پژوهش حاضر در راستای مفهوم نوین برندگذاری داخلی مطرح شده و به بررسی اثرات برندگذاری داخلی بر رفتار شهروندی برند با نقش میانجی گری تناسب فرد- سازمان می پردازد. به این منظور الگوی ساختاری مشخصی را از دیدگاه خریداران عمده دارو در داروخانه های شبانه روزی و روزانه در شهر تبریز به آزمون خواهد گذاشت. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی- کاربردی بوده و مبتنی بر روش های مدل سازی معادلات ساختاری در حالت زمینه یابی است. داده های موردنیاز، از طریق پرسشنامه محقق ساخته از نمونه ای 152 نفری از کارکنان داروخانه های شهر تبریز (که با مشتریان تماس مستقیم دارند) به روش نمونه گیری خوشه ای جمع آوری شد. با نظر اساتید بازاریابی و متخصصان و کارشناسان صنعت دارو و میانگین واریانس توسعه یافته، روایی سوال ها در حد مطلوبی ارزیابی شد. ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز، پایایی مناسبی را برای پرسشنامه نشان داد. آزمون مدل مفهومی با روش حداقل مربعات جزیی و آزمون همبستگی متغیرها و با به بکارگیری نرم افزار SMART-PLS انجام شد. نتایج آزمون نشان می دهدکه برندسازی داخلی بر رفتار شهروندی برند (ضریب مسیر، 0.228 و سطح معنی داری 2.856) و تناسب فرد-سازمان (ضریب مسیر، 0.829 و سطح معنی داری 57.009) و تناسب فرد-سازمان بر رفتار شهروندی برند (ضریب مسیر، 0.549 و سطح معنی داری 7.166) اثرات مثبت و معنی داری دارد. آزمون همبستگی نیز این این روابط را تایید می کند.
امروزه، مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی شرکت، با رویکرد خلق ارزش مشترک، می تواند علاوه بر ایجاد ارزش برای جامعه، برای سازمان نیز ارزش آفرین باشد و تمایز و مزیت رقابتی ایجاد کند. از این رو سنجش میزان تأثیر این مفاهیم در کنار مفاهیم دیگر، مانند مشتری مداری و کیفیت درک شده از خدمات، بر رضایت مشتری ضروری است. هدف از این پژوهش، ارائه الگوی سنجش تأثیر مشتری مداری، مسئولیت اجتماعی شرکت و کیفیت درک شده بر رضایت مشتری است. این پژوهش به لحاظ هدف، پژوهشی کاربردی و از نظر ماهیت و روش جزء پژوهش های توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان شعب بانک پاسارگاد در شهر اصفهان تشکیل داده اند. بانک پاسارگاد به این دلیل انتخاب شده است که در زمینه مسئولیت اجتماعی شرکت، مانند ارائه طرح سپرده سبز فعال بوده است. شیوه نمونه گیری به منظور گردآوری داده های مورد نیاز در این پژوهش به صورت خوشه ای و سپس تصادفی ساده است. به منظور گردآوری داده های پژوهش، از پرسشنامه ای با 32 سؤال به صورت طیف پنج تایی لیکرت استفاده شد که پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ(93/0) مورد آزمون قرار گرفت. برای روایی این ابزار از آزمون بارتلت و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول استفاده شد که مشخص شد پرسشنامه از روایی مناسب برخوردار است. یافته های این پژوهش بیانگر این است که مشتری مداری بر مسئولیت اجتماعی شرکت و همچنین کیفیت درک شده از خدمات، تأثیری معنادار و مثبت دارد. همین طور یافته ها نشان دادند که مسئولیت اجتماعی شرکت بر کیفیت درک شده خدمات از سوی مشتری، تأثیر دارد، اما بر رضایت مشتری در سطح اطمینان 95 درصد، بی تأثیر است. در آخر نتایج نشان دادند که کیفیت درک شده از خدمات می تواند بر رضایت مشتری تأثیر مثبت و معنادار داشته باشد.
هدف از انجام این پژوهش تعیین تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر میزان محافظه کاری و کیفیت اقلام تعهدی است. در این پژوهش از روش سالوسکی و زولچ (2012) برای تجزیه و تحلیل موضوع بر روی 69 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که حایز شرایط ذکر شده برای دوره یک ساله 1390 بودند، استفاده شد. مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها از طریق پرسشنامه هایی که حاوی 53 سوال در زمینه مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت نسبت به مشتریان، کارکنان، محیط زیست و نهادهای موجود در جامعه است، اندازه گیری شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و رگرسیون و نرم افزار ای- ویوز استفاده شد. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب است که، بین مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت و میزان محافظه کاری رابطه معنا داری وجود ندارد. همچنین بین مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت و کیفیت اقلام تعهدی نیز رابطه معنا داری یافت نشد. یافته های این پژوهش ممکن است درک کلی از مسئولیت پذیری اجتماعی را تغییر دهد چرا که روند رو به رشد مسئولیت پذیری اجتماعی در شرکت ها لزوماً منجر به تغییرات واقعی در شرکت ها نمی شود.
بخش های خانگی و تجاری بیشترین سهم مصارف گاز طبیعی در کشور را به خود اختصاص داده است. بنابراین، پیش بینی میزان مصارف این دو بخش برای شرکت ملی گاز ایران بسیار حائز اهمیت است. در این مقاله، برای مصارف خانگی و تجاری گاز طبیعی شهر اصفهان ساختار مناسبی از مدل شبکه عصبی انتخاب و طراحی شده است. برای یافتن یک ساختار مناسب شبکه عصبی، سه ساختار متفاوت با نام های دینامیک، هرس کامل و شبکه شعاع براساس تابع بررسی شده است. داده های واقعی مصارف گاز 10 سال (1381 تا 1390) برای پیش بینی مصارف (1391 تا 1395) استفاده شده است. به منظور پیش بینی مصارف خانگی و تجاری گاز طبیعی، متغیرهای مستقل جمعیت، دما، تعداد مشترکین و قیمت گاز انتخاب شده اند. ساختارهای شبکه عصبی با یکدیگر و با سایر روش های سنتی پیش بینی از جمله رگرسیون و سری های زمانی مقایسه گردید. نتایج حاکی از آن است که ساختار منتخب هرس کامل مدل شبکه عصبی برای این داده ها از سایر ساختارها و مدل های پیش بینی سنتی کارآمدتر و دقیق تر است و این مدل تا سال 1395 برای بخش خانگی افزایش مصرف و برای بخش تجاری کاهش در مصرف گاز طبیعی شهر اصفهان را پیش بینی کرده است. براساس بررسی های انجام شده، تاکنون پژوهشی برای پیش بینی مصارف گاز طبیعی خانگی و تجاری شهر اصفهان با مقایسه بین ساختار های مختلف طراحی مدل شبکه عصبی و انتخاب بهترین ساختار، صورت نگرفته است.
سیاست تقسیم سود همواره با سایر تصمیم های مالی شرکت در تعامل است و این رابطه تعاملی تحت تأثیر شرایط مختلف قرار می گیرد. از جمله مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رابطه بین سیاست تقسیم سود و سایر تصمیم های مالی چرخه عمر شرکت است. در این مقاله با در نظر گرفتن چرخه عمر شرکت ها، به بررسی رابطه بین سود تقسیمی، فرصت های سرمایه گذاری و تامین مالی خارجی پرداخته شده است. نمونه شامل 105 شرکت، بین سال های 1382 تا 1391 انتخاب شده است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه به روش ترکیبی استفاده شده است. برای تفکیک شرکت ها به مراحل چرخه عمر از پژوهش آنتونی و رامش [17] استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که بین سود تقسیمی و فرصت های سرمایه گذاری در مرحله رشد رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که در مرحله بلوغ بین سود تقسیمی و فرصت های سرمایه گذاری رابطه معناداری وجود ندارد. علاوه بر این، در مرحله رشد بین سود تقسیمی و تامین مالی خارجی رابطه معناداری وجود ندارد، در حالی که در مرحله بلوغ بین این متغیرها رابطه معنادار وجود دارد.
محافظه کاری حسابداری یکی از مولفه های سنجش کیفیت سود است. زمانی که کیفیت سود بالاست، اعتباردهندگان منابع مالی را ساده تر در اختیار شرکت ها قرار می دهند، چرا که نسبت به برگشت منابع اعطا شده به شرکت ها، اطمینان بیشتری خواهند داشت. در این تحقیق، رابطه بین محافظه کاری مشروط و نامشروط حسابداری با حجم تأمین مالی در 134 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1384 تا 1392 بررسی شده است. همچنین، در این تحقیق، میزان تأثیر محافظه کاری مشروط و نامشروط واحدهای تجاری در اخذ تسهیلات مالی، مقایسه شده است. برای سنجش محافظه کاری مشروط از معیار خان و واتز و برای اندازه گیری محافظه کاری نامشروط، از معیار بیور و رایان استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که با افزایش محافظه کاری مشروط و نامشروط، حجم تسهیلات دریافتی شرکت ها افزایش می یابد. به بیان دیگر، موسسات مالی میل بیشتری به اعطای وام به شرکت هایی دارند که درجه بالاتری از محافظه کاری را اعمال می نمایند.
مقاله حاضر، نتایج 16دوره پیمایش فصلی با ابزار پرسشنامه است که از پاییز 1389 تا تابستان 1393، به طور مستمر با مشارکت حدود 900 تشکل اقتصادی سراسر کشور اجرا شده است. در این مطالعه از تشکل های اقتصادی خواسته می شد ارزیابی خود را از مؤلفه های محیط کسب وکار در ایران، ارائه کنند. نتایج این مطالعه نشان می دهد مشکل اصلی اداره بنگاه ها در ایران از نظر تشکل های اقتصادی، مسائل زیر ساختی نظیر راه و برق نیست، بلکه مسائل نهادی و نرم افزاری است نظیر تأمین مالی تولید و نیز تضمین های حقوق مالکیت. تشکل های اقتصادی سراسر کشور که در این مجموعه پیمایش ها مشارکت کرده اند، مجموعاً محیط کسب وکار ایران را در دوره مورد بررسی بدتر از متوسط (04/6 از 10) ارزیابی کرده اند. ارزیابی تشکل های بخش صنعت و معدن بدتر از متوسط (15/6) و ارزیابی تشکل های بخش کشاورزی نسبتاً بهتر از متوسط (95/5) بوده است.
در این شانزده دور پیمایش فصلی مجموعاً، بدترین ارزیابی را تشکل های اقتصادی استان همدان و بهترین ارزیابی را تشکل های اقتصادی استان گیلان ارائه کرده اند.
این پژوهش درصدد بررسی این موضوع است که آیا معاملات برخط سهام بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیری داشته یا خیر؟ جامعه آماری پژوهش حاضر را، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی مهرماه 1389 تا پایان شهریور 1392 تشکیل می دهند. برای آزمون فرضیه ها، از تحلیل رگرسیون چندمتغیره (EGLS) و روش داده های ترکیبی با استفاده از نرم افزار Eview’s 8 استفاده شده است. نتیجه کلی پژوهش بیانگر تأثیر منفی و معنادار معاملات برخط سهام بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. از نتایج پژوهش حاضر اینگونه برداشت می شود که معاملات برخط سهام در بورس اوراق بهادار تهران از یک طرف موجب افزایش تعداد معامله گران و به دنبال آن افزایش رقابت بین آن ها می شود و از طرف دیگر موجب کاهش هزینه های معاملاتی و هزینه های انتخاب نامطلوب می گردد که این عوامل در نهایت موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می گردد.
این پژوهش، رابطه بین محافظه کاری مشروط و نامشروط حسابداری را با میزان تأمین مالی از بانک ها و مؤسسات مالی، در نمونه ای متشکل از 138 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1384 تا 1393 بررسی می کند. همچنین، در این پژوهش، میزان تأثیر محافظه کاری مشروط و نامشروط در اخذ تسهیلات مالی از بانک ها و مؤسسات مالی، مقایسه شده است. به منظور سنجش محافظه کاری مشروط از معیار خان و واتز (2009) و برای اندازه گیری محافظه کاری نامشروط، از معیار بیور و رایان (2000) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که با افزایش محافظه کاری مشروط و نامشروط، حجم تسهیلات دریافتی شرکت ها از بانک ها و مؤسسات مالی افزایش می یابد. به بیان دیگر، بانک ها و مؤسسات مالی، تمایل بیشتری به اعطای وام به شرکت هایی دارند که درجه بالاتری از محافظه کاری را اعمال می نمایند. همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهند که محافظه کاری مشروط نسبت به محافظه کاری نامشروط، تأثیر بیشتری بر حجم تسهیلات دریافتی شرکت ها از بانک ها و مؤسسات مالی دارد.
امروزه بر اثر افزایش کارایی و اثربخشی فناوری اطلاعات، افزایش هزینه های حسابرسی، فعال شدن بازار سرمایه و ضرورت نیاز به اطلاعات دقیق و بهنگام، استفاده از فناوری اطلاعات در حرفه حسابرسی مقرون به صرفه شده است و شرکت های حسابرسی به منظور همراه شدن با این شرایط، نیازمند تغییر تکنیک ها و روش های سنتی خود هستند. حرفه حسابرسی ایران، گرچه تاثیر فناوری اطلاعات بر حرفه و اهمیت آن را درک می کند اما به کندی به آن واکنش می دهد و متأسفانه در حال حاضر عمدتاً حسابرسی بر اساس شیوه سنتی صورت می گیرد و کارهای حسابرسی بطور عمده دستی و براساس شیوه های قدیمی انجام می شود. لذا در این مقاله سعی شده است به بررسی استفاده از فناوری اطلاعات در حرفه ی حسابرسی مستقل ایران و موانع و مشکلات اجرایی شدن آن پرداخته شود، برای این منظور ابتدا به تعریف اصطلاح فناوری اطلاعات پرداخته می شود سپس به ضرورت بکارگیری فناوری اطلاعات در حسابرسی و رابطه ی بین حسابرسی و فناوری اطلاعات می پردازد و در ادامه حسابرسی مستمر که نتیجه استفاده از فناوری اطلاعات در عصر تجارت الکترونیک است تشریح می گردد، موانع و مشکلات استفاده از فناوری اطلاعات در حرفه حسابرسی مستقل ایران بیان شده و در نهایت راه حل هایی برای مشکلات موجود ارائه می گردد.
آنچه برای استفاده کنندگان از اطلاعات مالی اهمیت دارد رویه ها و اصول بکار رفته در حسابداری نمی باشد بلکه خروجی از سیستم مالی می باشد چراکه آن ها را در نیل به اهدافشان یاری می کند. هدف اصلی سرمایه گذاران حداکثر کردن ثروت است. ثروت به دو عامل ریسک و بازده بستگی دارد. به همین دلیل پیش بینی این دو عامل برای سهامداران حیاتی است. از این رو از هر ابزاری که به آن ها در این امر یاری برساند استقبال می کنند. یکی از این ابزارها که در سال های اخیر شاهد استفاده روزافزون از آن هستیم نسبت های مالی می باشد. نسبت های مالی یکی از متداول ترین روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی هستند این نسبت ها هم خلاصه تر از صورت های مالی هستند و هم کاربرد و تفسیر آن ها ساده تر است. به همین جهت این مقاله سعی دارد به بررسی مطالعات صورت گرفته در تعیین نقش نسبت های مالی در پیش بینی بازده سهام به عنوان یکی از اهداف عمده سهامداران بپردازد. در این مطالعه که به تحقیقات داخلی مراجعه شده است نتایج حاکی از آن است نسبت های سودآوری در بین سایر گروه های نسبت های مالی از سهم بالاتری در پیش بینی بازده سهام برخوردارند و در این بین نسبت بازده دارایی و بازده حقوق صاحبان سهام بیشترین توانایی در توضیح تغییرات بازده سهام را از خود نشان داده اند.
صورت های مالی حسابرسی شده دارای محتوای اطلاعاتی بهتری هستند و منجر به تصمیم گیری مناسب تر استفاده کنندگان می شوند و منافع اقتصادی بیشتری را ایجاد می کنند. در این مقاله به بررسی ارتباط بین تخصص حسابرس و تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی با محافظه کاری حسابداری پرداخته شده است. نمونه پژوهش شامل 63 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393-1387 و روش مورد استفاده برای آزمون فرضیه ها رگرسیون داده های ترکیبی است. در این پژوهش برای سنجش محافظه کاری از مدل آزمون بر مبنای تعهدی بال و شیواکومار (2005) و برای تخصص حسابرس از فرمول پالمروز (1988) استفاده می شود. نتایج آزمون آماری فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین تخصص حسابرس و محافظه کاری حسابداری رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، نتایج پژوهش بیان می کند که بین تأخیر در ارائه گزارش حسابرسی و محافظه کاری حسابداری رابطه منفی و معناداری وجود دارد. به این معنی که هر چه فاصله بین تاریخ پایان سال مالی و تاریخ گزارش حسابرس بیشتر باشد، کیفیت اعداد ارائه شده در صورت های مالی کم تر است.
هدف از این پژوهش بررسی تفاوت در واقعیت و برداشت از واقعیت است که در نهایت منجر به رفتار کارمند در سازمان می شود. در هر سازمان عدالت را بر مبنای عواملی نظیر حقوق و دستمزد منصفانه، پاداش نقدی و غیر نقدی، نظام ارتقاء شغلی و شایسته سالاری، رویه های منصفانه و ارائه اطلاعات درست و صحیح تعریف می کنند اما عملاً آنچه به عنوان عدالت تحقق می یابد ادراک کارکنان از عدالت است. بنابراین اگر کارمند درک متفاوتی نسبت به هر یک از عوامل مذکور داشته باشد این سؤال پیش می آید که او چگونه رفتار خواهد کرد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان و مدیران دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان تشکیل می دهند. به سبب اینکه پژوهش مبتنی بر داده هایی است که از نظر مدیران و کارکنان گردآوری می شود، روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است. به لحاظ اینکه پژوهش مجموعه ای از همبستگی می آزماید، داده های حاصل از پرسشنامه را با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری(SEM) و با استفاده از نرم افزار PLS تجزیه و تحلیل می شوند. یافته ها نشان می دهند عدالت سازمانی به طور مستقیم بر رفتار انحرافی تأثیر ندارد بلکه عدالت سازمانی به طور غیرمستقیم و از طریق ادراک از عدالت سازمانی بر رفتار انحرافی تأثیر منفی دارد و در این باب بین مدیران و کارکنان اختلاف نظر وجود دارد.
تحقیق حاضر با مقایسه توزیع فراوانی تجربی و مورد انتظار یک نمونه، شامل 3394 شرکت-سال از سودهای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره 11 ساله، شواهدی ارائه می دهد که مدیران برای اجتناب از زیان اقدام به مدیریت سود می کنند. بررسی توزیع تجربی سودهای شرکت های عضو نمونه تحقیق که بر جمع دارایی های ابتدای دوره شان تقسیم شده است به لحاظ گرافیکی و آمار استنباطی یک ناهمواری شدید را در فواصل مجاور سود صفر نشان می دهد. در این توزیع، فراوانی سودهای کمتر از پنج هزارم مجموع دارایی ها در حدفاصل راست سود صفر به طور غیرعادی بالا و فراوانی زیان های کمتر از پنج هزارم در حد فاصل چپ آن به طور غیرعادی پایین است که نشان می دهد برخی از شرکت هایی که یک زیان اندک داشته اند آن را به سمت بالا دستکاری کرده اند تا از گزارش زیان اجتناب کنند. بررسی بیشتر نشان می دهد که مدیران به منظور اجتناب از زیان، سود خود را از طریق دستکاری جریان های نقدی عملیاتی و سرمایه در گردش مدیریت می کنند. در این مطالعه، شواهدی در خصوص مدیریت سود به منظور اجتناب از کاهش سود دوره جاری نسبت به سود دوره قبل، یافت نشد.
تحقیق حاضر در تلاش است با ترکیب روش های تحقیق کیفی با استفاده از رویکرد نظریه پردازی زمینه بنیان و تجزیه و تحلیل اسناد و مدارک، الگوی جامع تقلب در صورت های مالی را در بستر فرهنگی، اقتصادی و حقوقی کشور ارائه نماید. جامعه آماری تحقیق خبرگان صاحب نظر در خصوص پدیده صورت های مالی متقلبانه هستند که با توجه به هدف تحقیق، از روش نمونه گیری گلوله برفی یا زنجیره ای برای مصاحبه انتخاب شده اند. افزون بر مصاحبه های انجام شده، به منظور افزایش اعتبار و جامعیت تحقیق، اسناد و مدارک موجود در خصوص گزارشگری مالی متقلبانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به دقت مطالعه، بررسی و تحلیل شده است.
پس از کسب نظر خبرگان و مطالعه دقیق اسناد، مدارک و گزارشات، عامل فشار به عنوان شرط علی گزارشگری مالی متقلبانه شناخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد انگیزه پاداش مدیران، انگیزه سوء استفاده از دارایی ها، هزینه های سیاسی، مقاصد مالیاتی و تحصیل شرکت توسط مدیران نیز بر گزارشگری مالی متقلبانه موثرند. طرح های تقلب در گزارشگری مالی در بستر فرهنگ عمومی، نظام قانونی و استاندارد حسابداری کشور به عنوان شرایط زمینه ای و نظام راهبری شرکتی، کنترل داخلی و کیفیت حسابرسی به عنوان شرایط مداخله گر متولد می شوند. در تحقیق حاضر 25 طرح تقلب در صورت های مالی و اجزاء آن ها شناسایی شده است. افزون بر این، پیامدهای تقلب در گزارشگری مالی در دو سطح صورت های مالی و بازار سرمایه طبقه بندی و تفسیر شده است.
امروزه قراردادها ی استخدامی به عنوان مدلهای ذهنی یا الگوهای روابط استخدام کسب و کار در نظر گرفته می شوند. . جنبه هایی از روابط شامل توافقات نوشته شده ،قوانین مؤسسه و اسناد رسمی هستند که اغلب قراردادهای اقتصادی نامیده می شوند. جنبه های دیگری که در ورای کلمات نوشته شده پنهان شده اند به عنوان قراردادهای روانشناختی شناخته شده اند. از سوی دیگر ، حمایت سازمانی درک شده نشان دهنده عقیده کارکنان درباره سطح تعهد سازمان به آنها است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تحقق قرارداد روانشناختی توسط کارفرمایان بر حمایت سازمانی درک شده کارکنان حرفه ای می باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان حرفه ای ادارات مرکزی بانک های ملی، کشاورزی، و توسعه صادرات ایران در حوزه های مالی و فناوری اطلاعات به تعداد 687 نفر می باشد. در مجموع تعداد 317 نفر به عنوان نمونه تحقیق تعیین،و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید.
نتایج تحقیق بیانگر رابطه مستقیم مثبت و معنادار میان تحقق قرارداد روانشناختی و حمایت سازمانی بوده و ضریب استاندارد شده و معناداری برای این مسیر برابر با (82/0) و (51/13) است. لذا، با 99 درصد اطمینان می توان چنین اظهار داشت که تلاش سازمان ها برای جامه عمل پوشاندن به وعده های خود، بر شکل گیری ادراک حمایت سازمانی تأثیر مثبتی می گذارد.
امروزه قراردادهای استخدامی به عنوان مدل های ذهنی یا الگوهای روابط استخدام کسب و کار در نظر گرفته می شوند. جنبه هایی از روابط شامل توافقات نوشته شده، قوانین مؤسسه و اسناد رسمی هستند که اغلب قراردادهای اقتصادی نامیده می شوند. جنبه های دیگری که در ورای کلمات نوشته شده پنهان شده اند به عنوان قراردادهای روان شناختی شناخته شده اند. از سوی دیگر، حمایت سازمانی درک شده نشان دهنده عقیده کارکنان درباره سطح تعهد سازمان به آن ها است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تحقق قرارداد روان شناختی توسط کارفرمایان بر حمایت سازمانی درک شده کارکنان حرفه ای می باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان حرفه ای ادارات مرکزی بانک های ملی، کشاورزی، و توسعه صادرات ایران در حوزه های مالی و فناوری اطلاعات به تعداد 687 نفر می باشد. در مجموع تعداد 317 نفر به عنوان نمونه تحقیق تعیین، و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. نتایج تحقیق بیانگر رابطه مستقیم مثبت و معنادار میان تحقق قرارداد روان شناختی و حمایت سازمانی بوده و ضریب استاندارد شده و معناداری برای این مسیر برابر با (82/0) و (51/13) است. لذا، با 99 درصد اطمینان می توان چنین اظهار داشت که تلاش سازمان ها برای جامه عمل پوشاندن به وعده های خود، بر شکل گیری ادراک حمایت سازمانی تأثیر مثبتی می گذارد.
روند کنونی اقتصاد، نشان گر جایگاه و اهمیت خلاقیت و کارآفرینی در حفظ و بقای سازمان ها است. عاملی که به تعبیر بسیاری از اندیشمندان، مناسب ترین گزینه برای کاهش فاصله بین کشورهای توسعه یافته و کمتر توسعه یافته یا سازمان های پیشرو و پیرو است. تحقق کارآفرینی سازمانی توجه بیش از پیش به سبک مدیریت و رهبری سازمانی را ضروری نموده است. سؤال اساسی تحقیق عبارت است از اینکه نقش رهبری تحول آفرین در کارآفرینی سازمانی چیست؟ و اینکه آیا سطح بالای مولفه های رهبری تحول آفرین به ارتقای کارآفرینی سازمانی منتهی می شود. جامعه آماری پژوهش کارکنان بیمارستان لبافی نژاد می باشد و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به تعیین نمونه پرداخته شد. روش گردآوری داده ها پرسشنامه حضوری بوده و از روش تحقیق توصیفی- میدانی استفاد شده است. نتایج حاصله، حاکی از وجود رابطه معنی دار بین همه مولفه های رهبری تحول آفرین و کارآفرینی سازمانی می باشد. در پایان با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاداتی ارائه شده است
مقدمه: پیاده سازی سیستم های هوش تجاری سلامت به جنبه های ضروری بیمارستان ها و مراکز درمانی کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. با توجه به رویکرد متفاوتی که مراکز درمانی خصوصی و دولتی در نگرش به سیستم های نوین اطلاعاتی دارند، در این پژوهش به بررسی دو گروه مراکز درمانی خصوصی و دولتی جهت آمادگی در پیاده سازی این سیستم ها پرداخته شده است. روش کار: جامعه آماری شامل کلیه مدیران، کارکنان، کارشناسان و کاردان ها ی فنی کامپیوتر و فناوری اطلاعات مراکز درمانی و بیمارستان ها در دو شهر شیراز و یاسوج بود. داده های مربوط به این پژوهش مبتنی بر پاسخگویی 307 نفر به پرسشنامه «آمادگی سازمان در به کارگیری سیستم ها ی هوش تجاری سلامت» می باشد. جهت احراز پایایی و روایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی استفاده گردید. مقدار آلفای کرونباخ برای عوامل پرسشنامه در بازه 70/0 تا 88/0 قرار گرفت. به منظور بررسی تفاوت بین مراکز درمانی خصوصی و دولتی در نمره کل آمادگی به کارگیری سیستم های هوش تجاری سلامت، از آزمونT-test نمونه های مستقل و در عوامل مربوط به استفاده از سیستم های هوش تجاری سلامت از آزمون MANOVA استفاده شد. برای تحلیل از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 استفاده شد. یافته ها: یافته ها ی آماری نشان داد که در نمره کل آمادگی جهت به کارگیری سیستم های هوش تجاری سلامت (P<0.04) و همچنین در سه عامل مدیریت ارشد فناوری اطلاعات(P<0,05) ، سازمان (P<0,003) و خدمات فناوری اطلاعات (P<0,009)، تفاوت معنی داری بین مراکز درمانی خصوصی و دولتی وجود دارد. اما در عامل زیرسیستم های اطلاعاتی تفاوتی مابین مراکز درمانی دولتی و خصوصی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به جایگاه مهم سیستم ها ی اطلاعاتی نوین، ضروری است مراکز درمانی کشور ما به ویژه مراکز درمانی دولتی، برای تأمین سیستم ها ی اطلاعاتی نوین برنامه ریزی نمایند تا در آینده نزدیک مدیریت اطلاعاتی بیمارستانی با چالش روبرو نشود.