فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۴٬۶۸۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث در تجزیه و تحلیل فایده ـ هزینه پروژه های عمومی به عامل تنزیل مربوط می شود. به طور معمول برای تنزیل منافع و هزینه های هر پروژه بخش عمومی از نرخ تنزیل ثابت و به دنبال آن از عامل تنزیل نمایی (نزولی) استفاده می شود. این عامل تنزیل به دلایل زیر دقیق نیست: 1. عوامل مؤثر و شدت تاثیر آنها برمنافع و هزینه های پروژه از زمانی به زمان دیگر متفاوت است، 2. مطالعات تجربی و آزمایشگاهی نشان می دهند که افراد و گروه ها در عمل نرخ تنزیلی را که برای زمان های دورتر به کار می برند، کمتر از زمان های نزدیک است، 3. اگر نااطمینانی نسبت به نرخ تنزیل وجود داشته باشد، می توان ثابت کرد که نرخ تنزیلی که از حل این سیستم به دست می آید تابع نزولی از زمان است. در این پژوهش نشان می دهیم که می توان مشکلات یاد شده را از طریق ارتباط دادن عامل تنزیل به نرخ خطر حل نمود. بدین منظور،ضروری است توزیع احتمال پروژه مورد نظر و یا نرخ مرگ و میر جمعیت بهره بردار از آن را به دست آورده، سپس با استفاده از رابطه بین نرخ خطر و عامل تنزیل، عامل تنزیل را برای تنزیل منافع و هزینه ها به دست آورد. در این پژوهش، برای انواع توزیع احتمال، عامل تنزیل متناظر را استخراج کرده و با استفاده از نتایج پژوهش های پیشین برای توزیع نمایی و یکنواخت عامل تنزیل و نرخ خطر، متوسط عمرپروژه ها برای کشورهای ایران، هند، آمریکا، ژاپن، آلمان و فرانسه را استخراج کرده ایم. یافته ها نشان می دهد که، نرخ خطر در کشورهای ایران و هند از کشورهای دیگر بیشتر بوده و عمر متوسط پروژه ها در ایران و هند از کشورهای دیگر کمتر است.
بررسی ویژگیهای مؤثر مروجین در رضامندی کشاورزان از فعالیتهای مروجین کشاورزی (مطالعه موردی در منطقه پیشوای شهرستان ورامین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترویج یک فعالیت مخاطب مدار (client?oriented) است که موفقیت و اثر بخشی برنامه های آن در گرو رضامندی مخاطبان میباشد. یکی از ملاکهایی که به عنوان شاخص عملکرد ترویج در نظر گرفته میشود، عملکرد مروجان است. ارزیابی عملکردمروجان تا کنون به طرق مختلفی از جمله بررسی نظرات سرپرستان ایشان، بررسی گزارشهای مروجین و نیز نظرخواهی از مروجین انجام شده است اما آنچه مسلم است ارزیابی به شیوه حاضر که بررسی نظرات کشاورزان میباشد، شیوهای بسیار قابل اعتماد تر است و بیشتر منطبق با فلسفه و اصول ترویج است. این پژوهش هدف خود را برشناسایی فعالیتهای مروجین در منطقه و واکاوی میزان رضامندی کشاورزان از هر یک از آنها و بررسی ویژگیهای موثر مروجین در افزایش رضامندی آنها قرار داده است. این تحقیق از لحاظ ماهیت کاربردی و از نظر تحلیل داده ها توصیفی پیمایشی میباشد. متغیر وابسته که رضامندی کشاورزان از عملکرد مروجین میباشد، بوسیله تعدادی گویه که جنبههای مختلف فعالیتها را بررسی می کند، سنجش شده است. ابزار اندازهگیری پرسشنامه است. جامعه آماری در این تحقیق کشاورزان منطقه پیشوای شهرستان ورامین واقع در استان تهران است. نمونهگیری به روش مرحلهای انجام شده و تعداد 60 نفر انتخاب شدند و در نهایت 56 پرسشنامه وارد تحلیل گردید. در مطالعات همبستگی، متغیرهای ”سن، وسعت زمین دیم و سابقه کار“ با متغیر وابسته رابطه معنیداری را نشان داد. در انجام رگرسیون چند متغیره باروش گام به گام، متغیرهای سابقه کار کشاورزی، سن کشاورزان و سطح سواد کشاورزان وارد معادله شده است. درتعیین ویژگیهای موثر مروجان بر افزایش رضامندی کشاورزان این نتیجه به دست آمد که به ترتیب مهارتهای علمی و عملی، مهارتهای ارتباطی ودر نهایت مهارتهای فردی مروجان، در رضامندی کشاورزان از فعالیتهای مروجین مؤثر بودهاند
اندازه گیری شدت فقر در استان خوزستان طی سال های 1385-1376(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به اهمیت موضوع فقر در مباحث توسعه اقتصادی و لزوم انجام مطالعات استانی در این زمینه، هدف از انجام این تحقیق، اندازه گیری شدت فقر در استان خوزستان و بررسی روند آن طی سالهای 1376 تا 1385 می باشد. بدین منظور جهت برآورد شدت فقر از شاخص SSTاستفاده شده است. شاخص مذکور از جمله شاخص های تجزیه پذیر بوده و شدت فقر را به صورت حاصلضرب اجزایی نظیر نرخ فقر، متوسط نسبت شکاف فقر فقرا و ضریب جینی نسبت شکاف فقر ارایه می نماید. تجزیه این شاخص به محقق امکان می دهد که منبع تغییرات در شدت فقر را به شکل تغییرات در مولفه های تشکیل دهنده آن ملاحظه نماید. نتایج تحقیق نشان می دهد که طی دوره زمانی مذکور شدت فقر در نواحی شهری و روستایی استان افزایش یافته و افزایش شدت فقر در نواحی شهری استان خوزستان بیشتر از نواحی روستایی آن می باشد.
ادراک مروجان کشاورزی نسبت به اثر بخشی روش های آموزشی انبوهی مورد استفاده در آموزش کشاورزان گندم کار، مورد: استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناخت ادراک مروجان کشاورزی نسبت به اثر بخشی روش های آموزشی انبوهی مورد استفاده در آموزش کشاورزان گندم کار آبی استان گلستان به اجرا در آمده است. تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بوده است. ابزار تحقیق پرسشنامه و نمونه های تحقیق شامل 91 مروج کشاورزی فعال در زمینه آموزش کشاورزان گندم کار آبی در سطح استان گلستان بوده اند که به شیوه تمام شماری انتخاب شده اند. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزار SPSS تحت ویندوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای بررسی اجزای تشکیل دهنده ابزار اندازهگیری، اعتبار محتوایی با نظرخواهی از اعضای هیات علمی ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان و کارشناسان ترویج سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان انجام شده سپس اصلاحات لازم بعمل آمده است. به منظور محاسبه قابلیت اعتماد از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است که در نتیجه انجام پیش آزمون در نمونه ای خارج از نمونه تحقیق، مقدار آن در مورد سوالات فراوانی استفاده مروجان از روش های آموزشی مختلف 87/0 و تاثیر هر یک از روش ها در تحقق اهداف مورد نظر از آموزش کشاورزان 82/0 بدست آمده است. نتایج تحقیق نشان داد بین متغیر میزان استفاده مروجان از روش های آموزشی اطلاعیه، نشریه، پوستر، نمایشگاه، تخته سیاه خبری و عکس و ادراک آنان نسبت به میزان اثر بخشی روش های آموزشی انبوهی با اطمینان 99 درصد و بین متغیر میزان استفاده مروجان از روش های آموزشی اسلاید و فیلم و ادراک آنان نسبت به میزان اثر بخشی روش های آموزشی انبوهی با اطمینان 95 درصد رابط? مثبت و معنی داری وجود داشته است. توجه به آموزش مروجان در زمینه روش های آموزش انبوهی در آموزش کشاورزان گندم کار از جمله پیشنهادهای این مطالعه است
بررسی عوامل مؤثر برکارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی از دیدگاه اعضای هیات علمی پردیس کشاورزی و منابعطبیعی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاهی به تغییرات سریع جوامع و روند رو به رشد و توسعه جهانی و ضرورت هماهنگی با این رشد، ارزش کارآفرینی را بیش از پیش افزایش داده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش پیمایشی و با هدف بررسی عوامل موثر بر کارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی از دیدگاه اعضای هیات علمی انجام گردیده است. جامعه آماری تحقیق را اعضای هیات علمی پردیس کشاورزی و منابعطبیعی دانشگاه تهران تشکیل دادند (203 =N) که تعداد 83 نفر از آنها به عنوان نمونه، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامه بود که روایی آن براساس نظرخواهی از تعدادی از استادان و صاحبنظران در این زمینه تنظیم شد و برای تعیین پایایی ابزار تحقیق از روش آزمون مقدماتی استفاده شد که آلفای کرونباخ محاسبه شده مبین اعتبار مناسب برای گردآوری دادهها بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار آماریSPSS نسخه 5/11 استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد از دیدگاه اعضای هیات علمی، مهمترین متغیرهای موثر بر کارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی به ترتیب عبارت از داشتن انگیزه کافی، خلاقیت و نوآوری و تامین مالی بودند. با استفاده از تحلیل عاملی چهار عامل به عنوان عوامل موثر بر کارآفرینی دانشآموختگان کشاورزی شناسایی شدند. عامل اول با عنوان روانشناختی، عامل دوم با عنوان خدمات حمایتی، عامل سوم با عنوان تحصیلی و عامل چهارم با عنوان مهارت کسب و کار که به ترتیب 76/28، 67/21، 91/18 و 76/18 درصد واریانس کل (11/88 درصد) را تبیین کردند.
بررسی صلاحیتهای مورد نیاز اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی برای تدریس در نظام یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری الکترونیکی پیشرفت مهمی در زمینه تدریس و یادگیری در آموزش عالی کشاورزی است. اینترنت و فناوریهای مبتنی بر وب از آن جهت مهم میباشند، که ارتباطات بین دانشجویان و اعضای هیات علمی را تسهیل و افزایش میدهند و ابزارهایی فراهم مینمایند که ابتکار و خلاقیت دانشجویان را تقویت میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی صلاحیتهای مورد نیاز اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی برای تدریس در نظام یادگیری الکترونیکی انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی میباشد و از ابزار پرسشنامه برای جمعآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی دانشگاههای تربیت مدرس، تبریز، مازندران، شیراز و فردوسی مشهد میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری چندمرحلهای، 80 نفر از آنان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. دادههای تحقیق با استفاده از نرمافزار SPSS و آمارههای توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد بین صلاحیت اعضای هیات علمی دانشکدههای کشاورزی در زمینههای فناوری، ارتباطات، مدیریت زمان، محتوا و آموزش برخط در وضع موجود و مطلوب در سطح 1 درصد تفاوت معنیداری وجود دارد
بررسی عدم توازن بین هزینه و درآمد خانوار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چهل سال که از اجرای طرح هزینه و درآمد خانوار در ایران می گذرد، در تمامی این سالها، متوسط درآمد خانوارها کمتر از هزینه بوده است. هرچند ممکن است در برخی سالها به علت پاره ای از مشکلات اقتصادی، این پدیده قابل توجیه باشد، اما استمرار آن در یک دوره طولانی گویای این واقعیت است که اختلاف، ناشی از بحرانهای اقتصادی موجود در سیکل های اقتصادی نیست؛ بلکه تداعی کننده کم پوششی طرح آمارگیری یا کم گویی درآمد در دسته خاصی از خانوارها است. در این مطالعه پس از بررسی و تحلیل نتایج آمارگیری از هزینه و درآمد خانوار در سالهای 80- 1376 مشخص شد که این مشکل منحصر به یک دسته خاص از خانوارها نیست ، بنابراین برای رفع این مشکل باید پرسشهای مربوط به بخش درآمد در پرسشنامه آمارگیری از هزینه و درآمد خانوار بگونه ای طراحی شود که پوشش بهتر درآمد حاصل شود.
کلید آموزش
بررسی تاثیر هزینه های مختلف دولت بر اشتغال غیر کشاورزی و فقر در مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تغییر جهت گیری برنامه ریزان اقتصادی کشورهای مختلف درطول دو دهه اخیر، رشد سریع اقتصادی جای خود را به توسعه، کاهش فقر و نابرابری داده است. این موضوع، حساسیت پیرامون ریشه ها و راهکارهای مواجهه با فقر را افزایش داده و با توجه به مطرح بودن مناطق روستایی به عنوان یکی از مهمترین کانون های فقر، توجه بیشتر به این مناطق را در پی داشته است. با توجه به مطالعات صورت گرفته پیرامون زمینه های وقوع فقر و آثار آن، نقش هزینه های دولت در کاهش فقر بسیار خطیر جلوه می نماید. در مطالعه حاضر، با استفاده از سیستم معادلات همزمان و اطلاعات سالهای (84-1360) به بررسی تاثیر هزینه های مختلف دولت، بر روی تولید محصولات کشاورزی، اشتغال غیر کشاورزی و فقر در مناطق روستایی ایران پرداخته شد. برای این منظور ابتدا کشش متغیرهای فوق نسبت به «سرمایه آموزش» و زیرساخت های روستایی مانند برق، مخابرات و جاده برآورد گردیده و در مرحله بعد، رابطه میان این زیرساخت ها با هزینه های دولت در فصلهای مربوطه تبیین گردید. در پایان، با به دست آوردن اثر نهایی هزینه-های دولت بر روی سه شاخص مهم مناطق روستایی (تولید، اشتغال غیرکشاورزی و فقر)، به تحلیل اهمیت هرکدام از هزینه های مذکور پرداخته شد. نتایج، حاکی از معنی دار بودن تاثیر هزینه های دولت بر روی زیرساخت های روستایی و نیز معنی دار بودن نقش این زیرساخت ها در توسعه مشاغل غیرکشاورزی و کاهش فقر در مناطق روستایی بود.