خانم ژانت ابولُغُد جامعه شناس آمریکایی عرب تبار، متخصص در مطالعات شهرنشینی و برنامه های شهری است. او که متولد 1928 است، مدارک کارشناسی خود را از دانشگاه های ماساچوست و شیکاگو اخذ کرده و تدریس خود را در رشته های جامعه شناسی و تاریخ شهرنشینی در دانشگاه ایلینویز آغاز کرد و در سال های پایانی سده ی بیستم از دانشکده ی جدید تحقیقات اجتماعی بازنشست شد. او نویسنده ی بیش از صد مقاله و سیزده کتاب راجع به شهرهای گوناگون در ایالات متحده و مصر و مراکش و غیره و البته سیستم های جهانی است. در این مقاله که فصل یازدهم از کتاب معتبر و مشهور «پیش از هژمونی اروپا» (Before European Hegemony) است، نویسنده با زبانی گیرا و جذاب، به مقوله ی ضعف سیستم بین الملل پیشامدرن و چگونگی رشد و قدرت گیری سیستم جهانی مدرن در قرن شانزدهم پرداخته است. یکی از ویژگی های اندیشه ی پست مدرن، نقد و رو به ضعف رفتن تمامی روایت های مدرن از مسائل گوناگون در تمام حوزه های شناخت بشری است. روایت مدرن از چگونگی شکل گیری سیستم های نوین در سده ی شانزدهم بر این پایه استوار است که ادیان و فرهنگ های قرون میانه چه در شرق و چه در غرب از رشد و جهانگیرشدن تجارت و ارتباطات وسیع بین المللی جلوگیری کرده و این سرمایه داری خاص اروپا(در روایت مارکس) و یا فرهنگ بی همتای پروتستانتیسم شمال اروپایی(در روایت ماکس وبر) بود که با ویژگی های منحصر به فردش، توانست سیستمی به واقع جهانی ایجاد کند و ... . اما نویسنده که در ادامه ی سنّت انتقاد بر روایت های مدرن که حدودأ از نیمه ی قرن بیستم آغاز شده می نویسد، در این مقاله روایتی به کلّی متفاوت از ویژگی های مثبت سیستم جهانی قرن سیزدهمی با انتقاد از کلیشه ی «نزول شرق» و «ظهور غرب» و خصیصه ی بی همتای فرهنگ اروپایی برای قدرت گیری ارائه می دهد. در ضمن، در پایان مقاله، نویسنده مقدمات بیان یک تئوری جامع راجع به تغییرات در سیستم جهانی را تشریح می کند.
نیروی ژاندارمری که با کمک مؤثر دولت انگلیس برای تأمین امنیت مسیر جاده شاهی تأسیس شده بود، در نخستین سال ورود به فارس، با نیروی مرکزگریز قشقایی دچار تضاد منافع شد و به درگیری شدید میان آنان انجامید. با شروع جنگ جهانی اول، اگرچه سیاست دولت مرکزی بر اعلان بی طرفی بود؛ قشقایی ها به طرفداری از دولت آلمان پرداختند. در این میان به تدریج در ژاندارمری نیز گرایش به سیاست دولت آلمان پیدا شد و در مخالفت با سلطه انگلیس، یاورعلیقلی خان از افراد ژاندارمری اقدام به ایجاد کمیته حافظین استقلال فارس کرد. این سازمان دارای روابط تنگاتنگی با حزب دموکرات فارس بود که آن نیز گرایشات ژرمانوفیلی داشت. سرانجام ژاندارمری در مخالفت با سلطه انگلیس و با گرایش به دولت آلمان در شیراز به کودتای روز چهارشنبه دوم محرم 1334دست زد. در این برهه زمانی ژاندارمری روابط حسنه ای با صولت الدوله قشقایی برقرار کرد و قرارداد اتحادی بین صولت الدوله و سلطان احمد اخگر فرمانده ژاندارمری منعقد شد. با این حال، تحولاتی چون ضعف فزاینده و فروپاشی درونی ژاندارمری و افزایش فشار دولت جدید برای سرکوبی آنها، تلاش صولت الدوله برای حفظ منافع و قدرت، همراهی قشقایی ها را نیم بند و سرانجام به رویگردانی مبدل ساخت. این مقاله به بررسی چگونگی و چرایی تعاملات و تقابلات قشقایی ها با ژاندارمری در طول نخستین سالهای جنگ جهانی اول با تکیه بر اسناد و متون تاریخی و با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی است.
در قرون گذشته، شماری از شخصیت ها و برخی خاندان های ایرانی بنا به دلایلی از ایران به شبه قاره هند مهاجرت کرده و نقش به سزایی در امور بعضی حکومت های آن سرزمین ایفا نمودند. یکی از این خاندان ها، سادات بیهقی بودند که اوایل قرن نهم هجری قمری وارد کشمیر شدند و از رهگذر حضور در رقابت ها و منازعات سیاسی- مذهبی این سرزمین و برقراری ارتباط و پیوند نزدیک با حکام کشمیر، برای مدتی به عرصه قدرت و حکومت کشمیر راه یافته و از نفوذ سیاسی و موقعیت اجتماعی مناسب برخوردار شدند. چرایی مهاجرت این خاندان و چگونگی ورود آنها به صحنه سیاسی کشمیر و نیز فراز و فرود موقعیت و نقش سادات بیهقی در حیات سیاسی کشمیر و عوامل موثر در این موضوع، از سوالات مهمی است که این مقاله به روش تحقیق تاریخی و با شیوه توصیفی– تحلیلی مبتنی بر منابع و مآخذ کتابخانه ای درصدد پاسخ به آنهاست. سادات بیهقی از طریق وصلت با خانواده حکام کشمیر و پذیرش هزینه های حضور در منازعه و رقابت با مدعیان سیاسی و رقیبان مذهبی، از جایگاه مهاجران و مهمانان به جایگاه شریکان و وارثان حکام کشمیر تغییر موقعیت داده و طی قرون نهم و دهم قمری، نقش مهمی در تاریخ سیاسی این سرزمین ایفا نمودند.