فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
تاریخ عکاسی در ایران تافته ای جدابافته از تاریخ این سرزمین نیست. از این رو، توجه به زمینة سیاسی و اجتماعی می تواند منظر مناسبی برای بازخوانی آن فراهم آورد. به منظور درک بهتر شرایط عکاسی در ایران در دورة قاجار (پیش و پس از مشروطه) و نقش این رسانة نوپا در فضای آن دوران، نگارندگان دریچة «گفتمان» را به روی تاریخ عکاسی در ایران می گشایند تا به این سؤال پاسخ دهند که چه گفتمانی و چگونه در این دوره صورت بندی شده است و این گفتمان چه ارتباطی با قدرت دارد؟ از سوی دیگر، غلبة این گفتمان به طرد چه گفتمانی منجر شده است؟ چهارچوب مفهومی و روش شناختی این تحقیق بر اساس اندیشه های میشل فوکو است. هدف از این مطالعه تبارشناسی گفتمان عکاسی در دورة پیش و پسا مشروطه و بررسی نقش ایدئولوژیک عکاسی در آن دوره است. نگارندگان در آغاز به شرایط ظهور گفتمان عکاسی در دورة قاجار می پردازند و در رویه ای تاریخی روشن می سازند که گفتمان «سیاسی»، با توجه به برداشت سنتی از «سیاست» و قدرت، در این دوره صورت بندی شده و غالب آمده و همین گفتمان، به تبع انقلاب مشروطه، به نحوی اساسی تغییر شکل یافته است. سرانجام، گفتمان (غالب) سیاسی به طرد گفتمان (خاموش) اجتماعی در تاریخ عکاسی ایران منجر شده است.
منصب معونت در شهرهای دوره آل بویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی روند دگرگونی معنایی و کارکردی منصب معونت از 321 تا 448 هجری قمری است. در این تحقیق به تأثیرات «ساختار سیاسی دولت آل بویه» و «تحولات درونی شهرها» بر نمود بیش از پیش منصب «معونت» در جامعه شهری آل بویه پرداخته می شود. روش انجام این پژوهش بر نظریه «نقش» و «کارکرد» گیدنز در حوزه علوم اجتماعی استوار است. بر این اساس، با توجه به منابع مکتوب، داده های منابع گردآوری و پس از آن با صورت بندی مبانی نظری، ضمن توصیف وضعیت «معونت»، داده های به دست آمده ارزیابی شده است. یافته های پژوهش گویای آن است که اهمیت یافتن منصب معونت، به مثابه بازوی نظامی و مجری قانون در شهرها، نشان دهنده بهره گیری هوش مندانه امرای آل بویه از تغییرات اجتماعی (شکل گیری فرهنگ غیردینی)، و رضایت نداشتن رعایای شهری از نهاد شرطه، و با هدف تسلط بر بغداد و دستگاه خلافت عباسی بوده است.
بررسی نگارش نامه های دیوان رسالت در عصر غزنوی، با تکیه بر تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی شیوة نگارش نامه های اداری در دورة غزنوی و ویژگی های خاص آن، براساس منابع مکتوب٬ به ویژه تاریخ بیهقی پرداخته است. همچنین، مقایسه ای بین مکاتبات دورة غزنوی با دوره های قبل و بعد از آن صورت گرفته و نیز به موضوع تشابه نثر و مکاتبات غزنوی از لحاظ دستوری با نثر عربی یا فارسی قدیم پرداخته شده است.
روش/رویکرد تحقیق: نوع تحقیق، بنیادی-کتابخانه ای بوده و روش آن توصیفی است که با مراجعه به منابع دست اول تاریخی و بر پایة منابع کتابخانه ای نگاشته شده است.
یافته ها/ نتیجه گیری: در دورة غزنوی، دبیران ایرانی، پس از سال ها عربی نویسی، شروع به نگارش متون به زبان فارسی نمودند و نهضت نگارش متون ادبی، علمی، و فلسفی آغاز شد. دیوان رسالت، یکی از دیوان های برجستة غزنوی بوده و دبیری در این دوره، ویژگی های خاصی نسبت به دوره های قبل داشته است. نثر فارسی، که از اوایل قرن پنجم به شیوة مرسل عالی شکل گرفته بود، در متون این دوره، به خصوص در تاریخ بیهقی به کمال رسیده است. مکاتبات و نامه های معمول در دیوان رسالت در دورة پیش گفته، مشتمل بر موضوعات متفاوتی می باشد که نمونه های آن، براساس تاریخ بیهقی بررسی شده است.
تحلیل سیر تحول تاریخی مفهوم عدالت اجتماعی در برنامه های توسعة شهری ایران (1340-1390)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای پاسخ به این پرسش که «چه نظریه ای از عدالت بیش تر مد نظر برنامه ریزان شهری در ایران بوده است و این نظریه در گذر زمان چه تغییراتی یافته است؟» در این مطالعه نخست نمونه هایی از کاربرد مفهوم عدالت در آثار برنامه ریزان شهری ایرانی و سپس سه طرح نمونة جامع شهری بازخوانی شد. یافته ها نشان می دهد بیش ترِ برنامه ریزان شهری ایران در دو تعریف «عدالت به مثابة برابری یک سان» و «عدالت به مثابة تأمین حداقل ها» و نیز در دو بُعد اقتصادی و کالبدی به موضوع عدالت توجه کرده اند. در این نگاه، عدالت عمدتاً در غالب «تأمین دسترسی به کاربری های حیاتی» و «کاهش نابرابری های فضایی» مورد توجه برنامه ریزان ایرانی است.
بررسی میزان انطباق تصویر براق در معراج نگاری های عصر قاجار با روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معراج پیامبر(ص) موضوعی مهم در حوزه نگارگری و بخش جدانشدنی نسخه های خطی فارسی و پس از آن در کتب چاپی محسوب می گردد. خلق این تصاویر تحت عنوان معراج نگاری از عصر ایلخانان آغاز و در دوره قاجار و متقارن با چاپ کتب سنگی دنبال شد. با این حال به احتمال فراوان روایات اسلامی دست مایه تصویرسازان در باب این مرکب قرار گرفته است، که با سیر و غور در آن می توان به تطبیق نسبی تصاویر براق با احادیث و روایات برجای مانده در معراج نامه های دوره قاجار دست یافت. هرچند در این بین نباید عقایدآفرینندگان و پردازندگان آثار و نفوذ سبک های هنری غرب را نادیده گرفت. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی روایات، احادیث و تفاسیر مرتبط با ویژگی های ظاهری براق پرداخته و میزان تطبیق آن را با معراج نگاری های این عصر مورد تحلیل و سنجش قرار می دهد.
بررسی پدیده راهزنی در سده هشتم هجری با تأکید بر روایات صفوه الصفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت راهزنان به دلیل ماهیت این گروه همواره در سایه ابهام باقی مانده است. در صورتی که ماهیت راهزنان هر چه بوده باشد، به عنوان یکی از گروه هایی که با فعالیت های خود بخش های تمدنی و اقتصادی و به طورکلی امنیت جامعه و اقتدار حکمرانان را تحت تأثیر قرار می دادند، قابل بررسی و ملاحظه است. علاوه بر این روزگار حکمرانی مغول ها به ویژه در اواخر دوره ایلخانی در ایران دوره ویژه ای از جهت رشد و افزایش شمار گروه های راهزنی و شیوع مسأله راهزنی محسوب می شود.
از طرفی نیز مطالب اطلاعات متون تاریخ نگاری تاریخ میانه ایران و اسلام از جهت توجه به این گروه بسیار اندک بوده و هرگونه تحقیق درباره راهزنان و سایر مباحث اجتماعی مرتبط با آنان مستلزم توجه به متون دیگری نظیر متون ادبی، عرفانی است. در این میان صفوه الصفا عنوان یکی از تألیفات مهم تذکره ای در دنیای تصوّف در اواخر عهد ایلخانی، در لابلای مطالب خود اطلاعاتی در مورد وضعیت و تشکیلات درونی راهزنان در دسترس قرار می دهد که تاکنون مورد توجه شایسته محققان قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی روایات متعدد صفوه الصفا درباره پدیده راهزنی و تحلیل آن ها به منظور شناخت حیات و فعالیت های تشکیلات راهزنان است.
نوسازی شهری در مازندران در عصر پهلوی اول
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین اقداماتی که در راستای سیاست های مدرنیزاسیون از سوی دولت پهلوی اول در ایران صورت گرفت، ساماندهی و تاسیس بلدیه و سپس نوسازی در وضعیت شهرها و بهبود وضعیت بهداشتی بود. مازندران، به علت همجواری با دریا و شرایط خاص اقلیمی، همواره در معرض مخاطرات ناشی از این وضعیت بود و طغیان آب، بیماری های مختلف، و گل و لای معابر و عدم نظافت آنها، موجب بروز مشکلاتی برای مردم این منطقه -می گردید. با مطالعه گذشته می توان گفت، اقدام تاثیرگذار مستمری برای رفع این معضلات در مازندران صورت نگرفت. در دوران جدید و به خصوص از عصر رضاشاه که داعیه نوسازی و تمرکزخواهی دولتی داشت، همزمان با ورود تکنولوژی و دانش غربی نیز، بهبود نسبی این مشکلات فراهم شد. مطابق اسناد و گزارش های برجای مانده، رعیت کهن جای خود را به مردمی سپرد که از دولت برای امور فوق الذکر درخواست یاری داشت و تا حدودی نیز در موارد گفته شده به ویژه در عرصه بهداشت و درمان با بهبود نسبی روبرو شد. باید گفت اختصاص قسمت قابل توجهی از بودجه کشور به امور نظامی و صنعتی در دوره رضاشاه، نوسازی -سایر نهادها و بخش های کشور، به ویژه قسمت سلامت را با بودجه کمی -روبرو کرد، که تکافوی تقاضا و رفع مشکلات موجود را در استان های مختلف از جمله مازندران را نمی داد.
جهت گیری سیاست خارجی صفویان در مسئله منازعات میان دولت عثمانی و اروپا (از معاهده زهاب تا سقوط صفویان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود دشمنی مشترک به نام دولت عثمانی میان صفویان و دولت های اروپایی از آغاز سدة دهم هجری/ اوایل سدة شانزدهم میلادی، موجبات ارتباط نزدیک سیاسی میان ایران و اروپا را فراهم ساخت. لذا کوشش طرفین تشکیل اتحادیه های سیاسی نظامی علیه دولت عثمانی به منظور تحت فشار گذاشتن و شکست دادن این دشمن قدرتمند بود. دولت صفوی در آغاز با رویکرد هم گرایانه در منازعات میان دولت عثمانی و اروپاییان، جهت گیری اتحاد و ائتلاف با اروپا علیه عثمانی اتخاذ نمود، جهت گیری که علی رغم همه چانه-زنی های دیپلماتیک صفویان با دول اروپاییِ درگیر جنگ با عثمانی، هیچ گاه صورت عملی به خود نگرفت. انعقاد معاهده زهاب در سال 1049ق/1639م. میان ایران و عثمانی، منجر به تغییر جهت گیری صفویان در منازعات میان دولت عثمانی و اروپاییان گشت. این بار دولتمردان صفویِ ناامید از اروپاییان، رویکرد واگرایانه ای نسبت به این منازعات اتخاذ کردند که تا سقوط صفویان ادامه پیدا کرد. این مقاله در پی آن است که به بررسی روند، چگونگی و علل اتخاذ جهت گیری جدید سیاست خارجی صفویان از معاهده زهاب تا سقوط صفویان بپردازد.
روش تحقیق در این پژوهش بر پایه روش تاریخی - توصیفی تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و اسنادی می باشد.
دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که پس از معاهده زهاب، دولت صفوی جهت گیری بی طرفی را در منازعات دولت عثمانی و اروپا انتخاب نمود و بی اعتمادی صفویان نسبت به اروپاییان، پایبندی دولتمردان صفوی به معاهده زهاب و روابط دوستانه و مسالمت آمیز با دولت عثمانی و ضعف سپاه و قوای نظامی ایران در این دوره، از دلایل اصلی اتخاذ جهت گیری بی طرفی از سوی صفویان بود.
بررسی تحولات صنعت و توسعه صنعتی در ایران به منظور آسیب شناسی توسعه صنعتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار اقتصادی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی اول اقتصادی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم اقتصادی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی اقتصادی
هدف از این مقاله مرور تحولات صنعت و توسعه صنعتی در ایران با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای است. در این راستا ابتدا تحولات تجربی و سپس تحولات نظری مرتبط با توسعه صنعتی مرور شد. نتایج به دست آمده نشان داد که اگرچه در ایران به لحاظ نظری، تحول خاصی در صنعت و توسعه صنعتی، رخ نداده است، ولیکن از شروع قرن سیزدهم به لحاظ تجربی تحولات گسترده ای در توسعه صنعتی ایران پدیدار شد که می توان آن ها را در سه مرحله اصلی : شروع قرن سیزدهم هجری شمسی تا پایان سلسله قاجار، شروع سلسله پهلوی تا انقلاب اسلامی در ایران و انقلاب اسلامی سال 1357 تا عصر کنونی، تقسیم بندی کرد. این سه مرحله نشان می دهد که اگرچه ایران جزء کشورهای پیشرو در تدوین برنامه های توسعه صنعتی بوده، ولیکن کمبود پیش نیازهای نهادی توسعه صنعتی در ابتدای شکل گیری چنین فرایندی از یک سو و سیطره بیش ازحد دولت بر صنایع در طول تاریخ از سوی دیگر سبب شده تا درمجموع فرهنگ صنعتی تکوین نیافته و محیط نهادی مرتبط با صنعت دچار هرج ومرج بسیار باشد که فقط به صاحب صنعت شدن ایران( ونه صنعتی شدن) منجرشد. لذا پیشنهاد می شود دولت با افزایش نقش نظارتی خود به جای مداخله گری، بهبود محیط نهادی توسعه صنعتی را در دستور کار قرار دهد.
تحلیل وضعیت تجارت و راه های تجاری کرمان در دوران حاکمیت سلجوقیان (۴۳۳ تا 583 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حدود سال 433ق و با ورود قاوردبن چغری بیگ به ایالت کرمان، مقدمات تأسیس دولتی جدید، با نام سلجوقیانِ کرمان که با نام قاوردیان نیز شهرت یافته است، فراهم شد. این حکومتِ تازه تأسیس، تا سال 583ق، یعنینزدیک به یک سده ونیم و به طور موروثی، در میان فرزندان و نوادگان مَلک قاورد ادامه یافت.بی شکیکی از اصلی ترین مسائل در کانون توجّه حکام سلجوقی کرمان،تلاش در راستای رونق وضع اقتصادی و بهبود معیشتِ مردمان این دیاربود. ازهمین رو، رسیدگی به امور تجاری ایالت مذکور، از زمان نخستین حکّام سلجوقی کرمان، با دقت و وسواس دنبال شده است. امری که بسته به اقتدارداشتن یا اقتدارنداشتن حکّام مزبور،رو به تعالی نهاده یا دچار ضعف و نقصان شده است.
در همین راستا،نوشتار حاضر با کاربرد روش توصیفی تحلیلی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای، برآن است تا ضمن بیان شمه ای در باب چگونگی شکل گیری دولت سلاجقه کرمان، وضعیت تجارت و راه ها و کالاهای تجاری این ایالترا هم زمان با حاکمیت آنان واکاوی کند؛ بنابراین، پرسش اصلی پژوهش حاضر عبارت است از اینکه تجارت کرمان، هم زمان با حاکمیت سلاطین سلجوقی بر این دیار،از چه وضعیتی برخوردار بوده و مهم ترین راه ها و کالاهای تجاری این ایالت کدام بوده است؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که حضور سلجوقیان در کرمان و اقدامات آنان در راستای بازسازی راه ها، بنادر، کاروانسراها و برقراری امنیت جاده های تجاری، موجبات رشد و رونق تجارت در این ایالت را فراهم کرد.
لوطیان و نقش آنان در آشوبهای اصفهان بین سالهای 1240 تا 1265 هجری قمری برابر با 1824 تا 1849 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«لوطی و لوطی گری» در فرهنگ و تحولات اجتماعی ایران تاریخی دیرپا دارد. سرچشمه های کهن و آرمانی این پدیده اجتماعی عمری به درازای تاریخ «جوانمردی» دارد که آبشخور آن را در ایران باستان و فرهنگ عیاری و فتوت دوره اسلامی می توان جستجو کرد. این پدیده اجتماعی ریشه دار با فراز و فرود های بسیار در طول تاریخ به تدریج در دوره قاجار به انحطاط گرائید. صرف نظر از یک سلسله ارزش گزار ی های اخلاقی و اجتماعی، بررسی نقش لوطیان در تحولات سیاسی و اجتماعی شهرهای ایران عصر قاجار به لحاظ تاریخ اجتماعی و محلی از اهمیت بسیاری برخوردار است. پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از برخی نظریات جامعه شناختی به ویژه نظریه «کارکردگرایی» و «کج روی» ضمن بازشناسی هویت اجتماعی لوطیان به بررسی کارکردهای آنان پرداخته و ضرورت حضور آنها را در تحولات سیاسی و شورش های اصفهان بین سال های 1240 ه .ق تا 1265 ه .ق، مورد تبیین قرار دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد لوطیان در شهرهای بزرگ ایران بویژه اصفهان بزرگترین و مهمترین شهر ایران در قرن سیزدهم ه .ق / نوزدهم میلادی، عامل همیشه حاضر شورش ها و مهمترین پیشگام و ارتش گروه های با نفوذ و بعضاً طبقات تنگدست جامعه در مبارزه با عناصر حکومت بودند. ابعاد شورش سالهای مذکور در دوره پادشاهی فتحعلیشاه، محمدشاه و اوایل حکومت ناصرالدین شاه و اوج کشتار و خونریزی ها نشان از عمق این حوادث دارد. علیرغم اینکه لوطیان دوره قاجار به تدریج از جایگاه پرجاذبه پاسداری از میراث جوانمردی به حربه ای در دست اصحاب گروه های با نفوذ، تنزل یافتند اما بررسی نقش این پدیده ی اجتماعی در حیات اجتماعی و فرهنگی شهرهای ایران، مطالعات در حوزه تاریخ اجتماعی و محلی را غنا می بخشد و در ارتقای تاریخ اجتماعی ایران نیز حائز اهمیت بسیار است.
بررسی و نقد نخستین آثار اسماعیلی (نیمة سدة دوم تا نیمة سدة چهارم هجری قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
اتهام به الحاد و مصادیق آن در دوران سلجوقیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الحاد در علم کلام و فقه اسلامی به معنای انکار وجود خدای یگانه، نپذیرفتن دین حق، بازگشت از دین اسلام یا ارتکاب گناه در مسجد الحرام است. لیکن در طول تاریخ، طبقه حاکم و رهبران فرقه های مذهبی مکرراً از اتهام به الحاد به عنوان دستاویزی برای حذف رقیبان و مخالفان استفاده نمودند. در دوره سلجوقیان، مناسبات حکومت با دستگاه خلافت عباسی که بر دعوی قیمومیت سیاسی و مذهبی بر سرزمین های اسلامی مبتنی بود، وارد مرحله متفاوتی شد که به تبع، بر نوع نگرش و مصادیق اتهام بر الحاد تأثیرگذار بود. پژوهش حاضر ضمن بررسی مصادیق اتهام به الحاد در دوره سلجوقی و ویژگی های شخصیتی و فکری متهمان به الحاد، درصدد پاسخ به این پرسش است که اتهام به الحاد در دوران سلجوقیان بیشتر متأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی بوده یا از گرایشات و تعصبات دینی نشأت گرفته است. در این پژوهش، داده ها به روش کتابخانه ای گردآوری و به شیوه توصیفی–تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته. حاصل پژوهش مبین این امر است که جهت گیری سیاسی حاکمیت، میزان وابستگی سلجوقیان به نهاد خلافت، تعصب دینی و مذهبی نظام حاکم و علما، فضای اجتماعی– مذهبی و به سخن دیگر عوامل سیاسی و مذهبی توأمان در ایراد اتهام الحاد به افراد، گروه ها یا مکاتب فکری نقش مهّمی داشته است.
جامعة اسلامی ایرانی از منظر مستشرقان انگلیسی عصر قاجار با تأکید بر سفرنامه ها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سفرنامه های خارجی غالباً توسط مأموران سیاسی و مبلغان مذهبی مسیحی تدوین گردیده که البته منافع، اندیشه ها و مقاصد سیاسی مذهبی خاص خود و دولت های متبوعشان را در تصویربرداری از شرایط اجتماعی جامعة اسلامی و در رأس آن جامعة ایرانی در سده های اخیر دخالت داده اند. مستشرقان انگلیسی از این جمله اند که جانب دارانه، همراه با تعصب، و توجیه استیلای خود بر جهان اسلام، به نگارش سفرنامه هایی در این خصوص مبادرت ورزیده اند.
این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که مستشرقان انگلیسی چه تصویری از جامعة اسلامی و در رأس آن، ایران عصر قاجار در سفرنامه هایشان ارائه کرده اند؟ یافته های پژوهش ضمن اثبات فرضیة مطرح شده، بیانگر این واقعیت است که نداشتن شناخت واقعی از مذهب و اجتماع اسلامی ایرانی از یک سو، و نیز بینش استعماری استثماری انگلیسی ها از دیگر سو، موجب گردیده آنان گزارشی همراه با تحقیر نسبت به فرهنگ و اجتماع میهنمان در این دوره و در ابعاد گوناگون در منابع سفرنامه هایشان انعکاس دهند که البته با واقعیات تاریخی مغایر است. جوامع اسلامی به شکلی توهین آمیز، منحط، کهنه، خرافاتی، جاهل، اهل افراط و تفریط، دو فضایی، دروغگو، متملق و در یک عبارت، فلاکت زده و عقب مانده در اخلاقیات، آداب و رسوم، و اعتقادات مذهبی معرفی گردیده اند. در این میان، نگاه بخشی سطحی و در عین حال، تعمیم یک رذیلت اخلاقی به کل جامعة ایرانی نیز از نکاتی است که نگاه بی طرفانه و منصفانة آنان را با تردید جدی مواجه می سازد. مستشرقان انگلیس برخلاف دیگر اروپاییان، که به زیبایی ها و جذابیت های دنیای اسلام نیز توجه نشان داده اند، غالباً نگاه یک سویه را در این زمینه تبلیغ کرده و از ذکر وجوه مثبت زندگی و فرهنگ مردم آن استنکاف ورزیده اند.
تحول«منِ فردی» و جایگاه آن در تاریخ نگاری نوین ایران (با تکیه بر خاطره نگاری عصر قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاصله گرفتن از تاریخ و پرسش از آن یا به عبارتی، معرفت سوژه به سوژه را می توان، ویژگی برجسته مورخان عصر جدید دانست و سرچشمه این تحول را آگاهی از فردیت و التفات به شأن تاریخیت انسان قلمداد کرد. انتقال شمه ای از این تحول فکری به ایران، برای نخستین بار در دوره ناصری ذیل نهضت ترجمه صورت گرفت و باعث آشنایی با آثار فلسفی و علمی دانشمندان و فلاسفه اروپایی شد. تحول تفکر و اندیشه و تحول ذهنی و عقلی در میان نخبگان ایرانی و آگاهی از فردیت، زمینه جریان انتقادی نسبت به باورها و اعتقادات سنتی کهن از جمله انتقاد در حوزه انسان گرایی و تاریخ و تاریخ نگاری را به وجود آورد. در این نوشتار، تحول و جایگاه «من فردی»در تاریخ نگاری نوین ایران با شیوه تحلیل متن و با تکیه بر خاطرات عصر قاجار مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش درباره این مسئله با ارجاع به 42 اثر خاطره نگاری در دوره قبل و بعد از مشروطه، نشان از تأثیر مستقیم «منِ فردی» در شکل گیری تاریخ نگاری نوین ایران در پوششِ خاطره نگاری دارد؛ همچنین می توان تحول فردیت رابا تبلورآن در خودآگاهی جمعی و التفات به شأن تاریخیت انسان با وقوع انقلاب مشروطه و نیاز به ثبت آن،در این آثار ردیابی کرد.
بررسی جنبش جمهوری خواهی رضاخان؛ زمینه ها و دلایل ناکامی
حوزههای تخصصی:
جمهوری به عنوان یک روش حکومت، یا اداره حکومت است که در سده های هیجدهم ونوزدهم در غالب دموکراسی یا حکومت مردم بر مردم مطرح شده است. پیشینه جمهوری خواهی به دوران پیش از مشروطیت باز می گردد که می توان در آراء اشخاصی چون طالبوف ملکم خان وغیره می توان آن را جست. رضا خان که پس از استعفای مشیرالدوله و خروج قوام السلطنه زمینه را برای رسیدن به مقام نخست وزیری مناسب می دید؛ درصدد برآمد که به شیوه آتاتورک مصطفی کمال پاشا رژیم جمهوری را تأسیس و خود را به ریاست جمهوری انتخاب شود. این در حالی بود که اوضاع آشفته کشور و فقدان امنیت وآرزوی مردم مبنی بر ظهور یک منجی برای نجات کشور از نابسامانی ها که پس از مشروطیت به این سو برفضای اجتماعی و سیاسی کشور سایه انداخته بود، نیاز به روی کار آوردن یک حکومت مرکزی توانمند در ایران به شدت احساس می شد. سؤال این پژوهش این بود که جنبش جمهوری خواهی رضاخانی زمینه ها و دلایل آن چگونه بوده است؟ فرضیه مقاله پیش رو این است که به نظر می رسد ناکامی این جنبش از واپس زدن جامع سنتی ایرانی و استفاده ابزاری رضاخان از آن برای کسب قدرت بوده است.
نقش امپراتوری عثمانی بر تدوین جنبش مشروطه ایران
حوزههای تخصصی:
تحولات عثمانی وجوه اشتراک و تشابهات فراوانی با تحولات ایران داشته و به نظر می رسد هرآنچه که در آنجا اتفاق افتاده با فاصله اندکی در ایران نیز به وقوع پیوسته است و این مسئله ما را به موضوع دیگری نیز رهنمون می سازد و آن تأثیراتی است که تحولات عثمانی و ایران بر یکدیگر داشته اند. در روند انقلاب مشروطه ایران عوامل داخلی و خارجی چندی نقش داشته است. عواملی که ریشه های درونی و فکری و بعضی دیگر ریشه های سیاسی و اجتماعی داشته اند. این مقاله در پی بررسی نقش حکومت عثمانی در تحولات فکری و سیاسی جنبش مشروطه خواهی ایران است. براساس نتایج تحقیق، دولت عثمانی هم در زمینه سازی فکری جنبش مشروطه در ایران تأثیر گذار بوده و هم در فرآیند وقوع آن از طرق مختلف نقش آفرینی کرده است که می توان آن ها را به عواملی از جمله رجال، نخبگان، روشنفکران، آزادیخواهان، حوزه نجف، عتبات عالیات، تجار، نویسندگان، انجمن ها و سفارت عثمانی در ایران از آن جمله بوده است.
چالش پادشاهان قاجار با حکمرانان محلی بلوچستان (1212تا1264ق./1797تا1848م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلوچستان در آغاز حکومت قاجار گرفتار آشوب های ناشی از منازعات خان های محلی گردید. بخش وسیعی از این منطقه که همواره جزو جغرافیای تاریخی ایران بوده، سرانجام با دخالت انگلستان جدا شد.
پژوهشگر می کوشد پاسخ مناسبی برای این پرسش بیابد که آیا قاجارها در آغاز حکومت شان توانستند حاکمیت دولت مرکزی را در بلوچستان تثبیت کنند؟ سؤال دیگر این که چه کسانی طی دوران زمامداری فتحعلی شاه و محمدشاه در صحنه سیاسی این ایا لت نقش آفرین بودند؟
چنین فرض می شود کشمکش های محلی در بلوچستان که ریشه در تاریخ میانه ایران داشت، فرصت تثبیت حاکمیت ایران بر این ناحیه را پس از فروپاشی دولت صفوی و افشاری نداد و دولت انگلستان نیز کوشید از این نابسامانی سیاسی در جهت مطامع استعماریش استفاده کند.
این تحقیق با بهره گیری از مندرجات سفرنامه ها، خاطرات رجال سیاسی و سایر منابع دست اول، به روش«تحلیل تاریخی» تحوّلات سیاسی بلوچستان را در یک دورة حساس تحلیل می نماید.
این بررسی نشان می دهد: بلوچستان در آغاز دورة قاجار کانون ناآرا می های فراوانی گردید که دولت انگلستان با فرصت طلبی کوشید با فرقه تراشی بر نابسامانی آن بیفزاید. قاجارها هم به دلیل درگیری با دولت روسیه و انکلس و نیز بی کفایتی برخی دولتمردان، نتوانستند حاکمیت ایران را بر این نواحی به طور کامل برقرار سازند.