مطالب مرتبط با کلیدواژه

خانه


۱۰۱.

اَل قویوب: سیاست گذاری و سلب زیستن در راستاکوچه، محله ای تاریخی در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مردم شناسی سیاست گذاری میراث فرهنگی محله های تاریخی خانه اَل قویوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۲
فکر مراقبت و حفاظت از بافت ها، محله ها و آثار تاریخی در قالب طرح های جامع شهری، ثبت آثار، تصویب قوانین و ضوابط و تنظیم آیین نامه ها طی حدود نیم قرن گذشته بر زندگی در محله هایی با بافت تاریخی و قدیمی تأثیر عمیقی گذاشته است. هدف این مقاله، بررسی مردم شناختی و زمینه مند کردن سیاستگذاری نهادهای رسمی در زندگی در محله ی تاریخی راستاکوچه در مرکز شهر تبریز است. به خاطر تمرکز پژوهش بر رابطیه بین نهادها و اجتماعات محلی، برای استخراج قوانین مربوط به سیاستگذاری های نهادها و مقامات آنها از روش مطالعات اسنادی و بررسی خبرگذاری ها و برای مشاهدیه فضاهای زیسته در محله ها از روش مردم نگاری و فنون آن شامل مشاهده و حضور بهره برده ام.برآیند سیاست گذاری های محلی، ملی و بین المللی در قالب طرح های جامع، قانون های مجلس و پایگاه جهانی یونسکو در حدود نیم قرن گذشته، در کردار «اَل قویوبِ» (دست گذاشتن) اداره کل میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی تجسم یافته است. سیاست «اَل قویوب» که می بایست به سبک ایجابی با مجموعه ای وسیع از مطالعات و اقدامات ویژه موجب مراقبت و زنده شدن بافت تاریخی این سو و آن سوی باروی قدیمی می شد، به یک شیویه سلبی کوته فکرانه تقلیل یافت: ساخت وساز بالای 7.5 متر ممنوع یا پذیرفتن خطر زیستن در خانه هایی که دچار فرسودگی اند. بسیاری از اهالی خانه های قدیمی شان را وانهادند و از محله ها رفته و آواره و مستأجر شده اند. تأثیر ملموس این سیاست ها و وانهادگی در اجتماع محلی عبارت بودند از: خانه های رو به ویرانی، مخروبه های وسیع، درهای صدمه دیده، درهای قفل دار، شکستن رد بارو، تخلفات ساخت وساز، ناهمسازی سکونتی، و وضع آنارشیک. نتیجه، سلب ساکنان از زیستن در محله ی خودشان بود.
۱۰۲.

تدوین مدل محاسباتی مرکزیّت در معماری خانه های سنّتی (نمونه موردی: خانه امام جمعه دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانه های سنتی مرکزیت مدل محاسباتی هویت اسلامی ایرانی میراث معماری معاصر خانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۲
اهداف: مرکزیّت فضاها در طراحی معماری علیرغم اینکه در خانه های سنّتی به عنوان یکی از ارکان زیبایی شناسی تلقّی می گردید، به دلیل نگاه بازاری گونه کنونی به صنعت ساختمان مغفول مانده است. هدف این پژوهش، تدوین روش محاسباتی جهت تبیین کمّی مرکزیّت در یکی از خانه های سنّتی به منظور استفاده در بناهای جدید می باشد. روش ها: فضاهای خانه های سنّتی دوره قاجار بر اساس شکل و عملکرد فضایی استخراج و کد گذاری شدند. یک مدل محاسباتی جهت تبیین انحراف از مرکز نرمال شده ارائه گردید. گراف پلان توجیهی، سطوح فضایی و مرکزیّت فضاهای نمونه موردی ترسیم گردید. یافته ها: در فضاهای خانه سنّتی امام جمعه، حیاط، ایوان، شاه نشین، تالار، حیاط حوضخانه و حیاط اندرونی ریزفضاهای مرکز گرا را نشان می دهند و انحراف از مرکز صفر دارند و حیاط بیرونی با 14 ارتباط به عنوان مرکزی ترین فضا شناخته می شود. از سوی دیگر دهلیز، صفّه، اتاق های معمولی، راه پله و ایوانچه ها مرکزیت کمتری داشتند و به عنوان فضاهای مرکز گریز شناخته گردیدند. نتیجه گیری: برّرسی مرکزیّت از دو جنبه نحوی فضایی و شکلی و نیز صحّت سنجی به کمک محاسبات ریاضی، می تواند الگویی که در نگاه معمار در آن زمان وجود داشته است بازیابی کرد و در بناهای جدید جهت پررنگ نمودن عنصر زیبایی و عملکردی بنا مورد استفاده قرار داد.
۱۰۳.

تحلیل سطح برخورداری بناهای تاریخی ایران بر اساس توسعۀ پایدار با تأکیدبر شاخصه های استانداردهای جهانی DGNB (نمونۀ مطالعاتی: خانۀ زینت الملک)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصول معماری ایرانی سامانه ارزیابی DGNB آلمان توسعه پایدار خانه های تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۱
بیان مسئله: افزایش روز افزون جمعیت و به دنبال آن نیاز به مسکن و افزایش ساخت و ساز و در نهایت بزرگ شدن شهرها می تواند صدمات غیر قابل برگشت به محیط و نسل های آینده را به دنبال داشته باشد. پیشگامان این عرصه در امر پژوهش با مطرح کردن معماری پایدار و شکل گیری سامانه های ارزیابی پایداری سعی در مرتفع کردن این معضل کرده اند. در همین راستا کشور ایران با قدمت طولانی و آثار معماری فاخر که از گذشتگان در این سرزمین به جای مانده است، حاکی از توجه خاص معماران از دیرباز به امر ساخت و ساز بوده است. هدف پژوهش: بررسی تطبیق پذیری مؤلفه های محیط زیستی خانه تاریخی شیراز با مدل ارزیابی DGNB آلمان برای دستیابی به یک راهبرد کارآمد در طراحی است.روش پژوهش: ابتدا از روش مقایسه تطبیقی مابین سامانه ارزیابی  DGNB  آلمان و اصول معماری ایرانی بهره گرفته شد، و زمینه های مشترک و متفاوت آن ها شناسایی، تا کمکی در جهت تکامل بنیان های ساخت و ساز شود. همچنین، داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و مصاحبه با ساکنین خانه زینت الملک، افراد متخصص و مسئول فنی تأسیسات جمع آوری شده است. و برای مقایسه بین آنها، چک لیستی از معیارهای مشترک تهیه و ارزیابی شد.نتیجه گیری: نمونه مطالعه شده، حداقل امتیاز ممکن را در کیفیت های اجتماعی و عملکردی به دست آورد؛ در حالی که با در نظر گرفتن محدودیت های موجود، می توانست امتیاز بالاتری کسب کند. با این حال، معیارهایی در زمینه طراحی برای همه افراد مورد بی توجهی قرار گرفته بود، همچنین محدودیت هایی مانند: دشواری در اندازه گیری برخی معیارها به دلیل دخالت انسان امروزی و بازدیدکنندگان، و نیز استفاده بسیار کم از سیستم های هوشمند جهت کنترل کاربر وجود داشت. با این حال، سیستم طراحی هوشمند از طریق خلاقیت معمار خود را نشان داد.
۱۰۴.

بررسی ویژگی های بازنمایی و تطبیق فضای داخلی خانه ها در نگاره های ایرانی در سده های 7 ه. ق تا 11 ه. ق (13 م تا 17 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانه معماری داخلی آرایه های معماری داخلی ساختار فضایی نگارگری معماری آذری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۸
هنر نگارگری در سبک آذری یکی از درخشان ترین جلوه های هنر ایرانی است. ازاین رو، نگاره های قابل توجهی، به ویژه از مکتب هرات و تبریز، هم عصر با سبک آذری در معماری به جامانده که در آن ها فضاهای مسکونی به تصویر کشیده شده اند. با توجه به کمبود شواهد تاریخی باقی مانده از معماری مسکونی این دوره و گستردگی جغرافیایی و پراکندگی بناها در قلمرو وسیع ایرانِ فرهنگی، دستیابی به ویژگی های معماری بناهای مسکونی این دوران بسیار دشوار است. ازاین رو، پژوهش های موجود درباره ویژگی های معماری خانه های مسکونی در سبک آذری محدود بوده اند؛ اما با بررسی نگاره هایی که بناهای معماری را نمایش داده اند، می توان به الگوهای به کاررفته در معماری داخلی این سبک پی برد. این پژوهش به تحلیل نحوه نمایش فضاهای داخلی در نگاره های مکتب هرات و تبریز می پردازد . هدف این مقاله بررسی ساختار بازنمایی فضاهای معماری مسکونی از طریق نگارگری دوران ایلخانی تا صفوی (مکاتب هرات اول و دوم و تبریز اول و دوم و مکتب جلایری (بغداد و شیراز)) است. سؤال های اصلی پژوهش عبارت اند از: 1. ساختار فضاهای داخلی به نمایش درآمده در نگاره های مکاتب هرات و تبریز اول و دوم چه ویژگی هایی دارد؟ 2. چگونه می توان با بررسی این نگاره ها، به اصول معماری داخلی فضاهای مسکونی آن دوران پی برد؟ به منظور دستیابی به این هدف، نگاره هایی که فضاهای داخلی مسکونی را نمایش می دادند، جمع آوری و بررسی شدند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعه تطبیقی اسناد تاریخی به روش کتابخانه ای گردآوری شده اند و سپس واکاوی آثار نگارگری انجام گرفته است. این پژوهش با استناد به نگاره ها، در پی کشف ویژگی های ساختاری فضای داخلی معماری مسکونی در هنر نگارگری آن دوران است. نتایج پژوهش بیان گر ویژگی های ساختاری فضاهای مسکونی، محورهای سامان دهی فضا، نقش آرایه ها و کتیبه ها در ساختار فضایی، رابطه سلسله مراتب اجتماعی با ساختار فضایی و تأثیرپذیری آثار نگارگری از سبک های رایج معماری خانه ها و دیگر فضاهای مسکونی در دوره موردمطالعه است.
۱۰۵.

درخت- خانه: غرابتِ درختان در نقاشی های داوود امدادیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داوود امدادیان زیگموند فروید نقاشی منظره درخت امر غریب خانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۵
 شاید نتوان در سنت منظره نگاری ایران نقاشی مانند داوود امدادیان را یافت که به «درخت» در مقام یک موضوعی منحصر برای نقاشی چنین وفادار بوده باشد. علاوه بر شکل و جایگاه این درختان در ترکیب بندی، تکرار آن ها در آثار امدادیان نیز به رازگونگی آن ها افزوده است. در این پژوهش، این درختان در مقام «امری غریب» توصیف و تحلیل می شوند. در این پژوهش با اتخاذی رویکردی روان شناختی و بر مبنای صورت بندی مفهومی «امر غریب» نزد زیگموند فروید کوشش می شود که از «چگونگی» تجسم درختان در آثار امدادیان تحلیلی منسجم و دقیق ارائه شود. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده است و از میان آثار داوود امدادیان با نمونه گیری هدفمند، آثاری برای تحلیل انتخاب شده اند که بتوانند ابعاد و مؤلفه های کلیدی چگونگی نمایش درختان در این آثار را نشان دهد. گردآوری اطلاعات در این مقاله به شیوه ای کتابخانه ای بوده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ازنظر شکلی در اغلب آثار امدادیان ساختاری مشابه تکرار شده است. مطابق این ساختار در میانه اثر «چیزی» قرار گرفته است که بخش اعظم تابلو را می پوشاند، این چیز که غالباً در هیئت درخت تصور می شود در عین بیگانگی و مهابت، آشنا و نزدیک نیز هست، ازاین رو، واجد دیالکتیک بنیادین برسازنده تجربه «غرابت» است. غالباً در کنار این درخت عظیم نشانه های خسران در هیئت زوال و ویرانی در نمایش خانه ها یا درختان کوچک دیده می شود. این ازدست رفتگی ها و وجه مالیخولیایی در تصویر درختان عظیم میانه اثر، وجهی عمیق تر و بنیادی تر می یابد. «تکرار» بی وقفه مضمون درخت در قالبی واحد در آثار امدادیان می تواند نشانه ای از «اجبار به تکرار» و فراوری از اصل لذت به سوی بازگشت باشد: از سکنی گزیدن در سکونت گاه های موقت ازدست رفته به سوی آرامشی جاوید در مرزهای مرگ، به سوی خانه ای ابدی.
۱۰۶.

معماری مبتنی بر نور؛ واکاوی هستی شناسانۀ خانۀ ایرانی براساس دیالکتیک درون و بیرون با تکیه بر نمونه هایی از شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانه حیاط مرکزی چهارصفه مکان هستی شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
خانه بستر تحقق مفهوم سکونت و معماری خانه، بازتابی از عمیق ترین نیازهای وجودی انسان است. الگوی منحصربه فرد حیاط مرکزی خانه ایرانی، یک سند هویتی مهم در درک نحوه زیست و سکونت ایرانیان است. حیاط مرکزی فراتر فضایی تهی در برابر توده های ساختمانی، عنصری محوری در سازمان دهی و هستی یافتن خانه ایرانی در فلات مرکزی ایران است و بررسی گونه شناسی این الگو ممکن است بازگوکننده مؤلفه های هویتی تمدن کهن ایرانی باشد. علی رغم اهمیت این موضوع، تاکنون اغلب مطالعات به بررسی ابعاد چیستی شناسانه خانه ایرانی اعم از پیکربندی فضایی، تکنولوژی، پایداری، اقلیم و شاخصه های فرهنگی چون محرمیت محدود مانده اند و کهن الگوی حیاط مرکزی، در نگاهی هستی شناسانه و هم زمان تاریخی بررسی نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی ابعاد هستی شناسانه حیاط مرکزی در سیر تاریخی شکل گیری و تکامل آن است. به گونه ای که مفاهیم جهانی «سکونت» و «بودن در جهان» در بستر جغرافیای فرهنگی فلات مرکزی ایران بررسی شود. برای این منظور از روش تحلیلی- اکتشافی استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات برای بررسی نظریات مرتبط با هستی شناسی الگوی حیاط مرکزی به روش مطالعه کتابخانه ای انجام شده و در انطباق با یافته های مطالعه میدانی خانه های تاریخی یزد، به طور خاص خانه چهارصفه چم و خانه لاری ها، شرح و بسط یافته است.خانه، بستر تجربه هم زمان «سکونت یافتن» و «بودن در جهان» است. در خانه ایرانی این مسئله با دو رویکرد فرمی متفاوت «درون گرایی» در پاسخ به سکونت و «برون گرایی» در پاسخ به نیاز بودن در جهان تجلی می یابد. در تکوین الگوی حیاط مرکزی، دوگانه مزبور به وحدت رسیده و دیالکتیک درون و بیرون را به واسطه گری «نور» شکل می دهند. معماری مبتنی بر نور به عنوان پاسخی به سودای ارتباط درون و بیرون در کالبد معماری ایرانی، عمری چندهزارساله دارد. نقش آفرینی نور در پردازش مکان با قرارگیری آتش در قلب آتشکده های باستانی آغاز شد و با گشودگی اندک سقف چهارطاقی ها به سوی آسمان ادامه یافت. در ادامه مؤلفه نور با گشودگی کامل حیاط در معماری خالص خانه های چهارصفه، نقش محوری تری یافته و در دوران اسلام با گره خوردن در اندیشه های باستانی و اسلامی، تقدیس نور در قالب الگوی حیاط مرکزی به اوج خود رسید. ازاین رو در تجلی و نقش آفرینی نور در ساخت مکان در سیر و سلوک ایرانیان، آتشکده، مسجد و خانه یکی است.
۱۰۷.

تحلیل پدیدارشناختی بازنمایی بدن های نابهنجار در نمایشنامه های خانه، زمستان 66، ماه عسل و دل سگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدن نابهنجار پدیدارشناسی بیماری خانه زمستان 66 ماه عسل دل سگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
ادبیات نمایشی ایران سرشار از شخصیت ها و روایت های گونه گونی است که موشکافی آن ها می تواند فهم ما را از تاریخ اندیشه معاصر ایران افزون کند. پدیدارشناسی بیماری که به بدن زیسته و بیولوژیک فرد در هنگام بیماری یا اختلال می پردازد، فرصتی است برای واکاوی تجربه ی زیسته ی افراد دارای بدن های نابهنجار به عنوان یک اقلیت اجتماعی. الیور ساکس این نابهنجاری ها را به سه دسته ی بدن های کاسته شده، زیادی شده و دگردیسی شده بخش می کند. در پژوهش پیش رو به مساله ی بازنمایی بدن بیمار در آثار برگزیده ای از ادبیات نمایشی ایران پرداخته شده و تجربه ی جسمانی شخصیت ها با اختلال های بدن آگاهی در مطالعات عصب شناختی مقایسه شده است. نگارندگان پس از بررسی متون نمایشی معاصر ایرانی، چهار نمایشنامه ی خانه ، زمستان 66 ، ماه عسل و دل سگ را برای بررسی حضور این سه دسته بدن برگزیدند. هدف این پژوهش کیفی که با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع اسنادی به انجام رسیده است، بازبینی شیوه های نمایش بدن نابهنجار در هنرهای نمایشی معاصر ایران و بررسی راهکارهای زدودن نگرش منفی نسبت به این بدن ها در آفرینش هنری است. گام های پدیدارشناسی بیماری و علایم تجربه ی اختلال در بدن مندی را در توصیفات شخصیت های نمایشنامه های مورد بحث می شود باز یافت. آشتی با بازنمایی بدن های بیمار و نابهنجار برپایه ی شناخت درست از اختلال های بدن آگاهی، می تواند یاری رسان هنرمندان برای خلق فرم های بدیع در نگارش نمایشنامه باشد.
۱۰۸.

تأملی بر دگرگونی های کالبدی خانه در روستای کفشگیری

کلیدواژه‌ها: خانه روستای کفشگیری زندگی روستایی معماری روستایی معماری سنتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
تحقیق حاضر تلاشی است در راستای توصیف دگرگونی های کالبد خانه های روستای کفشگیری. در بادی امرْ تعمّق در شکل سنتی خانه مد نظر بوده که خودْ حاکی از معادلات تعامل انسان با محیط است. در مرحله بعد، توصیف شکل جدید خانه و از این رهگذر، تأمل در این تغییراتْ و چگونگی پدیدآمدن شان پی گرفته شده است. هدف این مقاله اولاً تشریح تفاوت های معنادار ایجادشده در خانه های روستا و ثانیاً جست وجویی به دنبال کشف علت های احتمالی این تغییرات است. این تحقیق بر مبنای هدفْ بنیادی و بر اساس ماهیتْ توصیفی است. این توصیف از وجهی میدانی است و بر مبنای مشاهده آثار باقی مانده و از وجهی دیگر، تاریخی است که بر مبنای پرسش از محفوظات استادکاران (مصاحبه نیمه ساخت یافته) اسناد و مدارک کتاب خانه ای (سفرنامه ها، نقشه ها و سایر اطلاعات جغرافیایی) اطلاعاتی به دست آمده است. مشاهده خانه های سنتی شباهت های بسیاری را نشان می دهد؛ به لحاظ صوری و نیز فنون سازه ای. خانه سنتی بنایی کشیده بوده که مجموعه اتاق ها بر روی یک محور و در دو طبقه قرار می گرفته است. بنا از زمین فاصله دارد و بام شیب دار است. اجزای اصلی خانه چنین بوده: پی، کرسی چینی، دیوار باربر خشتی یا آجری، نال، پَلوَر، هِلا، کالپا، ستون های چوبی روی ایوان و بام سفالی. تعامل دو نظام باربر (دیوار باربر و قاب تیر و ستون روی ایوان) سازه بنا را تشکیل می داده است. خانه های جدید در یک طبقه و بر روی کرسی چینی ساخته می شود. نقشه بنا سه اتاق را در خود جای داده است. ایوان سراسری نمونه های سنتی تبدیل به فضای کوچکی شده که به منزله محل مکث و تقسیم ورودی به کار می رود. دیوارْ باربر است و بر روی آن از چوب به منزله کلاف افقی استفاده می شود. در نمونه های معدودی از طاق ضربی استفاده شده است. خرپای سقف چوبی است و پوشش بام از ورق حلبی ساخته می شود. درها و پنجره ها از نمونه های سنتی بزرگتر است و در مواردی چهارچوبی فلزی دارد. برخی از علت های پدیدآمدن این دگرگونی ها را می توان در تغییر نحوه تفکر و زیست روستائیان جست وجو کرد. عواملی چون تغییر شکل خانواده و بروز نیازهای جدید، تبعات تغییرات نظم کشاورزی پس از اصلاحات ارضی و تقابل دوگانه شهر/روستا را می توان از جمله این عوامل دانست.
۱۰۹.

شناسایی و ارتقاء نقش طبیعت در ادراک خانه های معاصر

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ادراک خانه طبیعت تحلیل محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
:واژه خانه برای آن که مفهوم واقعی خود را داشته باشد، بایستی به واقع محلی برای آرامش و آسایش انسان باشد. یکی از عواملی که منجر به ایجاد این حس می شود، حس تعلق به مکان است.. اگرچه مولفه های بسیاری از جمله مسایل روانشناختی در ایجاد این حس در افراد موثر هستند ولی این پژوهش به دنبال شناسایی و ارتقا عوامل کالبدی موثر از طریق احساس و ادراک است.یکی از عوامل موثر، وجود عوامل طبیعی و ارتباط افراد با آن است که در خانه های معاصر با توجه به محدودیت های موجود، کم رنگ شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و ارتقاء عوامل طبیعی موثر در ایجاد حس تعلق به مکان در خانه های معاصر است. این پژوهش از لحاظ ماهیت کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و از انواع روش های کیفی، روش عرفی می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده و جامعه آماری شامل 50 نفر از دانشجویان کارشناسی معماری در آزمون بازپاسخ است. این پژوهش به دنبال فهم تجربه زیسته افراد و توصیف آن به همان نحوی که مورد مواجهه قرار می گیرند می باشد. این مطالعه نشان می دهد که هر چقدر ساکنان خانه های معاصر در ارتباط بیشتری با طبیعت باشند در ایجاد حس تعلق در آنها موثر خواهد بود. در این راستا عناصر کالبدی موثر مرتبط با عوامل طبیعی معرفی و راهکارهایی جهت افزایش این غنای حسی پیشنهاد شده است.