فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۲۱ تا ۲٬۸۴۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به بررسی تأثیر حمایت شبکه های اجتماعی غیر رسمی و قوت پیوند (صمیمیت) بر رضایت از اوقات فراغت زنان متأهل شاغل می پردازد. برای بررسی این رابطه، از مدل تأثیر مستقیم حمایت اجتماعی و نظریه منابع اجتماعی استفاده شده است. این مطالعه با روش پیمایش و با استفاده از پرسش نامه انجام گرفته است. جامعه آماری را زنان متأهلِ شاغل (55- 20) شهر اردبیل در سال 1390 تشکیل می دهند. حجم نمونه 356 نفر است که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ضریب آلفای 0.69 برای متغیر رضایت از اوقات فراغت و 0.73 برای متغیر حمایت اجتماعی نشان دهنده پایایی مناسب برای این ابزارها بوده و این متغیرها از اعتبار صوری (نظر اساتید) برخوردار هستند. یافته ها نشان می دهد که میزان رضایت زنان از اوقات فراغتشان نزدیک به حد متوسط، میزان قوت پیوند در حد متوسط و میزان حمایت دریافتی پایین تر از حد متوسط است. در ارتباط با انواع شبکه ها، خویشاوند و دوست، بیشترین میزان و همسایگی، کمترین میزان حمایت را داشته اند. علاوه بر آن، در میان انواع حمایت ها، حمایت اطلاعاتی بیشترین تأثیر را بر روی متغیر وابسته داشته است. نتایج رگرسیون نیز نشان می دهد که متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی، قوت پیوند و حمایت اجتماعی متغیرهای تأثیرگذار بر رضایت شغلی زنان متأهل شاغل می باشند.
روان شناسى اشتغال زنان (با تأکید بر وضعیت موجود در سطح ملّى و بین المللى کشورهاى اسلامى)
منبع:
بانوان شیعه ۱۳۸۵ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی الگوی فضایی شیوع ازدواج در بین زنان زیر 20 سال شهری و فرزندآوری آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان وقوع ازدواج تأثیر بلافصل و بدون واسطه ای را بر باروری اعمال می کند. در چند سال اخیر، سن ازدواج زنان بویژه در مناطق شهری کشور افزایش یافته است اما با این حال باز شاهد ازدواج دختران شهری در سنین پایین هستیم. به طوری که بر طبق آمارهای سرشماری 1385، حدود 432 هزار نفر از زنان 19-10 ساله مناطق شهری حداقل یکبار ازدواج کرده اند. از آنجا که ازدواج های زودرس یا سنین پایین شروع ازدواج، با میزان باروری ارتباط مستقیم دارد، مقاله ی حاضر به مسأله ی شیوع ازدواج در بین زنان شهری کمتر از 20 سال و فرزندآوری آنان در سطح شهرستانی از بُعد فضایی نظر افکنده است. این مطالعه با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 انجام گرفته است. برای بررسی رابطه ی معناداری بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است؛ سپس از شاخص خودهمبستگی فضایی (موران) و شاخص محلی پیوند فضایی (لیسا) برای نشان دادن تغییرات و گرایش و عدم گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های هم جوار، استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین درصد شهرنشینی و نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان رابطه و همبستگی منفی وجود دارد و توزیع فضایی آن ها در سطح کشور یک توزیع تصادفی است. نتایج ضریب همبستگی نشانگر آن است که با افزایش درصد سطح تحصیلات و اشتغال زنان از نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان کاسته می شود. بین نرخ ازدواج دختران نوجوان و میزان فرزندآوری آنان در مناطق شهری رابطه و همبستگی مثبتی وجود دارد و شاهد گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های نیمه متمرکز در زمینه ی این دو متغیر هستیم. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری، درصد شهرنشینی و درصد زنان بی سواد مجموعاً 43 درصد از تغییرات میزان فرزندآوری زنان نوجوان شهری را تبیین می کند.
معنای طلاق از دیدگاه فرد مطلقه: یک مطالعه کیفی پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیربنایی ترین بعد در شکل گیری هر پدیده ای معانی ذهنی است. معنایی که فرد مطلقه برای طلاق قائل است بعدی مهم در ساختار این پدیده است. در این راستا هدف از این پژوهش مطالعه کیفی معنای طلاق، از دیدگاه فرد مطلقه و مقایسه دیدگاه مردان و زنان طلاق گرفته در این زمینه است. از میان روش های پژوهش کیفی روش پدیدارشناسی برای انجام پژوهش بکار گرفته شده است. 25 نفر (13 زن و 12 مرد) به وسیله نمونه گیری هدفمند و با استراتژی نمونه گیری معیار انتخاب شدند تا اشباع داده ها، مصاحبه ها ادامه یافت. برای گرد آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. هم چنین، برای تحلیل دیدگاه شرکت کنندگان از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های پژوهش شامل دو مضمون اصلی ادراک معانی طلاق و ابعاد معنایی طلاق بود؛ مضمون ادراک معنایی طلاق به سه خرده مضمون معنای رهایی بخشی طلاق، آخرین چاره بودن طلاق و بار منفی معنایی طلاق تقسیم شد. در مضمون ابعاد معنایی طلاق به سه خرده مضمون معنای اجتماعی، معنای شخصی و معنای جنسیتی طلاق پرداخته شده است؛ مردان و زنان دارای تجربه ای یکسان در زمینه معنای طلاق بودند، اما در چگونگی تجربه آن ها تفاوت هایی وجود داشت. با توجه به پیامدهای طلاق، زنان این پدیده را بیش تر منفی معنا کردند. بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که طلاق پدیده ای چندمعنایی و چندبعدی است که متأثر از شخص، جنسیت، شرایط اجتماعی و فرهنگی فرد می باشد.
نقش زنان در ایجاد و تحکیم عفت عمومی از دیدگاه قرآن
حوزههای تخصصی:
کاربرد انصاف در فقه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۸
121 - 142
حوزههای تخصصی:
انصاف یک اصل و فضیلت اخلاقی- نفسانی است که برگرفته از وجدان و عقل آدمی می باشد و در نگاه کارکردی خصلتی حق طلبانه است که در جهت ادای حقوق حرکت می کند. به خاطر همین خصلت، اجرای انصاف و عدالت از اهداف مهم هر نظام حقوقی است، به گونه ای که برای ماندگاری و استحکام یک جامعه سالم، حق مدار و عدالت محور، احقاق حقوق افراد به دور از هرگونه ظلم و بدون رعایت انصاف ممکن نیست. رویکرد فقها نسبت به عنوان انصاف متفاوت است؛ برخی اشاره ای به این موضوع در کلمات خود نداشتند؛ برخی دیگر به طور ضمنی به آن پرداخته و گاهی با عناوین دیگری مثل عدالت، قاعده انصاف و... خلط شده است. از این رو تبیین مصادیقی در زمینه خانواده از منظر فقها، برای شناخت بهتر و دقیق تر ماهیت انصاف و تفکیک آن با عناوین دیگر ضروری است. در این پژوهش مصادیق و کاربرد انصاف در فقه خانواده در ابواب مختلف فقهی بررسی کرده و دریافتیم که اجرای قوانین بر مبنای عدالت در برخی موارد خشک و غیرمنعطف است. در حالی که با توجه به اوضاع، شرایط و احوال مختلف، برای احقاق حقوق افراد و دستیابی به اهداف والای الهی و انسانی به عنصر انعطاف پذیری چون "انصاف" نیاز است. در نتیجه پس از شناخت جایگاه انصاف به تعریف دقیق تری از ماهیت و حقیقت انصاف و تفاوت آن با مفاهیمی چون عدالت دست یافتیم.
آسیب شناسی مشکلات زنان پس از جدایی: مهرم یا جانم . . . کدام حلال؟
حوزههای تخصصی:
طبقات اجتماعی و حقوق زن در بابل
منبع:
فرهنگ ۱۳۷۱ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
تحلیل ازدواج در شاهنامه فردوسی
منبع:
زن و فرهنگ سال هفتم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۵
95-105
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش بررسی نقش و جایگاه زنان بعنوان عامل موثر در ازدواج و تشکیل خانواده در شاهنامه فردوسی بود. رویکرد اجتماعی قصه ها ی شاهنامه نشانگرآن بود که تشکیل خانواده ،خارج از اصول پدرسالاری صورت می گرفت .بعبارتی سازمان دهندگان امور اجتماعی خانواده زنان بودند نه مردان .در حالیکه در رویکرد اسطوره شناسی، الگوی مرد مداری حاکم بوده است.چنانکه در جای جای شاهنامه سخن از دلیری و شجاعت مردانی است که همواره پیروز میدان رزم بوده اند. .دیدگاه فرهنگی شاهنامه به امر ازدواج، نشانگر آن بود که اغلب ازدواج ها مبتنی بر انتخاب همسراز اقوام و قبایل بیگانه است و در همه آنها نشانه هایی از اهمیت و اعتبار زن دیده می شد و تاکید بر این نکته که زنان عهده دار نظم بخشی به امور فرزندان به ویژه ازدواج بوده اند.نکته دیگر آنکه فردوسی در شاهنامه برای برجسته کردن شخصیت های پهلوانی خود ،نوعی گرایش و دلبستگی به انتخاب همسراز طایفه ی بیگانه را درآغاز قصه های رزمی و پهلوانی خود که با روند عاشقانه همراه بود ، نشان داده است. نتایج حاصل از تحلیل با بهره گیری ازابیات شاهنامه و داستانهایی از آن بعنوان شاهد مثال به دست آمد.
نگاهی به زنان حماسی و اسطوره ای ایرانی و یونانی
منبع:
زن و فرهنگ سال سوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
97-110
حوزههای تخصصی:
هر چند در هر موضوعی نقش و تاثیر زن بی اهمیت نبوده است اما از آن جهت که رویکرد اسطوره ها و حماسه ها نشان بر یکسویه بودن نقش و تاثیر مرد در رویدادها بوده است؛ از این سوی می بایست با نگاهی ژرفکاوانه به این موضوع پرداخت. در ساختار هر اسطوره ای زن دارای موجودیتی خاص و گاه بعنوان ایزدبانو مورد احترام وستایش قرار می گرفته است؛ که اطاعت از این نوع زن الزامی بوده است.تا آنجا که گاه موجب رخدادهای مهم و تاثیر گذار در ملت ها و حکو مت ها شده است.در این مقاله به بررسی نقش زن در اسطوره های حماسی و تطبیق زنان اسطوره ای و حماسی ایران با یونان پرداخته شد و میزان تاثیر پذیری زن درحماسه ها مورد کاوش قرار گرفت. و این نتیجه گرفته شد : زن ، در حماسه های ایرانی بر خلاف آنچه در حما سه های اروپایی مورد ارزیابی قرار گرفته است ، دارای ارزشمندی و وفادار به اصالت نژادی خود بوده است.
نامزدی و حقوق قانونی آن
حوزههای تخصصی:
احساس امنیت زنان در شهرهای توریستی با تأکید بر طراحی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقالة حاضر شاخص های کالبدی مؤثر در امنیت زنان در فضاهای شهری بررسی شده و با تحلیل داده های مد نظر تحقیق، در راستای شناسایی عوامل مؤثر در امنیت زنان در فضای شهری، چشم اندازی از توجه به عوامل کلیدی حفظ امنیت زنان در شهر ارائه داده شده است. روش تحقیق این مقاله توصیفی تحلیلی است، که به نحوی ویژگی های کالبدی و طراحی فضاهای شهری را به تصویر می کشد. برای گردآوری داده های مد نظر تحقیق از روش ارائة پرسش نامه و منابع اطلاعات ثانویه استفاده شده است. بخش اصلی داده های تحقیق به منظور تحلیل احساس امنیت زنان در محیط کالبدی شهر در چهارچوب شاخص های تعریف شده، کیفیت معابر، پوشش گیاهی، روشنایی، مبلمان شهری، فشردگی بافت و در نهایت باز یا بسته بودن فضا انجام شده است.
مدل دستیابی زنان کُرد به جایگاه های رهبری در اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان کُرد بیش از زنان عرب در صحنه های اجتماعی حضور دارند، هر چند با وجود حضور آزادانه در اجتماع، تعداد زنان درجایگاه های رهبری و مدیریت ارشد در سازمان ها و جامعه، بسیار اندک است. هدف این تحقیق با استفاده از روش نظریه داده بنیاد کلاسیک، طراحی مدل دستیابی زنان به جایگاه های رهبری در اقلیم کردستان عراق بوده است. از نمونه گیری نظری تا رسیدن مقوله ها به اشباع نظری استفاده شده است و شانزده زن مشارکت کننده در این تحقیق، دارای پست های عالی مدیریت و رهبری مانند نمایندگی مجلس در اقلیم کردستان عراق بودند. هفت مقوله اشباع شده تحقیق شامل هنجارهای مردسالاری با روکش مذهبی و فرهنگ عشیره ای کُردی، نفت و بیماری هلندی در اقلیم کردستان عراق، خصوصیات منفی زنان در کردستان، داشتن خانواده سرشناس و حامی با نفوذ در قبیله و حزب، تسهیل کننده های دستیابی به رهبری، داشتن الگو و مربی و خصوصیات رهبری می شود. درنهایت براساس این مقوله ها، مدلی ارائه شده است. مهم ترین یافته پژوهش این است که زنان برای دستیابی به جایگاه های رهبری نیازمند داشتن خانواده بانفوذ و قدرتمند هستند، همچنین، آن ها بایستی از برخی خصوصیات رهبری و داشتن الگو و مربی برخوردار باشند عوامل تسهیل کننده ای مانند سهمیه، دستیابی زنان به جایگاه های رهبری را سهولت می بخشد.
حضرت فاطمه (س)؛ عابده ای سیاستمدار، عالمی فقیه و انسانی ایثارگر
حوزههای تخصصی:
بررسی پیش بین های وسواس مرگ بر اساس متغیرهای جهت گیری مذهبی و سنخ شخصیتی عصبیتدر پرستاران زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی پیش آیندهای وسواس مرگ از طریق جهت گیری مذهبی و سنخ شخصیتی عصبیت در پرستاران زن بیمارستان های شهر تهران انجام شد.مطالعهحاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پرستاران زن بیمارستان های خصوصی شهر تهران (لاله، دی، آپادانا، آسیا، آزادی، تهرانپارس، خاتم الانبیاء، فجر) در سال 1391 بودند. به این منظور، 110 پرستار زناز طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از پرسش نامه های وسواس مرگ عبدالخالق، جهت گیری مذهبی آلپورت و خرده مقیاس عصبیت پرسش نامه سنخ های شخصیتی نئو مورد بررسی قرار گرفتند. داده هاازطریقنرم افزار SPSSنسخه16وبااستفادهازآزمون-هایضریبهمبستگیپیرسونوتحلیلرگرسیونچندمتغیریتحلیلشدند. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری مشخص نمود که 30 درصد واریانس وسواس مرگ توسط متغیرهای پیش بین (جهتگیری مذهبی بیرونی و سنخ شخصیتی عصبیت) تبیین می شود. همچنین رابطه بین وسواس مرگ با جهت گیری مذهبی بیرونی(p<0/01)، جهت گیری مذهبی درونی (p<0/01)، و سنخ شخصی عصبیت(p<0/01) معنادار است. جهت گیری مذهبی بیرونی و سنخ شخصیتی عصبیت می تواند موجب شکل گیری افکار نشخواریو وسواس گونه در مورد مرگ و جنبه های مختلف آن شود.
تقابل روشنفکری حوزوی و روشنفکری دینی در زمینه حقوق زنان
حوزههای تخصصی:
نگرش جنسیتی و عوامل مؤثر بر آن (مطالعه ی تطبیقی میان کشوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
237 - 262
حوزههای تخصصی:
پیوند تنگاتنگ تفاوت های جنسیتی با مسأله ی نابرابری و قدرت، جامعه شناسی جنسیت را به یکی از مهم ترین حوزه های جامعه شناختی بدل ساخته است. ازمسائل اصلی این حوزه، سیطره ی گفتمان نابرابرانه ای است که به جنسیت با معیارهای ایدئولوژیک مردسالارانه می نگرد. در این چارچوب، مقاله ضمن بررسی مقایسه ای نگرش جنسیتی، با استناد به ابزارهای نظری مفهومیِ «گفتمان مردسالاری» و «گفتمان مدرن» به تبیین نگرش های جنسیتی متفاوت می پردازد. استدلال مقاله این است که گفتمان فراگیر و تاریخی مردسالاری که مولد نگرش نابرابر جنسیتی است، درتقابل با گفتمان مدرن و دستاوردهای برابری خواهانه ی آن به چالش کشیده شده است. این فرضیه به شیوه ی تجربی با بررسی رابطه ی «مدرنیزاسیون» (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جنسیتی) و شاخص «نگرش جنسیتی» مورد آزمون قرار گرفته است. از نظر روش شناختی، مطالعه با تحلیل ثانویه ی داده هایی از 80 کشور جهان در فاصله ی سال های 2005 تا 2014 به اجرا درآمده است. در بخش نتایج توصیفی وضعیت کشورهای جهان به لحاظ نگرش جنسیتی ارزیابی و در طیفی از «نگرش کاملاً برابرخواهانه» تا «نگرش کاملاً مردسالارانه» به پنج خوشه ی متفاوت تفکیک شده اند. بررسی رابطه ی شاخص های مدرنیزاسیون با شاخص نگرش جنسیتی مؤید مفروضات نظری است. کشورهای با رتبه ی بالاتر در شاخص های مدرنیزاسیون، نگرش جنسیتی «برابرخواهانه» و بالعکس کشورهای درسطوح پائین تر، نگرش «مردسالارانه» به جنسیت دارند. از یافته های دیگر این مطالعه اثر تعیین کننده ی متغیر «اسلام» بر نگرش جنسیتی است.