مقالهى حاضر نگاه و رویکردى بیرونى (معرفت درجهى دوم) بر پدیدهى تاریخى عاشورا دارد . ابتدا مقدمهاى کوتاه در بیان مفهوم تبیین تاریخى و انواع آن (قانونمند، عقلانى و روایى) ذکر مىشود و در ادامه به پیشینهى تبیین تاریخى پدیده عاشورا نظر دارد و با گزینش متونى تحلیلى در حوزهى تاریخنگارى پدیدهى عاشورا، آنها را از لحاظ تبیینهاى قانونمند، عقلانى و روایى مورد ارزیابى وبررسى قرار داده، به شواهد و مصادیقى از انواع تبیینهاى به کار رفته در آنها اشاره مىکند و در پایان به ضرورت توجه جدى مورخان فعلى به کاربرد تبیینهاى تاریخى در تحلیل پدیدههاى تاریخى خصوصا تاریخ عاشورا تاکید دارد .
در این مقاله سخن از ضرورتها و بایدهاى مطالعاتى قیام امام حسین (ع) است; و اینکه بنا بر کدام بینشها و روشهاى پژوهشىاى باید قیام امام (ع) را بررسى نمود؟
بر این اساس، نخست دو دیدگاه الهى (مابعدالطبیعى)، و انسانى - تاریخى از یکدیگر تفکیک و ملاحظات مربوط به هریک به اختصار بررسى شده است . در دیدگاه انسانى - تاریخى نیز هشتبینش و روش مطالعاتى به اهل تحقیق و نظر پیشنهاد شده است .
در بررسى پیامدهاى قیام نیز به منظور پرهیز از طولانى شدن سخن، تنها به پیامدها و تاثیرات سیاسى و خصوصا روانشناختى قیام پرداخته شده است .