تحقیق حاضر به منظور طراحی الگویی مناسب برای شایستگی های رهبری در دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام گرفته است. این پژوهش برمبنای هدف از نوع پژوهش های توسعه ای و کاربردی و ازنظر ماهیت و روش شناختی جزو پژوهش های ترکیبی که در دو مرحله کیفی و کمی صورت گرفته است. در مرحله اول، پژوهش کیفی با 16 مشارکت کننده درمجموع به مدت 12 ساعت ، مصاحبه عمیق انجام گرفته و برای تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. در مرحله دوم، پژوهش کمی با تهیه پرسشنامه محقق ساخته با روایی و پایایی بالا و ضریب آلفای کرونباخ 947/0 پرسشنامه نهایی با نمونه 219 نفر از مدیران دانشگاه ها به صورت تصادفی و جمع آوری آمار و اطلاعات توزیع شد. جهت تشخیص عامل های سازه الگوی شایستگی های رهبری از روش تحلیل عاملی اکتشافی و برای برازش الگو از روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزاری لیزرل و ایموس استفاده شده و الگوی مفهومی تحقیق به تأیید نهایی رسیده است. بعد از برازش الگوی مفهومی تحقیق، 88 شایستگی به دست آمده درقالب هشت مؤلفه اصلی طبقه بندی شد.
علی رغم وجود ماهیت محوری سهم مدیریت از عملکرد شرکت، تصمیمات سرمایه گذاری، پاداش مدیران و حاکمیت شرکتی، همچنان یک واگرایی عقیده در رابطه با تاثیرات ویژه مدیریتی بر نتایج واحدهای تجاری وجود دارد. این پژوهش با هدف توسعه تحقیقات در حوزه اثرات مدیریتی بواسطه بررسی تاثیر توانایی مدیریتی بر تصمیمات سرمایه گذاری و ریسک سقوط قیمت سهام صورت پذیرفته است. در این راستا برای اندازه گیری توانایی مدیران از مدل دمرجیان و همکاران ) 2013 ( استفاده شد و اثرات آن بر کارآیی سرمایه گذاری )در قالب سه مدل( و تعامل آن با عنصر کیفیت گزارشگری بر ریسک سقوط آتی قیمت سهام )در قالب دو مدل( مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که توانایی مدیریتی، سرمایه گذاری کمتر از حد را کاهش، سرمایه گذاری بیش از حد را تقویت و در مجموع سبب افزایش انحراف در سطح سرمایه گذاری مورد انتظار می شود. همچنین نتایج مبین این امر است که توانایی مدیریتی، ریسک سقوط قیمت آتی سهام را بطور معناداری افزایش می دهد. از سوی دیگر نتایج نشان داد که کیفیت گزارشگری مالی مطلوب، ریسک سقوط قیمت آتی سهام را کاهش می دهد اما در این رابطه شواهدی مبنی بر رابطه تعاملی مدیران توانمند و کیفیت گزارشگری بالا با ریسک سقوط قیمت آتی سهام مشاهده نشد
Achieving e-commerce success is influenced by a variety of interrelated activities. Identifying, analyzing and prioritizing these activities enable decision-makers firstly to evaluate the current success state of Electronic Commerce (EC) businesses more accurately and then to develop an efficient improvement plan to allocate limited resources to achieve a higher level of success. In this research, a Fuzzy Cognitive Maps- analytical hierarchy process (FCM-AHP) approach is used to address this issue by (1) determining interrelationships between influential activities, (2) determining how much these activities influence each other and the overall success, and (3) prioritizing activities to develop a sound improvement plan. In this approach, the FCM technique is used to indicate all possible causal interrelationships between activities and consider all feedback loops between them. Then, the AHP technique is used to determine the contribution weights of activities to the overall success. The obtained management matrices that make it possible to categorize influential activities and the results of improvement scenarios help the decision-makers to develop the most efficient improvement plan and gain the maximum benefit from the allocation of limited resources. An empirical study is implemented to serve as an example to indicate how the approach works.
خط مشی پژوهی به عنوان یکی از اساسی ترین مراحل خط مشی گذاری از اهمیت زیادی در نزدیک کردن عمل خط مشی گذاران به دانش رشته خط مشی گذاری برخوردار است. خط مشی پژوهی فرآیند انجام پژوهش در باب مسئله اجتماعی به منظور ارائه توصیه های علمی به خط مشی گذاران است. پژوهش حاضر با هدف دست یابی به عوامل مؤثر بر خط مشی پژوهی در قوهمقننه ایران انجام شده است. طبعاً با توجه به آنکه بازوی خط مشی پژوهی قوه مقنّنه، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی است، داده های پژوهش از خبرگان، کارشناسان و مدیران این نهاد گردآوری شده است. در این راستا و با تلفیق دو روش تحلیل مضمون مبتنی بر مصاحبه با خبرگان و مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) تلاش شده است تا عوامل تأثیرگذار بر خط مشی پژوهی قوه مقنّنه شناسایی و سپس سطح بندی گردند. یافته های پژوهش بیانگر یک مدل چهارسطحی است. سطح اول مدل شامل مضامین «گروه های ذی نفع بانفوذ»، «ایراد در آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی»، سطح دوم شامل مضمون «ابهام در اولویت دهی به طرح یا لایحه»، سطح سوم شامل مضامین «منفعت گرایی برخی نمایندگان» و «سلایق سیاسی نمایندگان» و نهایتاً سطح چهارم شامل مضامین مختلفی نظیر «رویکرد دانای کلّ نمایندگان» و «تفاوت در نوع دیدگاه مرکز پژوهش ها دولت و مجلس» است.
شادی سازمانی یکی از موضوعات بسیار حیاتی در مدیریت و روان شناسی بوده و یکی از عوامل مؤثر بر بهره وری محسوب می شود. ازطرفی، نتایج گزارش های بین المللی حاکی از عدم شادی در کشور و به تبع آن در سازمان های ایران است که لزوم توجه بیش ازپیش به این مسئله آشکار می شود. لذا در این پژوهش محققان درصدد طراحی مدلی متشکل از عوامل مؤثر بر شادی سازمانی و همچنین کشف روابط ساختاری میان آن عوامل با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری فراگیر در بانک سپه می باشند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است، جامعه موردمطالعه تحقیق، مدیران ارشد و میانی و خبرگان دانشگاهی می باشند. براین اساس، 10 نفر از مدیران ارشد و میانی بانک سپه و 5 تن از اساتید دانشگاهی در رشته مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی به صورت هدف مند قضاوتی انتخاب شدند. مدل طراحی شده حاوی 11 عامل اعتماد، خوش بینی، رضایت شغلی، امنیت شغلی و اقتصادی، اهداف کاری مشخص و مشترک، تعهد سازمانی، یادگیری سازمانی، احساس عدالت، صداقت، علاقه به کار و معنی داربودن کار است که در 8 سطح طبقه بندی شده است. یافته ها نشان می دهد که از میان مجموعه این عوامل، عامل اهداف کاری مشخص و مشترک به عنوان عامل زیربنایی شکل گیری شادی سازمانی کارکنان تشخیص داده شده است که به ایجاد حس عدالت در افراد در ساختار مزبور منجر شده و به تبع آن صداقت، امنیت شغلی و اقتصادی و خوش بینی تحقق یافته و درنهایت تعهد سازمانی پیامد نهایی آنها خواهد بود.
در دنیای پیچیده امروز هرجا سخن از پروژه های فناوری اطلاعات است، ریسک جزءِ جدایی ناپذیر آن است. هدف این پژوهش شناسایی بهتر ریسک ها و بررسی تأثیر آنها بر یکدیگر، همچنین بر ریسک کلی پروژه است. بدین منظور پس از مطالعه طیف گسترده ای از پژوهش ها در زمینه تحلیل ریسک پروژه های فناوری اطلاعات، ابتدا فاکتورها طبقه بندی می شوند. سپس به صورت پویا مدل سازی می شوند. در ادامه معادلات مربوطه با استفاده از بررسی روابط بین سازه ها و عوامل استخراج می شوند. درانتها مهم ترین ریسک ها در طول دوره ای دوازده ماهه بررسی می شوند. نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد مهم ترین ریسک هایی که در طول دوره های مختلف زمانی تکرار می شوند به ترتیب ریسک منابع انسانی، ریسک های استراتژیک، مدیریت پروژه و ساختار سازمانی هستند. در این پژوهش در درجه دوم اولویت ها شناخته می شوند.
• گاردین: برای یک امتحان کسب و کاری آماده اید؟
• رویترز: هک شدن اطلاعات 40 میلیون کارت اعتباری مشتریان
• واشنگتن پست: 8 شغلی که رباتها از انسانها دزدیدند
• بلومبرگ: چین و اعمال محدودیتهای بیشتر برای شرکتهای جهانی
تحقیقات صورت گرفته در مورد تجربه چندساله خصوصی سازی در کشور حاکی از آن است که شتاب بخشیدن به توسعه اقتصادی، بهبود رقابت پذیری، تجدید ساختار و مدرنیزه کردن شرکت ها که از اهداف اصلی خصوصی سازی می باشند، در اغلب موارد به نتایج مورد نظر نائل نشده است، به طوری که گاهی مواقع برخی شرکت های واگذار شده در فاصله نه چندانی بعد از واگذاری با مشکلات عدیده ای مواجه شده اند. هدف اصلی این تحقیق مطالعات تطبیقی و شناسایی عوامل و مؤلفه های حائز اهمیت در اجرای برنامه های خصوصی سازی و تدوین الگوی مناسب می باشد. به همین منظور ابتدا مبانی نظری و تجارب تعدادی از کشورهای جهان و ایران در امر خصوصی سازی بررسی و براساس آن 10 بُعد به عنوان مؤلفه های خصوصی سازی استخراج شدند. سپس این ابعاد بوسیله پرسشنامه ای که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ برای تمام متغیرها مورد تأیید قرار گرفت، از نمونه ای مرکب از متخصصان در امر واگذاری و کارشناسان امور مجامع دستگاه های اجرایی ذیمدخل در امر واگذاری شرکت های دولتی و سازمان خصوصی سازی مورد نظرخواهی قرار گرفت و درجه اهمیت هر یک از ابعاد براساس نتایج نظرخواهی و روش های آماری تعیین با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل و نهایتاً الگوی نهایی خصوصی سازی در قالب یک مدل مفهومی، ارائه و بعد از آن میزان انطباق برنامه های خصوصی سازی در کشور با آن الگو، مورد مقایسه قرار گرفت و کاستی های وضع موجود تبیین گردید. ابعاد الگوی راهبردی خصوصی سازی در مدل نهایی، هشت بُعد می باشند. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد این ابعاد که لازمه موفق بودن اجرای برنامه های خصوصی سازی هستند، در کشور ما مورد توجه نمی باشند.
هدف : به زعم صاحب نظران، یکی از راهکارهای تحقق اهداف توسعه پایدار در طرح ها، بهبود قابلیت های سازمانی مرتبط با ابعاد سه گانه توسعه پایدار در سازمان های طرح محور است. از این رو هدف پژوهش حاضر شناسایی قابلیت های سازمانی توسعه پایدار در سازمان های طرح محور نفت و گاز در ایران است. روش: به منظور بررسی عمیق قابلیت های توسعه پایدار در بستر سازمان های نفت و گاز ایران، استراتژی مطالعه موردی در هشت سازمان نفت و گاز ایران استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات سازمان ها، 23 فرد مطلع انتخاب و مورد مصاحبه واقع شدند، به این ترتیب که باتوجه به فهرست قابلیت های استخراج شده از ادبیات و تهیه ماتریس تعریف قابلیت ها، از مصاحبه شوندگان خواسته شد تا قابلیت هایی که در سازمان های طرح محور نفت و گاز ایران درزمینه توسعه پایدار موجود است، تشریح کنند. داده های حاصل از مصاحبه با روش تحلیل محتوی کیفی قیاسی، حول مفاهیم شکل گرفته از ادبیات، کدگذاری شدند. یافته ها: در پژوهش حاضر قابلیت های توسعه پایدار در سازمان های طرح محور حوزه نفت و گاز در هشت دسته عامل اصلی مشتمل بر فرایندی، ساختاری، فناورانه، فرهنگی، دانشی، انسانی، سیاسی و مالی شناسایی شدند و وضعیت نسبی این قابلیت ها در سازمان های نفت و گاز ایرانی بررسی شد. دانش افزایی پژوهش حاضر از این بعد موردتوجه است که قابلیت ها با توجه بستر خاص سازمان های نفت و گاز ایرانی شناسایی شدند، ازسوی دیگر قابلیت های سازمانی در هر سه حوزه زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی به صورت هم زمان بررسی قرار شده اند.
با توجه به نو بودن بحث بازاریابی تجربی و عدم پژوهش های کافی در این زمینه در ایران، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر بازاریابی تجربی بر ارزش تجربی مشتری، با نقش میانجی گری شخصیت برند انجام شد؛ که برند لادن به عنوان مورد مطالعه انتخاب شده است. شرکت های موفق، از بازاریابی تجربی، به منظور خلق تجربه منحصربه فرد و به یادماندنی برای مشتریان؛ و از استراتژی های شخصیت برند، برای شکل دهی به رفتارهای آنان استفاده می نمایند. با تمرکز بر این دو متغیر، شرکت ها می توانند ارزش ویژه ای را برای مشتریان خود خلق نموده و از این طریق می توانند مزیت رقابتی کسب نمایند. بدین منظور، با توجه به جامعه نامحدود (مصرف کنندگان برند لادن)، 286پرسشنامه به صورت نمونه ی در دسترس، توزیع و جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزارهای SPSS و XLSTAT استفاده شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که سطح هر سه متغیر: بازاریابی تجربی، ارزش تجربی مشتری و شخصیت برند، از نظر مشتریان بالاتر از حد متوسط است؛ و نیز بازاریابی تجربی و شخصیت برند، بر ارزش تجربی مشتری تاثیر مثبتی دارند. لازم به ذکر است که بازاریابی تجربی، هم به طور مستقیم بر ارزش تجربی مشتری اثر گذار است و هم به طور غیرمستقیم و با میانجی گری شخصیت برند.