سرزمین شبه جزیره، پیرامون مهمترین کانونهای تمدنی تاریخ بشر جای دارد، اما تاریخ باستانی آن بسیار مبهم است و هیچ آگاهی سامانمند و و دقیقی درباره رویدادهای گوناگون دورههای تاریخی این منطقه در دست نیست و از اینرو، بررسی این گذشته پوشیده، تنها با مطالعه کتیبهها و سنگنوشتهها و گزارشهای مکتوب سرزمینهای همسایه آن و شعرها و گزارشهای موجود درباره «ایامالعرب» امکان میپذیرد. همچنین، آشنایی با دگرگونیهای این پیشینه و پیوندهای قبیلهها با یکدیگر و شناخت گروههایی که در درازنای تاریخ این سرزمین به رقابت میپرداختند، برای مطالعه تاریخ آغاز اسلام بهویژه دگرگونیهای دوران زندگی پیامبر اعظم و حوادث سراسر سده نخست هجری ناگزیر مینماید؛ زیرا گمان میرود که تاریخ آغاز اسلام و نخستین سده هجری، بازتولید بسیاری از رقابتها، همگراییها یا کشمکشهای روزگار جاهلیت بوده باشد.
یهود چون انبیاء الهی را مانع رسیدن به اهداف خود میدید، با آنها به جنگ برمیخاست و تا کشتن ایشان پیش میرفت تا اینکه زمان تولد موعود دومی که در تورات وعده داده شده بود، فرا رسید. یهود برای مقابله با او در کمین نشسته بود. ابتدا مترصد فرصتی بود تا او را از بین ببرد و وقتی در این زمینه ناکام ماند، برای کند کردن حرکت آن حضرت به سوی قدس، جنگهای صدر اسلام را برانگیخت و در نهایت با ترور پیامبر اکرم(ص) و نفوذ در سازمان حکومتی او، توانست جانشینی حضرت را به دست گرفته و حضرت علی(ع) را کنار بزند و در این کار با سوء استفاده از بیبصیرتی بسیاری از خواص، چنان ماهرانه عمل کرد که صدای معترضین، حتی دختر پیامبر(ص) هم به جایی نرسید.
ظهور قصی بن کلاب در عرصه ی سیاسی ـ اجتماعی مکه و اهتمام او در تجمیع قریش و تأسیس مناصب اجتماعی این شهر، زمینه ورود این منطقه را به عرصه مدنیت هموار کرد. بازرگانان قریش که به حیث تحمس در دین و حفظ حرمت کعبه حاضر به خروج از محدوده ی حرم نبودند و تجارت آنها نیز عمدتاً صبغه ی محلی داشت در پرتو درایت هاشم بن عبدمناف در برقراری ایلاف، با وانهادن اعتقاد و ورود به عرصه های تجاری فرامنطقه ای و کسب درآمدهای فراوان و انباشت سرمایه، اوضاع اقتصادی و اجتماعی مکه را دگرگون کردند. بسترهای برقراری ایلاف، فرآیندها و فرآورده های آن، عمده ترین محورهایی است که این مقاله به بررسی آنها خواهد پرداخت.
حسن فرزند محمد حنفیه، از تابعان مدینه و از نوادگان علی (ع) بود. او عالمی فقیه و آگاه به اختلاف فتاوا و محدّثی می دانند که بر عالمان عصر خویش برتری داشته است. مورخان از او به عنوان نظریه پرداز اندیشه ارجا یاد کرده اند که برای نخستین بار در یک محفل مناظره در شهر مدینه درباره کشمکش میان علی (ع)، عثمان، طلحه و زبیر و حق و باطل بودن آنها، پس از مدتی سکوت و شنیدن سخن دیگران، بهترین راه حل را در این دانست که حکم دوستی یا برائت از آنها را به تأخیر اندازیم و هیچ یک را ردّ یا قبول نکنیم. به دنبال این بحث، او نامه ای به شهرها نوشت که با قرائت آن در برخی بلاد اسلامی، تفکر ارجا قوت گرفت و در بسیاری از مناطق مسلمان نشین طرفدارانی یافت. طرح اندیشه ارجا در قالب یک نظریه کلامی از سوی فردی از خاندان علی(ع) برای معاصران وی دور از انتظار بود. بنابراین بررسی اصل نامه از جهت سند و محتوا و تحقیق درباره انگیزه وی از نگارش آن ضروری است. نگارنده پس از بررسی منابع مختلف که برخی به اجمال و برخی به تفصیل از نامه پسر محمد سخن به میان آورده اند، سند و محتوای نامه و احتمال دخل و تصرف در آن را بررسی نموده است. تحلیل انگیزه حسن بن محمد از نگارش نامه که برای وحدت میان مسلمانان یا جلوگیری از سبّ جدش علی (ع) بود و در نهایت چالش و نوع تعامل او با حاکمیت امویان از موضوعات اصلی این نوشتار است.
با وجود کاهش قدرت خلفا در دوره دوم عباسی، سخت گیری و فشار بر شیعیان که مخالفان حکومت شمرده می شدند، همچنان ادامه داشت. با این حال، برخی از خاندان های مهم و با نفوذ دستگاه خلافت عباسی، گرایش های شیعی داشتند؛ خاندان نوبختی که برخی از اعضای آن از بزرگان امامیه و اصحاب ائمه (ع) بودند و پایگاه علمی و اجتماعی بالایی داشتند، از آن جمله اند. در این پژوهش تلاش شده با واکاوی متون کهن تاریخی و اتخاذ شیوه توصیفی- تحلیلی، ضمن شناسایی چهره های شاخص خاندان نوبختی، عملکرد آنان و نوع تعاملشان با دستگاه عباسی و رجال درباری از یک سو و ارتباطشان با رهبران شیعه و عموم شیعیان از سوی دیگر بررسی شود. نوبختیان به کمک خاندان فرات و با حفظ مقام و موقعیت دینی- اجتماعی خود، به دربار راه یافتند و عهده دار مناصبی مهم شدند و همواره مترصد بودند که از طریق نفوذ به بدنه حکومت و با بهره برداری از امکانات به دست آمده به مبارزه با مخالفان و بدعت گذاران مبادرت ورزند. آنان توانستند با تدبیر و کاردانی و رعایت احتیاط و تقیه و با کسب اعتماد خلیفه، برای تثبیت و گسترش تشیع تلاش کنند ودر آن مقطع زمانی موجب کاهش فشار بر شیعیان شوند. شناسایی اهداف و نتایج ایجاد این مناسبات دوگانه، مساله اصلی این پژوهش است.
اندیشه ارجاءدر نیمه دوم سده نخست هجری از سوی برخی تابعان آشکار شد. این اندیشه که واکنشی در برابر تکفیر خوارج و دیگر جریان های فکری و سیاسی جامعه مسلمانان بود، به تدریج تطور یافت و از مرجئه نخستین به ارجاء فقها و سپس مرجئه خالص و در نتیجه تضعیف شریعت و ترویج اباحی گری رسید. در حالی که سخن مرجیان نخستین، ترک قضاوت در باره صحابه و واگذاری آن به قیامت بود، به تدریج این اندیشه تطور یافته و به جدایی ایمان از عمل و در اصطلاح به ارجاء فقها منتهی گردید. پس از آن برخی مرجیان راه افراط پیموده و ارجاء غالیانه را طرح کردند؛ که پیامد آن تضعیف شریعت بود.این جریان فکری به دلیل نداشتن مرامنامه منسجم به عنوان یک تشکل مستقل از میان رفت و در میان فرق اسلامی هضم گردید. بررسی مراحل و چرائی تطور این جریان فکری و هضم آن در میان اکثریت جامعه، با رویکرد تحلیلی و جامعه شناسی تاریخی، مسأله این پژوهش است.
از اقدامات مؤثر امامان شیعه برنامه ریزی مناسب برای خودکفا کردن شیعیان از طریق سازماندهی های علمی، اجتماعی و سیاسی بوده است، تا شیعیان با سلامت وارد دوران غیبت شده، به حیات فکری و اجتماعی خود در مقابل مخالفان ادامه دهند. در این راستا، نظام مرجعیت دینی موجب خودکفایی علمی شیعیان گردید، نظام وکالت در تنظیم امور اجتماعی آنان کارساز شد، نظام وکالت به ساماندهی امور سیاسی اجتماعی پرداخت و سرانجام نظام نقابت، هویت بخشی و تا حدودی استقلال سیاسی را برای شیعیان به ارمغان آورد.
زمان وقوع حوادث از جمله مهمترین مسائلى است که در بررسى وقایع و حوادث تاریخى مورد توجه قرار مىگیرد. دانش گاهشمارى با عناوین مختلف از قدیم الایام نزد بشر وجود داشته و همین نکته اهمیت فراوان آن را در تاریخ روشن مىسازد.
یکى از مواردى که ارزش هر اثر تاریخى را دو چندان مىکند، توجه به ثبت زمان وقوع رخدادهاست. کتاب تاریخ عالم آراى عباسى تألیف اسکندربیگ منشى ترکمان یکى از آثار گرانسنگ برجاى مانده از دوره صفویه مىباشد که از مهمترین ویژگىهاى آن توجه به گاهشمارى و تطبیق و مقایسه تقویمهاى مختلف با یکدیگر است. در این پژوهش کوشیده شده به بررسى خصوصیات گاهشمارى در عالم آراى عباسى پرداخته و با مقایسه آن با تقویم وستنفلد دقت تاریخهاى ثبت شده در آن معلوم مىگردد.