فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
123 - 141
حوزههای تخصصی:
آیه هفتم سوره نساء از آیات بحث برانگیز میان مفسران شیعه و سنی است که در تفسیر المیزان و تفسیر المنار نیز نمود روشنی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی تفسیر آیه هفتم سوره نساء در مورد حق ارث زن در کتاب تفسیر المیزان و کتاب تفسیر المنار انجام شد. بدین منظور تفاسیر فوق درمورد حق ارث زن به شیوه توصیفی- تحلیلی بررسی و ضمن داوری میان دو دیدگاه تفسیری سیاقی و فراسیاقی، شواهد نظریه فراسیاقی تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد مطابق تفسیر المیزان کاربرد دو واژه الرجال و النساء در آیه هفتم سوره نساء که بر افراد بالغ دلالت دارد، ارتباط آن را با موضوع یتیمان قطع می کند. همچنین شأن نزول این آیه تأییدکننده نزول مستقل آن از سیاق یتامی است و شرط ارتباط صدوری آیه احراز نمی شود. ازسوی دیگر فقدان ارتباط موضوعی این آیه کریمه با آیات قبل و بعد که در سیاق احکام یتامی است، نشان از معترضه بودن آن دارد. درحالی که مطابق تفسیر المنار د مورد تخصیص آیه مورد بحث به غیر فرزندان پیامبر(ص) بر ناسازگاری با آیات عام مربوط به ارث، با آیات ارث بری فرزندان پیامبران نیز تنافی آشکاری دارد.
اثربخشی معنادرمانی بر اضطراب مرگ، احساس تنهایی و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۴)
164 - 187
حوزههای تخصصی:
افزایش روزافزون زنان سرپرست خانوار در ایران و آسیب های متعددی که بر آن ها وارد می شود، اهمیت ارتقاء بهداشت روان این افراد را بین روان شناسان و متخصصان بالا برد. بنابراین هدف پژوهش حاضر اثربخشی معنادرمانی بر اضطراب مرگ، احساس تنهایی و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به اداره بهزیستی کل شهر اصفهان بودند که 30 نفر از بین آن ها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله معنادرمانی فرانکل (1986) را طی 10 جلسه (90 دقیقه ای) دریافت و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها در مراحل پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری به وسیله ی پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1970)، احساس تنهایی راسل و همکاران (1980) و بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003)، جمع آوری شد. برآیند تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد معنادرمانی بر کاهش اضطراب مرگ، احساس تنهایی و افزایش بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار تأثیر معناداری داشته و این اثر تا مرحله پیگیری نیز ماندگار بوده است. براساس یافته های پژوهش به نظر می رسد معنادرمانی می تواند در جهت بهبود مشکلات روان شناختی از جمله اضطراب مرگ و احساس تنهایی و همچنین بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار در مراکز درمانی و مشاوره ای استفاده شود.
تبیین جایگاه جنسیت در تربیت از منظر هستی شناسی پست مدرنیستی و نقد آن از دیدگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
147-179
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین جایگاه جنسیت در تعلیم و تربیت پست مدرن با ابتنای بر مبنای هستی شناسی و نقد آن از منظر هستی شناسی اسلامی است. این پژوهش با روش تبیینی – تحلیلی و انتقادی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که نگرش پست مدرنیستی منجر به انکار جنسیت، تفاوت های تکوینی جنسیتی و نقش های جنسیتی می شود. مخالفت پست مدرنیسم با تفاوت های دوگانه ی جنسیتی به تکثر جنسیتی به معنی بی شماری هویت جنسیتی، می رسد، اما در مقام ارائه ی مبانی و تعلیم و تربیت جنسیتی نوعی همسانی را بر می گزیند. در حالی که دیدگاه اسلام مبنی بر پذیرش واقعیت جنسیت و تفاوت های تکوینی جنسیت است. اسلام در حیطه هستی شناختی، قطعیت تشابه زنان و مردان را در ابعادی، مشخص می کند و در عین حال عدالت جنسیتی در اسلام توجه به تفاوت ها در سه حیطه ی استعدادها، احکام و نقش های زن و مرد را مورد تأکید قرار می دهد. از منظر اسلامی، تعلیم و تربیت پست مدرنیسم با در نظر نگرفتن تفاوت های جنسیتی، علاوه بر ایجاد خلل در شکل گیری هویت یکپارچه انسانی از منظر فردی، خانوادگی و اجتماعی، زمینه بروز مشکلات اخلاقی را هم فراهم می کند.
رابطه سبک های هویت و سبک های دلبستگی با پایبندی مذهبی : نقش واسطه ایی کارکرد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هدف این است که میزان پایبندی مذهبی دختران دانشجو با توجه به تأثیری که سبک های دلبستگی و سبک های هویتی ایفا می-نمایند و با توجه با کارکرد خانواده مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این پژوهش با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری انجام قرار گرفت. جامعه ی آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه الزهرا (سلام الله علیها) بوده است و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی از نوع در دسترس 387 مورد بررسی قرار گرفتند که از این میان 287 نفر مجرد و 31 نفر متأهل بودند. بر اساس یافته های این پژوهش رابطه ی بین سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد با پایبندی دینی به ترتیب با مقدار 283/0=r ، 552/0 = r و 396/0 = r به صورت مثبت و معنادار می باشد (05/0≥p). رابطه بین ابعاد کارکرد خانواده با پایبندی دینی با مقدار 453/0 = r؛ مثبت و معنادار می باشد. در نهایت اینکه رابطه بین سبک دلبستگی ایمن با پایبندی مذهبی با مقدار 410/0 = r به صورت مثبت و معنادار و رابطه ی سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با پایبندی مذهبی به ترتیب با مقدار 283/0 = r ، 254/0 - = r و 252/0 - = r به صورت منفی و معنادار می باشد (05/0 ≥p). با توجه به این یافته های ذکر شده این نتیجه به دست آمد که سبک های هویتی و سبک های دلبستگی بر روی میزان پایبندی مذهبی دختران دانشجو اثرگذار است و این اثرگذاری با توجه به میانجی گری کارکردهای خانواده نشان داده شده است.
واکاوی موانع مشارکت اقتصادی زنان در استان یزد (یک مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 65
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر توسعه اقتصادی بدون مشارکت اقتصادی زنان امکان پذیر نیست. با وجود این، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در سطح مطلوبی قرار ندارد. بر اساس آخرین آمار، استان یزد رتبه دوم را از لحاظ نرخ بیکاری زنان دارد. از این رو، این تحقیق با هدف واکاوی موانع مشارکت اقتصادی زنان در استان یزد انجام گرفت. در این مطالعه از روش تحقیق کیفی بهره گرفته شد. جامعه هدف تحقیق شامل گروه های منتخب استان یزد بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و مشاهده بود. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، پژوهشگر به هنگام جمع آوری داده ها از روش های مختلفی چون بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه، تهیه عکس و فیلم و ضبط صدا بهره گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از کدگذاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد در گام اول، با کدگذاری باز 19 مفهوم اصلی استخراج شد. در گام دوم، کدگذاری محوری انجام گرفت و از 19 مفهوم (کدهای اولیه)، 3 مقوله فرعی شامل «نگرش به نقش زنان در فضای کسب وکار»، «بهره کشی از نیروی کار زنان» و «اثرات فردی، خانوادگی و فرهنگی اشتغال زنان» شناسایی شد. درنهایت، مدل پارادایمی شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای، پیامدها، تعاملات و راهبردها به تصویر کشیده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد هایی به منظور افزایش مشارکت اقتصادی زنان ارائه شد.
واکاوی چالش های تحصیلی ازدواج زودهنگام دختران دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
61 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی چالش های تحصیلی ازدواج زودهنگام دختران دانش آموز بود. جامعه پژوهش تمامی متون چالش های تحصیلی ازدواج زود هنگام دختران دانش آموز بود. نمونه پژوهش با درنظرگرفتن میزان ارتباط با متون چالش های تحصیلی و ازدواج زودهنگام غربال و تعداد 30 منبع برای بررسی نهایی انتخاب شد. روش پژوهش سنتز پژوهشی و با بهره مندی از گام های هفت گانه سندلوسکی و باروس (2007) بود. جهت گردآوری داده ها، از مقالات مرتبط با حوزه ازدواج زودهنگام و چالش های تحصیلی در داخل کشور استفاده شد که در فاصله سال های 1389 تا 1402 با استفاده از روش کیفی انجام شده بود و در مجلات علمی پژوهشی معتبر داخلی منتشر شده بودند. داده ها با استفاده از تحلیل تماتیک و کدگذاری باز و محوری منابع منتخب مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت نتایج این تحلیل4 مولفه اصلی و 7 مولفه فرعی بود. مولفه های اصلی تضعیف سرمایه فرهنگی، پیامدهای تقلیل استقلال شخصی و شغلی و ضعف های ساختاری آموزش وپرورش بود. هم چنین در پی تحلیل ها مهم ترین علل زمینه ساز ازدواج زودهنگام نیز شناسایی شد که متشکل از یک بعد اصلی تحت عنوان شرایط علّی و زمینه ساز ازدواج زودهنگام و چهار بعد فرعی شامل عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود. بدین ترتیب آگاه سازی والدین در زمینه اثرات سوء ازدواج زودهنگام دختران موثر بود و از آن جایی که بخشی از این فرایند مرتبط با آموزش و ارتقای فرهنگی خانواده هاست اهمیت تحصیلات به عنوان ابزاری برای افزایش سن ازدواج، غیر قابل انکار است. لذا از سیاست گذاران آموزشی و تربیتی انتظار می رود در ابعاد مختلف به خصوص بعد فرهنگی نقش مهمی را ایفا کنند.
دلایل اعتقادی و اجتماعی استفاده از نقاب در بین زنان بلوچ اهل سنت: مطالعه موردی شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاب یکی از رایج ترین پوشش های زنان مسلمان است که در برخی کشورهای مسلمان از جمله ایران، افغانستان و پاکستان استفاده می شود. آنچه در این خصوص اهمیت دارد توجه به پیام های موجود در این نوع پوشش در میان زنان مسلمان است. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه دلایل اعتقادی و اجتماعی استفاده از نقاب در میان زن مسلمان بلوچ در منطقه بلوچستان بود. مطالعه حاضر با روش پژوهش کیفی و با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی در سال 1398 انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با 1۲ نفر از زنان نقاب پوش با نمونه گیری هدفمند جمع آوری شدند. اطلاعات جمع آوری شده کدگذاری، دسته بندی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد، مضمون اعتقادی با سه مفهوم فرعی محافظت از توجه مردان، کسب سعادت و رضایت الهی و عفت و حیای عمومی بود. مضمون اجتماعی شامل هفت مفهوم عادت واره، پیروی از ساختار سنتی خانواده، همرنگی با جماعت، احساس قدرت، احساس آزادی، کسب عزت و احترام و احساس امنیت و آرامش بود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که نقاب فقط یک پارچه نیست بلکه می تواند وسیله مهمی برای انتقال معنا، هویت و ارزش های افراد باشد. نقاب صرفاً دارای معنای شخصی و مذهبی نیست بلکه نشان دهنده هویت جمعی نیز هست.
واکاوی دشواری های تجربه شده زنان هیئت علمی درفرآیند زیست دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
97 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر فهم دشواری های پیش روی زنان عضو هیئت علمی در فرآیند انجام کار علمی در حیات دانشگاهی و شناسایی علل، زمینه ها و پیامدهای این چالش های تجربه شده می باشد. پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و از روش نظریه زمینه ای سیستماتیک استفاده شده است. با 12 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران که در دانشکده های مختلف مشغول به کار بوده تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته انجام شد.یافته ها نشان داد که «تبعیض جنسیتی در کار علمی» پدیده ی مرکزی چالش هایی است که زنان در فرآیند انجام کارعلمی در دانشگاه مازندران تجربه کرده اند. فرهنگ سازمانی مردسالارانه دانشگاه و کمتر دیده شدن زنان، تفاوت ساختاری در دستمزد و حقوق، حمایت ناکافی قوانین دانشگاهی از زنان و فشار روانی ناشی از شرایط محیط کار از جمله علل و زمینه های ایجاد دشواری های تجربه شده می باشد. به علاوه، زنان در مواجهه با دشواری های پیش رو راهکارها و استراتژی هایی همچون مدیریت توازن بین کار علمی و زندگی خانواده، افزایش توانمندی و تلاش برای ارتقای علمی، اعتراض و فشار اجتماعی برای تغییر وضعیت و آگاهی بخشی عمومی برای برابری و کاهش تعصبات اجتماعی را اتخاذ کرده اند. در نهایت، تجربه این دشواری ها در فرآیند انجام کار علمی با خود پیامدهایی همچون دلسردی و بی انگیزگی علمی، فرسودگی روحی و جسمی در کار علمی، انزوای اجتماعی، کاهش نوآوری و بهره وری علمی، بازنشستگی زودهنگام و استعفا، مهاجرت علمی زنان به خارج و تجرد یا تاخیر در ازدواج و فرزند آوری را داشته است.
تدوین الگوی توسعه کسب و کارهای ورزشی زنان در استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
987 - 1011
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی توسعه کسب وکارهای ورزشی زنان در استان تهران است. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی است که با تکنیک نظریه برخاسته از داده ها انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه نخبگان و متخصصان حوزه اشتغال، کارآفرینی و کسب وکارهای ورزشی است که 18 نفر از آن ها به روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در الگوی نهایی تحقیق که براساس کدگذاری و تحلیل داده ها شکل گرفت، عوامل علی (نیاز به خودشکوفایی، چشم انداز روشن، توسعه بهره وری زنان، درآمدزایی، تناسب کسب وکارهای ورزشی و نیل به استانداردها) لزوم توجه به پدیده محوری (خوداشتغالی و بهبود فضای کسب وکار) را نشان داد. یافته های پژوهش عبارت اند از: خوداشتغالی و بهبود فضای کسب وکار (سیاست گذاری و برنامه ریزی، آموزش کارآفرینی، حمایت قانونی، تشویق کارآفرینی، ترویج کارآفرینی و توسعه اکوسیستم کارآفرینی) با لحاظ کردن عوامل مداخله گر (موانع حقوقی-قانونی، کسب وکار نامناسب، حمایت مالی ناکافی، حمایت ناکافی از کارآفرینی) و زمینه های موجود (محدودیت های فرهنگی، محدودیت های اجتماعی، محدودیت های فردی، مشارکت ورزشی ناکافی، نیروی انسانی مستعد و مزیت پایتخت) پیامدها (توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی، مشارکت ورزشی زنان، ارتقا عملکرد ورزش زنان و تندرستی زنان). نتایج این تحقیق می تواند به عنوان الگویی برای اقدامات و برنامه های توسعه مشاغل ورزشی زنان مورد استفاده سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران ورزشی قرار گیرد.
تعاملات حاکمیت و زنان در خلافت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1069 - 1092
حوزههای تخصصی:
پیامبر اسلام (ص) در دوران حکمرانی خود جایگاه زنان را ارتقا بخشید. اما با رحلت ایشان و روی کارآمدن خلفای سه گانه، این جایگاه تضعیف شد و از مسیر نبوی فاصله گرفت. با آغاز خلافت امام علی (ع)، تحولی در وضعیت زنان پدید آمد و آنان نقش فعالی در جامعه یافتند. آن حضرت از همان ابتدا با اصلاح بدعت های گذشته تلاش کرد جایگاه حقیقی زنان را احیا کند. زنان نیز با استقبال از سیاست دولت علوی با اقدامات آن حضرت همراه شدند و البته گاهی با بی مهری برخی از زنان، ضربه هایی جدی به دولت علوی وارد شد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی به دنبال واکاوی رفتار و نحوه تعاملات زنان و دولت علوی با یکدیگر با رویکرد تاریخی و سیاسی است و در پی پاسخگویی به این سؤال است که تعاملات حاکمیت و زنان در خلافت امیر مؤمنان علی (ع) چگونه بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعامل زنان و حکومت علوی از ابتدای خلافت آن حضرت شکل گرفت که از نتایج آن حضور اثرگذار بانوان در بحران ها و مشکلات حکومت به ویژه جنگ های تحمیلی به آن حضرت بود. دولت علوی حامی زنان بود و حاکمیت در احقاق عدالت برای زنان مانند مردان دغدغه مند عمل کرد. خلیفه آن چنان که برای مردان دردسترس بود، برای زنان نیز دردسترس بود و آنان خلیفه و دولت علوی را پناهگاهی امن برای احیا و ارتقای جایگاه خود می دانستند. این حمایت و نگاه منزلت بخش، زمینه تعامل مثبت زنان و حکومت علوی را فراهم ساخت.
رابطه علی گرایش به کنترل وزن مبتنی بر فرهنگ بر اساس خودپنداره (واقعی و ایده آل) با میانجی ناگویی هیجانی در دختران دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
17 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علی گرایش به کنترل وزن مبتنی بر فرهنگ بر اساس خودپنداره ( واقعی و ایده آل ) با میانجی ناگویی هیجانی در دختران دارای اضافه وزن بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران دارای اضافه وزن مراجعه کننده به کلینیک های تغذیه ای شهر اردبیل بود. نمونه پژوهش 250 نفر بود که که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خود پنداره راجرز(1938)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو باگبی و همکاران(1994) و مقیاس پیروی از رژیم غذایی(1994) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و از نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-23 استفاده شد. نتایج نشان داد که بین خودپنداره ایده آل با گرایش به کنترل وزن رابطه مستقیم مثبت و معنی داری وجود دارد و بین خودپنداره واقعی با گرایش به کنترل وزن رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. هم چنین در روابط غیرمستقیم، ناگویی هیجانی به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین خود پنداره واقعی با گرایش به کنترل وزن به صورت منفی و معنی داری گرایش به کنترل وزن را پیش بینی کند و نیز رابطه بین خودپنداره ایده آل با گرایش به کنترل وزن به صورت مثبت و معنی دار گرایش به کنترل وزن را پیش بینی کند. هم چنین مدل از نیکوئی برازش مطلوبی برخوردار بود. درنهایت ناگویی هیجانی به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین خودپنداره( واقعی و ایده آل) با گرایش به کنترل وزن مبتنی بر فرهنگ، می تواند نقش مهمی را در کنترل وزن دختران دارای اضافه وزن ایفا کند.
مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زنان ازخشونت خانگی در سکونتگاه های غیر رسمی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زنان یک مشکل مهم بهداشت عمومی جهانی است که زنان را در طول عمر تحت تاثیر قرار می دهد و خطر برخی پیامدهای سلامتی زیانبار را افزایش می دهد.این پژوهش به واکاوی تجربه20 زن متأهل ساکن درسکونتگاه غیررسمی التیمور مشهد از انواع خشونت خانگی می پردازد و در این چارچوب،زمینه ها و پیامدهای خشونت از سوی همسران و در نهایت، واکنش ها و شیوه های مواجهه زنان با آن را بررسی می کند.چهارسنخ کلی خشونت شامل خشونت فیزیکی،عاطفی و روانی،جنسی و اقتصادی استخراج شد.درخصوص عوامل وقوع خشونت در خانه،زنان مورد مطالعه به عدم قابلیت بازاندیشی جنسیتی،گسست عاطفی،اعتیاد،بیماری های عصبی و فشار اقتصادی اشاره کردند.پیامدهای خشونت از نظرمصاحبه شوندگان شامل بحث و تنش دائمی بین زن و شوهر و تاثیررفتار همسر برفرزندان از حیث تقلید الگوی پدر و آسیب روحی و روانی بر فرزندان در خانه بود.در زمینه شیوه های مواجهه زنان با خشونت،یافته ها نشان داد که زنان قربانی خشونت غالباً از واکنش های غیرفعال استفاده می کنند،نظیر صبر و مدارا،توسل به اعتقادات مذهبی و توکل، مخفی کردن خشونت و نادیده گرفتن آن.از سوی دیگر، واکنش های فعال به خشونت بسیار نادر است که به شکل مقابله به مثل،گفت و گو با همسر و تلاش برای اصلاح وضعیت رخ می دهد.
آینده نگاری تغییرات جمعیتی در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد دفاعی - امنیتی در افق 1420(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات جمعیتی در جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه گذشته، ناشی از عوامل مهم جمعیت شناسی همچون باروری، مرگ ومیر و مهاجرت بوده است. این تغییرات تحت تأثیر فاکتورهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، فناورانه و سیاسی، زمینه ساز چالش های متعددی شده که امنیت ملی کشور و توان دفاعی و نظامی را تهدید خواهد نمود. لذا پژوهش حاضر با هدف آینده نگاری تغییرات جمعیتی در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد دفاعی - امنیتی در افق 1420 انجام گردید. پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد کیفی است. نمونه آماری پژوهش شامل 23 نفر از اساتید دانشگاهی، خبرگان و مدیران عالی در مشاغل اجرایی و تصمیم گیر در حوزه جمعیت شناختی می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که 38 پیشران بر تغییر و تحولات جمعیتی اثرگذارند که از این بین با برگزاری دو مرحله دلفی و کسب نظر خبرگان و جانمایی نظرات به کمک ماتریس ویلسون، 11 پیشران با بالاترین احتمال اثرگذاری شناسایی شد که شامل افزایش سن ازدواج جوانان، به تعویق انداختن زمان فرزندآوری پس از ازدواج، دگرگونى رویکردهاى زنان نسبت به نظارت زاد و ولد، جلوگیرى از زاد و ولد در خانواده ها یا کنترل اجباری، اشتغال زنان در مشاغل مردانه، تحولات فناورانه، آموزش کنترل بارداری زنان، تغییر سبک زندگی خانواده ها، نرخ بالاى بیکاری، کمبود مسکن و ازدیاد مهاجرت از روستا به شهرها هستند. همچنین پنج شگفتی ساز نیز شناسایی شد که شامل تغییر ارزش هاى فرهنگى و اجتماعى خانواده ها، شبکه های اجتماعی، افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی، افزایش خانوارهای خویش سرپرست و تمایل به مهاجرت از ایران بود.
رابطه شفقت با خود و ارزیابی شناختی با عادات استرس زا در زنان مبتلا به مولتیپلاسکروزیس
حوزههای تخصصی:
یکی از معضلات عمده در جوامع امروزی ناشی از سبک زندگی صنعتی، ارزیابی های ناکارآمد در مواجهه با چالش ها و تنش هاست که به بروز استرس منجر می شود لذا شناسایی عوامل مولد استرس در بیماری های مختلف از منظر بالینی اهمیت زیادی دارد پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ارزیابی شناختی و شفقت با خود در عادات استرس زا در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به عنوان یک مطالعه کاربردی – مقطعی، در دسته پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار می گیرد. مصاحبه شوندگان شامل ۱۳۰ زن مبتلا به ام.اس. (عضو انجمن ام.اس. استان البرز) تعیین گردید. در تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون و نرم افزار SPSS و جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه شفقت با خود، استاندارد سنجش استرس کودرون و آزمون ارزیابی شناختی گروس و جان استفاده گردید. متغیرهای عادات استرس، ارزیابی شناختی و شفقت به خود با نمره معناداری (p≤0.01) در معادله رگرسیون اثرگذار هستند. متغیرها 5/43% واریانس عادات استرس را تبیین می کنند و پیش بینی عادات استرس زا بر اساس نامهربانی به خود با ضریب بتای 637/0 رابطه مستقیم دارد. همچنین مهربانی به خود و عادات استرس رابطه مثبت و شفقت به خود و عادات استرس رابطه منفی معنادار در سطح 01/0 دارند. ارزیابی شناختی و ابعاد آن نیز در سطح 05/0 معنادار هستند. توصیه می شود درمان هایی مبتنی بر شفقت، آموزش مدیریت هیجان، تمرین های ذهن آگاهی، تکنیک های آرمیدگی و شناسایی افکار خودآیند منفی و ج ایگزینی افکار مثبت، ش بکه های حمای ت اجتم اعی که در مدیریت استرس کارساز هستند برای کنترل استرس افراد مبتلا به ام.اس، آموزش های مدیریت هیجان و ارزیابی های شناختی اجرا شود.
عوامل مؤثر بر توانمندسازی بانوان برای تأمین امنیت روانی خانواده
حوزههای تخصصی:
بانوان به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده، نقشی کلیدی در حفظ انسجام و حریم خانواده ایفا می کنند. ازآنجاکه خانواده، به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر رشد یا زوال جوامع دارد، توجه به آن امری ضروری است. برای پیشگیری از پیامدهای مخرب فروپاشی اجتماع، تقویت و توانمندسازی خانواده از ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و بین المللی اهمیت ویژه ای دارد. در این راستا، لازم است سازمان های دولتی برنامه هایی برای توانمندسازی ساختارهای اجتماعی طراحی کرده و به تقویت توانمندی های بین المللی، با توجه به ملاحظات سیاسی، بپردازند. در مقابل، امواج فمینیستی معاصر، به ویژه در سطح جهانی، بر این باور تأکید دارند که زنان نیازی به وابستگی به مردان ندارند و آموزش زنان در تمامی ابعاد را ضروری می دانند. این ایده در بسیاری از کشورها، به ویژه جوامع در حال توسعه، به شکل برنامه های توانمندسازی زنان دنبال می شود. پژوهش حاضر با ارائه نگاهی جامع به توانمندسازی زنان در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تلاش دارد تمامی زنان، نه تنها سرپرستان خانوار، را در بر گیرد. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و انجام مصاحبه های عمیق انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که توانمندسازی بانوان متأثر از دو دسته عوامل درونی و بیرونی است. بانوان خود به عنوان عاملی درونی نقش دارند، درحالی که همسر، والدین و نهادهای فرهنگ ساز به عنوان عوامل بیرونی تأثیرگذار شناخته می شوند.
بررسی عوامل مؤثر در فرار دختران از خانه در ایران: مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
105 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر در فرار دختران از خانه در ایران با مرور سیستماتیک بود. جامعه آماری، یافته های منتشرشده در خصوص فرار دختران از خانه از سال۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۲مقالات فارسی در پایگاه های اطلاعاتیسیویلکا، گوگل اسکولار ، اس-آی-دی و مگیران بود و تعداد مقالات در مجموع 369 بود. نمونه پژوهش، 11 مقاله مرتبط با دختران فراری با کلید واژه های فرار، دختران، خانه، منزل و خانواده بود که وارد پژوهش شد و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. روش پژوهش مروری نظام مند یا سیستماتیک بود. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل مختلفی مانند عوامل خانوادگی (سبک تربیتی نادرست، تنش ها، والدین سالاری و نیازهای مالی)، عوامل فردی (اختلالات رفتاری و تجارب آزاردهنده) و عوامل اجتماعی و فرهنگی (کارکرد نادرست جامعه، عملکرد نامطلوب مسئولین و رسانه) بر فرار دختران از منزل تاثیر دارد. فرار دختران از منزل یک پدیده اجتماعی-فرهنگی است که مشکلات و پیامدهای منفی دارد. فرار دختران از منزل می تواند به دلایل مختلفی مانند فقرفرهنگی، اقتصادی، تربیتی و...رخ دهد. درنهایت فرار دختران از خانه یک آسیب اجتماعی برای همه جوامع است که تأثیرات نامطلوبی بر جامعه ، خانواده و دختران می گذارد.
مقایسه ابعاد پنج گانه شخصیت، تصویر بدنی و عزت نفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه ابعاد پنج گانه شخصیت، تصویر بدنی و عزت نفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری را کلیه زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه کننده به مراکز زیبایی خصوصی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان متقاضی جراحی زیبایی و (50 نفر) زنان غیرمتقاضی بود که به منظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامه های پنج عاملی نئو کاستا و مک کری (1992)، روابط چندبعدی بدن-خود کش (1997) و عزت نفس روزنبرگ (1965) مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) استفاده شد. آزمون فرضیه های پژوهش نشان دادد که بین زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی از منظر ابعاد پنجگانه شخصیت و مولفه های آن (روان رنجورخویی، برون گرایی، انعطاف پذیری) تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>)، اما بین ابعاد توافق پذیری و باوجدان بودن تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p)، همچنین در متغیر تصویر بدنی و مولفه های آن (اهمیت دادن به دیگران، مسئولیت پذیری، شجاعت، پذیرش خود) (05/0p>) و عزت نفس و مؤلفه های آن () (05/0p>) تفاوت معنی دار وجود ندارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که زنان متقاضی جراحی زیبایی از نظر ابعاد پنج گانه شخصیت، تصویر بدنی و عزت نفس تفاوتی با زنان غیرمتقاضی ندارند.
آزمون رابطه علی روان رنجوری با طلاق عاطفی بر اساس میانجگیری تنظیم هیجانی در بستر فرهنگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
17 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون رابطه علی روان رنجوری با طلاق عاطفی براساس میانجی گری تنظیم هیجانی(ارزیابی مجدد و سرکوبی هیجانی) در بستر فرهنگی زنان بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان شناسی شهرستان آمل در سال 1402-1401 بود که از بین آنان 308 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود.جهت جمع آوری داده ها از پرسش نام ه های طلاق عاطفی محمدی و همکاران (1394)؛ پنج عام ل بزرگ شخصیت کاستا و مک کری (1992) ؛ تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و از نرم افزار های AMOS-24 و SPSS-26 استفاده شد. نتایج نشان داد که روان رنجوری بر ارزیابی مجدد تاثیر مستقیم منفی و بر سرکوبی هیجانی و طلاق عاطفی تاثیر مستقیم مثبت داشته است(P <0.05). هم چنین ارزیابی مجدد اثر منفی بر طلاق عاطفی و سرکوبی هیجانی، تاثیر مثبت بر طلاق عاطفی داشته است. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که روان رنجوری از طریق متغیر میانجی ارزیابی مجدد و سرکوبی هیجانی بر طلاق عاطفی زنان اثر واسطه ای دارد.بنابراین روان رنجوری و تنظیم هیجانی در طلاق عاطفی برزنان موثر بود.
بررسی تطبیقی روان شناسی رنگ در شعر معاصر زنان ایران و افغانستان بر اساس نظریه ماکس لوشر؛ مطالعه موردی: اشعار فروغ فرخزاد و خالده فروغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
437 - 457
حوزههای تخصصی:
رنگ، که از معیارهای سنجش شخصیت در روان شناسی جدید است، تأثیری خاص بر روان و جسم بیننده برجای می گذارد و نمایانگر اوضاع و احوال روحی اوست. در رویکرد روان شناسی رنگ ماکس لوشر، ترجیح در انتخاب رنگ ها به شناخت روان انسان ها کمک می کند. در این پژوهش، شعر فروغ فرخزاد و خالده فروغ، از شاعران معاصر جریان رمانتیک ایران و افغانستان، براساس نظریه مذکور واکاوی شده است. کیفیت و میزان کاربرد رنگ ها در اشعار این دو شاعر نشان می دهد در شعر فروغ فرخزاد رنگ سیاه در انتخاب اول قرار دارد و بیانگر کشمکش های درونی، ناخشنودی و انزجار او از محیط و بیان افسردگی و انزوای اوست. اما کاربرد پربسامد رنگ سبز در کنار سیاه حکایت از امیدواری او برای تغییر سرنوشت و تحول جامعه دارد. انتخاب نخست خالده فروغ اما رنگ سبز نماد ایمان، آزادی و آرامش- است و سیاه در کنار آن بیانگر استبداد، خفقان و نابسامانی های اجتماعی است. بررسی دفترهای اشعار این دو شاعر حاکی از آن است که اندک اندک طیف های آرام و امیدبخش جای رنگ های تیره را می گیرند و این بیانگر تمایل و امید آن ها به زندگی بهتر و علاقه به ایجاد تغییر برای به تصویرکشیدن احساساتشان است.
اثربخشی آموزش سرمایه ی روان شناختی و باورهای فراشناخت بر احساس پیوستگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش سرمایه ی روان شناختی و باورهای فراشناخت بر احساس پیوستگی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود که از طرح پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد. مشارکت کنندگان در پژوهش 60 نفر از زنان روستایی متأهل شهرستان دهاقان بودند که با گمارش تصادفی، 20 نفر در گروه آموزش سرمایه ی روان شناختی، 20 نفر در گروه آموزش باورهای فراشناخت و20 نفر نیز در گروه کنترل قرار گرفتند. این گروه ها به تصادف در گروه های آزمایشی و کنترل گمارش شدند. گروه های آزمایشی به مدت 8 جلسه ی 1ساعته، یک گروه تحت آموزش سرمایه ی روان شناختی و یک گروه هم تحت آموزش باورهای فراشناخت قرار گرفتند. در پایان هر سه گروه به پرسشنامه ی احساس پیوستگی آنتونوسکی (1987) پاسخ دادند. روایی و پایایی ابزار پژوهش برای استفاده در فرهنگ ایرانی رضایت بخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس یک متغیره (ANOVA) نشان داد که آموزش سرمایه ی روان شناختی و فراشناخت بر احساس پیوستگی تأثیر معنی داری داشته است. بنابراین، می توان از آموزش سرمایه ی روان شناختی و آموزش باورهای فراشناخت یا تلفیقی از این دو روش جهت افزایش احساس پیوستگی زنان بهره برد.