فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۵۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
171 - 151
حوزههای تخصصی:
مشروطه خواهی در ایران با فراز و نشیب های زیادی در نظر و عمل همراه بود. یکی از مسائل مرتبط با مشروطه بنا به علل مختلفی از جمله تصلّب ساختار سیاسی حاکم و فقدان زمینه و نهادهای لازم برای طرح مسالمت آمیز مطالبات عمومی، بروز و ظهور صف بندی متعارض بین دو گروه شامل طرفداران تغییرات رادیکال از یک سو و گرایش های ارتجاعی طرفدار وضع موجود از سوی دیگر بود. در این میان، یکی از گرایش های مهم برای حفظ و تداوم آنچه می توان رویکرد اعتدالی در خلال وضعیت دوقطبی مذکور برشمرد، بر آن بود که ضمن مقابله با استبداد مطلقه حاکم، در مسیر اصلاحات و تغییرات ناشی از مشروطه خواهی از توسل به اقدامات رادیکال و اشاعه خشونت بپرهیزد و مشی و طریقه ای میانه رو در پیش گیرد. شهید ثقه الاسلام تبریزی نماینده بارز این جریان به شمار می آید که هم در نظر و هم سیره عملی خویش بدین امر التزام داشت. در این نوشتار، تفکر و رویه عملی ثقه الاسلام براساس اندیشه محافظه کاری بررسی شده و مدعای مقاله این گونه بسط یافته است که تعبیر خاص و دیدگاه ویژه وی که ذیل مفهوم «مشروطه ایرانی» از آن نام برده است، براساس اصولی از تفکر محافظه کارانه از جمله احتیاط درباره حضور مستقیم توده ها در سیاست و لزوم کنترل شدت عمل ایشان در عین باور به لزوم مرزبندی با مرتجعان طرفدار وضع موجود و تلاش در راستای تغییرات تدریجی و سازگار با مبانی سنت های موجود جامعه، قابل توضیح بوده و براساس آن می توان صورت بندی خاصی از دیدگاه وی ارائه کرد. در این خصوص، با بهره گیری و خوانشی از فلسفه تطبیقی هانری کربن دیدگاه ثقه الاسلام تشریح می شود.
بحران نوسلفی ها؛ تحلیل تکنیک های رسانه ای داعش در جذب نیرو و ایجاد ترس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۲
94 - 116
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل بحران در خاورمیانه که همزمان بستر و حاصل سوزاننده آن به کشورهای اسلامی این منطقه می رسد، نوسلفی گرایی است. نوسلفی ها و افراطیون جهادی در این منطقه با تمسک به تفاسیر سست بنیان اما خشن از دین، همواره به شکل های مختلف موجب آسیب به کشورهای اسلامی و دین شده اند. اگرچه بسترها و پشتیبانان آن ها مورد بررسی و تا حدی شناخته شده است اما در سال های اخیر در سایه برخی شرایط به وجود آمده، با استفاده از روش ها و تکنیک های تبلیغاتی توانسته اند به جذب نیرو و گاه ایجاد رعب و ترس بپردازند. اقدامات و نقش های تروریستی آن ها در کشورهای منطقه در حالی همچنان در جریان است که با استفاده از این روش های تبلیغاتی نیرو می گیرند و اثرگذارند. از این رو می توان گفت یکی از راه های تضعیف و از میان بردن این کانون بحران ساز در منطقه، شناخت راه ها، ابزارها و تکنیک های تبلیغاتی این گروه ها و مقابله با آن است. در این مسیر اگرچه در مورد فعالیت این گروه ها در شبکه های مجازی بررسی هایی شده است، در مورد مضمون تبلیغات و به طور خاص تکنیک های پیچیده، فکرشده و مدرن این گروه ها در ساخت فیلم های تبلیغاتی کمتر تأمل و تحقیق شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که این گروه ها از چه تکنیک هایی برای جذب مخاطبان خود استفاده می کنند و اثر فیلم ها بر مخاطبان چگونه است؟ یافته های ما با تمرکز بر گروه داعش نشان می دهد این گروه در ساخت و تولید فیلم های تبلیغاتی خود از ابزارها، روش ها و تکنیک های مدرن فیلم سازی جهان و نیز عناصر و تکنیک های رویکرد پست مدرن در سینما و ارتباطات به ویژه خلاقیت های آن در ساخت صحنه های اکشن، تصاویر خارق العاده از کشتار و سازوکارهای روانشناسانه پیوسته با آن ها در سمت و سوی اهداف خود استفاده کرده است.
بحران های منطقه ای، جنگ غزه و آینده سیاسی جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۳
30 - 53
حوزههای تخصصی:
بحران های منطقه ای را می توان در زمره واقعیت های سیاست بین الملل و امنیت ملی کشورهای جنوب غرب آسیا دانست. مسئله مهم در مطالعات مربوط به بحران های منطقه ای به ویژه بحران های امنیتی غرب آسیا تغییراتی است که ایجادکننده بحران می باشند. جنگ 7 اکتبر غزه مهم ترین بحران دهه سوم قرن بیست و یکم است و در شرایطی به وجود آمد که نشانه هایی از تغییرات هویتی، ژئوپلیتیکی و تکنولوژیک شکل گرفته و این امر تأثیر خود را بر موازنه قوای منطقه ای و آینده محیط پیرامونی خود را متأثر خواهد کرد. پرسش اصلی مقاله آن است که: «جنگ غزه در چه شرایط راهبردی شکل گرفته و چه تأثیری بر آینده جهان اسلام به جا می گذارد؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که: «جنگ غزه انعکاس تغییر در معادله موازنه قدرت بوده و این امر زمینه بازتولید هویت مشروعیت بخش را به وجود می آورد.» پژوهش حاضر نظریه بنیان بوده و تحلیل داده ها بر اساس نظریه «کمربندشکننده» سائول کوهن می باشد.
عوامل داخلی فروپاشی «جمهوری» چهارم در افغانستان
منبع:
غرب آسیا سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴)
32 - 66
حوزههای تخصصی:
فروپاشی جمهوریت در افغانستان شوکه آور بود. حکومت این کشور به رغم در اختیار داشتن تجهیزات پیش رفته، یک ماه بیشتر در برابر یورش طالبان دوام نیاورد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین علل داخلی فروپاشی جمهوری در افغانستان است. پرسش اصلی این است که کدام عوامل نقش اصلی را در فروپاشی جمهوریت افغانستان داشته اند؟ فرض بر این است که عوامل مربوط به سطح دولت در چهار بعدِ سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی نقش اصلی را در فروپاشی جمهوری افغانستان داشتند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی- توصیفی با روش کیفی، داده های کتاب خانه ای را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. یافته ها نشان می دهند که علل سیاسی (عدم مشروعیت دولت، نبود ایدئولوژی مشروعیت بخش، شکاف دولت- ملت، بحران هویت ملی، فساد سیاسی، نبود دیپلوماسی کارآمد)؛ علل اقتصادی (رشوه خواری و فساد اداری، کاهش سرمایه گذاری، فرار سرمایه و فقر و بیکاری)؛ علل اجتماعی (تبعیض در استخدام، فساد اخلاقی، سیاسی شدن هویت ها، عدم انسجام اجتماعی و فرار مغزها)؛ و علل نظامی (ضعف رهبری به دلیل نبود شایسته سالاری در ارتش، نبود استراتژی در جنگ، سیاسی شدن ارتش) عوامل اصلی فروپاشی جمهوری در افغانستان بودند.
U.S. Maximum Pressure and the Deterrence of Iranian Missiles(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۲, spring ۲۰۲۴
335 - 385
حوزههای تخصصی:
Following the Islamic revolution, Iran has consistently faced threats from neighboring countries and major global powers. In response to Iran's revolutionary stance and its challenging position in the international arena, the United States has imposed significant arms and military sanctions aimed at curbing Iran's influence in the region. However, drawing from historical lessons, Iran has adopted a deterrence strategy to counter external pressures. To compensate for its relative conventional military weaknesses and maintain deterrence against adversaries, Iran has prioritized the development and production of missile capabilities. This study delves into the development of Iran's missile capabilities and their correlation with U.S. arms embargoes. It seeks to answer whether these sanctions have effectively contained Iran's regional influence. Employing a Trend Impact analysis methodology that utilizes library resources, we will explore the trajectory of Iran's missile industry development under sanctions. Furthermore, we assess the efficacy of these sanctions on Iran's defense capabilities and military structure. The research findings indicate that U.S. military sanctions have failed to achieve their intended objectives and safeguard the interests of the U.S. and its regional allies. Contrary to assertions, the sanctions have strengthened Iran's missile capabilities and regional influence, solidifying the country's position as a regional power in the international system.
مطالعه تطبیقی تأثیر گفتمان های انقلاب اسلامی حاکم بر کابینه های احمدی نژاد و روحانی بر سیاست خارجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
223 - 244
حوزههای تخصصی:
با اینکه مؤلفه های خارج از کنترل حلقه محدود قوه مجریه نقش بسزایی در سیاست گذاری خارجی دولت ها ایفا می کند، گفتمان ها و به عبارت بهتر خرده گفتمان های حاکم بر قوه مجریه نیز در شکل گیری تصمیمات و به ویژه شیوه اجرای سیاست خارجی حائز اهمیت فراوان هستند. محور مقاله حاضر مطالعه سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران طی شانزده سال تحت تأثیر خرده گفتمان های حاکم بر دستگاه اجرایی کشور در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و روحانی و شناسایی و تحلیل ابعاد تحول گفتمان سیاست خارجی است. پرسش مقاله این است که بازتاب نظام معنایی کابینه های نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم بر مؤلفه های سیاست خارجی ایران طی دوره های مذکور چه بوده است. مطابق نتایج، گفتمان اصول گرایی عدالت محور در کابینه احمدی نژاد با تهییج افکار عمومی در داخل و ترویج باور ناعادلانه بودن نظم بین المللی به اتخاذ رویکرد هماوردی با نظام بین الملل در سیاست خارجی ایران منجر شد. حمایت از توده فرودست دال مرکزی گفتمان، در مقابل گفتمان اعتدال گرایی حاکم بر کابینه روحانی با تعمیم اصل تعادل و توازن از محیط داخلی به محیط بین المللی به تدوین رویکرد عمل گرایی در سیاست خارجی ایران انجامید. پژوهش حاضر با وام گیری از نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف، به واکاوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می پردازد.
Examining Iran-India Relations within the Framework of Major Powers: An Analysis of the United States’ Influence in the Post-JCPOA Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
333 - 350
حوزههای تخصصی:
Having deep historical roots, the relations between the Islamic Republic of Iran and the Republic of India have been shaped by a multitude of factors, encompassing domestic, regional, and international developments. The influence of major powers on the contemporary ties of these two countries stands out among the international factors. Drawing on the analytical framework developed by Erzsébet N. Rózsa (2021), this paper aims to examine the role of the United States (US) in transforming the dynamics of Iran-India relations. The central argument put forth is that the foreign policy behavior of both countries towards each other in recent years is driven by national strategic interests rather than historical connections. The study employs a three-tiered analysis, examining the bilateral, regional, and global levels. Each level focuses on particular prominent aspects, such as trade flows and the energy market, developments in Southwest Asia, and the nuclear issue, respectively. This article contends that at all three levels, the importance of forging a strong bilateral relationship between India and Iran cannot be overlooked, given their numerous converging interests. However, the US foreign policy towards Tehran, notably through the maximum pressure campaign initiated by former President Donald Trump and President Joe Biden’s failure to reverse unilateral sanctions, has indeed had a significantly detrimental impact on the ties between the two countries in the post-JCPOA period.
نسبت فلسفه تاریخ و سیاست در اندیشه ایرانشهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: سیاست از منابع مختلفی تغذیه می کند که در این میان فلسفه تاریخ همواره یکی از مهمترین این منابع به شمار رفته است. پژوهش حاضر قصد دارد به این سؤال بپردازد که فلسفه تاریخ ایران باستان چگونه به سیاست در اندیشه ایرانشهری تعیّن می بخشد. در واقع فهم چیستی و چگونگی تأثیرات فلسفه تاریخ ایران باستان بر اندیشه سیاسی ایرانشهری مسئله اصلی پژوهش حاضر است.روش ها: پژوهش حاضر برای پاسخ به پرسش اصلی خود نیامند بررسی متونی است که بنیان های نظری ایران باستان در آن انعکاس یافته است. چنین متونی یا از سنخ متون اولیه ایران باستان هستند یا از سنخ تحلیل های ثانویه صورت پذیرفته از آنها. در این مقتضا مسئله اصلی فهم یا ارزیابی فهم های صورت پذیرفته از چنین متونی است. به همین دلیل از روش تفسیری متن محور که در گستره روش های هرمنوتیکی جای دارد استفاده می شود.یافته ها: فلسفه تاریخ ایرانشهری را می توان به چهار بخش سرآغاز هستی، موتور محرکه تاریخ، سیر تاریخ و پایان تاریخ تقسیم کرده و مورد تحلیل قرار داد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد نزاع در ازل از جدال هورمزد و اهریمن آغاز گشته و در سطوح مختلف تاریخ تجلی می یابد که در سیاست زمینی نیز در همین چارچوب شکل می گیرد. زمان به عنوان مکر زروان برای بازستاندن پادشاهی جهان از اهریمن عامل محرکه تاریخ ایرانشهری تلقی می گردد که سیر تاریخ و گذر زمان بر قدرت هورمزد و نیروهایش افزوده و سلطنت اهریمن را مضمحل می کند. در پایان تاریخ با ظهور سوشیانس جدال آغازین با پیروزی اهورائیان به پایان می رسد و دنیای مادی نیز در زروان بی کرانه محو می گردد. سیاست در گیتی بر مبنای جدال نخستین بنا گشته و به وسیله زمان که تحت تاثیر پیمان اولیه زروان است، کنترل می شود. هر کنشی موعدی دارد که تخطی از آن ممکن نیست. از اینرو زمان خصلتی کاملاً سیاسی می یابد. زمان از بستر و ظرف منفعل رخدادها فراتر رفته و خود تبدیل به کنشگری تعیّن بخش می شود که مراحل تاریخ را می سازد.نتیجه گیری: در اندیشه ایرانشهری فلسفه تاریخ مبنای حاکم بر سایر اصول اندیشگانی است و سامان تمامی حوزه های حیات سیاسی و اجتماعی متأثر از آن است. اساساً با جبرگرایی تاریخی که در سرشت این اندیشه وجود دارد، حیات سیاسی و اجتماعی با تکیه بر آن تعیّن می یابد. در این ساحت «زمان» عاملی اجبارگر و حامل اصلی رخدادها در طول تاریخ است و انسان تنها بازیگریست که از نقش آفرینی آن در چارچوب نمایشنامه ای ازلی استفاده شده است. این زمان است که خصلتی سیاسی داشته و نقش اصلی را در پیشبرد نبرد اهورائیان و اهریمنان دارد. دوگانه اهورایی/ اهریمنی بودن است که بر همه چیز سایه افکنده، هیچ تساهلی را در میان باقی نگذاشته و حیات انسانی را تنها مسیری برای پیکارگری قرار داده است. نبرد دائمی خیر و شر چنین است که تبدیل به عامل اصلی محرک تاریخ می شود. امر سیاسی ایرانشهری نیز در چارچوب این دوگان گرفتار آمده و ناچار وضعیتی سازش ناپذیر برای جهان ایرانشهری خلق کرده و بر این اساس در اندیشه ایرانشهری انسان در «وضعیت سیاسی» زیست می کند؛ وضعیتی که همواره انسان ها در یک سوی این دوگان قرار دادشته و همواره در مواجهه با غیریتی قرار دارند. فلسفه تاریخ نقاط عطف و هنگامه های اساسی تغییر در جهان را نیز تعیین کرده است. در اینجا سیاست نه حاصل اراده کامل شهریاران و عاملان بلکه حاصل اراده زمان است که محقق می گردد.
تأثیر سیاست های منطقه ای روسیه در غرب آسیا بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
319 - 344
حوزههای تخصصی:
افزایش حضور روسیه در غرب آسیا طی سال های اخیر، نظم و امنیت منطقه ای و بین المللی را تحت تأثیر قرار داده است. نوع رویکرد روسیه در این منطقه در قبال سایر بازیگران، سطح و ماهیت تعاملات روسیه و ایران، منافع ایران را در سطوح منطقه ای و فرامنطقه ای تحت تأثیر قرار داده است. از این رو این مقاله با استفاده از نظریه موازنه قدرت، به دنبال پاسخ به این سؤال است که: سیاست های منطقه ای روسیه در غرب آسیا چه تأثیری بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد مهم ترین تأثیرها عبارت اند از: کمک به مقابله با تروریسم سلفی تکفیری؛ افزایش عمق راهبردی ایران؛ ارتقای توان بازدارندگی منطقه ای ایران؛ تقویت محور مقاومت؛ کاهش نفوذ آمریکا و غرب در منطقه؛ تشدید تعاملات راهبردی محور روسیه چین و ایران و مقابله آنها با نظم جهانی لیبرال و یک جانبه گرایی آمریکا.
تأثیر نظریات ماکیاولی در تأسیس دولت ایالات متحده آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
291 - 335
حوزههای تخصصی:
میان مورخین و دانشمندان علوم سیاسی همواره بحث بوده که پدران بنیان گذار ایالات متحده آمریکا در تأسیس دولت و تدوین قانون اساسی از چه فیلسوف و اندیشمندی بیشترین بهره را برده اند. این دانشمندان عمدتاً به جان لاک، مونتسکیو و برخی از جمهوری خواهان انگلیسی همچون «اَلجِرنون سیدنی» و «جیمز هرینگتون» اشاره کرده اند و کوشیده اند تا حضور اندیشه ی این افراد را در مباحث پدران بنیان گذار بیابند. بااین حال، اندک کسانی بوده اند که به تأثیر نظریات ماکیاولی بر آراء پدران بنیان گذار در تأسیس دولت ایالات متحده آمریکا اشاره کرده باشند. این غفلت از تأثیر ماکیاولی و نادیده انگاشتن نقش او باعث شگفتی است چه آن که ماکیاولی یکی از مهم ترین نظریه پردازان جمهوری در دوران مدرن است و لذا حداقل کوششی برای یافتن آثار احتمالی نظریات این فیلسوف سیاسی بر اندیشه پدران بنیان گذار در تأسیس جمهوری ایالات متحده موجه بود. پرداختن به این مسئله ازآن رو حائز اهمیت است که اتکا به نظریات فلسفی این فیلسوف سیاسی در تأسیس یک دولت جدید یا به عبارت دیگر دولت سازی را آشکار می سازد. در این مقاله کوشش خواهیم نمود با اتخاذ روشی کیفی و ایستاری متن محور و با گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای-اسنادی، تأثیر اندیشه ی ماکیاولی بر آراء پدران بنیان گذار آمریکا را بررسی نموده و نشان دهیم که دولت ایالات متحده و قانون اساسی بادوام آن، ثبات و استواری خویش را مدیون اتکا به نظریات ماکیاولی است.
تحول پارادایمیک مفهوم دولت در ایران معاصر: از امیرکبیر تا ملکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
163 - 202
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر، می کوشد با بهره گیری از نظام مفاهیم راینهارت کوزلک آلمانی، ظهور مفهوم نوین دولت در دهه های نخست سلطنت ناصرالدین شاه را بکاود. ما با مفهوم ثابت و منجمدی به نام دولت روبرو نیستیم، زیرا این مفهوم بخصوص در زمان آستانه ای، با لایه های معنایی ناهمگونی انباشته شده و تاریخیت آن مضامین، تاریخی و سیال بودن مفهوم دولت را ساخته و مناقشه آمیز بودن آن، تنازع میان حامیان و حاملان مفاهیم را تولید می کند. در پاسخ به پرسش از زمان تاریخی ظهور مفهوم نوین دولت در ایران معاصر، می توان مدعی شد که با امیرکبیر، مفهوم دولت تا آستانه تحول پارادایمی پیش رفت، اما سخت جانی لایه های سخت جان مفهوم دولت و نیروهای حامل آن ها، مانع از ظهور کامل چنان پدیدار نوظهوری در آن مقطع تاریخی شد. با وجود این، گام نخست و اساسی در تحول پارادایمیک مفهوم دولت در آن عصر را امیرکبیر با زبانِ عملِ دولتمردی اش برداشت و گام دوم و تاریخ ساز را میرزا ملکم خان. وجه مشترک این دو بنیان گذار، گذر از اسطوره وجود حسی و «شخص» پندارانه دولت، و تأکید و تمرکز بر وجود معقول و غیر شخصی دولت است که خود را در قالب «دولت مطلقه دیوانسالار» و «دولت منتظم» پدیدار ساخت.
بررسی امکان ابتنای لیبرالیسم سیاسی بر سودگرایی اخلاقی با تمرکز بر اصول لیبرالیسم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سودگرایی از مهم ترین دیدگاه ها در اخلاق هنجاری است. این دیدگاه با تمام اختلاف روایت هایی که دارد، معیار ارزش رفتارها را سودمندی آنها می داند. ازسوی دیگر، لیبرالیسم به عنوان اصلی ترین تفکر حاکم بر سیاست دول غربی، خود دارای اصولی است که با وجود اختلاف در کم و کیف آنها، ارکان سیاست ورزی لیبرال را تشکیل می دهند. مسئله اصلی این پژوهش این است که آیا لیبرالیسم سیاسی از سودگرایی اخلاقی قابل استنتاج است؟ به عبارت دیگر، آیا سودگرایی اخلاقی می تواند مبنایی برای لیبرالیسم سیاسی باشد؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که سودگرایی با برخی اصول لیبرالیسم سازگار نیست؛ ازاین رو سیاستمدار لیبرال نمی تواند در عین پایبندی به اصول لیبرالیسم، تصمیم گیری های خود را بر اساس نظریه سودگرایی توجیه اخلاقی کند؛ اما با وجود این ناسازگاری نظری، در عرصه عمل، بسیاری از سیاستمداران لیبرال کنش های سیاسی خود را بر اساس اصل سودمندی جهت می دهند؛ هرچند در بسیاری از موارد، نه سود عمومی، که سود گروه یا حزب خاصی را هدف قرار می دهند.
پارادایم های امنیتی- سیاسی مشترک روسیه و جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تروریسم و بنیادگرایی در منطقه خاورمیانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۸
69 - 92
حوزههای تخصصی:
بازیگران غیردولتی بود که نقش نیابتی و اجرایی اهداف قدرت های جهانی و منطقه ای را بر عهده گرفتند؛ بر این اساس، پرسش مطرح می شود که، چگونه موضوع تروریسم و بنیادگرایی همکاری میان روسیه و ایران را تقویت نموده است؟ فرضیه ای که پژوهش بر اساس آن به نگارش درآمده، این است که، اهداف یکسان دو کشور در مقابله با بنیادگرایی سطح همکاری را ارتقاء داده و سبب تحوّل در روابط تهران_مسکو شده است؛ در همین راستا هدف مقاله؛ واکاوی رویکردهای سیاسی_امنیتی و سطح همکاری دو کشور در مقابله با بنیادگرایی و تروریسم است؛ نتایج مهم پژوهش نشان از آن دارد هرچند سطح همکاری ارتقاء یافته است؛ ولیکن پیچیدگی عوامل و رویکردهای واقع گرایانه ساختاری جهانی و منطقه ای دافع پیوند راهبردی ویژه دو کشور شده است. درهمین راستا پژوهش حاضر با باگردآوری داده های لازم از طریق داده های کتابخانه ای و اینترنتی و با روش توصیفی_تحلیلی به بررسی، تجزیه و تحلیل روابط داده های مزبور می پردازد.
قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با مهندسی افکار عمومی توسط گروه های معاند و ضد انقلاب (موردمطالعه؛ انتخابات ریاست جمهوری 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
213-237
حوزههای تخصصی:
رسانه ها و بویژه شبکه های اجتماعی در عصر حاضر، با اثرگذاری بر لایه های سه گانه باور، ارزش و رفتار، نقش بسیار مهمی در مهندسی افکار و رفتارهای سیاسی مردم در انتخابات دارند. در این مقاله با تأکید بر سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، نقش آفرینی رسانه های معاند در مهندسی افکار عمومی و راهبردهای مقابله با آن در راستای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، مورد تحقیق قرار گرفته است. تحقیق حاضر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت، نوع داده ها و رویکرد روش شناختی از نوع مطالعات کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون است. ابزار جمع آوری داده ها، استفاده از روش نمونه گیری؛ هدفمند و بر اساس اشباع نظری می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده، از تکنیک تحلیل تم استفاده شده است. گروه های معاند و ضدانقلاب در راستای جنگ شناختی، از رسانه های جمعی دیداری و شنیداری مانند شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای و پیام رسان های اجتماعی و برخی سلبریتی ها، با بهره گیری از شیوه ها و روش های مانند: تشکیل اتاق های فکر و میزهای تحلیل وضعیت؛ تمرکز بر روی رد صلاحیت کاندیداها؛ بحران سازی و ایجاد فضای دوقطبی در جامعه؛ راه اندازی کمپین های مختلف، بهره برداری از مشکلات اقتصادی، ایجاد شایعات، القای یأس و ناامیدی، برجسته کردن نقش رهبری در انتخابات، برای تأثیرگذاری و مهندسی افکار عمومی جامعه ایران در انتخابات ریاست جمهوری 1400، استفاده نمودند. قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این اقدامات شامل: نقش مقام معظم رهبری در هدایت افکار عمومی، تقویت جریان انقلابی در شبکه های اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی نسبت به رسانه های جمعی و غیره می باشد.
رقابت ایران و عربستان در شاخ آفریقا: تلاش برای کسب منزلت و اعتبار منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
99 - 124
حوزههای تخصصی:
با شروع خیزش های عربی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، تنش، رقابت و منازعه میان قدرت های منطقه ای در این منطقه نیز روند صعودی به خود گرفت. ایران و عربستان از مهم ترین قدرت های منطقه ای در خاورمیانه هستند که تنش و رقابت میان آنها در سال های بعد از 2011 به اوج خود رسید. درحقیقت، در طول سال های 2011-2023، این دو قدرت منطقه ای با استفاده از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی در عرصه های مختلف منطقه ای به رقابت با یکدیگر پرداختند. نکته مهم این است که رقابت میان تهران و ریاض منحصر و محدود به مرزهای جغرافیایی خاورمیانه نشد، بلکه رقابت و تنش میان آنها فراتر از منطقه و به مناطق مجاور ازجمله منطقه شاخ آفریقا نیز سرایت کرد. باتوجه به مسئله فوق، سؤال پژوهش حاضر این است که چه انگیزه ها، علل و عواملی موجب کنشگری ایران و عربستان در شاخ آفریقا شده و متعاقباً زمینه سرایت انتقال رقابت آنها به این منطقه راهبردی را فراهم آورده است؟ نگارندگان با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی این فرضیه را مورد بررسی و مداقه قرار دادند که «ایران و عربستان باتوجه به راهبردی بودن منطقه شاخ آفریقا، اقتصاد درحال توسعه و وجود ناامنی و خلأ قدرت در آن به جهت کسب نوعی «منزلت» و «اعتبار» اقدام به کنشگری در صحنه قدرت در شاخ آفریقا کرده اند». فلذا، به نظر می آید که سرایت رقابت های تهران و ریاض به شاخ آفریقا محصول بستر موجود در شاخ آفریقا و انگیزه ها و مشوق های روانی آنها به جهت کسب اعتبار و منزلت در سطح منطقه ای و بینامنطقه ای بوده است.
تحلیل گفتمان شبکه های خبری آمریکایی از سخنان مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 27 دی ماه 1398(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهادت سردار سلیمانی و ایراد سخنرانی در خطبه های نماز جمعه توسط رهبر معظم انقلاب، دو هفته پس از شهادت از اهمیت ویژه ای برای همگان برخوردار گشت. این مقاله می کوشد به بررسی دال های مرکزی این اتفاق در میان شش رسانه مهم آمریکایی بپردازد. این پژوهش مبتنی بر بازنمایی و برجسته سازی به روش تحلیل گفتمان پدام در پنج مرحله است. تأکید بر اهمیت حضور رهبر انقلاب در میان مردم خشمگین و سخنرانی ایشان، دلقک و دروغگو دانستن آمریکایی ها و لزوم عدم اعتماد به آنها، قدرتمند بودن ایران و نهراسیدن از آمریکا، مشابهت اروپایی ها به آمریکایی ها در خصوص تعامل با ایران، اطاعت محض اروپایی ها از آمریکا، ضعیف و حقیر شدن چهره ابرقدرتی آمریکا و مواردی از این قبیل به عنوان مهم ترین دال های شناسایی شده در این پژوهش مدنظر هستند.
کاوش سیاست فشار حداکثری: راهبرد دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران (2021-2017)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۱)
343 - 373
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران می پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که سیاست دولت ترامپ چگونه طراحی و اجرا شد، چه اهداف راهبردی و ژئوپلیتیکی را دنبال می کرد و چه پیامدهایی در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی به همراه داشت. یافته ها نشان می دهد که سیاست ترامپ از ابتدای حضور در کاخ سفید بر پایه راهبرد عقب راندن و کارزار «فشار حداکثری طراحی شد؛ راهبردی که خروج از توافق هسته ای برجام در سال ۲۰۱۸ نقطه عطف آن بود. ابزارهای اصلی این سیاست شامل تحریم های اقتصادی گسترده، فشارهای دیپلماتیک و حقوقی، جنگ رسانه ای و عملیات روانی، و همچنین بهره گیری از هم پیمانان منطقه ای آمریکا در غرب آسیا بود. با وجود شدت فشارها، ایالات متحده در ایجاد اجماع بین المللی کامل علیه ایران ناکام ماند و مخالفت قدرت هایی چون روسیه و چین و نیز مواضع محتاطانه برخی متحدان اروپایی محدودیت های جدی برای سیاست ترامپ ایجاد کرد. در نهایت، اگرچه این سیاست موجب افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر جمهوری اسلامی شد، اما در دستیابی به اهدافی چون تغییر رفتار ایران، کاهش نفوذ منطقه ای یا ایجاد تغییرات داخلی موفقیت تعیین کننده ای نداشت. میراث سیاست ترامپ، با این حال، همچنان بر روابط تهران واشنگتن و معادلات امنیتی منطقه غرب آسیا اثرگذار است.
افول هژمونی آمریکا با تأکید بر بیانات آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
25 - 58
حوزههای تخصصی:
از زمان ظهور ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت جهانی، همواره بحث درباره افول هژمونیک آن وجود داشته است. وقوع تهدیدات امنیتی غیرسنتی به ویژه پس از یازده سپتامبر، در کنار مشکلات عمیق جامعه آمریکا، تداوم هژمونی آن را با تردید مواجه کرده است. مهم تر از آن، رشد سریع اقتصاد چین و دیگر قدرت های نوظهور بوده که حکایت از تقلیل قدرت آمریکا داشته است. از دیدگاه آیت الله خامنه ای، امروز قدرت، نفوذ و مشروعیت آمریکا که عمدتاً با طرح استقرار دموکراسی در کشورهای مختلف، سابقه طولانی مداخله در امور داخلی آن ها دارد، در دنیا رو به افول و زوال است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی بوده است که «شرایط علّی افول آمریکا از دیدگاه آیت الله خامنه ای کدام اند؟» یافته ها و نتایج پژوهش نشان دهنده این واقعیت است که در اندیشه ایشان پیدایی تضاد ارزشی در عرصه نظر و عمل سیاسی و فرهنگی آمریکا افول قدرت سخت، قدرت نرم و هوشمند آن را در عرصه های گوناگون تشدید کرده است. این پژوهش تلاش کرده است با بهره گیری از روش تحلیلی‑ تبیینی و شیوه مطالعه کتابخانه ای، بیانات آیت الله خامنه ای را در این موضوع بررسی نماید.
سیاست هند دربرابر ابتکار یک کمربند- یک راه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژئوپلیتیک جنوب آسیا در سال های اخیر با ارائه ابتکار یک کمربند- یک راه چین تبدیل به عرصه رقابت جدی دهلی نو و پکن شده است. هند ابتکار چین را تهدیدی علیه منافع ملی خود محسوب می کند که از یک سو می تواند برنامه های این کشور را جهت دستیابی به رهبری منطقه ای با چالش هایی مواجه سازد و از سوی دیگر جایگاه قدرت این کشور را در نظام بین الملل تضعیف نماید. به همین دلیل دهلی نو در صدد است تا با اتخاذ سیاست هایی مانع از ظهور هژمونی منطقه ای چین در قالب ابتکار یک کمربند- یک راه شود و همزمان نیز جایگاه خود را در نظام منطقه ای و بین المللی تقویت نماید. بر همین اساس، سوال پژوهش بر این مبنا قرار دارد که هند چه سیاست هایی را در منطقه در قبال تهدیدات ابتکار یک کمربند- یک راه چین اتخاذ کرده است؟ فرضیه پژوهش بدین صورت مفصل بندی شده است که هند جهت مواجهه با ابتکار یک کمربند- راه و قدرت فزاینده چین در قالب این ابتکار، سیاست ها و راهبردهایی نظیر ایجاد کریدورهای رقیب تجاری، توسعه زیرساخت های حمل و نقل دریایی، تقویت همگرایی اقتصادی با کشورهای منطقه، افزایش قدرت و نفوذ دریایی، تقویت چندجانبه گرایی منطقه ای با هدف گسترش همکاری های فنی و تجاری و همچنین ائتلاف سازی فرامنطقه ای را، در راستای حفظ توازن قدرت، در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داده است. روش تحقیق در این مقاله کیفی و بر مبنای رویکرد تحلیلی- تبیینی می باشد. داده های این پژوهش کیفی نیز از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استخراج شده است. همچنین به منظور تحلیل علمی وتئوریک مسئله پژوهش از نظریه موازنه قوای کنت والتز بهره گرفته شده است.
مدل سازی ساختاری تفسیری راهبردهای ارتقای اشتغال پذیری کارکنان وظیفه مبتنی بر آمایش سرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۹
127 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، مدل سازی ساختاری تفسیری راهبردهای ارتقای اشتغال پذیری کارکنان وظیفه مبتنی بر آمایش سرزمینی است. شناسایی راهبردهای ارتقای اشتغال پذیری کارکنان وظیفه مبتنی بر آمایش سرزمینی از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با روش تحلیل محتوای کیفی بر پایه تکنیک اشباع نظری و روش نمونه گیری هدفمند با 34 نفر از اساتید و خبرگان مدیریت، اقتصاد و سیاست گذاران نیروهای مسلح انجام گرفت. روایی و پایایی مصاحبه ها به ترتیب با روش روایی محتوایی نسبی و شاخص کاپای کوهن تایید شد. کدگذاری مصاحبه ها بااستفاده از نرم افزار 2020MAXQDA منجر به شناسایی 12 راهبرد شد. به منظور سطح بندی راهبردهای شناسایی شده از نظرات 89 نفر از مسئولان ارشد و کارکنان ستاد کل نیروهای مسلح و مدیران سازمان نظام وظیفه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و به کمک پرسشنامه استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با بهره گیری از روایی محتوا و روش آزمون پس آزمون تایید شد. راهبردهای شناسایی شده با روش ساختاری تفسیری منجر به تشکیل هشت سطح شد که بهره گیری بهتر از آمایش سرزمینی و آموزش ضمن خدمت اثرگذارترین و بازمهندسی فرآیندها و تحلیل زنجیره ارزش اثرپذیرترین عوامل بودند