ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۱۲۱.

واکاوی شاخص های والدگری نوجوانان با هویت شغلی موفق: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضربا هدف واکاوی و طراحی الگویی خاص از شاخص های فرزندپروری نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم طراحی شد.این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان دختر با هویت شغلی موفق بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در مقطع متوسطه (دوره دوم) شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری در دو مرحله انجام شد. هدف مرحله اول کمی، شناسایی دانش آموزان دارای هویت شغلی موفق بود. بدین منظور تعداد 170 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم شهر کرمانشاه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برای تکمیل پرسشنامه هویت شغلی انتخاب شدند. سپس در مرحله دوم کیفی، به روش نمونه گیری هدفمند، شرکت کنندگان از بین 29 والد دارای فرزند با هویت شغلی موفق، که یک نمره بالاتر از انحراف استاندارد (4.15) را کسب کرده بودند جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند،نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری پیش رفت و2 مصاحبه انتهایی جهت اطمینان از اشباع داده ها انجام شد. داده ها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته گرداوری شد و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. تحلیل تجارب شرکت کنندگان در زمینه واکاوی شاخص های والدگری در نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم منجر به شناسایی و استخراج160 کد اولیه، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی شامل: والد آگاه ،پاسخ دهی، کیفیت ارتباط با فرزند، مهارت رفتاری والد، بستر امن خانوادگی، ساختار خانوادگی و کنترل-نظارت شد. نتایج پژوهش حاضر شاخص های والدگری مذکور را به عنوان متغیرهای مهمی در دستیابی نوجوانان به هویت شغلی موفق، خاطرنشان می سازد. نظر قرار گیرد.
۱۲۲.

مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۶
اشتیاق تحصیلی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت تحصیلی، انگیزه و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری را تعیین می کند و در نظام های آموزشی، شناخت منابع و موانع آن برای ارتقای کیفیت یادگیری و برنامه ریزی آموزشی مؤثر ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی انجام شد. این مطالعه در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانش آموزان دبیرستانی ساکن تهران در سال 1404 بود که شاخص های اشتیاق تحصیلی را دارا بودند. نمونه گیری به شیوه هدفمند و تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در نهایت نمونه گیری در مصاحبه دوازدهم متوقف شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و تحلیل داده ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی (۱۹۷۸) انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و بررسی همکاران استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد موانع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری غیرجهت مند، بی ارزش سازی و ناامیدی، پیوندهای آسیب زا، پویایی های نگرشی بازدارنده و پویایی های عملکردی بازدارنده» و منابع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری جهت مند، ارزشمندسازی و امیدواری، پیوندهای رشددهنده، پویایی های نگرشی اشتیاق زا و پویایی های عملکردی اشتیاق زا» است. یافته ها حاکی از آن بود که اشتیاق تحصیلی فرایندی چندبعدی و پویا است که تحت تأثیر تعامل میان عوامل محیطی، شناختی و انگیزشی شکل می گیرد و مداخلات آموزشی باید با در نظر گرفتن این تعاملات طراحی شوند و برنامه ریزی آموزشی در سطوح مختلف باید با تأکید بر تقویت منابع اشتیاق انجام شود.
۱۲۳.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۲
هدف پژوهش حاضر مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع همبستگی و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. برای این منظور نمونه ای به حجم ۴۵۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و پس از غربال گری و اعمال ملاک های ورود و خروج، ۴۰۵ نفر در تحلیل نهایی مشارکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های نیمرخ حسی نوجوان و بزرگ سال براون و دان (2001)، فرم کوتاه کارکردهای اجرایی بارکلی (2011)، پرسش نامه ذهنی سازی فوناگی و همکاران (2016) و مقیاس اصلی تاکتیک های حل تعارض اشتراوس و همکاران (2004) بود. یافته ها حاکی از آن بود که مدل تاکتیک های حل تعارض در فرم پرخاشگر 28 درصد از واریانس ذهنی سازی (28/0 R2=)؛ 39 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (39/0 R2=)؛ و 55 درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (55/0 R2=) و در فرم قربانی ۲۶ درصد از واریانس ذهنی سازی (26/0 R2=)؛ 32 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (32/0 R2=)؛ و ۵۱ درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (51/0 R2=) را تبیین نمود. این نتایج بر اهمیت درک نقش ذهنی سازی در فرآیندهای حل تعارض و ارتباط آن با ویژگی های شناختی و حسی تأکید دارد.
۱۲۴.

اثربخشی آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسرخوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بوده، جامعه آماری، شامل کلیه ی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آنان برابر 468 نفر بود.نمونه آماری شامل 30 نفر بودند.روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود که از میان نمونه 15 دانشجو برای هرگروه به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ(1993)، مسئولیت پذیری لوئیس (2001) و دستورالعمل جلسات آموزش مهارت های زندگی (کتاب راهنمای مدرس، تألیف و گردآوری امامی نایینی ، 1390) بود. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی برای هر یک از متغیرهای سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان معنا دار است (001/0> P). در نتیجه این پژوهش به روشنی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی شامل مؤلفه های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی بر ارتقاء سازگاری(ابعاد عاطفی، اجتماعی و آموزشی) و مسئولیت پذیری چند بعدی(خود و دیگران) دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل اثر مثبت و معناداری دارد.
۱۲۵.

تجربه زیسته غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی: یک مطالعه پدیدارشناختی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش با هدف مطالعه تجربه ی زیسته ی غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی انجام شد. روش پژوهش کیفی و بر پایه ی پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. مشارکت کنندگان ۱۲ دانشجوی دختر بودند که به صورت هدفمند انتخاب و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. یافته ها نشان داد غربت زدگی پدیده ای چندوجهی است که بر سلامت روان، سازگاری و رشد فردی دانشجویان تأثیر می گذارد. از تحلیل داده ها ۶ مضمون اصلی، ۹ مضمون فرعی و ۴۸ کد اولیه استخراج شد. مضامین اصلی شامل «نوسانات هیجانی و شناختی»، «تغییر و تحول درونی»، «خروج از مرزهای امن»، «فقدان پیوند عاطفی»، «محدودیت های ساختاری» و «راهبردهای سازگاری فردی و نهادی» بودند. نتایج بیانگر آن بود که گرچه غربت زدگی با فشارهای روانی همراه است، اما می تواند فرصت رشد و استقلال فردی را فراهم کند. راهبردهای سازگاری در سطح فردی (مانند یادآوری اهداف و گفتگوی درونی) و نهادی (مانند دسترسی به مشاور و ارائه فضاهای نیمه خصوصی) در کاهش تنش ها و ارتقای کیفیت زندگی دانشجویان نقش مؤثری داشتند.
۱۲۶.

مدل ساختاری گرایش به خودشیفتگی بر اساس آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با نقش واسطه ای احساس کهتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل گرایش به خودشیفتگی بر اساس آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با نقش واسطه ای احساس کهتری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. تعداد 200 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان کوهدشت در سال تحصیلی 1404-1403 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه آسیب های دوران کودکی (CTQ)، سیاهه کیفیت روابط (QRI)، شاخص مقایسه ای احساس کهتری (CFII) و سیاهه شخصیت خودشیفته (NPI) انجام شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است. یافته های این پژوهش نشان دهنده اثرات مستقیم ترومای کودکی و کیفیت روابط بین فردی بر احساس کهتری معنادار بود (0.01>P). اما نقش واسطه ای احساس کهتری در رابطه آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با گرایش به خودشیفتگی تأیید نشد (0.05<P). به نظر می رسد متغیرهای دیگری بجز احساس کهتری در این زمینه نقش واسطه ای دارند.
۱۲۷.

نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر به بررسی نقش سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی در دانشگاه تهران می پردازد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تهران به تعداد 565 نفر است که با استفاده از روش کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده، 229 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری شدند. برای متغیر سبک نظارتی رهبران از پرسشنامه پرادان و همکاران (2020)، سکوت سازمانی دانایی فرد و پناهی (1389) و بی تفاوتی سازمانی واکولا و بورادوس (2005) بهره گرفته شد. برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. شایان ذکر است که ضریب پایایی متغیر سبک رهبری نظارتی (72/0)، سکوت سازمانی (75/0) و بی تفاوتی سازمانی (76/0) بدست آمد. یافته ها : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سبک رهبری نظارتی بر سکوت سازمانی و بی تفاوتی سازمانی تأثیرگذار است. همچنین، بی تفاوتی سازمانی تأثیر معناداری بر سکوت سازمانی دارد. سرانجام، سبک رهبری نظارتی با توجه به نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی، تأثیر قابل توجهی بر کاهش سکوت سازمانی دارد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش می تواند نشان دهد که سبک رهبری نظارتی، که بر کنترل و نظارت بر عملکرد کارکنان تأکید دارد، می تواند به سکوت سازمانی منجر شود. نتایج این پژوهش به مدیران سازمان های آموزشی کمک می کند تا با به کارگیری سبک های رهبری مناسب، زمینه های ارتقاء بهره وری و کاهش مشکلات سازمانی را فراهم کنند.
۱۲۸.

تبیین پدیدارشناسانه تجارب زیسته ی والدین فرزندپذیر ازچالش های والدگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
والدین فرزندپذیر تجارب و چالش های بسیاری را پیرامون ایجاد ارتباط موثر و تطبیق خود با نیازهای عاطفی، روانی واجتماعی فرزندخواندگان خود تجربه می کنند. این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه والدین فرزندپذیر مراجعه کننده به سازمان بهزیستی استان اصفهان، در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش دی ماه تا اسفندماه بود. حجم نمونه دوازده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند خوانده و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 3 مضمون اصلی واکنش های هیجانی اولیه، تغییرات سبک زندگی و چالش های دوران فرزندخواندگی وضرورت های والدگری و 20 مضمون فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین فرزندپذیر نشان داد آنها از ابعاد مختلف ارتباطی، رفتاری، اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی تحت تاثیر قرار می گیرند. بنابراین از این مضمون ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای فرزندخوانده استفاده کرد.
۱۲۹.

مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
زمینه: همه گیری ویروس کرونا موجب ایجاد یکی از بزرگ ترین بحران ها در زمینه سلامت عمومی گردید. علی رغم نقش مرکزی باورهای ناکارآمد درباره سلامتی، چگونگی تأثیر و نقش سطوح چندگانه اضطراب و کانون چندگانه آن در کاهش سلامتی تقریباً نامشخص است. بنابراین انجام مطالعات در خصوص سطوح چندگان اضطراب در دوران همه گیری کووید-19 ضروری بود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا در دانشجویان زن بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در طول همه گیری کرونا انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دانشگاه های استان گیلان در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1401 بود. با روش نمونه گیری در دسترس، 319 دانشجو از طریق فراخوان اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب کرونا (علیپور و همکاران، 2020)، باورهای غیرمنطقی سلامت (کریستینسن و وارویک، 1999)، کانون چندوجهی کنترل سلامت (والتسون و همکاران، 1978) و نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه اضطراب سلامتی (سالکوسکیس و همکاران، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS.26 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که کنترل سلامت درونی، کنترل سلامت شانس، پیامد منفی ابتلا به بیماری و اضطراب سلامت کلی در گروه دارای باورغیرمنطقی سلامت بالا، بصورت معناداری بیشتر است (05/0 >P) و میانگین اضطراب کرونا در افراد دارای باور غیرمنطقی پایین بیشتر است (05/0 >P). نتیجه گیری: به طورکلی نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای نمرات بالا در مقیاس باورهای غیرمنطقی سلامت، منبع کنترل سلامت درونی و مربوط به شانس بیشتر، اضطراب سلامتی بیشتر، و اضطراب کرونای کمتری را گزارش می کنند. لذا مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد در جهت چندبعدی اضطراب برای این افراد پیشنهاد می شود.
۱۳۰.

تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
این پژوهش با هدف تدوین مدل خود-خاموشی بر اساس رضایت زناشویی و سه گانه تاریک شخصیت با نقش واسطه ای تنظیم هیجان در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش زنان متاهل شهر اصفهان در سال 1404 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به تعداد 253 نفر انتخاب و پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه مقیاس خود-خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، مقیاس زناشویی انریچ (EMS، فاورز و السون، 1989)، مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که رضایت زناشویی هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم از طریق ابعاد ارزیابی مجدد و سرکوبی متغیر تنظیم هیجان قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند. همچنین ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک ماکیاولیسم و جامعه ستیزی به صورت غیر مستقیم و از طریق سرکوبی، قادر به پیش بینی خود-خاموشی بودند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که رضایت زناشویی و ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک، با نقش کلیدی تنظیم هیجان، می توانند خود-خاموشی در زنان متأهل را تبیین کنند و بنابراین درک این مکانیسم ها می تواند به توسعه مداخلات روان شناختی برای بهبود کیفیت روابط زناشویی کمک شایانی کند.
۱۳۱.

مقایسه مؤلفه های کارکردهای اجرایی ذهن (برنامه ریزی - سازماندهی) مغز و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
کارکردهای اجرایی به عنوان مجموعه ای از فرایندهای شناختی سطح بالا شناخته می شوند که مسئولیت کنترل، نظارت و تنظیم رفتارهای هدفمند را بر عهده دارند. این پژوهش با هدف مقایسه برنامه ریزی سازماندهی و خرد بین افراد حافظ کل قرآن و افراد عادی انجام شده است. جامعه آماری شامل دو گروه مستقل از حافظان کل قرآن ثبت شده در بانک اطلاعات دارالقرآن مرکزی استان تهران و مقایسه آن با گروه سنی و تحصیلی مشابه در افراد عادی بوده است که با روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای سنجش برنامه ریزی سازماندهی از کارت های ویسکانسین و برای سنجش خرد از پرسش نامه خرد آردلت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که حافظان قرآن در شاخص های کارکردهای اجرایی یعنی برنامه ریزی سازماندهی عملکرد بالاتری نسبت به افراد عادی دارند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که سطح خرد در میان حافظان قرآن به طور معناداری بالاتر از گروه مقایسه است. این یافته ها نشان می دهد که حفظ قرآن کریم می تواند علاوه بر تقویت جنبه های شناختی، در ارتقای خرد نیز مؤثر باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و تربیتی برای بهبود کارکردهای شناختی و پرورش خرد در سطوح فردی و اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۱۳۲.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۸۳
زمینه: عدم دسترسی به منبع ایمن از جمله مراقب اصلی زمینه را برای آسیب پذیری در برابر اختلالات روانشناختی و کاهش کیفیت زندگی در افراد فراهم می کند. بنابراین زمانی که دسترسی به مادر به عنوان مراقب اصلی امکانپذیر نیست؛ جهت تعدیل آسیب پذیری روانشناختی افراد آموزش و بکارگیری مهارت های روانشناختی می تواند زمینه را برای بهبودکیفیت زندگی فراهم سازد. هدف: این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی دختران فاقد مادر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه شبه آزمایشی که با استفاده از یک طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران در حال تحصیل فاقد مادر شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 45 نفر از دختران نوجوان فاقد مادر شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش واقعیت درمانی (15 نفر)، آموز راه حل محور (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه های آزمایشی واقعیت درمانی را با توجه به راهنمایی آموزش (گلاسر، 2010) و آموزش راه حل محور را با توجه به راهنمایی آموزش (کورمان و همکاران، 2013) دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (ریونز-سیبرر و همکاران، 2008) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.28 و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش واقعیت درمانی و درمان راه حل محور بر کیفیت زندگی نوجوانان دختر فاقد مادر اثربخش است (05/0 >P). مداخلات آموزشی بعد از 2 ماه بر روی گروه های آزمایشی از پایداری و ثبات برخوردار بود. نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی با گروه گواه تفاوت وجود دارد (05/0 >P)، اما بین واقعیت درمانی و درمان راه حل محور از نظر اثربخشی بر روی کیفیت زندگی تفاوت وجود نداشت (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج استفاده از واقعیت درمانی و درمان راه حل محور به عنوان مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد جهت بهبود کیفیت زندگی نوجوانان که مراقبین اصلی خود را از دست داده اند؛ می تواند بخش مهمی از آسیب پذیری روانشناختی آن ها را در برابر اختلالات روانشناختی کاهش دهد. همچنین به هر میزان این مداخلات در سنین پایین تر انجام شود میزان تأثیرگذاری آن در آینده نیز بیشتر خواهد بود.
۱۳۳.

هوش مصنوعی و روان درمانی: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
در سال های اخیر استفاده از هوش مصنوعی در زمینه روان درمانی به میزان چشمگیری افزایش یافته است؛ به گونه ای که تعداد قابل توجهی از افراد، پلتفرم های مبتنی بر هوش مصنوعی را به عنوان درمانگر خود انتخاب می کنند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از فرصت ها و محدودیت های روان درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی و شناسایی عوامل موثر بر انتخاب این شیوه درمانی، صورت گرفت. برای دستیابی به این هدف از روش مرور نظام مند استفاده شد. در این راستا، فرایند جستجو با استفاده از کلیدواژه های هوش مصنوعی(Artificial intelligence)، روان درمانی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI-based psychotherapy)، چت جی بی تی (ChatGPT)، روان درمانی (Psychotherapy)، مشاوره (Counseling)، سلامت روان (Mental health)، اختلالات روانی (Mental disorders)، در پایگاه های علمی مگ ایران، نورمگز، گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پابمد و اشپرینگر صورت گرفت که در جستجوی اولیه ۸۵ مقاله یافت شد. سپس مقالات براساس معیارهای ورود و خروج تعیین شده، دستورالعمل پریزما و چک لیست مهارت های ارزیابی انتقادی، مورد بررسی و غربالگری قرار گرفتند که در نهایت ۱۲ مقاله، انتخاب شدند. براساس بررسی و تحلیل نتایج، هوش مصنوعی به دلیل محدودیت هایی مانند ضعف در برقراری رابطه درمانی، ناتوانی در ابراز همدلی و نگرانی های موجود در زمینه حفظ حریم خصوصی مراجعان، نمی تواند در نقش درمانگر به صورت موثری عمل کند اما به عنوان دستیار درمانگر از پتاسیل قابل توجهی در جهت ارتقا کیفیت و اثربخشی مداخلات روان درمانی برخوردار است. پیشنهاد می شود، درمانگران و سایر متخصصان در حوزه سلامت روان با استفاده از نتایج این مقاله به برنامه ریزی و اقدام در جهت بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در فرآیند روان درمانی اقدام کنند که این امر می تواند در بهبود نتایج درمان، نقش قابل ملاحظه ای ایفا کند.
۱۳۴.

اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
مقدمه: وجود تعارضات زناشویی از جمله عوامل مهم در سست شدن بنیان خانواده است و زنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می بینند. به نظر می رسد خودخاموشی و باج گیری عاطفی از عوامل موثر بر تعارضات زناشویی هستند. لذا هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی ایماگوتراپی (تصویرسازی ارتباطی) بر خودخاموشی و باج گیری عاطفی در زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403 بود که از بین آنها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ارزیابی ها با پرسشنامه های تعارضات زناشویی (ثنایی و براتی، 1379)، خودخاموشی (جک، 1991) و باج گیری عاطفی (کارنانی، 2018) انجام شد. گروه آزمایش مداخله ایماگوتراپی را در طی 8 جلسه دریافت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، مداخله ایماگوتراپی در کاهش خودخاموشی و باج گیری عاطفی زنان دارای تعارضات زناشویی موثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغییر خودخاموشی بود (01/0 P< ). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان از مداخله ایماگوتراپی جهت کاهش الگوهای عاطفی مخرب بین زوجین خصوصا خودخاموشی و باج گیری عاطفی استفاده نمود.
۱۳۵.

والدگری موفق نسل z از منظر متخصصان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۴۱۹
زمینه: با توجه به اینکه یکی از ابعاد والدگری در عصر حاضر، والدگری در مواجهه با نوجوانان نسل z است، توجه به زندگی دیجیتال نوجوانان و نقش مدیریتی و نظارتی والدین در عصر تکنولوژی و فناوری ارتباطی ضروری است که در مطالعات گذشته در زمینه الگوهای والدگری مغفول مانده است. هدف: هدف این مطالعه شناسایی و مفهوم پردازی مقوله های اصلی والدگری موفق برای نوجوانان نسل Z، بر اساس دیدگاه های متخصصان بوده است. روش: روش پژهش حاضر کیفی از نوع اکتشافی که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان حوزه تعلیم و تربیت خانواده (روانشناسان و مشاوران خانواده) شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 18 نفر از متخصصان که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران تدوین شده بود، استفاده شد. یافته ها: داده ها از طریق تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی قرار گرفت. به طوری که بعد از کدگذاری، مضامین اصلی به دست آمد. این فرآیند به شناسایی هشت مضامین اصلی و ۵۳ طبقه مضامین فرعی منجر شد. نتایج نشان داد که والدگری موفق برای نسل Z شامل مضامین اصلی؛ داشتن نگرشی مثبت به نوجوانی، برقراری ارتباط مؤثر، هدایت سازنده و متعادل، استفاده راهبردی از فناوری، تقویت استقلال و مهارت آموزی، و اصلاح باورهای محدودکننده والدینی است. نتیجه گیری: والدگری مؤثر در عصر دیجیتال مستلزم آگاهی از تفاوت های نسلی، حمایت عاطفی، انعطاف پذیری، و توانایی ایجاد روابطی محترمانه و باز با نوجوانان است. کاربرد نظری پژوهش در توسعه مدل های بومی والدگری نسل z در بافت فرهنگی ایران و کاربرد عملی نتایج نیز در طراحی برنامه های آموزشی و مداخله ای برای والدین، مشاوران، مربیان و سیاست گذاران است.
۱۳۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر شرم از بدن و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۴
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر شرم از بدن و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان در بیمارستان طالقانی شهر تهران در تابستان سال 1404 بودند. سپس تعداد 40 نفر زن تشخیص داده شده دارای سرطان پستان انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 2 گروه شامل گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت خود قرار گرفت. از پرسشنامه شرم از تصویر بدن (BISS) دوارت و همکاران (2015) و پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36) وار (2000) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد مداخله درمانی در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر شرم از بدن و کیفیت زندگی داشته است (0/05>p). این یافته ها نشان می دهد که درمان مبتنی بر شفقت خود می تواند در یک زمینه درمانی برای کاهش شرم از بدن و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳۷.

Grounded Theory of Couples’ Affectional Bond(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۵
Objective: Affectional bonds are a key factor in the quality and continuity of couples’ relationships. This study aims to develop a grounded theory to explain the dynamics of couples’ affectional bonds. Methods: This study employed the grounded theory approach, included 25 participants selected through purposive sampling with maximum variation until theoretical saturation was achieved. The participants shared the same national and religious background, but had different socio-economic backgrounds and varying marital relationship qualities. Semi-structured interviews were conducted, and data were analyzed using the constant comparative analysis method. The research’s credibility, transferability, dependability, and confirmability were ensured. Results: The study identified six main categories contributing to couples’ affectionate bonds, organized within a grounded theoretical model (AFRIAS model): Attractiveness as the background factor, Fondness as the core factor, Responsiveness, Intimacy, Adjustment as the processes, and Marital Success as the outcome. Conclusion: The study proposes the data-driven AFRIAS model to conceptualize and understand couples’ affectional bonds, particularly within Iranian society.
۱۳۸.

مقایسه تأثیر امپاگلیفلوزین و متفورمین بر رضایت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۶۸
زمینه و هدف: از داروهای مؤثر در کاهش سطح گلوکز در بیماران دیابتی، گروه های دارویی مهارکننده های SGLT2 و بیگوانیدها می باشند که در خصوص اثرگذاری آن ها بر رضایت از درمان و مقایسه آن ها با هم، اطلاعات اندکی وجود دارد. بنابراین هدف این مطالعه مقایسه تأثیر امپاگلیفلوزین (به عنوان مهارکننده SGLT2) و متفورمین (از گروه بیگوانیدها) بر سطح رضایت از درمان در بیماران دیابتی نوع 2 بود. روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، 30 بیمار مرد میانسال مبتلا به دیابت نوع 2 به طور تصادفی از مرکز انجمن دیابت شهرستان سیستان و بلوچستان انتخاب و به سه گروه امپاگلیفلوزین (10 نفر)، متفورمین (10 نفر) و کنترل (10) تقسیم شدند. برای سنجش سطح رضایت از درمان بیماران از پرسشنامه رضایت از درمان بیماران بردلی (1994) استفاده شد. بیماران در مدت سه ماه داوری امپاگلیفلوزین با دُز درمانی 100 میلی گرم در روز دریافت کردند و حداکثر متفورمین 1500 میلی گرم در روز از 8 هفته تا 12 هفته ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از آزمون آنووا یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سطوح رضایت از درمان در گروه های مختلف پژوهش تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که در گروه متفورمین سطح رضایت از درمان نسبت به گروه امپاگلیفلوزین و کنترل افزایش معنادار بیشتری یافته است (به ترتیب 0038/0=P؛ 006/0=P). همچنین نتایج نشان داد که سطح رضایت از درمان در گروه امپاگلیفلوزین نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشت (003/0=P). نتیجه گیری: با توجه به اثرگذاری داوری امپاگلیفلوزین و متفورمین بر سطح رضایت از درمان می توان بیان داشت که استفاده از این داروها می تواند راهکاری کاربردی در بهبود سطح رضایت از درمان بیماران باشد.
۱۳۹.

الگوی سریالی فشار روانشناختی، کنترل شناختی و انعطاف پذیری با ایده پردازی خودکشی نوجوانان: نقش میانجی شکست و نشخوار فکری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: بررسی پیشایندهای خطر خودکشی در نوجوانان برای طراحی و تدوین مداخلات درمانی مختلف در جهت کاهش رفتارهای خودکشی گرا ضرورتی بالینی است. این مطالعه با هدف الگوی سریالی فشار روانشناختی، کنترل شناختی و انعطاف پذیری با ایده پردازی خودکشی نوجوانان: نقش میانجی نشخوار فکری و شکست در نوجوانان ایرانی انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 14 تا 19 ساله شهرشیراز در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و به سؤالات پرسشنامه های فرم کوتاه مقیاس فشار روانشناختی، کنترل شناختی و انعطاف پذیری، فرم کوتاه پرسشنامه نشخوار فکری، شکست و خرده مقیاس ایده پردازی مقیاس احتمال خودکشی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و AMOS.24 به استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرتبه اول شکست و در مرتبه دوم نشخوار فکری نقش میانجی بین فشار روانشناختی و کنترل شناختی و انعطاف پذیری با ایده پردازی خودکشی نوجوانان دارد. کنترل شناختی و انعطاف پذیری و فشار روانشناختی در مرتبه اول 44 درصد از واریانس شکست در مرتبه دوم 69 درصد از واریانس نشخوار فکری و در نهایت 77 درصد از واریانس ایده پردازی خودکشی را در نوجوانان تبیین می کنند. نتیجه گیری: مطالعه حاضر با در نظر گرفته نظریه کنترل شناختی و انعطاف پذیری و ارائه یک چارچوب مفهومی و نظری منحصربه فرد در جهت شناسایی پیشایندهای ایده پردازی خودکشی قبل از انجام رفتار کمک قابل توجهی به ادبیات این حوزه می کند.
۱۴۰.

بهزیستی روانی،اجتماعی افراد ایسکشوال در ایران: نقش استرس اقلیت و اختلال پنداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: تحلیل بالینی و روان شناختی تجربه زیسته، فرآیند هویت یابی و چالش های اختلال پنداری افراد ایسکشوال در ایران. مواد و روش ها: پژوهش با رویکرد آمیخته (تبیینی متوالی) انجام شد. جامعه آماری، افراد ایسکشوال ۱۸ تا ۵۰ ساله ساکن ایران بودند. در بخش کمی، ۲۱۵ نفر با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و پرسشنامه های جمعیت شناختی، افسردگی‑اضطراب‑استرس، بهزیستی روان شناختی ریف، استرس اقلیت، اختلال پنداری درک شده، هویت یابی و راهبردهای مقابله را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک راهه و رگرسیون گام به گام انجام شد. در بخش کیفی، ۱۸ مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته با روش تحلیل مضمون تأملی براون و کلارک بررسی گردید. یافته ها: ۵۸٫۱٪ افسردگی، ۵۲٫۶٪ اضطراب و ۶۱٫۴٪ استرس متوسط تا شدید داشتند. همه فرضیه ها تأیید شد. استرس اقلیت قوی ترین پیش بین افسردگی (ضریب بتای ۰٫۳۸) و هویت یابی قوی ترین پیش بین بهزیستی روان شناختی (ضریب بتای ۰٫۳۸) بودند. تحلیل کیفی پنج مضمون اصلی را آشکار ساخت: فرآیند خودآگاهی و کشف هویت، تجربه اختلال پنداری، چالش های خانوادگی و اجتماعی، پیامدهای روان شناختی، و راهبردهای مقابله و تاب آوری. نتیجه گیری: آسیب روانی افراد ایسکشوال در ایران نه به دلیل گرایش آنان، بلکه ناشی از استرس اقلیت، فشار ازدواج، اختلال پنداری اجتماعی و حرفه ای و نبود حمایت ساختاری است. کامیونیتی های آنلاین و خودپذیری، مهم ترین عوامل حفاظتی به شمار می روند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان