مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۲۱.
۸۲۲.
۸۲۳.
۸۲۴.
۸۲۵.
۸۲۶.
۸۲۷.
۸۲۸.
۸۲۹.
۸۳۰.
۸۳۱.
۸۳۲.
۸۳۳.
۸۳۴.
۸۳۵.
۸۳۶.
۸۳۷.
۸۳۸.
۸۳۹.
۸۴۰.
شبکه های اجتماعی
حوزههای تخصصی:
اهداف: امروزه اینترنت تأثیرات قاطعی بر آرزوهای جوانان که بیش از دیگر گروه ها از آن استفاده کرده و در این فضا قرار دارند، می گذارد. ازآنجاکه مسأله مهاجرت جوانان به خارج از ایران از اهمیت فراوانی برخوردار شده است، پژوهش حاضر رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت را در بین جوانان ساکن شیراز بررسی کرده است. روش مطالعه: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و حجم نمونه 400 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله در سال 1402 بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که 80/5 درصد از پاسخ گویان تمایل متوسط تا زیاد به مهاجرت داشته اند. در سطح تحلیل دو متغیره، متغیرهای مصرف اینترنت و مؤلفه های آن، تماس با دوستان و دیگران در فضای مجازی، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز، پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و برنامه های مهاجرتی، سال های استفاده از اینترنت، نوع منبع کسب اطلاعات رابطه معنی داری با متغیر وابسته داشته اند. در سطح تحلیل چند متغیره به ترتیب متغیرهای پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و ...، مطالعه کتاب ها، روزنامه ها و مجلات، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز و درنهایت مصرف اینترنت به طورکلی توانسته اند 49/9 درصد از تغییرات متغیر آرزوی مهاجرت را تبیین کنند. نتیجه گیری: خروج جوانان از کشور تأثیرات چندوجهی و چالش های عمده ای برای دولت می گذارد. ازآنجاکه بیش از 80 درصد از پاسخ گویان در آرزوی مهاجرت بوده اند، مطالعه رابطه این پدیده با اینترنت و فضای مجازی منجر به توسعه سیاست هایی در جهت مدیریت جریان های مهاجرت خواهد شد. با توجه به اینکه ما در عصر اینترنت به سر می بریم و با درنظرگرفتن اینکه این رسانه یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری های مهاجرت می باشد، به کارگیری نظریه یادگیری باندورا و نیز چارچوب جامعه شناختی دی هاس، می تواند ما را در شناخت بیشتر این پدیده یاری کنند.
نقش بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی بر تصویر برند و تمایل به خرید محصولات ورزشی
منبع:
فناوری اطلاعات و ورزش دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
178 - 193
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی بر تصویر برند و تمایل به خرید محصولات ورزشی انجام شد. روش تحقیق از نوع بررسی روابط علت و معلولی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مشتریان فروشگاه های لوازم و تجهیزات ورزشی شهر قم در سال 1402 تشکیل دادند، که از بین آنها، تعداد 120 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و داوطلبانه به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای ارزیابی بازاریابی شبکه های اجتماعی از پرسشنامه سئو و پارک (2018)، برای اندازه گیری تصویر برند از پرسشنامه تصویر ذهنی برند ایسمعیل و اسپینلی (2012)، و برای سنجش قصد خرید از پرسشنامه هو و همکاران (2010) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون معادلات ساختاری، بررسی اثرات و نقش میانجی تحقیق در سطح خطای 05/0با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS انجام شد. نتایج نشان داد بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی بر تمایل به خرید و تصویر ذهنی برند اثر مثبت و معنی دار و تصویر برند بر تمایل به خرید مشتریان فروشگاه های ورزشی اثر مثبت و معنی داری دارد. مدل اثرگذاری بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی بر قصد خرید مشتریان کالاهای ورزشی از طریق تصویر ذهنی برند برازش کافی دارد و 29 درصد از اثر کل بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی بر قصد خرید مشتریان به طور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی تصویر برند تبیین شد. بر این اساس پیشنهاد می شود مدیران و بازاریابان برندهای ورزشی با یادگیری مهارتهای شیوه های نوین بازاریابی شبکه های اجتماعی کاربران را در زمینه به اشتراک گذاری کالا، خدمات و برند محصولات شرکتشان در شبکه های اجتماعی تشویق کنند.
نقش آلتمتریکس در تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها: از علم سنجی سنّتی تا علم سنجی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آلتمتریکس به عنوان یک رویکرد نوآورانه در علم سنجی و تأثیر آن بر تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها است. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیرات پژوهش ها مورد استفاده قرار گیرد و به سیاستگذاران و پژوهشگران کمک کند تا نقاط قوت و چالش های موجود در نظام پژوهش را بهتر شناسایی کنند؟ روش: این پژوهش بر پایه منابع کتابخانه ای و تحلیل جامع مقالات مرتبط با علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها، مقالات و منابع معتبر در زمینه ارزیابی عملکرد پژوهش ها مورد بررسی قرار گرفته و داده های مربوط به آلتمتریکس و شاخص های سنّتی استخراج شدند. همچنین با تحلیل داده های موجود، نقاط قوت و ضعف آلتمتریکس در مقایسه با روش های ارزیابی سنّتی شناسایی شده و تأثیر آن بر ارزیابی تأثیر پژوهش ها بررسی گردید. این رویکرد شامل تحلیل نوع تعاملات در شبکه های اجتماعی، بازخوردهای آنلاین و سایر معیارهای غیررسمی است که به ارائه یک سنجش جامع و دقیق از تأثیر پژوهش ها کمک می کند. علاوه بر این، در این پژوهش برای تسهیل استفاده مؤثر از آلتمتریکس، چارچوبی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات فراهم شده است که بتواند در سیاستگذاری های علمی و پژوهشی به کار گرفته شود. یافته ها: آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل، پژوهشگران را در توسعه دیدگاه های چندبُعدی و واقع گرایانه تری از تأثیر پژوهش ها یاری نماید. همچنین استفاده از آلتمتریکس می تواند به نوآوری و پیشرفت در سیاستگذاری های علمی کمک کند؛ به ویژه در حوزه هایی که تعاملات علمی و اجتماعی از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. نتیجه گیری: آلتمتریکس نه تنها می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیر پژوهش ها عمل کند، بلکه با ارائه یک تصویر جامع و چندبُعدی از تأثیرات علمی، اجتماعی و فرهنگی، به سیاستگذاران در اتخاذ تصمیمات مبتنی بر شواهد کمک می کند. پیشنهادات ارائه شده در این پژوهش، شامل استانداردسازی روش های آلتمتریکس و رفع نقاط ضعف کنونی، می تواند به ارتقای کارایی و دقت این ابزار در ارزیابی پژوهش ها کمک کند. در نهایت، هدف این پیشنهادات ایجاد پل ارتباطی مؤثر بین علم و جامعه، و تقویت مشارکت پژوهشگران و سیاستگذاران در راستای توسعه پایدار است.
آیا کاربران کتابخانه های عمومی از شبکه های اجتماعی برای اشتراک دانش استفاده می کنند؟: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری شبکه های اجتماعی برای اشتراک دانش توسط کاربران و مراجعه کنندگان کتابخانه های عمومی شهر کرمان است. روش شناسی: در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. جامعه پژوهش حاضر همه کاربران کتابخانه های عمومی شهر کرمان است و نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری متوالی نظری انتخاب شده اند. داده های موردنیاز این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با مشارکت کنندگان در پژوهش گردآوری شده است. برای تعیین روایی و پایایی پژوهش حاضر از روش ارزیابی لینکولن و گوبا که معادل روایی و پایایی در تحقیقات کمی است، استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها براساس روش رمزگذاری نظری طی سه مرحله رمزگذاری باز، رمزگذاری محوری و رمزگذاری انتخابی انجام شده و سپس با استفاده از شیوه های منظم گردآوری داده ها به تشخیص مقوله های واقعی و مضمون های علمی پرداخته شده که طی آن 64 گزاره مفهومی استخراج و در نهایت بر اساس آن ها به تجزیه و تحلیل مضامین واقعی پرداخته شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که درحال حاضر کاربران کتابخانه های عمومی شهر کرمان شبکه های اجتماعی را جهت اشتراک دانش، تجارب، ایده ها، انجام فعالیت های گروهی، سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت مورداستفاده قرار می دهند اما به طورکلی دیدگاهی منفی از سوی این افراد نسبت به کاربرد شبکه های اجتماعی وجود دارد؛ البته در عین حال ارتباطات براساس توطیع و اشتراک دانش در این حیطه به چشم می خورد.
بررسی انگیزه های استفاده از شبکه های اجتماعی در میان دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی انگیزه های استفاده از شبکه های اجتماعی توسط دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی انجام گرفته است. روش پژوهش:از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کار، پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه دانشجویان مشغول به تحصیل علم اطلاعات و دانش شناسی (N=1000) شهر کرمانشاه می باشد بر اساس جدول مورگان، (N= 180) نفر از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته ای است که انگیزه های استفاده از شبکه های اجتماعی را در قالب 5 متغیر بررسی کرده است. روایی پرسشنامه با نظرخواهی از متخصصان رشته فناوری اطلاعات و تعدادی از اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی تأیید و جهت تأیید پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از شاخص های میانگین و آزمون فریدمن استفاده شده است. یافته ها: از دیدگاه دانشجویان کسب اطلاعات و اخبار با میانگین 4.07 در اولویت اول متغیر جستجوی اطلاعات، پیدا کردن دوست جدید با میانگین 4.43 در اولویت اول متغیر حفظ روابط، کمک در پیدا کردن محتوای سرگرم کننده از جمله نوشته ها و تصاویر ویدئویی با میانگین 4.54 در اولویت اول متغیر سرگرمی و وقت گذرانی، اطلاع یابی و اطلاع رسانی با میانگین 4.63 در اولویت اول متغیر فعالیت های علمی و پژوهشی، پر کردن تنهایی و خلاء عاطفی با میانگین 4.47 در اولویت اول متغیر وضعیت فردی قرار دارند. نتیجه گیری: مجموع نتایج نشان می دهد که انگیزه دانشجویان در استفاده از شبکه های اجتماعی مختلف می باشد. نتایج پژوهش می تواند در بررسی نیازها و شرایط دانشجویان و توجه به آن ها در بهره گیری هر چه بهتر از این شبکه ها راه گشا باشد.
منطق درآمدزایی شبکه های اجتماعی: ارزیابی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شبکه های اجتماعی با بسترسازی برای گفت وگوی کاربران و مشارکت آنها در ساخت محتوا، فرصت های بسیاری را برای کسب وکار پدید آورده اند. مانند هر کسب وکار دیگر، این شبکه ها نیز نیازمند منطقی برای ارزش آفرینی و درآمدزایی هستند. با این همه، نمی توان برای همه آنها نسخه یکسانی داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی منطق درآمدزایی شبکه های اجتماعی گوناگون است. روش شناسی: این پژوهش با ارزیابی تطبیقی انجام و نخست، چارچوب دو لایه ای برای دسته بندی شبکه های اجتماعی بر پایه ماهیت ارتباط میان کاربران و محتوا و تعریف اجزای منطق درآمدزایی ارائه شد. سپس منطق درآمدزایی شبکه های اجتماعی گوناگون با این چارچوب مقایسه و پیشنهاد گردید. یافته ها: یافته های شبکه های اجتماعی بیشتر از راه تبلیغات، اشتراک افزوده، فروش خدمات و محصولات جانبی، و سرمایه گذاری بیرونی/ تأمین مالی، جریان پول را وارد مجموعه خود می کنند. هرچند کاربرد و اولویت آنها بر پایه حرفه ای و/ یا تخصصی بودن شبکه، تفاوت هایی با یکدیگر دارند. نتیجه گیری: شبکه اجتماعی زمانی می تواند ارزش بیافریند و از این ارزش درآمد به دست آورد که با ارائه خدمات و ویژگی های رایگان و جذاب، زمینه مشارکت مؤثری را فراهم سازد که در آن یک گروه از کاربران بتوانند ارتباط و محتوای دلخواه گروه دیگر را پدید آورند.
تأثیر شبکه های اجتماعی در بهبود وضعیت اطلاع رسانی و جذب مخاطبین کتابخانه های عمومی شهر تهران از دید کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی در بهبود وضعیت اطلاع رسانی و جذب مخاطبین کتابخانه های عمومی شهر تهران از دیدگاه کتابداران است. روش شناسی:روش پژوهش حاضر پیمایشی از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و جامعه آماری نیز کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران هستند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. بررسی روایی ابزار با کمک 10 دانش آموخته و حرفه مند و 5 متخصص خبره رشته انجام شد. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. در نهایت داده های گردآوری شده در نرم افزارSPSS کدگذاری و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون K2 و آزمون فریدمن استفاده شده است. یافته ها: تلگرام بیشترین کاربرد را بین مخاطبان کتابخانه های مورد مطالعه داشته و پس از آن اینستاگرام قرار دارد. سروش کم ترین میزان استفاده را دارد. به نظر می رسد با توجه به فیلترینگ تلگرام و ظهور شبکه اجتماعی سروش با بستری مشابه تلگرام، باز هم این شبکه نتوانسته مخاطبان را به سمت خود جذب نماید. نکته قابل تأملی که در این پاسخ ها وجود دارد این است که هیچ یک از کتابداران اعلام نکرده اند که کتابخانه نیازی به استفاده از شبکه های اجتماعی ندارد. کتابداران به استفاده از شبکه های اجتماعی برای ارائه خدمات کتابخانه ای تمایل دارند و به نظر می رسد که کتابخانه ها و کتابداران علاقه مند به کارگیری این نوع فناوری در ارائه ی خدمات کتابخانه ای و ارتباط با مراجعان هستند. نتیجه گیری: از دیدگاه کتابداران، استفاده از شبکه های اجتماعی در بهبود اطلاع رسانی و جذب مخاطب به کتابخانه های عمومی موثر بوده و بهتر است برای افزایش کارایی و ارائه ی خدمات بهتر و مناسب تر از این شبکه ها نیز بهره ببرند، در این راستا، کتابداران علاقه مند به دریافت آموزش در این رابطه هستند. بنابراین، ارتقاء زیرساخت های لازم برای بهره گیری از شبکه های اجتماعی بایستی مدنظر تصمیم سازان و سیاست گذاران کتابخانه های عمومی قرار گیرد.
ارائه مدلی رسانه ای مبتنی بر شبکه های اجتماعی به منظور افزایش اعتماد به تجارت الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
251 - 275
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل رسانه ای مبتنی بر شبکه های اجتماعی به منظور ارتقاء اعتماد به تجارت الکترونیک (B2C) با استفاده از روش گراندد تئوری بود. روش شناسی: جامعه آماری به صورت نظری انتخاب شده و شامل خبرگان و متخصصان صاحب نظر براساس معیارهای مد نظر محقق بود. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری و خلاصه سازی بوده و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از کدبندی و دسته بندی مقوله ها و تم ها انجام شد. سپس گزاره های به دست آمده از مصاحبه ها در سه مرحله کدگذاری باز، گزینشی و محوری دسته بندی شدند. در نهایت با بررسی شرایط علّی، شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها، مقوله اصلی پژوهش یعنی «ارتقاء اعتماد به تجارت الکترونیک» مورد شناسایی قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها، حاکی از این است که در شرایط علّی، «نقش رسانه و شبکه های اجتماعی» در اعتمادسازی به تجارت الکترونیک، در عوامل مداخله گر «فاکتورهای زیربنایی و مشکلات ناامنی در فضای مجازی»، در شرایط زمینه ای «متغیرهای مربوط به وب سایت، شبکه و نحوه مدیریت آنها» و در مورد راهبردها «استراتژی های مدیریتی و کاربردی، زیرساختی و انگیزشی» بیشترین فراوانی و اهمیت را به خود اختصاص دادند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مبین این مطلب است که نام و نشان تجاری معتبر، شفافیت عملکرد و افزایش تراکنش در افزایش اعتماد مشتری به یک وب سایت تجارت الکترونیکی تأثیر مستقیم دارد.
درک کاربرد رسانه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبائی با مدل انتظار استفاده و رضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
117 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی درک کاربرد رسانه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران با مدل انتظار استفاده و رضامندی است.
روش : این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری شامل 2200 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران بوده و حجم نمونه براساس جدول مورگان تعداد 327 نفر معین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. جهت تعیین نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون تحلیل عاملی تأییدی برای تأیید روایی سؤالات و برای مشخص کردن عوامل کلیدی هر مؤلفه از فن مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.
نتایج: یافته ها نشان داد که به اشتراک گذاری اطلاعات در اینستاگرام با ضریب مسیر (209/0)، قوی تر از تلگرام است. همچنین رضایت مندی لذت ادراک شده از تلگرام با ضریب مسیر (266/0)، قوی تر از اینستاگرام است. هیچ اختلاف معناداری بین اینستاگرام و تلگرام در دیگر متغیرها شامل تعامل اجتماعی، گذران وقت، خود گزارش دهی و جذابیت رسانه ها، مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانشجویان تحصیلات تکمیلی از هر دو رسانه مورد مطالعه، برای اهداف مختلف از جمله تعامل اجتماعی، وقت گذراندن و خود گزارش دهی استفاده می کنند و با وجود فیلتر بودن تلگرام، تفاوت معناداری بین کاربرد تلگرام و اینستاگرام مشاهده نشد و تقریباً هر دو رسانه به یک میزان رضامندی کاربران را به دنبال داشتند.
الگوی چالش های ارائه خدمات دولتی در بستر رسانه اجتماعی (دولت الکترونیک 2.0) با تمرکز بر کشورهای در حال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
317 - 340
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر استفاده از امکانات رسانه اجتماعی در بخش دولتی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. جهت استفاده از خدمات مذکور به ویژه در کشورهای در حال توسعه، همواره چالش هایی وجود داشته که توجه به آنها دولت ها را در امر پیاده سازی مناسب فناوری مذکور یاری می رساند. از این رو، هدف پژوهش حاضر مطالعه چالش های ارائه خدمات دولتی در بستر رسانه اجتماعی (دولت الکترونیک2.0) با تمرکز بر کشورهای در حال توسعه است. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات آمیخته است. در بخش کیفی پژوهش از روش تحلیل تماتیک (مضمون) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات و دولت الکترونیک بود و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. جهت جمع آوری اطلاعات نیز از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نمونه آماری تا رسیدن به اشباع نظری استفاده گردید. در بخش کمّی پژوهش از روش پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری بخش کمّی شامل اساتید و فارغ التحصیلان دکتری رشته های فناوری اطلاعات، مدیریت دولتی و مهندسی صنایع بود و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. جهت جمع آوری داده در بخش کمّی از ابزار پرسشنامه 21 سوالی با آلفای کرونباخ0.93 در حجم نمونه 375 نفری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات در بخش کمّی از آزمون T تک نمونه ای و نرم افزار SPSS25 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که چالش های دولت الکترونیک2.0 در کشورهای در حال توسعه را می توان به سه دسته کلی ملاحظات فنی، ملاحظات ساختاری و ملاحظات فرهنگی تقسیم کرد. در این بین ملاحظات زیرساختی شامل عوامل اطلاعاتی و عوامل فنی، ملاحظات فرهنگی شامل عوامل انسانی و عوامل اخلاقی و در نهایت ملاحظات پیاده سازی شامل عوامل مدیریتی، امنیتی و قانونی بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت در کشورهای در حال توسعه چالش هایی چون ملاحظات زیرساختی، پیاده سازی و فرهنگی وجود دارد که مدیران و برنامه ریزان دولتی با تمرکز بر این چالش ها و تلاش جهت حل و فصل آنها خواهند توانست، پیاده سازی موفقیت آمیزی از دولت الکترونیک2.0 و به دنبال آن بالا بردن سطح کیفیت خدمات و تحقق دموکراسی الکترونیکی ارائه نمایند.
طراحی و تبیین معیارهای نقشه ملی جغرافیای نوستالژی براساس مدیریت اطلاعات شبکه های اجتماعی با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: خاطرات نوستالژیک در شبکه های اجتماعی، با یادآوری اینکه زندگی همیشه هم دشوار نبوده است، حس ثبات و توانایی گذر از دشواری ها را به انسان القاء می نماید. هدف تحقیق حاضر طراحی و تبیین معیارهای نقشه جغرافیای نوستالژی براساس مدیریت اطلاعات شبکه های اجتماعی با رویکرد کیفی، براساس سازه های مشخصه های شبکه های اجتماعی برای نوستالژی دیجیتال، عناصر بازیابی اطلاعات گذشته برای یادآوری خاطرات، ویژگی های فردی کاربران شبکه های اجتماعی، طبقه بندی محوری تجربه نوستالژیک و نوستالژی براساس موقعیت جغرافیایی کاربر است. روش: روش تحقیق، تحلیل کیفی براساس تحلیل محتوا و با بهره گیری از نرم افزار مکس.کیو.دی.ای. است. تحلیل محتوا در اینجا، روشی برای برداشت و درک مناسب از اطلاعات ظاهراً نامرتبط و مشاهده نظام مند اشخاص، تعاملات و موقعیت ها است. جامعه مورد مطالعه این تحقیق شامل سه گروه است: گروه اول، اساتید دانشگاهی صاحب نظر در حوزه مورد بررسی (خبرگان آکادمیک)، گروه دوم، متخصصان شاغل در کسب وکارهای فعال در حوزه بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی (خبرگان صنعت)، و گروه سوم، کاربران ایرانی در شبکه های اجتماعی اینستاگرام، فیس بوک و توییتر (ذی نفعان مردمی) . روش نمونه گیری در این تحقیق، تکنیک گلوله برفی است. جهت اجرای بخش کیفی پژوهش، نظرات 15 نفر از خبرگان، در قالب مصاحبه، در فاصله زمانی بهار 1400 گرد آوری شد. یافته ها: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، معیارهای نقشه ملی جغرافیای نوستالژی براساس مدیریت اطلاعات شبکه های اجتماعی عبارتند از: مشخصه های شبکه های اجتماعی برای نوستالژی دیجیتال، عناصر بازیابی اطلاعات گذشته برای یادآوری خاطرات، ویژگی های فردی کاربران شبکه های اجتماعی، و نوستالژی براساس موقعیت جغرافیایی کاربر و طبقه بندی محوری تجربه نوستالژیک. مهم ترین یافته پژوهش حاضر تعداد به اشتراک گذاری محتوای نوستالژی، با بیشترین فراوانی در مشخصه های شبکه های اجتماعی برای نوستالژی دیجیتال؛ بازیابی اطلاعات گذشته براساس تکرار، دارای بیشترین فراوانی در عناصر بازیابی اطلاعات گذشته برای یادآوری خاطرات؛ و عامل سن کاربر دارای بیشترین فراوانی در ویژگی های فردی کاربران شبکه های اجتماعی، تعیین شدند. نتیجه گیری: با توجه به محتوای نوستالژیک در شبکه های اجتماعی، می توان گفت که جغرافیای نوستالژی، یکی از مباحث اصلی حوزه جامعه شناسی و شناخت علایق و عادات مردم است. مفهوم جغرافیای نوستالژی تأثیرات مهمی بر رفتار و دانش عاطفی و تجربی انسان داشته و بسیاری از پژوهشگران علوم بر این باورند که این مفهوم در الگو های شناخت شناسی جوامع نیز تأثیرهای غیرقابل اغماضی دارد. بسیاری از احساس های بشری که در قالب مفاهیمی چون دلتنگی، نوستالژی و دلتنگ شدن بر انسان عارض می شود، با مفهوم جغرافیای نوستالژی و هویت جغرافیایی رابطه خاصی دارد. اینکه هویت جغرافیایی چگونه می تواند در این عرصه ها رفتار و احساس های بشری را کنترل کند، از نتایج اصلی اجرای این تحقیق است. در نهایت، یکی از بحث های اصلی در این تحقیق، تقسیم بندی نوستالژیا در جامعه کاربران ایرانی است، که در قالب نسل های فرهنگی ایران تدوین شده است.
مدل مبتنی بر بازی وارسازی در بستر شبکه های اجتماعی به منظور شناخت تفکر افراد: مورد مطالعه تاکسی های اینترنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: جمع آوری داده از کاربران با استفاده از روش های سنتی مرسوم، به جهت رسیدن به یک مقصود خاص، غالباً امری پرهزینه، زمان بر و همراه با معایبی اثرگذار بر نتایج تحقیق است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی بر پایه بازی وارسازی جهت جمع آوری داده، به منظور دستیابی به نحوه تفکر افراد، با مطالعه موردی سه اپلیکیشن تاکسی های اینترنتی در ایران (اسنپ، تپسی و کارپینو) می باشد.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی است. گردآوری داده ها به وسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام شد که روایی و پایایی آن، براساس نظر خبرگان و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری، شامل کلیه کاربران اپلیکیشن های مذکور و عضو در شبکه اجتماعی تلگرام بود که با نمونه گیری طبقه ای، تعداد ۱۸۰ نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردید.
یافته ها: مقایسه نتایج حاصل برای تعیین محبوبیت برندها در دو روش حضوری و بازی وارسازی تقریباً یکسان بود که نشان دهنده قابل اتکاء بودن روش ارائه شده می باشد، ضمن اینکه هزینه و زمان استفاده از روش پیشنهادی بطور قابل ملاحظه ای کم تر و درصد مشارکت پرسش شونده ها به شدت در این روش افزایش یافت.
نتیجه گیری: با ارائه مدل پیشنهادی، محدودیت های روش های رایج جمع آوری داده برطرف شده و از داده های دقیق تر و با کیفیت بالاتر جهت شناخت تفکر افراد استفاده گردید. همچنین قابلیت استفاده از این روش برای تمامی محققین و پژوهشگران وجود دارد.
تأثیر ریسک و منفعت ادراک شده بر جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت توسط کاربران شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شبکه های اجتماعی به یکی از ابزارها و فناوری های جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت در میان مردم تبدیل شده اند. این شبکه ها با وجود مزایای قابل توجه، هنوز با چالش های زیادی در پذیرش و مشارکت توسط کاربران مواجه اند. افراد در استفاده از یک فناوری خاص انتظار سود و منفعت دارند. در همان حال، استفاده از هر فناوری همیشه سودمند نبوده و ممکن است با خطرهایی همراه باشد. قبل از جست وجو و یا به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت، کاربران شبکه های اجتماعی باید اطمینان حاصل کنند که منافع حاصل از این رفتار بیشتر از خطرهای آن است. منفعت ادراک شده منعکس کننده سودمندی مثبت کلی اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی و شامل ابعاد سودمندی ادراک شده، اعتبار، حمایت عاطفی و اطلاعاتی است. ریسک ادراک شده، انتظار ذهنی زیان احتمالی استفاده از اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی و شامل ابعاد ناملموس ذهنی، حفظ حریم خصوصی، ریسک زمان، ریسک اجتماعی، و ریسک روانی است. هدف از این پژوهش بررسی نقش منفعت و ریسک ادراک شده و ابعاد آن بر قصد کاربران از جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی است. این پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و بر حسب روش پژوهش، پیمایشی-همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه تهران بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه آماری 382 نمونه تعیین شد. تعداد 364 پرسشنامه با استفاده از نرم افزارهای آماری «اس پی اس اس» و «لیزرل» مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مدل استفاده شده در این پژوهش مدل ارزش خالص است. نتایج آزمون مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که از مجموع 13 رابطه در مدل، تعداد 9 رابطه تأیید شده است و 4 فرضیه نیز رد شده است. یافته ها نشان داد که بین سودمندی ادراک شده، اعتبار و حمایت عاطفی با منفعت ادراک شده رابطه مثبتی وجود دارد؛ در حالی که بین حمایت اطلاعاتی با منفعت ادراک شده رابطه ای وجود ندارد. بین ریسک حریم خصوصی، ریسک زمان و ریسک روانی با ریسک ادراک شده نیز رابطه وجود دارد؛ اما بین ناملموسی ذهنی و ریسک اجتماعی با ریسک ادراک شده رابطه ای وجود ندارد. همچنین منفعت ادراک شده بر جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت تأثیر مثبت دارد. ریسک ادراک شده بر جست وجوی اطلاعات سلامت تأثیر منفی دارد؛ در حالی که بر اشتراک گذاری اطلاعات سلامت تأثیری ندارد.
تحلیلی بر مدیریت و پایش گفتمان سیاسی در مرحله دوم مناظرات چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۳(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان فرایندی پیچیده، خلاق، و درهم تنیده است که در قالب آن فرد همیشه در تعامل با دیگران است. مباحث درباره ماهیت گفتمان سیاسی بیشتر مربوط به متون و سخنان سیاستمداران حرفه ای و مؤسسات سیاسی مانند رهبران، رؤسای جمهور، نخست وزیران، وزرا، نمایندگان مجالس، یا احزاب سیاسی می باشد. تمام فعالیت های سیاسی مانند قانونگذاری، تصمیم گیری، ملاقات، و گفتگو عمدتاً دارای ماهیت گفتمان مدار (Discursive) می باشند. کاربران حرفه ای زبان عناصر زبانی مختلفی مانند حروف اضافه، ربط و عطف، قیود، جملات کوتاه، و افعال را ترکیب می کنند که نتیجه آن پیدایش گفتمان نماهاست. گفتمان نماها عناصری فرازبانی اند و جز مؤثرترین، پیچیده ترین، و پرکاربردترین متغیرها در آفرینش، درک، و مدیریت گفتمان می باشند. این پژوهش بر آن است تا بر اساس نظریه گفتمان شناختی انسجام، گامی اولیه در کشف و معرفی نظام مدیریت گفتمان در حوزه سیاست و حکمرانی بردارد و به معرفی الگوی مدیریت در این حوزه و ویژگی های آن بپردازد. پیکره مطالعه برگرفته از دو مناظره در دور دوم چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران است که حاوی ۱۶۳۱۴ کلمه می باشد. نتایج مطالعه به کشف الگویی مستطیلی در گفتمان سیاسی انجامید که اضلاع آن روابط گفتمانی تفصیل، تقابل، استنباط، و توالی را به نمایش می گذارند. ویژگی ها و خصوصیات نتایج بررسی و تحلیل شد. کاربردهای مختلف در حوزه های پژوهشی، آموزشی، و علمی نیز بحث و بررسی گردید
بررسی نقش روابط عمومی در ضد بازاریابی داروهای دوپینگ با میانجیگری شبکه های اختصاصی، تفسیر عمومی و شواهد عینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضد بازاریابی را می توان روشی مناسب برای کاهش مصرف محصولاتی دانست که مصرف آنها می تواند مشکلاتی را برای افراد و جامعه ایجاد نماید. ازاین رو هدف این تحقیق بررسی نقش روابط عمومی در ضد بازاریابی داروهای دوپینگ با میانجیگری شبکه های اختصاصی، تفسیر عمومی و شواهد عینی در ورزش ایران بود. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش تحلیل داده ها، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه ورزشکاران و مربیان رشته های ورزشی که در سال های گذشته بیشترین میزان استفاده از مواد نیروزا را به گزارش آژانس ملی مبارزه با دوپینگ کشور داشته اند، تشکیل می داد. حجم نمونه تحقیق با توجه به اهداف و با استفاده نرم افزار آماری PASS در سطح خطای 05/0، 250 نفر بود. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه استاندارد حقیقت و همکاران (2021) بود. نتایج تحقیق نشان داد که مولفه های تحقیق در تمامی موارد نقش مثبت و معنی داری در ضد بازاریابی داروهای دوپینگ داشته اند.
طراحی الگوی توسعه ورزش همگانی مبتنی بر فناوری های جدید مانند شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
245 - 268
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگوی توسعه ورزش همگانی مبتنی بر فناوری های جدید مانند شبکه های اجتماعی انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و رویکرد سیستماتیک گراندد تئوری انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل اساتید و پژوهشگران دانشگاه ها و اداره کل ورزش و جوانان و همچنین هیئت ورزش های همگانی می باشند که مورد مصاحبه قرار گرفتند. برآورد تعداد نمونه براساس اشباع نظری مولفه های استخراجی پژوهش ۱۴نفر است. براساس رویکرد تحقیق طی فرآیند کد گذاری باز، در مجموع ۴۲۴ کد اولیه بدون در نظر گرفتن هم پوشانی به دست آمد و در گام بعد، ۸۳ مفهوم مشترک براساس همپوشانی ها و تشابهات حاصل شد که ۲۴کد مفهومی را شکل دادند. در نهایت کدهای مفهومی حاصل شده ۱۰ مقوله را برای ما تعریف کردند که مدل نهایی پژوهش براساس آنها ترسیم گردید. بر اساس یافته ها عوامل علی شامل ضرورت های حرفه ای، ضرورت های فرهنگی؛ عوامل زمینه ای شامل زیرساخت ها و بسترهای نرم؛ عوامل مداخله گر شامل سازو کارهای تخصصی، سازو کارهای عمومی؛ راهبردها شامل توسعه ساختاری، پشتیبانی؛ پیامدها شامل توسعه کلان، توسعه سلامت محور است. لذا نتیجه گیری می شود به استفاده از فرصت های سرمایه گذاری در حوزه تولیدات رسانه ای مرتبط با ورزش همگانی توجه ویژه ای شود و تمام تلاش و توان سازمان های ورزشی در جهت استفاده از ظرفیت نخبگان ورزشی و چهره های مطرح و شاخص در شبکه های اجتماعی در جهت ترویج ورزش همگانی باشد.
از شبکه تا خیابان؛ یک چارچوب نظری برای رابطه «شبکه های اجتماعی» و «اعتراض سیاسی»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۹
152 - 129
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل نظری و عمیق رابطه پیچیده و چندوجهی میان مصرف «شبکه های اجتماعی» و پدیده «اعتراض سیاسی» می پردازد و هدف اصلی آن، تدوین و ارائه یک چارچوب نظری یکپارچه است که بتواند سازوکارهای این ارتباط را به شکلی منسجم تبیین کند. نویسندگان با اشاره به دگرگونی ماهیت اعتراضات در دوران معاصر، استدلال می کنند که کنش اعتراضی از یک رفتار حاشیه ای و انحرافی، به بخشی از فرایند مشارکت سیاسی متعارف در جوامع مدرن تبدیل شده است؛ از همین رو رویکردهای تحلیلی تک بعدی که صرفاً بر یک نظریه خاص تکیه می کنند، در توضیح کامل این پدیده پیچیده ناتوان اند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی نظری- تحلیلی و از طریق ترکیب انتقادی متون علمی، در پی ساخت یک الگوی علّی مفهومی است تا بتواند نحوه اثرگذاری شبکه های اجتماعی بر کنش های اعتراضی را به طور نظام مند و چندلایه توضیح دهد. شالوده نظری این تحقیق بر ترکیبی از نظریه های کلیدی و تثبیت شده در حوزه جامعه شناسی سیاسی و جنبش های اجتماعی استوار است. این نظریه ها موارد ذیل را شامل می شود: نظریه محرومیت نسبی که بر شکاف ادراک شده میان انتظارات افراد و واقعیت های زندگی آنان تمرکز دارد؛ نظریه بسیج منابع که اهمیت سازماندهی و گردآوری منابع مادی، انسانی و اطلاعاتی را برای اقدام جمعی برجسته می سازد؛ نظریه ساختار فرصت سیاسی که شرایط ساختاری مانند شکاف در میان نخبگان یا کاهش سرکوب را به عنوان پنجره ای برای اعتراض تحلیل می کند؛ نظریه قالب بندی که بر نقش کلیدی رسانه ها در شکل دهی به ادراک عمومی و برجسته سازی بی عدالتی ها تأکید دارد؛ نظریه انگیزه های احساسی که به نقش محوری هیجاناتی چون خشم، ترس، امید و ناامیدی در تحریک افراد به مشارکت می پردازد و در نهایت مفهوم رضایتمندی سیاسی که کاهش اعتماد به عملکرد دولت و نهادهای حاکمیتی را زمینه ساز نارضایتی عمومی می داند. دستاورد اصلی و نوآورانه مقاله، ارائه یک الگوی علّی مفهومی است که نشان می دهد شبکه های اجتماعی (به عنوان متغیر مستقل) می توانند از طریق تأثیرگذاری هم زمان بر چندین متغیر میانجی کلیدی، احتمال بروز کنش اعتراضی (متغیر وابسته) را به شکل معناداری افزایش دهند. این الگو چندین مسیر تأثیرگذاری را شناسایی می کند. نخست، این شبکه ها با نمایش مداوم سبک های زندگی، موفقیت ها و آزادی های دیگران، فضایی دایمی برای مقایسه اجتماعی ایجاد می کنند و در نتیجه احساس محرومیت نسبی و نابرابری را در میان کاربران عمیق تر و ملموس تر می سازند؛ دوم، این پلتفرم ها با انتشار سریع و گسترده اطلاعاتی همچون فیلم تجمعات موفق، اخبار عقب نشینی نیروهای امنیتی یا شکاف در میان حاکمان، ادراک افراد از فرصت های سیاسی را تغییر می دهند و با کاهش ریسک متصور، انگیزه ها برای اقدام را تقویت می کنند. مسیر سوم، بسیج برخط منابع است؛ شبکه های اجتماعی ابزارهای ارزان، سریع و کارآمدی برای هماهنگی، اطلاع رسانی درباره جزئیات تجمعات، انتشار دستور عمل های امنیتی و حتی جذب حمایت های مالی و انسانی فراهم می آورند و بر موانع کلاسیک سازماندهی غلبه می کنند. چهارم، از طریق قاب بندی رسانه ای، این شبکه ها روایت های خاصی از فساد، تبعیض و ناکارآمدی را برجسته می کنند، به آنها معنای مشخصی می بخشند و از این طریق احساس بی عدالتی را در جامعه شعله ور می سازند. پنجم، قرار گرفتن مداوم در معرض محتوای انتقادی و اخبار منفی، به افزایش احساس ناامیدی به آینده و اصلاح پذیری سیستم منجر می شود و این باور را تقویت می کند که شرایط کنونی تحمل ناپذیر است و تنها راه تغییر، «اعتراض» است. در نهایت انتشار بی وقفه شواهد و انتقادهای مردمی درباره عملکرد دولت و نهادهای سیاسی، به فرسایش مستقیم رضایتمندی سیاسی و تضعیف مشروعیت نظام حاکم می انجامد.
نتیجه اینکه شبکه های اجتماعی علت اصلی و ریشه ای اعتراضات نیستند؛ بلکه نقشی حیاتی به عنوان یک شتاب دهنده قدرتمند ایفا می کنند. به زبان استعاری، اگر نارضایتی های عمیق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی «هیزم» آماده اشتعال باشند، شبکه های اجتماعی می توانند «آتش» یا جرقه ای باشند که این هیزم را شعله ور سازند. این چارچوب نظری یکپارچه، نقشه ای مفهومی برای پژوهش های تجربی آتی، به ویژه در بستر ایران فراهم می آورد تا روابط علّی مطرح شده به صورت میدانی و دقیق مورد آزمون و سنجش قرار گیرند.
بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق (مطالعه مورد کاربران فیس بوک پس از شکست داعش تا شهادت حاج قاسم سلیمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : قدرت در دوران مختلف متاثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تکنولوژیک ماهیت و طبیعت متفاوتی داشته است. در دوران کلاسیک، مدرن و پسامدرن تعاریف و جلوه های متفاوتی از این مفهوم قابل بررسی است، اما به نظر می رسد آنچه در جهان امروز و آینده بیشتر بتواند ماهیت آن را تبیین و توصیف کند، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی است. در این متن، اهمیت شبکه های اجتماعی در سال های اخیر به واقعیتی بدیهی تبدیل شده و منبع بسیار مفیدی برای استخراج نظر کاربران در مورد موضوعات، شخصیت ها، محصولات و حتی مباحث کلان کشور و روابط خارجی و داخلی است. عراق به عنوان یک همسایه با قرابت مذهبی و فرهنگی عمیقی که می تواند بازاری بزرگ و شریکی استراتژیک برای ایران باشد، همچنین حضور مستشاری نظامی در عراق و موفقیت در شکست داعش در کنار حمایت ایران از گروه های مقاومت عراقی در سال های پس از صدام و وجود اماکن مقدسه، نیاز بیش از پیش به شناخت رویکرد و نظر جامعه عراقی نسبت به ایران را دوچندان می کند. در نگاه کلی بازنمایی تصویر ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق به ویژه فیس بوک می تواند سنجه ای اولیه از میزان موفقیت قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران در عراق باشد. روش : محور اصلی این پژوهش حول بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق شکل گرفته و داده های بستر فیس بوک به عنوان اصلی ترین و بزرگ ترین بستر شبکه اجتماعی کاربران عراقی با استفاده از سیستم های کامپیوتری جمع آوری، ذخیره سازی، نویزگیری و پردازش شده است. پس از آن با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک روی داده های فیس بوکِ کاربران عراقی پس از شکست داعش تا شهادت سردار سلیمانی مورد بررسی و پردازش به تفکیک سال انجام گرفته است. یافته ها : اصلی ترین موضوعاتی که حول مسائل مرتبط با ایران در فیس بوک عراقیِ منتشر شده به تفیکیک سال از سال 2018 تا 2020 و در چهارده تم اصلی طبقه بندی و سطح بندی شده که مهمترین این موضوعات عبارت است از: - گروه های همسو با انقلاب اسلامی- روابط سیاسی ایران و عراق - اظهار نظر در مورد فرهنگ دینی و اجتماعی مردم ایران - محتواهای مرتبط با دفاع مقدس و تاریخ جنگ عراق و ایران - موضوع روابط اقتصادی و محصولات ایرانی - دخالت ایران در انتخابات و حکومت عراق -موضوعات ورزشی بین دو کیور - اخبار بین دو کشور - تحریم آمریکا علیه ایران و نقش عراق و مقامات ایرانی (شامل مسئولین و شخصیت های سیاسی و نظامی کشور، مقام معظم رهبری، رییس جمهور، سردار سلیمانی) - زیارت اربعین و حضور ایرانیان در این پیاده روی می شوند، تا نمایی روشن از تصویر ایران در شبکه های اجتماعی عراق قابل نمایش باشد. نتیجه گیری : تصویر ایران در میان کاربران عراقی با چالش های زیادی روبرو است و گذشت سال ها از شکست داعش و دیگر خدمات ایران به عراق چندان در نمای قدرت نرم ایران در عراق موثر نبوده است. سهم ایران از خروج داعش و دفاع و هزینه هایی مانند شهادت جوانان و سردار های ایرانی برای حفظ امنیت مردم عراق در محتواهای عراقی ها کمتر دیده می شود. موضوعات مطرح شده حول مقامات حاضر در عراق همچون شهید سلیمانی که جان خود را در این راه داده، شباهتی به یک اسطوره و یا یک قهرمان ندارد. محصولات ایرانی جایگاه مناسبی از نظر حجم تبلیغات و حمایت در میان کاربران عراقی ندارند.
قدرت نرم نظام های سیاسی در معرض خطر پروپاگاندای رایانشی (مطالعه موردی: دولت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
63 - 91
حوزههای تخصصی:
توسعه فناوری های نوظهور نظیر اینترنت و شبکه های اجتماعی، فرصت ها و تهدیدهای جدیدی را پیش روی کشورها قرار داده و قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت تیز نظام های سیاسی تحت تأثیر توسعه این فناوری ها، دستخوش تحول شده است. یکی از جنبه های این فناوری های نوظهور، پروپاگاندای رایانشی است؛ تحت تأثیر به کارگیری این ابزار، شبکه های اجتماعی به شکل فزاینده ای در حال تبدیل شدن به ابزارهای فعالیت های اطلاعاتی دستکاری شده و هدفمند هستند. این مقاله در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که پروپاگاندای رایانشی چگونه به ابزاری علیه قدرت نرم نظام های سیاسی رقیب یا دشمن تبدیل شده و با بررسی تصعید تنش میان ایران و اسرائیل در پاییز 1403 به عنوان یک مطالعه موردی، به این پرسش پاسخ می دهد که کدام یک از استراتژی های پروپاگاندای رایانشی بیشتر علیه ایران استفاده می شود. بر همین اساس، با مرور ادبیات نظری و همچنین تلفیق دو روش تحلیل شبکه اجتماعی و تحلیل مضمون، تلاش شده به این پرسش ها پاسخ داده شود. یافته ها نشان می دهد که پروپاگاندای رایانشی به عنوان ابزاری در جهت تقویت قدرت تیز دولت ها علیه دولت های هدف به کار گرفته می شود و قابلیت تضعیف قدرت نرم آن ها را دارد. بر همین اساس، بیشترین استراتژی که علیه ایران به کار گرفته شد، استراتژی های حمله و افشاگری و همچنین حمایت از آلترناتیوهای دیگر بود تا توان موشکی ایران از یک سو و از سوی دیگر مشروعیت نظام سیاسی در ایران در افکار عمومی زیر سؤال برود. شبکه بازنشرهای توییت های مربوط به این موضوع نشان می دهد که این تلاش ها بی تأثیر نبوده است.
شناسایی و تحلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در توسعه سیاسی ایران (1398- 1402)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها به عنوان گروه مرجع جدید اقدام به انعکاس دغدغه های مختلف مردم از طریق رسانه های مذکور نمودند. همین قضیه منجر به تاثیرگذاری این قشر از جامعه در فرایند توسعه سیاسی می گردد و موانعی را در این عرصه به وجود می آورد. پرسش این است که سلبریتی ها چه نقش و جایگاهی در توسعه سیاسی ایران داشته اند؟ فرضیه این است که با توجه به مرجعیت چهره ها و سلبریتی زدگی سیاست در جمهوری اسلامی، این گروه می تواند موانعی جدی در روند توسعه سیاسی به وجود آورد. این مقاله با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی، پست ها و استوری های سلبریتی ها که به صورت هدفمتد در سکوی اینستاگرام انتخاب شده اند را برای نشان دادن تضعیف روند توسعه سیاسی به دلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در سیاست ناشی از مرجعیت یافتن آنان در جامعه مورد خوانش قرار داده و با به کارگیری روش کیفی از نوع تحلیل محتوا کیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اثرات مداخله ستاره ها در روند فرسایش توسعه سیاسی مورد واکاوی قرار گرفته است. هدف این پژوهش نیز نشان دادن نقش سلبریتی ها در تضعیف فرآیند توسعه سیاسی و سلبریتی زدگی سیاست می باشد که مداخلات آنها در آینده منجر به نتایجی خواهد شد که روند توسعه سیاسی را مختل خواهد نمود.