مصطفی نامداری منفرد

مصطفی نامداری منفرد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

Ibn Khaldun’s Theory of the ‘Asabiyya’ and the Tribal Politics of Trade in Fars and Kerman Provinces(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۴
The Mongol conquest of the Khwārazm-Shāhs (490-628/1097-1231) wasprimarily motivated by controlling the central trade routes including the silk roadsfor the flow of wealth and commerce from the China Sea to the Mediterranean.A generation after Chinggis Khān (c. 1162-1227), with direct orders from MöngkeQā'ān and armed with the special forces of Chinggis, Hulegu Khān was appointedto oversee the western fringes of the Mongol controlled territories. While Hulegumanaged to defeat the Ismā’ilis and move on to overthrow the ‘Abbāsids andconquer Baghdād (656/1258), he was opposed by Berke Khān, the MuslimCommander, whose forces under Negüder Noyān fled to the eastern provincesunder the dominion of the Il-Khāns. Apparently, they joined forces withQara'unās, vanguard of the Mongol forces on the borders of India and thusbecame a source of instability for the commercial routes in Kerman and Farsprovinces. During the rule of the Mongol Il-Khans, Arghūn Khān was dispatchedby the Central Mongols to Jiroft to protect the trade routes of the Oghān andJermān. However, gradually from mid-8th century onwards the dispatched unitsfor the purpose of ensuring security turned into rebellious self-serving groups,whether it was the Āl-e Mūzzafar or the Āl-e Īnju. In due time however, theywere absorbed into the new formidable forces of the Timurids. This study seeksto examine Ibn Khaldun’s theory of the ‘Asabiyya, as it applies to human society(‘Umrān). From Ibn Khaldun’s perspective, society is an organic whole guidedby the ‘Asabiyya (social cohesion). Nomadic and sedentary communities,compete for land, power and wealth, thus creating a cyclical system that leads tothe rise and fall of civilizations. It is the purpose of the study to examine howthis particularly chaotic period corresponds with Ibn Khaldun’s theory of‘Asabiyya.
۲.

شهرهای بی حصار و صحراگردان پرتحرک(نستوه): اسلحه و توپ در عصر صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۷ تعداد دانلود : ۶۰۷
در سده شانزدهم میلادی صفویان بسان دولت عثمانی، روس و فرمانروایی مغولان کبیر هند گام هایی در جهت بهره مندی از سلاح آتشین برداشت. به هرحال، علی رغم اشتیاق نخستین، برای بدست آوردن سلاح گرم، نشانه های اندکی وجود دارد که صفویان تلاش مجدّانه ای در بکارگیری فناوری جدید در سپاهیان خویش داشتند. فرایند مزیور آشکارا با این حقیقت ارتباط دارد که کاربرد سلاح گرم بسان دیگر شکل های فناوری، صرفاً به امر بهره برداری از فنون دست یافته، برنمی گشت، بلکه ساخت اجتماعی و تغییرات ایدئولوژیک را درگیر می کرد. سلاح آتشین به عنوان ابزاری که وضع اجتماعی نخبگان جنگاور، سواره نظام، را تهدید می کرد، با مانعی بزرگ در اقتباس، توسط نیروهای قزلباش روبرو شد. این رویه همچنان با ورود غلامان ادامه یافت که با ابزارآلات سنتی می جنگیدند. با این رویکرد، باید اذعان نمود کاربرد توپخانه هرگز در ارتش صفوی عمومیت پیدا نکرد، زیرا صفویان جنگ را به روشی ادامه می دادند که در آن توپخانه کاربردی نمی توانست داشته باشد. از جمله دلایل این امر، مشکلاتی شامل حمل و نقل در سرزمینی با گستره بیابانی و کوهستانی و همچنین کمبود مواد خام قابل استخراج برای استقرار صنایع تولیدی بود. به هرحال، صرف نظر از طبیعت دفاع، کم توجهی به تعمیر بنای حصارها، در بخشی، به واسطه فقدان سیاست دفاعی سازمان یافته و توسعه ضعیف ساختار شهری و در مواردی، تخریب عامدانه به نظر پاسخی برای این هدف بوده است. به هرحال، صلح منعقده زهاب به سال 1639م/1049ق. اگرچه عامل اصلی ضعف صفویان نبود، اما بازدارنده ای برای ادامه جستجو بیشتر در جهت راهبردهای دفاعی به شمار می آمد. سرانجام، شاید مهم ترین عاملی که از تلاشی جامع برای تجهیز شهرها از سوی صفویان ممانعت کرد، طبیعت دشمنان ایران بود. صفویان هرگز با نوعی دوگانگی، برای سازگاری با شکل های نوین جنگی شبیه عثمانی و در مقیاسی کمتر به مانند، نیاز ناگهانی روسیه به نوسازی ارتش خود مواجه نشد. بنابراین انقلاب نظامی ایران عصر صفوی نیمه تمام باقی ماند، از سیاست مطلق گرایی شاه عباس اول و جانشینان وی حمایت می کرد، از این رو در اثرگذاری به شکل عمیق در ساختار سیاسی و اجتماعی صفویه ناکام ماند.
۳.

تعاملات و تقابلات صولت الذوله قشقایی و ژانذارمزی فارس در آستانه و نخستین سال های جنگ جهانی اول ( 9334 9221 ق/ 9196 9199 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ تاریخ جهان تاریخ جنگ
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تاریخ محلی
تعداد بازدید : ۱۲۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۶۵
نیروی ژاندارمری که با کمک مؤثر دولت انگلیس برای تأمین امنیت مسیر جاده شاهی تأسیس شده بود، در نخستین سال ورود به فارس، با نیروی مرکزگریز قشقایی دچار تضاد منافع شد و به درگیری شدید میان آنان انجامید. با شروع جنگ جهانی اول، اگرچه سیاست دولت مرکزی بر اعلان بی طرفی بود؛ قشقایی ها به طرفداری از دولت آلمان پرداختند. در این میان به تدریج در ژاندارمری نیز گرایش به سیاست دولت آلمان پیدا شد و در مخالفت با سلطه انگلیس، یاورعلیقلی خان از افراد ژاندارمری اقدام به ایجاد کمیته حافظین استقلال فارس کرد. این سازمان دارای روابط تنگاتنگی با حزب دموکرات فارس بود که آن نیز گرایشات ژرمانوفیلی داشت. سرانجام ژاندارمری در مخالفت با سلطه انگلیس و با گرایش به دولت آلمان در شیراز به کودتای روز چهارشنبه دوم محرم 1334دست زد. در این برهه زمانی ژاندارمری روابط حسنه ای با صولت الدوله قشقایی برقرار کرد و قرارداد اتحادی بین صولت الدوله و سلطان احمد اخگر فرمانده ژاندارمری منعقد شد. با این حال، تحولاتی چون ضعف فزاینده و فروپاشی درونی ژاندارمری و افزایش فشار دولت جدید برای سرکوبی آنها، تلاش صولت الدوله برای حفظ منافع و قدرت، همراهی قشقایی ها را نیم بند و سرانجام به رویگردانی مبدل ساخت. این مقاله به بررسی چگونگی و چرایی تعاملات و تقابلات قشقایی ها با ژاندارمری در طول نخستین سالهای جنگ جهانی اول با تکیه بر اسناد و متون تاریخی و با بهره گیری از شیوه توصیفی تحلیلی است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان