مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
سامان دهی
منبع:
منظر دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۴
50 - 59
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات کلیدی حال حاضر در شهر های کشور بحران موجود در سیمای شهرهاست. این بحران از منظر خرد و کلان حادث شده است. از منظر کلان، بی توجهی به سیمای شهری در نظام کلی هدایت تحولات کالبدی شهر ها، سیمای شهری را مخدوش و بی هویت کرده است. از منظر خرد سه معضل اضافات و الحاقات، فرسودگی نماها و تابلو های بی ضابطه باعث اغتشاش بصری و افت کیفی سیمای شهری شده است. برای رفع این معضل در مقیاس خرد، سه اقدام پیرایش، مرمت و ساماندهی باید در دستور کار مدیریت شهری قرار گیرد. بررسی پروژه هایی که برای این منظور در سازمان زیباسازی تهران انجام شده، حاکی از این امر است که روش و نظام اجرای این دست پروژه ها که در نوع خود تجربه کاملاً جدیدی محسوب می شوند، مسئله ای کلیدی و نیازمند تعمق و دقت فراوان است. هرکدام از روش های به کار رفته در تجربیات قبلی دارای نکات مثبت و منفی منحصر به خود است. در این مقاله با بررسی تجربه های قبلی سازمان زیبا سازی و به خصوص تجربه اجرای پروژه فردوسی که نگارندگان در آن مسئولیت مدیریت و راهبری داشتند، تلاش شده است تا از منظر شناسایی و تحلیل ریسک های پروژه به روش دلفی، بهینه ترین روش برای اجرای پروژه و فرایند اقدامات معرفی شوند. یافته های این تحقیق نشان می دهد برای اجرای درست و عدم ایجاد سوء تفاهم در نهاد های نظارتی، کلیه ضوابط، مقررات و فرایند های قانونی پروژه های عمرانی باید رعایت شود، اما با لحاظ کردن تمهیداتی نظام عمرانی را باید با اقتضائات و پیچیدگی های این دست پروژه ها هماهنگ کرد که پاسخ مناسبی به ریسک هایی موجود ارائه دهند. دقت در طراحی و جزئیات اجرایی، توجه به جنبه های اجتماعی و رعایت دقیق ضوابط ایمنی از نکات کلیدی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
نقش حوزه پیراشهری در سامان دهی کلان شهر تهران با تاکید بر شهرهای جدید
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره اول زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱
39-48
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کلان شهرها نقش بی بدیلی در تداوم زیست بشر، آینده جامعه بشری و تعیین مسیر آینده ایفا می کنند. یافتن الگوی مناسب برای توسعه این مناطق می تواند به توسعه پایدار در سطح ملی و کاهش ناپایداری ها کمک کند . گسترش محدوده در حوزه بلافصل پیرامون به اشکال کالبدی، تغییر کاربری زمین و نقش ها از کارکردهای کلان شهرها است. حوزه های کلان شهری از طریق گسترش در قلمرو پیرامونی و ادغام فضایی- عملکردی محدوده های بلافصل در فضای هسته مرکزی کلان شهر شکل می گیرد. کلید سامان دهی شهر تهران در حاشیه آن است. پیوند حاشیه و متن در مناطق کلان شهری به منزله شکل گیری فرصت ها و تهدیدهایی برای هسته اصلی و حوزه پیرامونی آن به شمار می رود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش حوزه پیراشهری در سامان دهی کلان شهر تهران با تاکید بر شهرهای جدید صورت گرفت. نتیجه گیری: راهکارهای سامان دهی تهران در بازسازی فضایی، کارکردی و هویتی شهر تهران، در رویکرد منطقه کلان شهری و برنامه ریزی منطقه ای، درگیرساختن اجتماعات پیراشهری در فرایند ادغام و یکپارچه سازی است. نگاه یکپارچه به منطقه کلان شهری و تحلیل نقش ها و جریان ها در چهارچوب یک سیستم فضایی واحد، ایجاد نهاد مدیریت یکپارچه منطقه کلان شهری و تقویت سلول ها و گره های فضایی در قالب شهرهای جدید لازمه سامان دهی فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهر تهران است . جلوگیری از روند حاشیه ای شدن منطقه پیراشهری، بازسازی مناطق پیراشهری، باز زنده سازی و تقویت حیات اجتماعی در سطح منطقه کلان شهری با ایجاد سلسله مراتب عملکردی- فضایی، هویت بخشی اجتماعی و اقتصادی به حوزه پیراشهری، راهکار جایگزین کردن شهرهای جدید و بازنگری در تجربه آنها، کلید رشد و توسعه متوازن کلان شهر تهران به عنوان پایتخت در حاشیه آن است.
اصول سامان دهی حفاظت مبنای معابر تاریخی به روش الگوبرداری قیاسی تجارب سامان دهی ایران و سایر کشورها (مورد پژوهی: سنجش وضعیت سامان دهی یک معبر تاریخی سواره و پیاده اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۳
۱۰۰-۸۳
حوزههای تخصصی:
معابر، قوی ترین فضاهای شهری و استخوان بندی اصلی شهر و به تبع آن، بافت تاریخی هستند. در گذشته نیز هندسه شهر تاریخی، برگرفته از راسته بازارها و گذرها بود، اما با ورود وسایل نقلیه و به دنبال آن خیابان کشی های شطرنجی در بافت تاریخی، هندسه ارگانیک و سلسله مراتب شبکه معابر، انسجام و ساختار بافت، در هم شکست. مسئله اصلی این پژوهش، تأمین دسترسی مطلوب در عین حفاظت از ارزش های بافت تاریخی بوده که نیازمند تدوین چارچوب حفاظت مبنای سامان دهی معابر تاریخی است تا جوانب حفاظت از هویت تاریخی، روحیه انسانی، مسائل اجتماعی و در عین حال، تأمین دسترسی سواره را پاسخ گو باشد. تجارب سامان دهی معابر تاریخی ایران نشان می دهند دغدغه اصلی، تأمین دسترسی سواره بوده است. ناکارآمدی سامان دهی های گذشته با وجود هزینه هنگفت، این ضرورت را ایجاب می نماید تا با الگوبرداری قیاسی تجارب جهانی در این زمینه مشخص شود که اصول سامان دهی حفاظت مبنای معابر تاریخی چه هستند؟ و شباهت ها و تفاوت های سامان دهی ایران و جهان کدام هستند؟ عدم انجام چنین مطالعه ای، سبب تکرار دور باطل ناکارآمدی سامان دهی معابر تاریخی و عدم حفاظت آنها می شود؛ در حالی که مطالعات نشان می دهند یکی از بیشترین عوامل رکود و متروک شدن بافت تاریخی، ناکارآمدی معابر است. تا کنون دیده نشده در زمینه سامان دهی معابر بافت تاریخی ایران با رویکرد حفاظت مبنا، مطالعات جامعی صورت پذیرند و ضعف ادبیات تحقیق در این زمینه مشهود است. این مقاله برای اولین بار، سامان دهی معابر بافت تاریخی ایران را با روش الگوبرداری قیاسی با تجارب سامان دهی سایر کشورها مقایسه نموده است. هدف پژوهش حاضر، دست یابی به اصول سامان دهی حفاظت مبنای معابر بافت تاریخی است. روش داده اندوزی، کتابخانه ای و میدانی است. نتایج نشان دادند سامان دهی معابر ایران، ناقص و فاقد برنامه و نگرش حفاظتی است. در نمونه مطالعاتی نیز سامان دهی معبر پیاده و سواره، ناقص با درجه کیفی ضعیف بود. در پایان، اصول سامان دهی حفاظت مبنای معابر بافت تاریخی و عصاره معابر تاریخی، به عنوان چارچوب اقدامات آینده ارائه شده اند.
مدل سازی ساختاری-تفسیری سامان دهی بافت تاریخی شهر با رویکرد دارایی-مبنا (مورد: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ابعاد و شاخص های مؤثر بر سامان دهی بافت تاریخی ارومیه با رویکرد سیاست های دارایی مبنای توسعه اجتماعات محلی را از طریق مدل سازی ساختاری- تفسیری شناسایی و تحلیل می کند و درنهایت، به طراحی ارتباطات بین معیارها (سرمایه اجتماعی،کالبدی و مالی) و زیرمعیارهای آنها پرداخته است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی پژوهش حاضر، روش انجام تحقیق در این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی (علی) است. ابتدا، از طریق مطالعه ادبیات و مطالعات دیگر شاخص های سیاست دارایی مبنای توسعه اجتماعات محلی برای سامان دهی بافت تاریخی، شناسایی شده است، سپس با استفاده از متدولوژی تحلیلی نوین مدل سازی ساختاری-تفسیری(ISM) روابط بین شاخص های سیاست دارایی مبنا برای سامان دهی تعیین و به صورت یکپارچه تحلیل شده است؛ درنهایت با استفاده از تحلیل MICMAC، نوع متغیرها با توجه به میزان اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، سه عامل میزان درآمد ماهانه، وضعیت مالکیت، و ارزش ملک مسکونی به ترتیب با میزان قدرت نفوذ 18، 18 و 16 بیشترین تأثیر و معیارهای کیفیت امکانات کالبدی و ثروت قابل تبدیل به پول هر دو با میزان قدرت نفوذ 7، کمترین تأثیر را در سامان دهی بافت تاریخی با رویکرد سیاست های دارایی مبنای دارند. همچنین در سطح ابعاد، نتایج نشان می دهد که اولین ابعاد مؤثر در سامان دهی بافت تاریخی ارومیه با رویکرد سیاست های دارایی مبنای توسعه اجتماعات محلی، ابعاد سرمایه مالی است. درنتیجه، هر گونه برنامه و اقدام برای سرآغاز و سامان دهی بافت تاریخی شهر ارومیه، باید به نقش کلیدی و پایه ای این عوامل توجه نماید.
واکاوی عوامل و محرک های مؤثر در سامان دهی بافت های فرسوده و ناکارآمد حاشیه شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
167 - 202
حوزههای تخصصی:
گسترش فضایی بی رویه، بدون برنامه و ورود افراد مهاجر به شهر زاهدان باعث شکل گیری بافت های حاشیه ای در این شهر گردیده است. این شهر همانند شهرهای بزرگ کشور از مشکلات ناشی از بافت های فرسوده رنج می برد. یکی از موارد مهم در کاهش مشکلات ناشی از آن، شناسایی عوامل مؤثر بر سامان دهی بافت فرسوده در این شهر است. لذا پژوهش حاضر سعی بر آن دارد، ضمن شناسایی محلات حاشیه ای و فرسوده شهر به بررسی عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت های فرسوده و ناکارآمد حاشیه شهر زاهدان بپردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش مردم محلی و ساکنان بافت های فرسوده شهر زاهدان بوده که با استفاده از فرمول کوکران 280 نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از پرسش نامه و سوالات کمی (طیف لیکرت) و مصاحبه استفاده شد. جهت بررسی وضعیت بافت های فرسوده شهر زاهدان از روش توصیفی-تحلیلی و GIS استفاده شد. برای شناسایی عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت فرسوده زاهدان از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج بررسی وضعیت بافت های فرسوده و ناکارآمد زاهدان نشان داد که محلات شیرآباد، کریم آباد، کارخانه نمک و پشت گاراژ، بابایان، مرادقلی و چلی آباد مهم ترین محلات دارای بافت فرسوده و ناکارآمد در شهر زاهدان هستند. نتایج مدل معادلات ساختاری عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت فرسوده نیز نشان داد که عامل اقتصادی با ضریب تأثیر 71/0 بیشترین تأثیر را بر سامان دهی بافت فرسوده زاهدان داشته است. عامل امکانات، خدمات و تأسیسات زیربنایی شهری با ضریب تأثیر 67/0، عامل اجتماعی و فرهنگی با ضریب تأثیر 61/0، عامل کالبدی و محیطی با ضریب 59/0 و عامل سیاست های نوسازی بافت فرسوده با ضریب تأثیر 47/0، در مرتبه های بعدی قرار گرفته اند. لذا پژوهش حاضر سعی بر آن دارد، ضمن شناسایی محلات حاشه ای و فرسوده شهر، به بررسی عوامل و محرک های مؤثر بر سامان دهی بافت های فرسوده و ناکارآمد حاشیه شهر زاهدان بپردازد.
بررسی نقش و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در تهیه طرح های سامان دهی و بازآفرینی بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
115 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال این هدف است که جایگاه و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را در تهیه طرح های توسعه شهری مرتبط با بافت های فرسوده و ناکارآمد موردبررسی قرار داده و درنهایت رویکردها و مدل های به کار گرفته شده در طرح های تهیه شده را استخراج کرده تا در پروژه های مشابه پیاده سازی شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازلحاظ روش تحقیق کیفی است. به منظور حصول به هدف، از روش تحلیل محتوا که گونه ای از روش تحقیق کیفی است، استفاده شده است. گردآوری اطلاعات در دو دسته کتابخانه ای و میدانی با تکنیک های مطالعات اسنادی، بررسی برنامه های مصوب، طرح های فرادست، قوانین و سازوکارهای اداری و استفاده از ابزارهای مشاهده، عکس، مصاحبه و گفتگوی هدف دار انجام شده است. با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و به شیوه هدفمند، اقدام به مصاحبه با افراد کلیدی شده است. تجزیه اطلاعات و تفسیر داده ها با استفاده از فرایند تحلیل داده ها از طریق کدگذاری، مقوله بندی و تعریف واحد تحلیل در نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش کنونی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان یکی از نهادهای تأثیرگذار در محیط های شهری در حوزه تأمین و تهیه مسکن، مجتمع های زیستی و واحدهای مسکونی شهری، اقدامات حوزه اجرای پروژه ها و طرح های مسکونی و ورود در بحث نوسازی و پس از وقوع سوانح طبیعی است و مداخله در بافت های ناکارآمد شهری توسط این نهاد نیز با بهره گیری از مدل هایی چون بازآفرینی، بازسازی، توانمندسازی، جابه جایی، درجاسازی، بهسازی، تفکیک و توسعه مجدد مؤثر خواهد بود. این نتایج در قالب فرایند پیشنهادی برای طرح های سامان دهی بافت های ناکارآمد شهری و نگرش های اصلی، سناریوها و مدل های مداخله پیشنهادی ارائه شده است. نتیجه گیری: درنهایت مدل هایی چون بهسازی با بهره گیری از مشارکت مردم، انتفاع ظرفیت اجتماعی با هدف توسعه ساخت وساز، بهره گیری از همراهی و همکاری سازمان های اجتماعی، بهسازی با رویکرد توسعه شهری یکپارچه و پایدار، ظرفیت سازی نهادی و ایجاد زیرساخت ها، بهسازی و توانمندسازی محلات نابسامان، تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به شهرها، طرح ساختاری بازآفرینی شهری، بهسازی با استفاده از برنامه ریزی راهبردی ترکیبی و توسعه پروژه های محرک با ایجاد انجمن های مشارکتی، جهت مداخله در پروژه های بافت های ناکارآمد شهری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی پیشنهاد گردید.