مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
۷۱.
۷۲.
۷۳.
۷۴.
۷۵.
۷۶.
۷۷.
۷۸.
۷۹.
۸۰.
سازمان فضایی
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۴ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱۵
32 - 53
حوزههای تخصصی:
شهرهای تک قطبی و تک مرکزی، با گسترش نامنظم خود بویژه در تقابل با توسعه متوازن و متعادل هستند. تمرکزگرایی باعث معضلاتی همچون توزیع نامتوازن نظام شهری و فعالیتی در ساختار و سازمان فضایی منطقه می گردد و به تبع آن چالش هایی مانند عدم امکان برنامه ریزی دقیق جهات توسعه آتی شهرها، مهاجرت های بیش از اندازه به مرکز، آلودگی های زیست محیطی، ترافیک و در نهایت کاهش کیفیت زندگی در مقیاس شهری و منطقه ای را دربردارد. الگوهای متفاوتی در مورد توسعه و برقراری تعادل فضایی در مقیاس شهر – منطقه وجود دارد که یکی از آنها توسعه چندمرکزی است. مفهوم توسعه چندمرکزی در مقیاس منطقه ای و فرامنطقه ای، نگرش جدیدی است که از دل سند چشم انداز توسعه فضایی اروپا استخراج شده است و امروزه بعنوان رویکرد و مدل توسعه ای در سایر مناطق و کشورها مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله این است باتوجه معضلات مجموعه شهری رشت، به سنجش میزان توسعه فضایی این محدوده براساس اصول چند مرکزیتی بپردازد. در این رابطه شاخص های توسعه فضایی چند مرکزیتی در دو مولفه موفولوژیک و عملکردی برگرفته از متون نظری استخراج و با روش های کمی مورد ارزیابی قرار میگیرد. براساس نتایج پژوهش، مجموعه شهری رشت از لحاظ ساختاری، پتانسیل توسعه ی الگوی چندمرکزی را نداشته و با ساختاری سلسله مراتبی و تک مرکزی تبیین میگردد.
شناخت و تحلیل دگردیسی ساختار فضایی صنعت و نظام جریانات موثر در منطقه البرز جنوبی (با تاکید بر جابجایی کامیون کالا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضا محصول کنش متقابل نیروهای مختلف و پیچیده ای است که به عنوان یک معلول ماحصل علل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و طبیعی است. بدون شک فضا در هر بستر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و طبیعی الگویی متفاوت و مختص به خود را به نمایش می گذارد. تغییرات سازمان و ساختار فضایی منطقه در ماتریس فضایی هر محدوده سرزمینی متاثر از نیروهای متعدد و متکثری است که گاهاً به صورت اولیه و ثانویه شکل می یابد. بدون شک یکی از اهرم های تغییر در ساختار فضایی و نیز سازمان فضایی جریان در هر منطقه، الگوهای فعالیتی به ویژه پراکنش صنعت در آن محدوده است. آنچه در این مقاله به عنوان موضوع اصلی مورد توجه قرار گرفته است تحلیل سیمای دگردیسی ساختار فضایی صنعت در راستای تحلیل نظام جریانات موثر در منطقه البرز جنوبی است. در این راستا انواع آزمون های K-Reply، Global Moran، Standard Deviational Ellipse، و ... در نرم افزار Arc GIS و نیز آزمون های آماری تحلیل Centrality، Betweenness، Density، Core-Periphery، Closeness،از نرم افزار UCINET و نرم افزار NET DRAW با هدف بررسی سازمان فضایی جریان ها استفاده شده است. عموم بررسی های صورت گرفته در خصوص الگوی دو نوع ساختار و سازمان فضایی نشان از تمرکز تهران است اما تغییر فاحش در تغییرات تدریجی سیمای منطقه حکایت از دگردیسی ساختار فضایی به تبعیت از سازمان فضایی است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت هر فرم جغرافیایی در نتیجه سهم عوامل مختلف سیمای متفاوتی را به نمایش می گذارد. لذا در این رابطه ما با مکانیزم های اولیه و مکانیزم های تشدیدکننده مواجه هستیم که در آن جریان و شبکه به مراتب در شکل یابی ساختار فضایی نقش ایفا می کند. این موضوع تا حد بالایی با چرخه انباشت و یا تشکیل سرمایه در ارتباط نزدیک است.
بررسی تحقق پذیری طرح های توسعه شهری در سازمان فضایی (مطالعه موردی: شهر ساحلی بابلسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۵
۲۷۶-۲۶۵
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تحقق پذیری طرح های توسعه شهری بر سازمان فضایی شهر ساحلی بابلسر می باشد، لذا از لحاظ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. جهت جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای-اسنادی از طریق تحلیل گزارش های کمیسیون ماده 5 و 100 در یک دوره 11 ساله (1384 تا 1394) و همچنین بررسی های میدانی، مصاحبه صورت پذیرفته است. یافته های حاصل بیانگر آن است که از مجموع مساحت 1652 هکتاری شهر ساحلی بابلسر در حدود 60 هکتار از طریق افزایش تراکم های غیر مجاز، تغییرکاربری ها و تفکیک، دستخوش تغییرات اساسی گردیده که با اصول طرح های شهر مغایرت فراوان دارد. نتایج پژوهش ضمن تأیید فرضیه ارائه شده، بیانگر آن است که هر سه عنصر اصلی (بخش دولتی، بخش خصوصی و بخش عمومی) به عنوان گردانندگان سازمان فضایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در تغییرات به وجود آمده در شهر بابلسر تأثیرگذار بوده است، همچنین با توجه وابستگی مدیریت شهری بابلسر به درآمدهای حاصله از افزایش تراکم ها، این روند از سال 1385 تا 1393 ادامه داشته است اما در سال 1394 کاهش داشته و به سمت تفکیک اراضی گرایش یافته است همچنین این افزایش تراکم ها در تمامی محله های 16 گانه شهر بابلسر یکسان نبوده و بیشترین آن در محله نخست وزیری بوده است.
تحلیل نقش سازمان فضایی کلان شهرها در حمل ونقل کم کربن، نمونه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل تأثیر سازمان فضایی شهر و وضعیت ارتباطی عملکردهای تجاری آن با یکدیگر می باشد. تک مرکزیتی و چند مرکزیتی بودن شهرها می تواند تأثیر شگرف بر مسافت سفرها ایفا نماید و بدین ترتیب از اتلاف وقت و انرژی در شهرها جلوگیری شود. وسایل نقلیه موتوری تولیدکننده گازهای گلخانه ای می باشند و موجب گرمایش زمین در طولانی مدت می شوند. شناخت این عوامل می تواند میزان انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش داده و از گرمایش زمین جلوگیری کند. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی توصیفی-تحلیلی می باشد. این تحقیق، پس از مطالعات علمی جهت برآورد گازهای گلخانه ای براساس فرمول های پیشنهادی توسعه پاک (CDM) انجام گرفته است. سازمان فضایی کلان شهر مشهد در دو سناریو مورد بررسی قرار گرفت. سناریو اول ، سازمان فضایی تک مرکزی موجود شهر و سناریو دیگر شهر با سازمان فضایی سه مرکزی در امتداد استخوان بندی شهر در نظر گرفته شد. سازمان فضایی متعادل کلان شهر مشهد موجب کاهش انتشار گازهای گلخانه تا حدود 43 درصد در بخش خودروهای شخصی می شود. میانگین مسافت طی شده به وسیله خودروهای شخصی در سازمان فضایی متعادل حدود 4 کیلومتر کاهش می یابد. کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به میزان 9/7 کیلوگرم CO2 به ازای هر مسافر می باشد. وجه تمایز و نوآوری این پژوهش بررسی ارتباط شاخص مرکزیت در سازمان فضایی کلان شهرها و میزان انتشار گازهای گلخانه ای می باشد.
ارزیابی بافت فرسوده شهری براساس طرح بازآفرینی در بهبود کیفیت محیط شهری، مطالعه موردی: شهر تبریز- محله چوخورلار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل تأثیر سازمان فضایی شهر و وضعیت ارتباطی عملکردهای تجاری آن با یکدیگر می باشد. تک مرکزیتی و چند مرکزیتی بودن شهرها می تواند تأثیر شگرف بر مسافت سفرها ایفا نماید و بدین ترتیب از اتلاف وقت و انرژی در شهرها جلوگیری شود. وسایل نقلیه موتوری تولیدکننده گازهای گلخانه ای می باشند و موجب گرمایش زمین در طولانی مدت می شوند. شناخت این عوامل می تواند میزان انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش داده و از گرمایش زمین جلوگیری کند. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی توصیفی-تحلیلی می باشد. این پژوهش، پس از مطالعات علمی جهت برآورد گازهای گلخانه ای براساس فرمول های پیشنهادی توسعه پاک (CDM) انجام گرفته است. سازمان فضایی کلان شهر مشهد در دو سناریو مورد بررسی قرار گرفت. سناریو اول، سازمان فضایی تک مرکزی موجود شهر و سناریو دیگر شهر با سازمان فضایی سه مرکزی در امتداد استخوان بندی شهر در نظر گرفته شد. سازمان فضایی متعادل کلان شهر مشهد موجب کاهش انتشار گازهای گلخانه تا حدود 43 درصد در بخش خودروهای شخصی می شود. میانگین مسافت طی شده به وسیله خودروهای شخصی در سازمان فضایی متعادل حدود 4 کیلومتر کاهش می یابد. کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به میزان 9/7 کیلوگرم CO2 به ازای هر مسافر می باشد. وجه تمایز و نوآوری این پژوهش بررسی ارتباط شاخص مرکزیت در سازمان فضایی کلان شهرها و میزان انتشار گازهای گلخانه ای می باشد.
تحلیل شبکه ای سازمان فضایی مقاصد گردشگری روستایی شهرستان شبستر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
179 - 196
حوزههای تخصصی:
مقصدهای گردشگری به عنوان بخشی مهم، از نظام گردشگری و برآیندی از تحول پدیده های مکانی-فضایی در پهنه ی فضا به شمار می آیند؛ بنابراین، به منظور استفاده اثر بخش از ظرفیت های گردشگری، تنظیم روابط و پیوندها و نحوه ی آرایش فضایی مقصدها، کنترل پیامدهای رشد و توسعه و در نهایت پیشرفت در مسیر توسعه پایدار گردشگری، توجه به ارتقای سازمان فضایی مقاصد، امری ضروری است. در این راستا، تحلیل سازمان فضایی مقاصد گردشگری روستایی با رویکرد تحلیل شبکه ای و مبتنی بر مدل جاذبه به عنوان هدف این مطالعه مورد توجه قرار گرفته است. روش پژوهش در این مقاله کمی ( توصیفی-تحلیلی) است. جامعه آماری پژوهش 73 روستای شهرستان شبستر هستند که بطور کامل مورد بررسی قرار گرفتند. داده های اصلی پژوهش (جاذبه های روستاها، امکانات رفاهی-زیرساختی، فاصله بین روستاها) با روش اسنادی (با مراجعه اداره میراث فرهنگی و مرکز آمار ایران) و میدانی جمع آوری شد. برای تحلیل فواصل بین روستاها از روش تحلیل شبکه در سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) و برای ساخت ماتریس مجاورت با هدف محاسبه شاخص های تحلیل مرکزیت مقاصد گردشگری روستایی شهرستان شبستر از تحلیل شبکه اجتماعی و نرم افزار ucinet استفاده شد. نتایج نشان داد، رویکرد تحلیل شبکه ای از قابلیت های قابل توجهی در تحلیل شبکه مقاصد گردشگری و بررسی جایگاه و نقش مقاصد مختلف در آن برخوردار است. به طوری که، در تحلیل (شبکه) انجام گرفته، روستای دیزج خلیل که روستای هدف گردشگری نیز می باشد با درجه مرکزیت بالا شناخته شده است. بهره گیری از تحلیل جریان گردشگران در بین مقاصد گردشگری به عنوان مکمل مدل جاذبه و تحلیل ویژگیها و فواصل مقاصد گردشگری برای تحقیقات آتی قابل پیشنهاد است.
مطالعه تطبیقی تحولات فضای عمومی در سازمان فضایی شهربندرهای هرمزگان تحت تأثیر تغییر پارادایم اقتصادی و فرهنگی (مورد مطالعه: لافت، کنگ، هرمز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۸
26 - 37
حوزههای تخصصی:
فضای عمومی هر شهر از مظاهر اصلی بروز هویت، تاریخ اجتماعی و رویکرد مردمان آن شهر است که به نسبت شکل و نوع امکانات طبیعی و جغرافیایی، اقتصاد و سنن فرهنگی، مختصات ویژه و متمایزی خواهندیافت. شهربندرهای استان هرمزگان که از دیرباز مراکز منطقه ای شاخص صیادی، تجارت و بازرگانی بوده اند، به سیاق بسیاری از شهرهای درحال توسعه کشور، با چالش هایی در زمینه توسعه پایدار شهری از جمله فرسودگی بافت تاریخی، رشد سریع جمعیت، دسترسی محدود به منابع و تخریب محیط زیست مواجه اند. دراین شرایط، فضاهای عمومی به مثابه نقاط عطف ساختار فضایی شهر، به محملی برای بروز این تعارضات، تغییرات و چالش ها بدل شده تا جایی که بعضاً در اثر تغییر گفتمان اقتصادی و فرهنگی توسعه محور، فضاهای جدیدی در ذیل این نقش شکل گرفته، فضاهایی تقویت یا تضعیف شده اند. هدف این پژوهش، بررسی انتقادی و ارزیابی وضعیت موجود فضاهای عمومی و نقش آنها در توسعه پایدار بوده است. به نحوی که با فهم ریشه ها و نیروهای مؤثر در شکل گیری اینگونه فضاها از دیرباز تا کنون در سازمان فضایی شهربندرهای موردمطالعه، بتوان به روند توسعه و اصلاح آنها همت گمارد. این پژوهش در ذیل روش های تحقیق کیفی از طریق جمع آوری داده ها به واسطه مشاهدات میدانی، مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و با استفاده از توصیف پدیده به روش تحلیلی انجام شده است. با بررسی تطبیقی سه نمونه موردبررسی، الگوی مشابهی در تغییر مکان فضاهای عمومی در سازمان فضایی شهر دیده می شود. بارزترین علت این تغییر را می توان در ایجاد جاذبه های اقتصادی تحت تأثیر رونق گردشگری یافت. درحالی که در گذشته صیادی و کشتی رانی مؤلفه اصلی ساخت اقتصاد شهرهای دریاپایه وشکل گیری ساختار شهرها بوده است؛ امروزه با رونق اقتصاد گردشگری، تغییر سبک زندگی و جلب سرمایه، تغییر از سطح برنامه و گردش مالی به سازمان فضایی شهرها نیز رسیده است. تداوم این موضوع علاوه بر تغییر در ساختار اقتصادی منطقه موجب حاکمیت گفتمان توسعه شده و سنت های مردم بومی، منظر شهر و نقاط عطف آن را نیز با تغییرات اساسی روبه رو کرده است.
بررسی تغییرات الگوی شاخص های کیفی مسکن مرتبط با روش چیدمان فضا(از دوره قاجار تا به امروز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
21 - 38
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی مردم یک منطقه مبتنی بر نحوه پاسخگویی به نیازهای انسانی در محیط های زیستی می باشد .موضوعی که با گذر زمان در عرصه های مختلف زیستی از جمله مسکن دچار ضعف گشته است. لذا این تحقیق بر آن است تا با روش به نام نحو فضا به خوانش پیکره بندی سازمان فضایی خانه های بومی شهر مشهد در ادوار مختلف تاریخی بپردازد. در این پژوهش، از روش ترکیبی استفاده شده است و به عنوان نمونه تعداد 12خانه از دوره های مختلف تاریخی انتخاب شدند که سهم ادوار مختلف قاجار، پهلوی اول، پهلوی دوم و معاصر، هر کدام 3 خانه است که پس از برداشت، در نرم افزار نحو فضا، پلان آنها شبیه سازی شد. آنچه می توان بیان کرد اینکه با خوانش نحو فضا در خانه های بومی و امروزی آنتروپی بصری، عمق نسبی و ارتباط بصری در خانه های امروزی افزایش یافته که افزایش آنها می تواند برخی را کاهش دهد. اما همپیوندی بصری و قابلیت دید در خانه های امروزی کاهش یافته است.
واکاوی تأثیر سبک زندگی بر سازمان فضایی خانه های معاصر ایران (نمونه موردی: فضای نشیمن در خانه های دوره پهلوی ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ شماره ۱۴۰
61 - 78
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: سبک زندگی به معنایی است که در آن عوامل زیستی، اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی بایکدیگر تعامل داشته و تأثیرات عمیقی بر الگوهای زندگی افراد جامعه دارند. یکی از نمونه های این تعامل، کیفیت محیط زندگی و سازمان فضایی است که به تبع آن معماری خانه تحت تأثیر قرار می گیرد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش واکاوی تأثیر سبک زندگی بر سازمان فضایی خانه های دوره پهلوی با تأکید بر فضای نشیمن در خانه های شهر ارومیه است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و در دو سطح کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. در این راستا 18 نمونه از خانه های ارومیه به صورت نمونه گیری هدفمند و دردسترس جهت تحلیل انتخاب شده اند.نتیجه گیری:نتایج این پژوهش نشان می دهد با گذر زمان، فضاهای مختلف خانه ها تغییر کرده اند. اتاق ها به نشیمن، خواب و ناهارخوری تبدیل شده اند و برونگرایی به جای درونگرایی ظاهر شده است. الگوی پلان اوایل دوره پهلوی شامل حیاط مرکزی و اتاق هایی با دسترسی ازطریق راهروها بود، بعداً حیاط به فضایی مجزا تبدیل شد و نشیمن نقش اصلی را به عهده گرفت. فضای نشیمن با فضاهای دیگر ادغام شده و تزئینات آن ها شامل دیوارهای روشن، فرش، کف سیمانی و مصالح گچی بوده است. نشیمن های این دوره، مستطیل شکل و دارای درب جداکننده بوده و با اتاق خواب، پذیرایی، آشپزخانه و حیاط همجواری داشته اند. فعالیت های مختلفی مانند استراحت و غذاخوردن در نشیمن انجام می شده است و ارتباط آن با فضای باز از طریق بالکن، تراس و حیاط بوده است این نتایج نشان می دهند طراحی فضا و چیدمان فضایی تحت تأثیر سبک زندگی و فرهنگ ساکنین بوده و شناخت ویژگی های آن برای بهبود سبک زندگی ضروری است.
خوانش انتظام فضایی خانه ی ایرانی به مثابه ارتباط کالبد با الگوی زیستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ ماره ۱
35 - 55
حوزههای تخصصی:
ویژگی های سازمان فضایی خانه های جدید معاصر متاثر از تحولات سلیقه در معماری دوران معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع سلیقه در معماری با توجه به وجه هنری معماری همواره مورد توجه معماران و فیلسوفان هنرشناس بوده که از منظر یک اثر هنری به یک بنا از وجه درون و برون نگریسته اند.آنچه طی دهه اخیر به صورت روزافزون شاهد آن بوده ایم تحولاتی در سلیقه جامعه کاربران و معماران بالاخص در بناهای مسکونی است که موجبات ایجاد سازمان های فضایی متفاوت را در خانه های جدید معاصر فراهم نموده است.هدف از این پژوهش بررسی و شناخت تغییرات ایجاد شده در معماری مسکونی و استخراج ویژگی های سازمان فضایی خانه های جدید معاصر در چند دهه اخیر مبتنی بر تحولات سلیقه در معماری مخصوصا از اوایل دهه 70ه.ش تا اواخر دهه 90ه.ش و حتی تا به امروز در ایران است،عواملی که بر مشارکت سازمان فضایی خانه های جدید معاصر در ارتقای شیوه زندگی تاثیرگذار بوده اند.رویکرد پژوهش حاضر کیفی و مشتمل بر دو بخش می باشد؛بخش اول از نوع تحلیلی-توصیفی بوده،داده ها به صورت کتابخانه ای و به روش توصیفی جمع آوری شده و بر اساس پارادایم های جامعه شناسانه،روانشناسانه و تفسیری مفاهیم و مولفه های ارتباط سلیقه و معماری استخراج شده اند؛بخش دوم از نوع تفسیری-تاریخی می باشد، داده ها به صورت اسنادی و کتابخانه ای و به روش توصیفی جمع آوری شده و بر اساس پارادایم تاریخی مولفه های تغییر یافته مد نظر استخراج شده اند. نتایج به دست آمده از پژوهش، ویژگی های سازمان فضایی خانه های جدید معاصر را در «عدم وجود سازمان فضایی مناسب»، «حذف فضاهای بینابینی»، «بی توجهی به نقش عناصر تشکیل دهنده فضا»، « اهمیت یافتن اشیاء»، «تأثیر حضور اشیاء بر صداهای درون خانه» و «تعویض به جای ترمیم» شناسایی می کند.
جستاری بر سیر تحول سازمان فضایی شهر تاریخی شوشتر پیش از دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
34 - 43
حوزههای تخصصی:
شهر تاریخی شوشتر، به عنوان حاکم نشین دشت خوزستان تا دوره قاجار، تحت تأثیر آب و موقعیت قرارگیری نسبت به رودخانه شکل گرفته و استقرار هسته شهر متأثر از این دو بوده است. این پژوهش با روش تاریخی- تفسیری، اثرگذاری عنصر طبیعی آب و رودخانه، عناصر انسان ساخت شهری، فعالیت های انسانی مانند کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آب را در پیوند با تاریخ بر سازمان فضایی این شهر بررسی می کند. هدف پژوهش، بازنمایی عوامل و مؤلفه های سازنده سازمان فضایی شهر پیش از دوره اسلامی است تا انتظام درونی این شهر را بازنمایی کند. روش پژوهش، شامل مطالعه اسناد، مدارک و مستندات تاریخی، با جست وجو در حوادث، اتفاقات و شرایط اثرگذار در پیدایش شوشتر تاریخی و با روایت و تفسیر تاریخ، سازمان فضایی دوره تاریخی پیش از اسلام این شهر بررسی می شود. سپس، به شیوه مصاحبه با صاحب نظران این حوزه، یافته ها و مشاهدات میدانی، راست آزمایی می شود. جمع بندی پژوهش نشان می دهد، آب، به عنوان عنصر تأثیرگذار در سازمان فضایی این شهر، سبب رونق آن شده است. نتایج، نشان از تناقضات بین یافته های باستان شناسی، اسناد و کتب تاریخی دارد. لذا، با یافتن این تناقضات، تصویر درست تری از سازمان فضایی این شهر در دوره پیش از اسلام ایجاد شد. در نهایت، اصلی ترین عامل ایجاد سکونت در دشت میا ناب، وجود عنصرطبیعی آب و رودخانه کارون بوده است و مکان یابی هسته شهر شوشتر در نقطه ای استراتژیک و متناسب با بستر طبیعی و عنصر آب، نقطه آغازین شکل گیری سازمان فضایی این شهر بوده است. ارزش های مذهبی، اقتصاد، سیاست، نیازها و فعالیت های زیستی تحت تأثیر بستر طبیعی تکوین یافته اند.
چارچوبی برای سنجش شکل گیری مناطق کلانشهری گسترده، نمونه موردی: منطقه تهران، البرز، قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق در خصوص ارزیابی شکل گیری مناطق کلانشهری گسترده یکی از چالش برانگیزترین مباحث در برنامه ریزی منطقه ای است زیرا در وهله اول استاندارهای معینی برای تشخیص شکل گیری آنها وجود ندارد و در وهله دوم مشخص نیست که شکل گیری چنین پدیده ای امری مطلوب است یا نامطلوب. بی توجهی به این جنبه ها ممکن است در ادامه سبب پیشی گرفتن جنبه های منفی بر جنبه های مثبت آن شود. هدف این تحقیق ارائه چارچوبی برای سنجش شکل گیری مناطق کلانشهری گسترده مبتنی بر جمعبندی تحقیقات پیشین است. این چارچوب در منطقه تهران، البرز، قزوین مورد آزمون قرار گرفته زیرا نقشه های نور در شب این فرضیه را به ذهن متبادر می کند که این منطقه در حال تبدیل شدن به یک منطقه کلانشهری گسترده است. چارچوب پیشنهادی شامل یک سیستم امتیازدهی مبتنی بر تحلیل روند است که از تحلیل مورفولوژیک و عملکردی سازمان فضایی بهره می برد. با کاربست این چارچوب در منطقه مورد مطالعه در دو بازه زمانی 85-1375 و 95-1385 این نتیجه حاصل شد که منطقه کلانشهری گسترده در پهنه تهران، البرز، قزوین در حال شکل گیری است و در مرحله ی نوزادی قرار دارد. با این حال، تمرکز منطقه کلانشهری گسترده کماکان در استان تهران و البرز است؛ اما تحلیل ها حرکت آن به سمت قزوین را نیز تایید می کنند.
واکاوی سازمان فضایی محیط بسته دانشگاهی از طریق تحلیل نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
91 - 101
حوزههای تخصصی:
سازماندهی فضایی محیط بسته ی دانشگاه به طور قابل توجهی بر تعاملات اجتماعی، کیفیت یادگیری و عملکرد کلی دانشجویان تأثیر می گذارد. مطالعات صورت گرفته بر شناسایی فضاهای اجتماع پذیر متمرکز است، مناطقی که همکاری، برخوردهای خودجوش و تبادلات بین دانشجویان، اساتید و بازدیدکنندگان را تقویت می کند. در این پژوهش، به تعامل پیچیده بین چیدمان معماری و تعاملات اجتماعی در محیط بسته دانشگاهی پرداخته شده است و با استفاده از تکنیک های نحو فضا، بینش های ارزشمندی را در مورد اینکه چگونه پیکربندی های فضایی بر ایجاد کانون های اجتماعی، مناطق مشارکتی و فضاهای تجمع پرجنب وجوش در فضای آموزشی تأثیر می گذارند، شناسایی شده است. در این تحقیق از راهبرد اکتشافی متوالی استفاده شده است که در گام اول، رویکرد کیفی به روش توصیفی-تحلیلی و جمع آوری داده ها با مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی انجام شده است. سپس رویکرد کمی با روش نحو فضا انجام شده است که روابط توپولوژیکی در ساختارهای فضایی را بررسی و روابط متقابل سازمان فضایی و فعالیت های اجتماعی را تحلیل می کند. محاسبات و تحلیل ها با استفاده از تکنیک های نقشه محدب، ایزویست و نمودار دید در نرم افزارهای دپت مپ و آ-گراف انجام شده اند. نتایج نشان می دهد که حذف یا تغییر در فضاها می تواند تأثیرات قابل توجهی بر پویایی فضا و رفتار کاربران داشته باشد و تحلیل نحو فضا می تواند به درک بهتر روابط فضایی و طراحی مطلوب تر محیط های آموزشی کمک کند.
تأثیر سبک زندگی معاصر بر پیدایش فضای نوین در مسکن؛ مورد مطالعه، منطقه پنجِ تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکرد اصلی مسکن پاسخگویی به سبک زندگی انسان است و در دوران حاضر، در طراحی بیشتر مسکن ها به سلیقه و نیازهای ساکنان کمتر توجه می شود. در این پژوهش در راستای بررسی تأثیر سبک زندگی افراد بر وجوه کالبدی مسکن و پاسخ به پرسش «فضاهای نوین بر مبنای سبک زندگی معاصر چیست؟»، پرسشنامه ای براساس طیف لیکرت طراحی شده است. جامعه آماری 298 نفر از ساکنین منطقه 5 تبریز است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از نرم افزار آماری spss و ترکیبی از آزمون t تک نمونه ای برای میزان تأثیرگذاری هر مؤلفه، آزمون فریدمن برای مقایسه مؤلفه ها و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات استفاده شده است. براساس تحلیل های انجام شده، بیشترین ضریب وابستگی بین سبک زندگی معاصر و مسکن به ترتیب شامل بعد زیست محیطی با ضریب 91/3، کالبدی 84/3، اجتماعی- فرهنگی 76/3، فردی 62/3 و اقتصادی 55/3 است. براساس یافته ها، مهم ترین زیرمؤلفه های ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فردی و اقتصادی به ترتیب مربوط به بهداشت محیطی، الگوی ساخت، امنیت، اهداف و سطح درآمد است. فضاهای نوین پیشنهادی در این پژوهش شامل، تصفیه آب مرکزی، لاندری مرکزی، لاندری واحدها، شوتینگ زباله، کارواش مکانیکی، فیلتر ورودی سرویس بهداشتی، طراحی فضای نگهبانی به دلیل کنترل ورود و خروج، تأمین دید به فضای بازی کودکان، ایجاد ارتباط بصری و فیزیکی بین حیاط های عمومی و نیمه عمومی محوطه، طراحی مسیر سلامت، سالن ورزشی و استخر پیشنهاد شده است.
تحلیل نقش آب در ساختار و سازمان فضایی شهری ایران به کمک روش چیدمان فضا؛ (مطالعه موردی: پهنه های اقلیمی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 92
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگاه فراکالبدی و فرهنگی به آب در همراهی با حضور فیزیکی و کارکردی، تأثیر خود را در پیدایش و توسعه تمدن ها، با گزینش مکان استقرار شهرها، چیدمان و نحوه توسعه محلات ایفا نموده و در نهایت مهر خود را بر ساختار و سازمان فضایی شهرها زده است. واکاوی نقش آب در متمایز نمودن ساختار و سازمان فضایی شهرها در اقلیم های مختلف خاستگاه پژوهش خواهد بود. هدف: بررسی تحلیلی پهنه های اقلیمی ایران و ساختار و سازمان فضایی شهرهای هر پهنه به کمک روش چیدمان فضا و ارائه راهکارهای سازمان دهی و اصلاح ساختار فضایی شهر براساس آن است. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر بررسی تفسیری تاریخی با تکیه بر تحلیل محتوا براساس ترکیب الگوهای کمی و کیفی است. لذا آنچه در بستر زمان در ارتباط با حضور آب و تأثیراتش در شکل گیری و توسعه فضاهای شهری و ساختار و سازمان فضایی آن ها اتفاق افتاده است، در قالب روایی گزارش می گردد و در ادامه با استفاده از روش چیدمان فضا به بررسی ارتباط میان آب با ساختار و سازمان فضایی شهرها در پهنه های اقلیمی ایران پرداخته خواهد شد. یافته ها : با تأمل در ساختار و سازمان فضایی شهرها در مقیاس های کلان، میانی و خرد، می توان نقش آب را در پیدایش، مکان گزینی، شکل گیری و توسعه آتی شهرها مشاهده نمود که حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع را متأثر می نموده است. در سطح کلان، آب در هنگام مکانیابی ساختار شهر حضور داشت. در سطح میانی، نظام آب رسانی، سازمان فضایی شهرها را علی رغم ارگانیک بودن، تحت تأثیر قرار داده و به مکانیابی کاربری ها و فعالیت ها جهت می داد. در سطح خرد نیز حضور مردم در فضاهای شهری، تبیین کننده تعامل با آب و ایجاد فضاهای خاطره انگیز بود. نتیجه گیری: آسیب شناسی ساختار فضایی شهر برای سازمان دهی پیکره بندی فضایی و ایجاد یکپارچگی در کل شهر ضروری است و روش چیدمان فضا ابزاری مناسب در این زمینه است. خدمات رسانی مناسب و بهبود عملکرد شهری، بدون شناخت دقیق ساختار و سازمان فضایی شهر کارایی لازم را به همراه نخواهد داشت.
بازخوانی چالش های توسعه در منظر شهری نطنز با تأکید بر عناصر سازمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۲
50 - 61
حوزههای تخصصی:
منظر شهری بازتابی از هویت، تاریخ، فرهنگ و ساختار فضایی هر شهر است و سازمان فضایی به عنوان بستر کالبدی این منظر، نقشی بنیادین در شکل گیری ادراک فضایی و هویت شهری ایفا می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر تاریخی نطنز، به خوانش عناصر سازمان فضایی آن شامل قلمرو، مرکز، ساختار و کل های کوچک می پردازد تا تأثیر دگرگونی های ناشی از توسعه معاصر بر منظر شهری را تحلیل کند. نطنز نمونه ای از شهرهای ایرانی است که سازمان فضایی آن در پیوند با بستر طبیعی، سلسله مراتب عملکردی و نظام معیشتی-اجتماعی شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تفسیری، برپایه مطالعات کتابخانه ای، متون تاریخی، مشاهده میدانی و تحلیل نقشه ها انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که عناصر سنتی سازمان فضایی نطنز از جمله باغات پیرامونی به عنوان مرزهای طبیعی قلمرو، مراکز مذهبی و اجتماعی در قلب ساختار فضایی، شبکه ارگانیک مسیرها و پیوندهای عملکردی، در حفظ انسجام فضایی و معنا بخشی به منظر شهر نقشی کلیدی داشته اند. با این حال، توسعه های چند دهه اخیر از جمله ساخت وسازهای جدید، خیابان کشی ها و گسترش نامتوازن شهر، موجب گسست در سازمان فضایی، تضعیف مرکز تاریخی، از بین رفتن پیوستگی عملکردی و کاهش خوانایی منظر شهری شده اند. نتیجه این دگرگونی ها، تضعیف هویت تاریخی شهر و کاهش تعلق خاطر شهروندان به فضاهای تاریخی بوده است. بر این اساس، بازشناسی و بازآرایی عناصر سازمان فضایی با تکیه بر بستر طبیعی و ساختار تاریخی شهر، می تواند راهبردی مؤثر برای هدایت توسعه پایدار و ارتقاء کیفیت منظر شهری نطنز و شهرهای مشابه باشد. این مطالعه تلاش دارد تا با تأکید بر جایگاه سازمان فضایی در فهم منظر شهری، زمینه ای برای سیاست گذاری های مکان محور در مدیریت توسعه شهرهای تاریخی فراهم آورد.
بازنمایی سازمان فضایی مقصدهای گردشگری مبتنی بر زنجیره تأمین مورد مطالعه: ناحیه محمد آباد-زرین گل( شهرستان علی آباد کتول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
41 - 64
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق مقاله کمی، مبتنی بر منطق قیاس است. جامعه آماری پژوهش، شامل 20 مقصد گردشگری روستایی در ناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آباد کتول است. برای گردآوریِ اطلاعات از شیوه ی اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 20 مقصد گردشگری روستایی در ناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آبادکتول بوده است. با توجه به ماهیت پژوهش همه 20 مقصدگردشگری مورد مطالعه قرارگرفته اند. در روش میدانی، از فن پرسشگری و ابزار پرسشنامه استفاده شد. البته، برای برخی از داده ها که از نوع کتابخانه ای بودند،به مرکز آمار ایران و سازمان هایی مانند فرمانداری، اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان علی آباد کتول مراجعه شد. با استفاده از استدلال قیاسی به تجزیه وتحلیل داده ها پرداخته شد و قضایای کلی استخراج گردید. برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار Gis استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد،در مقصدهای گردشگری روستایی ناحیه محمدآباد- زرین گل، 6 عامل جاذبه، خدمات اقامتی، خدمات حمل و نقل، خدمات پذیرایی، کسب وکارهای مرتبط با گردشگری و تبلیغات حلقه های شش گانه رنجیره تامین سیستم گردشگری هستند که از بین آنها، عامل جاذبه دارای عملکرد مناسب، عوامل تبلیغات و کسب وکارهای مرتبط با گردشگری دارای عملکرد تاحدودی مناسب و عامل خدمات اقامتی، خدمات پذیرایی و خدمات حمل ونقل دارای عملکرد نامناسب بودند. همچنین، تقسیم کار فضایی انجام گرفته مبتنی بر ظرفیت های روستاها-مبتنی بر زنجیره تامین گردشگری، الگوی سازمان فضایی را از الگوی قطبی مبتنی بر نقش دو شهر فاضل آباد و علی آباد به سمت الگوی چند مرکزی-با نقش پذیری روستاها- جهت داده است.
تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد با استفاده از روش نحو فضا جهت شناخت روابط فضایی مدارس دورۀ تیموری در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
89 - 104
حوزههای تخصصی:
هر سرزمینی، پیشینه ای دارد که فرهنگ مردم آن سرزمین را شکل داده است. یکی از مهم ترین دوره های معماری ایرانی، معماری دوران تیموری است. این پژوهش در تلاش بوده، شناختی از معماری ایران، خراسان، و یکی از مدارس دارای اهمیت دوره تیموری، مدرسه غیاثیه خرگرد را ارائه نماید. با کمرنگ شدن مولفه های شکل دهنده پیکره بندی فضایی معماری گذشته در پلان بناهای معاصر ضرروت انجام این پژوهش احساس می شود. در این پژوهش از روش نحو فضا جهت تحلیل روابط فضایی و چگونگی پیکره بندی فضایی در مدرسه غیاثیه خرگرد استفاده شده است. در نهایت با تکیه بر آن، تلاش شده الگویی از مدرسه غیاثیه خرگرد به جهت بهره مندی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید برای جلوگیری از الگوبرداری از معماری های غیراصلی ارائه گردد. این پژوهش با هدف تجزیه و تحلیل ویژگی پیکره بندی فضایی، به شناسایی روابط فضایی و اجتماعی در الگوی شکلی پلان مدرسه غیاثیه خرگرد برای دستیابی به چیدمان مطلوب فضایی پرداخته است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی در نمونه موردی برای پاسخ به سوالات، و رسیدن به اهداف استفاده شده و ابزار مورد استفاده پژوهش، شامل مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و مدارک مکتوب، مشاهده و برداشت میدانی و در نهایت شبیه سازی با استفاده از نرم افزار نحو فضا(دپس مپ)است. یافته ها نشان داد میان نوع سازماندهی فضایی و میزان همپیوندی، عمق، اتصال و وضوح در مدرسه غیاثیه خرگرد رابطه معنادار وجود دارد؛ با توجه به اینکه الگوی سازماندهی و آرایش فضایی در مدرسه، سازماندهی مرکزی و خطی است، فضای حیاط مرکزی دارای بیشترین میزان همپیوندی، اتصال وکمترین میزان عمق است. چیدمان مرکزی پلان مدرسه باعث ایجاد وضوح بالا شده است. به نظر میرسد استفاده از سازماندهی مرکزی در پلان های برگرفته از الگو مدرسه خرگرد یکی از مهم ترین راهکار های طراحی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید است.
خوانش منظر شهری حاصل از توسعه معاصر در خوزستان با تاکید بر مدل مفهومی مکان و سازمان فضایی (نمونه موردی: بندر امام خمینی(ره))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
64 - 75
حوزههای تخصصی:
توسعه شهری معاصر در استان خوزستان در طول یک صد سال گذشته، عمدتاً متاثر از توسعه صنعتی و اقتصادی منطقه صورت گرفته است که این امر امروزه به ایجاد چالش های گسترده ایی برای شهرهای خوزستان مانند حاشیه نشینی، نابرابری اجتماعی، زوال محیط زیست، و فقدان هویت شهری، و به طور کلی تحقق نیافتن کیفیت «مکان» در این شهرها شده است. با در نظر گرفتن این امر، پژوهش حاضر می کوشد از طریق خوانش منظر شهری بندر امام خمینی، تاثیرات حاصل از عدم شکل گیری «مکان» در سازمان فضایی این شهر را مورد مطالعه قرار دهد. سوال اصلی این پژوهش از این قرار است که: عدم تبدیل شدن بندر امام خمینی به یک مکان شهری چگونه در منظر شهری حاصل از سازمان فضایی آن متجلی شده است؟ همچنین پژوهش حاضر بر این فرضیه استوار است که: توسعه صنعت محور، اقتصاد پایه و همچنین بی توجهی به ابعاد مکان، منجر به بازتاب عدم مکان مندی شهر در منظر شهری آن شده است. این پژوهش کیفی با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده ها از طریق مشاهده میدانی، مصاحبه ساختار نیافته با شهروندان و مدیران شهری، و همچنین روش کتابخانه و مطالعه اسنادی جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل مفهومی مکان و نظریه سازمان فضایی صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان داد که اجزای تشکیل دهنده سازمان فضایی شهر به دلیل تسلط فعالیت های صنعتی و شبکه های ترانزیتی فاقد پیوندی معنادار با بستر طبیعی محیط اند و به شکلی بی هویت، گسسته، نا متوازن و بی توجه به مقیاس انسانی شکل گرفته اند و عمدتا بر مبنای ملزومات توسعه صنعتی طراحی شده اند؛ به همین دلیل فاقد جنبه های معنادار ارزشمند برای شهروندان اند.