاز استخراج و دسته بندی شد. با استفاده از اطلاعات استخراج شده به سؤال اصلی پژوهش پاسخ داده شد. برای کشف بهتر روابط بین داده ها با نرم افزار MAXQDA تحلیل کیفی مصاحبه انجام شد. پاسخ ها به سؤالات تحقیق با نتایج نرم افزار جمع بندی و نتیجه گیری صورت گرفت. با استفاده از نتایج حاصل از جلسات گروه متمرکز و مصاحبه ها، مدل مشارکت و چالش های آن در محله جوادیه مشخص و مدل پیشنهادی برای جلب و افزایش مشارکت ارائه شد. یافته ها یافته های پژوهش نشان داد اقداماتی از جمله شفاف سازی و ایجاد اعتماد، آگاهی بخشی درست به مردم و انجام تبلیغات صحیح ، ارائه تسهیلات مناسب و آسان به شهروندان در نوسازی منازلشان، توجه به ارزش های قومی و محلی و حفظ هویت بافت ، تدریجی بودن برنامه های بازآفرینی و اجرای آن و یکپارچگی در مدیریت از مؤلفه های اصلی جلب مشارکت مردم در بافت های فرسوده شهری هستند. همچنین، اگر بازآفرینی با حفظ حقوق افراد، در نظر گرفتن حق مالکیت آن ها و مدیریت صحیح در ساختمان های بازآفرینی شده، توجه به نیازهای ضروری مردم، توسعه فضاهای گفتمانی، توسعه و ایجاد دسترسی به فضاهای عمومی مانند بوستان ها و فضا های سبز، اصلاح و شکل دهی مناسب به معابر شهری، آگاه سازی و آموزش مالکان، ایجاد تسهیلات و مشوق برای آن ها، توانمندسازی محلات، اثرات فرهنگی و اجتماعی برنامه های بازآفرینی، توجه به محیط زیست، همراه باشد، در مشارکت مردمی تأثیر گذار است. در همین راستا، به کارگیری روش های نوین در بازآفرینی و تأمین امنیت فیزیکی ساختمان های نوساز، تأکید بر مدیریت یکپارچه در برنامه ریزی برای بازآفرینی، توجه به حقوق مالکان، توجه به انجام تکالیف سازمان های مرتبط با برنامه های بازآفرینی، تداوم در برنامه ریزی و اجرای آن، در نظر گرفتن عدالت در برخورداری از امکانات شهری و نیاز به برخی اصلاحات در قوانین مرتبط به بازآفرینی از سایر موارد حائز اهمیت است. نتیجه گیری بررسی مطالعات و پژوهش های گذشته در زمینه مشارکت مردمی در برنامه های بازآفرینی بافت های فرسوده شهری نشان داد اعتمادسازی، چالش اصلی پیش روی مشارکت در این نوع بافت ها است. اما نتایج مقاله حاضر نشان داد پیش از اینکه اعتماد در مردم ایجاد شود، باید اقداماتی صورت پذیرد. به بیانی، اعتمادسازی خود پیش نیازهایی دارد که اگر به آن ها توجه نشود، اعتمادی شکل نخواهد گرفت و همچنین، پس از شکل گیری اعتماد نیز حلقه های واسطی وجود دارند که بدون در نظر گرفتن آن ها مشارکت شکل نخواهد گرفت. مطالعات نظری، مصاحبه ها و بررسی ها در محله جوادیه نشان داد توجه به نیازها، منافع، رضایتمندی مردم، تقویت امنیت، توجه به ارزش های فرهنگی، تقویت انسجام گروهی، تقویت حس تعلق محله ای ( احساس عضویت، حس تأثیرگذاری، توجه به نیازها و تقویت پیوندهای عاطفی)، تفویض اختیار، فراهم سازی امکان گفتمان و شفافیت در اطلاع رسانی از مواردی هستند که زمینه ساز اعتمادسازی هستند. پس از اعتماد سازی نیز شکل گیری فضاهای عمومی، مشارکت ذهنی و سپس، مشارکت عینی نیاز است که مشارکتی دوسویه و صورت کاملی از مشارکت شکل بگیرد. توجه به این موارد به عنوان پیش نیاز اعتماد سازی و شکل گیری حلقه های واسط بین اعتماد سازی تا مشارکت، اهمیت زیادی برای برنامه ریزان و نهادهای مجری خواهد داشت. توجه به پیش نیازها و حلقه های واسط برای جلب مشارکت می تواند راهگشای برنامه ریزان و مجریان برای ورود با محلات دارای بافت فرسوده به منظور اجرای برنامه های بازآفرینی باشد. برنامه ریزان برای برنامه ریزی بازآفرینی در بافت های فرسوده شهری به خصوص در محلاتی مانند محله جوادیه و اخذ نتایج هر چه بهتر، در گام نخست باید شناخت صحیحی از محله، ناحیه، منطقه و ساکنان بافت های فرسوده ای کسب کنند. به شاخص هایی همچون نیازهای مردم، سطح بندی نیازها، رضایتمندی مردم، پیوند های اجتماعی و ارزش های فرهنگی، هویت محله ای، وجود فضاهای گفتمانی و نحوه واگذاری قدرت به مردم توجه ویژه داشته باشند. توجه به این شاخص ها به شکل گیری اعتماد دو جانبه میان مردم و مسئولان منجر خواهد شد و در نهایت، مشارکتی دو جانبه ( از سوی مردم و مسئولان) شکل خواهد گرفت. در این صورت، برنامه های بازآفرینی با کمترین هزینه برای مدیریت شهری و با بالاترین درجه رضایتمندی و مشارکت مردمی اجرایی می شود. با توجه به موارد گفته شده، پس از ایجاد انگیزه و جلب مشارکت مردمی در برنامه های بازآفرینی باید اقداماتی انجام شود که مشارکت جلب شده افزایش یابد و تقویت شود. در همین راستا افزایش شفافیت در ارائه اطلاعات و اعتمادسازی در مردم ، ارائه تسهیلاتی که با نیازهای ساکنان بافت ها متناسب بوده و دریافت آن آسان باشد، مدیریت قوی در برنامه ریزی که به طور کلان همه موضوعات بافت را مد نظر قرار دهد و در زمان اجرا نیز دارای سرعت، دقت و کارایی بالایی باشد و همچنین، در نظر گرفتن حقوق مالکیت افراد و ایجاد اطمینان در حفظ این حقوق، از عوامل مهم برای افزایش و تقویت میزان مشارکت مردم در برنامه های توسعه ای است
۴۴۷.

سنجش امنیت زنان در بافت فرسوده با تأکید بر رویکرد (CPTED)؛ موردپژوهی: محله سیاه پوشان دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امنیت محیطی بافت فرسوده دزفول رویکرد CPTED محله سیاه پوشان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۲
افزایش امنیت محیط شهری در راستای بهبود کاربری فضای شهر مهم ترین رویکردی است که جامعه های مدرن در زمینه فرهنگی، علوم اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی و طراحی محیط بدان توجه دارند. لذا برای افزایش آن بایستی معیارها و استانداردهای مختلفی در طراحی فضاهای شهر در نظر گرفت. رویکردCPTED1 از جمله رویکردهایی است که بر کاهش جرم از طریق طراحی محیط تأکید دارد. محله سیاه پوشان واقع در شهر دزفول به عنوان یکی از قدیمی ترین محلات در شهر دزفول است و عدم توجه به کیفیت های محیطی موجب شده است که امنیت ساکنان بویژه زنان با مخاطره همراه گردد. بنابراین، هدف اصلی این تحقیق دستیابی به الگوهای خاص افزایش امنیت زنان در فضای شهر، حضور فعال تر آنان در سطح شهر، و ایجاد حس تعلق خاطر نسبت به محله است. فرضیه این پژوهش این است که به نظر می رسد تفاوت قابل توجهی در اولویت بندی عوامل مؤثر بر امنیت شهری زنان وجود دارد. در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی، مرور متون، برداشت های میدانی و توزیع پرسش نامه سطح امنیت محله، همچنین استفاده از نرم افزارهایSPSS 22, Google Earth و GIS10.8 تجزیه و تحلیل شود. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که شاخص «دسترسی» با بتای ۲۸۷/۰ بیشترین اثرگذاری را بر امنیت ادراک شده زنان در محله سیاه پوشان دارد. دیگر شاخص های پژوهش، به ترتیب «قلمروگرایی»، «نظارت طبیعی»، «حفاظت از فعالیت» و «مدیریت و نگهداری» با بتای ۲۸۵/۰، ۲۵۳/۰، ۲۳۸/۰ و ۲۲۱/۰ متغیرهای اثرگذار بر متغیر وابسته پژوهش ارزیابی شده اند.
۴۴۸.

بررسی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوشهرگرایی محلات بافت فرسوده بندر ماهشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی کاربرد اصول نوشهرگرایی در احیای بافت های فرسوده 8 گانه شهر بندرماهشهر تدوین گردید که از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- پیمایشی و استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی ساکنین واقع در محلات 8 گانه بافت فرسوده و قدیمی شهر بندر ماهشهر هستند که طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس مسکن 45235 نفر می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران برابر با 380 پرسشنامه محاسبه شد. نتایج یافته ها نشان داده که هرچند میان تمامی شاخص های نوشهرگرایی با تحقق بازآفرینی شهری رابطه مستقیمی وجود دارد اما اصل پیاده روی با ضریب استاندارد 321/0 بیشترین اثر را به خود اختصاص داده، از سوی دیگر میزان وضعیت اصول نوشهرگرایی در سطح محلات فرسوده شهر بندرماهشهر حاکی از مقادیر متفاوتی می باشد. اما این تفاوت معنادار نبوده و اختلاف معناداری بین محلات 8 گانه خیلی زیاد نمی باشد. بگونه ای که در مقایسه میانگین در بین محلات بالاترین میزان تأثیرپذیری اصول نوشهرگرایی مربوط به محله های 18، 19، 16 به ترتیب با میانگین های 94/4، 70/4 و 64/4 و پایین ترین میزان مختص محله های 17و 10 به ترتیب با میانگین های08/4 و 10/4 بوده است.
۴۴۹.

تحلیل و ارزیابی شاخص های بازآفرینی بافت فرسوده شهری با محوریت توسعه پایدار (مطالعه موردی: محله پیرسرا شهر رشت)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده بازآفرینی شهری توسعه پایدار محله پیرسرا رشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
مقدمه: وجودبافت های فرسوده نه تنها موجب نارضایتی ساکنان می شود، بلکه سبب کاهش پویایی و رونق زندگی شهری در این مناطق نیز می گردد.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تحلیل و ارزیابی شاخص های بازآفرینی بافت فرسوده محله پیرسرا شهر رشت با تأکید بر توسعه پایدار می باشد.روش شناسی: این پژوهش با توجه به هدف ارائه شده از نوع پژوهش های کاربردی و روش آن از نوع توصیفی-تحلیلی است. جهت جمع آوری اطلاعات، از دو روش کتابخانهای و میدانی استفاده شد ضمن آنکه گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه ای با پنج شاخص (اقتصادی، کالبدی-فضایی، فعالیتی-خدماتی، اجتماعی-فرهنگی، و زیست محیطی) و ۳۳ گویه استخراج گردید. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی شهروندان ساکن در محله پیرسرا شهر رشت است که جمعیتی معادل ۱۱۹۶۸ نفر دارد و ۱۸۰ نفر به عنوان حجم نمونه این پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در نهایت اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و EXCEL و آزمون های آماری tتک نمونه ای و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها و بحث: نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان می دهد که سطح معناداری تمامی شاخص ها کمتر از ۰۵/۰ است بدین معنا که این آزمون مورد قبول است و معنادار است. در این میان شاخص های اقتصادی و فعالیتی-خدماتی از میانگین (۳) بالاتر است و سایر شاخص ها از میانگین کمتر هستند. بدین معناست که شاخص اقتصادی و فعالیتی-خدماتی وضعیت مطلوبی دارند و شاخص های کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی و زیست محیطی وضعیت نامناسبی دارند. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد شاخص اجتماعی-فرهنگی با مقدار (۳۶۲/۰) و شاخص اقتصادی با مقدار (۳۳۸/۰) به ترتیب بیشترین تأثیر و در طرف مقابل شاخص های فعالیتی-خدماتی با مقدار (۲۴۵/۰) کمترین تأثیر را بر بازآفرینی بافت فرسوده این محله داشته است. نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که در محله پیرسرا و سایر محلاتی که بافت فرسوده و قدیمی در خود دارند برای رفع مشکلات و موانع بافت خود، نیاز به مطالعات همه جانبه نگر در تمامی ابعاد و شاخص های بازآفرینی می باشد.
۴۵۰.

تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهر بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده تحلیل خطر زلزله خسارت ساختمان منحنی شکنندگی حجم آوار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهری یک فرآیند مهم است که برای شناسایی و ارزیابی تأثیرات زلزله بر سازه ها، زیرساخت ها، و جامعه در مناطقی که احتمال وقوع زلزله بالاست، انجام می شود.شهر بهبهان به علت وجود چهار گسل های فعال در پیرامون آن پتانسیل بالای در زلزله خیزی دارد. هدف مقاله حاضر بررسی میزان خطر پذیری زلزله با توجه به مولفه های شرایط محلی خاک اطلاعات ساختمان ها در بافت فرسوده شهر بهبهان می باشد. در این پژوهش از اصول روش های تحلیل ریسک زلزله مبتنی بر GIS با تمرکز بر مدل کارمانیا (KHM) و روش تحلیل احتمال خطر زلزله (PSHA) استفاده شده است. بر این اساس، کلیه پارامترهای مؤثر از جمله خصوصیات زمین شناسی، پریود غالب خاک و سرعت موج برشی، شیب ژئوئید، نوع رسوب و ضخامت آبرفت به پرونده های شکل تبدیل،طبقه بندی و در نهایت در پایگاه داده ی یکپارچه شامل توزیع و وضعیت ساختمان ها ترکیب و نقشه ریسک زلزله تهیه می گردد. نتایج نشان می دهد که در زلزله طرح حدود 45 درصد ساختمان ها به خرابی کامل و سایر ساختمان های موجود نیز به رده خرابی بسیار زیاد (تا 80 درصد) می رسند. در زلزله شدید همه ساختمان های موجود در این بخش بصورت کامل تخریب خواهند شد. با توجه به جمعیت ساکن در این بخش (12551 نفر) تلفات در زلزله طرح حدود 3765 و در زلزله شدید 9413 پیش بینی می شود. به این ترتیب برنامه ریزی قبل از زلزله برای بازسازی، مقاومسازی و بهسازی این منطقه، امداد حین زلزله و مدیریت پس از زلزله ضروری به نظر می رسد.
۴۵۱.

شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده نوسازی مشارکت پدافند غیرعامل شاندیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
حضور و مشارکت مردم در مداخلات صورت گرفته در بافت های فرسوده نقش اصلی را در تحقق پذیری طرح ها ایفا نموده و وجود ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی، زیست محیطی و غیره، اهمیت اتخاذ رویکردهای مرتبط با پدافندغیرعامل را ضروری می نماید. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از مدل MARCOS در نرم افزار Excel می باشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی می باشد و همچنین از مطالعات اسنادی و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق تعداد 28 نفر از خبرگان حوزه مورد مطالعه می باشد. در گام اول؛ 6 مؤلفه کلی شامل؛ مشارکت، شفافیت، مسئولیت پذیری، عدالت، اثربخشی-کارایی و ایمنی-امنیت در قالب 40 شاخص شناسایی، در گام دوم؛ اوزان هر کدام از شاخص ها استخراج، در گام سوم؛ رتبه بندی شاخص ها انجام گردید که نتایج تحقیق نشان می دهد به ترتیب مؤلفه مشارکت با 144/0 امتیاز، ایمنی و امنیت با 071/0، مسئولیت پذیری با 054/0، شفافیت با 049/0، اثربخشی و کارایی با 041/0 و عدالت با 037/0 بیشترین اثرگذاری را در موضوع مشارکت دارند و شاخص های صادق بودن مسئولان و مدیران شهری در ارائه برنامه ها با امتیاز 876/0، آشنایی شهروندان از مفاد برنامه و تصمیمات مسئولان در ارتباط با بافت با 818/0، مشارکت شهروندان در اجرای طرح های مرتبط با بافت با امتیاز 811/0، آگاهی شهروندان نسبت به سیاست های تشویقی نوسازی بافت فرسوده شاندیز با 796/0 دارای بیشترین اثرگذاری هستند. در پایان نیز راهکارهایی برای افزایش مشارکت ارائه گردید.
۴۵۲.

ارزیابی و اولویت بندی راهبردهای بازسازی بافت های فرسوده با بهره گیری از فنّاوری سنجش از دور و روش BWM (مطالعه موردی: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده ساماندهی سنجش از دور BWM شهر زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
سابقه و هدف، بافت های فرسوده شهری یکی از جدی ترین معضلات توسعه پایدار شهری در ایران محسوب می شوند که پیامدهای آن در حوزه های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی نمود یافته است. شهر زنجان نیز به عنوان یکی از شهرهای در حال توسعه، در دهه های اخیر با گسترش فزاینده ی بافت های فرسوده مواجه شده است. این بافت ها با مشکلاتی چون کاهش کیفیت محیط زندگی، ناکارآمدی خدمات شهری، آسیب پذیری در برابر مخاطرات، ناهنجاری های اجتماعی، کاهش حس تعلق و افت سرمایه اجتماعی روبرو هستند. از سوی دیگر، مطالعات و برنامه ریزی های پیشین در قالب طرح های جامع و تفصیلی نتوانسته اند پاسخگوی نیازهای این نواحی باشند و فرآیند بازآفرینی آن ها را تسهیل نمایند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی بافت های فرسوده شهری، تحلیل وضعیت آن ها و اولویت بندی راهبردهای ساماندهی، با بهره گیری از فناوری سنجش از دور، مدل DPSIR و روش تصمیم گیری چندمعیاره BWM انجام شده است. مواد و روش ها، برای تحقق اهداف پژوهش، ابتدا داده های ماهواره ای مربوط به شهر زنجان از طریق تصاویر لندست ۸ مربوط به تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۹ استخراج گردید. جهت تحلیل فضایی داده ها از نرم افزار ENVI استفاده شد و شاخص هایی نظیر دمای سطح زمین (LST)، پوشش گیاهی (NDVI) و گسیل مندی برای شناسایی مناطق مستعد فرسودگی تحلیل گردید. مناطق شهری با دمای سطح بالا و پوشش گیاهی پایین به عنوان نواحی دارای احتمال بالای فرسودگی شناسایی شدند و با طبقه بندی نتایج، نقشه فرسودگی شهر در پنج کلاس تعریف گردید. کلاس اول به عنوان فرسوده ترین بخش، ۶/۹ درصد از مساحت شهر را شامل شد که بیشتر با نواحی مرکزی و هسته تاریخی زنجان انطباق داشت. کلاس دوم نیز با حدود ۱۰ درصد از مساحت شهر، در وضعیت در حال فرسودگی قرار دارد. نتایج و بحث در گام دوم، برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری و تشدید فرسودگی و نیز تدوین راهبردهای ساماندهی، از مدل مفهومی DPSIR استفاده شد. این مدل با تحلیل زنجیره علّی بین نیروهای محرک، فشارها، وضعیت موجود، اثرات و پاسخ های احتمالی، امکان درک جامع تری از فرایند فرسودگی شهری فراهم کرد. به منظور شناسایی و ارزیابی راهبردهای ساماندهی، از نظرات ۲۰ نفر از کارشناسان حوزه شهرسازی که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، استفاده شد. سپس برای اولویت بندی راهبردها از روش تصمیم گیری چندمعیاره "بهترین بدترین" (BWM) بهره گرفته شد که در آن بر اساس مقایسه های زوجی، میزان ارجحیت راهکارها تعیین گردید. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان داد که در میان راهبردهای ارائه شده، «مشارکت شهروندان در فرآیند ساماندهی» بالاترین اولویت را داراست. پس از آن، «بازآفرینی اقتصادی بافت های فرسوده» و «شناسایی نواحی در آستانه فرسودگی» به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. راهبردهایی چون «بهبود پاکیزگی بافت»، «افزایش تراکم جمعیتی» و «بازسازی کالبدی» از کمترین اولویت برخوردار بودند. این اولویت بندی نشان دهنده آن است که مداخلات اجتماعی و اقتصادی، نسبت به اقدامات صرفاً کالبدی، اثربخشی بیشتری در بهسازی بافت های فرسوده خواهند داشت. در نتیجه، پژوهش حاضر با بهره گیری از ترکیب روش های نوین سنجش از دور، تحلیل مفهومی و تصمیم گیری چندمعیاره، الگویی بومی و کارآمد برای شناسایی، تحلیل و برنامه ریزی در حوزه ساماندهی بافت های فرسوده شهری ارائه می دهد. این الگو می تواند به عنوان مبنایی جهت تصمیم گیری مدیران شهری، سیاست گذاران و برنامه ریزان در راستای بازآفرینی پایدار شهری در زنجان و سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.  
۴۵۳.

آینده پژوهی تحقق رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر مسکن پایدار در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رویکرد کم کربن بافت فرسوده مسکن پایدار آینده پژوهی کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه : با توجه به اهمیت و پیامدهای تغییرات اقلیمی و کارآیی انرژی در توسعه پایدار شهری و تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده، این مقاله با هدف شناسایی پیشران ها و مطالعه آینده تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده کلان شهر تهران به لحاظ کارآمدی مسکن و بهبود وضعیت بهره وری انرژی انجام شده است. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق، در رده تحقیقات کاربردی قرار دارد و از روش کیفی و کمی (آمیخته) به منظور گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای MAXQDA برای تجزیه و تحلیل کیفی و SPSS و MICMAC برای تجزیه و تحلیل کمی استفاده شده است. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که میان رویکرد کم کربن و بافت فرسوده ارتباط وجود دارد و نیز ارتباط مثبت و معنادار رویکرد کم کربن و مسکن پایدار از طریق ضریب همبستگی پیرسون (با ارزش عددی 713/.) اثبات گردید. بر اساس نتایج اثرات تحلیل متقاطع، متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (2/88)، مدیریتی – نهادی با (72/67) و اقتصادی (37/61) بیشترین تأثیر را وضعیت رویکرد کم کربن در بافت های ناکارآمد کلان شهر تهران داشته اند. همچنین متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (65/79) و اقتصادی با (85/70) نیز دارای بالاترین میزان تأثیرپذیری بودند. نتیجه گیری : همچنین مشخص گردید که سیستم شهری به خصوص در بخش پایداری مسکن و رویکرد کم کربن در کلان شهر تهران شرایط ناپایداری را سپری می کند.
۴۵۴.

بررسی بازتاب فضایی مشارکت عمومی- خصوصی در بهسازی و نوسازی در فضاهای پیراشهری کلان شهر تهران (مورد مطالعه: بافت فرسوده منطقه 15)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده نوسازی و بهسازی بازتاب فضایی فضاهای پیراشهری منطقه 15 شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۲
منطقه 15 شهر تهران از دهه 1380 تاکنون به دلیل مداخله مستقیم بخش عمومی (شهرداری و سازمان نوسازی) تغییر و تحولات کالبدی زیادی در آن رخ داده که بازتاب فضایی ویژه ای را به دنبال داشته است، که از بین آن ها می توان به اجرای ناقص طرح منظر شهری در محلات فرسوده منطقه 15، به وجود آمدن فضاهای بی دفاع شهری در منطقه، تخریب و از بین رفتن فضاهای خدماتی (مانند درمانگاه و کاربری های مذهبی)، ورود مهاجران افغانی به محله، مهاجرت سکنه اصلی محله، شکل یافتن فعالیت خریدوفروش ضایعات در منطقه شده است. با توجه به این مشکلات، هدف پژوهش حاضر بررسی بازتاب های فضایی کالبدی مشارکت بخش های عمومی و خصوصی در فرآیند بازسازی و نوسازی بافت های فرسوده منطقه 15 است. روش پژوهش حاضر ازلحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی و ازلحاظ ماهیت و شیوه اجرا از نوع توصیفی پیمایشی است و ازآنجایی که نتایج آن را می توان در تصمیم سازی و سیاست گذاری نهادهای شهری مورداستفاده قرارداد، در دسته تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که بررسی مقدار سودمندی (s) و مقدار نارضایتی (R) در شاخص های تحقیق برای محله اتابک (با مقدار سودمندی 0.704) نشان دهنده این است که این محله با دارا بودن کمترین فاصله از نقطه ایده ال نسبت به سایر محلات در زمینه مشارکت عمومی و خصوصی رتبه بالای را برای ارتقاء شاخص های مشارکت مردمی در راستای نوسازی بافت های فرسوده به خود اختصاص داده است. لذا می بایست برای ارتقاء مشارکت عمومی و خصوصی در اولویت اول برنامه ریزی قرار گیرد.
۴۵۵.

بررسی شاخص های توسعه پایدار و طرح های مداخله گر شهری و بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: محلات زینبیه، قائمیه و همت آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار بافت فرسوده مداخله بافت جمعیتی همت آباد اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
هدف این پژوهش ارزیابی و تببین میزان اثر بخشی شاخص های توسعه پایدار بر اجرای طرح های مداخله در بافت های فرسوده شهری می باشد. شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، بر روی تصمیم گیری و ارتقای اثر بخشی تصمیمات بر مداخله در بافت فرسوده است، که در نهایت میزان تحقق طرح های بعدی در این بافت ها را موجب می شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تبیین میزان اثربخشی شاخص های توسعه پایدار شامل (بهره وری، عدالت، انعطاف پذیری و ثبات)، در بافت های فرسوده و اولویت توجه به ارتقاء آن ها بر اجرای طرح ها و از طریق سنجش روایی و پایایی جهت بررسی پرسشنامه از ابزار تجزیه و تحلیل آماری (نرم افزار SPSS) و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فنون آماری تصمیم گیری کیفی و کمی استفاده و در نهایت مدلی تحلیلی ارائه شده است. نتایج حاصل از طریق ضریب آلفای کرونباخ %88 به دست آمد، که بیان گر روایی و اعتبار بالای پرسشنامه هاست. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون آماری پارامتری و ناپارامتری با توجه به مقیاس سنجش هر متغیر و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت. برای انجام آزمون فرضیات و سنجش همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه پژوهش از بافت های حاشیه ای شهر می باشند. که با سه بافت جمعیتی متمایز (فرهنگی، قومی، کالبدی)، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است، که  بین ارتقای شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، در بافت فرسوده و اثر بخشی طرح های مداخله در بافت فرسوده رابطه معنی داری وجود دارد. از آنجا که پایداری باید روی اهداف انسانی به عنوان هسته اصلی هر طرح مداخله ای تأکید نماید، بنابراین اثر بخشی نهایی در موضوع کارایی آن طرح ها، متوجه کیفیت سکونت گاه های انسانی آن محدوده خواهد بود. اطلاعات میدانی نشان می دهد، که میزان تمایلات 1/89 درصد از خانوارهای بافت محله همت آباد (با ساکنان مهاجر درون استانی) در ارتباط با مشارکت جمعی است. هم چنین متغیرهای اعتقاد به مشارکت با 83/40 و آگاهی و اطلاع از پروژه با 8/20 و درجه آزادی 6 و مقدار000/0= sig بیشترین تأثیر را در بین متغیرها بر شاخص توسعه پایدار اجتماعی در پروژه های بازآفرینی بافت های فرسوده داشته است.
۴۵۶.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی بافت فرسوده تعلق محله ای شهر تهران مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۴۵۷.

بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و پیاده محوری در ارتقای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی بافت فرسوده محله محوری پیاده محوری ماسور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور شهر خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و رویکرد پیاده محوری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله ماسور با جمعیتی حدود 22,833 نفر در سال 1404 و مساحت 222 هکتار می باشد. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی شامل تصادفی ساده، تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی هدفمند انجام شد و در مجموع 37 پرسشنامه باز برای جمع آوری داده ها تکمیل گردید. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و داده ها به روش ترکیبی (کیفی–کمی) جمع آوری و تحلیل شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه، مدل SWOT، تکنیک دلفی و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مشاوره با خبرگان بود. نوآوری اصلی تحقیق، بهره گیری هم زمان از رویکرد محله محوری و پیاده محوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده است که در ادبیات پژوهش کمتر به صورت تلفیقی بررسی شده است. نتایج نشان داد راهبردهای بازآفرینی در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، بازنگری (WO)، تنوع (ST) و تدافعی (WT) قابل تدوین اند و اجرای آن ها می تواند به بهبود شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی محله کمک نماید. یافته ها حاکی از آن است که بازآفرینی محله ماسور با تأکید بر پیاده محوری علاوه بر رفع مشکلات کالبدی و زیربنایی، منجر به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی ساکنان خواهد شد.
۴۵۸.

تحلیل و ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر حس تعلق مکانی در بافت های قدیمی شهری (مطالعه موردی: محله ملا محمود، شهر مراغه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق مکانی بافت فرسوده محله ملامحمود شهر مراغه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
این پژوهش به بررسی مؤلفه های مؤثر بر حس تعلق مکانی در بافت قدیم یکی از محلات قدیمی شهر مراغه می پردازد. این پژوهش از نظر هدف، در دسته مطالعات کاربردی- توسعه ای قرار دارد و به روش توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه ای که بین ۳۱۹ نفر از ساکنان محله (بر اساس فرمول کوکران) توزیع شده، جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس یک طرفه با اندازه های مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص های حس تعلق مکانی شامل وابستگی و خاطره جمعی (76/3)، آسایش و دسترسی (46/3)، هویت و خوانایی (29/3) و امنیت (08/4) در سطح مطلوبی قرار دارند. شاخص امنیت بیشترین میانگین و شاخص هویت و خوانایی کمترین را دارا بودند. همچنین، در تحلیل رگرسیون، شاخص امنیت با ضریب بتا 462/ بیشترین تأثیر را بر حس تعلق مکانی داشته است. در مجموع، یافته ها حاکی از وضعیت مطلوب حس تعلق مکانی در این محله ملا محمود است و بر اهمیت حفظ و تقویت عناصر فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در بافت های قدیمی شهرها تأکید می کند.
۴۵۹.

بررسی مدیریت تعارض در تحقق پذیری کاربری اراضی شهری (مورد مطالعه: منطقه ثامن مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت تعارض تحقق پذیری کاربری اراضی شهری بافت فرسوده کنشگران شهری منطقه ثامن مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۶
بافت های دارای ارزش تاریخی و فرهنگی به دلیل ویژگی های خاصی که دارند، بستر اهداف، منافع و نیاز های متفاوتِ طیف متنوعی از کنشگران هستند که طبیعتاً بروز تعارضات و تضاد منافع میان کنش گران می تواند در میزان تحقق پذیری و موفقیت طرح های توسعه شهری مؤثر باشد. بنابراین نحوه مدیریت تعارض میان کنش گران در جهت تحقق کاربری اراضی شهری در میزان اثر بخشی و موفقیت طرح های توسعه شهری از موضوعات مهم و حیاتی محسوب می شود. در همین راستا، هدف پژوهش این است که نحوه مدیریت تعارض توسط عوامل و مدیران اجرایی در روند تحقق پذیری کاربری اراضی منطقه ثامن مشهد مورد بررسی قرار گیرد. تحقیق حاضر پژوهشی کاربردی و توصیفی-تحلیلی می باشد که به صورت پیمایشی و میدانی انجام شده است. از این رو، ابزار پرسشنامه و مصاحبه برای گرد آوری اطلاعات مورد نیاز استفاده شده است.پرسشنامه استاندارد مدیریت تعارض افضل رحیم برای موضوع پژوهش تعدیل و تنظیم شد و به تایید خبرگان رسید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS 26   انجام شده است. نتایج آزمون همبستگی اِتا حاکی از این است که میزان استفاده از تکنیک های مدیریت تعارض توسط عوامل اجرایی در روند تحقق پذیری کاربری اراضی منطقه ثامن بستگی به مخاطب مقابل شان دارد. به طوری که در مقابل مدیران شهری و توسعه گران بیشتر از تکنیک سازش، مصالحه و همکاری استفاده شده است و در مقابل مردم و مشاورین طرح تفصیلی بیشتر از تکنیک سلطه و اجتناب استفاده کرده اند. همچنین ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که میان تکنیک همکاری با سازش، سلطه با مصالحه و میزان سازش با اجتناب رابطه معناداری وجود دارد. نتایج حاکی از این است که استفاده از تکنیک های مدیریت تعارض در راستای برنامه ریزی از بالا به پایین بوده و ساز وکار اجرایی جهت مدیریت مؤثر تعارضات در راستای منافع کلیه کنش گران وجود نداشته است و تعارضات در راستای منافع صاحبان قدرت از طریق سلطه و یا اجتناب مدیریت می شوند.
۴۶۰.

نقش روانشناسی محیطی در ارتقاء زیست پذیری بافت های فرسوده شهری نمونه مورد مطالعه: بافت فرسوده شهر رفسنجان

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: روانشناسی محیطی زیست پذیری شاخص های زیست پذیری بافت فرسوده شهر رفسنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
روانشناسی محیطی به عنوان شاخه ای از روانشناسی و زیرمجموعه علوم رفتاری، به مطالعه رفتارهای انسانی در رابطه با سکونتگاه فرسوده شهری یا محیط کالبدی و ظرفیت و نیازهای محیطی و ارتباط دوسویه بین انسان و محیط می پردازد. از آنجایی که بافت های فرسوده با مشکلات اقتصادی، کالبدی، زیست محیطی و غیره مواجه اند، توجه به مقوله زیست پذیری و استانداردهای آن در کاهش مشکلات فوق و ارتقاء کیفیت زندگی و کارآمدی مدیریت شهری مؤثر است. پژوهش حاضر با هدف نقش روانشناسی محیطی در ارتقاء زیست پذیری فضاهای شهری شهر رفسنجان تدوین شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. پرسشنامه تدوین شده میان 80 نفر به صورت تصادفی ساده توزیع گردید و چهار عامل از عوامل مؤثر بر زیست پذیری شهر رفسنجان مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد عواملی که وضعیت بهتری در محدوده بافت فرسوده شهر رفسنجان دارند، از اهمیت بیشتری برخوردارند. بدین ترتیب با توجه به نتایج پژوهش، در این تحقیق، شاخص های وضعیت تمایل ساکنان به سکونت در بافت، وضعیت سطح فساد اجتماعی در بافت های فرسوده، وضعیت حس تعلق به مکان، وضعیت رضایت ساکنان از امکانات و تسهیلات بافت فرسوده، وضعیت صرفه و ارزش اقتصادی بافت، وضعیت دسترسی به خدمات عمومی و زیرساخت های شهری، فرصت های درآمدزایی از طریق جاذبه های گردشگری، تمایل بخش خصوصی به سرمایه گذاری در بافت، وضعیت کیفیت هوا، خانوارهای برخوردار از سیستم فاضلاب استاندارد، کیفیت جمع آوری آب های سطحی، آرامش و فقدان آلودگی صوتی، وضعیت فشردگی و ریزدانگی ساختمان ها در بافت، وضعیت تراکم جمعیت در بافت های فرسوده و نفوذپذیری، بیشترین تأثیرپذیری را در ارتقاء زیست پذیری بافت فرسوده دارند.